تجسم اعمال در کلام اسلامی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

مقدمه

تجسم یا تجسد اعمال، به معنای مجسم شدن و پیکر پذیرفتن کردارها و در اصطلاح کلامی، به معنای مجسم شدن اعمال آدمیان در برابر آنها پس از هجرت از دنیاست. مراد از این نظریه آن است که ثواب و عقاب اعمال انسان، جدای از آن اعمال و امری اعتباری و قراردادی نیست، بلکه رابطه تکوینی میان عمل و نتیجه آن وجود دارد[۱].[۲]

معناشناسی

منظور از "تجسم‌ اعمال" نزد شیعیان این است که اعمال انسان خوب یا بد، باطنی دارد که این باطن در دنیا آشکار نمی‌شود؛ بلکه باطن این اعمال بعد از تغییر و تبدلاتی، در عالم آخرت جلوه می‌‌کند[۳]. اما از نگاه علم کلام تجسم و تجسد اعمال یعنی رابطۀ میان عمل و جزا در آخرت نه قراردادی است و نه از نوع رابطۀ علی و معلولی، بلکه میان آنها رابطۀ عینیت و اتحاد حکم فرماست؛ یعنی آنچه در آخرت به عنوان پاداش یا کیفر به نیکوکاران و بدکاران اختصاص می‌‌یابد، تجسم خود عمل آنهاست[۴].

به عبارت دیگر، اعمال ما علاوه بر اینکه صورتی فانی و موقت دارد و فقط در این جهان ظاهر می‌‌شود، دارای صورتی ملکوتی است که پس از صدور از ما، هرگز فانی نمی‌شود و از توابع و لوازم جدا ناشدنی ماست. اعمال از نظر وجهۀ ملکوتی باقی است و روزی ما به آنها خواهیم رسید و آنها را با همان وجهه و چهره مشاهده خواهیم کرد، اگر زیبا و لذت‌بخش باشد، ما را به بهشت می‌‌رساند و اگر زشت و کریه باشد ما را به جهنم هدایت می‌‌کند[۵].

پیشینه بحث

زمینه اولیه طرح این بحث به دوران صدر اسلام بازمی‌گردد و مسلمانان و اندیشمندان اسلامی در مواجهه با برخی آیات بدین نکته پی می‌بردند که رابطه میان عمل انسان و جزای آن، رابطه‌ای صرفاً قراردادی نیست؛ مثلاً زمانی که در قرآن کریم اموال ستانده‌شده به ناحق از یتیم آتش شمرده می‌شود[۶] یا وقتی از آوردن اعمال در روز قیامت سخن می‌گوید و بیان می‌شود که خداوند عمل بنده را حتی اگر هم‌سنگ دانه خردلی باشد، در قیامت می‌آورد[۷]، نمی‌توان از ظهور این تعابیر در تجسم اعمال و وجود رابطه تکوینی یاد شده به راحتی گذر کرد. البته مفسران متقدم به واسطه وجود آیاتی که در ظاهر جزای اخروی را به صورتی قراردادی و نه به صورت تجسم اعمال بیان می‌کند، سعی در توجیه و تأویل این ظهور داشتند[۸]، اما بعدها با پذیرش این نظریه از سوی برخی مفسران، کم‌کم این دیدگاه به عنوان نظریه غالب مفسران دانسته شد تا جایی که برخی آن را ضروری دین دانستند[۹].[۱۰]

تبیین مسئله

در مورد رابطه اعمال انسان با جزای اخروی آن سه دیدگاه عمده وجود دارد:

  1. رابطه اعتباری: برخی معتقدند خداوند متعال نیز مانند قانون‌گذاران دنیوی که در برابر جزائم، مجازات‌هایی را وضع می‌کنند برای اعمال نیک و بد جزائی را در نظر گرفته است[۱۱]؛
  2. رابطه تکوینی: برخی معتقدند که رابطه اعمال و جزای آن صرفا یک رابطه قراردادی و اعتباری نیست بلکه رابطه‌ای تکوینی از نوع علت و معلول بین این دو، برقرار و هر عملی، علت ایجاد جزائی برای آن است[۱۲]. همان‌طور که در حدیث نبوی بیان شده که گفتن هر سبحان الله موجب کاشتن درختی در بهشت است[۱۳].
  3. تجسم عمل: در این دیدگاه نیز همانند دیدگاه قبل رابطه تکوینی میان عمل و جرای آن وجود دارد، با این تفاوت که دوگانگی و انکاری میان آن دو وجود ندارد؛ برخلاف دیدگاه قبل که بین عمل و نتیجه تکوینی آن دوگانگی وجود دارد[۱۴]. بنابراین اعمالی که انسان انجام می‌دهد، غیر از حالت دنیوی ظاهری، دارای باطنی ملکوتی نیز هست که این باطن به صورت پیوسته در حال شکل‌گیری است و نفس انسان را متناسب با آن مجسم می‌کند. البته این باطن در دنیا از چشم اکثر قریب به اتفاق انسان‌ها مخفی است و در آخرت این صورت جدید نمایان می‌شود[۱۵].

