بیعت در معارف دعا و زیارات

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

رابطه بیعت با زیارت

زیارت، بیعت زائر با امام است، در مسیر تولّی و تبرّی. در متون زیارتی، به این نکته تصریح شده و زائر، خدا و امام را به گواهی می‌گیرد که به این میثاق و عهد، وفا کرده است. در زیارتی که مرحوم کلینی، از امام هادی(ع) نقل کرده است، در زیارت سیدالشهدا(ع)، پس از سلام و درود بر آن حضرت، دستور می‌دهد که نام یکایک ائمه(ع) را یاد کن و بگو: «أَشهَدُ أَنَّکُمْ حُجَجُ الله... اکْتُبْ لی عِندَکَ میثاقاً وَعَهْداً انِّی أَتَیْتُکَ مُجَدّداً المیثاقَ، فَاشْهَدْ لی عِندَ رَبّکَ»[۱] پس از شهادت به اینکه ائمه(ع)، حجت‌های پروردگارند، خطاب به حسین(ع) می‌گوییم: این را برای من، پیش خودت به عنوان میثاق و عهد بنویس، بنویس این که من به زیارت تو آمدم، در حال تجدید میثاق، نزد پروردگارت گواه من باش!

در زیارت دیگری برای امام حسین(ع)، زیارت را یک گواهی به حساب آورده و می‌گوید: «هذِهِ شَهَادَهٌ لی عِندَکَ الی یَوْمِ قَبْضِ رُوحی بِحَضْرَتِک»[۲] و خواستار این می‌شود که این گواهی، تا روز مرگ و جان دادن، نزد آن حضرت به ودیعت نهاده شود. جلوه روشن‌تر و عینی‌تر این تجدید میثاق از طریق زیارت، در زیارت هر روزه حضرت مهدی و دعای عهد آن حضرت دیده می‌شود. امام دوازدهم(ع)، پیشوای زنده، اما غایب ماست. در کتب زیارت، برای گفتگوی هر روزه با آن حضرت زیارتی نقل شده است که در قسمتی از آن است: «أَللّهُمَّ إِنّی اجَدِّدُ لَهُ فِی هذا الیَومِ وَفِی کُلِّ یَومٍ عَهْداً وَعَقْداً وَبَیعَهً فِی رَقَبَتی». خدایا من امروز، و همه روزه، با آن حضرت، عهد و پیمان و بیعتی را که بر گردنم است، تجدید می‌کنم. در آخر همین زیارت، پس از اعلام آمادگی برای جهاد و شهادت در راه و رکابِ مهدی(ع) می‌خوانیم: «اللّهُمَّ هذِهِ بَیْعهٌ لَهُ فِی عُنقی إِلی یَوْمِ القِیامَهِ»[۳] خدایا این زیارت، بیعت آن امام بر گردن من است، تا دامنه رستاخیز. پایداری بر سر پیمان و استواری در راه بیعت، ایمانی نیرومند می‌خواهد، که جز در سایه پیوند قلبی و رابطه اعتقادی با رهبر، به دست نمی‌آید. زیارت، یادآوری این پیوند درونی و ایمانی است.

امام صادق(ع) در دعای عهد که به حضرت ولی امر مربوط می‌شود و خوب است چهل صبح، پی درپی خوانده شود، به ما آموخته است در این دعا، که پیمان و بیعت با امام غایب است بگوییم: خدایا! من در صبح امروز و تا زنده ام، در طول عمرم با او عهد و پیمان و بیعت استوار خویش را تجدید می‌کنم و از این میثاق، هرگز روی بر نمی‌تابم و دست بر نمی‌دارم[۴].

عالم بزرگ شیعه، سید رضی، در دستورالعملی که درباره زیارت پیامبر اسلام(ص) دارد، با استفاده از همین نکته می‌گوید: پس از زیارت آن حضرت می‌گویی: "خدایا! این زیارت را، نزد خودت بیعتی پسندیده و پیمانی استوار قرار بده، پیمانی که حیات و مماتم، زندگی و مرگم بر این پیمان و در وفاداری به آن باشد و بر همین میثاق هم مرا در قیامت برانگیزی"[۵] این فرازها در زیارتنامه‌ها، مسلمان را در پیوندی معنوی و ارتباطی عمیق با اولیای دین قرار می‌دهد و یک زائر، احساس می‌کند که در مسیر حرکت جهادی ائمه(ع) و خطّ سرخ حسین(ع) و کربلااست.

بیعت مرضیه و عهد مؤکّد، که در متن زیارت است، گویای چه رازی است؟ زندگی و مرگ، بر مبنای وفا به این عهد، یعنی چه؟ محشور شدن در رستاخیز بر اساس شناخت و پایبندی و زیستن با این بیعت و میثاق، چه معنایی دارد؟ و... بالأخره، این بیعت، چه تعهدات، تکالیف و مسؤولیت‌هایی را به دوش زائر بیعت‌گر می‌گذارد؟ آنچه بر می‌آید، وفادار بودن و استوار ماندن بر این میثاق‌های مؤکّد، نیاز به توفیق و امدادی از سوی خداوند دارد و از این رو ـ طبق زیارتنامه فوق ـ از خداوند خواسته شده است که حیات ما را بر محور این بیعت و عهد، و بر اساس وفای به شرایط و حدود و حقوق و احکام آن قرار دهد.

این بیعت، تنها یک تشریفات یا احترام گزاری ظاهری نیست، بلکه رسالت سنگینی را به گردن می‌نهد که حد و مرز و قلمرو آن، تا دامنه قیامت هم کشیده می‌شود. وقتی ائمه دین، امام جهاد و اسوه شهادتند، زیارتی هم که پیمان با این پیشوایان مجاهد و شهید باشد، حضور در میدان مبارزه و درگیری و فداکاری را می‌طلبد و این، جز در سایه اعلام آمادگی از سوی زائر، برای جانبازی در این راه، میسّر نیست. به همین جهت، عنصر شهادت‌طلبی را که در پی همین نکات مطرح است، نباید از نظر دور داشت[۶].

منابع

پانویس

  1. مفاتیح الجنان.
  2. مفاتیح الجنان.
  3. مفاتیح الجنان.
  4. مفاتیح الجنان،«اللّهم انی اجدّد له فی صبیحه یومی هذا وما عشت منْ ایامی عهداً و عقداً وبیعهً له فی عنقی لا احُولُ عنها ولا ازولُ ابداً».
  5. «اللّهم اجعَلْ ذلک بیعهً مرضیّه لدیک، وعهداً مؤکّداً عندک، تحیینی علیه وعلی الوفاء بشرائطه وحدوده وحقوقه واحکامه، وتمیتُنی اذا امتنی علیه وتبعثنی اذا بعثتنی علیه»بحارالأنوار، طبع بیروت، ج ۹۷، ص۱۶۲، به نقل از مصباح الزائر.
  6. محدثی، جواد، فرهنگ زیارت، ص۳۱۲-۳۱۵.