آداب ازدواج در معارف و سیره معصوم

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

آداب و مراسم ازدواج

مراسم ازدواج آدابی دارد که می‌تواند به تفاوت فرهنگ‌ها، عرف‌های گوناگون و شرایط زمانی و مکانی متفاوت و قابل تغییر و تطور باشد؛ اما برخی از آنها در بسیاری از عرف‌ها و فرهنگ‌ها مشترک است و رعایت آنها در اصل شکل‌گیری ازدواج و حسن روابط آن تأثیرگذار است که در اینجا نمونه‌هایی از آن مورد بررسی قرار می‌گیرد:

خواستگاری و مراسم عقد

خواستگاری پیشنهاد و درخواست رسمی پیمان ازدواج و تشکیل خانواده از سوی مرد به زنی است که او را برای این هدف در نظر گرفته و برای ازدواج با او مانعی نیست». قرآن کریم از آن به «خِطبَه»[۱] یاد می‌کند: ﴿وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا عَرَّضْتُمْ بِهِ مِنْ خِطْبَةِ النِّسَاءِ[۲].

واژه «خَطب»، «مخاطب» و «تخاطُب» به معنای گفتگوست. «خُطْبَه» و «خِطْبَه» هر دو از این ریشه‌اند؛ با این تفاوت که خُطبه ویژه خطاب موعظه‌ای است و خِطبَه نوعی خطاب حضوری و برای خواستگاری است[۳] و «خِطبةُ النساء» به معنای خواستگاری و درخواست ازدواج از زنان است[۴].

این اقدام از مسائل محوری در مراسم ازدواج شمرده می‌شود. آغاز خواستگاری و تحقیقات درباره طرف مقابل در برخی موارد نیازمند گفتگو و همنشینی با یکدیگر است که این ارتباط پیش از ازدواج اگر در حد آشنایی با یکدیگر باشد و مفسده‌ای در پی نداشته باشد به لحاظ موازین شرعی نه‌تنها منع نشده، بلکه امری مستحب است[۵]. خواستگاری و نامزدی پیش از عقد از نگاه شرع موجب مَحرم شدن زن و مرد نمی‌شود، بلکه تنها قول و قراری برای ازدواج است که اگر به عقد بینجامد، محرم می‌شوند[۶].

آنچه مناسب است در اینجا به آن توجه کرد، این است که مشخص شود روند تحول در این خواستگاری‌ها و محورهای تحول و آنچه بر آن تأکید می‌شد، چه بود. با نگاهی گذرا به زندگی معصومان(ع) می‌توان تا حدی به پاسخ دست یافت. این رسم پیش از اسلام رایج بوده و در اسلام نیز پذیرفته شده و نشانه‌های آن در زندگی معصومان(ع) هم مشاهده می‌شود؛ چنان‌که پیامبر(ص) از همسرانش از جمله از حضرت خدیجه خواستگاری کرده است[۷] و امیرمؤمنان(ع) از حضرت فاطمه خواستگاری کرده است[۸]. همو به همراه حسنین نزد امرءالقیس رفت و خود و حسنین را معرفی کرد. سپس به صورت کلی و با تعبیر وَ قَدْ رَغَبْنَا فِي صَهْرِكَ پیشنهاد خویشاوندی داد و امرءالقیس با کمال میل پذیرفت و به هر یک از آن سه نفر دختری داد[۹]. امام مجتبی(ع) نیز از همسرش خوله (مادر حسن بن حسن) نزد پدرش خواستگاری کرد[۱۰]؛ چنان‌که از عایشه دختر عثمان نیز خواستگاری کرده بود، هرچند ازدواج پا نگرفت[۱۱].

بر پایه نقل مُبرّد، پدیده ازدواج دختر حضرت زینب[۱۲] با پسرعمویش قاسم بن محمد بن جعفر زمانی رخ داد که مروان بن حکم از آن دختر برای یزید پسر معاویه خواستگاری کرده بود؛ ولی آنان یزید را شایسته خانواده خود ندیدند و پاسخ دادند اگر این کار انجام شود، باید در حضور دایی او امام حسین(ع) باشد. سیدالشهدا(ع) در مزرعه «ینبع» به سر می‌برد و پس از بازگشت با دختر و والدینش گفتگویی کرد و با توجه به این گفتگو که نتیجه آن پاسخ منفی به مروان بود، در جلسه‌ای که برای جشن نامزدی آن دختر با قاسم در مسجدالنبی برگزار شده بود، حاضر شد و آن دختر را به عقد قاسم بن محمد درآورد. مروان که در آن جلسه حضور داشت، انگشت اتهام خود را متوجه امام کرد و گفت: یا حسین، حیله به کار بردی. ولی امام با طرح مسئله مقابله به مثل فرمود: شما شروع کردی؛ وقتی ما از عایشه دختر عثمان برای ابومحمد حسن بن علی(ع) خواستگاری کردیم و نزدتان آمدیم، شما پس از تشکیل جلسه[۱۳] او را به عقد عبدالله بن زبیر درآوردید[۱۴].

