مهریه در معارف و سیره معصوم
مقدمه
«مهریه» نخستین حق مالی است که زن در زندگی مشترک به دست میآورد و مرد موظف به پرداخت آن است. رواج این حق ریشه تاریخی دارد و از روشهای بسیار کهن در تحکیم روابط خانوادگی شمرده میشود. در آن دورهها، مرد برای ازدواج چیزی از مال و دارایی خود را به پدرزن یا دیگر بستگان زن میپرداخت یا با اجیر شدن برای پدرزن آینده خود مدتی برای او کار میکرد. به گفته ویل دورانت در دوره قوت نظام پدرشاهی، داماد مدتی پس از کار کردن برای پدرزن خود حق پیدا میکرد که همسرش را به خانه خود ببرد؛ از اینرو یعقوب پیغمبر برای اینکه لیه و راحیل را به دست آورد مدتی برای لابان کار کرد[۱]. در فرایند ازدواج حضرت موسی با دختر شعیب(ع) نیز موسی برای شعیب هشت سال کار کرد و با دخترش ازدواج کرد[۲].
میتوان گفت ریشه این رسم دو چیز بود: الف) نبودن ثروت که به جای آن در غالب، داماد برای زن یا پدر او کار میکرد. ب) رسم جهاز دادن که پدرزن برای تهیه جهاز داماد را اجیر میکرد تا برای او یا دختر کار کند[۳]. با رشد اقتصادی و افزایش ثروت در دورههای بعد، پرداختن کالا یا مقداری پول به پدر عروس به هنگام نامزدی و زناشویی را ترجیح دادند؛ از اینرو خریدن زن از پدر و مادر او رسم رایج در آن دورهها شده بود[۴].
این رسم نیز شیوههای متفاوتی داشت[۵] که تا سه قرن پیش در کشورهایی مانند سومالی برخی از آن شیوهها رواج داشت[۶]؛ برای مثال، ویل دورانت درباره ازدواج بابِلیان چنین مینویسد: «کسانی که دختران قابل شوهری داشتند، سالی یک بار آنان را به محل تجمع مردان میآوردند. دلال یک یک آنان را معرفی و وصف میکرد و یکی پس از دیگری را میفروخت. پس از فروش زیباترین آنان به بهای گرانتر، نوبت به دختری میرسید که زیبایی کمتری داشت و در هر صورت آنها را به شرط زناشویی میفروخت»[۷]. شوالیه شاردن در سفرنامه خود مینویسد: «ازدواج در میان کلشیدیان، گورگینی، در حقیقت داد و ستدی بیش نیست؛ زیرا افراد خانواده زن یا دختر با کسی که جویای اوست، به صورت یک طرف معامله گفتگو میکنند. طالب ازدواج میگوید: من دختر تو را به فلان مبلغ مهر به همسری خود میپذیرم و در زمان عروسی، داماد، پول را به عروس یا خویشاوندان نزدیک او میپردازد»[۸].
اینها نمونههایی از سرنوشت مهر در گذشته است؛ اما پس از ظهور اسلام مهر صورتی منطقی و معقول پیدا کرد و به این شیوه رواج یافت که مرد به هنگام ازدواج «پیشکشی» تقدیم زن میکرد و هیچ یک از پدر و مادر یا دیگری در آن حقی نداشتند[۹]. پس مهریه حقی است که اسلام زناشویی را بر اساس آن بنیان نهاد. قرآن کریم با ظرافتی خاص این مطلب را مطرح کرده و میفرماید: ﴿وَآتُوا النِّسَاءَ صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً﴾[۱۰]؛ یعنی کابین زنان پیشکشی است از جانب شما و به خود آنان بپردازید (نه به پدران و مادران یا برادران آنان). قرآن در این جمله کوتاه به سه نکته اساسی اشاره میکند:
- از «مَهر» به عنوان «صدقه» که از ماده «صدق» است، یاد کرده و بدان سبب به آن «صداق» یا «صَدوقه» گفتهاند که تعیین مهر در ازدواج و پرداختن پیشکشی به زن نشانه صداقت، صفا و وفاداری مرد در محبت به اوست؛ چنانکه «صَدَقه» دلیل صداقت و صِدق ایمان صدقهدهنده است[۱۱].
