بحث:حفصه بنت عمر در تاریخ اسلامی

مقدمه

دختر عمر بن خطاب، همسر رسول خدا (ص) و ام المؤمنین است[۱]. مادر حفصه و عبدالله، زینب، دختر مظعون و خواهر عثمان بن مظعون است. حفصه قبل از ازدواج با پیامبر (ص)، همسر خنیس بن حذافه سهمی بود[۲].

خنیس از اصحاب بدر بود و در سال سوم هجری در مدینه درگذشت[۳]؛ پس از گذشت زمان عده حفصه، عمر پیش ابوبکر آمد و ازدواج با حفصه را به وی پیشنهاد کرد، ولی ابوبکر جوابی نداد. عمر خشمگین شده و نزد عثمان بن عفان رفت و این ازدواج را به او پیشنهاد کرد و این هنگامی بود که رقیه، دختر رسول اکرم (ص) که همسر عثمان بود، از دنیا رفته بود، اما عثمان گفت: "فعلا قصد ازدواج ندارم".

عمر ناراحت شد و برای شکایت، نزد رسول خدا (ص) رفت و مخصوصاً از عثمان شکایت کرد؛ آنگاه پیامبر (ص) با حفصه ازدواج کرد. این ازدواج در سال سوم هجری واقع شد[۴]. حفصه در این زمان ۲۱ ساله بود؛ زیرا ولادت وی را پنج سال قبل از مبعث نبی اسلام نقل کرده‌اند[۵].[۶]

حفصه و آزار رسول خدا (ص)

رسول اکرم (ص) از بعضی همسران خود، از جمله حفصه و عایشه اذیت و آزار بسیاری دید؛ چنان که قرآن بیان می‌کند و بخاری هم نقل کرده، آیه ذیل درباره آزار این دو نفر نازل شده است[۷]: ﴿يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ تَبْتَغِي مَرْضَاتَ أَزْوَاجِكَ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ[۸].

بعضی از مفسران در ذیل این آیه بیان می‌کنند: پیامبر (ص) هر روز صبح بعد از نماز به خانه یک یک زن‌های خود می‌رفت و از آنان دیدار می‌فرمود. برای زینب دختر جحش، ظرف عسلی آورده بودند؛ هنگامی که پیامبر به اطاق او می‌رفت، حضرت را می‌نشانید و از آن عسل به او می‌خورانید. طولانی شدن توقف حضرت در خانه زینب، بر عایشه و حفصه گران آمد، با هم قرار گذاشتند هنگامی که پیامبر (ص) نزد ایشان می‌رود، اظهار نگرانی کنند و بگویند مگر مغافیر خورده‌اید که بوی دهن شما ناخوش است. حضرت در جواب آن دو فرمود: "نه، بلکه زینب به من عسل خورانیده است". عایشه گفت: "پس باید زنبور عسل روی درخت مغافیر نشسته باشد که عسل چنین بد بوست". پیامبر (ص) برای خشنودی ایشان خوردن آن عسل را بر خود حرام کرد[۹].

بعضی از مفسران درباره نزول این آیه گفته‌اند: روزی که نوبت پذیرایی رسول خدا (ص) با حفصه بود، پیامبر (ص) به اطاق وی رفت. حفصه به پیامبر (ص) گفت: "با پدرم کاری دارم، اجازه دهید به خانه او بروم". حضرت هم اجازه فرمود. حفصه که از خانه پدر بازگشت، در را بسته دید، پشت در نشست تا اینکه در باز شد و رسول خدا (ص) از اطاق بیرون آمد. در این حال حفصه، ماریه را در اطاق خود دید.

پس شروع به پرخاش کرد و به پیامبر (ص) گفت: "آری، برای چنین منظوری به من اجازه دادی وگرنه اجازه نمی‌دادی؛ کنیز خود را به خانه آوردی و احترام مرا نگه نداشتی". پیامبر (ص) فرمود: "خاموش باش! برای خشنودی تو کنیزی را که خدا بر من حلال کرده است، بر خود حرام گردانیدم، ولی این مطلب نزد تو امانت باشد و به سایر زنان چیزی مگو"[۱۰].

معنای سخن رسول خدا به این نیست که پیامبر (ص) امر حلالی را بر خود حرام کرده باشد، آن گونه‌ای که بعضی به اشتباه افتاده‌اند، بلکه طبق روایات وارد شده از ائمه (ع)[۱۱] قسم رسول خدا (ص) برای ترک نزدیکی با ماریه بوده است. البته شاهد بر این مطلب آیه بعد است که خداوند فرموده است: ﴿قَدْ فَرَضَ اللَّهُ لَكُمْ تَحِلَّةَ أَيْمَانِكُمْ وَاللَّهُ مَوْلَاكُمْ وَهُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ[۱۲]. در واقع، قرآن نیز این سخن رسول خدا (ص) را قسم قلمداد کرده است[۱۳].[۱۴]

حفصه و افشای سر پیامبر (ص)

همین که رسول اکرم (ص) از خانه بیرون رفت، حفصه دیوار مشترک میان اطاق خود و اطاق عایشه را کوبید و به او گفت: "مژده که پیامبر ماریه قبطیه را بر خود حرام ساخت و از شر او ایمن شدیم و یکی از رقبایمان کم شد". در این وقت آیه نازل شد: ﴿وَإِذْ أَسَرَّ النَّبِيُّ إِلَى بَعْضِ أَزْوَاجِهِ حَدِيثًا فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَأَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَيْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَأَعْرَضَ عَنْ بَعْضٍ فَلَمَّا نَبَّأَهَا بِهِ قَالَتْ مَنْ أَنْبَأَكَ هَذَا قَالَ نَبَّأَنِيَ الْعَلِيمُ الْخَبِيرُ[۱۵].[۱۶]

رسول خدا (ص) و طلاق دادن حفصه

بعد از اینکه حفصه راز پیامبر (ص) را افشا کرد، پیامبر (ص) او را طلاق داد و با بقیه همسرانش قهر کرد و در ایام عده به او رجوع کرد[۱۷].

