فدک در معارف و سیره فاطمی
فدک بین پیامبر(ص) و حضرت زهرا(س)
خدای متعال فرمود: ﴿فَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ ذَلِكَ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ﴾[۱]. ملاحظه میکنیم این آیه شریف از ناحیه خدای عزّوجلّ خطاب به پیامبر اکرم(ص) است که به او فرمان میدهد حق نزدیکان را ادا کند، نزدیکان کیانند؟ و چه حقی دارند؟ به اتفاق همه مفسّران، ذو القربی، نزدیکان رسول اکرم(ص) و عبارت از علی و فاطمه و حسن و حسین(ع)اند، بنابراین، معنای آیه شریف چنین است که حق نزدیکان خود را ادا نما.
در تفسیر در المنثور سیوطی از ابو سعید خدری روایت شده که گفت: وقتی آیه شریف ﴿فَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ...﴾[۲] نازل شد، رسول خدا(ص) فاطمه زهرا(س) را خواست و فدک را به او بخشید[۳].
ابن حجر عسقلانی در صواعق المحرقه میگوید: عمر گفت: سخن من در اینباره با شما این است که خداوند در این غنیمت چیزی را به پیامبر خویش اختصاص داده که به دیگران عطا نکرده است و سپس این آیه را خواند: ﴿وَمَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمَا أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَلَا رِكَابٍ وَلَكِنَّ اللَّهَ يُسَلِّطُ...﴾[۴].
بنابراین، (فدک) ملک خالص رسول خداست. از روایات تاریخی استفاده میشود که فدک در اختیار فاطمه زهرا(س) بوده و آن مخدّره در آن ملک، تصرف میکردند و با استناد به سخنان صریح امام علی(ع) در نامهای که به عثمان بن حنیف انصاری فرماندار خود در بصره فرستاد، فدک در اختیار خاندان پیامبر اکرم(ص) قرار داشته است آنجا که فرمود: «بَلَى كَانَتْ فِي أَيْدِينَا فَدَكٌ مِنْ كُلِّ مَا أَظَلَّتْهُ السَّمَاءُ فَشَحَّتْ عَلَيْهَا نُفُوسُ قَوْمٍ وَ سَخَتْ عَنْهَا نُفُوسُ قَوْمٍ آخَرِينَ وَ نِعْمَ الْحَكَمُ اللَّهُ...»[۵]؛ آری، تنها از آنچه آسمان بر آن سایه افکنده، فدک در اختیار ما بود ولی گروهی بر آن بخل ورزیدند و گروهی دیگر سخاوتمندانه از آن چشم پوشیدند و بهترین داور خداست. برخی از روایات بیانگر این است وقتی خلافت ابوبکر سر و سامان یافت، فدک را از فاطمه گرفت[۶]، معنای این سخن این است که فدک در اختیار فاطمه، و از دوران پدر بزرگوارش در تصرف آن بزرگ بانو بوده و ابوبکر آن را از وی به زور ستانده است.
در روایت علامه مجلسی آمده است: رسول اکرم(ص) پس از ظفر یافتن بر فدک هنگام ورود به مدینه بر فاطمه وارد شد و فرمود: دخترم! خداوند فدک را از (یهودیان) به پدرت بازگردانده است و آن را به وی اختصاص داده و ملک ویژه پدر توست و مسلمانان در آن حقی ندارند، و من هر گونه بخواهم میتوانم در آن تصرف نمایم [زهرا جان!] من بابت مهریهای که از مادرت خدیجه بر عهدهام بود، فدک را به تو پیشکش نموده و آن را به تو و فرزندان بعدیات میبخشم. سپس رسول خدا(ص) قطعه پوستی دباغی شده را خواست و علی(ع) راطلبید و بدو فرمود: «اكْتُبْ لِفَاطِمَةَ بِفَدَكَ نِحْلَةً مِنْ رَسُولِ اللَّهِ...»؛ بنویس، رسول خدا فدک را به فاطمه پیشکش نمود و علی بن ابی طالب(ع) و غلامی آزاد شده از رسول خدا(ص) و امّ ایمن بر آن نوشته گواه بودند[۷].[۸].
غصب فدک
پس از به خلافت رسیدن ابوبکر بعد از رحلت رسول اکرم(ص) و پس از گذشت ده روز که کار وی سر و سامان یافت مأموری را به فدک فرستاد تا وکیل فاطمه زهرا(س) دخت رسول خدا(ص) را از آن بیرون کند.
روایت شده: زهرای مرضیه(س) کسی را نزد ابوبکر فرستاد و بدو فرمود: از ابوبکر بپرس تو از رسول خدا(ص) ارث میبری یا خانوادهاش؟ ابوبکر در پاسخ گفت: البته خانواده وی؛ فاطمه(س) فرمود: بنابراین، سهمیه ارث رسول خدا(س) چه میشود؟ ابوبکر گفت: من از رسول خدا(ص) شنیدم میفرمود: « إن الله أطعم نبيه طعمة »؛ خداوند تا رسولش زنده بود اموالی را در اختیار او قرار داد و پس از رحلت وی آن را برای جانشین پس از او مقرر داشت و اکنون که من پس از او به خلافت رسیدهام آن را به مسلمانان برخواهم گرداند.
از عایشه منقول است که: فاطمه زهرا(س) کسی را نزد ابوبکر فرستاد تا در مورد میراثی که در مدینه و فدک و باقیمانده خمس خیبر از رسول خدا(ص) به وی تعلق داشت از ابوبکر پرسش نماید، ابوبکر در پاسخ گفت: رسول خدا(ص) فرمود: ما پیامبران چیزی به ارث نمینهیم، آنچه پس از ما باقی بماند صدقه است و خاندان رسول خدا(ص) نیز باید از همین طریق، گذران زندگی کنند، به خدا سوگند! من در صدقات پیامبر اکرم(ص) هیچگونه تغییری نخواهم داد و آنها را به همان صورتیکه در زمان آن حضرت بودهاند، رها خواهم ساخت و همانگونه که حضرت در ارتباط با آنها عمل کردند من نیز عمل خواهم نمود.
بدین ترتیب، ابو بکر حاضر نشد از آن اموال چیزی به فاطمه(س) بازگرداند[۹]. از امام باقر(ع) روایت شده که علی(ع) به فاطمه زهرا(س) فرمود: [زهرا جان!] خود رهسپار شو و میراث پدر بزرگوارت رسول خدا(ص) را درخواست نما، فاطمه(س) نزد ابوبکر آمد و فرمود: چرا مرا از میراث پدرم محروم و وکیلم را از فدک بیرون راندی، در صورتیکه پیامبر(ص) به فرمان خدای متعال آن را به من بخشیده بود؟
ابوبکر در پاسخ گفت: هرچه شما بگویی ان شاء الله که صحیح است، ولی باید بر ادعای خود شاهد بیاوری. امّ ایمن برای دادن گواهی نزد ابوبکر آمد و بدو گفت: ای ابوبکر! تا در مورد سخن رسول خدا(ص) با تو به احتجاج نپردازم، گواهی نخواهم داد، تو را به خدا، آیا به یاد نداری رسول خدا(ص) فرمود: امّ ایمن از زنان بهشتی است.
ابوبکر گفت: درست است. امّ ایمن گفت: بنابراین، من گواهی میدهم که خدای عزّوجلّ به رسول خود سفارش فرمود: ﴿فَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ﴾ و پیامبر پس از نزول این آیه شریف فدک را به عنوان حق زهرا(س) به او بخشید، علی(ع) نیز همینگونه شهادت داد و ابوبکر سند فدک را نوشت و به فاطمه سپرد که عمر از راه رسید و پرسید: این نوشته چیست؟ ابوبکر گفت: فاطمه مدعی فدک شده و امّ ایمن و علی بر آن گواهی دادند و من سند فدک را برایش نوشتم. عمر نوشته را از فاطمه گرفت و آب دهان بر آن ریخت و پاره کرد و فاطمه(س) گریان از آنجا بیرون رفت.
روایت شده: امام علی(ع) در مسجد، نزد ابوبکر آمد و به او فرمود: ابوبکر! چرا فاطمه را از ارث پدرش رسول خدا(ص) محروم کردی؟ فدک در زمان حیات پدر بزرگوارش به ملکیّت زهرا در آمده بود. ابو بکر در پاسخ گفت: این غنیمت، مربوط به مسلمانان است، اگر فاطمه گواه بیاورد که رسول خدا(ص) فدک را به او اختصاص داده، از آن اوست وگر نه هیچگونه حقی در آن ندارد.
