مهریه

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید، نسخهٔ فعلی این صفحه است که توسط Wasity (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۱۵ دسامبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۲:۴۸ ویرایش شده است. آدرس فعلی این صفحه، پیوند دائمی این نسخه را نشان می‌دهد.

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

مقدمه

یکی از الزامات ازدواج از منظر اسلام، تعیین مهریه از طرف مرد برای زن است که عمل به این تعهد و پرداخت آن واجب شرعی است، چنان‌که زن بعد از عقد ازدواج مالک بی‌قید و شرط مهریه است و در صورت درخواست، شوهر باید آن را بپردازد و طلاق یا مرگ شوهر تأثیری در این جهت ندارد. هر چند در شرع، زمان خاصی برای پرداخت مهریه مشخص نشده است، ولی سیره اهل بیت(ع) در پرداخت سریع آن در شروع زندگی به همسر و آزادگذاشتن او در مصرف آن و تهیه اسباب زندگی و هر آنچه که دوست دارد، تأکید می‌کند. عده‌ای از مردم که در منزل امام حسین(ع) آمده بودند، فرش و پشتی‌هایی دیدند که کراهت و اعتراض آنان را برانگیخت. امام حسین(ع) در جواب آنان فرمود: «إِنَّا نَتَزَوَّجُ النِّسَاءَ فَنُعْطِيهِنَّ مُهُورَهُنَّ فَيَشْتَرِينَ مَا شِئْنَ لَيْسَ لَنَا مِنْهُ شَيْ‌ءٌ»؛ «ما با زنان ازدواج می‌کنیم و مهریه ایشان را پرداخت می‌کنیم و آنها هر آنچه که بخواهند، می‌خرند و ما هیچ حقی در اموال شخصی و مهریه آنها نداریم»[۱].

برای تعیین مهریه می‌توان فواید و کارکردهایی ذکر کرد؛ از جمله: تضمین امنیت اقتصادی زن و افزایش امنیت و ثبات ازدواج و تقویت پیوند زناشویی و روابط عاطفی و محبت بین زن و شوهر. البته مهر و محبت بین زن و شوهر، ریشه‌ها و زمینه‌های اساسی می‌خواهد و قرار دادن مهریه فقط برای استحکام آن است، نه ایجاد آن. به همین دلیل، افزایش مهریه نه تنها موجب محبت و ثبات خانواده نمی‌شود، بلکه به گواه روایات، اسباب دشمنی را نیز فراهم می‌کند[۲].[۳]

حقوق زوجه

مهریه از جمله حقوق زن است. خداوند مهریه را شرط صداقت و راستی مرد در علاقه و محبتی که او به زن ابراز می‌کند، قرار داده است: ﴿وَآتُوا النِّسَاءَ صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِنْ طِبْنَ لَكُمْ عَنْ شَيْءٍ مِنْهُ نَفْسًا فَكُلُوهُ هَنِيئًا مَرِيئًا[۴].

مهریه از امور منحصر به نظام حقوق زن و خانواده در اسلام نیست، بلکه پیش از اسلام میان اقوام و ملل گوناگون عالم، حتی در دوران ماقبل تاریخ نیز مرسوم بوده است؛ البته در هریک با ویژگی‌هایی همراه بوده است. به گفته پژوهشگران[۵]، در اعصار گذشته آنچه مرد در ارتباط زناشویی به زن می‌داد، یا حق‌الاجاره و قیمتی بود که مرد به خانواده زن پرداخت می‌کرد یا مرد برای تصاحب زن چیزی را به او پیشکش می‌کرد. اما در اسلام به این حقیقت مهم توجه شده است که آفرینش زن و مرد به گونه‌ای حکیمانه متفاوت است زن موجودی مکمل وجود مرد است و مردان برای حفظ بقای خود و ارضای بسیاری از نیازهایشان سراغ زنان می‌روند. در این ارتباط زنان خود را ارزان در اختیار مردان نمی‌گذارند و به اصطلاح مرد برای دستیابی به زن متحمل هزینه‌هایی می‌شود. بخشی از آن هزینه‌ها هدیه و پیشکشی است که به شخص زن می‌پردازد به بیان استاد شهید مرتضی مطهری، مهریه ماده‌ای است از یک آیین‌نامه کلی که طرح آن در متن آفرینش ریخته و با دست فطرت تهیه شده است. ایشان معتقدند که قرآن کریم مهر را صدقه می‌نامد تا مسئله صداقت و راستین بودن علاقه مرد را به زن نمایان سازد. همچنین قرآن مهریه را «نحله» می‌نامد تا آن را هدیه و پیشکشی از سوی مرد معرفی کند. بنابراین مهریه ناشی از احساسات رقیق و عطوفت‌آمیز مرد به زن است، نه احساسات خشن و مالکانه مرد[۶].

با توجه به این نگاه قرآنی روشن می‌شود که دین مقدس اسلام به مهریه نگاهی مادی ندارد و به مقدار آن توجه نمی‌کند. در بیان و سیره رسول خدا و اهل‌بیت(ع) نیز این نگاه خودنمایی می‌کند. تا آنجا که یکی از ویژگی‌های مثبت در ملاک‌های انتخاب همسر کمی مهریه فرد است. در مقابل، زنانی که مهریه‌های سنگین دارند، بسیار نکوهش شده‌اند. در این زمینه نقل شده است که وقتی در محضر شریف امام صادق(ع) درباره شومی‌ها و بدی‌ها سخن به میان آمد ایشان فرمودند: «شومی و بدی در سه چیز است: در زن؛ مرکب؛ و خانه؛ اما زن شوم کسی است که مهریه بسیار داشته و عقیم باشد...»[۷].