نقل شده است، روزی عمر وارد منزل حفصه شد و دید گریه می‌کند. به او گفت: "چرا گریه می‌کنی؟ شاید رسول خدا (ص) تو را طلاق داده است؟ اگر این بار پیامبر (ص) تو را طلاق دهد، دیگر هرگز با تو سخن نخواهم گفت"[۱۸]. وقتی رسول خدا (ص) حفصه را طلاق داد، این آیه نازل شد: ﴿يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْصُوا الْعِدَّةَ[۱۹].[۲۰]

آزار حفصه و حمایت خدا و مؤمنان صالح از پیامبر (ص)

بعد از اینکه حفصه سِرّ رسول خدا (ص) را افشا کرد، پس از پیش آمدن ماجرای نوشیدن شربت عسل و آزار حفصه و عایشه این آیه نازل شد: ﴿إِنْ تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا وَإِنْ تَظَاهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمَلَائِكَةُ بَعْدَ ذَلِكَ ظَهِيرٌ[۲۱].[۲۲]

بسیاری از مفسران فریقین، ذیل این آیه ماجرایی را نقل کرده‌اند که به شأن نزول آن مربوط است. ابن عباس می‌گوید: "حریص بودم تا از عمر درباره دو زن مورد نظر در آیه سؤال کنم تا اینکه فرصتی پیش آمد و از او پرسیدم. او گفت: "از تو تعجب می‌کنم (که نمی‌دانی) آن دو زن عایشه و حفصه هستند"[۲۳].

هم چنین روایات متعددی وجود دارد که پیامبر (ص) فرمودند: "مقصود از صالح المؤمنین" در آیه امیرالمؤمنین علی (ع) است که افضل مؤمنان است[۲۴].[۲۵]

حفصه و تجمل پرستی

گاهی زنان پیامبر عموماً و حفصه خصوصأ از ایشان چیزهایی درخواست می‌کردند و طالب زینت‌های دنیایی بودند و گفتگو در این باره میان آن حضرت و زنان به درازا می‌کشید تا جایی که روزی میان پیامبر (ص) و حفصه نزاع درگرفت. پیامبر (ص) به او فرمود: "اگر می‌خواهی مردی را میان خود حاکم قرار دهیم". حفصه گفت: "آری، باید چنین کرد". پیامبر (ص) عمر را خواست. چون عمر وارد شد، رسول خدا (ص) به حفصه فرمود: حرف بزن و ادعای خود را بگو". گفت: "یا رسول الله! شما سخن بگویید ولی راست بگویید.

عمر با شنیدن این جمله سیلی محکمی به صورت دخترش نواخت و همین که سیلی دوم را زد، پیامبر (ص) فرمود: "عمر! دست نگهدار". سپس عمر به دخترش گفت: "دشمن خدا، رسول خدا جز راست نمی‌گوید: اگر در محضر پیامبر نبود، آنقدر تو را می‌زدم تا بمیری".

با همه اینها حفصه و همراهانش دست از خواسته‌های خود برنداشتند و پیامبر یک ماه تمام در یک اطاق کوچک تنها و دور از زنان به سر می‌برد تا اینکه این آیه نازل شد: ﴿يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا فَتَعَالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَأُسَرِّحْكُنَّ سَرَاحًا جَمِيلًا * وَإِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالدَّارَ الْآخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِنَاتِ مِنْكُنَّ أَجْرًا عَظِيمًا[۲۶].

پس از نزول این آیه، زنان پس از مشورت طولانی، گفتند: خدا و رسولش را انتخاب می‌کنیم و از خواسته‌های خود دست کشید[۲۷].[۲۸]

حفصه و زبان تند

عمر می‌گوید: "ما مردم مکه قبل از اسلام بر زنان مان تسلط داشتیم ولی زنان مدینه بر مردان تسلط داشتند. از زمانی که زنان مکه به زنان مدینه پیوستند، اخلاق آنان عوض شده و رو در روی مردان می‌ایستادند. روزی نسبت به همسرم تندی کردم، او جوابم را داد. دست بالا بردم تا او را ادب کنم، گفت: "تو را چه می‌شود! زنان پیامبر (ص) جوابش را می‌دهند با اینکه از تو بهتر است". گفتم: ای وای که حفصه زیان کرد و بد عاقبت شد. سپس نزد حفصه رفتم و از او پرسیدم: آیا گاهی یکی از شما یک صبح تا به شب پیامبر (ص) را غضبناک می‌کند؟ گفت: "آری"[۲۹].[۳۰]

علاقه نداشتن رسول خدا (ص) به حفصه

با توجه به آزار و اذیت‌های حفصه نسبت به رسول خدا (ص) و ازدواج پیامبر (ص) با او، بعد از پایان یافتن عده او و همچنین خودداری ابوبکر و عثمان از ازدواج با او و شکایت عمر نزد رسول خدا (ص)، روشن می‌شود که رسول خدا (ص) علاقه چندانی به حفصه نداشته است و این مطلب به گونه‌ای بوده که عمر نیز از طلاق دوباره حفصه نگران بوده و رجوع پیامبر (ص) در طلاق اول را نیز به دلیل وساطت خود می‌دانسته است. روزی عمر به حفصه گفت: "ای حفصه! در شأن تو نیست که رسول خدا (ص) را بیازاری؛ به خدا قسم، من می‌دانم که رسول خدا تو را دوست ندارد و اگر من نبودم، رسول خدا (ص) تو را طلاق می‌داد. پس حفصه گریه شدیدی کرد[۳۱].[۳۲]

غیرت نابجای حفصه

از امام باقر (ع) نقل شده است که روزی زنی از انصار خدمت رسول خدا (ص) آمده و گفت: "هیچ گاه زن به خواستگاری شوهر نمی‌آید و من زنی هستم که هرگز شوهر و فرزندی نداشته‌ام آیا مرا به عنوان همسر می‌پذیرید؟ اگر مرا قبول کنید، من خود را به شما هدیه می‌کنم". رسول خدا (ص) فرمودند: "ای خواهر انصاری! خداوند به شما جزای خیر دهد".

