هجرت امام رضا به خراسان
مقدمه
بعد از شهادت امام موسی بن جعفر (ع) در سال ۱۸۳ هجری قمری[۱]، اوضاع حکومتی خلفای عباسی، توسط علویان و شیعیان و محبان اهل بیت (ع)، آشفته گشت. سالهای پایانی خلافت هارون در کشمکش با قیامها علیه عباسیان بود. بعد از مرگ هارونالرشید در سال ۱۹۳ هجری قمری[۲] و سپس کشته شدن امین به دست مأمون[۳]، حکومت عباسی حاکم و خلیفهای نیرنگباز و سالوس را به خود دید. او میدانست اگر بخواهد روش خلفای گذشته را دنبال نماید، خلافتش چند صباحی به طول نخواهد انجامید؛ زیرا که در جای جای بلاد اسلامی، شورشها و قیامهایی علیه عباسیان انجام میگرفت و یا در شرف انجام بود[۴]. بنابراین او که برای رسیدن به خلافت، حتی از کشتن برادر خویش نگذشت، نمیتوانست شاهد باشد که خلافتش بهدست علویان و هواخواهان آنها سرکوب و منکوب گردد. پس با نقشههایی کاملاً هدفمند و دقیق، کار خلافت خویش را آغاز نمود. تاریخ مأمون را انسانی با هوش و درایت معرفی میکند[۵] و سند تأیید این ادعا را در جذب امام رضا (ع) به سوی خویش میداند. مأمون میدانست برای این که بخواهد نظر شیعیان را به خود جلب نماید، باید طرح دوستی با امام شیعیان را در امور خویش قرار دهد. مأمون ابتدا طی نامهای دوستی و ارادت خویش را به خاندان علی بن ابیطالب (ع) ابراز نمود و روش گذشتگان خویش را روشی غلط و اشتباه خواند و خود را حامی و هوادار شیعیان معرفی کرد و خلافت و رهبری را شایسته خاندان علوی دانست[۶]. او از امام رضا (ع) خواست به خراسان و مقرّ حکومت سفر کند تا از نزدیک ارادت خویش را به شیعیان نشان دهد، اما امام رضا (ع) به این دعوت جواب رد دادند[۷]. نامهها و مکاتبات بیشتر شد و تا حدّی پیش رفت که رنگ و بوی تهدید را به خود گرفت. مأمون دو نفر از کارگزاران و سرداران خویش را برای همراهی نمودن امام (ع) به سوی مدینه گسیل داشت. سرانجام، امام به ناچار این باصطلاح دعوت را پذیرفتند و خود را برای هجرت به سوی خراسان آماده نمودند[۸]. حرکت امام (ع) به سوی خراسان و مرو، یک سفر نبود، بلکه هجرت و دلکندن از موطن و دلبستگیها و ساکن شدن در سرزمینی غریب و در نهایت غریبانه به شهادترسیدن بود[۹].
موقعیتشناسی امام رضا
امام (ع) در همان آغاز حرکت از مدینه، جوی از نارضایتی در این شهر پدید آوردند و بدینسان به جامعه فهماندند که یک توطئه در کار است. طرز وداع ایشان با خانواده و اهل بیت و همچنین آخرین وداع ایشان با کعبه و مرقد پیامبر (ص)، خود حاکی از این ماجراست.
با این که مسیر حرکت کاروان حامل امام (ع) تعیین شده بود، و امام (ع) از طرف مأموران مأمون به طور دقیق، محافظت میشدند، اما با رسیدن کاروان امام (ع) به هر شهر و روستا و قریهای، مردم را از انگیزه این سفر آگاه میساختند و آنان را با مسئله امامت و رهبری بیشتر آشنا میساختند. برخلاف تفکر مأمون، مردم برای ملاقات با امام (ع) سر از پا نمیشناختند و تحت تأثیر مقام معنوی ایشان قرار میگرفتند.
با پیش کشیده شدن مسئله واگذاری خلافت و ولایتعهدی به امام (ع)، ایشان بعد از این که پذیرش خلافت را قاطعانه رد کردند، در ابتدا پیشنهاد ولایتعهدی را نیز رد کردند تا این چنین در جامعه منتشر گردد و چهره مبارزاتی شیعه به مردم شناسانده شود که شیعه در پی قدرت نیست بلکه در پی اصول و بنیادهاست. و آنگاه که پای تهدید به میان میآید امام (ع) بالاجبار ولایتعهدی را قبول میکنند و برای قبولی این منصب، شرایطی را اعلام میدارند و موضعی منفی با دارالخلافه در پیش میگیرند. نام ولیعهد بر امام (ع) بود و به طور قهری از امکانات دستگاه خلافت برخوردار بودند، اما به گونهای رفتار میکردند که گویی با خلافت مخالف و معترض است. ایشان از موقعیتی که داشتند، در جهت پیشبرد دین اسلام و هر چه بیشتر شناختن پیامبر (ص) و خاندان اهل بیت(ع) بهره میجستند[۱۰].[۱۱]
اهداف امام رضا از هجرت به خراسان
با ظلم و ستمی که خاندان اموی و بعد از آن خاندان عباسی بر شیعیان و علویان و بالاخص خاندان اهل بیت (ع) اعمال داشتند، مردم با هویت و افکار ظالمان آشنا میشدند و از طریقه خویش دست شسته و شیعه میگشتند. بعد از شهادت امام موسی کاظم (ع)، و در دوران امامت امام رضا (ع)، بر تعداد شیعیان افزوده شد و این امر در شهرهای ایران شدت بیشتری داشت؛ و چون در آن زمان تنها مدینه و کوفه و چند شهر کوچک پایگاه شیعیان بود، نیاز به این که در دیگر نقاط (شرق) پایگاهی برای شیعیان شکل بگیرد، سبب گردید که امام از فرصت پیش آمده (دعوت مأمون از امام رضا (ع) برای آمدن به خراسان) نهایت استفاده را ببرد. امام (ع) با این اهداف به خراسان هجرت کردند:
- برقراری پیوند با ایرانیان متمایل به تشیع و تبلیغ گسترده دین اسلام در ایران و نواحی اطراف آن.
- تبدیل خراسان به کانون تشیع و تلاش در جهت تقویت روحی و معنوی آنها.
- کاهش فشار بر علویان و دوستداران امام (ع) و هواداری و حمایت از شیعیان این نواحی که همواره مورد خشم و غضب حکومتهای غاصب و فاسد بودند و از ناحیه عباسیان در تنگنا قرار داشتند.
- وارد شدن به صحنه سیاست پس از سالها دوری امامان و اهل بیت (ع) از حکومت و کنترل دستگاه حکومت از انحرافات که میتوانست به انهدام اسلام منجر شود.
- تلاش برای تحکیم مبنای شیعه با مبارزه علمی با دانشمند نماهای فاسد و گمراه که در این نواحی به ترویج افکار انحرافی خود مشغول بودند.
- اعلام عدم مشروعیت دستگاه خلافت مأمون از سوی امام (ع).
بنابراین چون از نگاه شیعه، گفتار و رفتار معصوم، حجت و برهان شرعی است، از اینرو سفر امام رضا (ع) سفری معنوی نبود، بلکه هجرتی تکلیف مدار و هدفمند، به انگیزه آشکارسازی مکر و حیله دشمنان بود. امام رضا (ع) قبول دعوت را با نهایت دقت و هوشیاری انجام دادند و نهایتا رضایت به ولایتعهدی، خود راهی برای رسیدن به اهداف امام (ع) بود[۱۲].[۱۳]
برکات حضور امام رضا در ایران
حضرت امام علی بن موسی الرضا (ع)، طی اقامت خود در مرو که مرکز علمی و اداری خراسان بود، تلاش گستردهای را برای ترقی اندیشه و اعتقادات مردم خراسان به عمل آوردند و با مناظرههای علمی با اهل کتاب و نحلههای فکری گوناگون، موجبات اعتلاء و ترقی معرفت و بینش دینی این منطقه را فراهم کردند. آن حضرت، با تشکیل محافل علمی و کلامی و حدیثی، به دفاع از اسلام و فرهنگ اهل بیت (ع) پرداخته و به ایرادات و شبهات فرق پاسخ میدادند. شمار مناظرات امام رضا (ع) با اهل کتاب و نمایندگان مسیحیان، یهودیان، مانویان، زرتشتیان، صائبین، و فرق اسلامی، فراوان است.
از دیگر فعالیت امام رضا (ع) تشکیل حوزه علمی در منزل خود و مسجد مرو بود. عظمت علمی و مقام معنوی و اخلاق علمی امام رضا (ع) موجب جذب مردم به سوی وی شد و سیرت علمی او همه جا را فرا گرفت به گونهای که مأمون به آن اعتراف کرد. آن حضرت از هر فرصتی برای پیاده کردن سنتهای الهی و سیره رسول الله (ص) استفاده کرد تا انحرافاتی را که حکام در جامعه سرایت داده بودند، اصلاح کند.
از دیگر نتایج پر بار دوران اقامت علی بن موسی الرضا (ع) در مرو، فراهم شدن موجبات رشد و گسترش تشیع در خراسان بود. مردم خراسان که از پیش دوستدار خاندان رسالت (ع) بودند، پس از حضور آن حضرت، علاقه و محبتشان به اهل بیت (ع) و علویان بیشتر شد؛ به گونهای که بعد از شهادت امام (ع) مدفن ایشان یکی از پایگاههای مهم تشیع در طول تاریخ در آمد و بر تاریخ فرهنگ و هنر و اقتصاد ایران و تشیع تأثیر عمیقی گذاشت. به برکت وجود امام رضا (ع) در خراسان بود که خیل انبوه امامزادگان را به سوی ایران کشاند و هر شهر و روستایی از خاک ایران، مزار امامزادهای از سلاله پاک رسول الله (ص) را به خود دید و به آن مفتخر گردید. و امروزه میبینیم که به خاطر وجود مقدس عالم آل محمد (ع) است که ایران را مهد علم و دانش میدانند. بارگاه مقدس امام (ع) نه تنها محلی برای زیارت و نیایش با خداست، بلکه دانشگاهی است برای فراگیری علوم مختلف[۱۴].
منابع
پانویس
- ↑ وفیات الاعیان، ج۵، ص۳۱۰؛ الارشاد، ج۲، ص۳۰۷.
- ↑ الحامل، ج۵، ص۵۸؛ تاریخ طبری، ج۱۰، ص۶۰۶؛ تاریخ الخلفاء، ص۳۲۵.
- ↑ فوات الوفیات، ج۲، ص۲۶۹؛ نجوم الزاهره، ج۲، ص۲۰۱.
- ↑ تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۴۶۰-۴۶۲.
- ↑ مآثر النافة فی معالم الخلاقة، ج۱، ص۲۱۳؛ تاریخ الخلفاء، ص۳۰۶.
- ↑ تاریخ روضة الصفا، ج۳، ص۴۲-۴۳؛ ج۸، ص۴۷.
- ↑ ۳. تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۴۶۵؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۰۷.
- ↑ عیون اخبار الرضا (ع)، ج۲، ص۳۹۸ و ۴۰۱؛ الکامل، ج۴، ص۱۶۲؛ تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۴۶۵؛ مروج الذهب، ج۲، ص۴۴۱؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۰۷.
- ↑ محمدی، حسین، رضانامه، ص ۸۰۴.
- ↑ زندگی سیاسی هشتمین امام (ع)، لوح فشرده.
- ↑ محمدی، حسین، رضانامه، ص ۷۴۵.
- ↑ زندگی سیاسی هشتمین امام (ع)، لوح فشرده.
- ↑ محمدی، حسین، رضانامه، ص ۱۲۹.
- ↑ محمدی، حسین، رضانامه، ص ۱۵۰.