درباره اهمیت جایگاه مهریه در اسلام به ویژه در فقه و حقوق اسلامی از امام صادق(ع) این سخن شریف و تأمل‌برانگیز نقل شده است: «کسی که با زنی ازدواج کند درحالی‌که نیت او این نباشد که مهریه همسرش را بدهد، آن مرد نزد خداوند چون زناکاران خواهد بود!»[۸]

نکته ظریف در این سخن حکیمانه آن است که آنچه نکوهش شده، این نیست که مرد هنگام ازدواج قصد و نیت پرداخت نکردن مهریه زن را داشته باشد، بلکه حضرت نداشتن قصد پرداخت مهریه زن هنگام ازدواج با او را مذموم دانسته است؛ گویی چنین عقد ازدواجی را نزد خداوند نافذ نمی‌دانند در نتیجه، به فرموده ایشان عمل زناشویی مرد نزد خداوند در حکم زنا خواهد بود!

همچنین درباره اهمیت دادن به مهریه همسران از آن بزرگواران(ع)، از جمله امام موسی بن جعفر(ع) نقل شده است: اهل‌بیت(ع) بر این مطلب تأکید داشته‌اند که مهریه همسرانشان باید چونان هزینه حج بیت‌الله‌الحرام، از پاک‌ترین بخش اموالشان باشد[۹].[۱۰]

نوع و مقدار مهریه

نگاهی به سیر تاریخ مهریه در اسلام روشن می‌سازد که تعیین صداق و مهریه در اسلام و میان مسلمانان به درهم و دینار (نقره و طلا) یا هرگونه وجه نقد و پول رایج منحصر نبوده است با تدبیری که پیامبر اسلام(ص) اندیشیده بودند و پس از ایشان اهل‌بیت(ع) و دیگر مسلمانان نیز از آن پیروی کردند، امور دیگری نیز هنگام ازدواج به منزله مهریه به زن پیشکش می‌شد به مواردی از آنها اشاره می‌کنیم.

۱. آموزش معارف دین: گفته می‌شود نخستین زنی که برای وی مهریه تعیین شد حضرت حوا بوده است. حضرت آدم(ع) در ازای ازدواج با ایشان از سوی خداوند مأمور شد تا معارف دین را به وی بیاموزد. زراره از امام صادق(ع) نقل کرده است: وقتی خداوند شوق به حوا را در دل حضرت آدم(ع) قرار داد و سپس ایشان به حوا ابراز علاقه کرد، خداوند به حضرت آدم(ع) پیشنهاد کرد با وی ازدواج کند. ایشان پذیرفت و در پیشگاه باعظمت الهی عرض کرد: «پروردگارا! من کنیزتان حوا را از شما خواستگاری می‌کنم. برای این منظور رضایت شما در چیست؟» خداوند فرمود: «رضایت من در آن است که تو معارف دین را به وی بیاموزی». حضرت آدم عرض کرد: «من [در قبال ازدواج با حوا] این کار (آموزش معارف دین به او) را تعهد می‌کنم...»[۱۱].

به نظر می‌رسد که مقصود از این کار مقدس و پر رمز و راز الهی، پایه‌گذاری صداق و مهریه برای زنان هنگام ازدواج است. گویی خداوند، مرد را به پذیرش این تعهد الهی فراخواند تا هنگام ازدواج و پیوند مقدس زناشویی، امر با ارزشی را کابین همسرانشان قرار دهند. همچنین برای نشان دادن اهمیت آن، رضای خویش را نیز در آن قرار داد. در برابر، مرد نیز با پذیرش این تعهد، نه‌تنها رضای خداوند را به دست آورد، بلکه به خواست قلبی خویش نیز رسید.

نکته دیگری که از این حدیث شریف برداشت می‌شود آن است که خداوند رضای خویش را در چنین مهریه‌ای قرار داده است، بنابراین، لازم است کم‌وکیف مهریه زنان به گونه‌ای باشد که رضای حضرت حق‌تعالی را در پی داشته باشد و باید از اموری که موجب ناخرسندی خداوند است، پرهیز کرد.

۲. آموزش قرآن: از جمله مواردی که درصدر اسلام به توصیه رسول خدا(ص) مهریه زنان قرار می‌گرفت آموزش قرآن بود. در این باره از امام محمدباقر(ع) چنین نقل شده است: زنی نزد رسول خدا(ص) شرفیاب شد و گفت: «]ای رسول خدا،[مرا به ازدواج مردی درآور». رسول خدا(ص) خطاب به اصحاب فرمودند: «چه کسی با این زن ازدواج می‌کند؟» مردی برخواست و گفت: «ای پیامبر، او را به ازدواج من درآورید». حضرت(ص) فرمودند: «چه چیزی داری تا [به منزله مهریه] به وی بدهی؟» مرد عرض کرد: «چیزی ندارم». حضرت(ص) فرمودند: «نمی‌شود». آن زن درخواست خود را تکرار کرد. رسول خدا(ص) نیز کلام خود را خطاب به اصحاب تکرار کردند. باز هم تنها همان مرد برخواست. بار سوم که آن زن درخواست خویش را بیان کرد، حضرت به آن مرد فرمودند: «آیا از قرآن چیزی می‌دانی؟»

عرض کرد: «آری». حضرت(ص) فرمودند: «این زن را به عقد تو درآوردم؛ در ازای قرآنی که می‌دانی. به او قرآن بیاموز»[۱۲].

در نقلی دیگر از امام باقر(ع) چنین آمده است که ایشان به مردی توصیه فرمودند با زنی ازدواج کند و در ازای مهریه سوره‌ای از قرآن را به وی بیاموزد[۱۳].

