صحیفه‌نگاری

نسخه‌ای که می‌بینید، نسخهٔ فعلی این صفحه است که توسط Bahmani (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۱۲ اکتبر ۲۰۲۵، ساعت ۰۸:۳۷ ویرایش شده است. آدرس فعلی این صفحه، پیوند دائمی این نسخه را نشان می‌دهد.

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

مقدمه

صحیفه‌نگاری نیز از روش‌های تعلیمی اهل‌بیت(ع) به‌شمار می‌آید که برای گسترش فرهنگ و معارف دینی استفاده می‌شد. در این بخش، صحیفه‌نگاری به عنوان آخرین روش تعلیمی اهل‌بیت(ع) که جنبه ابتکاری داشت، ابتدا از لحاظ مفهومی بررسی می‌شود و سپس موضوع و زمینه‌های آن بیان خواهد شد.

معناشناسی

صحیفه که جمع آن صحف و صحائف است، در لغت به چیزی گفته می‌شود که در آن بنویسند[۱]. برخی نیز آن را «کتاب» معنا کرده‌اند[۲]. واژه «صحف» در قرآن نیز به‌کار رفته است. مراد قرآن از صحف در آیه: ﴿إِنَّ هَذَا لَفِي الصُّحُفِ الْأُولَى * صُحُفِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى[۳]، کتب نازل‌شده بر حضرت ابراهیم و موسی(ع) است و مراد از آن در آیه ﴿وَإِذَا الصُّحُفُ نُشِرَتْ[۴]، نامه اعمال است[۵]. در عصر جاهلیت نیز واژه صحف را برای کتاب‌هایی استفاده می‌کردند که به ثبت معاملات و حساب‌های تجارت اختصاص داشت[۶]. بنابراین به نظر می‌رسد که مفهوم اصلی و اولیه صحیفه همان کتاب است؛ هرچند که بر اساس شواهد تاریخی و حدیثی این واژه در اوایل دوره اسلامی به رساله‌های کوچک چند صفحه‌ای که به یک موضوع خاص اختصاص داشت نیز اطلاق می‌گردید. پیامبر اکرم(ص) پس از هجرت به مدینه دستور به تهیه و تنظیم نوشته‌ای دادند که در آن حقوق مهاجرین، انصار و یهودیان شهر مشخص شده بود. در این متن که کتب تاریخی آن را ذکر کرده‌اند، عبارت «اهل هذه الصحیفه»، پنج مرتبه تکرار شده است[۷]؛ همچنین است صحیفه جابر بن عبدالله انصاری که حاوی مطالب مکتوب در لوح حضرت زهرا(س) بوده و متن دو صفحه‌ای آن در کتب حدیثی آمده است[۸].

گفتنی است صحیفه در اوایل دوره اسلامی به رساله‌های حدیثی اختصاص نداشت. هرچند در اصطلاح بیشترین شهرت صحیفه به موضوع حدیث است؛ اما باید دانست که این واژه عَلَم برای حدیث نیست و درباره قرآن نیز به‌کار می‌رفت؛ چنان‌که وقتی عمر بن خطاب از اسلام آوردن خواهرش اطلاع یافت و شتابان به منزل او رفت، پس از درگیری با خواهرش صحیفه‌ای را که از روی آن مشغول آموختن قرآن از خباب بن ارت بود طلب کرد[۹]. بنابراین صحیفه در آغاز اسمی عام برای همه نوشته‌ها محسوب می‌شد، اما صحیفه‌نگاری در این پژوهش، به موضوعات حدیثی اختصاص دارد[۱۰].

صحیفه‌نگاری یکی از روش‌های آموزشی

از روش‌های آموزشی معصومان(ع) نوشتن رساله‌های علمی آموزشی در موضوع‌ها و مسأله‌های گوناگون دینی است که از آن راه، فرهنگ و معارف دینی گسترش می‌یافت. مراد از رساله آنچه امروزه به رساله معروف است، نیست، بلکه مراد نوشته‌ای است که در موضوع خاصی از موضوع‌های علمی نوشته شده است و آگاهی‌هایی را در آن زمینه ارائه می‌کند و از حد یک نامه نیز بیرون است. دهخدا می‌نویسد: «رساله مجله‌ای است شامل اندکی از مسائلی که از یک نوع باشد»[۱۱]. البته رساله گاه می‌تواند در حد یک کتاب نیز باشد؛ یعنی تعداد صفحات آن یا حجم آن به اندازه‌ای است که می‌توان عنوان امروزی کتاب را بر آن نهاد و گاهی نیز حجم آن از این مقدار کمتر است و عنوان کتاب بر آن صدق نمی‌کند. اصطلاح کتاب نیز امروزه چنین نیست که حد و مرز دقیقی داشته باشد، هرچند هر نوشته‌ای را نیز کتاب نمی‌نامند. دهخدا فرق رساله و کتاب را در کمی و زیادی و نقصان و کمال می‌داند[۱۲]. پیامبر اکرم(ص) - که امی بود و هرگز با دست خود ننوشت - مطالب و نامه‌های خود را املا می‌کرد و کاتبان آن حضرت، از جمله علی(ع) آن را می‌نگاشتند. آن حضرت مطالب بسیاری را در زمینه علوم و معارف اسلامی (اعتقادات، احکام و اخلاق) املا کرد و علی(ع) آنها را به نگارش درآورد.

امام علی(ع) نیز چند صحیفه و کتاب به دست خویش نوشته بود. از جمله این آثار مصحف ایشان است که علاوه بر آیات قرآن، تفسیر و شأن نزول آنها را نیز بدان افزوده است. در این مصحف، آیات بر اساس ترتیب نزول، تقدیم منسوخ بر ناسخ و تفکیک محکم و متشابه تنظیم شده بود[۱۳]. «کتاب علی» یا «صحیفه الفرائض» نیز از جمله کتاب‌های امام علی(ع) است. این اثر، به املای پیامبر(ص) و کتابت امام علی(ع) است که تمام معارف، احکام واجبات مسائل و سنت پیامبر در آن گرد آمده است[۱۴]. کتاب «جامعه» از مکتوبات مشهور امام علی(ع) است که به گفته امام صادق(ع) صحیفه‌ای به طول ۷۰ ذراع و به املای پیامبر(ص) بر علی(ع) و حاوی احکام حلال و حرام، حتی دیه یک خراش کوچک بوده است[۱۵]. صحیفه‌ای مرسوم به «جفر» نیز به آن حضرت تعلق داشت که همچون دایره‌المعارفی غنی، تمام اطلاعات ضروری مربوط به آینده و گذشتگان و علوم مورد نیاز بشر در آن گردآوری شده بود[۱۶]. «کتاب الدیات» نام صحیفه دیگری است که به امام علی(ع) منسوب می‌باشد و به موضوعاتی چون دیه نفس و اعضای بدن اختصاص داشت که امام آن را برای کارگزاران خود فرستاده بود[۱۷]. درباره احتمال یکی بودن برخی از این آثار نیز اقوالی وجود دارد که پرداختن به آنها خارج از بحث این پژوهش است[۱۸]. نکته پایانی اینکه منابع تاریخی و حدیثی هیچ اشاره‌ای به وجود صحیفه‌ای منسوب به امام حسن(ع) و امام حسین(ع) نکرده‌اند[۱۹].

مصحف فاطمه نیز نام کتاب دیگری از امام علی(ع) است که برای حضرت فاطمه(س) نوشته است. امام سجاد(ع) نیز به نوشتن رساله‌هایی در موضوع‌های گوناگون دینی پرداخت. «صحیفه سجادیه» کتابی است شامل دعاهای آن حضرت، که امام تحت عنوان دعا، معارف بلند اعتقادی را به مردم و شیعیان آموخته است. رساله حقوق آن حضرت نیز، نمونه دیگری از رساله‌های ایشان است که در آن، حقوق گروه‌ها و صنف‌های گوناگون جامعه، از جمله حقوق معلم، حقوق والدین، حقوق رعیت، حاکم و... بیان شده است[۲۰].

امام صادق(ع) نیز کتابی در توحید دارد که آن را املا کرده و مفضل بن عمر نگاشته است. از امام هادی(ع) نیز رساله‌هایی در موضوعات گوناگون در پاسخ به پرسش‌های اصحاب برجای مانده است که از جمله آنها، رساله آن حضرت در ردّ جبر و تفویض و اثبات عدل و جمع بین‌الامرین است[۲۱]. از امام حسن عسکری(ع) نیز تفسیری برجای مانده که به «تفسیر عسکری» معروف است و با املای امام و خط «حسن بن خالد برقی» و در یکصدوبیست رساله، تدوین شده است[۲۲].

