جنگ صفین در نهج البلاغه: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
جز (جایگزینی متن - '== پرسش‌های وابسته == ==' به '==')
خط ۱: خط ۱:
{{امامت}}
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = جنگ صفین
| موضوع مرتبط = جنگ صفین
خط ۸: خط ۷:


==مقدمه==
==مقدمه==
*[[جنگ صفین]]، [[جنگ]] با [[معاویه]] [[فرزند]] [[ابوسفیان]] بود. وی از زمان [[خلیفه دوم]] [[والی شام]] بود و در زمان [[خلافت امام علی]] {{ع}} حاضر نشد [[خلیفه]] [[مسلمانان]] را به رسمیت بشناسد و در برابر وی [[مقاومت]] کرد و آماده [[جنگ]] شد. تلاش‌های [[امام]] برای حل مشکل به نتیجه نرسید و [[امام]] به‌ناچار [[جنگ]] را برگزید. در این نبرد [[مسلمانان]] به دو گروه تقسیم شدند و در برابر هم قرار گرفتند. [[معاویه]] آن‌گاه که [[شکست]] خود را حتمی می‌دید، با بر سر نیزه کردن قرآن‌ها مانع ادامه [[جنگ]] شد. عده‌ای از [[یاران امام]] {{ع}} با [[جنگ]] [[مخالفت]] کردند و قرار بر [[حکمیّت]] گذاشتند. [[نماینده]] [[کوفیان]] [[فریب]] [[عمروعاص]]، [[نماینده]] [[شام]] را خورد و به [[کوفیان]] آسیب بسیار رساند. پس از آن گروهی از [[یاران امام]] {{ع}} از وی جدا شدند و [[معاویه]] در [[امارت]] خود باقی ماند و با [[تجاوز]] به مناطق تحت [[حکومت امام]] {{ع}} باعث [[ناامنی]] شد و توانست جمعی را به‌سوی خود متمایل سازد<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 256.</ref>.
* [[جنگ صفین]]، [[جنگ]] با [[معاویه]] [[فرزند]] [[ابوسفیان]] بود. وی از زمان [[خلیفه دوم]] [[والی شام]] بود و در زمان [[خلافت امام علی]] {{ع}} حاضر نشد [[خلیفه]] [[مسلمانان]] را به رسمیت بشناسد و در برابر وی [[مقاومت]] کرد و آماده [[جنگ]] شد. تلاش‌های [[امام]] برای حل مشکل به نتیجه نرسید و [[امام]] به‌ناچار [[جنگ]] را برگزید. در این نبرد [[مسلمانان]] به دو گروه تقسیم شدند و در برابر هم قرار گرفتند. [[معاویه]] آن‌گاه که [[شکست]] خود را حتمی می‌دید، با بر سر نیزه کردن قرآن‌ها مانع ادامه [[جنگ]] شد. عده‌ای از [[یاران امام]] {{ع}} با [[جنگ]] [[مخالفت]] کردند و قرار بر [[حکمیّت]] گذاشتند. [[نماینده]] [[کوفیان]] [[فریب]] [[عمروعاص]]، [[نماینده]] [[شام]] را خورد و به [[کوفیان]] آسیب بسیار رساند. پس از آن گروهی از [[یاران امام]] {{ع}} از وی جدا شدند و [[معاویه]] در [[امارت]] خود باقی ماند و با [[تجاوز]] به مناطق تحت [[حکومت امام]] {{ع}} باعث [[ناامنی]] شد و توانست جمعی را به‌سوی خود متمایل سازد<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 256.</ref>.


==[[برخورد امام]] {{ع}} با [[معاویه]] و شیوه [[عزل]] وی==
==[[برخورد امام]] {{ع}} با [[معاویه]] و شیوه [[عزل]] وی==
*[[امام]] {{ع}} گرچه با ابقای [[معاویه]] در [[شام]] مخالف بود، اما به‌طور رسمی [[بهترین]] راه‌را در سه مرحله تجربه کرد که به آن‌ها اشاره می‌شود<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 256.</ref>:
* [[امام]] {{ع}} گرچه با ابقای [[معاویه]] در [[شام]] مخالف بود، اما به‌طور رسمی [[بهترین]] راه‌را در سه مرحله تجربه کرد که به آن‌ها اشاره می‌شود<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 256.</ref>:
#[[امام]] {{ع}} در نامه‌ای از [[معاویه]] خواست از [[مردم]] [[شام]] [[بیعت]] بگیرد و سپس همراه جمعی به مرکز [[خلافت]] بیاید<ref>{{متن حدیث|فَبَايِعْ مَنْ قِبَلَكَ وَ أَقْبِلْ إِلَيَّ فِي وَفْدٍ مِنْ أَصْحَابِكَ؛ وَ السَّلَامُ}}؛ نهج البلاغه، نامه ۷۵</ref>. ولی [[معاویه]] پس از گذشت یک ماه نامه‌ای نوشت که نشانه نپذیرفتن [[خلافت امام]] {{ع}} بود<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 256.</ref>.
# [[امام]] {{ع}} در نامه‌ای از [[معاویه]] خواست از [[مردم]] [[شام]] [[بیعت]] بگیرد و سپس همراه جمعی به مرکز [[خلافت]] بیاید<ref>{{متن حدیث|فَبَايِعْ مَنْ قِبَلَكَ وَ أَقْبِلْ إِلَيَّ فِي وَفْدٍ مِنْ أَصْحَابِكَ؛ وَ السَّلَامُ}}؛ نهج البلاغه، نامه ۷۵</ref>. ولی [[معاویه]] پس از گذشت یک ماه نامه‌ای نوشت که نشانه نپذیرفتن [[خلافت امام]] {{ع}} بود<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 256.</ref>.
#پس از آن [[امام]] [[کارگزار]] خود، [[سهل بن حنیف]] را به [[شام]] اعزام کرد. او به‌علت [[مخالفت]] گروهی در مسیر [[شام]] از نیمه راه بازگشت<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 256.</ref>.
#پس از آن [[امام]] [[کارگزار]] خود، [[سهل بن حنیف]] را به [[شام]] اعزام کرد. او به‌علت [[مخالفت]] گروهی در مسیر [[شام]] از نیمه راه بازگشت<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 256.</ref>.