۳. زره جنگی: جالب است بدانیم که در صدر اسلام و زندگی پیشوایان ما، گاه اموری مرسوم بوده و بدان پایبند بوده‌اند که در عصر کنونی برای ما کمی غریب است. از جمله آن امور، قرار دادن زره جنگی به منزله مهریه و صداق بوده است پیش از این در خلال گزارش‌های گوناگون از ازدواج حضرت علی و فاطمه زهرا(ع) بیان شد که وقتی حضرت علی(ع) به خواستگاری فاطمه زهرا نزد پدر بزرگوارشان رسول خدا(ص) رفتند، حضرت موافقت فرمودند؛ البته حضرت(ص) در آغاز خبر تزویج این دو بزرگوار را به وسیله خداوند در آسمان و نزد ملائکه به امیرمؤمنان(ع) دادند و سپس فرمودند: خداوند خود مهریه آسمانی زهرا(س) را تعیین فرموده است. سپس رسول خدا(ص) برای اجرای مراسم زمینی بنابر شرع مقدس اسلام در قبال پانصد درهم[۱۴] یا بر پایه برخی روایات یک زره آهنی دخترشان را به عقد امیرمؤمنان(ع) درآوردند. امام صادق(ع) از پدر بزرگوارشان امام باقر(ع) نقل کرده‌اند که مهریه حضرت فاطمه زهرا(س) زرهی آهنین بوده است[۱۵].

۴. آزادی از بندگی: از جمله اموری که رسول خدا(ص) آن را به منزله صداق برخی از همسران خود تعیین فرمودند آزادی آنان از قید بندگی بوده است. علامه مجلسی در ضمن بیان مناقب و افتخارات حضرت علی(ع) از قول سلیم بن قیس، جریان فتح خیبر را به دست مبارک ایشان نقل کرده. است ایشان در بیان این افتخار جاویدان علوی چنین آورده است: قلعه مهم یهودیان خیبر به دست مبارک حضرت علی(ع) فتح شد. از جمله غنیمت‌های این فتح مهم کنیزانی بود که صفیه دختر حیی بن اخطب از آنها بود. وقتی صفیه را نزد رسول خدا(ص) آوردند، حضرت نخست او را آزاد کردند؛ سپس به عقد خویش درآوردند و آزادی وی را از قید بندگی مهریه‌اش تعیین فرمودند[۱۶].

۵. مهرالسنه: مقصود از مهرالسنه مقدار مهری است که رسول خدا(ص) برای همسران و دخترانشان و دیگر زنان اهل‌بیت(ع) تعیین می‌کردند و اهل‌بیت و اصحاب و دیگر مسلمانان به منزله سنت نبوی آن را مراعات می‌کردند.

در سیره اهل‌بیت(ع) تعیین مهریه برای زنان و دختران در جهت فلسفه وجودی مهریه برای زن بوده است. آنان به هیچ روی مهریه زنان را ابزاری برای مطامع انسانی و باج‌خواهی از فرد مقابل نمی‌دانستند. در روایت‌های بسیاری آمده است که رسول خدا(ص) مقدار مهریه را در حد مشخصی تعیین می‌فرمودند و تأکید می‌کردند که اهل‌بیت(ع) و دیگر مسلمانان این رویه را به صورت سنت ادامه دهند. رسول خدا(ص) مهریه را چه مقدار تعیین کرده و مقدار مهرالسنه چقدر است؟ در برخی روایت‌ها و سخنان اهل‌بیت(ع) و در خلال سیره آنان به این پرسش پاسخ داده شده است.

مقدار مهرالسنه در برخی روایات پانصد درهم گزارش شده است. از امام صادق(ع) نقل است که در پاسخ به پرسشی درباره مهرالسنه فرمودند: «مهریه‌ای که رسول خدا برای همسرش قرار داده است عبارت بود از ۵/۱۲ اوقیه و هر اوقیه مقدار چهل درهم است که در مجموع می‌شود پانصدر درهم»[۱۷].

مرحوم کلینی روایتی را نقل کرده است که در آن شخصی از امام علی بن موسی الرضا(ع) پرسید: چرا مهرالسنه پانصد درهم قرار داده شده است؟ حضرت در پاسخ فرمودند: خداوند تبارک و تعالی بر خود واجب کرده است که اگر مؤمنی هریک از اذکار تکبیر («اللَّهُ أَكْبَرُ»تسبیح («سُبْحَانَ اللَّهِ»حمد («الْحَمْدُ لِلَّهِ»تهلیل («لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ») و صلوات بر پیامبر و اهل‌بیت او («اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ») را صد مرتبه بر زبان آورد و سپس بگوید: پروردگارا، از حوریان بهشتی به من تزویج کن، خداوند فرشته‌ای از زیبارویان چشم‌درشت (حوریان) را به وی تزویج کند و مهریه او را همین ذکرها قرار دهد. آنگاه خداوند به رسول خدا وحی فرستاد تا مهر زنان مؤمن را پانصد درهم تعیین کند و آن را سنت قرار دهد. حضرت نیز چنین کردند. بنابراین هر مؤمنی که به خواستگاری دختر برادر مؤمنش رفت و مهریه او را پانصد درهم تعیین کرد، ولی او نپذیرفت پس سبب آزار و اذیتش شده و شایسته محرومیت از ازدواج با حوریان بهشتی از سوی خداوند خواهد بود[۱۸].

همچنین در برخی گزارش‌ها نقل شده است که اهل‌بیت(ع) مقدار مهرالسنه را ۴٨٠ درهم می‌دانستند. در این زمینه نقل شده است که مروان حکم از سوی معاویه مأمور شد تا ام کلثوم دختر زینب کبری و عبدالله جعفر(ع) را برای یزید خواستگاری کند. عبدالله جعفر گفت که اختیار دخترم در دست دایی او حسین بن علی(ع) است. مروان در مجلس حضرت که گروهی از بزرگان نیز در محضر ایشان حضور داشتند، حاضر شد و با سخنان سخیف و کنایات بی‌مغز، افزون بر تعریف و تمجید از یزید و بنی‌امیه منظور خود را بیان کرد و گفت: «امیرمؤمنان معاویه به من امر کرده است این خواستگاری را انجام دهم و مهریه او را به نظر پدرش تعیین کنم؛ هرچقدر که می‌خواهد باشد افزون بر این انجام این کار موجب صلح بین دو قبیله و ادای همه قرض‌های عبدالله جعفر می‌شود».