از این نقل چند نکته برمی‌آید: الف) در آن دوره، موضوع خواستگاری و مشورت با بزرگان قبیله و تشکیل جلسه برای مراسم عقد امر رایجی بود. ب) این خواستگاری و جشن نامزدی در مراسم ازدواج امامان و بستگان آنان نیز عملی می‌شد؛ چنان‌که امام مجتبی(ع) از دختر عثمان خواستگاری کرد و برای آن مراسم عقد تشکیل داد. ج) جشن عقد به سادگی برگزار می‌شد؛ چنان‌که جلسه عقد دختر حضرت زینب در مسجدالنبی در مدینه برگزار شد. د) تناسب خانوادگی به لحاظ فکری و اعتقادی، اخلاقی و رفتاری، فرهنگ خانوادگی و اقتصادی و جهت‌های دیگر در ازدواج رعایت می‌شد، چنان‌که دختر حضرت زینب و عبدالله بن جعفر با پسرعمویش قاسم بن محمد تناسب خانوادگی داشت، نه با یزید پسر معاویه.

البته این مایه پایداری زندگی مشترک است. چه‌بسا افرادی بی‌تناسبِ همه‌جانبه خانوادگی ازدواج می‌کنند و پس از مدتی فرو می‌پاشند که اگر این تناسب رعایت می‌شد، چنین نبود دستیابی به این تناسب نیز از راه تحقیق و آگاهی‌های پیش از خواستگاری شدنی است و سبب می‌شود از مشکلات احتمالی بعدی پیشگیری شود؛ چنان‌که امام سجاد(ع) چنین تحقیقی را انجام داد. ایشان در سفر حج در مکه از زنی از خاندان شیبان پس از تحقیق از اسلام و اخلاق او خواستگاری کرد[۱۵]. امام باقر نیز شنیده بود زنان کوفه شوهرداری خوبی دارند و در زندگی سازگارند. ایشان در این باره با برخی یاران با اطلاع خود مشورت کرد. پیشنهاد یکی از یاران به امام این بود که دختر فرد شناخته‌شده‌ای را اختیار کند؛ ولی پس از تحقیق به لحاظ اینکه آن زن تناسب فکری و اعتقادی با آن حضرت نداشت، پیشنهاد ازدواج با آن زن را نپذیرفت[۱۶].

به نقل ابونصر بزنطی، امام باقر(ع) برای ازدواج با ام‌فروه مادر امام صادق(ع) نزد پدرش قاسم بن محمد به خواستگاری رفت که وی اجرای این اقدام را از راه پدرش امام سجاد(ع) مناسب‌تر دانست[۱۷].

امام جواد(ع) نیز برای ازدواج با دختر مأمون پس از زمینه‌سازی و آمادگی‌هایی که مأمون ایجاد کرده بود از مأمون خواستگاری کرد و سپس جشن عقد تشکیل دادند[۱۸].

مهم این است که مشخص شود برنامه‌ها در این مراسم چه بوده است. از جمله برنامه‌ها در این مراسم که برنامه‌ای رایج و عمومی بود[۱۹]، خطبه‌خوانی است که در آن به اموری از قبیل ستایش و ثنای الهی، بیان معارف اعتقادی مانند اقرار به توحید، نبوت و اقرار به رعایت حلال و حرام و تقوای الهی در گستره زندگی از جمله در مراسم ازدواج، توکل به خدا در اداره زندگی، بیان مقدار مهریه با تأکید بر مهرالسنه و معرفی داماد و عروس پرداخته می‌شد[۲۰]؛ چنان‌که درباره مراسم ازدواج امام حسین(ع)[۲۱] و امام جواد(ع)[۲۲] چنین گزارشی در دست است. تأکید بر آموزه‌های یادشده در این مراسم درس‌آموز و تعیین‌کننده محور سبک زندگی در آغاز ازدواج است.