حفصه به آن زن انصاری گفت: "چقدر بی حیا و پُر جرأت و حریص بر مردانی!" پیامبر (ص) فرمودند: "ای حفصه! او را رها کن که از تو بهتر ست؛ به رسول خدا اظهار تمایل کرده است و تو او را سرزنش می‌کنی و از او عیب می‌گیری؟" سپس به زن انصاری فرمود: "خدا تو را رحمت کند! بازگرد که خدا بهشت را به خاطر میل تو به من، بر تو واجب کرد و تو خود را در برابر محبت و شادی من قرار دادی و فرمان من به خواست خدا به زودی به تو خواهد رسید"[۳۳].[۳۴]

حفصه و عثمان

روزی عثمان به مسجد آمد و جلو رفت تا نماز بخواند. زمانی که تکبیرة الإحرام را گفت، عایشه فریاد زد: "ای مردم! امر خدا را رها کردید و با پیمان او مخالفت کردید". سپس ساکت شد و حفصه بلند شد و همان سخنان را تکرار کرد.

عثمان سلام نماز را داد و رو به مردم کرد و گفت: این دو زن، دو حیله‌گر هستند که دشنام دادن به آنها برای من جایز است[۳۵].[۳۶]

حفصه و نامه عایشه

در جنگ جمل هنگامی که علی (ع) در محل ذی قار توقف کرد، عایشه نامه‌ای به این مضمون به حفصه نوشت: "به تو خبر دهم که علی در ذی قار فرود آمده و از ترس در آنجا توقف کرده است؛ چون شنیده که جمعیت ما زیاد است، نه می‌تواند پیش برود و نه برگردد". حفصه کنیزان خود را خواست و دستور داد چنگ و ساز بنوازند و شعرهایی در سرزنش علی (ع) بخوانند که از جمله آنهاست: "چه خبر؟ چه خبر؟ علی در سفر، مانند اسب ابلق است که اگر جلو برود، گزیده می‌شود و اگر عقب بماند، کشته می‌شود"[۳۷].

دختران اهل مکه که آزادشدگان پیامبر (ص) بودند، بر حفصه وارد می‌شدند و این شعرها را گوش می‌دادند. ام کلثوم، دختر علی (ع) از داستان باخبر شد و در میان یک عده از زنان بنی هاشم به طور ناشناس وارد مجلس شد و پس از لحظه‌ای نقاب را از صورت برگرفت. حفصه خجالت زده و شرمگین آیه استرجاع ﴿إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ[۳۸] را بر زبان راند. ام کلثوم فرمود: "هم دستی شما بر ضد امیر المؤمنین تازگی ندارد؛ تو و عایشه همان کسانی هستید که بر ضد برادرش، رسول خدا، نیز هم دستی کردید و بر ضد او قیام کردید، تا آنکه خدای متعال آیه‌ای درباره شما نازل فرمود". حفصه گفت: "خدا تو را رحمت کند؛ بس است، از بدگویی من دست بردار که من توبه کردم" و شروع به استغفار کرد و دستور داد تا نامه عایشه را پاره کردند[۳۹].[۴۰]

سرانجام حفصه

حفصه در سال ۴۱ هجری در زمان معاویه در مدینه درگذشت[۴۱] و مروان بن حکم، والی مدینه، بر وی نماز خواند و در بقیع دفن شد[۴۲].[۴۳]

حفصه بنت عمر بن خطاب

حفصه دختر عمر بن خطاب، ام‌المؤمنین، چهارمین همسر پیامبر اکرم(ص) است[۴۴]. پدرش عمر بن خطاب بن نفیل بن عبدالعزی بن رباح بن عبدالله بن قرظ از تیره بنی‌عدی بن کعب بن لؤی می‌باشد. این طایفه بطنی از عدنان و شاخه‌ای از قبیله قریش به حساب می‌آیند.

مادرش زینب دختر مظعون بن حبیب بن وهب بن حذافه، خواهر عثمان بن مظعون، صحابی مشهور پیامبر اکرم(ص)، بود[۴۵].

حفصه در سال پنجم پیش از بعثت، سال تجدید بنای کعبه به دنیا آمد[۴۶]. وی پیش از هجرت به مدینه، با یکی از یاران بزرگوار پیامبر اکرم(ص) به نام خنیس بن حذافة بن قیس سهمی مشهور به «صاحب الهجرتین» ازدواج کرد[۴۷].

حفصه با فرمان رسول الله(ص) مبنی بر هجرت مسلمانان به مدینه به همراه همسرش مهاجرت کرد[۴۸]. خنیس با وجود بیماری در جنگ بدر شرکت جست[۴۹]، اما چندی پس از جنگ، درگذشت[۵۰] و حفصه در سن هیجده سالگی بیوه شد.

بنا به نقلی دیگر خنیس در اُحُد نیز حضور داشت و به دنبال زخمی که در اُحُد برداشته بود، وفات یافت. ابن قتیبه نیز، به حیات خنیس در زمانی متأخرتر اشاره کرده است[۵۱]. این مطلب نمی‌تواند صحت داشته باشد؛ زیرا حفصه پس از مرگ شوهرش، در شعبان سال سوم هجرت، دو ماه[۵۲] یا سه ماه قبل از جنگ اُحُد به همسری رسول الله(ص) درآمد[۵۳].

ماجرای ازدواج وی با پیامبر اکرم(ص) در کتب تاریخی با تفصیل بیان شده است. گفته شده پس از وفات خنیس، عمر بسیار مایل بود که ابوبکر را برای همسری حفصه انتخاب کند، اما ابوبکر از خصوصیاتی که حفصه از پدرش به ارث برده بود، آگاه بود و به این ازدواج تمایلی نداشت. پس از آن به عثمان بن عفان که به‌تازگی همسرش رقیه دختر رسول الله(ص) را از دست داده بود، پیشنهاد داد، او نیز نپذیرفت و گفت: اکنون قصد ازدواج کردن ندارم.

