براء بن عازب

(تغییرمسیر از بَراء بن عازب)
براء بن عازب
تصویر قدیمی از مسجد کوفه
نام کاملبراء بن عازب بن مالک بن اوس
جنسیتمرد
کنیهابو عماره
از قبیلهاوس
از تیرهخزرج
مادرحبیبة بنت حباب بن خزرج
پسر
تاریخ تولدده سال پیش از هجرت
محل زندگیکوفه
درگذشت۷۲ هجری، کوفه
از اصحاب
حضور در جنگجنگ خندق
فعالیت‌های اوراوی حدیث غدیر
مشخصات حدیثی
مشایخ او
راویان از او

مقدمه

براء بن عازب بن الحارث بن عدی بن جشم بن مجدعة بن حارثة بن الحارث بن عمرو بن مالک بن الأوس[۱] با کنیه‌های «ابوعامر»[۲]، «ابو عمارة»[۳]، «ابو عمرو»[۴] و «ابو الطفیل»[۵] و القاب «الأنصاری»[۶]، «الخزرجی»[۷]، «الأوسی»[۸]، «الحارثی»[۹] و «المدنی»[۱۰]، از بزرگان صحابه پیامبر اکرم(ص)[۱۱] و از اصحاب امام علی(ع)[۱۲] است. وی از آن دو بزرگوار روایت کرده است. براء بن عازب افزون بر امامان معصوم، از محدثانی همچون بلال بن رباح، ثابت بن ودیعة الأنصاری، حارث بن عمرو الأنصاری، حسّان بن ثابت و عمر بن الخطاب حدیث آموخته و روایت کرده است[۱۳]. وی دارای شاگردان و راویانی نیز بوده که مشهورترین ایشان ثابت بن عبید، خیثمة بن عبدالرحمان، عبدالرحمان بن عوسجة و عبدالرحمان بن ابی لیلی می‌باشند[۱۴].

درباره شخصیت براء بن عازب، میان علما و رجال‌نویسان اختلاف است: برخی وی را نکوهش کرده و مدعی شده‌اند که او امام حسین(ع) را در کربلا یاری نکرده[۱۵]، حدیث غدیر را انکار نموده و به نفرین امام علی(ع) کور شده است[۱۶] و همچنین ولایت یمن را در حکومت معاویه پذیرفته است[۱۷]. در مقابل، بزرگانی چون علامه حلی[۱۸]، شیخ مفید[۱۹]، علامه مامقانی[۲۰] و آیت‌الله خویی[۲۱] بر ممدوح بودن وی تأکید کرده‌اند و روایات ذم را مخدوش و ضعیف دانسته‌اند. برقی نوشته است: براء بن عازب از اصفیای اصحاب امام علی(ع) بود[۲۲]. کشّی نیز روایتی را نقل کرده که امام علی(ع) وی را از اهل بهشت دانسته است[۲۳].

تاریخ دقیق وفات وی معلوم نیست، ولی به تصریح منابع مشهور وی در ایام حکومت مصعب بن الزبیر در عراق و شهر کوفه درگذشته است[۲۴].[۲۵]

مشایخ در روایت

فهرست راویان

روایت‌کنندگان از او

فهرست راویان

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. ر.ک: الإصابة فی تمییز الصحابه، ج۱، ص۴۱۱، ش۶۱۸.
  2. ر.ک: رجال الطوسی، ص۲۷، ش۷۹.
  3. ر.ک: التاریخ الصغیر، ج۱، ص۱۹۳؛ تاریخ ابن معین، ج۱، ص۱۰۹، ش۶۲۵.
  4. ر.ک: ابن حبان، الثّقات، ج۳، ص۲۶.
  5. ر.ک: تاریخ بغداد، ج۱، ص۱۸۸، ش۱۶.
  6. ر.ک: رجال الطوسی، ص۵۸، ش۴۸۵.
  7. ر.ک: رجال الطوسی، ص۲۷، ش۷۹.
  8. ر.ک: الإصابة فی تمییز الصحابه، ج۱، ص۴۱۱، ش۶۱۸.
  9. ر.ک: ابن حبان، الثّقات، ج۳، ص۲۶.
  10. ر.ک: سیر أعلام النبلاء، ج۳، ص۱۹۵، ش۳۹.
  11. ر.ک: سیر أعلام النبلاء، ج۳، ص۱۹۵، ش۳۹.
  12. ر.ک: رجال البرقی، ص۳؛ رجال الطوسی، ص۵۸، ش۴۸۵.
  13. ر.ک: تهذیب الکمال، ج۴، ص۳۵، ذیل ش۶۵۰.
  14. تهذیب الکمال، ج۴، ص۳۵.
  15. ر.ک: إعلام الوری، ص۱۷۷؛ الارشاد، ج۱، ص۳۳۱؛ مناقب آل أبی طالب(ع) (ابن شهر آشوب)، ج۲، ص۲۷۰: «عن إسماعیل بن زیاد قال: إن علیا(ع) قال للبراء بن عازب یوما: یا براء! یقتل ابنی الحسین(ع) و أنت حیّ لا تنصره. فلما قتل الحسین بن علی(ع) کان البراء بن عازب یقول: صدق و الله علی بن أبیطالب! قتل الحسین ولم أنصره ثم یظهر الحسرة علی ذلک و الندم».
    ظاهر روایت دلالت دارد که براء بن عازب از روی اختیار و تمکّن، امام حسین(ع) را یاری نکرده است. (ر.ک: معجم رجال الحدیث، ج۳، ص۲۷۸، ذیل ش۱۶۵۳: فهی و إن دلت علی ذم البراء لدلالتها علی أن ترک نصرته للحسین(ع) کان عن اختیاره و تمکنه).
  16. رجال الکشی (اختیار معرفة الرجال)، ج۱، ص۲۴۷: «روی عبدالله بن إبراهیم، قال أخبرنا أبو مریم الأنصاری، عن المنهال ابن عمرو، عن زرّ بن حبیش، قال: خرج علی بن أبی طالب(ع) من القصر، فاستقبله رکبان متقلدون بالسیوف علیهم العمائم، فقالوا: السلام علیک یا أمیر المؤمنین و رحمة الله و برکاته! السلام علیک یا مولانا! فقال علی(ع): من هیهنا من أصحاب رسول الله(ص)؟ فقام خالد بن زید أبو أیوب، و خزیمة بن ثابت ذو الشهادتین، و قیس بن سعد بن عبادة، و عبد الله بن بدیل بن ورقاء، فشهدوا جمیعا أنهم سمعوا رسول الله(ص) یقول یوم غدیر خم: من کنت مولاه فعلی مولاه. فقال علی(ع) لأنس بن مالک، و البراء بن عازب: ما منعکما أن تقوما فتشهدا فقد سمعتما کما سمع القوم؟ ثم قال: اللهم إن کانا کتماها معاندة فابتلهما. فعمی البراء بن عازب، و برص قدما أنس بن مالک...».
  17. صدوق، الأمالی، ص۱۸۵؛ الخصال، ص۲۲۰: و أما البراء بن عازب فإنه ولاه معاویة الیمن، فمات بها، و منها کان هاجر.
  18. "البراء بن عازب مشکور بعد أن أصابته دعوة أمیر المؤمنین(ع) فی کتمان حدیث غدیر خم فعمی" خلاصة الأقوال، رجال العلامة الحلّی، ص۲۴، ش۳.
  19. "البراء بن عازب" الإرشاد، ج۱، ص۶۲.
  20. تنقیح المقال، ج۱۲، ص۷۸. محی الدین مامقانی بعد از نقل عبارت علامه مامقانی در پانوشت کتاب چنین نوشته است: أقل ما یمکن أن یقال فی المترجم: إنه فی أعلی مراتب الحسن بل ثقة، و أحادیثه من جهته إن لم تعد صحاحاً، فلا أقلّ من عدّها حسانا کالصحاح.
  21. معجم رجال الحدیث، ج۴، ص۱۸۸.
  22. ر.ک: رجال البرقی، ص۳؛ ابن أبی‌الحدید چنین نوشته است: البراء بن عازب: لم أزل لبنی هاشم محبّاً. ابن أبی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج۱، ص۲۱۹.
  23. رجال الکشّی (اختیار معرفة الرجال)، ص۴۴، ش۹۴: عن أبی جعفر و أبی عبد الله(ع) أن أمیر المؤمنین(ع) قال للبراء بن عازب: کیف وجدت هذا الدین؟ قال: کنا بمنزلة الیهود قبل أن نتّبعک تخف علینا العبادة فلما اتبعناک و وقع حقائق الإیمان فی قلوبنا وجدنا العبادة قد تثاقلت فی أجسادنا. قال أمیر المؤمنین(ع): فمن ثم یحشر الناس یوم القیامة فی صور الحمیر و تحشرون فرادی فرادی یؤخذ بکم إلی الجنة، ثم قال أبو عبدالله(ع): ما بدأ لکم ما من أحد یوم القیامة إلا و هو یعوی عواء البهائم أن اشهدوا لنا و استغفروا لنا فنعرض عنهم فما هم بعدها بمفلحین.
  24. ر.ک: البدایة و النهایه، ج۸، ص۳۶۱.
  25. جوادی آملی، عبدالله، رجال تفسیری ج۴، ص۴۵۴-۴۶۵.
  26. موسوعة الحدیث
  27. موسوعة الحدیث