جهاد در معارف و سیره حسینی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Jaafari (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۶ سپتامبر ۲۰۲۰، ساعت ۱۱:۵۳ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
متن این جستار آزمایشی و غیرنهایی است. برای اطلاع از اهداف و چشم انداز این دانشنامه به صفحه آشنایی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت مراجعه کنید.
این مدخل مرتبط با مباحث پیرامون جهاد است. "جهاد" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل امام حسین (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

مقدمه

از دستاوردها، اهداف، انگیزه‌ها، درس‌ها و پیام‌های عمده عاشورا، “جهاد” است. جهاد، عامل قدرت و شوکت امّت اسلام و نشانه حق باوری و خداجویی و آخرت‌گرایی مسلمان است. ملّتی هم که از مبارزه در راه باورهای مقدّس و آرمان‌های شکوه‌مند خویش سرباز زند. گرفتار ذلّت و زبونی می‌‌شود. جهاد، یکی از واجبات دینی است و پیشوایان دین، شایسته‌ترین کسانی‌اند که به آن قیام کنند و مردم را هنگام نیاز، به جهاد فرا خوانند. جهاد، گاهی با دشمنان متجاوز و کفّار مهاجم است، گاهی با منافقان و گاهی با متجاوزان داخلی که بر ضدّ حکومت حق می‌‌شورند، گاهی بر ضدّ ظالمان، بدعت گذاران، تحریف گران، ترویج کنندگان باطل، تعطیل کنندگان حدود الهی، بر برهم زنندگان امنیت جامعه اسلامی و غاصبان حکومت مشروع و الهی از شایستگان است. سید الشهدا(ع) در عصری قرار گرفته بود که امویان، کمر به هدم اسلام و محو شریعت بسته بودند و دین خدا در معرض نابودی بود. جهاد آن حضرت، جانی تازه به اسلام داد و خونی تازه در رگ‌های جامعه دوانید. آن حضرت با استناد به این کلام پیامبر خدا(ص) که فرمود: «مَنْ رَأَى سُلْطَاناً جَائِراً مُسْتَحِلاًّ لِحُرَمِ الله؛ نَاكِثاً لِعَهْدِ الله؛ مُخَالِفاً لِسُنَّةِ رَسُولِ الله؛ يَعْمَلُ فِي عِبَادِ الله بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوَانِ فَلَمْ يُغَيَّرْ عَلَيْهِ بِفِعْلٍ وَ لاَ قَوْلٍ، كَانَ حَقّاً عَلَى الله أَنْ يُدْخِلَهُ مُدْخَلَهُ». این شرایط را بر گروه حاکم و امویان تطبیق کرده، فرمود: اینان، پیروی از شیطان کرده و اطاعت خدا را واگذاشته‌اند، فساد را آشکار، حدود الهی را تعطیل و بیت المال را مخصوص خود ساخته، حرام خدا را حلال کرده، حلال الهی را حرام کرده‌اند. سپس خود را شایسته رهبری و حکومت دانسته، مردم را به تبعیت از نماینده‌اش “مسلم بن عقیل” فرمان می‌‌دهد، تا خودش به کوفه برسد[۱]. سکوت نکردن در برابر سلطه ستم و اعتراض به بدعت‌ها و کشتن بی گناهان و هتک نوامیس مسلمانان و قطع حقوق حقداران، از مظاهر دیگر جهاد است که حسین بن علی(ع) پیشتاز این جبهه نیز بود. در نامه‌هایی هم که پس از ورود به مکّه، به مردم بصره و کوفه نوشت، سخن از نابود کردن سنّت و احیای بدعت توسط بنی امیّه و دعوت کوفیان و بصریان به اطاعت از خویش است تا در مبارزه‌ای با باطل، آنان را به “راه رشد” هدایت کند. در وصیّت نامه‌اش به محمّد بن حنفیّه نیز هنگام خروج از مدینه، حرکت خود را برای “اصلاح” در امّت پیامبر و بر اساس امر به معروف و نهی از منکر می‌‌شمارد («وَ أَنِّي لَمْ أَخْرُجْ أَشِراً»)[۲] در خطبه‌ای هم که در مکّه می‌‌خواند، پس از بیان زیبایی شهادت برای انسان و اشتیاق خویش به پیوستن به نیاکان شهیدش، از مردم دعوت می‌‌کند که هر کس آماده فدا کردن جان در این راه است، به او بپیوندند («مَنْ كَانَ فِينَا بَاذِلاً مُهْجَتَهُ مُوَطِّناً عَلَى لِقَاءِ الله نَفْسَهُ فَلْيَرْحَلْ مَعَنَا»)[۳]. جهاد حسین بن علی(ع) برای احیاء دین بود. در این راه و با این انگیزه، هم کشتن و هم کشته شدن حیات و پیروزی است. جهاد و شهادت آزاد مردان، همیشه با بذل جان و ایثار و نثار خون است و ثمره آن بیداری مردم و احیای حق است. این خطّ و برنامه، معامله با خداست که مشتری جان‌ها و اموال مؤمنان است و به پیکارگران در راهش، نوید بهشت داده است، چه بکشند، چه کشته شوند[۴]، و این همان فرهنگ “احدی الحسنین” است که قرآن آن را تعلیم و الهام می‌‌دهد. هم سید الشهدا، مجاهد در راه خدا بود و هم یاران شهیدش. مبارزه آنان، عمل به وظیفه اسلامی و تکلیف خدایی در مقابل ترویج بدعت‌ها و انحرافات و زدودن حقایق دین بود. هر چند دشمنان می‌‌کوشیدند جهادشان را یاغیگری و آن مجاهدان راه خدا را “خارجی” و شورشی معرفی کنند. از این رو در زیارتنامه‌های امام حسین و یارانش، از جمله اوصاف آن حضرت، نسبت به “جهاد” تأکید شده است. در زیارت‌های مختلف، نسبت به سید الشهدا این تعابیر دیده می‌‌شود: «الزَّاهِدِ الذَّائِدِ الْمُجَاهِدِ»، «جَاهَدَ فِيكَ الْمُنَافِقِينَ وَ الْكُفَّارَ»، «جَاهَدْتَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ»، «جَاهَدْتَ الْمُلْحِدِينَ»، «جَاهَدْتَ عَدُوَّكَ»، «جَاهَدْتَ فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ»[۵]، و درباره شهدای کربلا نیز این کلمات و تعابیر به کار رفته است: «نَصَحْتُمْ لِلَّهِ وَ جَاهَدْتُمْ فِي سَبِيلِهِ»، «أَشْهَدُ أَنَّكُمْ جَاهَدْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ»، «الذَّابُّونَ عَنْ تَوْحِيدِ اللَّهِ»[۶] و برای خنثی کردن تبلیغات دشمن، در زیارتنامه‌ها همه این صفات و اعمال، برای سید الشهدا و یارانش با مطلع «أَشْهَدُ أَنَّكَ...»، آمده است، گواهی زائر بر اینکه اینان مجاهدان راه خدا بودند و مبارزه شان، جهادی مقدّس بر ضدّ باطل بود. عاشورا، سرمایه الهام‌بخش مجاهدان در طول تاریخ گشت و خون سید الشهدا و شهدای کربلا، خون حماسه‌سازان ظلم‌ستیز را به جوش آورد[۷].

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

 با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. از سخنرانی امام حسین(ع) در منزل بیضه، کامل ابن اثیر، ج ۳، ص ۲۸۰؛ حیاة الامام الحسین، ج ۳، ص ۸۰.
  2. مقتل خوارزمی، ج ۱، ص ۱۸۸.
  3. لهوف، ص ۳.
  4. ﴿إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ... «همانا خداوند از مؤمنان، خودشان و دارایی‌هاشان را خریده است در برابر اینکه بهشت از آن آنها باشد» سوره توبه، آیه ۱۱۱.
  5. در مفاتیح الجنان، خط طاهر خوشنویس، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، صفحات ۴۱۸، ۴۲۳ تا ۴۲۵، ۴۴۱، ۴۴۴.
  6. مفاتیح الجنان، خط طاهر خوشنویس، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، صفحات ۴۴۰، ۴۴۴، ۴۴۸.
  7. محدثی، جواد، فرهنگ عاشورا، ص ۱۴۳.