عمر از پاسخ آن دو بسیار دلگیر شد و به‌سوی پیامبر اکرم(ص) رفت و حال خود را بیان کرد و از دو دوستش در نزد آن حضرت شکایت کرد.

پیامبر اکرم(ص) با تبسمی فرمود: حفصه را با بهتر از عثمان تزویج کن و عثمان هم با کسی بهتر از حفصه ازدواج می‌کند[۵۴].

بخاری این عمل عمر را در باب عرضه‌کردن انسان دختر یا خواهر خود را بر افراد خوب روایت کرده و بر آن صحه گذاشته است[۵۵].

اگرچه در برخی گزارش‌های تاریخی آمده است که ابوبکر و عثمان خود از وی تقاضای ازدواج کرده بودند، اما در صحت این اخبار تردید وجود دارد[۵۶].

به این ترتیب پیامبر اکرم(ص) با حفصه ازدواج کرد و عثمان نیز ام‌کلثوم دختر دیگر رسول الله(ص) را به عقد خود درآورد؛ اما این موضوع که رسول الله(ص) دو دختر خود را به همسری عثمان داده باشد، از دیرباز مورد گفتگو و تشکیک بوده است[۵۷].

پیامبر اکرم(ص) مهریه او را چهارصد در هم تعیین کرد[۵۸]. به این ترتیب او وارد خانه رسول الله(ص) شد و در بین أمهات المؤمنین، عایشه را به خود نزدیک می‌دید و چون او را از خود شایسته‌تر می‌دانست، دائماً از او جانبداری می‌کرد و حتی چیزی را از او پنهان نمی‌کرد.

حقصه و عایشه دو تنی بودند که در مقابل رسول الله(ص) با هم همدست و مایه آزار آن حضرت شدند. در آیات اول تا پنجم سوره تحریم به این موضوع اشاره شده است[۵۹]. خداوند درباره آنان فرمود: «اینک اگر هر دو زن به درگاه خداوندتوبه کنید، بهتر است؛ زیرا دل‌هایتان از حق بازگشته است و اگر برای آزارش همدست شوید، خداوند یاور اوست و جبرئیل و مؤمنان شایسته و فرشتگان از آن پس یاور او خواهند بود. اگر شما را طلاق بدهد، پروردگارش به‌جای شما زنانی بهتر بدهد، زنانی مسلمان، مؤمن، فرمان‌بردار، توبه‌کننده، اهل عبادت و روزه گرفتن، خواه شوهر کرده و خواه باکره»[۶۰].

در برخی اخبار گفته شده است که رسول الله(ص) تصمیم به طلاق حفصه گرفته بود، اما جبرئیل او را از این کار برحذر داشت[۶۱] و نیز گفته شده پیامبر اکرم(ص) وی را طلاق داد[۶۲]، اما بعداً به توصیه جبرئیل به او رجوع کرد[۶۳]. این اخبار عموماً در منابع اهل حدیث و حنبلیان رواج داشته است و درباره صحت آنها تردید جدی وجود دارد[۶۴].

به دستور پیامبر اکرم(ص) زنی به نام شفاء، دختر عبدالله عدویه از قبیله بنی‌عدی که خود در جاهلیت خواندن و نوشتن می‌دانست، به وی کتابت آموخت[۶۵]. شفاء اولین معلم زن در اسلام بود. همچنین او متخصص نوعی روان‌درمانی بود. او درباره زخم‌هایی که در پهلوها ظاهر می‌شد، تعویذ می‌کرد. به درخواست آن حضرت آن را هم به حفصه تعلیم داد[۶۶].

دیگر اطلاع درباره حفصه در زمان پیامبر اکرم(ص)، راجع به ماجرای بیماری رسول الله(ص) و دستور آن حضرت برای فرستادن کسی نزد علی(ع) برای اقامه نماز و یا آمدن به نزدش بود که حفصه و عایشه به سراغ پدران خود رفتند و آن دو را نزد پیامبر آوردند، اما آن حضرت از آنان روی گردانید. ام‌سلمه که حضور داشت، گفت: چرا رسول الله(ص) را خسته می‌کنید؟ او علی بن ابی‌طالب را می‌خواهد[۶۷].

از دیگر حوادث زندگی حفصه، مربوط به صحف قرآنی است که در زمان خلافت ابوبکر و یا عمر تدوین شده بود و گفته شده که آن در نزد حفصه گذاشته شده است. همچنین پس از مرگ عمر، نیز بنا به وصیت او، این مصحف خطی قرآن کریم همچنان در نزد او نگهداری می‌شد. هنگامی که عثماندست به تدوین نهایی قرآن و یکی نمودن مصاحف زد، وی آنها را در اختیار عثمان نهاد و پس از اتمام کار، آن صحف دوباره به حفصه برگردانده شد[۶۸]؛ اما اینکه چرا این صحف نزد حفصه به امانت سپرده شده بود نه نزد خلیفه بعدی، به این سبب دانسته شده که وی کتابت می‌دانسته و حافظ قرآن بوده و در ضمن معلوم نبوده که خلیفه بعدی چه کسی است؛ از این‌رو، وی بهترین کس برای نگهداری صحف تلقی شده بود[۶۹].

درباره این صحف و شخص حفصه اختلاف‌نظر وجود دارد: براساس پاره‌ای روایات، حفصه دستور داده بود برای او مصحفی جمع و تهیه کنند[۷۰]، اما این حدس به عقیده رامیار خیال‌بافی است[۷۱].

همچنین گفته شده مروان بن حکم که حاکم مدینه بود، از بیم اختلاف میان این مصحف با مصاحف متداول و مصحف رسمی‌ای که عثمان فراهم کرده بود، آن را از بین برده است. گفته شده پس از مرگ حفصه، مروان صحف قرآنی نزد وی را از برادرش گرفت و نابود کرد[۷۲].

این خبر نیز با خبر دیگر درباره تدوین قرآن در زمان عثمان، که وی تمام مصاحف را برای از بین بردن اختلاف نابود کرد، ناسازگار است[۷۳].