امام حسین(ع) در نخستین برخورد با مروان پس از باخبر شدن از منظور او فرمودند: «از خداوند طلب خیر می‌کنم. پروردگارا، توفیق رضامندی خود را از آل محمد(ص) برای این دختر فراهم ساز».

آن‌گاه در مسجد مدینه، در حضور مردم پاسخی دندان‌شکن به یاوه‌سرایی‌های مروان دادند و فرمودند: حمد و سپاس خدایی که ما را برای خود برگزید و برای دین خود به ما رضایت داد و ما را برای آفریدگانش برگزید... ای مروان، سخنت را گفتی، پس پاسخ ما را نیز بشنو. گفتی: «مهریه او را پدرش تعیین کند، هر چقدر که می‌خواهد باشد». به جان خودم سوگند، اگر ما بخواهیم مهر تعیین کنیم، هرگز از سنت رسول خدا دربارۀ دختران و زنان و اهل‌بیتش تجاوز نمی‌کنیم و آن عبارت است از ٨۴ مثقال که می‌شود ۴٨٠ درهم... .

حضرت(ع) پس از پاسخ قاطع به همۀ سخنان سخیف مروان چنین فرمودند: همگی شاهد باشید که من ام‌کلثوم، دختر عبدالله جعفر را با مهریه ۴٨٠ درهم به عقد ازدواج پسرعمویش قاسم بن محمد بن جعفر درآوردم و باغ و بستان خود را در مدینه به او بخشیدم که محصول آن در سال ۸۰۰۰ دینار است و اگر خدا بخواهد، آن باغ شما دو تن را بی‌نیاز خواهد کرد[۱۹].

درباره ازدواج امام جواد(ع) نیز نقل شده است که آن امام بزرگوار، در فضای خفقان حاکمیت مأمون که به ازدواج با دخترش مجبور شده بودند، باز هم بر سنت نبوی(ص) در تعیین مقدار مهریۀ همسرشان تأکید داشتند[۲۰].

روایات دربارۀ مهرالسنه و تأکید اهل‌بیت(ع) بر مراعات آن بسیار است که پرداختن به همۀ آنها از حوصلۀ بحث ما خارج است[۲۱].[۲۲]

چگونگی هزینه کردن مهریه

از اموری که رسول خدا(ص) و امامان معصوم(ع) بدان پایبند بودند و مراعاتش می‌‌کردند، آزادی زنان و همسرانشان در چگونگی هزینه کردن مهریه‌شان بوده است.

آن بزرگواران، همسرانشان را مالک و صاحب حقیقی مهریه‌شان می‌دانستند. بنابراین، اولا، در نخستین فرصت پس از ازدواج مهریه همسرشان را می‌پرداختند؛ ثانیا، پس از پرداخت مهریه آنان را در خرج کردنش آزاد می‌گذاشتند و خود چندان دخالتی در آن نمی‌کردند.

جابر بن عبدالله انصاری درباره چگونگی برخورد اهل‌بیت(ع) با مهریه همسران یا دخترانشان از سیره امام حسین(ع) داستان زیر را بازگفته است: گروهی میهمان به امام حسین بن علی(ع) وارد شدند. به حضرت عرض کردند: «ای پسر پیامبر در خانه شما اسباب و وسایلی می‌بینیم که نمی‌پسندیم». زمانی که آنان نزد حضرت(ع) رفته بودند، در خانه ایشان چند فرش، بالش و پشتی به چشم می‌خورد. حضرت(ع) در پاسخ ایشان فرمودند: ما اهل‌بیت(ع) وقتی با همسرانمان ازدواج کردیم، مهریه آنان را در اختیار خودشان قرار می‌دهیم. آنان نیز هرچه خواستند با آن می‌خرند ما برای خویش در مهریه آنان حقی قایل نیستیم[۲۳].[۲۴]

منابع

پانویس

  1. الکافی، ج۶، ص۴۷۶.
  2. «لَا تُغَالُوا بِمُهُورِ النِّسَاءِ فَيَكُونَ عَدَاوَةً»؛ (بحارالأنوار، ج۱۰۰، ص۳۵۱).
  3. ولی‌زاده، حامد، سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت، ص ۳۳.
  4. «و کابین زنان را با خشنودی به آنان بپردازید و اگر با خوشدلی چیزی از آن را به شما بخشیدند نوش و گوارا بخورید» سوره نساء، آیه ۴.
  5. مرتضی مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، ص۱۷۹.
  6. مرتضی مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، ص١٨۶.
  7. «الشُّؤْمُ فِي ثَلَاثٍ فِي الْمَرْأَةِ وَ الدَّابَّةِ وَ الدَّارِ فَأَمَّا شُؤْمُ الْمَرْأَةِ فَكَثْرَةُ مَهْرِهَا وَ عُقْمُ رَحِمِهَا»؛ محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۵۶٧.
  8. «قَالَ الصَّادِقُ(ع): مَنْ تَزَوَّجَ امْرَأَةً وَ لَمْ يَنْوِ أَنْ يُوَفِّيَهَا صَدَاقَهَا فَهُوَ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ زَانٍ» (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۳۹۹).
  9. «قَالَ السِّنْدِيُّ بْنُ شَاهَكَ، وَ كَانَ الَّذِي وَكَّلَهُ الرَّشِيدُ بِحَبْسِ مُوسَى(ع)، لَمَّا حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ: دَعْنِي أُكَفِّنْكَ فَقَالَ(ع): إِنَّا أَهْلُ بَيْتٍ حَجُّ صَرُورَتِنَا وَ مُهُورُ نِسَائِنَا وَ أَكْفَانُنَا مِنْ طَهُورِ أَمْوَالِنَا» (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۷۵، ص٣٢۵).
  10. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۲۱۲.
  11. «عَنْ زُرَارَةَ بْنِ أَعْيَنَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) فِي حَدِيثٍ قَالَ: إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ آدَمَ مِنْ طِينٍ ثُمَّ ابْتَدَعَ لَهُ حَوَّاءَ فَجَعَلَهَا فِي مَوْضِعِ النُّقْرَةِ الَّتِي بَيْنَ وَرِكَيْهِ وَ ذَلِكَ لِكَيْ تَكُونَ الْمَرْأَةُ تَبَعاً لِلرَّجُلِ فَقَالَ آدَمُ يَا رَبِّ مَا هَذَا الْخَلْقُ الْحَسَنُ الَّذِي قَدْ آنَسَنِي قُرْبُهُ وَ النَّظَرُ إِلَيْهِ؟ فَقَالَ اللَّهُ: يَا آدَمُ! هَذِهِ أَمَتِي حَوَّاءُ أَ فَتُحِبُّ أَنْ تَكُونَ مَعَكَ تُؤْنِسُكَ وَ تُحَدِّثُكَ وَ تَكُونَ تَبَعاً لِأَمْرِكَ؟ فَقَالَ: نَعَمْ يَا رَبِّ وَ لَكَ بِذَلِكَ عَلَيَّ الْحَمْدُ وَ الشُّكْرُ مَا بَقِيتُ. فَقَالَ اللَّهُ: فَاخْطُبْهَا إِلَيَّ فَإِنَّهَا أَمَتِي وَ قَدْ تَصْلُحُ لَكَ أَيْضاً زَوْجَةً لِلشَّهْوَةِ وَ أَلْقَى اللَّهُ عَلَيْهِ الشَّهْوَةَ وَ قَدْ عَلَّمَهُ قَبْلَ ذَلِكَ الْمَعْرِفَةَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ، فَقَالَ: يَا رَبِّ! فَإِنِّي أَخْطُبُهَا إِلَيْكَ فَمَا رِضَاكَ لِذَلِكَ؟ فَقَالَ اللَّهُ: رِضَايَ أَنْ تُعَلِّمَهَا مَعَالِمَ دِينِي. فَقَالَ: ذَلِكَ لَكَ عَلَيَّ يَا رَبِّ! إِنْ شِئْتَ ذَلِكَ لِي. فَقَالَ اللَّهُ: وَ قَدْ شِئْتُ ذَلِكَ وَ قَدْ زَوَّجْتُكَهَا فَضُمَّهَا إِلَيْكَ» (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۳۷۹؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۱، ص۲۲۰؛ محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج۲۰، ص۱۳؛ میرزاحسین النوری، الطبرسی، مستدرک الوسائل، ج١۴، ص٣٧١).
  12. «عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ(ع) قَالَ: جَاءَتِ امْرَأَةٌ إِلَى النَّبِيِّ(ص) فَقَالَتْ: زَوِّجْنِي! فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): مَنْ لِهَذِهِ؟ فَقَامَ رَجُلٌ فَقَالَ: أَنَا يَا رَسُولَ اللَّهِ! زَوِّجْنِيهَا. فَقَالَ: مَا تُعْطِيهَا؟ فَقَالَ: مَا لِي شَيْ‏ءٌ! قَالَ: لَا فَأَعَادَتْ فَأَعَادَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) الْكَلَامَ فَلَمْ يَقُمْ أَحَدٌ غَيْرُ الرَّجُلِ ثُمَّ أَعَادَتْ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) فِي الْمَرَّةِ الثَّالِثَةِ أَ تُحْسِنُ مِنَ الْقُرْآنِ شَيْئاً؟ قَالَ: نَعَمْ. قَالَ: قَدْ زَوَّجْتُكَهَا عَلَى مَا تُحْسِنُ مِنَ الْقُرْآنِ فَعَلِّمْهَا إِيَّاهُ»؛ محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج٢١، ص٢۴٣.
  13. «عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ(ع) أَنَّهُ قَالَ: لِلرَّجُلِ أَنْ يَتَزَوَّجَ الْمَرْأَةَ عَلَى أَنْ يُعَلِّمَهَا سُورَةً مِنَ الْقُرْآنِ أَوْ يُعْطِيَهَا شَيْئاً مَا كَانَ» (نعمان بن محمد تمیمی، مغربی دعائم الإسلام، ج۲، ص۲۲۲؛ میرزاحسین النوری الطبرسی، مستدرک الوسائل، ج۱۵، ص۶١). همچنین گزارش شده است که روزی مردی ازدواج با زنی را از رسول خدا(ص) درخواست کردند و چیزی نداشتند تا در قبال آن به منزله مهریه پیشکش کنند حضرت در قبال آموزش قرآن به این کار اقدام فرمودند. آن مرد به حضرت عرض کرد: «يَا رَسُولَ اللَّهِ! زَوِّجْنِيهَا. فَقَالَ(ص): هَلْ مَعَكَ شَيْ‏ءٌ تُصْدِقُهَا؟ فَقَالَ: وَ اللَّهِ مَا مَعِي إِلَّا رِدَائِي هَذَا. فَقَالَ(ص): إِنْ أَعْطَيْتَهَا إِيَّاهُ تَبْقَى وَ لَا رِدَاءَ لَكَ، هَلْ مَعَكَ شَيْ‏ءٌ مِنَ الْقُرْآنِ؟ فَقَالَ: نَعَمْ، سُورَةُ كَذَا وَ كَذَا، فَقَالَ(ص) زَوَّجْتُكَهَا عَلَى مَا مَعَكَ مِنَ الْقُرْآنِ». در کتب روایی و فقهی شیعه، در بخش کتاب النکاح بابی با عنوان «باب جواز کون المهر تعلیم شیء من القرآن» باز شده است. طالبان می‌توانند به این کتاب‌ها مراجعه کنند.
  14. «عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنِ الصَّادِقِ(ع) فِي حَدِيثٍ فِي تَزْوِيجِ فَاطِمَةَ(س) فِي السَّمَاءِ إِلَى أَنْ قَالَ(ع): قَالَ أَبُو أَيُّوبَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! فَمَا كَانَتْ نِحْلَتُهَا؟ قَالَ: يَا أَبَا أَيُّوبَ! شَطْرُ الْجَنَّةِ وَ خُمُسُ الدُّنْيَا وَ مَا فِيهَا وَ النِّيلُ وَ الْفُرَاتُ وَ سَيْحَانُ وَ جَيْحُونُ وَ الْخُمُسُ مِنَ الْغَنَائِمِ كُلُّ ذَلِكَ لِفَاطِمَةَ نِحْلَةٌ مِنَ اللَّهِ لَا يَحِلُّ لِأَحَدٍ أَنْ يَظْلِمَهَا فِيهِ بِوَبَرَةٍ إِلَى أَنْ قَالَ فَقَامَ حُذَيْفَةُ بْنُ الْيَمَانِ عَلَى قَدَمَيْهِ وَ قَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! فَمَتَى تُزَوِّجُهَا فِي الْأَرْضِ؟ قَالَ: يَوْمَ الْأَرْبَعِينَ مِنْ تَزْوِيجِهَا فِي السَّمَاءِ. قَالَ حُذَيْفَةُ: فَمَا نِحْلَتُهَا فِي الْأَرْضِ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟ فَقَالَ: يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ! مَا يَكُونُ سُنَّةَ [نِسَاءِ] أُمَّتِي مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ قَالَ: وَ كَمْ هُوَ؟ قَالَ: خَمْسُمِائَةِ دِرْهَمٍ. قَالَ حُذَيْفَةُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! لَا يَزْدَادُ عَلَيْهَا فِي نِسَاءِ الْأُمَّةِ فَإِنَّ بُيُوتَاتِ الْعَرَبِ تُعَظِّمُ الْعَرَبَ وَ تُنَافِسُ فِيهَا قَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ(ص) الْخَمْسُمِائَةِ دِرْهَمٍ تَأْدِيبٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَحْمَةٌ وَ لِلْأُمَّةِ فِي ابْنَتِي وَ أَخِي أُسْوَةٌ قَالَ حُذَيْفَةُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! فَمَنْ لَمْ‏ يَبْلُغِ الْخَمْسَمِائَةِ دِرْهَمٍ؟ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): تَكُونُ النِّحْلَةُ مَا تَرَاضَيَا عَلَيْهِ. قَالَ حُذَيْفَةُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! فَإِنْ أَحَبَّ أَحَدٌ مِنَ الْأُمَّةِ الزِّيَادَةَ عَلَى الْخَمْسِمِائَةِ دِرْهَمٍ. قَالَ: قَدْ أَخْبَرْتُكُمْ مَعَاشِرَ النَّاسِ بِمَا كَرَّمَنِي اللَّهُ بِهِ وَ كَرَّمَ أَخِي عَلِيّاً وَ ابْنَتِي فَاطِمَةَ(س) وَ تَزْوِيجَهَا فِي السَّمَاءِ وَ قَدْ أَمَرَنِي رَبِّي أَنْ أُزَوِّجَهُ فِي الْأَرْضِ وَ أَنْ أَجْعَلَ نِحْلَتَهَا خَمْسَمِائَةِ دِرْهَمٍ ثُمَّ تَكُونَ سُنَّةً لِأُمَّتِي إِلَى أَنْ قَالَ فَقَامَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع) [فَقَالَ‏] وَ هَذَا رَسُولُ اللَّهِ(ص) قَدْ زَوَّجَنِي ابْنَتَهُ فَاطِمَةَ وَ صَدَاقُهَا عَلَيِّ خَمْسُمِائَةِ دِرْهَمٍ» (میرزا حسین النوری الطبرسی، مستدرک الوسائل، ج۱۵، ص۶۵).
  15. «عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ(ع) قَالَ: كَانَ فِرَاشُ عَلِيٍّ وَ فَاطِمَةَ حِينَ دَخَلَتْ عَلَيْهِ إِهَابُ كَبْشٍ... وَ كَانَ صَدَاقُهَا دِرْعاً مِنْ حَدِيدٍ» (علی بن عیسی الإربلی، کشف الغمة، ج۱، ص۳۵۸؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص١٠۴؛ میرزاحسین النوری، الطبرسی، مستدرک الوسائل، ج۱۵، ص۶٧). در نقلی دیگر از امام صادق(ع) چنین آمده است: «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: زَوَّجَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) عَلِيّاً فَاطِمَةَ(ع) عَلَى دِرْعٍ حُطَمِيَّةٍ وَ كَانَ فِرَاشُهَا إِهَابَ كَبْشٍ يَجْعَلَانِ الصُّوفَ إِذَا اضْطَجَعَا تَحْتَ جُنُوبِهِمَا» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص٣۶٧). این مضامین از زبان مبارک حضرت علی و دیگر امامان معصوم(ع) در منابع روایی به تواتر نقل شده است؛ کتاب‌هایی چون: ابوجعفر محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۱، ص٢۵٧؛ ج۴، ص۴١٨؛ محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، من لا یحضره الفقیه، ج۷، ص٣۶۴ و ر.ک: الخصال، عیون أخبارالرضا، معانی الأخبار، وسائل الشیعة، بحارالأنوار، الإختصاص، الإحتجاج، کشف الغمة، مناقب آل ابی‌طالب و....
