یزید بن ثبیط عبدی در تاریخ اسلامی

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Bahmani (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۱۶ نوامبر ۲۰۲۱، ساعت ۱۳:۳۵ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

اين مدخل از زیرشاخه‌های بحث یزید بن ثبیط عبدی است. "یزید بن ثبیط عبدی" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:

درباره یزید بن نبیط سیره‌نویسان، گزارش کرده‌اند که وی، ده پسر داشت که آنها را به همراهی با خود برای یاریِ امام حسین(ع)، دعوت کرد؛ امّا تنها دو تن از آنها، عبداللّه و عبیداللّه، دعوت او را پذیرفتند. او و دو فرزندش، از بصره خارج شدند و خود را به مکّه رساندند و همراه امام(ع) شدند و در رکاب وی به فیضِ شهادت رسیدند. گفته شده که دو فرزند او، در حمله نخست دشمن، به شهادت رسیدند.[۱]

مقدمه

«اَلسَّلاَمُ عَلَى زَيْدِ بْنِ ثُبَيْتٍ اَلْقَيْسِيِّ»[۲]؛

«یزید» (زید) فرزند ثُبیت عبدی قیسی بصری از بزرگان و شخصیت‌های بنام شیعه[۳] در بصره - از دوستان ابوالاسود دئلی - و از یاران با وفای امیرمؤمنان علی(ع) بود، به شمار می‌‌آمد. وی در زمره اصحاب امام حسین(ع)[۴] درآمد و در کربلا به شهادت رسید[۵].[۶]

حرکت از بصره به سوی مکه

محمد بن جریر طبری و دیگران نوشته‌اند: در بصره بانویی می‌‌زیست به نام «ماریه» که وی دختر «منقذ عبدی» از شیعیان اهل بیت(ع) بود و خانه او محل تجمع و گردهمایی شیعیان بصری بود که در آنجا به بحث و گفت و گو می‌‌پرداختند. هنگامی که شیعیان بصره با خبر شدند که حسین بن علی(ع) از بیعت با یزید خودداری نموده و از مدینه حرکت کرده و وارد مکه شده و قصد عزیمت به عراق را دارد بارقه‌ای از امید در دل آنها تابید. در همان روزها ابن زیاد نیز از آمدن امام حسین(ع) به عراق آگاه شد؛ لذا برادر خود عثمان بن زیاد را به فرمانروایی بصره منصوب کرد و به او دستور داد بر کلیه راه‌های خروجی شهر دیده‌بان و جاسوس بگمارد و گذرگاه‌ها را ببندد تا کسی نتواند به کاروان حسین بن علی ملحق شود.

اما با تمام کنترل‌ها که انجام شد، یزید بن ثبیط تصمیم گرفت به سوی امام(ع) بشتابد و او را یاری کند، از این رو پسرانش را که ده نفر بودند برای این کار مهم و عزیمت به مکه فرا خواند و به آنها گفت: کدام یک از شما حاضر است همراه من بیاید؟

دو فرزندش به نام‌های «عبدالله بن یزید بن نبیط عبدی» و «عبیدالله بن یزید بن نبیط عبدی» اعلام آمادگی کردند تا با پدر از شهر خارج شوند؛ سپس یزید به خانه ماریه آمد و در جمع شیعیان گفت: من تصمیم گرفته‌ام به مکه بروم و حسین(ع) را یاری کنم هر کس مایل است مرا همراهی کند، اما برخی از شیعیان که در آن جمع بودند به او گفتند: از این سفر منصرف شود؛ زیرا راه‌ها تحت مراقبت شدید مأموران ابن زیاد است و بیم گرفتاری می‌‌رود!

یزید گفت: به خدا سوگند، اگر راه‌ها را با سم اسبان پر کنند، برای من سهل و آسان‌تر است از تعقیب مأموران، و من پروایی ندارم!.

این جمله را گفت و از نزد آنان بیرون آمد و با دو پسرش - و به قول سماوی به همراه عامر بن مسلم عبدی و غلام او به نام اسلم؛ و سیف بن مالک عبدی؛ و أدهم بن امیة عبدی، هفت نفری - از بصره خارج شدند و در بیابان خشک و بی‌آب و علف به سرعت راه پیمودند و در منطقه ابطح مکه، به امام(ع) رسیدند.

یزید با فرزندان - و سایر همراهان -شب را در محلی به استراحت گذراندند و صبح عازم محل استقرار امام شد، اما از طرفی امام(ع) هم که از ورود یزید و همراهانش آگاه شده بود به سوی محل استراحت ایشان تشریف آوردند، اما به ایشان عرض شد که آنها به سراغ شما آمده‌اند؛ لذا امام در منزلگاه یزید به انتظار نشست، از سویی یزید به منزلگاه امام که رسید حضرت را ندید، شنید آن بزرگوار به محل اقامت او تشریف فرما شده‌اند. به سرعت به منزلگاه خود بازگشت و هنگامی که دیدگانش به حضرت افتاد از فرط شادی این آیه شریفه را خواند: ﴿بِفَضْلِ اللَّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِكَ فَلْيَفْرَحُو[۷].