از سوی دیگر گفته شده است که عثمان دستور داد از همان مصحف تدوین شده زید بن ثابت که نزد حفصه بوده است، کتابت کنند، که مروان این مصحف را از بین برده است[۷۴].

در خبر اخیر به مصحف حفصه، که همان مصحف تدوین شده زید بن ثابت است، اشاره نشده است. همچنین در برخی اخبار تدوین قرآن، نام حفصه به‌صورت حفصة بن عمران یا حفصه، بدون اشاره به اینکه وی دختر خلیفه دوم بوده، آمده که فرد دیگری جز حفصه است[۷۵].

به گزارش ابن ابی داوود، خلیفه دوم به زید بن ثابت اصرار کرد قرآنی تدوین کند و همین امر دلالت دارد بر اینکه مصحفی نزد حفصه وجود نداشته است[۷۶].

همچنین گفته شده مصحفی که نزد حفصه بوده، همان مصحفی است که زید بن ثابت به اصرار عمر تدوین کرده است[۷۷].

تناقضات جدی میان اخبار راجع به مصحف حفصه نشان می‌دهد که دست‌کم برخی از این اخبار بعدها رواج یافته است[۷۸].

از دیگر حوادث زندگی حفصه، دستور قتل کنیزک خود بود که وی را سحر کرده بود و این مایه ناراحتی عثمان بن عفان شد[۷۹].

از دیگر رویدادهای مهم زندگی حفصه، تصمیم وی در همراهی با عایشه در خروج بر امیرالمؤمنین(ع) و وقوع جنگ جمل است که برادرش عبدالله او را از این تصمیم منصرف نمود[۸۰].

هنگامی که امیرالمؤمنین(ع) به ذی قار رسید، عایشه به حفصه نامه‌ای نوشت و در آن از محاصره شدن حضرت علی(ع) و یارانش برای وی توضیح داد، حفصه هم از سر شادمانی، کودکان بنی‌تیم و عدی را جمع کرد و به کنیزکان خود دف‌هایی داد تا با خواندن اشعاری در این باب، شادی و پایکوبی کنند. این خبر چون به ام‌سلمه، همسر دیگر رسول الله(ص) رسید، ناراحت شد و ام‌کلثوم، دختر امیرالمؤمنین(ع)، به نیابت از او به‌طور ناشناس به مجلس شادی حفصه رفت و وی را سرزنش کرد. حفصه شرمنده شد و از این کار دست برداشت و دستور داد نامه عایشه را پاره کردند[۸۱].

حفصه احادیثی از پیامبر اکرم(ص)، نقل کرده است که بیشتر درباره حج، نماز، روزه و ازدواج است[۸۲]. در متون فقهی اهل‌سنت، پاره‌ای از اجتهادات فقهی حفصه ذکر شده است[۸۳]. بقی بن مخلد، در مسند خود، شصت حدیث از حفصه نقل کرده است[۸۴].

ابن ابی طاهر دو خطبه از خطبه‌هایی را که به نقل از حفصه شهرت داشته، نقل کرده است[۸۵]. ابن شهرآشوب از حفصه شعری در مدح حضرت فاطمه(س) نقل کرده است[۸۶].

از حفصه کسانی چون برادرش عبدالله بن عمر، عبدالله بن صفوان جمحی و عمرو بن رافع نقل حدیث کرده‌اند[۸۷].

عمر در زمان مرگش به حفصه درباره ماترکی که از او باقی مانده بود، وصیت کرد[۸۸]. او نیز قبل از مرگش درباره وصیت‌های پدرش به برادرش عبدالله سفارش کرد.

درباره تاریخ وفات حفصه اختلاف‌نظر وجود دارد. اما بیشتر مورخان، سال ۴۵ هجری را ذکر کرده‌اند[۸۹]. وفات او در زمان حکومت معاویة بن ابی‌سفیان بود. مروان، که در آن هنگام حاکم مدینه بود، بر جنازه وی نماز خواند[۹۰]. اما بنا به نقلی دیگر برادرش، عبدالله، بر او نماز گزارد[۹۱]. عبدالله و عاصم پسران عمر و سالم و عبدالله و حمزه پسران عبدالله بن عمر برای خاکسپاری وارد گور او شدند. جسد او را در گورستان بقیع در کنار دیگر همسران رسول الله(ص) دفن کردند[۹۲].[۹۳]