#[[امام]] پس از [[جنگ جمل]] تصمیم گرفت نماینده‌ای نزد [[معاویه]] بفرستد و او را به [[اطاعت]] از [[خلیفه]] [[مسلمین]] فراخواند. [[جریر بن عبدالله بجلی]] که از هَمدان آمده بود [[آمادگی]] خود را برای رفتن به‌سوی [[معاویه]] اعلام کرد. [[امام]] {{ع}} در نامه‌ای برای او نوشت: "کسانی که با خلفای گذشته [[بیعت]] کردند با من نیز [[بیعت]] کردند، [[طلحه]] و [[زبیر]] نقض [[بیعت]] کردند و اگر تو هم در آنچه [[مسلمانان]] داخل شده‌اند وارد نشوی، با تو خواهم جنگید." در پایان بیان داشت که تو جزو طلقا هستی و [[شایسته]] [[خلافت]] نیستی<ref>{{متن حدیث|إِنَّهُ بَايَعَنِي الْقَوْمُ الَّذِينَ بَايَعُوا أَبَا بَكْرٍ وَ عُمَرَ وَ عُثْمَانَ عَلَى مَا بَايَعُوهُمْ عَلَيْهِ، فَلَمْ يَكُنْ لِلشَّاهِدِ أَنْ يَخْتَارَ وَ لَا لِلْغَائِبِ أَنْ يَرُدَّ؛ وَ إِنَّمَا الشُّورَى لِلْمُهَاجِرِينَ وَ الْأَنْصَارِ فَإِنِ اجْتَمَعُوا عَلَى رَجُلٍ وَ سَمَّوْهُ إِمَاماً كَانَ ذَلِكَ لِلَّهِ رِضًا، فَإِنْ خَرَجَ عَنْ أَمْرِهِمْ خَارِجٌ بِطَعْنٍ أَوْ بِدْعَةٍ رَدُّوهُ إِلَى مَا خَرَجَ مِنْهُ، فَإِنْ أَبَى قَاتَلُوهُ عَلَى اتِّبَاعِهِ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ وَ وَلَّاهُ اللَّهُ مَا تَوَلَّى؛ وَ لَعَمْرِي يَا مُعَاوِيَةُ لَئِنْ نَظَرْتَ بِعَقْلِكَ دُونَ هَوَاكَ لَتَجِدَنِّي أَبْرَأَ النَّاسِ مِنْ دَمِ عُثْمَانَ، وَ لَتَعْلَمَنَّ أَنِّي كُنْتُ فِي عُزْلَةٍ عَنْهُ إِلَّا أَنْ تَتَجَنَّى، فَتَجَنَّ مَا بَدَا لَكَ، وَ السَّلَام}}؛ نهج البلاغه، نامه ۶</ref>. [[معاویه]] پس از کش و قوس‌های فراوان [[جنگ]] را برگزید. جریر نیز به [[کوفه]] بازگشت. [[امام]] {{ع}} زمانی که تصمیم به [[نبرد]] [[صفین]] گرفت، [[مهاجرین]] و [[انصار]] را فراخواند و به آنان فرمود که تصمیم گرفته‌ایم به‌سوی [[دشمن]] خود و شما برویم، نظر خود را برای ما بگویید. گروهی در پاسخ برخاستند و اعلام [[آمادگی]] کردند<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 256-257.</ref>.
# [[امام]] پس از [[جنگ جمل]] تصمیم گرفت نماینده‌ای نزد [[معاویه]] بفرستد و او را به [[اطاعت]] از [[خلیفه]] [[مسلمین]] فراخواند. [[جریر بن عبدالله بجلی]] که از هَمدان آمده بود [[آمادگی]] خود را برای رفتن به‌سوی [[معاویه]] اعلام کرد. [[امام]] {{ع}} در نامه‌ای برای او نوشت: "کسانی که با خلفای گذشته [[بیعت]] کردند با من نیز [[بیعت]] کردند، [[طلحه]] و [[زبیر]] نقض [[بیعت]] کردند و اگر تو هم در آنچه [[مسلمانان]] داخل شده‌اند وارد نشوی، با تو خواهم جنگید." در پایان بیان داشت که تو جزو طلقا هستی و [[شایسته]] [[خلافت]] نیستی<ref>{{متن حدیث|إِنَّهُ بَايَعَنِي الْقَوْمُ الَّذِينَ بَايَعُوا أَبَا بَكْرٍ وَ عُمَرَ وَ عُثْمَانَ عَلَى مَا بَايَعُوهُمْ عَلَيْهِ، فَلَمْ يَكُنْ لِلشَّاهِدِ أَنْ يَخْتَارَ وَ لَا لِلْغَائِبِ أَنْ يَرُدَّ؛ وَ إِنَّمَا الشُّورَى لِلْمُهَاجِرِينَ وَ الْأَنْصَارِ فَإِنِ اجْتَمَعُوا عَلَى رَجُلٍ وَ سَمَّوْهُ إِمَاماً كَانَ ذَلِكَ لِلَّهِ رِضًا، فَإِنْ خَرَجَ عَنْ أَمْرِهِمْ خَارِجٌ بِطَعْنٍ أَوْ بِدْعَةٍ رَدُّوهُ إِلَى مَا خَرَجَ مِنْهُ، فَإِنْ أَبَى قَاتَلُوهُ عَلَى اتِّبَاعِهِ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ وَ وَلَّاهُ اللَّهُ مَا تَوَلَّى؛ وَ لَعَمْرِي يَا مُعَاوِيَةُ لَئِنْ نَظَرْتَ بِعَقْلِكَ دُونَ هَوَاكَ لَتَجِدَنِّي أَبْرَأَ النَّاسِ مِنْ دَمِ عُثْمَانَ، وَ لَتَعْلَمَنَّ أَنِّي كُنْتُ فِي عُزْلَةٍ عَنْهُ إِلَّا أَنْ تَتَجَنَّى، فَتَجَنَّ مَا بَدَا لَكَ، وَ السَّلَام}}؛ نهج البلاغه، نامه ۶</ref>. [[معاویه]] پس از کش و قوس‌های فراوان [[جنگ]] را برگزید. جریر نیز به [[کوفه]] بازگشت. [[امام]] {{ع}} زمانی که تصمیم به [[نبرد]] [[صفین]] گرفت، [[مهاجرین]] و [[انصار]] را فراخواند و به آنان فرمود که تصمیم گرفته‌ایم به‌سوی [[دشمن]] خود و شما برویم، نظر خود را برای ما بگویید. گروهی در پاسخ برخاستند و اعلام [[آمادگی]] کردند<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 256-257.</ref>.


