نسخهای که میبینید نسخهای قدیمی از صفحهاست که توسط Wasity(بحث | مشارکتها) در تاریخ ۲۶ ژوئن ۲۰۲۲، ساعت ۰۹:۲۰ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوتهای عمدهای با نسخهٔ فعلی بدارد.
نسخهٔ ویرایششده در تاریخ ۲۶ ژوئن ۲۰۲۲، ساعت ۰۹:۲۰ توسط Wasity(بحث | مشارکتها)
معراج به معنای بالا رفتن، نردبان و سفر آسمانی است و اصطلاحاً به سفر آسمانیحضرت محمد(ص) گفته میشود[۱]. منظور از اسراءشب گردی و سیرمعنوی اعم از معراج است؛ زیرا معراجپیامبر بارها انجام گرفته، که در آیات دیگر فرموده: ﴿لَقَدْ رَأَى مِنْ آيَاتِ رَبِّهِ الْكُبْرَى﴾[۲]، در حالی که اسراءپیامبر تعبیر منحصر به فرد آن حضرت است که در قرآن یکبار ذکر شده است. کلمه "اسراء" و همچنین کلمه "سری" که ثلاثی مجرد آن است، به معنای سیر در شب است، وقتی گفته میشود «سری و اسری» معنایش این است که فلانی در شب راه پیمود، و وقتی گفته میشود «سَری به وَ اسری» به معنای این است که او را شبانه سیر داد و سیر مخصوص روز یا اعم از روز و شب است: ﴿سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ﴾[۳].
هدف از این سیر شبانه را با بیان این جمله: ﴿لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا﴾ فرموده که نتیجه آن نشان دادن برخی از آیات و نشانهها به پیامبر است[۴].
عدهای دیگر از مؤرخان و سیرهنگاران نیز بر این باورند که اسراء و معراج در سالهای نخست بعثت صورت گرفته است. آنان علاوه بر نقل اقوال برخی دانشمندان گذشته در تأیید دیدگاه خود، به موارد زیر اشاره کردهاند:
از ابنعباسروایت شده است که اسراء و معراج در سال دوم، پس از بعثت صورت گرفته است. از آنجا که ابنعباس نسبت به دیگر محدثان و مورخان از لحاظ زمانی به رسول خدا(ص) نزدیکتر است، نظر او هم میتواند بر دیگر مورخان و محدثان، مقدم باشد.
نزولسوره اسراء در اوایل بعثت: بخاریروایت کرده است که نزول آیۀ ﴿وَلَا تَجْهَرْ بِصَلَاتِكَ وَلَا تُخَافِتْ بِهَا﴾[۳۶] در مکه و زمانی صورت گرفته است که رسول خدا(ص) در خانه ارقم پنهان بود. میدانیم که این جریان در سالهای نخست بعثت و در مرحله دعوت پنهانی بوده است. به علاوه، عدهای نیز گفتهاند سوره اسراء، سومین سورهای است که پس از حجرات در مرحله دعوت پنهانی نازل شد.
در اینکه معراج چند بار اتفاق افتاده است نیز اختلاف وجود دارد. برخی به تعدد معراج معتقدند[۴۰]، از این لحاظ، اختلاف در برخی از قسمتهای حدیث معراج، میتواند ناشی از تعدد آن باشد[۴۱].
در روایات آمده است پیامبر(ص) ماجرای معراج را برای قریش ـ اهل مکه ـ باز میگوید و آنان انکار میکنند و بدین روی، پیامبر(ص) شمار ستونهای مسجد الاقصی را میگوید تا نشانهای بر صداقت او باشد و نیز از آنچه در راه دیده است و کاروانهایی که در راه بودهاند، سخن میگوید[۴۲].[۴۳]
↑«بیگمان برخی از نشانههای بزرگ پروردگارش را دیده است» سوره نجم، آیه ١٨.
↑«پاکا آن (خداوند) که شبی بنده خویش را از مسجد الحرام تا مسجد الاقصی - که پیرامون آن را خجسته گرداندهایم- برد تا از نشانههایمان بدو نشان دهیم، بیگمان اوست که شنوای بیناست» سوره اسراء، آیه ١.
↑«پاکا آن (خداوند) که شبی بنده خویش را از مسجد الحرام تا مسجد الاقصی - که پیرامون آن را خجسته گرداندهایم- برد تا از نشانههایمان بدو نشان دهیم، بیگمان اوست که شنوای بیناست» سوره اسراء، آیه ۱.
↑«و (یاد کن) آنگاه را که با تو گفتیم: پروردگارت به مردم چیرگی دارد و خوابی که ما به تو نمایاندیم و درخت لعنت شده در قرآن را جز برای آزمون مردم قرار ندادیم و آنان را بیم میدهیم اما جز سرکشی بزرگ، به آنان نمیافزاید» سوره اسراء، آیه ۶۰.
↑تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و امتاع، ج۸، ص۱۹۹.
↑ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۵۱؛ شیخ حسین دیار بکری، تاریخ الخمیس فی أحوال انفس النفیس، ج۱، ص۳۰۷.
↑ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه و معرفة و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۳۵۵؛ تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و امتاع، ج۸، ص۲۰۰-۲۰۱؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۵، ص۱۰۹.
↑ر.ک: ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۲۶؛ عزالدین ابن اثیر، اسدالغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۲۷.
↑عز الدین ابن اثیر، اسدالغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۲۷؛ ابوالفرج حلبی شافعی، السیرة الحلبیه، ج۱، ص۵۵۱؛ ابن جوزی المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۲۶.
↑ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۶۶؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۲۵-۲۶؛ شیخ حسین دیار بکری، تاریخ الخمیس فی أحوال انفس النفیس، ج۱، ص۳۰۶؛ ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۱، ص۱۷۷.
↑ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۶۶؛ شیخ حسین دیار بکری، تاریخ الخمیس فی أحوال انفس النفیس، ج۱، ص۳۰۶: تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال والأموال و الحفدة و امتاع، ج۱، ص۴۸؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۲۶؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۳، ص۱۰۸.
↑تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و امتاع، ج۱، ص۴۷؛ ابوالفرج حلبی شافعی، السیرة الحلبیه، ج۱، ص۵۵۱.
↑مانند ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۲۵-۲۶: ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه و معرفة و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۳۵۵؛ عزالدین ابن اثیر، اسدالغابه فی تمییز الصحابه، ج۱، ص۲۷؛ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۵۵؛ جعفر سبحانی، فروغ ابدیت، ص۳۷۳ به بعد.
↑ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۳، ص۲۷؛ محمد بن یوسف صالحی، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، ج۳، ص۶۵؛ تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و امتاع، ج۱، ص۴۷.
↑فخرالدین رازی، مفاتیح الغیب، ج۲۰، ص۲۹۳؛ تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و امتاع، ج۸، ص۲۰۱.
↑ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۳، ص۱۷۷؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار(ع)، ج۱۸، ص۳۸۰.
↑شیخ صدوق، محمد بن علی، الأمالی، ص ۵۱۱؛ شبر، عبدالله، حق الیقین، ج ۱ـ ۲ ص ۱۲۶؛ معراج در آینه استدلال ص ۳۴۰ ـ ۳۶۱؛ احمد بن محمد قسطلانی، المواهب اللدنیه بالمنح المحمدیه، ج۲، ص۴۳۰؛ محمد بن حسین صالحی، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، ج۳، ص۱۲.