پانویس

  1. ام المؤمنین: مادر مؤمنان، لقبی است که از قرآن گرفته شده و به معنی تشبیه آنان به مادران در حرمت ازدواج با آنان است نه به عنوان مقام و سمتی، (یوسفی غروی).
  2. الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۸، ص۸۱؛ انساب الاشراف، بلاذری، ج۱، ص۴۲۲؛ الاستیعاب، ابن عبد البر، ج۴، ص۱۱۸۱؛ اسد الغابه، ابن اثیر، ج۵، ص۴۲۵؛ اعلام الوری بأعلام الهدی، طبرسی، ج۱، ص۲۲۷.
  3. اسد الغابه، ابن اثیر، ج۶، ص۶۵؛ سیر أعلام النبلاء، ذهبی، ج۲، ص۲۲۷؛ اعلام الوری بأعلام الهدی، طبرسی ج۱، ص۲۲۷.
  4. الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۸، ص۶۶؛ انساب الاشراف، بلاذری، ج۱، ص۴۲۳؛ سبل الهدی والرشاد، صالحی شامی، ج۱۱، ص۱۸۴؛ اسد الغابه، ابن اثیر، ج۶، ص۶۶-۶۷؛ الاصابه، ابن حجر، ج۸، ص۸۱۷.
  5. الاصابه، ابن حجر، ج۸، ص۸۶.
  6. عباسی، حبیب، مقاله «حفصه دختر عمر»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم، ج۴، ص۳۹۰-۳۹۱.
  7. صحیح بخاری، بخاری، ج۶، ص۶۸ (کتاب التفسیر، سوره تحریم).
  8. "ای پیامبر! چرا چیزی را که خداوند بر تو حلال کرده است برای کسب خشنودی همسرانت حرام می‌داری؟ و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است" سوره تحریم، آیه ۱.
  9. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، طبرسی، ج۱۰، ص۵۵؛ تفسیر آلوسی، آلوسی، ج۲۸، ص۱۴۶؛ صحیح البخاری، بخاری، ج۶، ص۶۸؛ تفسیر البغوی، بغوی، ج۴، ص۳۶۲؛ تفسیر قرطبی، قرطبی، ج۱۸، ص۱۸۴.
  10. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، طبرسی، ج۱۰، ص۵۶؛ تفسیر صافی، فیض کاشانی، ج۵، ص۱۹۴.
  11. فروع کافی، کلینی، ج۶، ص۱۳۵؛ من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق، ج۳، ص۵۴۹؛ تهذیب الاحکام، شیخ طوسی، ج۸، ص۴۱؛ وسائل الشیعه، حر عاملی، ج۲۲، ص۴۰؛ سنن الکبری، بیهقی، ج۷، ص۳۵۰.
  12. "خداوند، برای شما گشودن سوگندهایتان را (با دادن کفّاره) اجازه داده است و خداوند سرور شماست و او دانای فرزانه است" سوره تحریم، آیه ۲.
  13. تفسیر قمی، علی بن ابراهیم قمی، ج۲، ص۳۷۵؛ الدر المنثور، سیوطی، ج۱، ص۲۷۰.
  14. عباسی، حبیب، مقاله «حفصه دختر عمر»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم، ج۴، ص۳۹۱-۳۹۳.
  15. "و آنگاه که پیامبر به یکی از همسرانش سخنی را، نهانی گفت و چون او آن را (به همسر دیگر) خبر داد و خداوند پیامبر را از آن آگاه کرد وی بخشی از آن را (به همسران خود) گفت و در (گفتن) بخشی دیگر خودداری ورزید، پس هنگامی که (پیامبر) آن (همسر رازگشا) را از این؛ سوره تحریم، آیه ۳.جامع البیان، ابن جریر طبری، ج۲۸، ص۲۰۴؛ تفسیر ثعلبی، ثعلبی، ج۹، ص۳۴۴؛ الکشاف، زمخشری، ج۴، ص۱۲؛ التبیان، شیخ طوسی ج۱۰، ص۴۶؛ مجمع البیان فی تفسیر القرآن، طبرسی، ج۱۰، ص۵۹.
  16. عباسی، حبیب، مقاله «حفصه دختر عمر»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم، ج۴، ص۳۹۳.
  17. المجموع، نووی، ج۱۷، ص۶۱؛ الاستیعاب، ابن عبد البر، ج۴، ص۱۸۱۳؛ تفسیر قرطبی، قرطبی، ج۱۴، ص۱۶۵؛ الاصابه، ابن حجر، ج۸، ص۸۶؛ أمتاع الأسماع، مقریزی، ج۶، ص۴۸.
  18. جامع البیان، ابن جریر طبری، ج۲۸، ص۱۶۸؛ الاصابه، ابن حجر، ج۸، ص۸۶.
  19. "ای پیامبر! چون زنان را طلاق می‌دهید، هنگام (آغاز) عده‌شان طلاق دهید و حساب عده را نگاه دارید و از خداوند- پروردگارتان- پروا کنید؛ آنان را از خانه‌هاشان بیرون نرانید- و خود نیز بیرون نروند- مگر کار ناشایسته آشکاری کرده باشند و اینها احکام خداوند است و هر" سوره طلاق، آیه ۱. الدر المنثور، سیوطی، ج۶، ص۲۲۹؛ تفسیر الوسی، آلوسی، ج۲۸، ص۱۳۲.
  20. عباسی، حبیب، مقاله «حفصه دختر عمر»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم، ج۴، ص۳۹۳-۳۹۴.
  21. "اگر شما دو زن به درگاه خداوند توبه کنید (بسی شایسته است) چرا که به راستی دلتان برگشته است و اگر از هم در برابر پیامبر پشتیبانی کنید بی‌گمان خداوند و جبرئیل و (آن) مؤمن شایسته، یار اویند و فرشتگان هم پس از آن پشتیبان وی‌اند" سوره تحریم، آیه ۴.
  22. التبیان، شیخ طوسی، ج۱۰، ص۴۷.
  23. صحیح البخاری، بخاری، ج۶، ص۷۰ (کتاب التفسیر، سوره تحریم)؛ صحیح مسلم، مسلم نیشابوری، ج۴، ص۱۸۵ (کتاب الطلاق)؛ سنن ابی داوود، ابن اشعث سجستانی، ج۲، ص۱۹۱؛ تفسیر ثعلبی، ثعلبی، ج۹، ص۳۴۶؛ الکشاف، زمخشری، ج۴، ص۱۲۷، ذیل آیه ۴ تحریم.