==فراخوان [[کارگزاران]] برای [[جنگ]]==
==فراخوان [[کارگزاران]] برای [[جنگ]]==
*[[امام]] {{ع}} به‌ناچار برای [[نبرد]] با [[معاویه]] آماده شد و برخی [[کارگزاران]] خود را به [[کوفه]] فراخواند<ref>{{متن حدیث|فَأَسْرِعُوا إِلَى أَمِيرِكُمْ وَ بَادِرُوا جِهَادَ عَدُوِّكُمْ، إِنْ شَاءَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ}}؛ نهج البلاغه، نامه ١</ref>. [[امام]] در نامه‌ای به مخنف بن سلیم، [[کارگزار]] [[اصفهان]]، بیان داشت که تو را برای [[نبرد]] با این [[دشمن]] بی‌پروا فرامی‌خوانم تا [[امر به معروف و نهی از منکر]] کنی و مشابه این [[نامه]] را برای دیگر ارسال فرمود. نامه‌ای هم به [[عبدالله بن عباس]]، [[حاکم بصره]] نوشت و از وی خواست در این [[نامه]] را در جمع [[مردم بصره]] خواند و عفو عمومی و گذشت [[امام]] در [[جنگ جمل]] را به‌یاد آن‌ها آورد. [[احنف بن قیس]] به‌پا خاست و اعلام [[آمادگی]] کرد. دیگران نیز [[آمادگی]] خود را اعلام کردند<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 257.</ref>.
* [[امام]] {{ع}} به‌ناچار برای [[نبرد]] با [[معاویه]] آماده شد و برخی [[کارگزاران]] خود را به [[کوفه]] فراخواند<ref>{{متن حدیث|فَأَسْرِعُوا إِلَى أَمِيرِكُمْ وَ بَادِرُوا جِهَادَ عَدُوِّكُمْ، إِنْ شَاءَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ}}؛ نهج البلاغه، نامه ١</ref>. [[امام]] در نامه‌ای به مخنف بن سلیم، [[کارگزار]] [[اصفهان]]، بیان داشت که تو را برای [[نبرد]] با این [[دشمن]] بی‌پروا فرامی‌خوانم تا [[امر به معروف و نهی از منکر]] کنی و مشابه این [[نامه]] را برای دیگر ارسال فرمود. نامه‌ای هم به [[عبدالله بن عباس]]، [[حاکم بصره]] نوشت و از وی خواست در این [[نامه]] را در جمع [[مردم بصره]] خواند و عفو عمومی و گذشت [[امام]] در [[جنگ جمل]] را به‌یاد آن‌ها آورد. [[احنف بن قیس]] به‌پا خاست و اعلام [[آمادگی]] کرد. دیگران نیز [[آمادگی]] خود را اعلام کردند<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 257.</ref>.


==اردوگاه [[نخیله]]==
==اردوگاه [[نخیله]]==
*[[امام]] {{ع}} برای [[نبرد]] [[صفین]] در نُخَیله اردو زد و از حارث [[اعور]] خواست [[مردم]] را به آن‌جا فراخواند و به [[یاران]] خود فرمود: "همراه من به‌سوی دشمنتان حرکت کنید"<ref>{{متن حدیث|فَأُنْهِضَهُمْ مَعَكُمْ إِلَى عَدُوِّكُمْ وَ أَجْعَلَهُمْ مِنْ أَمْدَادِ الْقُوَّةِ لَكُمْ}}؛ نهج البلاغه، خطبه ٤٨</ref>. نیروهای [[بصره]] همراه با فرماندهانشان خود را به [[نخیله]] رساندند. وقتی [[امام]] به [[مدائن]] رسید، [[معقل بن قیس]] ریاحی را با سه هزار نیرو به منطقه موصل، از نصیبین تا رقّه فرستاد تا نیرو فراهم آورد. [[نامه]] ۱۲ [[نهج البلاغه]] در همین ارتباط است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 257.</ref>.
* [[امام]] {{ع}} برای [[نبرد]] [[صفین]] در نُخَیله اردو زد و از حارث [[اعور]] خواست [[مردم]] را به آن‌جا فراخواند و به [[یاران]] خود فرمود: "همراه من به‌سوی دشمنتان حرکت کنید"<ref>{{متن حدیث|فَأُنْهِضَهُمْ مَعَكُمْ إِلَى عَدُوِّكُمْ وَ أَجْعَلَهُمْ مِنْ أَمْدَادِ الْقُوَّةِ لَكُمْ}}؛ نهج البلاغه، خطبه ٤٨</ref>. نیروهای [[بصره]] همراه با فرماندهانشان خود را به [[نخیله]] رساندند. وقتی [[امام]] به [[مدائن]] رسید، [[معقل بن قیس]] ریاحی را با سه هزار نیرو به منطقه موصل، از نصیبین تا رقّه فرستاد تا نیرو فراهم آورد. [[نامه]] ۱۲ [[نهج البلاغه]] در همین ارتباط است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 257.</ref>.


==حرکت به جانب [[صفین]]==
==حرکت به جانب [[صفین]]==
*[[سپاه]] [[کوفه]] به [[فرماندهی]] [[امام]] {{ع}} روز چهارشنبه پنجم [[شوال]] ۳۶ در [[نخیله]] متمرکز شد و [[امام]] برای [[سپاهیان]] خود [[سخنرانی]] کرد<ref>{{متن حدیث|الْحَمْدُ لِلَّهِ كُلَّمَا وَقَبَ لَيْلٌ وَ غَسَقَ، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ كُلَّمَا لَاحَ نَجْمٌ وَ خَفَقَ، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ غَيْرَ مَفْقُودِ الْإِنْعَامِ وَ لَا مُكَافَإِ الْإِفْضَالِ. أَمَّا بَعْدُ، فَقَدْ بَعَثْتُ مُقَدِّمَتِي وَ أَمَرْتُهُمْ بِلُزُومِ هَذَا الْمِلْطَاطِ حَتَّى يَأْتِيَهُمْ أَمْرِي وَ قَدْ رَأَيْتُ أَنْ أَقْطَعَ هَذِهِ النُّطْفَةَ إِلَى شِرْذِمَةٍ مِنْكُمْ مُوَطِّنِينَ أَكْنَافَ دِجْلَةَ، فَأُنْهِضَهُمْ مَعَكُمْ إِلَى عَدُوِّكُمْ وَ أَجْعَلَهُمْ مِنْ أَمْدَادِ الْقُوَّةِ لَكُمْ}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۴۸</ref>. [[امام]] هنگام ترک [[کوفه]] دعای سفر خواند<ref>{{متن حدیث|اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ وَعْثَاءِ السَّفَرِ وَ كَآبَةِ الْمُنْقَلَبِ وَ سُوءِ الْمَنْظَرِ فِي الْأَهْلِ وَ الْمَالِ وَ الْوَلَدِ؛ اللَّهُمَّ أَنْتَ الصَّاحِبُ فِي السَّفَرِ وَ أَنْتَ الْخَلِيفَةُ فِي الْأَهْلِ، وَ لَا يَجْمَعُهُمَا غَيْرُكَ، لِأَنَّ الْمُسْتَخْلَفَ لَا يَكُونُ مُسْتَصْحَباً وَ الْمُسْتَصْحَبُ لَا يَكُونُ مُسْتَخْلَفاً}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۴۶</ref> و از [[مسئول]] انتظامی خود مالک بن حبیب خواست متأخران و عقب‌ماندگان ر ابه [[سپاه]] ملحق سازد. نیروهای [[امام]] {{ع}} را ۹۰ هزار دانسته‌اند که ۹۰۰ تن از [[انصار]] و ۸۰۰ تن از [[مهاجران]] در میان آنان حضور داشتند. از هل [[بدر]] نیز ۷۰ نفر و به [[نقلی]] ۱۳۰ نفر در [[سپاه امام]] حضور داشتند. [[سپاه]] [[معاویه]] را ۱۲۰ هزار نفر و به [[نقلی]] دیگر ۸۵ هزار نفر ذکر کرده‌اند. در [[سپاه]] [[معاویه]]، تنها دو نفر از [[انصار]]، نعمان بن بشیر و مسلمة بن مخلد، حضور داشتند<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 257.</ref>.
* [[سپاه]] [[کوفه]] به [[فرماندهی]] [[امام]] {{ع}} روز چهارشنبه پنجم [[شوال]] ۳۶ در [[نخیله]] متمرکز شد و [[امام]] برای [[سپاهیان]] خود [[سخنرانی]] کرد<ref>{{متن حدیث|الْحَمْدُ لِلَّهِ كُلَّمَا وَقَبَ لَيْلٌ وَ غَسَقَ، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ كُلَّمَا لَاحَ نَجْمٌ وَ خَفَقَ، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ غَيْرَ مَفْقُودِ الْإِنْعَامِ وَ لَا مُكَافَإِ الْإِفْضَالِ. أَمَّا بَعْدُ، فَقَدْ بَعَثْتُ مُقَدِّمَتِي وَ أَمَرْتُهُمْ بِلُزُومِ هَذَا الْمِلْطَاطِ حَتَّى يَأْتِيَهُمْ أَمْرِي وَ قَدْ رَأَيْتُ أَنْ أَقْطَعَ هَذِهِ النُّطْفَةَ إِلَى شِرْذِمَةٍ مِنْكُمْ مُوَطِّنِينَ أَكْنَافَ دِجْلَةَ، فَأُنْهِضَهُمْ مَعَكُمْ إِلَى عَدُوِّكُمْ وَ أَجْعَلَهُمْ مِنْ أَمْدَادِ الْقُوَّةِ لَكُمْ}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۴۸</ref>. [[امام]] هنگام ترک [[کوفه]] دعای سفر خواند<ref>{{متن حدیث|اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ وَعْثَاءِ السَّفَرِ وَ كَآبَةِ الْمُنْقَلَبِ وَ سُوءِ الْمَنْظَرِ فِي الْأَهْلِ وَ الْمَالِ وَ الْوَلَدِ؛ اللَّهُمَّ أَنْتَ الصَّاحِبُ فِي السَّفَرِ وَ أَنْتَ الْخَلِيفَةُ فِي الْأَهْلِ، وَ لَا يَجْمَعُهُمَا غَيْرُكَ، لِأَنَّ الْمُسْتَخْلَفَ لَا يَكُونُ مُسْتَصْحَباً وَ الْمُسْتَصْحَبُ لَا يَكُونُ مُسْتَخْلَفاً}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۴۶</ref> و از [[مسئول]] انتظامی خود مالک بن حبیب خواست متأخران و عقب‌ماندگان ر ابه [[سپاه]] ملحق سازد. نیروهای [[امام]] {{ع}} را ۹۰ هزار دانسته‌اند که ۹۰۰ تن از [[انصار]] و ۸۰۰ تن از [[مهاجران]] در میان آنان حضور داشتند. از هل [[بدر]] نیز ۷۰ نفر و به [[نقلی]] ۱۳۰ نفر در [[سپاه امام]] حضور داشتند. [[سپاه]] [[معاویه]] را ۱۲۰ هزار نفر و به [[نقلی]] دیگر ۸۵ هزار نفر ذکر کرده‌اند. در [[سپاه]] [[معاویه]]، تنها دو نفر از [[انصار]]، نعمان بن بشیر و مسلمة بن مخلد، حضور داشتند<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 257.</ref>.


