آیه صدیقون
این مقاله هماکنون در دست ویرایش است.
این برچسب در تاریخ 31 اردیبهشت 1405 توسط کاربر:فرقانی برای جلوگیری از تعارض ویرایشی اینجا گذاشته شده است. اگر بیش از پنج روز از آخرین ویرایش مقاله میگذرد میتوانید برچسب را بردارید. در غیر این صورت، شکیبایی کرده و تغییری در مقاله ایجاد نکنید. |
| آیه صدیقون | |
|---|---|
| ترجمه آیه | |
| مشخصات آیه | |
| بخشی از | آیهٔ ۱۹ سورهٔ حدید قرآن کریم |
| محتوای آیه | |
| شأن نزول آیه | نزول آیه در شأن علی بن ابیطالب(ع) |
| مصادیق برای آیه | امیرالمؤمنین(ع) |
| دلالت آیه |
|
آیه صدیقون ﴿وَالَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ أُولَئِكَ هُمُ الصِّدِّيقُونَ وَالشُّهَدَاءُ عِنْدَ رَبِّهِمْ لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَنُورُهُمْ وَالَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ﴾[۱] یکی از آیاتی است که متکلمان و مفسران شیعه در اثبات امامت و خلافت بلافصل حضرت امیرالمؤمنین(ع) به آن استناد کردهاند.
طبق نظر مفسران، "صديق"، به کسی گفته میشود که هم قولش صدق است و هم عملش، يعنى: راستگو و راست كردار است. براساس روایات فراوانی که مفسران و محدثان مشهور و مورد اعتماد شیعه و اهل سنت در منابع معتبر خود و با اسانید صحیح نقل کردهاند که رسول خدا(ص) فرمودهاند: مراد از صدیقان سه نفرند: حزقیل یا (مؤمن آل فرعون)؛ حبیب بن موسی نجار یا (مؤمن آل یاسین) و علی بن ابی طالب(ع) سومین نفر و برترین آنهاست.
از این رو امیرالمؤمنین(ع)، صدیق امّت رسول اللّه(ص) بوده و خداوند این آیۀ شریفه را در شأن آن حضرت نازل فرموده است؛ لذا این فضیلتی است که هیچ یک از صحابه غیر ایشان از آن برخوردار نیست. پس امیرالمؤمنین(ع) افضل از سایر صحابه و در نتیجه شایستهامامت و خلافت پس از رسول خدا(ص) است.
شأن نزول آیه
موفق بن احمد از علماى عامه مرفوعاً از ابن عباس نقل نماید که گفت: عده اى از رسول خدا صلى الله علیه و آله درباره این آیة سؤال کردند که در شأن چه کسى نازل شده است؟
فرمود: هنگامى که روز قیامت برپا شود لوائى از نور سفید تعبیه شده و منادى ندا کند و گوید کسى که سید الوصیین است، برخیزد و این لواء را در دست بگیرد در این میان على بن ابىطالب از جاى برمیخیزد و لواء مزبور بدست او داده شود و با او جمیع سابقین از مهاجرین و انصار برخیزند تا این که على بر منبرى از نور جلوس مى کند و جمیع مؤمنین بر او عرضه میشوند و پاداش یکایک آنها بدست ایشان داده شود.[۲]
شرح و تفسیر آیه
معناشناسی صدیقون
برخی مفسران معاصر بر این باورند که مراد از جمله ﴿أُولَئِكَ هُمُ الصِّدِّيقُونَ وَالشُّهَدَاءُ﴾ اين است كه مؤمنین را به صديقين و شهداء ملحق سازد و بفرمايد: اينان نيز به آنان مىپيوندند، به قرينه اينكه فرمود: ﴿عِنْدَ رَبِّهِمْ﴾ يعنى اينان نزد پروردگارشان صديق و شهيدند و نيز فرمود: ﴿لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَنُورُهُمْ﴾ يعنى اينان نيز اجر و نور آنان را دارند، پس معلوم مىشود هر چند در ظاهر آيه مؤمنين را صديق و شهيد خواند، ولى به قرينه دو جمله مذكور مىفهميم كه منظور اين است كه ملحق به صديقان و شهدا هستند و با ايشان معامله آنان را مىكنند و نور و اجرى كه به آنان مىدهند به اينان نيز مىدهند.