  24. شواهد التنزیل، حسکانی، ج۲، ص۳۵۱؛ تفسیر ثعلبی، ثعلبی، ج۹، ص۳۴۸؛ التبیان، شیخ طوسی، ج۱۰، ص۴۸؛ مجمع البیان فی تفسیر القرآن، طبرسی، ج۱۰، ص۵۹؛ تاریخ مدینة دمشق، این عساکر، ج۴۲، ص۳۶۲؛ تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ج۱۹، ص۳۳۱ (ذیل آیه).
  25. عباسی، حبیب، مقاله «حفصه دختر عمر»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم، ج۴، ص۳۹۴-۳۹۵.
  26. "ای پیامبر! به همسرانت بگو: اگر خواستار زندگی این جهان و آرایه‌های آن هستید بیایید شما را برخوردار سازم و با شیوه‌ای نیکو رهایتان کنم * و اگر خدا و پیامبرش و سرای واپسین را می‌خواهید، بی‌گمان خداوند برای نیکوکاران شما پاداشی سترگ آماده کرده است" سوره احزاب، آیه ۲۸-۲۹.
  27. صحیح مسلم، مسلم، ج۴، ص۱۸۶ (کتاب الطلاق)؛ مجمع البیان فی تفسیر القرآن، طبرسی، ج۸، ص۱۵۱.
  28. عباسی، حبیب، مقاله «حفصه دختر عمر»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم، ج۴، ص۳۹۵-۳۹۶.
  29. الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۸، ص۱۸۲؛ مسند احمد، احمد بن حنبل ج۶، ص۱۸۵؛ صحیح البخاری، بخاری، ج۶، ص۲۳ (کتاب التفسیر، تفسیر سوره احزاب)؛ صحیح مسلم، مسلم، ج۴، ص۱۸۶؛ بحارالانوار، علامه مجلسی، ج۱۶، ص۳۸۴.
  30. عباسی، حبیب، مقاله «حفصه دختر عمر»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم، ج۴، ص۳۹۶.
  31. صحیح مسلم، مسلم، ج۴، ص۱۸۸؛ انساب الاشراف، بلاذری، ج۱، ص۴۲۵-۴۲۶؛ تفسیر قرطبی، قرطبی، ج۱۸، ص۱۹۰.
  32. عباسی، حبیب، مقاله «حفصه دختر عمر»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم، ج۴، ص۳۹۷.
  33. فروع کافی، کلینی، ج۵، ص۵۶۸.
  34. عباسی، حبیب، مقاله «حفصه دختر عمر»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم، ج۴، ص۳۹۷.
  35. إِنَّ هَاتَيْنِ لَفَتَّانَتَانِ، يَحِلُّ لِي سَبُّهُمَا؛ شرح الاخبار، قاضی نعمان مغربی، ج۴، ص۳۸۹؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۹، ص۸.
  36. عباسی، حبیب، مقاله «حفصه دختر عمر»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم، ج۴، ص۳۹۸.
  37. اَلْخَبَرُ مَا اَلْخَبَرُ عَلِيٌّ فِي اَلسَّفَرِ كَالْفَرَسِ اَلْأَشْقَرِ إِنْ تَقَدَّمَ عُقِرَ وَ إِنْ تَأَخَّرَ نُحِرَ؛
  38. «همان کسان که چون بدیشان مصیبتی رسد می‌گویند: «انّا للّه و انّا الیه راجعون» (ما از آن خداوندیم و به سوی او باز می‌گردیم)» سوره بقره، آیه ۱۵۶.
  39. الکافئه، شیخ مفید، ج۱۷، ص۱۶؛ الجمل، شیخ مفید، ص۱۴۹-۱۵۰؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۱۴، ص۱۳.
  40. عباسی، حبیب، مقاله «حفصه دختر عمر»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم، ج۴، ص۳۹۸-۳۹۹.
  41. الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۸، ص۹۶؛ الاستیعاب، ابن عبد البر، ج۴، ص۱۸۱۲؛ اسد الغابه، ابن اثیر، ج۶، ص۶۷.
  42. أمتاع الأسماع، مقریزی، ج۶، ص۵۱.
  43. عباسی، حبیب، مقاله «حفصه دختر عمر»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم، ج۴، ص۳۹۹.
  44. این قسمت با استفاده از مقاله حفصه دانشنامه جهان اسلام نوشته شده است.
  45. الطبقات الکبری، ج۸، ص۸۱؛ کتاب جمل من انساب الاشراف، ج۲، ص۵۴؛ المعجم الکبیر، ج۲۳، ص۱۸۶.
  46. الطبقات الکبری، ج۸، ص۸۱؛ ام‌المؤمنین حفصة بنت عمر: الصوامة القوامة، ص۱۲-۱۵.
  47. تسمیة أزواج النبی(ص) و اولاده، ص۵۹؛ المنتخب من کتاب أزواج النبی(ص)، ص۳۹؛ المعجم الکبیر، ج۲۳، ص۱۸۶.
  48. الطبقات الکبری، ج۸، ص۸۱؛ ام‌المؤمنین حفصة بنت عمر الصوامة القوامه، ص۱۲-۱۵.
  49. الطبقات الکبری، ج۸، ص۸۱؛ کتاب جمل من انساب الاشراف، ج۲، ص۵۴؛ المعجم الکبیر، ج۲۳، ص۱۸۶.
  50. الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۹۳؛ ج۸، ص۸۱.
  51. المعارف، ص۱۳۵.
  52. المنتخب من کتاب ازواج النبی(ص)، ص۳۹؛ المعارف، ص۱۵۸؛ کتاب جمل من انساب الاشراف، ج۲، ص۵۴.
  53. الطبقات الکبری، ج۸، ص۸۳، ۲۱۷.
  54. الطبقات الکبری، ج۸، ص۸۱-۸۳؛ کتاب جمل من انساب الاشراف، ج۲، ص۵۴ -۵۵؛ الاستیعاب، ج۴، ص۱۸۱۱؛ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۷، ص۵۸۳؛ تسمیة أزواج النبی(ص) و اولاده، ص۶۷-۶۸.
  55. صحیح بخاری، ج۶، ص۱۳۰.
  56. تسمیة أزواج النبی(ص) و اولاده، ص۶۰؛ الطبقات الکبری، ج۸، ص۸۱-۸۳؛ المعجم الکبیر، ج۲۳، ص۱۸۶-۱۸۷؛ الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۸۱۱.
  57. برای تفصیل موضوع ر.ک: بحارالانوار، ج۲۲، ص۱۵۲؛ الذریعه، شماره‌های ۸۵۲، ۳۶۴۰.
  58. ر.ک: السیرة النبویه، ابن‌هشام، ج۴، ص۲۹۴؛ المنتخب من کتاب أزواج النبی(ص)، ص۳۹.
  59. ر.ک: که به تفسیر طبری؛ ذیل آیات؛ اسباب نزول القرآن، روایة بدرالدین ابی‌نصر محمد بن عبدالله ارغیانی، ص۶۸۵-۶۸۹؛ السمط الثمین فی مناقب امهات المؤمنین، ص۱۴۰-۱۴۴؛ سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۲۲۹.
  60. ﴿إِنْ تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا وَإِنْ تَظَاهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمَلَائِكَةُ بَعْدَ ذَلِكَ ظَهِيرٌ * عَسَى رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَكُنَّ أَنْ يُبْدِلَهُ أَزْوَاجًا خَيْرًا مِنْكُنَّ مُسْلِمَاتٍ مُؤْمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَائِبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَائِحَاتٍ ثَيِّبَاتٍ وَأَبْكَارًا «اگر شما دو زن به درگاه خداوند توبه کنید (بسی شایسته است)؛ چراکه به راستی دلتان برگشته است و اگر از هم در برابر پیامبر پشتیبانی کنید بی‌گمان خداوند و جبرئیل و (آن) مؤمن شایسته، یار اویند و فرشتگان هم پس از آن پشتیبان وی‌اند * بسا اگر شما را طلاق دهد پروردگار وی برای او همسرانی به از شما- چه بیوه چه دوشیزه- جایگزین فرماید که مسلمان، مؤمن، فرمانبردار، اهل توبه، اهل عبادت و روزه‌گیر باشند» سوره تحریم، آیه ۴-۵.
  61. کتاب جمل من انساب الاشراف، ج۲، ص۵۹؛ المعجم الکبیر، ج۲۳، ص۱۸۸.
  62. تسمیة أزواج النبی(ص) و اولاده، ص۷۷؛ مسند احمد بن حنبل، ج۳، ص۴۷۸؛ المنتخب من کتاب أزواج النبی(ص)، ص۴۰؛ المعجم الکبیر، ج۲۳، ص۱۸۷-۱۸۸.
  63. الطبقات الکبری، ج۸، ص۸۴۱؛ مسند احمد بن حنبل، ج۳، ص۴۷۸؛ المنتخب من کتاب ازواج النبی(ص)، ص۴۰؛ المعجم الکبیر، ج۲۳، ص۱۸۷-۱۸۸.
  64. برای بحثی درباره طلاق حفصه ر.ک: ام‌المؤمنین حفصة بنت عمر: الصوامة القوامه، ص۴۳-۵۷.
  65. الطبقات الکبری، ج۸، ص۸۴۱؛ فتوح البلدان، ص۶۶۱.
  66. اسد الغابه، ج۵، ص۴۸۷.
  67. الجمل، ص۴۲۸.
  68. صحیح بخاری، ج۵، ص۲۱۰-۲۱۱؛ کتاب المصاحف ابن ابی داوود، ص۱۵-۱۶، ۲۶.
  69. مباحث فی علوم القرآن، ص۷۷.
  70. التاریخ الکبیر، ج۶، جزء ۳، قسم ۲، ص۳۳۰؛ کتاب المصاحف ابن ابی داوود، ص۱۵-۱۶، ۲۶.
  71. تاریخ قرآن، ص۳۹۵-۳۹۶.
  72. المنتخب من کتاب ازواج النبی(ص)، ص۴۰؛ کتاب جمل من انساب الاشراف، ج۲، ص۶۰؛ کتاب المصاحف ابن ابی داوود، ص۲۸.
  73. کتاب المصاحف ابن ابی داوود، ص۱۹۰-۲۰، ۲۷، ۳۰، ۴۳.
  74. المنتخب من کتاب ازواج النبی(ص)، ص۴۰؛ کتاب جمل من انساب الاشراف، ج۲، ص۶۰؛ کتاب المصاحف ابن ابی داوود، ص۲۸.
  75. کتاب المصاحف ابن ابی داوود، ص۲۶-۲۷.
  76. کتاب المصاحف ابن ابی داوود، ص۱۲-۱۴.
  77. دانشنامه جهان اسلام، ج۱۳، ص۵۷۳.
  78. کتاب المصاحف ابن ابی داوود، ص۱۴-۱۶، ۲۸.
  79. الموطأ، ج۲، ص۸۷؛ الأم، ج۱، ص۲۹۳؛ المعجم الکبیر، ج۲۳، ص١٨٧.
  80. تاریخ طبری، ج۴، ص۴۵۱، ۴۵۴؛ شرح نهج‌البلاغه، ج۶ ص۲۲۵.
  81. الجمل، ص۲۷۶-۲۷۷ ۴۳۱؛ شرح نهج‌البلاغه، ج۱۴، ص۱۳.
  82. مسند احمد بن حنبل، ج۶، ص۲۸۳-۲۸۸؛ المعجم الکبیر، ج۲۳، ص۱۸۹-۲۱۸؛ جامع المسانید و السنن الهادی لاقوم سنن، ج۱۵، ص۳۶۱-۳۸۵.
  83. ام‌المؤمنین حفصة بنت عمر: الصوامة القوامه، ص۸۵-۹۲.
  84. ر.ک: سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۲۳۰.
  85. بلاغات النساء، ص۳۶-۳۸؛ ام‌المؤمنین حفصة بنت عمر: الصوامة القوامه، ص۹۴-۱۰۸.
  86. مناقب آل ابی‌طالب، ج۳، ص۴۰۳.
  87. برای نمونه ر.ک: تهذیب الکمال فی اسماء الرجال، ج۳۵، ص۱۵۴.
  88. الطبقات الکبری، ج۸، ص۸۳.
  89. المنتخب من کتاب أزواج النبی(ص)، ص۴۰؛ الطبقات الکبری، ج۸، ص۸۶؛ الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۸۱۲؛ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۷، ص۵۸۳.
  90. الطبقات الکبری، ج۸، ص۸۶.
  91. السمط الثمین فی مناقب أمهات المؤمنین، ص۶۹.
  92. المنتخب من کتاب ازواج النبی(ص)، ص۴۰؛ الطبقات الکبری، ج۸ ص۸۶؛ المعجم الکبیر، ج۲۳، ص۱۸۹.
  93. محمدزاده، مرضیه، زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم، ص۱۱۰ ـ ۱۱۵.
بازگشت به صفحهٔ «حفصه بنت عمر در تاریخ اسلامی».