اشراط الساعة

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(تغییرمسیر از اشراط الساعه)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

الگو:مهدویت بالا

اشراط الساعة به معنای نشانه‌های برپایی قیامت.

مقدمه

  • برخی عنوان‌ها و مفاهیم به جهت شباهت‌ها و اشتراک‌هایی در کنار علائم ظهور، پُرکاربرد هستند. از این رو باید آنها هم مفهوم‌یابی و شناسایی شوند و به این ترتیب، حسابشان از علائم ظهور، مجزّا شود[۱]
  • حوادث طبیعی و دگرگونی‌‏های کیهانی در عصر ظهور و آستانه قیامت‏[۲].

واژه‌شناسی لغوی

  • أشراط جمع "شَرَط" به معنای نشانه [۳] یا سرآغاز یک چیز است و "الساعة" به جزئی از اجزای شبانه روز گفته می‌شود. مقصود از آن اینجا قیامت است؛ به جهت اینکه وقوع آن ناگهانی است یا اینکه طول آن نزد خداوند، مانند ساعتی از ساعات بندگان است[۴][۵]
  • أشراط جمع "شرط" به معنای نشانه یا ابتدای چیز است و "الساعة" به جزئی از اجزای شبانه‌‏روز گفته می‌‏شود و مقصود از آن در این‏جا قیامت است؛ بنابراین، مراد از اشراط الساعه، نشانه‌‏هایی است که پیش از قیامت یا در آستانه آن، واقع می‌‏شود[۶][۷].
  • بنابراین، مراد از "اشراط الساعة"، نشانه‌هایی است که پیش از قیامت یا در آستانۀ آن، واقع می‌شود[۸] یکی از پژوهشگران قرآنی معارصر دربارۀ «اشراط الساعة» می‌نویسد: «فأشراط الساعة: وقائع حادثة قبل الساعة یتوقّف مجیء الساعة علی حدوثها[۹]؛ اشراط الساعه وقایعی است که پیش از قیامت پدید خواهد آمد که به وجود آمدن قیامت متوقف بر آن است». وی در واقع یک نوع معنای شرطیتی برای نشانه قایل شده است[۱۰].

اشراط در قرآن

  • واژه "اشراط" در قرآن، فقط یک بار و به صورت اضافه به ضمیر "هاء" که به "الساعة" بر می‌گردد﴿فَهَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ السَّاعَةَ أَن تَأْتِيَهُم بَغْتَةً فَقَدْ جَاءَ أَشْرَاطُهَا فَأَنَّى لَهُمْ إِذَا جَاءَتْهُمْ ذِكْرَاهُمْ[۱۱]، به کار رفته است. مفسران، برخی از تحولات اجتماعی، فروپاشی نظام طبیعت و درهم پیچیده شدن و تبدیل آسمان و زمین پیش از ظهور قیامت را که در آیات گوناگون به آنها اشاره شده است از نشانه‌های قیامت دانسته‌اند[۱۲].

اشراط الساعه در روایات

  • در روایات [۱۳] به‌ویژه احادیث اهل سنت بر تحولات اجتماعی و دگرگونی‌های کیهانی که پیش از قیامت واقع می‌شود، "اشراط الساعه" اطلاق شده است[۱۴]. بنابراین برخی از نشانه‌ها، به ظهور[۱۵] و برخی به قیامت [۱۶]، اختصاص دارند و برخی نیز در هر دو مشترک‌اند[۱۷][۱۸].
  • در روایات "اشراط الساعة"، زنجیره‌ای از پدیده‌های انسانی و طبیعی شمرده شده که از زمان بعثت رسول اکرم(ص) آغاز و تا فروپاشی کامل نظام طبیعت ادامه ‌می‌یابد و البته همۀ آنها را می‌توان نشانه‌هایی از نزدیک شدن رستاخیز بزرگ دانست[۱۹]
  • علاوه بر واژه "اشراط" از واژه‌هایی چون "علامات" نیز برای نشانه‌های قیامت استفاده شده است [۲۰].
  • در منابع اهل سنت روایات فراوانی دربارۀ نشانه‌های قیامت نقل شده است[۲۱]. بخاری در صحیح خود از حذیفه نقل کرده است: ما در حال گفت و گو بودیم که رسول خدا(ص) حاضر شد و فرمود: از چه سخن می‌گویید؟ گفتیم از قیامت؛ فرمود: "قیامت آشکار نمی‌شود، مگر اینکه ده نشانه پیش از آن ببینید: دود، دجال، جنبنده، طلوع خورشید از سمت مغرب، نزول حضرت عیسی(ع)، یأجوج و مأجوج، لرزش زمین در مشرق و مغرب و در جزیزة العرب و آخرین نشانه آتشی است که از سوی یمن آشکار شود و مردم را به سوی محشر سوق دهد"[۲۲][۲۳]
  • آن حضرت در روایت دیگری دربارۀ نشانه‌های قیامت می‌فرماید:"به ناگزیر ده چیز، پیش از برپایی قیامت، رخ خواهد داد: خروج سفیانی، دجال، پیدا شدن دود، جنبنده، خروج قائم(ع)، طلوع خورشید از مغرب آن، فرود آمدن عیسی(ع)، فرو رفتن در زمین در ناحیۀ مشرق و فرو رفتن در منطقه جزیرة العرب و آتشی که از انتهای عدن بر‌می‌خیزد و مردمان را به سوی صحرای محشر راهنمایی می‌کند"[۲۴][۲۵].
  • در روایات - به ویژه روایات اهل سنت - نیز بر تحولات اجتماعی و دگرگونی‏‌های کیهانی که پیش از قیامت واقع می‏‌شود "اشراط الساعة" اطلاق شده است[۲۶][۲۷].
  • پیامبر گرامی اسلام(ص) درباره نشانه‏‌های قیامت می‏‌فرماید: به ناگزیر ده چیز، پیش از برپایی قیامت، رخ خواهد داد: خروج سفیانی، دجال، پیدا شدن دود، جنبنده، خروج قائم، طلوع خورشید از مغرب آن، فرود آمدن حضرت عیسی، فرو رفتن در زمین‏ در ناحیه مشرق و فرو رفتن در منطقه جزیرة العرب و آتشی که از انتهای عدن برمی‌‏خیزد و مردمان را به سوی صحرای محشر راهنمایی می‏‌کند[۲۸].
  • بر این اساس می‏‌توانیم "اشراط الساعة" را سلسله‌‏ای از حوادث اجتماعی و طبیعی بدانیم که از زمان بعثت رسول اکرم(ص) آغاز، و تا فروپاشی کامل نظام طبیعت ادامه می‌‏یابد و همه آن‏ها را می‌‏توان نشانه‏‌هایی از نزدیک شدن رستاخیز بزرگ دانست[۲۹].
  • البته در برخی روایات، افزون بر موارد یاد شده، از پاره‌‏ای پدیده‏‌های اجتماعی نادرست و گناهان آشکار و عمومی نیز به عنوان اشراط الساعة نام برده شده که مشروح‏‌ترین و جامع‌‏ترین حدیث در این زمینه حدیثی است که ابن عباس از پیغمبر گرامی اسلام(ص) در داستان حجة البلاغ نقل کرده که بسیاری از مسائل را به ما می‏‌آموزد و حاوی نکات فراوانی است[۳۰].
  • مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر المیزان این روایت را به نقل از تفسیر قمی، از رسول گرامی اسلام(ص) این‏ گونه نقل کرده است: "قمی در تفسیر خود از پدرش از سلیمان بن مسلم خشاب از عبد اللّه بن جریح مکی از عطاء بن ابی ریاح از عبد اللّه بن عباس نقل کرده که گفت: با رسول خدا به زیارت حج رفتیم، همان حجی که بعد از آن رسول خدا(ص) از دنیا رفت، رسول خدا(ص) در کعبه را گرفت و سپس روی نازنین خود را به طرف ما کرد و فرمود: می‏‌خواهید شما را خبر دهم از علامات قیامت؟ و در آن روز سلمان از هرکس دیگر به آن جناب نزدیک‏تر بود، لذا او در پاسخ رسول خدا(ص) گفت: بله یا رسول اللّه، حضرت فرمود: یکی از نشانه‌‏های قیامت این است که نماز ضایع می‌‏شود - یعنی از میان مسلمین می‏‌رود. و از شهوات پیروی می‏‌شود و مردم به سوی هواها میل می‌‏کنند، ثروت، مقامی عظیم پیدا می‏‌کند و مردم آن را تعظیم می‏‌کنند، دین به دنیا فروخته می‌‏شود، در آن زمان است که دل افراد با ایمان درونشان، برای منکرات بسیاری که می‏‌بینند و نمی‌‏توانند آن را تغییر دهند آب می‌‏شود آن‏چنان که نمک در آب حل می‌‏گردد. سلمان با تعجب گفت: یا رسول اللّه! به راستی چنین روزی خواهد رسید فرمود: آری، به آن خدایی که جانم به دست او است، ای سلمان در آن هنگام سرپرستی و ولایت مسلمانان را امرای جور به دست می‌‏گیرند امرایی که وزرایی فاسق و سرشناسانی ستمگر و امنایی خائن دارند. سلمان پرسید: به راستی چنین وضعی پیش خواهد آمد یا رسول اللّه؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان. در این موقع منکر، معروف، و معروف، منکر می‌‏شود، خائن امین قلمداد می‏‌گردد و امین خیانت می‌‏کند، دروغگو تصدیق می‏‌شود و راستگو تکذیب می‏‌گردد. سلمان با حالت تعجب پرسید: یا رسول اللّه به راستی چنین چیزی خواهد شد؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان در آن روزگار زنان به امارت می‌‏رسند و کنیزان طرف مشورت قرار می‌‏گیرند و کودکان بر فراز منبر می‌‏روند و دروغ نوعی زرنگی و زکات خسارت، و خوردن بیت المال نوعی غنیمت شمرده شود، مرد به پدر و مادرش جفا ولی به دوستش نیکی می‏‌نماید و ستاره دنباله‌‏دار طلوع می‌‏کند. سلمان باز پرسید: یا رسول اللّه آیا چنین چیزی خواهد شد؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان! در این موقع زن با شوهرش در تجارت شرکت کند و باران در فصلش نیامده بلکه در گرمای تابستان می‌‏بارد و افراد کریم سخت خشمگین می‌‏گردند، مرد فقیر تحقیر می‌‏شود، در این هنگام بازارها به هم نزدیک می‌‏شوند وقتی یکی می‌‏گوید:" من چیزی نفروختم" و آن دیگری می‏‌گوید:" من سودی نبرده‌‏ام" طوری می‌‏گویند که هر شنونده می‌‏فهمد دارد به خدا بد و بیراه می‌‏گوید. سلمان پرسید: آیا حتما چنین وضعی خواهد شد یا رسول اللّه؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است، ای سلمان در این هنگام اقوامی بر آنان مسلط می‌‏شوند که اگر لب بجنبانند کشته می‌‏شوند و اگر چیزی نگویند دشمنان همه چیزشان را مباح و برای خود حلال می‌‏کنند تا با بیت المالشان کیسه‏‌های خود را پر کنند و به ناموسشان تجاوز نموده، خونشان را بریزند و دل‏هاشان را پر از وحشت و رعب کنند و در آن روز مؤمنین را جز در حال ترس و وحشت و رعب و رهبت نمی‌‏بینی. سلمان گفت: یا رسول اللّه آیا چنین روزگاری بر مؤمنین خواهد گذشت؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان در این هنگام چیزی از مشرق می‌‏آورند و چیزی از مغرب تا امت اسلام را سرپرستی کنند، در آن روز وای به حال ناتوانان امت من، از شر شرقی و غربی‏‌ها و وای به حال آن شرقیان و غربیان از عذاب خدا، آری نه کوچکی را رحم می‌‏کنند و نه پاس حرمت بزرگی را دارند و نه از هیچ مقصری عفو می‏‌کنند، اخبارشان همه فحش و ناسزا است، جثه آنان جثه و بدن آدمیان است ولی دلهاشان دل‏های شیاطین. سلمان عرضه داشت: یا رسول اللّه آیا چنین روزی خواهد رسید؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان، در این هنگام مردان به مردان اکتفاء می‌‏کنند و زنان به زنان و همان‏طوری که پدر و اهل خانواده نسبت به دختر غیرت به خرج می‌‏دهند نسبت به پسر نیز غیرت به خرج می‏‌دهند، مردان به زنان شبیه می‏شوند و زنان به مردان و زنان بر مرکب‏ها سوار می‏شوند که از طرف امت من لعنت خدا بر آنان باد. سلمان از در تعجب پرسید: یا رسول اللّه آیا چنین وضعی پیش می‌‏آید؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان، در این هنگام مساجد طلاکاری و زینت می‏شود آن‏چنان که کلیساها و معبد یهودیان زینت می‏شود، قرآن‏ها به زیورآلات آرایش و مغازه‏ها بلند و صف‏ها طولانی می‏شود اما با دل‏هایی که نسبت به هم خشمگین است و زبان‏هایی که هریک برای خود منطقی دارد. سلمان پرسید: یا رسول اللّه آیا این وضع پیش می‏‌آید؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است، در آن روز مردان و پسران امت من با طلا خود را می‌‏آرایند و حریر و دیبا می‏پوشند و پوست پلنگ کالای خریدوفروش می‏گردد. سلمان پرسید: یا رسول اللّه آیا این نیز واقع خواهد شد؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است، ای سلمان در آن روز ربا همه جا را می‌‏گیرد و یک عمل آشکار می‌‏شود و معاملات با غیبت و رشوه انجام می‏شود و دین خوار و دنیا بلند مرتبه می‏‌شود. سلمان گفت: یا رسول اللّه آیا این نیز واقع خواهد شد؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان در این هنگام طلاق زیاد می‏شود و هیچ حدی جاری نمی‏گردد و البته خدای تعالی از این بابت هرگز متضرر نمی‏شود. سلمان عرضه داشت: یا رسول اللّه آیا این نیز واقع خواهد شد؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان در این زمان کنیزان آوازه‏خوان و نوازنده پیدا می‏شوند و اشرار امت من بر امت، ولایت و حکومت می‏کند. سلمان پرسید: یا رسول اللّه آیا چنین وضعی خواهد شد؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان در این موقع اغنیای امت من صرفا به منظور گردش و تفریح به حج می‏روند و طبقه متوسط برای تجارت و فقرا به‏ منظور خودنمایی و ریا حج می‏روند، در این هنگام است که اقوامی قرآن را برای غیر خدا می‌‏آموزند و آن را نوعی مزمار و آلت موسیقی اتخاذ می‌‏کنند، اقوامی دیگر به تعلم فقه اسلامی می‌‏پردازند اما برای غیر خدا در آن روزگار زنازادگان زیاد می‏شوند با قرآن آوازه‌‏خوانی می‏کنند و بر سر دنیا سر و دست می‌‏شکنند. سلمان عرضه داشت: یا رسول اللّه آیا چنین وضعی خواهد شد؟ فرمود: آری به خدایی سوگند که جانم به دست او است ای سلمان این وقتی است که حرمت‏ها و قرق‏ها شکسته شود و مردم از روی آگاهی و عمد در پی ارتکاب گناه باشند و اشرار بر اخیار مسلط شوند، دروغ فاش و بی‏پرده و لجاجت‏ها ظاهر گردد و فقرا فقر خود را علنی کنند، مردم در لباس به یکدیگر مباهات کنند و باران در غیر فصل ببارد و مردم شطرنج و نرد و موسیقی را کاری پسندیده بشمارند و در مقابل امر به معروف و نهی از منکر را عملی نکوهیده بدانند تا آن‏جا که یک فرد باایمان ذلیل‏ترین و منفورترین فرد امت شود و قاریان عابدان را ملامت کنند و عابدان قاریان را این مردمند که در ملکوت آسمان‏ها رجس و نجس نامیده می‏شوند. سلمان از در تعجب پرسید: یا رسول اللّه آیا چنین وضعی پیش می‏آید؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان در این هنگام است که توانگر هیچ دلواپسی جز فقیر شدن ندارد، حتی یک گدا در طول یک هفته یعنی بین دو جمعه درخواست می‏کند و کسی نیست که چیزی در دست او بگذارد. سلمان باز پرسید: یا رسول اللّه آیا چنین روزگاری خواهد رسید؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم در دست او است ای سلمان در این زمان رویبضه تکلم می‏کنند، پرسید: یا رسول اللّه پدر و مادرم فدای تو، رویبضه چیست؟ فرمود: چیزی و کسی به سخن درمی‏آید و در امور عامه سخن می‏گوید که هرگز سخن نمی‏گفت، در این هنگام است که مردم، دیگر زیاد زنده نمی‏مانند ناگهان زمین نعره‏ای می‏کشد و هر قومی چنین می‏پندارد که زمین تنها در ناحیه او نعره کشید بعد تا هر زمانی که خدا بخواهد هم‏چنان می‏مانند و سپس واژگونه می‏شوند و زمین هرچه در دل دارد بیرون‏ می‏ریزد- و خود آن جناب فرمود: یعنی طلا و نقره را- آن‏گاه با دست خود به ستون‏هایی که در آن‏جا بود اشاره نموده و فرمود مثل این، ولی در آن روز دیگر نه طلایی فائده دارد و نه نقره‏ای، این است معنای آیه: ﴿فَقَدْ جَاءَ أَشْرَاطُهَا؛ علامت‌‏هایش بیامد[۳۱][۳۲].

اشراط الساعه در موعودنامه

پرسش‌های وابسته

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

Icon4.png با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. سلیمیان، خدامراد، درسنامه مهدویت، ج۳ ، ص ۱۰۲.
  2. سلیمیان، خدامراد، فرهنگ‌نامه مهدویت، ص۴۲ -۴۸.
  3. مجمع البحرین، ج۲، ص۹۴۲.
  4. مجمع البحرین، ج۲، ص۹۰۷.
  5. سلیمیان، خدامراد، درسنامه مهدویت، ج۳ ، ص ۱۰۶.
  6. خلیل بن احمد، کتاب العین، ج ۶، ص ۲۳۵؛ طریحی، مجمع البحرین، ج ۴، ص ۲۵۷
  7. سلیمیان، خدامراد، فرهنگ‌نامه مهدویت، ص۴۲ -۴۸.
  8. العین، ج ۶، ص ۲۳۵.
  9. التحقیق فی کلمات القرآن کریم، ج۶، ص ۳۹.
  10. سلیمیان، خدامراد، درسنامه مهدویت، ج۳ ، ص ۱۰۶.
  11. پس آیا جز چشم به راه رستخیزند که ناگهان بر آنان فرا می‌رسد؟ و به راستی نشانه‌های آن در رسیده است و چون به سراغشان بیاید یاد کردشان، آنان را چگونه سود خواهد داشت؟؛ سوره محمد، آیه ۱۸.
  12. سلیمیان، خدامراد، درسنامه مهدویت، ج۳ ، ص ۱۰۶.
  13. با توجه به جایگاه و اهمیت این بحث برخی از بزرگان بخش مستقلی از کتاب خود را با این عنوان یاد کرده‌اند: روضة الواعظین، ج۲، ص۴۸۴، با عنوان «مجلس فی ذکر اشراط الساعة»؛ حسن بن ابی الحسن دیلمی، ارشاد القلوب، ج۱، ص۶۶، با عنوان "الباب السادس عشر فی اشراط الساعة"؛ بحار الانوار، ج۶، ص۲۹۵، با عنوان «باب اشراط الساعة و قصة یأجوج و مأجوج».
  14. المصنف، ج ۱۱، ص ۲۷۴؛ مسند، ص ۲۴۸؛ المصنف، ج ۸، ص ۲۶۷؛ کتاب الاوائل، ص ۱۱۴؛ السنن الکبری، ج ۱، ص۲۵۵؛ المعجم الکبیر، ج ۹، ص ۲۹۶.
  15. مانند: ندای آسمانی، خروج یمانی و قتل نفس زکیه.
  16. مانند: پیدا شدن دود و خروج جنبده از زمین.
  17. مانند: سفیانی.
  18. سلیمیان، خدامراد، درسنامه مهدویت، ج۳ ، ص ۱۰۷.
  19. سلیمیان، خدامراد، درسنامه مهدویت، ج۳ ، ص ۱۳۷.
  20. وسایل الشیعة، ج ۱۵، ص ۵۶.
  21. جایگاه این بحث در میان اهل سنت سبب شده تا شمار قابل توجهی از آثار روایی آنان با همین عنوان و عنوان‌های مشابقه آن نام‌گذاری شود. نک: اشراط الساعة اثر مجدی سید ابراهیم، اشراط الساعة نوشته خالد الغامدی، اشراط الساعةالکبری تألیف البنکانی، اشراط الساعة و امور الآخرة نگاشته محمد بن احمد کنعان، الموسوعه فی اللفتن و الملاحم و اشراط الساعة، نوشته محمد احمد مبیض، صحیح الفتن و اشراط الساعة، اثر ابو انس صدیق، علامات القیامة و اشراطها اثر الجمیلی و نهایة العالم و اشراط الساعة نوشته منصور عبدالحکیم فقط بخشی از آثار با این عنوان است.
  22. "إِنَّهَا لَنْ تَقُومَ حَتَّى تَرَوْنَ قَبْلَهَا عَشْرَ آيَات‏ فَذَكَرَ الدُّخَانَ، وَ الدَّجَّالَ، وَ الدَّابَّةَ، وَ طُلُوعَ الشَّمْسِ مِنْ مَغْرِبِهَا، وَ نُزُولَ عِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ (ع)، وَ يَأَجُوجَ وَ مَأْجُوجَ. وَ ثَلَاثَةَ خُسُوفٍ: خَسْفٌ بِالْمَشْرِقِ، وَ خَسْفٌ بِالْمَغْرِبِ، وَ خَسْفٌ بِجَزِيرَةِ الْعَرَبِ. وَ آخِرُ ذَلِكَ نَارٌ تَخْرُجُ مِنْ الْيَمَنِ، تَطْرُدُ النَّاسَ إِلَى مَحْشَرِهِم‏"؛ صحیح مسلم، ج ۲، ص ۶۶۶.
  23. سلیمیان، خدامراد، درسنامه مهدویت، ج۳ ، ص ۱۳۷.
  24. "عَشْرٌ قَبْلَ السَّاعَةِ لَا بُدَّ مِنْهَا السُّفْيَانِيُّ وَ الدَّجَّالُ وَ الدُّخَانُ وَ الدَّابَّةُ وَ خُرُوجُ الْقَائِمِ وَ طُلُوعُ الشَّمْسِ مِنْ مَغْرِبِهَا وَ نُزُولُ عِيسَى(ع) وَ خَسْفٌ بِالْمَشْرِقِ وَ خَسْفٌ بِجَزِيرَةِ الْعَرَبِ وَ نَارٌ تَخْرُجُ مِنْ قَعْرِ عَدَنَ تَسُوقُ النَّاسَ إِلَى الْمَحْشَر‏"؛ الغیبة للطوسی، ص ۴۳۶، ح ۲۶؛ ابن حبان، الصحیح، ج۱۵، ص ۵۷.
  25. سلیمیان، خدامراد، درسنامه مهدویت، ج۳ ، ص ۱۳۸.
  26. ر.ک: صنعانی، المصنف، ج ۱۱، ص ۲۷۴؛ علی بن جعد، مسند، ص ۲۴۸؛ ابن ابی شیبه، المصنف، ج ۸، ص ۲۶۷؛ ابن ابی عاصم، کتاب الاوائل، ص ۱۱۴؛ نسائی، السنن الکبری، ج ۱، ص ۲۵۵؛ طبرانی، المعجم الکبیر، ج ۹، ص ۲۹۶
  27. سلیمیان، خدامراد، فرهنگ‌نامه مهدویت، ص۴۲ -۴۸.
  28. " عَشْرٌ قَبْلَ‏ السَّاعَةِ لَا بُدَّ مِنْهَا السُّفْيَانِيُ‏ وَ الدَّجَّالُ‏ وَ الدُّخَانُ وَ الدَّابَّةُ وَ خُرُوجُ الْقَائِمِ وَ طُلُوعُ الشَّمْسِ مِنْ مَغْرِبِهَا وَ نُزُولُ عِيسَى (ع) وَ خَسْفٌ بِالْمَشْرِقِ وَ خَسْفٌ بِجَزِيرَةِ الْعَرَبِ وَ نَارٌ تَخْرُجُ مِنْ قَعْرِ عَدَنَ تَسُوقُ النَّاسَ إِلَى الْمَحْشَرِ‏ ‏‏"؛ کتاب الغیبة، ص ۴۳۶، ح ۴۲۶؛ ر. ک: ابن حبان، الصحیح، ج ۱۵، ص ۲۵۷
  29. سلیمیان، خدامراد، فرهنگ‌نامه مهدویت، ص۴۲ -۴۸.
  30. سلیمیان، خدامراد، فرهنگ‌نامه مهدویت، ص۴۲ -۴۸.
  31. محمد حسین طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، ج ۵، ص ۶۴۹- ۵۵۲
  32. سلیمیان، خدامراد، فرهنگ‌نامه مهدویت، ص۴۲ -۴۸.
  33. بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۲۰۹.
  34. تاریخ الغیبة الکبرى، ج ۲، ص ۲۴۸.
  35. برترین‌هاى فرهنگ مهدویت در مطبوعات، ص ۱۹۸.
  36. عقد الدرر، ص ۳۲۷؛ صحیح مسلم، ج ۴، ص ۲۲۲۶.
  37. سوره محمد، ۱۸
  38. تونه‌ای، مجتبی، موعودنامه، ص۱۰۴.