به دیگر سخن وجود آدمی سه لایه دارد:

  1. لایه عقلی که نظام باورها را تشکیل می‌دهد.
  2. لایه قلبی که نظام گرایش‌ها را تشکیل می‌دهد.
  3. لایه ظاهری که ظرف ظهور رفتارهایی است که از دو لایه پیشین ریشه می‌گیرند.

این سه لایه پیوندی ناگسستنی با هم دارند؛ به گونه‌ای که رفتارهای انسان که به لایه ظاهری تعلق دارد، نشان‌دهنده وضعیت گرایش‌ها و باورهای اوست. اگر فرد یا جامعه‌ای به رفتار یا ویژگی خاصی پایبند باشند می‌توان از آن نتیجه گرفت که آنان در نظام باورها و گرایش‌ها به آن باورها و گرایش‌ها خو گرفته‌اند که چنین رفتاری را درست می‌دانند. تأکید بر آموزه‌های یاد شده در مراسم ازدواج نقشه راه و برنامه‌ای است که چشم‌انداز زندگی را در محور سه نظام یادشده مشخص می‌کند و دو همسر، خود را به آن ملتزم می‌دانند و خدای یگانه را در همه جا ناظر سبک زندگی خود می‌بینند و در نتیجه زندگی صورتی خداپسندانه خواهد گرفت[۲۳].

جهیزیه

جهیزیه ابزاری است که برای گذران و اداره زندگی از آن استفاده می‌شود و زن و مرد با توافق یکدیگر آن را تهیه می‌کنند. جهیزیه همانند مهریه است؛ یعنی هرچه به اندازه نیاز ضروری روزهای نخست زندگی بسنده شود، ازدواج بهتر شکل می‌گیرد. آنچه بنیان خانواده را محکم می‌کند، دو اصل مودت و رحمت است که در قرآن[۲۴] بر آن تأکید شده و در روایات نیز به مهریه کم سفارش شده است[۲۵]. در سیره معصومان نیز به مهرالسنه و جهیزیه کم عمل شده است؛ برای نمونه بر پایه روایت‌هایی که برخی از آنها معتبرند، پیامبر(ص) از زره فروخته شده امیرمؤمنان(ع) پیش از عروسی[۲۶] برای دخترش فاطمه جهیزیه ساده‌ای مانند ردای ساده، بالاپوشی[۲۷] به ارزش سی درهم و تشکی از پوست قوچ تهیه کرده و به خانه امیرمؤمنان(ع) فرستاده بود[۲۸]. امامان نیز مهریه همسران خود را به همسران می‌پرداختند تا آنان بتوانند به اقتضای وضعیت هر عصری، برابر آنچه مصلحت می‌دانند، جهیزیه تهیه کنند. این مطلب بر پایه نقلی از امام حسین(ع) سیره خاندانی آنان بود[۲۹].[۳۰]

ولیمه و جشن ازدواج

جشن ازدواج که هزینه‌هایی دارد و ولیمه نامیده می‌شود، از سنت‌های ازدواج است که در هر زمانی به تناسب و اقتضای وضعیت آن عمل می‌شود و از سنت‌های پیامبران در برنامه ازدواج آنان نیز به شمار می‌آید[۳۱] و در متون فقهی هم مستحب دانسته شده است[۳۲]. بر پایه نقل‌هایی که در میان آنها نقل معتبر هم هست، پیامبر(ص) در ازدواج‌هایش از جمله در ازدواج با حضرت خدیجه، آمنه دختر ابوسفیان، میمونه دختر حارث و زینب بنت جحش ولیمه داد. ولیمه او در ازدواج با خدیجه غذای آماده شده با گوشت شتر[۳۳]، در ازدواج با میمونه[۳۴] حَیس[۳۵] و در ازدواج با دختر ابوسفیان[۳۶] و زینب بنت جهش[۳۷] غذای دیگری بود.

بر پایه حدیث امام صادق(ع)، معصومان(ع) برای ازدواج فرزندانشان، - که امام بعدی نیز از آن فرزندان است - با انداختن سفره ولیمه افراد را به آن دعوت می‌کردند[۳۸] که در اینجا به چند نمونه اشاره می‌شود:

