قصص قرآنی

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Msadeq (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۱۳ آوریل ۲۰۲۳، ساعت ۱۱:۰۵ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

موضوع مرتبط ندارد - مدخل مرتبط ندارد - پرسش مرتبط ندارد

مقدمه

قصه مفرد قصص از «قصَّ» «یقصُّ» به معنای خبر، حال و شأن است. طبرسی می‌گوید: قصص یعنی خبرهای پی در پی از گذشتگان[۱].

هدف قرآن از آوردن قصه، ابلاغ پیام و اتمام حجت است. قصه و داستان، مهم‌ترین وسیله و ابزار کتب آسمانی برای انذار و تبشیر بوده است. خداوند می‌فرماید: بگو در زمین سیر و سفر کنید، سپس بنگرید که سرانجام منکران چگونه بوده است ﴿قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ ثُمَّ انْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ[۲]. در کشف الاسرار در تفسیر همین آیه آمده که: «کفّار مکه را در این آیت تحذیر می‌کند و پند می‌دهد که بترسید و پند پذیرید و عبرت گیرید. به این رفتگان و گذشتگان که رسولان را دروغ زن گرفتند و استهزا کردند، بنگرید که به چه روز رسیدند و چه دیدند! شما نیز اگر همان کنید همان عذاب و همان نقمت بینید»[۳].

قصه‌های قرآنی بر سه گونه‌اند:

  1. قصص پیامبران، که شامل دعوت مردمان به حق، معجزات آنان، موضوع مخالفان آنها، مراحل دعوت و سرانجام مؤمنان و کافران است، مانند: قصه نوح، ابراهیم، شعیب، لوط، صالح، موسی، عیسی و...
  2. قصه‌هایی که در بردارنده حوادث گذشته است، مثل: قصه‌های طالوت، جالوت، فرزندان آدم، اصحاب کهف، ذی‌القرنین، قارون، اصحاب اخدود، اصحاب فیل و...
  3. قصصی که بیانگر حوادث زمان پیامبر است مانند جنگ بدر و اُحد در سوره آل عمران، جنگ حنین و تبوک در سوره توبه، جنگ احزاب در سوره احزاب.

قصه‌های قرآن اغلب به صورت پراکنده بیان شده‌اند. تنها قصه یوسف است که به شکل کامل و با حفظ تقدّم و تأخّر نقل وقایع به تبعیت وقوع حوادث در عالم خارج آمده است، حال آنکه در دیگر آیات تنها به بخش‌هایی از یک قصه اشاره شده است[۴]. قرآن گاه قصه می‌گوید، گاه حکایت اخلاقی، گاه داستانک. گاهی هم منطبق با عناصر مدرن داستانی به روایت میپردازد. و این شاید دلیل دیگری باشد بر ادعای قصه‌گو نبودن قرآن. قرآن کتاب هدایت است و برای رسیدن به این هدف، اینجا و آنجا از شیوه‌های داستان‌سرایی نیز استفاده می‌کند، همین[۵].

یکی از روش‌های قصه‌های قرآن، استفاده از «استفهام تقریری» است تا در خواننده کشش و انگیزه ایجاد کند. در داستان موسی می‌گوید: ﴿وَهَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ مُوسَى[۶]. در داستان ابراهیم نیز، می‌گوید: «آیا داستان میهمانان ابراهیم به تو رسیده است و از آن خبر داری؟»﴿هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ ضَيْفِ إِبْرَاهِيمَ الْمُكْرَمِينَ[۷].

شیوه نقل قصه‌های قرآن به دو شیوه است:

  1. رعایت تسلسل زمانی: داستان طبق سیر زمانی و برحسب تسلسل روایت می‌شود. مثل داستان موسی در سوره قصص که از دوران تولد و کودکی موسی آغاز می‌شود و با غرق شدن فرعون پایان می‌پذیرد.
  2. شکسته شدن وحدت زمانی: در پاره‌ای از قصه‌ها تسلسل زمانی رعایت نشده است. شکسته شدن وحدت زمانی در آنها کاملاً مشهود و نمایان است. داستان از درون بُرش میخورد و برخی پرده‌های نمایش جابه‌جا می‌گردد. مثل داستان موسی در سوره طه و اصحاب کهف، در سوره طه، داستان از جایی آغاز می‌شود که موسی به دنبال آتش رفته تا رسیدن به مقام رسالت و حرکت به سوی فرعون. از آیه ۳۷ به بعد داستان یکباره به عقب برمی‌گردد و متن داستان، ناگهان تسلسل رویدادها را قطع می‌کند و خواننده را به حوادث دوران کودکی موسی می‌برد و آنگاه متن داستان، مجدداً به نقطه‌ای برمی گردد که آن را قطع کرده است[۸].

این نوع تکنیک قرآن را «دایره‌ای یا مدور» می‌نامند: «شیوه خاص قصه‌گویی قرآنی که ما اصطلاحاً شیوه «اشارتی‌اش» می‌گوییم و حضور آخر داستان در آغاز و یا در بند بند هر آیه که ما در برابر شیوه «خطی» توراتی، شیوه «دایره‌ایش» می‌گوییم»[۹].

از ویژگی‌های دیگر قصه‌های قرآن، حذف جزئیات و پرهیز از ذکر اعمال داستانی است. علامه طباطبایی می‌گوید: «هدف قرآن تعلیم تاریخ و مسلک رمان‌نویسی نیست، هیچ کاری به این که فلانی پسر کیست و نسبتش چیست و حوادث تاریخی مربوط به او در چه زمانی رخ داده است، نداشته و متعرّض سایر مشخصاتی که یک تاریخ‌نویس یا رمان‌نویس بی‌نیاز از ذکر آن نیست، نمی‌شود، چون تعرض به این خصوصیات در هدف قرآن‌که کتاب هدایت می‌باشد دخالت و تأثیر ندارد[۱۰]. البته این حذف جزئیات در قصه‌های قرآن کلیت ندارد. گاهی برخی جزئیات به دلیل نقشی که در قصه بازی می‌کنند، دوربین قصه، حتی آنها را برجسته‌تر از بخش‌ها و پرده‌های دیگر، جلوه و نمایش می‌دهد، مثل سوره طه، آیات ﴿ وَمَا تِلْكَ بِيَمِينِكَ يَا مُوسَى قَالَ هِيَ عَصَايَ أَتَوَكَّأُ عَلَيْهَا وَأَهُشُّ بِهَا عَلَى غَنَمِي وَلِيَ فِيهَا مَآرِبُ أُخْرَى قَالَ أَلْقِهَا يَا مُوسَى فَأَلْقَاهَا فَإِذَا هِيَ حَيَّةٌ تَسْعَى قَالَ خُذْهَا وَلا تَخَفْ سَنُعِيدُهَا سِيرَتَهَا الأُولَى وَاضْمُمْ يَدَكَ إِلَى جَنَاحِكَ تَخْرُجْ بَيْضَاء مِنْ غَيْرِ سُوءٍ آيَةً أُخْرَى لِنُرِيَكَ مِنْ آيَاتِنَا الْكُبْرَى [۱۱] که به جزئیاتی چون کارایی عصا و واکنش موسی هنگام مشاهده معجزه نیز، پرداخته است در حالی که در سوره اعراف، به صورت گذرا بسنده می‌کند[۱۲].

بی‌زمانی و بی‌مکانی از ویژگی‌های دیگر قصه‌های قرآن است. این دو عامل در شکل دادن به روند حوادث، نقش چندانی ندارد و ما در قصه‌ها ردّ پایی از زمان و مکان را جستجو نمی‌کنیم و نمی‌یابیم؛ زیرا داستان‌ها و قصه‌های قرآن، ورای زمان و مکان حرکت می‌کنند و این دلیل بر جهانی و جاودانی بودن قصه‌ها است[۱۳]. از مختصات دیگر قصه‌های قرآن، تکرار است؛ به این معنی که گاه سرگذشت یک قوم یا پیغمبری را، در چند جای قرآن به نشانه تأکید میآورد. مثل داستان شعیب، زکریا، لوط، صالح، مریم، که البته تکرار از مختصات متون مقدس است[۱۴].

یکی از ویژگی‌های قصه‌های قرآن، «داستان در داستان» است. یعنی در حین بیان قصه‌ای، داستان دیگری را نقل می‌کند، و مولوی در مثنوی، متأثر از ساختمان سور و آیات قرآن، از این شیوه قرآن به نیکی بهره برده است.[۱۵]

منابع

پانویس

  1. مجمع البیان، ج۲، ص۷۶۵.
  2. «بگو: در زمین سیر کنید سپس بنگرید که سرانجام دروغ‌انگاران چگونه بوده است» سوره انعام، آیه ۱۱.
  3. کشف الاسرار، ج۳، ص۳۰۵.
  4. باغ در باغ، ص۶۱۴.
  5. ریخت‌شناسی قصه‌های قرآن، ص۶۹.
  6. «و آیا داستان موسی را شنیده‌ای؟» سوره طه، آیه ۹.
  7. «آیا داستان مهمانان گرامی ابراهیم به (گوش) تو رسیده است؟» سوره ذاریات، آیه ۲۴.
  8. داستان انبیاء در المیزان، ص۲۰.
  9. باغ در باغ، ص۶۱۹.
  10. المیزان، ج۷، ص۱۶۷.
  11. «و آن چیست در دست راست تو، ای موسی؟ گفت: چوبدست من است که بر آن تکیه می‌کنم و با آن برای گوسفندانم برگ می‌ریزم و مرا بدان نیازهایی دیگر است. فرمود: آن را بیفکن، ای موسی! و آن را افکند؛ ناگهان، آن (چوبدست) ماری شد که می‌شتافت. فرمود: آن را بگیر و مترس! ما آن را به روال نخست آن، باز می‌گردانیم. و دست خویش (از گریبان به) زیر بازو بر تا بی‌هیچ بیماری درخشان برآید به نشانه ای دیگر. تا به تو برخی از نشانه‌های بزرگ خویش را نشان دهیم؟» سوره طه، آیه ۱۷-۲۳.
  12. داستان‌های انبیاء در المیزان، ص۳۴.
  13. داستان‌های انبیاء در المیزان، ص۳۱.
  14. باغ در باغ، ص۶۳۹.
  15. رهبریان، محمد رضا، مقاله «قصص قرآنی»، دانشنامه معاصر قرآن کریم، ص ۱۰۰۰ - ۱۰۰۱.