ریاضت شرعی، طریقت حقیقت عرفانی

عصمت دارای مراتبی است که با اعتصام به حبل الله الهی که شامل قرآن و عترت محمدی(ص) است تحقق می‌یابد. بنابراین، کسب هرگونه عصمت از راه دیگر یا شدنی نیست یا دیر دست‌یافتنی است؛ چنان‌که رهبانیت با طریقت ابتداعی خود تلاش کرد تا مستحبات شریعت عیسوی(ع) را بر خود واجب سازد تا این‌گونه رضایت خدا را بجوید و به مقام عصمت الهی درآید؛ اما بر خلاف نذر و تعهدات خویش عمل کرده و به خود خیانت کردند.

خداوند در قرآن بارها بر این نکته تأکید دارد که تنها طریقت حقیقت و وصول به آن، اسلام و شرایع آن است که خداوند به عنوان مالک و شارع بدان حکم کرده است[۱]. بنابراین، هیچ دینی غیر از اسلام و شرایع آن پذیرفته نیست؛ یعنی اصولاً نمی‌تواند طریقت رهایی از نواقص و عیوب و راه وصول به کمالات و مظهریت در اسماء و صفات الهی باشد[۲].

البته برخی بر آن هستند تا در داخل شریعت با بدعت‌هایی به گونه‌ای عمل کنند که «ره صد ساله را یک شبه بپیمایند» و همچون صاحبان لیله القدر که با درک «لیلة القدر» حقیقی به مقصد و مقصود می‌رسند، ایشان با بدعت‌های خویش به این راه میانبر دسترسی یافته و به مقصود برسند؛ بر همین اساس در طول تاریخ کسانی از شرایع اسلامی وجود داشتند که این‌گونه دنبال راه میانبر با بدعت‌سازی بودند. هرچند که این بدعت‌ها در راستای رضایت و رضوان الهی بوده است؛ ولی توجه باید داشت که خدا به عنوان آفریدگار انسان از ظرفیت و توانایی‌های آدمی به تمام معنا آگاهی دارد و آموزه‌های دستوری در قالب شرایع اسلامی با توجه به این ظرفیت‌ها و استطاعت عمومی بشر بوده است؛ زیرا اسلام در طول تاریخ بشریت براساس فطرت و مطابق آن بوده[۳] و هرگز خداوند قانونی وضع و جعل نکرده است که بیرون از فطرت و فراتر از توان و استطاعت بشر باشد. خدا می‌فرماید: ﴿لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا[۴].

اما چنان‌که گفته شد برخی در همه شرایع اسلامی عادت دارند تا راه‌هایی را برای خود بجویند که بدعت خلاف کلیت دین و شریعت نیست؛ اما بسترهایی را فراهم می‌آورد که بیرون از توان آدمی و زمینه خروج از طریقت و گرفتاری به خیانت است. به عنوان نمونه رهبانیت مسیحی همانند تصوف اسلامی، اقدام به شریعت‌سازی در چارچوب کلیت دین اسلام و شرایع آن می‌کند و اموری که مستحب است بر خود واجب می‌کند. خدا می‌فرماید: ﴿ثُمَّ قَفَّيْنَا عَلَى آثَارِهِمْ بِرُسُلِنَا وَقَفَّيْنَا بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَآتَيْنَاهُ الْإِنْجِيلَ وَجَعَلْنَا فِي قُلُوبِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَرَحْمَةً وَرَهْبَانِيَّةً ابْتَدَعُوهَا مَا كَتَبْنَاهَا عَلَيْهِمْ إِلَّا ابْتِغَاءَ رِضْوَانِ اللَّهِ فَمَا رَعَوْهَا حَقَّ رِعَايَتِهَا فَآتَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَ[۵]. اصولاً اینکه انسان بخواهد با اموری چون نذر، امر مستحبی چون نماز اول وقت را بر خود واجب کند، رفتاری در چارچوب شریعت اسلام نیست؛ زیرا خدا توان و ظرفیت انسان‌ها را می‌داند و براساس آن امری را واجب و امری را مستحب قرار داده است. اگر انسانی بر خلاف واجبات هر چند واجب به نذر عمل کند، از مصادیق خیانت به خود و خدا تلقی می‌شود و به طور طبیعی آثار خیانت بر چنین رفتاری بار می‌شود و انسان روز به روز به جای آن‌که به خدا نزدیک شود از او دورتر خواهد شد. خدا حتی برخی از احکام را برای آسان‌گیری تغییر می‌دهد تا همگان بتوانند به آن عمل کنند و زمینه و بستر خیانت فراهم نیاید؛ چنان‌که درباره نزدیکی و زناشویی با همسران در شب‌های ماه مبارک رمضان می‌فرماید: ﴿أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيَامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَائِكُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَكُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ كُنْتُمْ تَخْتَانُونَ أَنْفُسَكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ وَعَفَا عَنْكُمْ فَالْآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَابْتَغُوا مَا كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ[۶].