  1. به نقل ابن‌سعد، ولیمه‌ای که در ازدواج علی و فاطمه برپا شد، افضل ولیمه‌های زمانش بود که علی با گروگذاری زره خود نزد فردی یهودی و گرفتن آردی آن را آغاز کرد[۳۹]؛ ولی برابر نقل دیگر ابن‌سعد[۴۰] و گزارش ابوالفتوح رازی، یاران پیامبر(ص) مواد غذایی این ولیمه را با هدایا گرد آورده بودند که به گفته ابوالفتوح حجم آن نیز زیاد بود[۴۱]. از این نقل‌ها برمی‌آید که امیرمؤمنان(ع) بر پایه توانایی خویش تدبیر کرد و تأمین مواد غذایی ولیمه را به صورت یادشده آغاز کرد؛ ولی یاران پیامبر(ص) به ویژه انصار با آگاهی از موضوع هدایای گسترده‌ای آوردند و ولیمه باشکوهی دادند. گفتنی است به لحاظ اینکه این هدایا مواد غذایی بوده، پیامبر اکرم آنها را به نفع عموم مردم به ویژه نیازمندان به کار گرفت و با دعوت از همه مردم مدینه به آنان به این شیوه اطعام کرد که آبگوشتی همراه با حلوای خَبیص[۴۲] به این صورت آماده کرد آن حضرت با امیرمؤمنان(ع) شبانه گوسفندان، شتران و گاوهای اهدایی را برای تهیه غذا سر بریدند[۴۳]؛ پس از آماده شدن غذا سفره‌ای انداخت که هر ده نفر بر آن می‌نشستند و نوبت به نوبت همه از آن به گونه‌ای بهره بردند که در آن روزگار خانه‌ای در مدینه نبود، جز آنکه از این ولیمه بهره برد[۴۴].
  2. به گزارش کلینی، امام سجاد(ع) در ازدواج خود ولیمه می‌داد[۴۵].
  3. به نقل کلینی، امام کاظم(ع) برای ولیمه یکی از فرزندانش که ظاهراً عروسی بوده، ظرف‌های بزرگی از فالوده که هزینه چندانی نداشت، در کوچه و مسجد مدینه نهاد و مردم از آن بهره‌مند شدند و در این کار به سیره پیامبر(ص) و دیگر پیامبران از جمله حضرت سلیمان(ع) استناد کرد[۴۶]. به گفته کشی، آن حضرت برای ازدواج سه یا چهار پسرش از جمله امام رضا(ع) هزینه‌هایی کرد که ولیمه نیز می‌تواند در ردیف آن باشد. البته برای تأمین آن از هدایایی که علی بن یقطین برای ایشان پنهانی می‌فرستاد، بهره می‌گرفت که گاهی تا سیصدهزار دینار می‌رسید[۴۷].
  4. در ازدواج امام جواد(ع) با ام‌الفضل مأمون به افتخار ازدواج آن حضرت با دخترش ولیمه مفصلی داد که در نوع خود کم‌نظیر بود[۴۸]. در این نقل آمده که امام در این عقد ده یا یازده سال داشت؛ اما این گزارش درباره سن زفاف آن حضرت چیزی به دست نمی‌دهد. بر پایه بررسی در عنوان «همسران امام جواد(ع)» زفاف ایشان در پانزده سالگی بوده. پس این ولیمه مربوط به عقد بوده است[۴۹].

اتاق حجله

آماده کردن اتاقی برای حجله از سنت‌های ازدواج است که در هر زمانی به تناسب و اقتضای وضعیت آن عمل می‌شود. اساساً این اقدام به لحاظ زیبایی‌های زندگی نیز برای زوج جوان به ویژه برای زن بسیار خوشایند و فراموش‌نشدنی است. معصومان(ع) نیز در این‌گونه امور رایج زندگی همانند دیگران عمل می‌کردند و به این‌گونه سنت‌ها تا جایی که برخلاف آموزه‌های دین نباشد، احترام می‌گذاشتند.

پیامبر(ص) در ازدواج حضرت فاطمه به ام‌سلمه فرمان داد برای ایشان اتاق حجله‌ای آماده کند. ام‌سلمه پرسید: چه اتاقی انتخاب شود؟ حضرت فرمود: اتاق خودت. به دیگر زنان حاضر فرمان همکاری داد. ام‌سلمه نیز از حضرت سپس فاطمه عطری‌طلبید که در خوشبویی بی‌نظیر بود و با آن اتاق حجله را معطر کردند[۵۰]. درباره امام حسین(ع)[۵۱] و امام باقر(ع)[۵۲] نیز آمده است برخی همسران آنان اتاقی را برای امام تزیین و آماده می‌کردند.