امیر مؤمنان(ع) به ابوبکر فرمود: ابوبکر! میان ما بر خلاف آنچه خداوند درباره مسلمانان قضاوت کرده، داوری میکنی؟ گفت: خیر.
حضرت از او پرسید: اگر مسلمانان مالک چیزی باشند و من مدعی آن مال شوم، تو از چه کسی شاهد میخواهی؟ ابوبکر گفت: از شما که مدعی هستی شاهد خواهم خواست.
حضرت فرمود: بنابراین، تو چرا از فاطمه که فدک در اختیار وی، و در زمان حیات رسول خدا(ص) و پس از رحلت وی به ملکیت فاطمه(س) درآمده بود، شاهد خواستی و از مسلمانان که مدعی آن بودند شاهد نخواستی، همانگونه که از من در ادعایم بر مال مسلمانان، درخواست شاهد و گواه مینمایی؟ عمر گفت: علی! دست از سر ما بردار، ما در برابر دلایل شما توان مقاومت نداریم، اگر شاهدان عادلی آوردی که فدک از آن زهراست که در اینصورت از آن اوست وگرنه غنیمت مسلمانان است و تو و فاطمه هیچگونه حقی در آن ندارید.
امام علی(ع) فرمود: ابوبکر! قرآن خواندهای؟ گفت: آری؛
پرسید: آیه شریفه ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا﴾[۱۰] درباره ما نازل شده یا دیگران؟ گفت: درباره شما.
حضرت فرمود: اگر عدهای گواهی دهند که فاطمه دخت رسول اکرم(ص) کار خلاف اخلاقی انجام داده، در مورد او چگونه داوری میکنی؟ گفت: مانند سایر زنان بر او حدّ جاری خواهم ساخت.
علی(ع) فرمود: اگر چنین کنی در پیشگاه خداوند در زمره کافران خواهی بود. ابوبکر گفت: چرا؟
امام علی(ع) فرمود: زیرا تو در این صورت، شهادت و گواهی خدا را بر پیراستگی و طهارت فاطمه مردود و گواهی مردم را بر او پذیرا شدهای، چنانکه در مورد فدک نیز حکم خدا و رسول را زیر پا نهادی و گفتی فدک از اموال مسلمانان است، با اینکه رسول اکرم(ص) فرموده بود، مدعی باید شاهد اقامه کند و منکر باید سوگند یاد نماید. مردم از شنیدن این سخن مراتب خشم و انزجار خویش را نسبت به ابوبکر ابراز و برخی، بعضی دیگر را مورد اعتراض قرار داده و گفتند: به خدا! علی راست میگوید[۱۱].[۱۲].
جستارهای وابسته
منابع
پانویس
- ↑ «بنابراین، حقّ خویشاوند و بینوا و در راه مانده را بپرداز که این برای آنان که خواستار خشنودی خداوندند بهتر است و آنانند که رستگارند» سوره روم، آیه ۳۸.
- ↑ «بنابراین، حقّ خویشاوند را بپرداز» سوره روم، آیه ۳۸.
- ↑ درالمنثور، ج۴، ص۱۷۷؛ نظیر آن در کشف الغمه، ج۱، ص۴۷۶ از عطیه نقل شده و حاکم نیشابوری آن را در تاریخ خود یادآور شده است.
- ↑ «و آنچه خداوند به پیامبرش از (دارایی) آنان (به غنیمت) بازگرداند چیزی نبود که شما برای (به دست آوردن) آن، اسبان و شترانی دوانده باشید ولی خداوند پیامبرانش را بر هر کس بخواهد چیره میگرداند» سوره حشر، آیه ۶.
- ↑ نهج البلاغه، نامه ۴۵.
- ↑ صواعق المحرقه، ص۲۵.
- ↑ بحار النوار، ج۱۷، ص۳۷۸.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۳ ص ۱۷۰.
- ↑ شرح نهج البلاغه، ج۱۶، ص۲۱۷.
- ↑ «جز این نیست که خداوند میخواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گرداند» سوره احزاب، آیه ۳۳.
- ↑ احتجاج طبرسی، ج۱، ص۲۳۴؛ کشف الغمه، ج۱، ص۴۷۸؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۱۶، ص۲۷۴.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۳ ص ۱۷۳.