- به کار بردن ضمیر «هن» در کلمه «صَدُقَاتِهِنَّ» حکایت میکند از اینکه مهریه حق خود زن است، نه اینکه پاداش بزرگ کردن و شیربهای فرزند برای پدر و مادر باشد. در واقع مهر تدبیری است از سوی قانون آفرینش برای حفظ ارزش عزت و حیای زن و قراردادن او در سطحی عالیتر که خود را رایگان عرضه نکند؛ از اینرو ارزش معنوی مهر بیش از ارزش مادی آن است[۱۲].
- از بهکارگیری واژه «نِحله» که به معنای پیشکش[۱۳] است، برمیآید که «مهر» پیشکش و عطیه الهی است که خدای والا بر مرد واجب کرده است[۱۴] و در برابر چیزی نیست؛ زیرا کامیابی جنسی، تشکیل خانواده و فرزند داشتن همگی میان زن و مرد مشترک است؛ چنانکه حقوق آنان نیز به تعبیر قرآن دوسویه است[۱۵] و در روایتی نیز آمده است که زن و شوهر در ازدواج شیرینی و شهد یکدیگر را میچشند[۱۶]. تعبیر لطیف «صِداق» و «نِحله» نشان ادب و حیا در کلام الهی و نیز تکریم و تجلیل زنان و ناموس آنان است و بر این مطلب تأکید میکند که امر مقدس ازدواج نوعی خرید و فروش نیست و زن خود را در برابر مهریه به شوهر نمیفروشد بلکه ناموس زن و مرد متعلق به خداست[۱۷].
البته این پیشکش بودن مهریه نشانههای دیگری هم دارد؛ مانند اینکه میتوان مهریه را چیز دیگری غیر از مال از قبیل: (آموزش علم) آموزش قرآن و حتی آموزش بخشی از آن قرار داد[۱۸]. نیز در روایات به کم بودن آن توصیه شده است[۱۹]؛ چنانکه در عقد نکاح، رکن آن زن و مرد هستند، نه مهریه؛ از اینرو عقد دانم بدون تعیین مهریه هم است؛ ولی بعدها از راه مهرالمثل[۲۰] تکمیل میشود[۲۱]، با اینکه در خرید و فروش چنین نیست، بلکه در آن کالا و قیمت آن نقشی اساسی دارند و بدون آنها عقد شکل نمیگیرد[۲۲]. همه اینها نشانه این است که مهریه بهای زن نیست، بلکه عطیه به اوست[۲۳].
بنابراین از نگاه اسلام، مهریه مال زن است و با اجرای عقد نیمی از مهر لازم میشود و او میتواند آن را از شوهر مطالبه کند؛ ولی نیم دوم آن متزلزل است و بستگی به آمیزش دارد که پس از آن لازم میشود؛ از اینرو اگر زن پیش از آمیزش طلاق بگیرد، تنها میتواند نیمی از مهر را مطالبه کند[۲۴]. به هر روی زن میتواند به هر صورتی که به مصلحت او باشد در مهر تصرف کند؛ چنانکه سیره خاندانی امامان معصوم(ع) چنین بوده که پس از ازدواج مهریه همسران را به او میپرداختند تا بتواند برابر مصلحت خود آن را مصرف کند[۲۵]. این نکته بسیار مهم از ویژگیهای مکتب اسلام است که مسلمان در آغاز ازدواج چشمانداز زندگی مشترک زناشویی را مشخص میکند و با پرداختن مهر به همسر نهایت صداقت، دوستی و یکپارچگی خود را به او اعلان میکند و آیندهای روشن را به وی نوید میدهد[۲۶].