این در حالی است که در مکتب رهبانیت و تصوف و ریاضت حتی شرعی، افراد با واجب کردن اموری، خود شریعت‌ساز می‌شوند و شریعتی را ابتداع و نوآوری نمی‌کنند. بسیاری از این روش‌هایی که در تصوف اسلامی مطرح شده از قبیل رهبانیت است که باید از آن پرهیز کرد؛ زیرا راه مستقیم و آسان همان راه شریعت اسلام است که در توضیح‌المسائل در قالب احکام پنج‌گانه واجب و حرام و مستحب و مکروه و مباح بیان شده است. پس اگر کسی دنبال ریاضت شرعی است خود را ملتزم و متعهد به انجام شریعت اسلام و در یک کلمه توضیح‌المسائل کند. روزی پس از درس از آیت‌الله‌العظمی بهجت فومنی پرسیدم که برای سیر و سلوک چه باید کرد، ایشان پاسخ داد: اینکه ایمان به خدا داشته و به تمام توضیح‌المسائل از اول تا آخر آن عمل شود. هر چند که ایشان به برخی‌ها روش ساده‌تری را می‌گفت؛ ولی اگر پرسشگر طلبه و روحانی بود، دستور کمی سخت‌تر بود. به عموم مردمی که دستور سیر و سلوک می‌خواستند می‌گفت: عمل به واجبات و ترک محرمات؛ ولی به طلاب می‌گفت: عمل به توضیح‌المسائل؛ چون در توضیح‌المسائل و رسائل عملی افزون بر واجبات و محرمات، مکروهات و مستحبات نیز بیان شده است که بر طلبه است تا به آن نیز عمل کند تا مقامات بلند عرفانی را دریابد.[۷]

اقسام ریاضت شرعی

ریاضت در لغت عربی به معنای تمرین و ممارست و کوشش همراه با رنج و تعب است. ورزش و علوم ریاضی را ریاضیات گفته‌اند؛ زیرا بدن و ذهن را با تمرین ورزیده می‌کند. در اصطلاح به معنای خودسازی و رام کردن نفس به تعلیم و تربیت و به تعبیر دیگر جهاد و مبارزه با نفس است که مورد تأیید اسلام بوده و در روایات بر آن تأکید شده است[۸]. خواجه عبدالله انصاری در منازل‌السائرین می‌نویسد: الرِّياضَةُ تَمْرِينُ النَّفْسِ عَلى قَبولِ الصِّدْقِ؛ نفس خود را آن قدر ریاضت و تمرین داده باشی که به مرحله صدق، باور، تصدیق و ایمان رسیده و در نفس هیچ‌گونه شک و تردیدی در حقانیت گفته‌ها و فرموده‌های خداوند متعال نداشته باشی». پس حقیقت ریاضت در عرفان، آماده‌سازی نفس با علم و عمل برای طی کردن مراحل سیر و سلوک است.

بی‌گمان مراد از این تمرین نفس، تمرین در چارچوب شریعت اسلام با پرهیز از محرمات شرعی و انجام وظایف دینی و اخلاقی در قبال خود و خدا و مردم است که باید از آن به عنوان بالاترین ریاضت یاد کرد. امیرالمؤمنین(ع) درباره ریاضت شرعی می‌فرماید: «خویشتن را به اخلاق نیکو ریاضت دهید؛ زیرا مسلمانی که دارای اخلاق نیکو است، به منزله کسی است که روزها روزه‌دارد و شب‌ها به عبادت قیام کرده باشد»[۹]. آن حضرت(ع) همچنین فرموده است: «هر کس به ریاضت خویش مداومت کند، سود برده است»[۱۰]. امام علی(ع) در نامه‌اش به عثمان بن حنیف نیز می‌نویسد: «به خدا سوگند! چنان نفس خود را ریاضت دهم و آن را بپرورم که در غذا به گرده نانی اگر بدان دست یابم، شاد گردد و در خورش به نمک قانع شود و کاسه چشمم را آن‌چنان به گریه از اشک تهی سازم، بسان چشمه‌ای که آبش فرو رفته باشد»[۱۱]. در حدیثی از رسول خدا(ص) آمده است که حضرت موسی(ع) از خضر(ع) درخواست کرد او را نصیحت کند، که از جمله آنها این بود: «خویشتن را به صبر و استقامت ریاضت ده تا از گناه نجات یابی»[۱۲].

در این حدیث بر عنصر صبر تأکید شده است؛ زیرا صبر از جمله راه‌های کسب استعانت از خدا است[۱۳]؛ و انسان‌ها دیگران را نیز باید به آن سفارش کنند تا از خسران و زیان ابدی رهایی یابند[۱۴]. خدا خود در قرآن به صبر و استقامت و استعانت از حضرت حق دعوت فرموده و گفته است: ﴿وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا[۱۵]. در جایی دیگر نیز فرموده است: ﴿وَمَنْ جَاهَدَ فَإِنَّمَا يُجَاهِدُ لِنَفْسِهِ إِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ[۱۶].

در این آیات به شکلی از استقامت و صبر در مجاهدت نفسانی سخن به میان آمده است؛ پس ریاضت باید دایمی و مستدام باشد؛ حضرت علی(ع) در این باره می‌فرماید: «مَنِ اسْتَدَامَ رِيَاضَةَ نَفْسِهِ انْتَفَعَ»[۱۷]؛ «کسی که مداومت بر ریاضت نفس داشته باشد، بهره‌مند خواهد شد». امیرالمؤمنین(ع) در نهج‌البلاغه به عنصر تقوای الهی به عنوان مهم‌ترین امر در ریاضت شرعی اشاره داشته و می‌فرماید: «وَ إِنَّمَا هِيَ نَفْسِي أَرُوضُهَا بِالتَّقْوَى...»[۱۸]؛ «جز آن نیست که نفس خویش را با پرهیزکاری ریاضت می‌دهم تا روز ترس بزرگتر و روز قیامت در امان باشم». باید توجه داشت که از نظر آموزه‌های وحیانی قرآن، دست‌کم برای عبودیت، ایمان، تقوا و مانند آنها سه مرتبه از مراتب تشکیکی است که شامل عام، خاص و اخص یا خاصه الخاصه است. ریاضت شرعی نیز این‌گونه است. خواجه عبدالله انصاری در همان منازل‌السائرین می‌نویسد: اما ریاضت به سه درجه تقسیم شده است: رِياضَةُ الْعامَّةِ، رِياضَةُ الْخاصَّةِ وَ رِياضَةُ خاصَّةِ الْخاصَّةِ... رِياضَةُ الْعَامَّةِ تَهْذِيبُ الْأَخْلَاقِ بِالْعِلْمِ، تَصْفِيَةُ الْأَعْمَالِ بِالْإِخْلَاصِ، وَ تَوْفِيرُ الْحُقُوقِ فِي الْمُعَامَلَةِ؛ ریاضت عامه این است که نفس خود را به آداب الهی و شریعت اسلام تأدیب کرده و اعمال خود را از ریا و نفاق و شرک پاک کرده و به اخلاص دست یابد و در رفتار و معامله با مردم حق‌الناس را رعایت کند. وَ رِيَاضَةُ الْخَاصَّةِ حَسْمُ التَّفَرُّقِ وَ قَطْعُ الِالْتِفاتِ إِلَى الْمَقامِ الَّذِي جَاوَزَهُ وَ إِبْقاءُ الْعِلْمِ يَجْرِي مَجَارِيَهُ؛ و ریاضت خاصه همان ریشه‌کن کردن تفرقه و راه‌هایی از میل‌های نفسانی و عدم توجه به مقامی که از آن عبور کرده و به‌کارگیری هر علم در مجاری آن با عمل بدان. وَ رِيَاضَةُ خَاصَّةِ الْخَاصَّةِ تَجْرِيدُ الشُّهُودِ وَ الصُّعُودُ إِلَى الْجَمْعِ وَ رَفْضُ الْمُعَارَضاتِ وَ الْمُعَاوَضاتِ[۱۹]؛ «و ریاضت اخص همان تجرید شهود با عبور از باطن به شهود و نیز صعود در مقام جمع یعنی جمع ظاهر و باطن و دور کردن هر تعارض و معاوضه‌ای از خود».

برخی از بزرگان عرفان و معرفت، ریاضت را دارای چهار رکن اساسی دانسته که عبارتند از:

  1. سکوت: یعنی بسته شدن هم زبان، لب و دهان انسان از یاد هر کس و هر چیزی که غیر از خدا باشد و نیز سکوت دل که به آن جز یاد خدا امری راه نیابد. سکوت زبان از مدارج اهل دل است و سکوت دل از صفات مقربین و اهل کشف و شهود. علامه حسن‌زاده آملی به زیبایی می‌فرماید: «از خاموشی گفتار زاید»[۲۰].
  2. عزلت یا گوشه‌گیری از هیاهوی دنیا: عزلت مایه سکوت سالک است. در این مرتبه است که سالک از خلط و آمیزش و مؤانست و معاشرت با مردم بی‌خبر خودداری می‌کند و در حال خلوت به دنیا و مافیها وقعی نمی‌گذارد.
  3. گرسنگی (صوم؛ روزه): برای تسلط بر نفس شهوانی و قوای حیوانی، گرسنگی بهترین توشه هر رهروی است. پرخوری دلیل بر دوری و محروم شدن از انوار الهی و بی‌نصیب ماندن از خیر و برکت است. گرسنگی، خشوع و خضوع، مسکنت و احساس فقر و سکون و آرامش را به همراه می‌آورد و رقت و صفا را در سالک بر می‌انگیزاند و موجب می‌گردد که به اخلاق الهی متخلق گردد. گرسنگی باید با همت مردانه سالک توأم باشد چه در غیر این صورت ثمری ندارد.
  4. بیداری (یقظه): بیداری مایه خودشناسی است که مقدمه خداشناسی است و هرگاه سالک از هیاهوی مردم دنیازده دوری گزید و به خدا مشغول شد و هنگامی که غفلت‌زدگان به خواب فرو می‌روند، بیداری کشید و ارکان ریاضت را به جا آورد، از دایره محدود بشریت خارج می‌شود و به عالم ملکوت راه می‌یابد. بیداری بر دو نوع است: یکی بیداری دل و دیگری بیداری چشم[۲۱].[۲۲]

اهداف ریاضت شرعی

برخی از اهل معرفت، عمل به «ریاضت شرعی» را برای به دست آوردن سه هدف دانسته‌اند که عبارتند از:

  1. دور کردن غیر حق از سر راه: هدف اول از ریاضت، این است که عارف، برای رسیدن به حق، هرگونه مانعی را از بین ببرد که در اصطلاح «تزکیه» یا «تخلیه نفس» نامیده می‌شود؛ یعنی باید تلاش کرد تا هر آنچه که غیر از خدا در دل وجود دارد، از آن بیرون و دل را تخلیه کرد.
  2. مطیع ساختن نفس اماره: از آنجا که انسان ترکیبی از عقل و شهوت است، برای اینکه بتواند بدون مزاحم و مانع، به سوی خدا سیر کند، باید کاری کند که نفس اماره را مطیع و تسلیم نفس مطمئنه سازد. در نتیجه، نفس شیطانی را تحت امر و اختیار نفس رحمانی قرار دهد.
  3. لطیف و رقیق کردن روح: یعنی انسان به کمک این دو مورد یاد شده، با زهد در عمل و حضور قلب در عبادت، روح خود را برای قبول انوار الهی آماده سازد[۲۳].[۲۴]

منابع

پانویس

  1. ﴿إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَمَنْ يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ «بی‌گمان دین (راستین) نزد خداوند، اسلام است و اهل کتاب، اختلاف نیافتند مگر پس از آنکه به دانش دست یافتند، از سر افزونجویی که در میان ایشان بود و هر کس به آیات خداوند کفر ورزد (بداند که) خداوند حسابرس سریع است» سوره آل عمران، آیه ۱۹؛ ﴿قُلْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ عَلَيْنَا وَمَا أُنْزِلَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَى وَعِيسَى وَالنَّبِيُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ «بگو به خداوند و به آنچه بر ما و بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و نبیرگان فرو فرستاده شده و به آنچه به موسی و عیسی و پیامبران از سوی پروردگارشان داده شده است ایمان داریم، میان هیچ‌یک از ایشان فرق نمی‌گذاریم و ما فرمانبردار اوییم» سوره آل عمران، آیه ۸۴؛ ﴿شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُنِيبُ «از دین، همان را برای شما بیان داشت که نوح را بدان سفارش کرده بود و نیز آنچه را که به تو وحی کردیم و آنچه را که به ابراهیم و موسی و عیسی، سفارش کردیم که دین را استوار بدارید و در آن به پراکندگی نیفتید؛ بر مشرکان آنچه آنان را بدان می‌خوانی گران است، خداوند است که هر که را بخواهد به سوی خود برمی‌گزیند و هر که را (به درگاه او) بازگردد به سوی خویش رهنمون می‌گردد» سوره شوری، آیه ۱۳؛ ﴿مَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِهِ إِلَّا أَسْمَاءً سَمَّيْتُمُوهَا أَنْتُمْ وَآبَاؤُكُمْ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ بِهَا مِنْ سُلْطَانٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ أَمَرَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ «شما به جای او جز نام‌هایی را نمی‌پرستید که خود و پدرانتان آنها را نامیده‌اید و خداوند بر آنها هیچ حجّتی نفرستاده است، داوری جز از آن خداوند نیست، فرمان داده است که جز وی را نپرستید؛ این، دین پا برجاست اما بیشتر مردم نمی‌دانند» سوره یوسف، آیه ۴۰.
  2. ﴿إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَمَنْ يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ «بی‌گمان دین (راستین) نزد خداوند، اسلام است و اهل کتاب، اختلاف نیافتند مگر پس از آنکه به دانش دست یافتند، از سر افزونجویی که در میان ایشان بود و هر کس به آیات خداوند کفر ورزد (بداند که) خداوند حسابرس سریع است» سوره آل عمران، آیه ۱۹؛ ﴿قُلْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ عَلَيْنَا وَمَا أُنْزِلَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَى وَعِيسَى وَالنَّبِيُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ «بگو به خداوند و به آنچه بر ما و بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و نبیرگان فرو فرستاده شده و به آنچه به موسی و عیسی و پیامبران از سوی پروردگارشان داده شده است ایمان داریم، میان هیچ‌یک از ایشان فرق نمی‌گذاریم و ما فرمانبردار اوییم» سوره آل عمران، آیه ۸۴؛ ﴿شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُنِيبُ «از دین، همان را برای شما بیان داشت که نوح را بدان سفارش کرده بود و نیز آنچه را که به تو وحی کردیم و آنچه را که به ابراهیم و موسی و عیسی، سفارش کردیم که دین را استوار بدارید و در آن به پراکندگی نیفتید؛ بر مشرکان آنچه آنان را بدان می‌خوانی گران است، خداوند است که هر که را بخواهد به سوی خود برمی‌گزیند و هر که را (به درگاه او) بازگردد به سوی خویش رهنمون می‌گردد» سوره شوری، آیه ۱۳؛ ﴿مَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِهِ إِلَّا أَسْمَاءً سَمَّيْتُمُوهَا أَنْتُمْ وَآبَاؤُكُمْ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ بِهَا مِنْ سُلْطَانٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ أَمَرَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ «شما به جای او جز نام‌هایی را نمی‌پرستید که خود و پدرانتان آنها را نامیده‌اید و خداوند بر آنها هیچ حجّتی نفرستاده است، داوری جز از آن خداوند نیست، فرمان داده است که جز وی را نپرستید؛ این، دین پا برجاست اما بیشتر مردم نمی‌دانند» سوره یوسف، آیه ۴۰.
  3. ﴿فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ «بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است؛ هیچ دگرگونی در آفرینش خداوند راه ندارد؛ این است دین استوار اما بیشتر مردم نمی‌دانند» سوره روم، آیه ۳۰.
  4. «خداوند به هیچ کس جز (برابر با) توانش تکلیف نمی‌کند» سوره بقره، آیه ۲۸۶؛ ﴿لَا تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلَّا وُسْعَهَا «بر هیچ کس جز به اندازه توانش تکلیف نیست» سوره بقره، آیه ۲۳۳؛ ﴿لَا نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا «ما بر کسی جز (برابر با) توانش تکلیف نمی‌کنیم» سوره انعام، آیه ۱۵۲؛ ﴿وَلَا نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا «و ما به هیچ کس جز در خور توانش تکلیف نمی‌کنیم» سوره مؤمنون، آیه ۶۲.
  5. «سپس پیامبران خود را در پی آنان آوردیم و (نیز) عیسی پسر مریم را و به او انجیل دادیم و در دل پیروان او مهر و بخشایشی نهادیم و ما رها کردن این جهان را که از خود درآوردند بر آنان مقرّر نداشتیم جز آنکه برای رسیدن به خشنودی خداوند چنین کردند امّا آن را چنان که سزاوار نگاهداشت آن است نگاه نداشتند آنگاه ما پاداش مؤمنانشان را ارزانی داشتیم و بسیاری از آنان بزهکارند» سوره حدید، آیه ۲۷.
  6. «آمیزش با زنانتان در شب روزه‌داری برای شما حلال شده است. آنها جامه شما و شما جامه آنهایید. خداوند معلوم داشت که شما با خود نادرستی می‌ورزیدید، بنابراین، از شما در گذشت و شما را بخشود؛ اکنون (می‌توانید) با آنان آمیزش کنید و آنچه خداوند برای شما مقرّر داشته است باز جویید» سوره بقره، آیه ۱۸۷.
  7. منصوری، خلیل، عرفان در قرآن، ص ۶۱.
  8. معارف و معاریف، ج۵، ص۷۴۵.
  9. بحارالانوار، ج۱۰، ص۹۲.
  10. غررالحکم، ج۵، ص۲۷۰.
  11. نهج‌البلاغه، نامه ۴۵.
  12. بحارالأنوار، ج۱، ص۲۲۶.
  13. ﴿وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِينَ «از شکیبایی و نماز یاری بجویید و بی‌گمان این کار جز بر فروتنان دشوار است» سوره بقره، آیه ۴۵؛ ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ «ای مؤمنان! از شکیبایی و نماز یاری بجویید که خداوند با شکیبایان است» سوره بقره، آیه ۱۵۳.
  14. ﴿إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ «جز آنان که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند و یکدیگر را به راستی پند داده‌اند و همدیگر را به شکیبایی اندرز داده‌اند» سوره عصر، آیه ۳.
  15. «و راه‌های خویش را به آنان که در (راه) ما بکوشند می‌نماییم» سوره عنکبوت، آیه ۶۹.
  16. «و هر کس بکوشد تنها برای خویش می‌کوشد، بی‌گمان خداوند از جهانیان بی‌نیاز است» سوره عنکبوت، آیه ۶.
  17. غررالحکم، ص۲۳۸؛ ر.ک: میزان‌الحکمة، ج۲، ص۱۳۹-۱۴۱.
  18. نهج‌البلاغه، نامه ۴۵.
  19. منازل السائرین، انصاری، باب نهم، منزل ریاضت.
  20. نامه‌ها، برنامه‌ها، آیت‌الله حسن‌زاده آملی.
  21. ر.ک: حق الحقیقه، کاشف دزفولی صدرالدین، از صفحات آخر کتاب.
  22. منصوری، خلیل، عرفان در قرآن، ص ۶۴.
  23. ر.ک: الاشارات والتنبیهات، شیخ ابو علی سینا، نمط نهم، مرحله اول و دوم سیر و سلوک.
  24. منصوری، خلیل، عرفان در قرآن، ص ۶۸.