نسخهای که میبینید نسخهای قدیمی از صفحهاست که توسط Msadeq(بحث | مشارکتها) در تاریخ ۲۰ ژوئن ۲۰۲۰، ساعت ۱۰:۲۸ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوتهای عمدهای با نسخهٔ فعلی بدارد.
نسخهٔ ویرایششده در تاریخ ۲۰ ژوئن ۲۰۲۰، ساعت ۱۰:۲۸ توسط Msadeq(بحث | مشارکتها)
وجود نمونههای تاریخی: بهتریندلیل بر امکان عمر طولانی، وجود نمونههای تاریخی است. در این باره کتابهای فراوانی با عنوان "المعمرون" نگاشته شده که افراد دارای عمر طولانی از جمله عمر ۴۰۰۰ ساله لقمان حکیم و ۱۵۰۷ ساله بخت النصر و... را ذکر کردهاند[۱۳].
طول عمر حضرت در درسهایی از عقاید اسلامی
یکی از نکاتی که درباره حضرت مهدی(ع) معمولاً مورد بحث قرار میگیرد، موضوع طول عمر آن حضرت است؛ چون به اعتقادشیعه و برخی فرق دیگر آن حضرت در سال ۲۵۵ متولّد شده است و تا زمانی که خدا بخواهد زندگی خواهد کرد؛ یعنی عمر آن حضرت هم اکنون هزار و صد و شصت و چهار سال است (در سال ۱۴۱۹ه). اکنون این پرسش مطرح است که آیا ممکن است انسانی تا این حد عمر کند؟ مگر عمر متوسّط انسان هفتاد سال بیشتر است؟ آیا چنین پدیدهای محال نیست؟ آیا علم و تجربه چنین عمری را برای انسان میپذیرد؟ آیا این مطلب در تاریخ نمونه و سابقهای دارد؟
برای پاسخگویی به پرسشهای فوق میتوان بحث را از سه جهت مطرح کرد:
باید یاد آوری کرد که محال به سه گونه تقسیم میشود:
محال عادّی،
محال وقوعی،
محال ذاتی.
آنچه از نظر عقل مردود است محال ذاتی و محال وقوعی است که به محال ذاتی بر میگردد؛ چون از وقوع محال ذاتی اجتماع نقیضین لازم میآید که بدیهی البطلان است؛ امّا وقوع محال عادّی از نظر عقل مردود نیست، تمام معجزات و کراماتها و سایر امور خارقالعاده، در واقع اموری هستند که وقوع آنها از طرق عادّی و عادتاً محال بوده؛ ولیکن از راه خرق عادت رخ دادهاند. حال طول عمر زیاد از کدام یک از سه محال مذکور محسوب میشود؟ پاسخ این است طول عمرخارقالعاده در زمره محال ذاتی نیست که از وجود آن عدمش لازم آید (اجتماع نقیضین) محال و قوعی نیز نیست که معلول و پدیدهای بدون علّت ایجاد شود. این هر دو مطلب روشن است؛ ولی در زمره محال عادّی است؛ یعنی زنده مانده یک انسان بعد از هزاران سال عادتاً محال است؛ ولی چنین امری از نظر عقل مردود نیست. پس عمر بسیار طولانی خلاف عقل نیست.
یادآور میشود که هر مقدوری و هر امر ممکنی متعلّق قدرتخدای تعالی قرار میگیرد و پس از آنکه روشن شد طول عمرانسان ذاتاً محال نیست و این امر تحت شمول قدرتحقّ تعالی واقع میشود باید توجّه کرد که اگر مصلحتی اقتضا کند خداوند بندهای را هزاران سال زنده نگه میدارد تا آن مصلحت حاصل گردد و مورد بحث ما از همین قرار است.
در میزانعقل روشن شد که طول عمر زیاد خلاف عقل نیست، حال باید دید نظر علم در این باره چیست؟ از نظر علوم تجربیانسان چه میزانقادر است زندگی کند، طوری که بیشتر از آن محال باشد؟ آیا علم میتواند یک سقف قطعی و بدون استثنا برای عمربشرتعیین کند؟ پاسخ سؤال مذکور منفی است؛ زیرا از نظر علمیطول عمرانسان و مرگ او به عوامل بسیار گوناگون و مختلفی بستگی دارد، اموری از قبیل: عوامل ژنتیکی، محل زندگی، شغل، وضعیّت معیشتی، اخلاق و رفتار، خورد و خوراک، در معرض حوادث بودن و....
چرخه عمر در بسیاری از جانوران که مشکلاتانسان را ندارند، بیشتر از انسان است؛ مثلاً لاکپشت دویست سال عمر میکند و سلولهای داخلی برخی جانوران تا چهارصد سال زنده میماند. امروزه ثابت شده است که بر اثر تلاشهای علمیطول عمر متوسّط بشر بالاتر از گذشته شده و این تلاشها همچنان ادامه دارد.
دانشمندان توانستهاند عمر نوعی مگس را با دور نگه داشتن از سموم و سایر خطرات، تا نهصد برابر عمر طبیعی آن برسانند. در مورد انسان نیز اگر بتوان اعضا و جوارح او را از خطرات و عوارض حفظ کرد میتوان عمر او را چند برابر کرد؛ زیرا علّت مرگ انسان هفتاد یا هشتاد سال عمر کردن نیست بلکه فرسودگیها، دچار حمله میکروبها شدن و سایر عوارض است که با حفظ او از این خطرات، پیری و مرگ از بین میرود. به هر حال عمر طولانی از نظر علم نه تنها امری ممکن است که دست یافتنی بوده و موضوع تلاش دانشمندان نیز هست.
نه تنها طول عمر زیاد برای انسان امری ممکن است که واقع نیز شده است: در متون دینی و غیر آن اشخاصی معرّفی شدهاند که هزاران سال عمر کردهاند و برخی از آنها هم اینک در قید حیاتاند. این مطلب در متون دینییهود، مسیح و اسلام آمده است. (به عنوان مثال در تورات، سفرتکوین، اصحاح پنجم، آیه ۵ عمرحضرت آدم ۹۴۰ سال ذکر شده است، همچنین عمرشیث ۹۱۲ سال، همان، این آیه ۸ و عمرنوح ۹۵۰ سال، همان، اصحاح نهم، آیه ۲۹ و... آمده) قرآن نیز بر این مطلب دلالت دارد و میفرماید: ﴿وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ فَلَبِثَ فِيهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِينَ عَامًا فَأَخَذَهُمُ الطُّوفَانُ وَهُمْ ظَالِمُونَ﴾[۱۴].
و تحقیقاً نوح را به سوی قومش فرستادیم، پس ۹۵۰ سال بین آنها ماند و به جز عدّه قلیلی کسی به او ایمان نیاورد آنگاه آنان را در حالی که ظالم بودند طوفان فرا گرفت. لازم به یادآوری است که این ۹۵۰ سال دوران عمرحضرت نوح(ع) بعد از رسالت او و قبل از طوفان است.
↑«و به راستی ما نوح را به سوی قومش فرستادیم و هزار سال- جز پنجاه سال- میان آنان به سر برد آنگاه سیلاب آنان را فرو گرفت در حالی که ستمگر بودند» سوره عنکبوت، آیه ۱۴.