مراد از صديقين كسانى هستند كه ملكه صدق در گفتار و كردارشان سرايت كرده است، در نتيجه آنچه مىگويند انجام هم مىدهند، و آنچه مىكنند، مىگويند[۳]، به عبارت دیگر برخی دیگر نوشتهاند: "صديق"، صيغه مبالغه است و آن كسى است كه هم قولش صدق است و هم عملش، يعنى: راستگو و راست كردار. [۴] در حالی که شهدا عبارتند از كسانى كه گواهان اعمال مردم در روز قیامتند، نه كشته شدگان در راه خدا.
در نتيجه مىفهميم كسانى كه ايمان به خدا و رسولان خدا دارند به صديقان و شهدا مىپيوندند، و نزد خدا منزلتى چون منزلت آنان به ايشان مىدهند، و به حكم خدا (نه اينكه خودشان از نظر مقام با آنان برابر باشند، بلكه به حكم خدا)پاداش و نورى نظير پاداش و نور آنان خواهند داشت.[۵].
بعضى دیگر گفتهاند: "صدیقون" به معنى كسى است كه هرگز دروغ نمىگويد و يا بالاتر از آن توانايى بر دروغ گفتن ندارد، چون در تمام عمر عادت به راستگويى كرده است. بعضى نیز آن را به معنى كسى مىدانند كه عملش تصديق كننده سخن و اعتقاد اوست. در قرآن مجید جمعى از پيامبران بزرگ و مانند آنان به عنوان "صدّيق" توصيف شدهاند از جمله ابراهیم(ع) ﴿إِنَّهُ كَانَ صِدِّيقًا نَبِيًّا﴾ [۶]. درباره «ادریس»، پيامبر بزرگ خدا نيز همين تعبير آمده است. [۷]. در مورد«مريم» نيز مىخوانيم: ﴿وَأُمُّهُ صِدِّيقَةٌ﴾ [۸]. و در بعضى از آيات قرآن "صدّيقين" همرديف پيامبران ذكر شدهاند: ﴿وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقًا﴾، [۹].
خداوند در قرآن خطاب به پیامبر اکرم(ص)، «اسماعيل» بزرگترين فرزند «ابراهيم»(ع) را "صادق الوعد" خوانده است: ﴿وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِسْمَاعِيلَ إِنَّهُ كَانَ صَادِقَ الْوَعْدِ وَكَانَ رَسُولًا نَبِيًّا﴾ [۱۰].
در روايتى مىخوانيم: اين كه خداوند حضرت اسماعیل(ع) را، صادق الوعد شمرده به خاطر اين است كه او به قدرى در وفاى به عهدش اصرار داشت كه با كسى در محلى وعدهاى گذاشته بود، او نيامد، اسماعيل همچنان تا يک سال در انتظار او بود! هنگامى كه بعد از اين مدت آمد، اسماعيل گفت: من همواره در انتظار تو بودم! در حقيقت تا انسان «صادق» نباشد، محال است به مقام والاى رسالت برسد چرا كه اولين شرط اين مقام، آن است كه وحى الهى را بىكم و كاست به بندگانش برساند. [۱۱].
احادیث مرتبط با آیه
حدیث اول
«عَنِ اِبْنِ عَبَّاسٍ: فِي قَوْلِهِ تَعَالَى:﴿وَالَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ أُولَئِکَ هُمُ الصِّدِّیقُونَ﴾ قَالَ: صِدِّيقُ هَذِهِ اَلْأُمَّةِ، عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ، هُوَ اَلصِّدِّيقُ اَلْأَكْبَرُ وَ اَلْفَارُوقُ اَلْأَعْظَمُ ثُمَّ قَالَ: ﴿وَالشُّهَدَاءُ عِنْدَ رَبِّهِمْ﴾ قَالَ اِبْنُ عَبَّاسٍ: وَ هُمْ عَلِيٌّ وَ حَمْزَةُ وَ جَعْفَرٌ، فَهُمْ صِدِّيقُونَ وَ هُمْ شُهَدَاءُ اَلرُّسُلِ عَلَى أُمَمِهِمْ قَدْ بَلَّغُوا اَلرِّسَالَةَ ثُمَّ قَالَ: ﴿وَلَهُمْ أَجْرُهُمْ﴾ عَلَى اَلتَّصْدِيقِ بِالنُّبُوَّةِ وَ نُورُهُمْ عَلَى اَلصِّرَاطِ.»[۱۲].
«از ابن عباس چنین نقل شده که در تفسیر این آیه: ﴿وَالَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ أُولَئِکَ هُمُ الصِّدِّیقُونَ﴾ گفت: صدیق این امت، علی بن ابیطالب(ع) است که او همان صدیق اکبر و فاروق اعظم است و منظور از ﴿وَالشُّهَدَاءُ عِنْدَ رَبِّهِمْ﴾ علی(ع)، حمزه(ع) و جعفر(ع) هستند. آنان راستگویان و شهدای پیامبران بر امتهایشان هستند و یقینا آنان رسالت را ابلاغ کرده و به کمال رسانیدند. ﴿وَلَهُمْ أَجْرُهُمْ﴾ آنها نزد پروردگارشان به سبب تصدیق نبوت هستند و نورشان بر صراط است».
حدیث دوم
«قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ(ص): اَلصِّدِّيقُونَ ثَلاَثَةَ: حَبِيبٌ اَلنَّجَّارُ وَ هُوَ مُؤْمِنُ آلِ يس وَ حِزْقِيلُ مُؤْمِنُ آلِ فِرْعَوْنَ وَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ(ع)».[۱۳] و يؤيّده: ما رواه - أيضا-، «عن الحسن بن عليّ المقريّ ، بإسناده، عن رجاله، مرفوعا إلى أبي أيّوب الأنصاريّ قال: قال رسول اللّه(ص): الصّديقون ثلاثة: حزقيل، مؤمن آل فرعون و حبيب، مؤمن آل يس و عليّ بن أبي طالب(ع) و هو أفضل الثلاثة.»[۱۴]
«پیامبر اکرم(ص) میفرمایند: راستگویان سه نفرند: حزقیل یا مؤمن آل فرعون، حبیب، صاحب آل یاسین و علی بن ابیطالب(ع)»، «... و علی از همه آنها برتر است».[۱۵]
دلالت آیه
افضلیت امام علی(ع)
علامه حلی در بیان ادلّه قرآنی امامت امیرالمؤمنین(ع)، به آیۀ شریفه و حدیث تفسیری آن استناد و استدلال کرده است. ایشان میفرماید: «برهان بیست و ششم سخن خدای تعالی است [که میفرماید]: ﴿وَالَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ أُولَئِکَ هُمُ الصِّدِّیقُونَ وَالشُّهَدَاءُ عِنْدَ رَبِّهِمْ﴾. احمد بن حنبل به اسناد خود از ابن ابی لیلی، از پدرش روایت کرد که گفت: رسول خدا(ص) فرمود: «صدیقان سه نفرند: حبیب بن موسی نجار مؤمن آل یس که گفت: ﴿یَا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِینَ﴾؛ و حزقیل مؤمن آل فرعون که گفت: ﴿أَتَقْتُلُونَ رَجُلًا أَنْ يَقُولَ رَبِّيَ اللَّهُ﴾؛ و علی بن ابی طالب(ع) سومین نفر و برترین آنهاست[۱۶].این فضیلتی است که هیچ یک از صحابه غیر ایشان از آن برخوردار نیست. پس امیرالمؤمنین(ع) افضل از سایر صحابه خواهد بود[۱۷].
امامت امام علی(ع)
پس از اثبات افضلیت امیرالمومنین(ع)، به حکم قاعدۀ عقلی لزوم تقدیم شخص فاضل یا افضل بر مفضول یا قبح تقدم مفضول بر فاضل، به روشنی امامت و خلافت بلافصل امیرالمؤمنین(ع) قابل اثبات خواهد بود[۱۸].
منابع
بحرانی، سید هاشم، البرهان فی تفسیر القرآن
طباطبائی، سید محمد حسین، تفسیر المیزان ج۱۹
مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه ج۱۳
حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶
مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی
برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت، ج۱۵
پانویس
- ↑ «و کسانی که به خداوند و پیامبرانش ایمان آوردهاند، نزد پروردگار خویش همان راستگویان و شهیدانند؛ آنان راست پاداش و فروغشان؛ و آن کسان که کافر شدند و آیات ما را دروغ شمردند دوزخیاند» سوره حدید، آیه ۱۹.
- ↑ بحرانی، سیدهاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، ذیل آیه ۱۹ حدید
- ↑ نک: موسوی، محمدباقر موسوی، ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۹، ص۲۸۶؛ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۹، ص۱۶۲.
- ↑ تفسير احسن الحديث، سید علی اکبر قرشی، ج۱۱، ص۲۶
- ↑ نک: موسوی، محمدباقر موسوی، ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۹، ص۲۸۶؛ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۹، ص۱۶۲.
- ↑ سوره مریم، آیه۴۱
- ↑ سوره مریم، آیه۵۶.
- ↑ سوره مائده، آیه۷۵
- ↑ «كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند (در قيامت) همنشين كسانى خواهد بود كه خدا نعمتش را بر آنها تمام كرده، از پيامبران و «صديقين» و شهدا و صالحين و آنها رفيقهاى خوبى هستند» سوره نساء، آیه ۶۹
- ↑ «در كتاب آسمانى خود از اسماعيل ياد كن كه او در وعدههايش «صادق» و رسول و پيامبر بزرگى بود»سوره مریم، آیه۵۴.
- ↑ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ط-دار الکتب الاسلامیه، ج۱۳، ص۷۶ و ج۲۳، ص۳۴۹، ۳۵۴ و ۳۵۵.
- ↑ ابن شهر آشوب، المناقب، ج۳، ص۸۹
- ↑ سید شرف الدین استرآبادی، تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ج1، ص۶۳۸.
- ↑ تفسير کنز الدقائق و بحر الغرائب، ج۱۳، ص۹۷
- ↑ برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت(ع)، ج15، ص575- 582
- ↑ البرهان السادس والعشرون: قوله تعالی: ﴿وَالَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ أُولَئِكَ هُمُ الصِّدِّيقُونَ﴾ روی أحمد بن حنبل، بإسناده إلی ابن أبیلیلی، عن أبیه قال: قال رسول اللّه (ص): «الصدّیقون ثلاثة: حبیب بن موسی النجار مؤمن آل یس الذی قال: یا قَوْمِ اِتَّبِعُوا اَلْمُرْسَلِینَ، وحزقیل مؤمن آل فرعون الذی قال: أَتَقْتُلُونَ رَجُلاً أَنْ یَقُولَ رَبِّیَ اَللّهُ، وعلیّ بن أبیطالب(ع) الثالث وهو أفضلهم». ونحوه رواه الفقیه ابن المغازلی الشافعی، وصاحب کتاب الفردوس. وهذه فضیلة تدلّ علی إمامته؛ منهاج الکرامة، ۱۳۶-۱۳۷.
- ↑ سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۱۲۳-۱۲۷.
- ↑ مکاتبه دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی.