بنی ملکان بن افصی
نسب این قوم
این طایفه را از اعراب قحطانی و از شاخههای قبیله خزاعه و از فروعات و شعب بزرگ ازد گفتهاند که نسبشان به مَلَکان بن افصی بن حارثة بن عمرو بن عامر بن حارثة بن إمریءالقیس بن ثَعلبة بن مازن بن ازد میرسد[۱]. ملکان فرزندی به نام بویّ داشت که از او پسرانی به اسامی عمرو، سلیم، مالک و مازن متولد شدند[۲]. این فرزندان، در کنار اولاد دیگری که از این طایفه به دنیا آمدند، قوم بنی ملکان بن افصی را شکل دادند. این طایفه، خود، به شاخههای متعددی تقسیم میشود که تیره بنی بوی بن ملکان[۳] و بنی غبشان بن ملکان[۴] مهمترین آن است.[۵]
مواطن و مساکن بنی ملکان
موطن اصلی این قبیله را به مانند قبایل مادریشان ازد و خزاعه، «مأرب» در جنوب یمن دانستهاند[۶]. گفته شده که در پی آشفتگیهای اقتصادی و سیاسی حاصل از کشمکشهای حمیریان و قحطانیان و تغییر راههای تجاری یمن که شریان اصلی اقتصاد یمن بسته بدان بود و سرانجام با تخریب سد مأرب[۷] در حدود قرن اول و دوم میلادی[۸] و وارد شدن آسیب شدید بر شبکه آبیاری مأرب، ازدیان از جمله خزاعه و طوایفش به رهبری عمرو بن عامر مزیقیاء جلای وطن کرده، به امید یافتن زیستگاهی دائمی روی به شمال آوردند، در نجد و تهامه وارد شدند[۹]. اما دیری نپایید که طوایف ازد به چند جانب متفرق شدند و سرنوشتی مستقل در پیش گرفتند. طوایفی از قبیله ازد -از جمله فرزندان رَبیعه و أَفصی پسران حارثة بن عمرو بن عامر[۱۰] و قبایل منتسب به ایشان یعنی: کعب، فتح، سعد، عوف و عدیّ فرزندان عمرو بن ربیعة بن حارثة بن عمرو بن عامر همراه با أسلم و ملکان دو فرزند افصی بن حارثة بن عمرو بن عامر-[۱۱] که از همراهی با سایر تیرههای ازد در سفر به شام امتناع ورزیدند و ضمن جدایی از ایشان، در تهامه سکنی گزیدند، جملگی «خزاعی» خوانده شدهاند[۱۲]. قبیله بنی ملکان به عنوان یکی از این طوایف خزاعی، حجاز را مسکن و مأوای خود قرار دادند[۱۳] و در شهرهای بزرگ آن از جمله مکه[۱۴] و مدینه[۱۵] ساکن شدند. علاوه بر این مناطق، شهر کوفه هم از دیگر مساکن بنی ملکان پس از ظهور اسلام به شمار میآمد[۱۶]. آنان همراه با دیگر ازدیان کوفه، که متشکل از قبایل اوس، خزرج و دیگر فروعات قبیله خزاعه بودند در کنار گروههایی از بارق، غافق، ثماله و غامد، بخشی از جمعیت «اسباع کوفه» را تشکیل داده بودند[۱۷].[۱۸]
منابع
حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت
پانویس
- ↑ هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۴۵۶ و ۴۶۰؛ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۳۳؛ عوتبی صحاری، الانساب، ج۲، ص۶۱۴؛ نویری، نهایه الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۱۸. برخی علما، آنان را در شمار طوایف مضری (از قبایل عدنانی) و از فرزندان أفصی بن عامر بن قُمعَة بن الیاس بن مضر بن نِزِار بن مَعدِ بن عَدنان گفتهاند. (ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۴۰ و ۲۴۲)
- ↑ هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۴۶۰.
- ↑ ابن درید، الاشتقاق، ص۴۸۰؛ قلقشندی، نهایه الارب فی معرفة الانساب العرب،ج۱، ص۱۸۳؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۱۱۲.
- ↑ نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۱۸؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۸۷۸.
- ↑ حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت.
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۵، ص۳۴.
- ↑ ر.ک: احمد امین؛ پرتو اسلام، ص۲۹؛ غلامحسین مصاحب، دائرة المعارف فارسی، جلد اول، ص۱۲۵۶؛ فیلیپ خلیل حتّی، تاریخ عرب، ص۸۳ و...
- ↑ احمد پاکتچی، ازد [پیش از اسلام]، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج۸، ص۲۴-۲۵.
- ↑ حسن بن احمد همدانی، صفة جزیرة العرب، ص۳۲۸-۳۲۹.
- ↑ هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۴۳۹؛ قلقشندی، نهایه الارب فی معرفة الانساب العرب، ص۲۴۴.
- ↑ فاسی، شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام، ج۲، ص۷۶. نیز ر.ک: ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۴۰؛ عوتبی صحاری، الأنساب، ج۲، ص۶۱۴.
- ↑ ابنهشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۳-۱۴؛ مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۲، ص۱۷۳.
- ↑ بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۳، ص۱۶۷.
- ↑ ر.ک: ابن حبان، الثقات، ج۳، ص۴۱۳؛ ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۴۲؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۴۹۰.
- ↑ ر.ک: ابو نعیم، معرفة الصحابه ج۴، ص۳۲۹.
- ↑ ر.ک: خلیفة بن خیاط، الطبقات، ص۱۸۳؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۸۲۲؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۳۱۸.
- ↑ خلیفة بن خیاط، الطبقات، ص۲۵۲-۲۵۳.
- ↑ حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت.