بنی‌راسب

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Jaafari (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۲۳ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۸:۳۸ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

نسب راسب

این طایفه از عرب‌های قحطانی[۱] و از شاخه‌ها و شعب بزرگ «ازد شَنوءَه»اند[۲] که نسب از «راسِب بن مالک بن مَیدعان بن مالک بن نصر (شنوءه) بن ازد» می‌برند[۳]. برخی منابع، نام اصلی راسب را «حارث» گفته‌اند[۴]؛ اما از دلیل این امر سخنی به میان نیاورده‌اند.

علاوه بر بنی راسب بن مالک، برخی منابع، از وجود طایفه همنام دیگری در قبیله ازد که نسب از «راسب بن حارث بن عبدالله بن أزد» می‌برند، خبر داده‌اند[۵]. ضمن این که طایفه‌ای دیگر هم با همین نام در قبیله بزرگ قضاعه، با نام و نسب «بنی راسب بن خزرج بن جدّة بن جرم بن ربان بن حلوان بن عمران بن الحاف بن قضاعه» وجود دارد[۶] که عدم خلط مباحث آنها، دقت دو چندان محققین محترم را می‌طلبد.[۷]

منازل و مساکن این قوم

منازل ازد شنوءه -که بنی راسب هم جزئی از آنها بودند- را سراة[۸] گفته‌اند[۹]. همچنین مخلافی در یمن به نام مخلاف «شَنوءَه» -که بین آن تا صنعا ۴۲ فرسخ راه فاصله بود-[۱۰] را هم از منازل جمع زیادی از مردم ازد شنوءه و مسکن احتمالی مردم بنی راسب در یمن گفته‌اند. در پی ظهور اسلام، جماعتی بسیار از آنها در بصره[۱۱] و کوفه[۱۲] ساکن شدند. ضمن این که از «دَور الراسبی» -موضعی در خوزستان، بین طیب و جندی شاپور- هم به عنوان دیگر منازل احتمالی این طایفه در دوره اسلامی یاد شده است[۱۳]. همچنین همراهی راسبی‌ها با مردم ناجیه، ازد، عبدالقیس، سعد و بنی تمیم و یاری رساندن به عکرمة بن ابوجهل در جریان سرکوب مرتدان مهره در سال ۱۱ هجرت هم، می‌تواند دالّ بر سکونت جمع قابل توجهی از ایشان در مناطق جنوبی یمن و شمال سرزمین مهره -از جمله بحرین قدیم- باشد[۱۴]. از دیگر سرزمین‌هایی که مسکن برخی مردم بنی راسب قرار گرفته است، می‌توان به ایران و شهر معروفش «مرو»، اشاره داشت[۱۵].[۱۶]

تاریخ جاهلی و تعامل با دولت نبوی(ص)

از تاریخ جاهلی این قوم خبری در دست نیست. کما این که از تاریخ اسلامی این طایفه در دوران حیات نبی خاتم(ص) هم، جز خبر پرورش یافتن شریک بن ابی العکر[۱۷] راسبی در دامان پیامبر(ص) که در پی ازدواج آن حضرت با ام شریک -مادر شریک بن ابی العکر-[۱۸]، اتفاق افتاد، اطلاع دیگری به دست نیامده است.[۱۹]

بنی راسب و تعامل با خلفای ثلاث

نحوه تعامل این قوم با خلفای نخست اسلامی بیشتر در امر فتوحات اسلامی و نقش‌آفرینی مردان این قوم در این حادثه بزرگ تاریخی خلاصه می‌شود. حضور عبدالله بن وهب راسبی در فتوح عراق از نخستین اخبار و گزارشات به‌دست آمده از بنی راسب بن مالک در این دوره است. نقل است که در سال ۱۶ یا ۱۸ هجری به سعد بن ابی‌وقاص -فرمانده بزرگ فتوحات اسلامی عراق و ایران- خبر رسید که آذین فرزند هرمزان سپاهی را گرد آورده، راه دشت را در پیش گرفته است. سعد به عمر نوشت و دستور خواست. عمر بدو نوشت که ضرار بن خطاب را به فرماندهی لشکر منصوب و به مقابله آنها روانه کند. وی همچنین دستور داد تا فرماندهی مقدمه لشکر به فرزند هذیل اسدی و فرماندهی دو جناح را به عبداللّه بن وهب راسبی و مضارب بن فلان عجلی واگذار نماید. سعد هم به دستور عمر، ضرار بن خطاب را با لشکری آراسته سوی آنها فرستاد. طرفین در دشت ماسبندان با هم به نبرد پرداختند که با پیروزی مسلمانان و کشته شدن آذین بن هرمزان و جمعی از یارانش و فرار بقیه و در نتیجه فتح ماسبذان انجامید[۲۰].

مشارکت در فتوحات جزایر جنوبی ایران هم از دیگر اخبار به‌دست آمده از فرزندان راسب است، که به نقش آنان در فتوحات در این بازه زمانی اشاره دارد. نقل است که عمر بن خطاب، در سال ۱۵ هجری، عثمان بن ابی العاص ثقفی را به فرمانداری خود در عمان منصوب کرد. پس از نبرد جلولاء (سال ۱۶ یا ۱۷ هجری)، عمر، نامه‌ای به عثمان نوشت و از وی خواست تا از طریق دریا به جنگ کسری در ایران برود. عثمان پس از دریافت نامه، مردم را نزد خود خواند. ۳۰۰۰ و به نقلی ۲۶۰۰ تن از قومیت‌های ازد، راسب، ناجیه و عبدالقیس که اکثریت آنها را ازدی‌ها تشکیل می‌دادند، نزد او فراهم آمدند. عثمان آنها را از جرفار به جزیره«بَرکاوان»[۲۱] -که امیری ایرانی بر آن حاکم بود- فرستاد. کار دو طرف، بدون آنکه جنگی بین آنها در گیرد، به مصالحه کشید. یزدگرد به بزرگ کرمان نامه نوشت تا به جزیره برکاوان حمله برد. پس او با ۳۰۰۰ یا ۴۰۰۰ نفر سپاهی، از جزیره هرمز به قشم لشکر کشید و با عثمان بن ابی العاص و نیروهایش در جزیره قشم درگیر شد. این جنگ با شکست ایرانیان و کشته شدن فرمانده ایشان به نام «شهرک» خاتمه یافت[۲۲].[۲۳]

منابع

پانویس

  1. قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۲۵۷؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۲، ص۴۱۱.
  2. قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۲۵۷؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۲، ص۴۱۱؛ زرکلی، الاعلام، ج۳، ص۱۱.
  3. ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج‌۲، ص۵۰۷؛ ابن حبیب بغدادی، مختلف القبائل و مؤتلفها، ص۴۲؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۸۶؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۲، ص۶-۷. نیز ر.ک: ابن درید، الاشتقاق، ص۵۱۵. ضمن این که قلقشندی هم از این طایفه با نام و نسب «راسب بن مالک بن جدعان بن مالک بن نصر (شنوءه)» یاد کرده است. (قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۲۵۷)
  4. عوتبی صحاری، الانساب، ج۲، ص۶۶۲ و ۶۷۷.
  5. ابن درید، الاشتقاق، ص۵۴۵.
  6. ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج‌۲، ص۶۹۹؛ ابن حبیب بغدادی، مختلف القبائل و مؤتلفها، ص۴۲؛ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۲۴.
  7. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت.
  8. یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۳، ص۲۰۴-۲۰۵.
  9. بکری، معجم ما استعجم، ج۱، ص۹۰.
  10. «سراة» سلسله ارتفاعاتی است میان تهامه و نجد که از سرزمین یمن به سمت شام امتداد یافته است. این ارتفاعات، خود به چند قسمت تقسیم می‌‌شود و به مجموع آنها سَرَواة اطلاق می‌شود. (یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۳، ص۳۶۸.)
  11. بامطرف، الجامع (جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۲، ص۴۴۴. ر.ک: بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۱۲۲؛ ج۵، ص۱۷۶؛ ج۸، ص۲۸۳؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۲۳۷-۲۳۸؛ ج۷، ص۵۲۱ و ۶۲۸؛ خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۱۳۶.
  12. ر.ک: السید عبدالمجید، ذخیرة الدارین فیما یتعلق بمصائب الحسین(ع) و اصحابه، ص۲۵۷- ۲۵۸؛ محمد السماوی، ابصار العین فی انصار الحسین(ع)، ص۱۸۷؛ نمازی شاهرودی، مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۸، ص۱۶۲.
  13. یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۲، ص۴۸۱-۴۸۲.
  14. محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۳۱۶.
  15. ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۴، ص۲۱۹؛ زبیدی، تاج العروس، ج۱۳، ص۱۸۰.
  16. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت.
  17. نام ابی العکر در برخی منابع «سمی بن حارث» گفته شده است. (ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۵، ص۵۹۵؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۴۱۷. نیز ر.ک: ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج‌۲، ص۵۰۸؛ تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع‌، ج۶، ص۳۰۱.)
  18. تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع‌، ج۶، ص۳۰۱.
  19. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت.
  20. محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۳۷. نیز ر.ک: ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۵، ص۷۸.
  21. در اصل «اَبَر کاوان» است. ابر کاوان نام جزیره قشم در دوران ساسانی است.
  22. عوتبی صحاری، الانساب، ج۲، ص۷۹۷-۷۹۸.
  23. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت.