نشانههای ظهور امام مهدی در معارف مهدویت
مقدمه
با بررسی ارتباط حضرت مهدی (ع) و حکومت ایشان با نشانهها، به ترکیبهایی برمی خوریم که بررسی دقیق هر یک و جداسازی روایات در هر مورد، میتواند به شفاف کردن بحثها کمک شایانی نماید. در یک تقسیم بندی ساده میتوان مضمون این سخنان را به چند گروه تقسیم کرد:
۱. نشانههای آخِرُالزمان: در آیات قرآن و سخنان معصومان (ع) نشانههایی برای آخرالزمان گفته شده است که در اصطلاح "علایم آخِرالزمان" خوانده میشود. ختم نبوت و نزول واپسین شریعت که با ظهور پیامبر اکرم (ص) پدیدار شد، از مهمترین و نخستین نشانههای آخرالزمان به شمار میرود. از اینرو مفسران، مقصود از نشانههای قیامت را در ذیل آیه ﴿فَهَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ السَّاعَةَ أَن تَأْتِيَهُم بَغْتَةً فَقَدْ جَاءَ أَشْرَاطُهَا﴾[۱]؛ بعثت پیامبر (ص) دانستهاند که در مقایسه با عمر جهان، فاصله کمی تا قیامت دارد. در آخرالزمان، پدیدههای فراوان دیگری نیز پیش بینی شده است که بیشتر به دوره پایانی آن (آستانه ظهور مهدی (ع)) مربوط میشود؛ مانند: بحران معنویت، وقوع اختلافها و درگیریهای بسیار، ظهور دجال، وقوع مصیبتهای بزرگ، خروج سفیانی، ندای آسمانی، ظهور منجی بزرگ بشر، نزول حضرت عیسی (ع)، خروج جنبندهای از زمین، هجوم یأجوج و مأجوج، رجعت، صلح و آرامش پایدار در سرتاسر جهان.
۲. نشانههای نزدیک شدن قیامت: بخش قابل توجهی از این روایات، مربوط به "نشانههای نزدیک شدن قیامت" است و از آنجا که در منابع دینی، قیام حضرت مهدی (ع)، یکی از نشانههای نزدیکی قیامت شمرده شده است؛ پارهای از نشانههای ظهور، نشانههای قیامت نیز شمرده میشود[۲]. امام علی (ع) در اینباره میفرماید: پیامبر گرامی اسلام (ص) فرمود: به ناگزیر ده چیز پیش از برپایی قیامت خواهد بود: سفیانی، دجال، دود، دابه، خروج قائم (ع)، طلوع خورشید از مغرب خود، فرود آمدن حضرت عیسی (ع)، فرو رفتن در مشرق و فرو رفتن در جزیره العرب و آتشی که از قعر عدن بیرون خواهد آمد، تا مردم را به سوی محشر سوق دهد[۳]. این نشانهها در برخی روایات اهل سنت با اندک تفاوت به گونهای دیگر ذکر شده است[۴]. البته افزون بر موارد یاد شده پدیدههای دیگری نیز به عنوان "اشراط الساعه" ذکر شده است[۵].
۳. نشانههای ظهور: بررسیها نشان میدهد این تعبیر، به ندرت در روایات به کار رفته و به طور عمده در قرنهای اخیر استفاده شده است؛ ولی آنچه روشن است اینکه در گذر تاریخ، برای این عنوان تعریفهای متفاوتی ارائه شده که هر یک حکایت از آن دارد که تلقی افراد از این حوادث متفاوت بوده است. در نگاه مشهور، نشانههای ظهور، عبارت است از: آن دسته از رخدادها که بر اساس پیش بینی معصومان (ع)، پیش از ظهور یا در آستانه آن، یا هم زمان و یا پس از ظهورحضرت مهدی (ع) پدید میآید. پدید آمدن هر یک از این نشانهها، نویدی از ظهور حضرت مهدی (ع) و نزدیکتر شدن قیام جهانی آن حضرت است.
۴. نشانههای قیام قائم: در بعضی از روایات، نشانهها به طور روشن مربوط به قیام دانسته شده است. امام صادق (ع) در اینباره با تعبیرهای گوناگون به برخی از آنها اشاره کرده است: «"إِن قدام قِیَامِ الْقَائِمِ عَلَامَات"»[۶]؛ همانا پیش از قیام قائم نشانههایی است. «إِن لِقِیَامِ الْقَائِمِ عَلَامَات»[۷]؛ همانا برا ی قیام قائم نشانههایی است. «إِن لِقِیَامِ قَائِمِنا عَلَامَات»[۸]؛ همانا برای قیام قائم ما نشانههایی است. «و: قَبْلَ قِیَامِ الْقَائِمِ (ع) خَمْسُ عَلَامَات»[۹]؛ قبل از قیام قائم پنج نشانه است. «خَمْسُ عَلَامَاتٍ قَبْلَ قِیَامِ الْقَائِم»[۱۰]؛ پنج نشانه قبل از قیام قائم است. امام صادق (ع) به نشانههای قائم نیز با تعبیرهای گوناگونی اشاره کرده است: «إِن قدام قِیَامِ الْقَائِمِ عَلَامَات»[۱۱]؛ همانا پیش از قائم نشانههایی است. «لِلقائم خَمْسُ عَلَامَات»[۱۲]؛ برای قائم پنج نشانه است. «قبل القائم خمس علامات»[۱۳]؛ پیش از قائم پنج نشانه است. به نظر میرسد اینها با توجه به قراین دیگر و نوع نشانههایی که مطرح شده، نشانه مربوط به قیام قائم هستند.
۵. نشانههای خروج: برخی تعبیرها نشانه را مربوط به خروج دانسته است. امیر مؤمنان علی (ع) فرمود: «إِن لِخُرُوجِهِ عَلَامَاتٍ عَشَرَه»[۱۴]؛ برای خروج او نشانههای ده گانه است. امام باقر (ع) نیز فرمود: «وَ أَن مِنْ عَلَامَاتِ خُرُوجِه…»[۱۵]؛ از نشانههای خروج او عبارت است از…. افزون بر موارد یادشده، تعبیرهای دیگری نیز وجود دارد که به بعضی از آنها اشاره میشود:
بدون اشاره به حادثهای فقط از واژه علامات استفاده شده است. امام باقر (ع) فرمود: «الْزَمِ الْأَرْضَ وَ لَا تُحَرکْ یَداً وَ لَا رِجْلًا حَتیتری عَلَامَات»[۱۶]؛ به زمین بچسب و ملازم آن باش و دست و پایی نجنبان تا اینکه نشانههایی ببینی. البته به قرینه اینکه امام فرمود: "هیچ اقدامی نکن"، میتوان آن را به قیام حضرت مهدی (ع) مربوط دانست؛ یعنی، چون قیام آغاز شد، از هیچ اقدامی فروگذار نکن اما الآن خویشتن باش.
نشانه مربوط به "امر" دانسته شده و با استفاده از دیگر روایات، باید بررسی کرد امر به چه معناست. امام صادق (ع) در اینباره میفرماید: «إِن قُدامَ هَذَا الْأَمْرِ خَمْسَ عَلَامَات»[۱۷]؛ پیشواز این امر پنج نشانه است. به قرینه روایات مربوط، مقصود از "امر" در اینجا، امر قیام حضرت مهدی (ع) است.
نشانه مربوط به فرج دانسته شده است. امام رضا (ع) فرمود: «أَولُ عَلَامَاتِ الْفَرَج…»[۱۸]؛ نخستین نشانه گشایش… مقصود از این فرج، گشایش در زندگی افراد است و این گشایش لزوماً ارتباطی با ظهور یا قیام حضرت مهدی (ع) ندارد؛ همان گونه که امام رضا (ع) فرمود: «إِن مِنْ عَلَامَاتِ الْفَرَج…»[۱۹]؛ همانا از نشانههای فرج است… نکته مهم اینکه در هیچ یک از این روایات، اشارهای به ظهور نشده، بنابراین استفاده از آنها و اطلاق نشانههای ظهور به آنها، کاری بس مشکل مینماید[۲۰].
۶. توصیفی یا تمثیلی بودن نشانههای ظهور: این پرسش مطرح است که: آیا هریک از نشانهها به طور حتم در جهان بیرون تحقق خواهد یافت و آیا روایات به توصیف آنها پرداخته یا اینکه آنچه گفته شده، تمثیلی است که مصداق بیرونی ندارد و رمزی است که میتواند واقعیتهای مورد نظر حکایت گری کند. بر این اساس دو دیدگاه در این زمینه قابل بررسی است:
الف) توصیفی بودن نشانهها: صاحبان دیدگاه نخست، به ظاهر روایات استناد میکنند که حمل آنها بر تمثیلی بودن، امری غیر قابل قبول است و افزون بر آن دیگر به هیچ یک از روایات در موضوعات دیگر نیز نمیتوان حکم قطعی داد؛ مگر اینکه در موردی قرائن و شواهد لازم بر تمثیلی بودن وجود داشته باشد[۲۱]. افزون بر آن اینکه روایات مربوط به روشنی به جزئیترین امور اشاره کرده است؛ در حالی که در تمثیل نیازی به ورود در این امور جزئی دیده نمیشود. بنابراین تمثیلی بودن خلاف ذهنیت عرفی مخاطبان است، یعنی آنان چیزی جز ظاهر این سخنان درک نمیکنند و اگر مقصود غیر از ظاهر این سخنان بود، میبایست به گونهای به آن اشاره میشد.
ب) تمثیلی بودن نشانهها: در دیدگاه دوم، نشانهها به تناسب چگونگی، تمثیلی از یک واقعیت متفاوت دانسته شده است. به طور مثال عدهای از سفیانی به عنوان تمثیل برای یک جریان فکری انحرافی یاد کردهاند که در هنگام ظهور به دست هر کسی ممکن است شکل بگیرد و همان گونه که در صدر اسلام، ابوسفیان تمام حقیقت دشمنی برابر پیامبر (ص) بود، این جریان نیز تمام حقیقت دشمنی در برابر آخرین حجت الهی خواهد بود[۲۲]. یا از دجال به عنوان نمادی از فریبکاران و رهبران مادی ستمگر در دنیای ماشینی یاد شده است[۲۳]. آنچه در نقد این دیدگاه در ابتدا به چشم میخورد این است که اگر باب چنین ادعایی گشوده شود، به همه مباحث سرایت کرده، دیگر در هیچ موردی قابل مهار نخواهد بود. حتی گفته میشود ظهور مهدی (ع) تمثیلی است از ظهور حقیقت و حاکمیت صالحان! و البته این خود نوعی از تفسیر به رأی است که در اسلام به شدت از آن نهی شده است. افزون بر آن، پیشتر نیز گفته شد این برداشت، خلاف ظاهر روایات و ذهنیت مخاطبان است.
۷. شمار نشانهها: با توجه به دیدگاه نگارنده در بحث نشانهها بر خلاف بحثهای رایج "شمار نشانهها" فقط پنج نشانه حتمی است. بنابراین نشانههای دیگر زیر عنوانهای غیر حتمی، آخرالزمان، قیامت، ملاحم و فتن و… جای میگیرند. از اینرو برخی از ادعاها را که شمار نشانهها را تا ۲۵۰ مورد و بیش از آن دانستهاند، غیر قابل توجیه است[۲۴].[۲۵]
منابع
پانویس
- ↑ آیا [کافران] جز این انتظار میبرند که رستاخیز به ناگاه بر آنان فرارسد؟ و علامات آن اینک پدید آمده است؛ محمد، آیه ۱۸.
- ↑ در یک درس به طور مستقل به این نشانهها میپردازیم.
- ↑ طوسی، کتاب الغیبه، ص۴۳۶، ح۴۲۶.
- ↑ طبرانی، المعجم الکبیر، ج۳، ص۱۸۳.
- ↑ محمدبن یعقوب کلینی، الکافی، ج۳،ص۲۶۱؛ شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۷، ص۳۱۰.
- ↑ محمد بن ابراهیم نعمانی، الغیبه، ص۲۵۰، ح۵.
- ↑ صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج۲، ص۶۴۹، ح۳.
- ↑ محمد بن جریر طبری، دلایل الامامه، ص ۲۵۹. این روایت با تفاوت اندکی در کتاب الغیبه نعمانی آمده است.
- ↑ صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج۲، ص۶۵۰، ح۷.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۸، ص ۳۱۰، ح۴۸۳.
- ↑ صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج۲، ص۶۴۹، ح۳.
- ↑ محمد بن ابراهیم نعمانی، الغیبه، ص۲۵۲، ح۹.
- ↑ محمد بن جریر طبری، دلائل الامامه، ص۲۶۱.
- ↑ علی بن محمد خزاز قمی، کفایه الاثر، ص ۲۱۳؛ محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج۳۶، ص۳۵۵؛ ج۴۱، ص۳۲۹.
- ↑ صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج۱، ص۳۲۷، ح۷.
- ↑ طوسی، کتاب الغیبه، ص۴۴۱؛ نعمانی، الغیبه، ص۲۷۹، ح۶۷؛ شیخ حر عاملی، وسایل الشیعه، ج۱۵، ص۵۶، شماره ۱۹۹۷۹.
- ↑ محمد بن ابراهیم نعمانی، الغیبه، ص ۲۸۹، ح۶.
- ↑ عبدالله بن جعفر حمیری، قرب الاسناد، ص ۱۶۳.
- ↑ مفید، الارشاد، ج۲، ص۲۷۵.
- ↑ مگر اینکه گفته شود: قیام و ظهور یکی است که البته اثبات آن کاری مشکل است.
- ↑ سید محمد تقی موسوی اصفهانی، مکیال المکارم، ج۱، ص ۴۵۱.
- ↑ نک: سید محمد صدر، تاریخ مابعدالظهور، ص۱۷۳؛ علی اصغر رضوانی، موعودشناسی و پاسخ به شبهات، ص۵۳۰؛ اسماعیل اسماعیلی، "بررسی نشانههای ظهور"، چشم به راه مهدی (ع)، ص۲۹۰.
- ↑ نک: ناصر مکارم شیرازی، حکومت جهانی مهدی (ع)، ص۱۷۸.
- ↑ نک: مصطفی صادقی، تحلیل تاریخی نشانههای ظهور، ص۸۳ و۸۴.
- ↑ سلیمیان، خدامراد، درسنامه مهدویت ج۳، ص۱۰۷-۱۱۲.