شیخ بهائی با استفاده از مبنای آفرینندگی روح، مسئله تجسم اعمال را توضیح می‌دهد و بیان می‌کند که عمل نیک به روح توانایی خلق صورتی خاص متناسب با عمل نیک، و در مقابل عمل بد به روح، قوت آفریدن صورتی ویژه متناسب با عمل بد می‌بخشد و بدین صورت، کردارهای نیک و بد پیکر می‌پذیرند و اعمال تجسم می‌یابند[۱۶].[۱۷]

ادله

طرفداران تجسم اعمال به دو دسته دلیل نقلی و عقلی برای اثبات دیدگاه خود تمسک کرده‌اند.

ادله نقلی

دلایل نقلی اعم از آیات و روایات مبنی بر تجسم اعمال در آخرت اقامه شده است و دانشمندان علم کلام معتقدند تجسم عمل، پاداش اعمال انسان‌ها در آخرت است.

  1. قرآن می‌‌فرماید ﴿وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ[۱۸]. ﴿وَلْتَنظُرْ امر است و باید هر کس در آنچه برای فردا می‌‌فرستند، نظر کند. این صریح‌ترین تعبیر قرآن در این زمینه است و در حقیقت این آیه فرمان داده است که در کار و در عمل خودتان دربارۀ چیزهایی که برای فردا پیش می‌‌فرستید، دقت کنید. این لحن، گویای آن است که در قیامت، همان عمل به انسان برمی‌گردد.
  2. قرآن می‌‌فرماید: ﴿فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ[۱۹].
  3. قرآن می‌‌فرماید: ﴿يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُّحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِن سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَهَا وَبَيْنَهُ أَمَدًا بَعِيدًا[۲۰].
  4. ﴿وَاتَّقُواْ يَوْمًا تُرْجَعُونَ فِيهِ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَّا كَسَبَتْ وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ[۲۱].
  5. ﴿وَبَدَا لَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا عَمِلُوا وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُون[۲۲]. در تفسیر این آیه چنین آمده است، اضافه شدن کلمۀ "سیئات" به "ما عملوا" بیان جنس عمل است؛ یعنی اعمال سوء آنها آشکار می‌‌شود و این نکته دلالت بر این دارد که تمام اعمال دنیوی انسان‌ها در عالم آخرت تجسم پیدا می‌‌کند[۲۳].

در کنار آیات در روایات به صورت مفصل‌تری به این مسئله پرداخته شده است و بیان خصوصیات بیشتر به باطن‌نمایی اعمال در آخرت اشاره دارد. به عنوان نمونه بیان شده است که تکذیب‌کنندگان به شکل میمون و خوک[۲۴]، شراب‌خواران به صورت کسانی که زهر افعی می‌نوشند[۲۵] و در مقابل، اذکاری نظیر تسبحات اربعه به صورت درخت‌های بهشتی[۲۶] و ولایت به شکل بهترین و آراسته‌ترین اسنان[۲۷] محشور می‌شوند[۲۸].

دلیل عقلی

مدافعان این دیدگاه برای اثبات نظر خود در کنار آیات و روایات از برخی استدلال‌های عقلی نیز بهره برده‌اند. از جمله این دلایل، دلیلی است که بر عدل الهی تکیه دارد. بر اساس این دلیل لازمه عدل الهی در جزادادن به اعمال آدمی، آن است که گذشته از عینیت جزا با عمل، بدون هیچ فاصله زمانی به او داده شود. در غیر این صورت، عدل به شکل کامل اجرا نشده است[۲۹].[۳۰]

اشکالات

در مقابل، کسانی که تجسم اعمال را نمی‌پذیرند به دو صورت به مقابله برخاسته‌اند. از سویی، آنها آیات و روایاتی که مدافعان تجسم اعمال اقامه کرده‌اند به صورتی توجیه می‌کنند که با دیدگاه خود موافق باشد. از سوی دیگر به ادله نقلی و عقلی تمسک می‌کنند که با تجسم اعمال ناسازگار است.

از جمله ادله نقلی که مخالفان اقامه کرده‌اند می‌توان به آیاتی اشاره کرد که در آنها جزای اعمال نیک چند برابر آنها دانسته شده است: ﴿مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا[۳۱]. یا آیاتی که در آنها جزا را مستقیماً به خود خداوند نسبت داده و عذاب و پاداش امری بیرونی و مستقل از وجود انسان دانسته می‌شود: ﴿أَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ[۳۲]. مدافعان تجسم اعمال معتقدند که برخی از این توجیه‌ها کاملاً غیرموجه است و برخی از نصوص آن‌قدر دلالت واضحی در تجسم دارند که نمی‌توان از آن دست برداشت.

از جمله ادله عقلی که مخالفان تجسم اعمال اقامه کرده‌اند آن است که عمل، عرض و لازمه تجسم اعمال، تبدیل این عرض به جوهر مجسم است؛ درحالی‌که تبدیل این دو به یکدیگر انقلاب ماهیت و محال است[۳۳]. همچنین ایشان در استدلالی دیگر بیان کرده‌اند که عمل، عرض و قائم به شخص است و با زوال شخص، آن نیز زائل و معدوم می‌شود. بنابراین، بازگرداندن آن مستلزم اعاده معدوم است که امری محال است[۳۴].

در مقابل دلیل نخست گفته شده است که هر حقیقتی در هر نشئه و عالمی، دارای احکام مخصوص به همان نشئه است. یک پدیده ممکن است در جائی، عرض و در جای دیگر جوهر باشد؛ چراکه بر طبق مَثَل «رنگ آب، همان رنگ ظرف آب است»، تعیین‌کننده ماهیت و نام یک پدیده موطن و مقامی است که آن شیء در آنجا قرار دارد. به عنوان مثال، شیء مبصر، زمانی که در موطن حس بصر، ظاهر می‌شود و بر این حس عرضه می‌شود دارای ویژگی‌ها و عوارضی است و زمانی که در مقام حس مشترک قرار می‌گیرد، عاری از آنهاست[۳۵]. در مقابل دلیل دوم نیز گفته شده است، عمل، زنده و موجود است و از بین نمی‌رود[۳۶].[۳۷]

دلیل مخالفین تجسم اعمال در قیامت

البته این نظریه مورد اتفاق دانشمندان علم کلام نیست، بلکه اندیشمندان کلامی بر سر این مدعا اختلاف نظر دارند چراکه عده ای از دانشمندان معتقدند پاداش اعمال انسان‌ها در قیامت نمی‌تواند تجسم اعمال باشد زیرا اعمال انسان‌ها از مقولۀ عرض است یعنی (یک امر ذاتی نیست که دوام داشته باشد) و پس از صدور از انسان یا مرگ وی، معدوم می‌شود و در نتیجه، چیزی باقی نمی‌ماند تا در قیامت مجسم‌ شود[۳۸].

تأثیر اعمال

برخی معتقدند که اعمال و ملکات انسان دو تأثیر عمده در سرنوشت انسان دارد. تأثیر نخست عبارت است از تغییر هویت ذات انسان؛ بدین صورت که اعمال باعث ایجاد ملکاتی می‌شود که در نهایت همان‌ها سازنده واقعیت ذات هر انسانی است تأثیر دیگر اعمال دنیوی انسان نیز بر اموری است که خارج از ذات انسان است ولی در برزخ یا قیامت همراه و قرین انسان هستند. بدین صورت که این اعمال و اعتقادات ظهور و بروزی برای انسان می‌یابند که سبب لذت یا رنج او می‌شود[۳۹].

در برخی روایات نیز به این دو گونه اثربخشی اعمال انسان اشاره شده است. در برخی روایات به تغیر هویت ذات انسان به موجوداتی دیگر اشاره شده است؛ طبق این روایات مردم در روز رستاخیر بر اساس نیت‌هایشان برانگیخته می‌شوند[۴۰]. برخی دیگر، همانند روایت قیس بن عاصم که در حدیثی مفصل از رسول گرامی اسلام(ص) بیان می‌کند که نعمت‌ها و سختی‌های پس از مرگ و همراهان انسان از زمان دفن همان اعمال شخص هستند. بر اساس این روایت، مارها و عقرب‌ها و آتشی که در قبر و قیامت ظاهر می‌شود، همان اعمال زشت و اخلاق ناپسند و عقائد باطلی است که در برزخ و قیامت به آن شکل ظاهر شده‌اند[۴۱].[۴۲]

منابع

پانویس

  1. شیرازی، ملاصدرا، العرشیه، ص۹۶-۹۷.
  2. رضائی، حسن، مقاله «تجسم اعمال»، فرهنگنامه کلام اسلامی، ص ۱۳۸.
  3. فرهنگ شیعه، ص ۱۵۹-۱۸۰.
  4. محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۰۸.
  5. محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۷۷.
  6. ﴿إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوَالَ الْيَتَامَى ظُلْمًا إِنَّمَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ نَارًا «آنان که دارایی‌های یتیمان را به ستم می‌خورند جز این نیست که در شکم خود آتش می‌انبارند» سوره نساء، آیه ۱۰.
  7. ﴿إِنْ تَكُ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ... يَأْتِ بِهَا اللَّهُ «اگر (کرداری) همسنگ دانه خردلی باشد... خداوند آن را می‌آورد» سوره لقمان، آیه ۱۶.
  8. آلوسی، محمود بن عبدالله، روح‌المعانی، ج۸، ص۱۲۴؛ طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج۲، ص۸۹۶-۸۹۷.
  9. نراقی، مهدی، جامع السعادات، ج۱، ص۵۳.
  10. رضائی، حسن، مقاله «تجسم اعمال»، فرهنگنامه کلام اسلامی، ص ۱۳۸.
  11. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱، ص۲۳۰ (عدل الهی).
  12. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۴، ص۸۰۶ (معاد).
  13. هر کسی سبحان الله بگوید، خداوند درختی در بهشت برایش می‌کارد؛ شیخ صدوق، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص۱۱.
  14. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱، ص۲۳۰ (عدل الهی).
  15. طباطبایی، محمدحسین، المیزان، ج۱، ص۹۲.
  16. شیخ بهائی، الاربعون حدیثا، ص۱۹۱-۱۹۲، ۲۰۲ و ۴۹۳-۴۹۵ (دایرة المعارف بزرگ).
  17. رضائی، حسن، مقاله «تجسم اعمال»، فرهنگنامه کلام اسلامی، ص ۱۳۹.
  18. «ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و هر کس باید بنگرد برای (روزی چون) فردا چه پیش فرستاده است» سوره حشر، آیه ۱۸.
  19. «پس هر کس همسنگ ذره‌ای نیکی ورزد، آن را خواهد دید، و هر کس همسنگ ذره‌ای بدی کند، آن را خواهد دید» سوره زلزال، آیه ۷.
  20. «روزی که هر کس هر کار نیکی انجام داده است پیش رو می‌یابد و هر کار زشتی کرده است آرزو دارد کاش میان او و آن (کار زشت) فاصله‌ای دور می‌بود و خداوند شما را از خویش پروا می‌دهد و خداوند به بندگان مهربان است» سوره آل عمران، آیه ۳۰.
  21. «و از روزی پروا کنید که در آن به سوی خداوند بازگردانده می‌شوید آنگاه به هر کس پاداش آنچه انجام داده است تمام خواهند داد و به آنان ستم نخواهد رفت» سوره بقره، آیه ۲۸۱.
  22. «و بدی‌های آنچه کرده بودند بر آنان روشن می‌شود و (کیفر) آنچه ریشخند می‌کردند آنان را فرا می‌گیرد» سوره جاثیه، آیه ۳۳.
  23. محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۷۸-۷۹.
  24. شیخ صدوق، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص۲۱۲.
  25. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۷۳، ص۳۶۴.
  26. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۸، ص۱۴۹.
  27. برقی، احمد بن محمد، المحاسن، ص۲۸۸.
  28. رضائی، حسن، مقاله «تجسم اعمال»، فرهنگنامه کلام اسلامی، ص ۱۳۹.
  29. ر.ک: آملی، محمدتقی، دررالفوائد، ج۲، ص۴۶۵؛ ملاصدرا، اسفار اربعه، ج۹، ص۳۳۵.
  30. رضائی، حسن، مقاله «تجسم اعمال»، فرهنگنامه کلام اسلامی، ص ۱۳۹.
  31. «کسانی که نیکی آورند ده برابر آن (پاداش) دارند» سوره انعام، آیه ۱۶۰.
  32. «دوزخ را برای آنان فراهم کرده است» سوره فتح، آیه ۶.
  33. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۷، ص۲۲۹-۲۳۰.
  34. فخر رازی، التفسیر الکبیر، ج۸، ص۱۶-۱۷.
  35. شیخ بهائی، الأربعون حدیثا، ص۱۹۱-۱۹۲.
  36. جوادی آملی، عبدالله، تفسیر موضوعی، ج۵، ص۵۴، ۷۶-۹۶.
  37. رضائی، حسن، مقاله «تجسم اعمال»، فرهنگنامه کلام اسلامی، ص ۱۴۰.
  38. فرهنگ شیعه، ص ۱۸۱.
  39. ملاصدرا، تفسیر قرآن کریم، ج۴، ص۲۸۵.
  40. شهید ثانی، منیة المرید، ص۱۳۳؛ ابن ماجه، السنن، ج۲، ص۱۴۱۴؛ علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۶۷، ص۲۴۹.
  41. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۷، ص۲۲۸.
  42. رضائی، حسن، مقاله «تجسم اعمال»، فرهنگنامه کلام اسلامی، ص ۱۴۱.