البته گاهی ممکن است به تناسب شرایط این برنامه عملی نشود؛ چنان‌که گفته شده در پدیده ازدواج امیرمؤمنان(ع) با لیلا دختر مسعود دارمیه یا مسعود بن خالد نهشلی مکانی را برای حجله آماده کرده بودند؛ ولی آن حضرت با لحاظ شرایطی که خاندان او[۵۳] یا خودش داشت این اقدام را برای آن موقعیت و در آن شرایط که حاکم و در بصره بود مناسب ندانست و فرمان داد آن را جمع کنند[۵۴].[۵۵]

منابع

پانویس

  1. خِطبه به کسر خاء و سکون طاء.
  2. «و در خواستگاری از زنان (شوی مرده یا طلاق گرفته‌ای که در عدّه به سر می‌برند) در آنچه دو پهلو بر زبان آورید یا در دل پنهان بدارید، بر شما گناهی نیست» سوره بقره، آیه ۲۳۵.
  3. حسین بن محمد راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۲۸۶، واژه «خطب»؛ ابن‌منظور، لسان العرب، ج۱، واژه «خطب»: خَطَبْتُ عَلَى الْمِنْبَرِ خُطْبَةً، بِالضَّمِّ، وَ خَطَبْتُ الْمَرْأَةَ خِطْبَةً، بِالْكَسْرِ.
  4. ر.ک: عبدالله جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ج۱۱، ص۴۱۴.
  5. سید محمد کاظم طباطبانی یزدی، العروة الوثقی، کتاب النکاح، النکاح و آدابه، مسئله ۵.
  6. سید محمد کاظم طباطبانی یزدی، العروة الوثقی، کتاب النکاح، النکاح و آدابه، مسئله ۵.
  7. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۳۷۵، ح۹.
  8. ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۳ (خَطَبَ عَلِيٌّ فَاطِمَةَ...).
  9. علی بن حسین ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۶، ص۹۱؛ احمد بن یحیی بلاذری، جمل انساب الأشراف، ج۲، ص۱۳۹. به جای نام «سلمی» واژه «زینب» را برای امام حسن(ع) ثبت کرده است.
  10. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴۴، ص۱۷۱ («... خَطَبَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ(ع) إِلَى مَنْظُورِ بْنِ رَيَّانَ ابْنَتَهُ خَوْلَةَ... فَوُلِدَ مِنْهَا الْحَسَنُ بْنُ الْحَسَنِ...»).
  11. محمد بن یزید مبرد، الکامل، ج۲، ص۱۷۴، حدیث «علی مع الخوارج»؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب(ع)، ج۴، ص۴۵؛ یاقوت بن عبدالله حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۴۷۰ («... خَطبَ أبو مُحمَّدٍ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ عَائِشَةَ بِنْتَ عُثْمَانَ بْنَ عَفَّانِ، وَ اجْتَمَعْنَا لِذلِكَ، فَتَكَلَّمْتَ أَنْتَ فَزَوَّجْتَها مِنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الزُّبَيْرِ».
  12. این دختر عبدالله بن جعفر و حضرت زینب(س) ام‌کلثوم نام داشت (ر.ک: محمد بن یزید مبرد، الکامل، ج۳، ص۱۱۲۹-۱۱۳۰).
  13. گفتنی است مروان داماد عثمان بود و در تصمیم‌گیری‌های عثمان نقشی محوری داشت.
  14. «أَ غَدْرًا يَا حُسَيْنُ؟! قَالَ: أَنْتَ بَدَأْتَ، خَطَبَ أَبُو مُحَمَّدٍ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ عَائِشَةَ بِنْتَ عُثْمَانَ بْنَ عَفَّانِ...» (محمد بن یزید مبرد، الکامل، ج۲، ص۱۷۴؛ یاقوت بن عبدالله حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۴۷۰؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب(ع)، ج۴، ص۴۵). گفتنی است در مقتل خوارزمی (ج ۱، ص۱۸۱-۱۸۲، ش۸۶) به جای نام امام حسین(ع) نام امام حسن(ع) ثبت شده است.
  15. حسین بن سعید کوفی اهوازی، الزهد، ص۵۹، ح۱۵۸ («... إِنَّ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ(ع) رَأَى امْرَأَةً فِي بَعْضِ مَشَاهِدِ مَكَّةَ فَأَعْجَبَتْهُ فَخَطَبَهَا إِلَى نَفْسِهِ...»).