منع شدن پیامبر(ص) از کتابت موجب شد که صحیفه‌نگاری اهل‌بیت(ع) از حضرت زهرا(س) و امام علی(ع) آغاز شود، هرچند در دوره پیامبر(ص) صحیفه‌هایی توسط برخی صحابه ایشان نگاشته شد. صحیفه عبدالله بن عمرو عاص - مشهور به الصحیفه الصادقه - از جمله آثار مکتوب در عصر نبوی به شمار می‌رود که به احادیثی از پیامبر(ص) اختصاص داشت[۲۳]. تشویق‌ها و توصیه‌های فراوان پیامبر(ص) به کتابت برای کم‌رنگ کردن فرهنگ شفاهی و مکتوب شدن سنت اسلامی، سبب گسترش صحیفه‌نگاری در حوزه حدیث و تفسیر قرآن گردید و اهل‌بیت پیامبر(ع) که بیش از هرکس به ضرورت این کار واقف بودند، پرچمدار این حرکت شدند. این حرکت در دوره مورد نظر بسیار کند بود؛ چراکه فرهنگ شفاهی بر همه جوانب زندگی اعراب سایه افکنده بود و تنها خواصی چون اهل‌بیت پیامبر(ع) و برخی صحابه ایشان به این کار پرداختند. بر اساس منابع حدیثی، صحیفه‌هایی به حضرت زهرا(س) منسوب است. اولین اثر مکتوب ایشان صحیفه‌ای اخلاقی است که حاوی نکاتی چون احترام به حقوق همسایه می‌باشد. در بخشی از این صحیفه چنین آمده است: «کسی که همسایه‌اش از بدی‌های او در امان نباشد، از مؤمنان نیست و هر کس که به خدا و روز قیامت ایمان داشته باشد، همسایه خود را آزار نمی‌دهد و هر کس که به خدا و روز قیامت ایمان داشته باشد، سخن نیکو می‌گوید و یا سکوت می‌کند...»[۲۴]. وصیت‌نامه ایشان را نیز می‌توان صحیفه‌ای مستقل به‌شمار آورد که از دو بخش تشکیل می‌شد. بخش اول به نحوه تصرف در باغ‌های هفتگانه آن حضرت اختصاص داشت و بخش دوم به نحوه کفن و دفن ایشان و برخورد ظالمانه برخی از صحابه مربوط بود[۲۵]. این آثار نشان‌دهنده اهتمام حضرت زهرا(س) به مکتوب کردن میراث اسلامی برای نسل‌های آینده است[۲۶]. نکته‌ای که در باب صحیفه‌های آن حضرت وجود دارد و مورد بحث متخصصان و پژوهشگران قرار گرفته، احتمال یکی بودن برخی از آثار فاطمه زهرا(س) است که برخی آن را تأیید و برخی رد کرده‌اند[۲۷].[۲۸]

منابع

پانویس

  1. راغب اصفهانی، مفردات، ماده «صحف»؛ ابن منظور، لسان العرب، ماده «صحف».
  2. ابن منظور، لسان العرب، ماده «صحف»، زبیدی، تاج العروس، ماده «صحف»؛ فیروزآبادی، القاموس المحیط، ماده «صحف».
  3. «این (حقیقت) بی‌گمان در صحیفه‌های (آسمانی) پیشین (نیز آمده) است * صحیفه‌های ابراهیم و موسی» سوره اعلی، آیه ۱۸-۱۹.
  4. «و آنگاه که کارنامه‌ها را بگشایند» سوره تکویر، آیه ۱۰.
  5. طوسی، التبیان، ج۱۰، ص۳۳۳ و ۲۸۳.
  6. جواد علی، المفصل، ج۵، ص۵۲۳.
  7. ابن هشام، السیرة النبویة، ج۱، ص۵۰۱.
  8. طبرسی، الاحتجاج، ج۱، ص۸۵.
  9. ابن هشام، السیرة النبویة، ج۱، ص۳۴۳.
  10. ذاکر مشهدی، هناء، پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری، ص ۱۹۷.
  11. لغت‌نامه دهخدا، ذیل: «رساله».
  12. لغت‌نامه دهخدا، ذیل: «رساله».
  13. عاملی، الانتصار، ج۳، ص۲۳۱؛ طباطبایی، تفسیر المیزان، ج۱۲، ص۱۲۶.
  14. صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۱۶۳.
  15. کلینی، اصول کافی، ج۱، ص۲۳۹.
  16. کلینی، اصول کافی، ج۱، ص۲۳۹.
  17. صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۷۵.
  18. برای اطلاعات بیشتر، ر.ک: مدرسی طباطبایی، میراث مکتوب شیعه، ص۳۹-۴۲؛ معارف، مجید، تاریخ حدیث شیعه، ص۳۶-۳۸؛ امینی، عبدالله، مصحف فاطمی، ص۷۴-۷۶.
  19. ذاکر مشهدی، هناء، پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری، ص ۱۹۸.
  20. ر.ک: تحف العقول، ص۲۶۰.
  21. ر.ک: تحف العقول، ص۴۸۱.
  22. حسینی‌زاده، سید علی، نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی، ص ۱۳۶.
  23. ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۳۱، ص۲۶۲.
  24. «لَيْسَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ مَنْ لَمْ يَأْمَنْ جَارُهُ بَوَائِقَهُ، وَ مَنْ كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ فَلَا يُؤْذِي جَارَهُ، وَ مَنْ كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ فَلْيَقُلْ خَيْراً أَوْ يَسْكُتْ...». طبری، دلائل الامامه، ص۶۵-۶۶.
  25. طوسی، تهذیب الاحکام، ج۹، ص۱۴۴-۱۴۵.
  26. آثار مکتوب دیگری نیز به حضرت زهرا(س) اختصاص داشته است که شامل مصحف فاطمه(س) و لوح آن حضرت بوده است، اما به جهت وحیانی بودن آنها، حدیثی نبودنشان، در این بخش مورد اشاره قرار نگرفته‌اند.
  27. برای اطلاعات بیشتر، ر.ک: عاملی، حقیقه مصحف فاطمه، ص۲۰-۵۰؛ مدرسی طباطبایی، میراث مکتوب شیعه، ص۲۰-۳۷.
  28. ذاکر مشهدی، هناء، پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری، ص ۱۹۸.