اندازه مهریه
اندازه مهریه موضوعی است که از جهات مختلف قابل بررسی است؛ از قبیل سیر تاریخی آن پیش از اسلام و آغاز اسلام و در سیره پیامبر(ص) و مهریه همسران ایشان و تأثیر عوامل متعدد در آن مانند جایگاه زن در خانه، موضوع عرف و فرهنگ اجتماعی، بافت قبیلهها، همسانی مالی زن و مرد، توجه به زنان همسان، موضوع چندهمسری، توان اقتصادی مرد و عهدهداری مرد برای تهیه جهیزیه. بررسی همه اینها پژوهشی مستقل میطلبد و در اینجا تنها به نقش آن در ازدواج آسان اشارهای کوتاه میشود.
آموزههای دین در نوع و اندازه مهریه توافق دو همسر[۲۷] و نیز توان پرداختی مرد[۲۸] را لحاظ کرده و سبکترین آن را به عنوان بهترین مهریه پیشنهاد میکند[۲۹]. مهریههای سنگین و نجومی که در دوره کنونی رواج یافته و مانع ازدواج آسان است، تأمین کننده خوشبختی و سعادت زوجهای جوان نیست. ممکن است برای تعیین مهریههای سنگین چنین توجیه شود: اولاً مهریه بالا ضامن حفظ و استمرار پیوند زناشویی است؛ ثانیاً مهریه را چه کسی پرداخته و چه کسی دریافت کرده است؛ ولی پاسخ این است که به تجربه ثابت شده تعیین مهریه سنگین از سوی دختران بذر بیاعتمادی را در خانواده میباشد؛ چنانکه پیامبر(ص) با تأکید بر کم بودن مهریه[۳۰] و آسانگیری آن فرمودند: «کابین سنگین زن در دل مرد بذر کینه و دشمنی را با زن میپاشد»[۳۱]. از سوی دیگر افزایش آمار طلاق نشان میدهد مهریه زیاد ضامن خوشبختی زوجها نیست؛ چراکه آرامش و خوشبختی زن و مرد از راه زندگی سازگار در کنار هم تأمین میشود. اگر این ازدواج بر پایه مهریه زیاد شکل گیرد و سپس بر اثر عواملی به طلاق بینجامد، چه بسا این اقدام سبب شود برخی از آنان پس از طلاق با تکیه بر مهریه بالای خود دوباره ازدواج نکنند؛ به ویژه اگر درآمد دیگری هم داشته باشند، نتیجه ازدواج که تولید مثل و تربیت فرزند صالح است، عملی نمیشود.
افزون بر آن بنابر تحقیقی که پیش از تاریخ این نوشته (۱۴۰۰ش) به عمل آمده، ۷۸ درصد جوانان مهریه سنگین را مایه گریز از ازدواج میدانند[۳۲]؛ بنابراین بهترین راهکار دستیابی به ازدواج آسان و همسرداری موفق تن دادن به سیره و فرهنگ اهلبیت(ع) و آموزههای دینی است.
بر پایه مستندات حدیثی و تاریخی پیامبر(ص) ازدواج آسان را بر پایه مهریه کم و به مبلغ پانصد درهم[۳۳] سنت نهاد که «مهرالسنه» نامیده میشود[۳۴] و این مبلغ بر اندازههای دیگر ترجیح دارد، نه اینکه لازم باشد[۳۵]؛ یعنی اگر عرف رایج در محیطی بر مبلغ بیشتری باشد که آسیبزا نباشد، خلاف شریعت نیست؛ اما سنت نبوی معادل پانصد درهم است و رویه امامان معصوم(ع) نیز در تعیین مهریهها بر پایه سنت نبوی بوده[۳۶] که در همسرگزینی به آن عمل کردند. برای نمونه بر پایه گزارش ابن شهرآشوب امام مجتبی(ع) با جَعده دختر اشعث برابر سنت رسول خدا ازدواج کرد و مبلغ هزار دینار نیز بر مهرالسنه افزود[۳۷]. مبلغ افزوده در این گزارش صرف نظر از اعتبار سند آن میتواند بخشش امام برای رفاه همسرش باشد؛ چنانکه امام صادق(ع) پرداختن بیش از مهرالسنه به همسر را «بخشش» دانسته است[۳۸]. همچنین از ابنسیرین (۳۳-۱۰۰ق)[۳۹] نقل شده که امام مجتبی(ع) پس از ازدواج با زنی برای او یکصد کنیز فرستاد و هر کنیزی را به مبلغ هزار درهم همراه کرد[۴۰]. این سخن هم در مقام بیان رفتار کریمانه آن حضرت است و تردیدی نیست که رفتار ایشان و دیگر امامان(ع) با همسرانشان کریمانه بوده؛ ولی این نقل به یکی از سه جهت زیر پذیرفتنی نیست:
- سند این نقل اعتبار ندارد؛ زیرا برخی راویان آنکه ابونعیم از آنها نام برده نزد رجالیان[۴۱] ناشناخته است. برخی نیز طبق نقل ابنحجر عسقلانی سخن باطلی نقل میکرد[۴۲]. پس اعتمادی به او نیست.
- در روزگاری که با دوران پیامبر(ص) فاصله چندانی نداشت و درباره ازدواج و هزینههای آن بر سنت آن حضرت نیز تأکید میشد[۴۳]، پذیرفتن چنین هزینههای اغراقآمیزی از امام مجتبی(ع) آسان نیست. افزون بر آنکه گزارشگر این نقل فقط ابنسیرین است و او هرچند به عرفان شهرت دارد، با این توجه که کاتب انس بن مالک و یار حسن بصری شمرده میشد[۴۴] و اینان همگی عثمانی بودند و از امیرمؤمنان(ع) و خاندانش انحراف داشتند[۴۵]، نمیتوان سخنانش را در موردی که با سیره رایج آنان هماهنگ نیست و پشتیبان هم ندارد، پذیرفت.
- داشتن یکصد کنیز نیازمند داشتن مسکن و امکانات مناسب برای آنهاست و در زندگی امام مجتبی(ع) از چنین همسری که با آن همه امکانات زندگی کرده باشد گزارشی در دست نیست. وانگهی چنین شرایطی شاید در زندگی حکومتی پادشاهان متصور باشد؛ ولی در معیشت یک فرد متصور و معقول نیست. گستره زندگی یک فرد مگر چقدر است که یکصد کنیز داشته باشد؛ بنابراین میتوان گفت این نقل از آن گزارشهای ساختگی درباره امام مجتبی(ع) است که بعدها ساخته شده و به فرد معروف و کثیرالنقلی چون ابنسیرین نسبت داده شده است.
به هر روی مهرالسنه در خاندان پیامبر(ص) نسل به نسل رایج و عملی بود[۴۶]؛ چنانکه امام حسین(ع) در تزویج دختر حضرت زینب مهریه او را ۴۸۰ درهم تعیین کرد[۴۷]. امام جواد(ع) مهریه همسرش امفضل را معادل مهرالسنه (پانصد درهم) تعیین کرد[۴۸]، با اینکه وی دختر مأمون و شاهزاده بود. البته امام به تناسب شرایط زمانی و شخصیت اجتماعی خود و همسرش صدهزار درهم نیز به او هدیه داد و این هدیه بر پایه گزارش عبدالرحمن بن جوزی میتواند از همان پولی باشد که مأمون به هنگام ازدواج امام با دختر او به امام پرداخته بود[۴۹]؛ ولی برابر نقل صدوق و طبرسی و اربلی، آن مبلغ از مال خود امام(ع) بوده است[۵۰]. این رفتار پیامبر(ص) و خاندان او سبب شد که مهرالسنه در میان مؤمنان نیز سنت و رویه شود[۵۱]. امام جواد(ع) برای خریدن کنیزی به نام سمانه مادر امام هادی(ع) شصت یا هفتاد دینار پرداخت[۵۲]. امام هادی(ع) نیز کنیزی داشت که به شَرف مادری امام عسکری درآمد[۵۳] و از مبلغ پولی که برای وی پرداخت شده، گزارشی به دست نیامد. ایشان همچنین برای ازدواج امام حسن عسکری(ع) کنیزی به مبلغ۲۲۰ دینار خرید[۵۴].[۵۵]
زمان پرداختن مهریه
بر پایه احکام اسلامی، زمان پرداختن مهریه پس از عقد ازدواج و پیش از برقراری رابطه زن و شوهر با یکدیگر است[۵۶]؛ ولی اگر با توافق زن و مرد به تأخیر بیفتد، جایز است[۵۷] و سیره امامان معصوم(ع) در این باره نیز این بود که پس از ازدواج مهریه همسران خود را به صورت کامل به او میپرداختند تا او بتواند برابر نیاز و مصلحت خود آن را به مصرف برساند و این نکته سیره خاندانی آنان بود[۵۸]. در این باره میتوان از نقل معروف تهیه جهیزیه حضرت فاطمه از زره فروختهشده امیرمؤمنان(ع) پیش از عروسی آنان نام برد[۵۹]. نیز نمونههای متعددی از امامان دیگر نقل شده است[۶۰].
منابع
پانویس
- ↑ ر.ک: ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج۱، ص۵۲.
- ↑ ﴿قَالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هَاتَيْنِ عَلَى أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِنْدِكَ﴾ «(شعیب) گفت: میخواهم یکی از این دو دخترم را همسر تو کنم بنابر آنکه هشت سال برای من کار کنی و اگر به ده سال رساندی آن دیگر با توست» سوره قصص، آیه ۲۷.
- ↑ مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۱۹، ص۲۰۵.
- ↑ ر.ک: ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج۱، ص۵۱.
- ↑ ر.ک: ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج۱، ص۲۹۰.
- ↑ شوالیه شاردن، سفرنامه، ج۱، ص۱۹۷.
- ↑ ر.ک: ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج۱، ص۲۹۰.
- ↑ شوالیه شاردن، سفرنامه، ج۱، ص۱۹۷. کلشید منطقهای است نزدیک انجار و دریای سیاه (ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج۱، ص۱۱۲).
- ↑ روحالله خمینی، تحریرالوسیله، ج۲ ص۲۸۲، فصل فی المهر.
- ↑ «و کابین زنان را با خشنودی به آنان بپردازید» سوره نساء، آیه ۴.
- ↑ ر.ک: حسین بن محمد راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ماده «صدق».
- ↑ ر.ک: مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۱۹، صص ۲۰۰ و ۲۰۳.
- ↑ ر.ک: حسین محمد راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ماده «نحل».
- ↑ حسین محمد راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ماده «نحل»؛ ر.ک: عبدالله جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ج۱۷، ص۳۰۶.
- ↑ ﴿وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ﴾ «و زنان را بر مردان، حقّ شایستهای است» سوره بقره، آیه ۲۲۸.
- ↑ محمد بن مسعود عیاشی، تفسیر العیاشی، ج۱، ص۱۳۵-۱۳۶ («تَذُوقَ عُسَيْلَتَهُ وَ يَذُوقَ عُسَيْلَتَهَا»). ر.ک: عبدالله جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ج۱۷، ص۳۱۳.
- ↑ ر.ک: عبدالله جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ج۱۷، ص۳۰۶.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۳۸۰، ح۵؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۷، ص۳۵۴، ح۷ («... فَقَالَ: قَدْ زَوَّجْتُكَهَا عَلَى مَا تُحْسِنُ مِنَ الْقُرْآنِ...»).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۳۲۴، ح۴ («... قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): أَفْضَلُ نِسَاءِ أُمَّتِي أَصْبَحُهُنَّ وَجْهاً وَ أَقَلُّهُنَّ مَهْراً») (با سند معتبر).
- ↑ مهرالمثل یعنی در عرف رایج هر زمانی اندازه مهر این زن را به اندازه مهر زنان همانند او مشخص میکنند.
- ↑ روحالله خمینی، تحریرالوسیله، ج۲، ص۲۸۳، فصل فی المهر، مسئله ۴.
- ↑ روحالله خمینی، تحریرالوسیله، ج۱، ص۴۸۰؛ ج۲، ص۲۸۳، فصل فی المهر، مسئله ۳.
- ↑ ر.ک: مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۱۹، صص۲۰۰ و ۲۰۳.
- ↑ ر.ک: روحالله خمینی، تحریرالوسیله، ج۲، ص۲۸۵، فصل فی المهر، مسئله ۱۵.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۷۶، ح۱.
- ↑ مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۳۶۱.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۳۷۸، ح۳؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۷، ص۳۵۳، ح۱، باسند معتبر («... الصَّدَاقُ مَا تَرَاضَيَا عَلَيْهِ مِنْ قَلِيلٍ أَوْ كَثِيرٍ...»).
- ↑ روحالله خمینی، تحریرالوسیله، ج۲، ص۲۸۳، فصل فی المهر، مسئله ۱ و ۵.
- ↑ ابوالقاسم پاینده، نهج الفصاحه، ص۴۶۷ («خَيْرُ الصَّدَاقِ أَيْسَرُهُ»).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۳۲۴، ح۴؛ شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۳۸۵، ح۴۳۵۶ (با سند معتبر).
- ↑ محمود بن عمر زمخشری، الفائق فی غریب الحدیث، ج۳، ص۴۲۱ («تَيَاسَرُوا فِي الصَّدَاقِ، فَإِنَّ الرَّجُلَ لَيُعْطِي الْمَرْأَةَ حَتَّى يَبْقَى ذَلِكَ فِي نَفْسِهِ عَلَيْهَا حَسِيكَةً»).
- ↑ جمعی از نویسندگان، سیمای خانواده در اسلام، ص۵۶ (به نقل از: جام جم آنلاین، شماره خبر: ۱۰۰۰۰۴۱۷۲۰۹۱).
- ↑ محاسبه درهم بر پایه نقره است و در دوره معصومان هر ده درهم معادل شش مثقال نقره بود که ارزش رایج در هم در دورههای متفاوت به لحاظ همان دوره است. در دوره کنونی پانصددرهم برابر ۵/۲۶۲ مثقال رایج است (جعفر سبحانی، استفتائات، ج۱، ص۳۲۷).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۳۷۶، ح۷ («... سُنَّ مُهُورَ الْمُؤْمِنَاتِ خَمْسَمِائَةِ دِرْهَمٍ فَفَعَلَ ذَلِكَ رَسُولُ اللَّهِ(ص)»). شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۳۹۹-۴۰۱؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۷، ص۳۵۶.
- ↑ روحالله خمینی، تحریرالوسیله، ج۲، ص۲۸۲، فصل فی المهر، مسئله ۱.
- ↑ محمد بن حسن طوسی، الاستبصار، ج۳، ص۲۳۰، ح۱، با سند معتبر («... لَا يُجَاوِزْ بِحُكْمِهَا مُهُورَ نِسَاءِ آلِ مُحَمَّدٍ اثْنَتَيْ عَشْرَةَ أُوقِيَّةً وَ نَشّاً وَ هُوَ وَزْنُ خَمْسِمِائَةِ دِرْهَمٍ مِنَ الْفِضَّةِ»).
- ↑ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، ج۴، ص۲۱؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴۳، ص۳۴۳، ح۱۵ («أَنَّ الْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ(ع) تَزَوَّجَ جَعْدَةَ بِنْتَ الْأَشْعَثِ بْنِ قَيْسٍ عَلَى سُنَّةِ النَّبِيِّ(ص) وَ أَرْسَلَ إِلَيْهَا أَلْفَ دِينَارٍ»).
- ↑ محمد بن مسعود عیاشی، تفسیر العیاشی، ج۱، ص۲۲۹، ح۶۷؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۱، ص۲۴۸، ح۲۷۰۰۹) («... إِذَا جَازَ مَهْرَ السُّنَّةِ فَلَيْسَ هَذَا مَهْراً إِنَّمَا هُوَ نُحْلٌ...»).