بعد از سلام کرد و پاسخ امام در مقابل حضرت نشست وآن بزرگوار را از تصمیم خود و همراهان و دو فرزندش آگاه ساخت. امام(ع) در حق او (و همراهان او) دعای خیر کرد و سپس یزید و همراهان خیمه خود را به نزدیک خیمه گاه اباعبدالله الحسین(ع) منتقل ساختند و همواره ملازم رکاب بودند تا آنکه در کربلا فرود آمدند[۸].[۹]

شهادت در روز عاشورا

در روز عاشورا این مرد خدا و عاشق اهل بیت پیامبر(ص) با اجازه امام(ع) عازم میدان شد و در برابر دیدگان حضرت در جنگ تن به تن به مبارزه پرداخت تا به فیض شهادت رسید و دو فرزندش «عبدالله» و «عبیدالله» نیز در همان روز به افتخار شهادت نائل آمدند.

وی با دو فرزندش در زیارت ناحیه مقدسه مورد سلام و درود قرار گرفته است. یکی از فرزندان این شهید بزرگوار به نام «عامر» که در بصره باقی ماند و پدر را همراهی نکرد، در سوگ امام حسین(ع) و پدر و دو برادرش چنین سروده است:

يَا فَرْوُ قُومِي‏ فَانْدُبِي‏خَيْرَ الْبَرِيَّةِ فِي الْقُبُورِ
وَ ابْكِي الشَّهِيدَ بِعَبْرَةٍمِنْ فَيْضِ دَمْعٍ ذِي دُرُورٍ
ذَاكَ الْحُسَيْنُ مَعَ التَّفَجُّعِوَ التَّأَوُّهِ وَ الزَّفِيرِ
قَتَلُوا الْحَرَامَ مِنَ الْأَئِمَّةِفِي الْحَرَامِ مِنَ الشُّهُورِ
وابكِي يزيدَ مُجدَّلاًوابنيهِ في حرِّ الهجيرِ
مُتزمِّلين دماءَهُمْتَجري على لُببِ النُّحورِ
يا لَهفَ نفْسِي لمْ تفُزْمعهمْ بجنّاتٍ وحُورِ
ای فرو (خطاب به مادر یا یکی از زنان قبیله) برخیز و برای انسان بهترین (حسین) گریه کن که در قبر آرمیده است، و ناله آغاز کن بر آن شهید و اشک بریز چون سیلاب بر گونه‌های برای حسین سوگواری کن همراه با آه و ناله و فغان، چرا که این امام محترم را در ماه حرام به شهادت رساندند، بر یزید به خون آغشته و برای دو پسرش - عبدالله و عبیدالله - که در گرمای سوزان روی زمین افتاده‌اند گریه کن، بر آغشتگانی که با لباس خونین، پوشانده شدند و خون آنها بر سینه و گردنشان جاری است. حزن و حسرت بر من، که به همراه آنان به بهشت و حوریان دست ست نیافتم [۱۰].[۱۱]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. محمدی ری‌شهری، محمد، گزیده دانشنامه امام حسین ص ۵۶۳.
  2. زیارت ناحیه مقدسه، بحارالأنوار، ج۴۵، ص۷۲. در زیارت ناحیه کلمه ثبیت با تاء آمده و در کتب رجالی ثبیط با طاء آمده و فرقی در نامگذاری ندارد. و نیز در زیارت ناحیه کلمه زید آمده و در کتب رجالی یزید آمده، ظاهرا یزید، أصح است و در زیارت ناحیه، نساخ به جای یزید کلمه زید را اشتباها ضبط کرده‌اند، و لذا در همین زیارت در ادامه می‌‌فرماید: «اَلسَّلاَمُ عَلَى عَبْدِ اَللَّهِ وَ عُبَيْدِ اَللَّهِ اِبْنَيْ يَزِيدَ بْنِ ثُبَيْتٍ»
  3. تنقیح المقال، ج۳، ص۳۲۵.
  4. رجال الطوسی، ص۸۱.
  5. ر.ک: تنقیح المقال، ج۳، ص۳۲۵ وقاموس الرجال، ج۱۱، ص۹۵.
  6. ناظم‌زاده، سید اصغر، اصحاب امام حسین، ص:۶۱۹-۶۲۰.
  7. «بگو: به بخشش خداوند و به بخشایش وی- آری، به آن- باید شاد گردند، این از آنچه فراهم می‌آورند بهتر است» سوره یونس، آیه ۵۸.
  8. تاریخ طبری، ج۵، ص۳۵۴؛ تنقیح المقال، ج۳، ص۳۲۵؛ قاموس الرجال، ج۱۱، ص۹۵؛ ابصارالعین، ص۱۶۵ و با اختصار، کامل ابن اثیر، ج۲، ص۵۳۴.
  9. ناظم‌زاده، سید اصغر، اصحاب امام حسین، ص:۶۲۰-۶۲۲.
  10. ابصارالعین، ص۱۶۶.
  11. ناظم‌زاده، سید اصغر، اصحاب امام حسین، ص:۶۲۲-۶۲۳.