  16. «... حَتَّى فَتَحَ خَيْبَراً وَ أَتَاهُ بِصَفِيَّةَ بِنْتِ حُيَيِّ بْنِ أَخْطَبَ فَأَعْتَقَهَا رَسُولُ اللَّهِ(ص) ثُمَّ تَزَوَّجَهَا وَ جَعَلَ عِتْقَهَا صَدَاقَهَا»؛ الفضل بن الحسن الطبرسی، أعلام الوری، ص۱۳۹؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٢، ص١۵۵؛ ج٢٢، ص٢٠۴.
  17. «عَنْ أَبِي الْعَبَّاسِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(ع) عَنِ الصَّدَاقِ هَلْ لَهُ وَقْتٌ؟ قَالَ: لَا. ثُمَّ قَالَ: كَانَ صَدَاقُ النَّبِيِّ(ص) اثْنَتَيْ عَشْرَةَ أُوقِيَّةً وَ نَشّاً وَ النَّشُّ نِصْفُ الْأُوقِيَّةِ وَ الْأُوقِيَّةُ أَرْبَعُونَ دِرْهَماً فَذَلِكَ خَمْسُمِائَةِ دِرْهَمٍ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص٣٧۶).
  18. «عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ خَالِدٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ(ع) عَنْ مَهْرِ السُّنَّةِ كَيْفَ صَارَ خَمْسَمِائَةٍ؟ فَقَالَ: إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَوْجَبَ عَلَى نَفْسِهِ أَلَّا يُكَبِّرَهُ مُؤْمِنٌ مِائَةَ تَكْبِيرَةٍ وَ يُسَبِّحَهُ مِائَةَ تَسْبِيحَةٍ وَ يُحَمِّدَهُ مِائَةَ تَحْمِيدَةٍ وَ يُهَلِّلَهُ مِائَةَ تَهْلِيلَةٍ وَ يُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ مِائَةَ مَرَّةٍ ثُمَّ يَقُولَ اللَّهُمَّ زَوِّجْنِي مِنَ الْحُورِ الْعِينِ إِلَّا زَوَّجَهُ اللَّهُ حَوْرَاءَ عَيْنٍ وَ جَعَلَ ذَلِكَ مَهْرَهَا. ثُمَّ أَوْحَى اللَّهُ إِلَى نَبِيِّهِ(ص) أَنْ سُنَّ مُهُورَ الْمُؤْمِنَاتِ خَمْسَمِائَةِ دِرْهَمٍ فَفَعَلَ ذَلِكَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) وَ أَيُّمَا مُؤْمِنٍ خَطَبَ‏ إِلَى أَخِيهِ حُرْمَتَهُ فَقَالَ خَمْسُمِائَةِ دِرْهَمٍ فَلَمْ يُزَوِّجْهُ فَقَدْ عَقَّهُ وَ اسْتَحَقَّ مِنَ اللَّهِ أَلَّا يُزَوِّجَهُ حَوْرَاءَ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص٣۶٧).
  19. «عَنْ عَبْدِ الْمَلِكِ بْنُ عُمَيْرٍ وَ الْحَاكِمِ وَ الْعَبَّاسِ قَالُوا:... إِنَّ مُعَاوِيَةَ كَتَبَ إِلَى مَرْوَانَ وَ هُوَ عَامِلُهُ عَلَى الْحِجَازِ يَأْمُرُهُ أَنْ يَخْطُبَ أُمَّ كُلْثُومٍ بِنْتَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ لِابْنِهِ يَزِيدَ فَأَتَى عَبْدَ اللَّهِ بْنَ جَعْفَرٍ فَأَخْبَرَهُ بِذَلِكَ فَقَالَ عَبْدُ اللَّهِ إِنَّ أَمْرَهَا لَيْسَ إِلَيَّ إِنَّمَا هُوَ إِلَى سَيِّدِنَا الْحُسَيْنِ(ع) وَ هُوَ خَالُهَا. فَأَخْبَرَ الْحُسَيْنَ(ع) بِذَلِكَ فَقَالَ: أَسْتَخِيرُ اللَّهَ تَعَالَى اللَّهُمَّ وَفِّقْ لِهَذِهِ الْجَارِيَةِ رِضَاكَ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ(ع). فَلَمَّا اجْتَمَعَ النَّاسُ فِي مَسْجِدِ رَسُولِ اللَّهِ(ص) أَقْبَلَ مَرْوَانُ حَتَّى جَلَسَ إِلَى الْحُسَيْنِ(ع) وَ عِنْدَهُ مِنَ الْجِلَّةِ وَ قَالَ: إِنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ أَمَرَنِي بِذَلِكَ وَ أَنْ أَجْعَلَ مَهْرَهَا حُكْمَ أَبِيهَا بَالِغاً مَا بَلَغَ، مَعَ صُلْحِ مَا بَيْنَ هَذَيْنِ الْحَيَّيْنِ، مَعَ قَضَاءِ دَيْنِهِ... فَقَالَ الْحُسَيْنُ(ع):... يَا مَرْوَانُ! قَدْ قُلْتَ فَسَمِعْنَا. أَمَّا قَوْلُكَ مَهْرُهَا حُكْمُ أَبِيهَا بَالِغاً مَا بَلَغَ، فَلَعَمْرِي، لَوْ أَرَدْنَا ذَلِكَ، مَا عَدَوْنَا سُنَّةَ رَسُولِ اللَّهِ(ص) فِي بَنَاتِهِ وَ نِسَائِهِ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ وَ هُوَ ثِنْتَا عَشْرَةَ أُوقِيَّةً يَكُونُ أَرْبَعَمِائَةٍ وَ ثَمَانِينَ دِرْهَماً... ثُمَّ قَالَ(ع) بَعْدَ كَلَامٍ: فَاشْهَدُوا جَمِيعاً أَنِّي قَدْ زَوَّجْتُ أُمَّ كُلْثُومٍ بِنْتَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ مِنِ ابْنِ عَمِّهَا الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ، عَلَى أَرْبَعِمِائَةٍ وَ ثَمَانِينَ دِرْهَماً وَ قَدْ نَحَلْتُهَا ضَيْعَتِي بِالْمَدِينَةِ. أَوْ قَالَ أَرْضِي بِالْعَقِيقِ وَ إِنَّ غَلَّتَهَا فِي السَّنَةِ ثَمَانِيَةُ آلَافِ دِينَارٍ فَفِيهَا لَهُمَا غِنًى إِنْ شَاءَ اللَّهُ. قَالَ: فَتَغَيَّرَ وَجْهُ مَرْوَانَ...» (محمد بن شهر آشوب مازندرانی، مناقب آل ابی طالب، ج۴، ص۳۷؛ محمد بن باقر مجلسی، بحار الأنوار، ج۴۴، ص۲۰۸؛ میرزاحسین النوری الطبرسی، مستدرک الوسائل، ج۱۵، ص٩٧).
  20. «وَ لَمَّا تَزَوَّجَ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ الرِّضَا(ع) ابْنَةَ الْمَأْمُونِ، خَطَبَ لِنَفْسِهِ فَقَالَ: الْحَمْدُ لِلَّهِ مُتِمِّ النِّعَمِ بِرَحْمَتِهِ وَ الْهَادِي إِلَى شُكْرِهِ بِمَنِّهِ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ خَيْرِ خَلْقِهِ الَّذِي جَمَعَ فِيهِ مِنَ الْفَضْلِ مَا فَرَّقَهُ فِي الرُّسُلِ قَبْلَهُ وَ جَعَلَ تُرَاثَهُ إِلَى مَنْ خَصَّهُ بِخِلَافَتِهِ وَ سَلَّمَ تَسْلِيماً وَ هَذَا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ زَوَّجَنِي ابْنَتَهُ عَلَى مَا فَرَضَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِلْمُسْلِمَاتِ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ مِنْ إِمْسَاكٍ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٍ بِإِحْسَانٍ وَ بَذَلْتُ لَهَا مِنَ الصَّدَاقِ مَا بَذَلَهُ رَسُولُ اللَّهِ(ص) لِأَزْوَاجِهِ وَ هُوَ اثْنَتَا عَشْرَةَ أُوقِيَّةً وَ نَشٌّ وَ عَلَيَّ تَمَامُ الْخَمْسِمِائَةِ...» (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۳۹۹؛ رضی الدین حسن بن فضل طبرسی، مکارم الأخلاق، ص۲۰۷).
  21. روایاتی چون: «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: الْمَهْرُ مَا تَرَاضَى عَلَيْهِ النَّاسُ أَوِ اثْنَتَا عَشْرَةَ أُوقِيَّةً وَ نَشٌّ أَوْ خَمْسُمِائَةِ دِرْهَمٍ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۳۷۸)؛ «عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: كَانَ صَدَاقُ النِّسَاءِ عَلَى عَهْدِ النَّبِيِّ(ص) اثْنَتَيْ عَشْرَةَ وُقِيَّةً وَ نَشّاً قِيمَتُهَا مِنَ الْوَرِقِ خَمْسُمِائَةِ دِرْهَمٍ» (ابوجعفر محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۷، ص٣۵۶؛ محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج۲۱، ص٢۴٨)؛ «عَنْ مُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) فَقُلْتُ لَهُ: أَخْبِرْنِي عَنْ مَهْرِ الْمَرْأَةِ الَّذِي لَا يَجُوزُ لِلْمُؤْمِنِينَ أَنْ يَجُوزُوهُ. قَالَ: فَقَالَ(ع): السُّنَّةُ الْمُحَمَّدِيَّةُ خَمْسُمِائَةِ دِرْهَمٍ» (ابو جعفر محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۷، ص٣۶١)؛ «عَنِ الْحَسَنِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ(ع) عَنْ رَجُلٍ تَزَوَّجَ امْرَأَةً عَلَى حُكْمِهَا. قَالَ: لَا يُجَاوِزْ حُكْمُهَا مُهُورَ آلِ مُحَمَّدٍ(ع) اثْنَتَيْ عَشْرَةَ أُوقِيَّةً وَ نَشّاً وَ هُوَ وَزْنُ خَمْسِمِائَةِ دِرْهَمٍ مِنَ الْفِضَّةِ...» (ابو جعفر محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۷، ص٣۶۵)؛ «عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا(ع) قَالَ: إِذَا تَزَوَّجْتَ فَاجْهَدْ أَنْ لَا تُجَاوِزَ مَهْرُهَا مَهْرَ السُّنَّةِ وَ هُوَ خَمْسُمِائَةِ دِرْهَمٍ فَعَلَى ذَلِكَ زَوَّجَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) وَ تَزَوَّجَ نِسَاءَهُ وَ وَجِّهْ إِلَيْهَا...» (محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج۱۰۰، ص۳۵۰)؛ و...
  22. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۲۱۴.
  23. «عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ(ع) قَالَ: دَخَلَ قَوْمٌ عَلَى الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ(ع) فَقَالُوا: يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ نَرَى فِي مَنْزِلِكَ أَشْيَاءَ نَكْرَهُهَا وَ إِذَا فِي مَنْزِلِهِ بُسُطٌ وَ نَمَارِقُ، فَقَالَ(ع): إِنَّا نَتَزَوَّجُ النِّسَاءَ فَنُعْطِيهِنَّ مُهُورَهُنَّ فَيَشْتَرِينَ مَا شِئْنَ لَيْسَ لَنَا مِنْهُ شَيْ‏ءٌ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۶، ص۴٠۶؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج٧۶، ص۳۲۲؛ رضی الدین حسن بن فضل، طبرسی، مکارم الأخلاق، ص۱۳۱).
  24. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۲۲۳.