  16. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۵۶۹، ح۵۶ («... أَنَا أَكْرَهُ أَنْ يُصِيبَ جَسَدِي جَسَدَ أَحَدٍ مِنْ أَهْلِ النَّارِ»).
  17. عبدالله بن جعفر حمیری، قرب الاسناد، ص۳۵۸، ح۱۲۷۹ («... إِنَّمَا كَانَ يَنْبَغِي لَكَ أَنْ تَذْهَبَ إِلَى أَبِيكَ حَتَّى يُزَوِّجَكَ»). سیدابوالقاسم خویی، معجم رجال الحدیث، ج۱۴، ص۴۵-۴۶.
  18. شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۳۹۸، ح۴۳۹۹؛ محمد بن حسن فتال، روضة الواعظین، ج۱، ص۲۴۲؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۲، ص۳۵۶ («وَ لَمَّا تَزَوَّجَ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ الرِّضَا(ع) ابْنَةَ الْمَأْمُونِ خَطَبَ لِنَفْسِهِ فَقَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ مُتِمِّ النِّعَمِ بِرَحْمَتِهِ...»).
  19. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۳۶۸، ح۱؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۷، ص۴۰۸، ح۱ («... عَامَّةُ مَا يَتَزَوَّجُ فِتْيَانُنَا...»).
  20. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۳۶۹، ح۱ («... فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ جَعَلَ لِلْمُتَّقِينَ الْمَخْرَجَ مِمَّا يَكْرَهُونَ وَ الرِّزْقَ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُونَ...») (با سند معتبر).
  21. حسین بن محمد تقی نوری، مستدرک الوسائل، ج۱۴، ص۲۰۹، ح۱۶۵۱۸ («... اخْطُبْ يَا حُذَيْفَةُ فَخَطَبَ وَ زُوِّجَتْ مِنَ الْحُسَيْنِ(ع)»).
  22. حسین بن محمد تقی نوری، مستدرک الوسائل، ج۱۴، ص۲۰۹-۲۱۰، ح۱۳-۱۶۵۱۹.
  23. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۳۳۷.
  24. ﴿وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ «و از نشانه‌های او این است که از خودتان همسرانی برایتان آفرید تا کنار آنان آرامش یابید و میان شما دلبستگی پایدار و مهر پدید آورد؛ بی‌گمان در این، نشانه‌هایی است برای گروهی که می‌اندیشند» سوره روم، آیه ۲۱.
  25. سید حسین بروجردی، جامع احادیث شیعه، ج۱۲، ص۲۰۳-۲۰۴ («شُؤْمُ الْمَرْأَةِ فَكَثْرَةُ مَهْرِهَا وَ عُقْمُ رَحِمِهَا»: زشتی زن در افزونی مهر و نازایی اوست).
  26. علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۱، ص۳۶۸، فی ذکر تزویجه(ع) فاطمة («... فَانْطَلَقَ عَلِيٌّ وَ بَاعَ دِرْعَهُ بِأَرْبَعِمِائَةٍ وَ ثَمَانِينَ دِرْهَماً»).
  27. مقصود از بالاپوش در اینجا لحاف یا پتو است.
  28. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۳۷۷، ح۱-۵ («... زَوَّجَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) عَلِيّاً فَاطِمَةَ(س) عَلَى دِرْعٍ حُطَمِيَّةٍ وَ كَانَ فِرَاشُهَا إِهَابَ كَبْشٍ يَجْعَلَانِ الصُّوفَ إِذَا اضْطَجَعَا تَحْتَ جُنُوبِهِمَا»). سند حدیث ۲ و ۳ معتبر است (محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۲۰، ص۱۰۲-۱۰۳).
  29. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۷۶، ح۱ («... فَقَالَ(ع): إِنَّا نَتَزَوَّجُ النِّسَاءَ فَنُعْطِيهِنَّ مُهُورَهُنَّ فَيَشْتَرِينَ مَا شِئْنَ لَيْسَ لَنَا مِنْهُ شَيْ‏ءٌ») در عنوان لوازم معیشتی و عنوان «نفقه» به مواردی از آن اشاره می‌شود.
  30. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۳۴۳.
  31. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۳۶۷، ح۱ («... إِنَّ مِنْ سُنَنِ الْمُرْسَلِينَ الْإِطْعَامَ عِنْدَ التَّزْوِيجِ»).
  32. روح‌الله خمینی، تحریرالوسیله، ج۲، ص۲۲۷، مسئله ۶.
  33. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۳۷۵، ح۹ («... فَقَالَتْ خَدِيجَةُ:... فَأْمُرْ عَمَّكَ فَلْيَنْحَرْ نَاقَةً فَلْيُولِمْ بِهَا... وَ نَحَرَ أَبُو طَالِبٍ نَاقَةً»). هرچند سند روایت ضعیف است (محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۲۰، ص۸۶)، با محتوای روایت معتبر بعدی هماهنگ است.
  34. احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج۲، ص۴۱۸، ح۱۸۵؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۳۶۸، ح۲؛ ابوحنیفه نعمان بن محمد مغربی، دعائم الاسلام، ج۲، ص۲۰۴، ح۷۴۶، با سند معتبر («... أَوْلَمَ عَلَيْهَا وَ أَطْعَمَ النَّاسَ الْحَيْسَ»).
  35. «حیس» حلوای ساخته شده با آرد و خرما و روغن است (ر.ک: ابن‌منظور، لسان العرب؛ ج۶، ص۶۱، واژه «حیس»).
  36. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۳۶۷، ح۱ («... إِنَّ النَّجَاشِيَّ لَمَّا خَطَبَ لِرَسُولِ اللَّهِ(ص) آمِنَةَ بِنْتَ أَبِي سُفْيَانَ فَزَوَّجَهُ دَعَا بِطَعَامٍ...»).
  37. محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۱، ص۳۳۹، ح۲۷۲۳۸ («... تَزَوَّجَ زَيْنَبَ بِنْتَ جَحْشٍ فَأَوْلَمَ وَ أَطْعَمَ النَّاسَ...»).
  38. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵ ص۳۶۸، ح۱ («... أَ وَ لَيْسَ عَامَّةُ مَا يَتَزَوَّجُ فَتَيَاتُنَا وَ نَحْنُ نَتَعَرَّقُ الطَّعَامَ عَلَى الْخِوَانِ نَقُولُ: يَا فُلَانُ، زَوِّجْ فُلَاناً فُلَانَةَ، فَيَقُولُ: قَدْ فَعَلْتُ»). محتوای این روایت با روایت معتبر و فتوای فقهی هماهنگ است (ر.ک: روح الله خمینی، تحریرالوسیله، ج۲، ص۲۲۷، مسئله ۶).
  39. ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۳ (وَ لَقَدْ أَوَلَمَ عَلِيٌّ عَلَى فَاطِمَةَ فَمَا كَانَتْ وَلِيمَةٌ فِي ذَلِكَ الزَّمَانِ أَفْضَلَ مِنْ وَلِيمَتِهِ‌ رَهَنَ دِرْعَهُ عِنْدَ يَهُودِيٍّ بِشَطْرِ شَعِيرٍ).
  40. ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۱ (... قَالَ: يَا عَلِيُّ إِنَّهُ لَا بُدَّ لِلْعَرُوسِ مِنْ وَلِيمَةٍ. فَقَالَ سَعْدٌ: عِنْدِي كَبْشٌ. وَ جَمَعَ لَهُ رَهْطٌ مِنْ الْأَنْصَارِ آصُعًا مِنْ ذُرَةٍ...).
  41. ابوالفتوح رازی، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن، ج۱۴، ص۲۶۱ (سعد معاذ ده گوسپند و گاوی و شتری، سعد بن الربیع پنج گوسپند و شتری، سعد بن خیثمه دو شتر، ابوایوب انصاری گوسپندی و خرواری خرما و خارجة بن زید شتری و گاوی و چهار گوسپند، عبدالرحمن عوف پنج خروار خرما، عثمان عفّان پنج خروار خرما و بیست گوسپند و مشکی روغن گاوی و هر یک از صحابه هدیه‌ای آوردند تا هدایای بسیار جمع شد).
  42. حلوایی که از خرما و روغن درست می‌شود و به فارسی به آن «افروشه» گویند (احمد سیاح، فرهنگ بزرگ جامع نوین، واژه «خبیص»).
  43. ابوالفتوح رازی، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن، ج۱۴، ص۲۶۱؛ حسین بن محمدتقی نوری، مستدرک الوسائل، ج۱۶، ص۱۴۴، ح۱۹۴۱۳-۱ («... يَا عَلِيُّ لَا بُدَّ لِي وَ لَكَ أَنْ نَشْتَغِلَ هَذِهِ اللَّيْلَةَ وَ نَذْبَحَ هَذِهِ الْأَغْنَامَ وَ الْبَقَرَاتِ وَ كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع) يَذْبَحُ وَ يَسْلَخُ وَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) يَفْصِلُ فَلَمَّا طَلَعَ الْفَجْرُ انْقَضَى شُغْلُهُمَا...»).
  44. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۰۶، ح۲۱ («... مَنْ حَضَرَ نِكَاحَ عَلِيٍّ(ع) فَلْيَحْضُرْ إِلَى طَعَامِهِ قَالَ:... حَتَّى لَمْ يَبْقَ يَوْمَئِذٍ بِالْمَدِينَةِ دَارٌ وَ لَا مَنْزِلٌ إِلَّا أُدْخِلَ إِلَيْهِ مِنْ طَعَامِ النَّبِيِّ(ص)...»).
  45. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۳۶۸، ح۲ («... أَنَّ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ(ع) كَانَ يَتَزَوَّجُ وَ هُوَ يَتَعَرَّقُ عَرْقاً يَأْكُلُ...») (با سند معتبر). مجلسی، مرآة العقول، ج۲۰، ص۸۷.
  46. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۲۸۱، ح۱ («... أَوْلَمَ أَبُو الْحَسَنِ مُوسَى(ع) وَلِيمَةً عَلَى بَعْضِ وُلْدِهِ فَأَطْعَمَ أَهْلَ الْمَدِينَةِ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ الْفَالُوذَجَاتِ...»).
  47. محمد بن حسن طوسی، اختیار معرفة الرجال کشی، ص۴۳۴ (إِنَّ عَلِيَّ بْنَ يَقْطِينٍ رُبَّمَا حَمَلَ مِائَةَ أَلْفٍ إِلَى ثَلَاثِمِائَةِ أَلْفِ دِرْهَمٍ وَ أَنَّ أَبَا الْحَسَنِ(ع) زَوَّجَ ثَلَاثَةَ بَنِينَ أَوْ أَرْبَعَةً، مِنْهُمْ أَبُو الْحَسَنِ الثَّانِي، فَكَتَبَ إِلَى عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينٍ: أَنِّي قَدْ صَيَّرْتُ مُهُورَهُنَّ إِلَيْكَ).
  48. علی بن ابراهیم قمی، تفسیر، ج۱، ص۱۸۳؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۱۰، ص۳۸۱، ح۱ («ثُمَّ أَوْلَمَ عَلَيْهِ الْمَأْمُونُ وَ جَاءَ النَّاسُ عَلَى مَرَاتِبِهِمْ فِي الْخَاصِّ وَ الْعَامِّ...»).
  49. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۳۴۴.
  50. محمد بن حسن طوسی، الامالی، ص۴۱؛ یوسف بن حاتم شامی، الدرالنظیم فی مناقب الائمة(ع)، ص۴۰۷ («... هَيِّئُوا لِابْنَتِي وَ ابْنِ عَمِّي فِي حُجَرِي بَيْتاً. فَقَالَتْ أُمُّ سَلَمَةَ: فِي أَيِّ حُجْرَةٍ، يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ: فِي حُجْرَتِكِ. وَ أَمَرَ نِسَاءَهُ أَنْ يُزَيِّنَّ وَ يُصْلِحْنَ مِنْ شَأْنِهَا. فَقَالَتْ أُمُّ سَلَمَةَ: فَسَأَلْتُ فَاطِمَةَ هَلْ عِنْدَكِ طِيبٌ ادَّخَرْتِيهِ لِنَفْسِكِ؟ قَالَتْ: نَعَمْ، فَأَتَتْ بِقَارُورَةٍ فَسَكَبَتْ مِنْهَا فِي رَاحَتِي، فَشَمَمْتُ مِنْهَا رَائِحَةً مَا شَمَمْتُ مِثْلَهَا قَطُّ»).
  51. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۷۶ ح۱.
  52. احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج۲، ص۶۲۱، ح۶۱ («... مَا هَذِهِ التَّمَاثِيلُ الَّتِي أَرَاهَا فِي بُيُوتِكُمْ؟ فَقَالَ: هَذِهِ لِلنِّسَاءِ أَوْ بُيُوتِ النِّسَاءِ»). محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۴۷، ح۱ و۷ و ص۴۴۸-۴۴۹، ح۱۳. سه نقل کلینی با روایت سوم همین باب که معتبر است (محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۲۲، ص۳۲۳-۳۲۶)، هم‌محتوا هستند.
  53. ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب(ع)، ج۲، ص۱۰۰ («... أَنَّهُ تَزَوَّجَ لَيْلَى فَجَعَلَتْ لَهُ حَجَلَةً فَهَتَكَهَا وَ قَالَ: حَسْبُ آلِ عَلِيٍّ مَا هُمْ فِيهِ»).
  54. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۲، ص۲۰۲ («... فَضُرِبَتْ لَهُ فِي دَارِهِ حَجَلَةٌ فَجَاءَ فَهَتَكَهَا وَ قَالَ: حَسْبُ أَهْلِ عَلِيٍّ مَا هُمْ فِيهِ»).
  55. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۳۴۷.