- ↑ ابنخلکان، وفیات الاعیان، ج۴، ص۱۸۲.
- ↑ ابواسحاق احمد بن محمد ثعلبی، الکشف و البیان عن تفسیر القرآن، ج۳، ص۲۷۸؛ احمد بن عبدالله ابونعیم اصفهانی، حلیة الأولیاء، ج۲، ص۳۸؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، ج۴، ص۲۱؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۱، ص۵۶۰ («... فَأَرْسَلَ إِلَيْهَا مِائَةَ جَارِيَةٍ، مَعَ كُلِّ جَارِيَةٍ أَلْفُ دِرْهَمٍ»).
- ↑ ر.ک: یوسف مزی، تهذیب الکمال، ج۴، ص۴۵۲. حسین بن اسحاق چنین است.
- ↑ ابن حجر عسقلانی، لسان المیزان، ج۳، ص۳۸۱. عبدالأعلا (بن سلیمان) در سند نقل چنین است.
- ↑ ابواسحاق احمد بن محمد ثعلبی، الکشف و البیان عن تفسیر القرآن، ج۳، ص۲۷۸؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، ج۴، ص۱۷.
- ↑ ابنخلکان، وفیات الاعیان، ج۴، ص۱۸۲.
- ↑ ر.ک: محمد بن احمد ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۴، ص۵۶۳-۵۸۸، ش۲۲۳ و ص۶۰۶-۶۲۲، ش۲۴۶.
- ↑ محمد بن حسن طوسی، الاستبصار، ج۳، ص۲۳۰، ح۱.
- ↑ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، ج۴، ص۳۹؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴۴، ص۲۰۸ («... مِنِ ابْنِ عَمِّهَا الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ عَلَى أَرْبَعِمِائَةٍ وَ ثَمَانِينَ دِرْهَماً...»).
- ↑ محمد بن حسن فتال، روضة الواعظین، ج۱، ص۲۴۲؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ص۳۵۶؛ حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۲۰۷.
- ↑ ابنجوزی، المنتظم، ج۱۱، ص۶۳ (... وَ كَانَ الْمَأْمُونُ قَدْ زَوَّجَهُ إِيَّاهَا وَ أَعْطَاهُ مَالاً عَظِيماً).
- ↑ شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۳۹۸، ح۴۳۹۹؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۲، ص۳۵۶ («نَحَلْتُهَا مِنْ مَالِي...»).
- ↑ محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۲۰، ص۱۰۰.
- ↑ علی بن حسین مسعودی، اثبات الوصیه، ص۲۲۸؛ محمد بن جریر طبری امامی، دلائل الامامه، ص۲۱۶.
- ↑ محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۲، ص۳۱۳.
- ↑ شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج۲، ص۴۱۷؛ محمد بن حسن طوسی، الغیبه، ص۲۸. فرزندان امام هادی را چهار تن شامل سه پسر به نامهای حسن(ع)، محمد (محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۲، ص۳۱۵-۳۱۹) و جعفر، (همان، صص۳۲۳-۳۲۴ و ۲۳۶) و یک دختر به نام عایشه گفتهاند.
- ↑ مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۳۶۶.
- ↑ روحالله خمینی، تحریرالوسیله، ج۲، ص۲۸۵، فصل فی المهر، مسئله ۱۵.
- ↑ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۷، ص۲۶۴، ح۶۶ («... مَا تَرَاضَيَا عَلَيْهِ إِلَى مَا شَاءَ مِنَ الْأَجَلِ...»).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۷۶، ح۱.
- ↑ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۱، ص۳۶۸، فی ذکر تزویجه(ع) فاطمة سیدة نساء العالمین (... فَانْطَلَقَ عَلِيٌّ وَ بَاعَ دِرْعَهُ بِأَرْبَعِمِائَةٍ وَ ثَمَانِينَ دِرْهَماً).
- ↑ مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۳۷۱.