==پیش‌قراولان [[سپاه امام]] {{ع}} در [[صفین]]==
==پیش‌قراولان [[سپاه امام]] {{ع}} در [[صفین]]==
*[[امام]] {{ع}} زیاد بن نضر حارثی را با هشت هزار نفر و [[شریح بن هانی]] را با چهار هزار نفر، به‌عنوان مقدمه [[سپاه]] خود از [[نخیله]] به‌سوی [[شام]] فرستاد. [[امام]] توصیه‌های لازم را به آنان گفت<ref>{{متن حدیث|فَإِذَا نَزَلْتُمْ بِعَدُوٍّ أَوْ نَزَلَ بِكُمْ فَلْيَكُنْ مُعَسْكَرُكُمْ فِي قُبُلِ الْأَشْرَافِ أَوْ سِفَاحِ الْجِبَالِ أَوْ أَثْنَاءِ الْأَنْهَارِ، كَيْمَا يَكُونَ لَكُمْ رِدْءاً وَ دُونَكُمْ مَرَدّاً، وَ لْتَكُنْ مُقَاتَلَتُكُمْ مِنْ وَجْهٍ وَاحِدٍ أَوِ اثْنَيْنِ، وَ اجْعَلُوا لَكُمْ رُقَبَاءَ فِي صَيَاصِي الْجِبَالِ وَ مَنَاكِبِ الْهِضَابِ، لِئَلَّا يَأْتِيَكُمُ الْعَدُوُّ مِنْ مَكَانِ مَخَافَةٍ أَوْ أَمْنٍ؛ وَ اعْلَمُوا أَنَّ مُقَدِّمَةَ الْقَوْمِ عُيُونُهُمْ وَ عُيُونَ الْمُقَدِّمَةِ طَلَائِعُهُمْ. وَ إِيَّاكُمْ وَ التَّفَرُّقَ، فَإِذَا نَزَلْتُمْ فَانْزِلُوا جَمِيعاً وَ إِذَا ارْتَحَلْتُمْ فَارْتَحِلُوا جَمِيعاً، وَ إِذَا غَشِيَكُمُ اللَّيْلُ فَاجْعَلُوا الرِّمَاحَ كِفَّةً، وَ لَا تَذُوقُوا النَّوْمَ إِلَّا غِرَاراً أَوْ مَضْمَضَةً}}؛ نهج البلاغه، نامه ۱۱</ref> و نیز در توصیه دیگری به [[نقل]] از [[نهج البلاغه]] نکاتی را به [[شریح بن هانی]] متذکر شد<ref>{{متن حدیث|اتَّقِ اللَّهَ فِي كُلِّ صَبَاحٍ وَ مَسَاءٍ، وَ خَفْ عَلَى نَفْسِكَ الدُّنْيَا الْغَرُورَ وَ لَا تَأْمَنْهَا عَلَى حَالٍ؛ وَ اعْلَمْ أَنَّكَ إِنْ لَمْ تَرْدَعْ نَفْسَكَ عَنْ كَثِيرٍ مِمَّا تُحِبُّ مَخَافَةَ [مَكْرُوهِهِ] مَكْرُوهٍ، سَمَتْ بِكَ الْأَهْوَاءُ إِلَى كَثِيرٍ مِنَ الضَّرَرِ؛ فَكُنْ لِنَفْسِكَ مَانِعاً رَادِعاً، وَ [لِنَزَوَاتِكَ] لِنَزْوَتِكَ عِنْدَ الْحَفِيظَةِ وَاقِماً قَامِعاً}}؛ نهج البلاغه، نامه ۵۶</ref>. آن دو در سور [[روم]] به اَعوَر سلمی، [[فرمانده]] پیش‌قراول [[سپاه]] [[معاویه]] رسیدند و به [[امام]] خبر دادند. [[امام]] {{ع}} [[مالک اشتر]] را به‌عنوان [[فرمانده]] پیش‌قراول [[سپاه]] خود تعیین و دستورهای لازم را برای او [[ابلاغ]] کرد و در نامه‌ای که برای زیاد بن نضر حارثی و شریح فرستاد، اشتر را [[فرمانده]] [[سپاه]] معرفی کرد<ref>{{متن حدیث|وَ قَدْ أَمَّرْتُ عَلَيْكُمَا وَ عَلَى مَنْ فِي حَيِّزِكُمَا مَالِكَ بْنَ الْحَارِثِ الْأَشْتَرَ، فَاسْمَعَا لَهُ وَ أَطِيعَا وَ اجْعَلَاهُ دِرْعاً وَ مِجَنّاً، فَإِنَّهُ مِمَّنْ لَا يُخَافُ وَهْنُهُ وَ لَا سَقْطَتُهُ، وَ لَا بُطْؤُهُ عَمَّا الْإِسْرَاعُ إِلَيْهِ أَحْزَمُ، وَ لَا إِسْرَاعُهُ إِلَى مَا الْبُطْءُ عَنْهُ أَمْثَلُ}}؛ نهج البلاغه، نامه ۱۳</ref>. درگیری بین مالک و ابواعور سلمی با حمله [[اعور]] به [[سپاه]] مالک آغاز شد<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 257-258.</ref>.
* [[امام]] {{ع}} زیاد بن نضر حارثی را با هشت هزار نفر و [[شریح بن هانی]] را با چهار هزار نفر، به‌عنوان مقدمه [[سپاه]] خود از [[نخیله]] به‌سوی [[شام]] فرستاد. [[امام]] توصیه‌های لازم را به آنان گفت<ref>{{متن حدیث|فَإِذَا نَزَلْتُمْ بِعَدُوٍّ أَوْ نَزَلَ بِكُمْ فَلْيَكُنْ مُعَسْكَرُكُمْ فِي قُبُلِ الْأَشْرَافِ أَوْ سِفَاحِ الْجِبَالِ أَوْ أَثْنَاءِ الْأَنْهَارِ، كَيْمَا يَكُونَ لَكُمْ رِدْءاً وَ دُونَكُمْ مَرَدّاً، وَ لْتَكُنْ مُقَاتَلَتُكُمْ مِنْ وَجْهٍ وَاحِدٍ أَوِ اثْنَيْنِ، وَ اجْعَلُوا لَكُمْ رُقَبَاءَ فِي صَيَاصِي الْجِبَالِ وَ مَنَاكِبِ الْهِضَابِ، لِئَلَّا يَأْتِيَكُمُ الْعَدُوُّ مِنْ مَكَانِ مَخَافَةٍ أَوْ أَمْنٍ؛ وَ اعْلَمُوا أَنَّ مُقَدِّمَةَ الْقَوْمِ عُيُونُهُمْ وَ عُيُونَ الْمُقَدِّمَةِ طَلَائِعُهُمْ. وَ إِيَّاكُمْ وَ التَّفَرُّقَ، فَإِذَا نَزَلْتُمْ فَانْزِلُوا جَمِيعاً وَ إِذَا ارْتَحَلْتُمْ فَارْتَحِلُوا جَمِيعاً، وَ إِذَا غَشِيَكُمُ اللَّيْلُ فَاجْعَلُوا الرِّمَاحَ كِفَّةً، وَ لَا تَذُوقُوا النَّوْمَ إِلَّا غِرَاراً أَوْ مَضْمَضَةً}}؛ نهج البلاغه، نامه ۱۱</ref> و نیز در توصیه دیگری به [[نقل]] از [[نهج البلاغه]] نکاتی را به [[شریح بن هانی]] متذکر شد<ref>{{متن حدیث|اتَّقِ اللَّهَ فِي كُلِّ صَبَاحٍ وَ مَسَاءٍ، وَ خَفْ عَلَى نَفْسِكَ الدُّنْيَا الْغَرُورَ وَ لَا تَأْمَنْهَا عَلَى حَالٍ؛ وَ اعْلَمْ أَنَّكَ إِنْ لَمْ تَرْدَعْ نَفْسَكَ عَنْ كَثِيرٍ مِمَّا تُحِبُّ مَخَافَةَ [مَكْرُوهِهِ] مَكْرُوهٍ، سَمَتْ بِكَ الْأَهْوَاءُ إِلَى كَثِيرٍ مِنَ الضَّرَرِ؛ فَكُنْ لِنَفْسِكَ مَانِعاً رَادِعاً، وَ [لِنَزَوَاتِكَ] لِنَزْوَتِكَ عِنْدَ الْحَفِيظَةِ وَاقِماً قَامِعاً}}؛ نهج البلاغه، نامه ۵۶</ref>. آن دو در سور [[روم]] به اَعوَر سلمی، [[فرمانده]] پیش‌قراول [[سپاه]] [[معاویه]] رسیدند و به [[امام]] خبر دادند. [[امام]] {{ع}} [[مالک اشتر]] را به‌عنوان [[فرمانده]] پیش‌قراول [[سپاه]] خود تعیین و دستورهای لازم را برای او [[ابلاغ]] کرد و در نامه‌ای که برای زیاد بن نضر حارثی و شریح فرستاد، اشتر را [[فرمانده]] [[سپاه]] معرفی کرد<ref>{{متن حدیث|وَ قَدْ أَمَّرْتُ عَلَيْكُمَا وَ عَلَى مَنْ فِي حَيِّزِكُمَا مَالِكَ بْنَ الْحَارِثِ الْأَشْتَرَ، فَاسْمَعَا لَهُ وَ أَطِيعَا وَ اجْعَلَاهُ دِرْعاً وَ مِجَنّاً، فَإِنَّهُ مِمَّنْ لَا يُخَافُ وَهْنُهُ وَ لَا سَقْطَتُهُ، وَ لَا بُطْؤُهُ عَمَّا الْإِسْرَاعُ إِلَيْهِ أَحْزَمُ، وَ لَا إِسْرَاعُهُ إِلَى مَا الْبُطْءُ عَنْهُ أَمْثَلُ}}؛ نهج البلاغه، نامه ۱۳</ref>. درگیری بین مالک و ابواعور سلمی با حمله [[اعور]] به [[سپاه]] مالک آغاز شد<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 257-258.</ref>.


==در مسیر حرکت به [[صفین]]==
==در مسیر حرکت به [[صفین]]==
*[[امیرالمؤمنین]] {{ع}} همراه با [[سپاه]] خود حرکت کرد. در مسیر بنا به پیشنهاد برخی [[یاران]]، نامه‌ای به [[معاویه]] نوشت تا شاید مسئله بدون درگیری حل شود و [[خون]] [[مسلمانان]] نریزد. [[معاویه]] در پاسخ شعری فرستاد که جواب منفی به پیشنهاد [[امام]] {{ع}} بود. سرانجام دو [[سپاه]] در اوائل ذی الحجه در [[صفین]] مستقر شدند<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 258.</ref>.
* [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} همراه با [[سپاه]] خود حرکت کرد. در مسیر بنا به پیشنهاد برخی [[یاران]]، نامه‌ای به [[معاویه]] نوشت تا شاید مسئله بدون درگیری حل شود و [[خون]] [[مسلمانان]] نریزد. [[معاویه]] در پاسخ شعری فرستاد که جواب منفی به پیشنهاد [[امام]] {{ع}} بود. سرانجام دو [[سپاه]] در اوائل ذی الحجه در [[صفین]] مستقر شدند<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 258.</ref>.


==[[تصرف]] [[آب]] [[فرات]]==
==[[تصرف]] [[آب]] [[فرات]]==
*[[سپاه]] [[معاویه]] خود را در [[صفین]] به [[فرات]] رساند و [[سپاه امام]] {{ع}} را از [[آب]] محروم کردند. [[امام]] با ایراد سخنانی<ref>{{متن حدیث|قَدِ اسْتَطْعَمُوكُمُ الْقِتَالَ، فَأَقِرُّوا عَلَى مَذَلَّةٍ وَ تَأْخِيرِ مَحَلَّةٍ أَوْ رَوُّوا السُّيُوفَ مِنَ الدِّمَاءِ تَرْوَوْا مِنَ الْمَاءِ؛ فَالْمَوْتُ فِي حَيَاتِكُمْ مَقْهُورِينَ وَ الْحَيَاةُ فِي مَوْتِكُمْ قَاهِرِينَ. أَلَا وَ إِنَّ مُعَاوِيَةَ قَادَ لُمَةً مِنَ الْغُوَاةِ وَ عَمَّسَ عَلَيْهِمُ الْخَبَرَ حَتَّى جَعَلُوا نُحُورَهُمْ أَغْرَاضَ الْمَنِيَّة}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۵۱</ref> [[صعصعة بن صوحان]] را به‌سوی [[معاویه]] فرستاد که مانع استفاده از [[آب]] نشوید. [[مشاوران]] [[معاویه]] مدعی شدند که چون [[آب]] را بر [[عثمان]] بسته‌اند، ما هم [[آب]] را بر آنان می‌بندیم. [[امام]] با ارسال نیرو [[آب]] را از [[تصرف]] [[شامیان]] درآورد، اما آن‌ها را از [[آب]] منع نکرد. پس از [[تصرف]] [[فرات]]، [[امام]] {{ع}} از آغاز [[نبرد]] سر باز زد. تصور عده‌ای بر این بود که [[امام]] {{ع}} [[جنگ]] را [[دوست]] ندارد. [[امام]] {{ع}} ضمن خطبه‌ای فرمود که از [[مرگ]] هراس ندارد و در [[تردید]] نیست، بلکه [[انتظار]] [[هدایت]] آنان را دارد<ref>{{متن حدیث|أَمَّا قَوْلُكُمْ أَ كُلَّ ذَلِكَ كَرَاهِيَةَ الْمَوْتِ؟ فَوَاللَّهِ مَا أُبَالِي دَخَلْتُ إِلَى الْمَوْتِ أَوْ خَرَجَ الْمَوْتُ إِلَيَّ. وَ أَمَّا قَوْلُكُمْ شَكّاً فِي أَهْلِ الشَّامِ، فَوَاللَّهِ مَا دَفَعْتُ الْحَرْبَ يَوْماً إِلَّا وَ أَنَا أَطْمَعُ أَنْ تَلْحَقَ بِي طَائِفَةٌ فَتَهْتَدِيَ بِي وَ تَعْشُوَ إِلَى ضَوْئِي، وَ ذَلِكَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ أَقْتُلَهَا عَلَى ضَلَالِهَا وَ إِنْ كَانَتْ تَبُوءُ بِآثَامِهَا}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۵۵</ref>. [[امام]] {{ع}} برای [[اتمام حجت]] سه تن از [[یاران]] خود را نزد [[معاویه]] فرستاد تا او را به [[طاعت]] و [[جماعت]] [[مسلمین]] و [[پیروی]] از [[فرمان خدا]] [[دعوت]] کنند. [[معاویه]] به این درخواست پاسخ منفی داد و خون‌خواهی [[عثمان]] را بهانه کرد و گفت از نزد من بروید که بین من و شما جز [[شمشیر]] نیست<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 258.</ref>.
* [[سپاه]] [[معاویه]] خود را در [[صفین]] به [[فرات]] رساند و [[سپاه امام]] {{ع}} را از [[آب]] محروم کردند. [[امام]] با ایراد سخنانی<ref>{{متن حدیث|قَدِ اسْتَطْعَمُوكُمُ الْقِتَالَ، فَأَقِرُّوا عَلَى مَذَلَّةٍ وَ تَأْخِيرِ مَحَلَّةٍ أَوْ رَوُّوا السُّيُوفَ مِنَ الدِّمَاءِ تَرْوَوْا مِنَ الْمَاءِ؛ فَالْمَوْتُ فِي حَيَاتِكُمْ مَقْهُورِينَ وَ الْحَيَاةُ فِي مَوْتِكُمْ قَاهِرِينَ. أَلَا وَ إِنَّ مُعَاوِيَةَ قَادَ لُمَةً مِنَ الْغُوَاةِ وَ عَمَّسَ عَلَيْهِمُ الْخَبَرَ حَتَّى جَعَلُوا نُحُورَهُمْ أَغْرَاضَ الْمَنِيَّة}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۵۱</ref> [[صعصعة بن صوحان]] را به‌سوی [[معاویه]] فرستاد که مانع استفاده از [[آب]] نشوید. [[مشاوران]] [[معاویه]] مدعی شدند که چون [[آب]] را بر [[عثمان]] بسته‌اند، ما هم [[آب]] را بر آنان می‌بندیم. [[امام]] با ارسال نیرو [[آب]] را از [[تصرف]] [[شامیان]] درآورد، اما آن‌ها را از [[آب]] منع نکرد. پس از [[تصرف]] [[فرات]]، [[امام]] {{ع}} از آغاز [[نبرد]] سر باز زد. تصور عده‌ای بر این بود که [[امام]] {{ع}} [[جنگ]] را [[دوست]] ندارد. [[امام]] {{ع}} ضمن خطبه‌ای فرمود که از [[مرگ]] هراس ندارد و در [[تردید]] نیست، بلکه [[انتظار]] [[هدایت]] آنان را دارد<ref>{{متن حدیث|أَمَّا قَوْلُكُمْ أَ كُلَّ ذَلِكَ كَرَاهِيَةَ الْمَوْتِ؟ فَوَاللَّهِ مَا أُبَالِي دَخَلْتُ إِلَى الْمَوْتِ أَوْ خَرَجَ الْمَوْتُ إِلَيَّ. وَ أَمَّا قَوْلُكُمْ شَكّاً فِي أَهْلِ الشَّامِ، فَوَاللَّهِ مَا دَفَعْتُ الْحَرْبَ يَوْماً إِلَّا وَ أَنَا أَطْمَعُ أَنْ تَلْحَقَ بِي طَائِفَةٌ فَتَهْتَدِيَ بِي وَ تَعْشُوَ إِلَى ضَوْئِي، وَ ذَلِكَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ أَقْتُلَهَا عَلَى ضَلَالِهَا وَ إِنْ كَانَتْ تَبُوءُ بِآثَامِهَا}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۵۵</ref>. [[امام]] {{ع}} برای [[اتمام حجت]] سه تن از [[یاران]] خود را نزد [[معاویه]] فرستاد تا او را به [[طاعت]] و [[جماعت]] [[مسلمین]] و [[پیروی]] از [[فرمان خدا]] [[دعوت]] کنند. [[معاویه]] به این درخواست پاسخ منفی داد و خون‌خواهی [[عثمان]] را بهانه کرد و گفت از نزد من بروید که بین من و شما جز [[شمشیر]] نیست<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 258.</ref>.


==[[سازمان‌دهی]] نیروهای دو طرف==
==[[سازمان‌دهی]] نیروهای دو طرف==
خط ۳۸: خط ۳۷:


==آغاز [[نبرد]]==
==آغاز [[نبرد]]==
*[[نبرد]] روز چهارشنبه اول صفر ۳۷ آغاز شد. [[امام]] {{ع}} قبل از درگیری، توصیه‌های لازم را به [[یاران]] خود فرمود<ref>{{متن حدیث|لَا [تُقَاتِلُونَهُمْ] تُقَاتِلُوهُمْ حَتَّى يَبْدَءُوكُمْ، فَإِنَّكُمْ بِحَمْدِ اللَّهِ عَلَى حُجَّةٍ، وَ تَرْكُكُمْ إِيَّاهُمْ حَتَّى يَبْدَءُوكُمْ حُجَّةٌ أُخْرَى لَكُمْ عَلَيْهِمْ؛ فَإِذَا كَانَتِ الْهَزِيمَةُ بِإِذْنِ اللَّهِ فَلَا تَقْتُلُوا مُدْبِراً وَ لَا تُصِيبُوا مُعْوِراً وَ لَا تُجْهِزُوا عَلَى جَرِيحٍ، وَ لَا تَهِيجُوا النِّسَاءَ بِأَذًى وَ إِنْ شَتَمْنَ أَعْرَاضَكُمْ وَ سَبَبْنَ أُمَرَاءَكُمْ، فَإِنَّهُنَّ ضَعِيفَاتُ الْقُوَى وَ الْأَنْفُسِ وَ الْعُقُولِ؛ إِنْ كُنَّا لَنُؤْمَرُ بِالْكَفِّ عَنْهُنَّ وَ إِنَّهُنَّ لَمُشْرِكَاتٌ، وَ إِنْ كَانَ الرَّجُلُ لَيَتَنَاوَلُ الْمَرْأَةَ فِي الْجَاهِلِيَّةِ بِالْفَهْرِ أَوِ الْهِرَاوَةِ فَيُعَيَّرُ بِهَا وَ عَقِبُهُ مِنْ بَعْدِه}}؛ نهج البلاغه، نامه ۱۴</ref>. هر روز جمعی از [[کوفیان]] با گروهی از [[شامیان]] می‌جنگیدند. روز اول [[مالک اشتر]] با [[حبیب بن مسلمه]] به [[نبرد]] پرداختند. روز دوم [[هاشم مرقال]] با [[ابواعور سلمی]]، روز سوم [[عمار یارسر]] با [[عمرو بن عاص]] و روز چهارم [[محمد بن حنفیه]] در برابر [[عبیدالله بن عمر]] قرار گرفت که [[امام]] {{ع}} جلو [[ابن حنفیه]] را گرفت و [[عبید الله]] هم از [[نبرد]] با [[امام]] {{ع}} منصرف شد. در روز پنجم [[عبدالله بن عباس]] و [[ولید بن عُقبه]] درگیر شدند و به‌شدت جنگیدند. در این روز جمعی از قاریان [[شام]] همراه [[شمر بن ابرهه]] به [[سپاه]] [[کوفه]] پیوستند که باعث سستی در [[سپاه]] [[شام]] شد. در روز ششم، [[دوشنبه]]، [[قیس بن سعد]] از طرف [[لشکر]] [[کوفه]] با ابن (شُرَحبیل) ذی الکلاع شامی درگیری شدیدی داشتند و در روز هفتم، [[مالک اشتر]] با [[حبیب بن مسلمه]] درگیر شدند و هیچ‌یک بر دیگری [[غلبه]] نکردند<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 259.</ref>.
* [[نبرد]] روز چهارشنبه اول صفر ۳۷ آغاز شد. [[امام]] {{ع}} قبل از درگیری، توصیه‌های لازم را به [[یاران]] خود فرمود<ref>{{متن حدیث|لَا [تُقَاتِلُونَهُمْ] تُقَاتِلُوهُمْ حَتَّى يَبْدَءُوكُمْ، فَإِنَّكُمْ بِحَمْدِ اللَّهِ عَلَى حُجَّةٍ، وَ تَرْكُكُمْ إِيَّاهُمْ حَتَّى يَبْدَءُوكُمْ حُجَّةٌ أُخْرَى لَكُمْ عَلَيْهِمْ؛ فَإِذَا كَانَتِ الْهَزِيمَةُ بِإِذْنِ اللَّهِ فَلَا تَقْتُلُوا مُدْبِراً وَ لَا تُصِيبُوا مُعْوِراً وَ لَا تُجْهِزُوا عَلَى جَرِيحٍ، وَ لَا تَهِيجُوا النِّسَاءَ بِأَذًى وَ إِنْ شَتَمْنَ أَعْرَاضَكُمْ وَ سَبَبْنَ أُمَرَاءَكُمْ، فَإِنَّهُنَّ ضَعِيفَاتُ الْقُوَى وَ الْأَنْفُسِ وَ الْعُقُولِ؛ إِنْ كُنَّا لَنُؤْمَرُ بِالْكَفِّ عَنْهُنَّ وَ إِنَّهُنَّ لَمُشْرِكَاتٌ، وَ إِنْ كَانَ الرَّجُلُ لَيَتَنَاوَلُ الْمَرْأَةَ فِي الْجَاهِلِيَّةِ بِالْفَهْرِ أَوِ الْهِرَاوَةِ فَيُعَيَّرُ بِهَا وَ عَقِبُهُ مِنْ بَعْدِه}}؛ نهج البلاغه، نامه ۱۴</ref>. هر روز جمعی از [[کوفیان]] با گروهی از [[شامیان]] می‌جنگیدند. روز اول [[مالک اشتر]] با [[حبیب بن مسلمه]] به [[نبرد]] پرداختند. روز دوم [[هاشم مرقال]] با [[ابواعور سلمی]]، روز سوم [[عمار یارسر]] با [[عمرو بن عاص]] و روز چهارم [[محمد بن حنفیه]] در برابر [[عبیدالله بن عمر]] قرار گرفت که [[امام]] {{ع}} جلو [[ابن حنفیه]] را گرفت و [[عبید الله]] هم از [[نبرد]] با [[امام]] {{ع}} منصرف شد. در روز پنجم [[عبدالله بن عباس]] و [[ولید بن عُقبه]] درگیر شدند و به‌شدت جنگیدند. در این روز جمعی از قاریان [[شام]] همراه [[شمر بن ابرهه]] به [[سپاه]] [[کوفه]] پیوستند که باعث سستی در [[سپاه]] [[شام]] شد. در روز ششم، [[دوشنبه]]، [[قیس بن سعد]] از طرف [[لشکر]] [[کوفه]] با ابن (شُرَحبیل) ذی الکلاع شامی درگیری شدیدی داشتند و در روز هفتم، [[مالک اشتر]] با [[حبیب بن مسلمه]] درگیر شدند و هیچ‌یک بر دیگری [[غلبه]] نکردند<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 259.</ref>.


==سخرانی و [[نبرد امام]] {{ع}}==
==سخرانی و [[نبرد امام]] {{ع}}==
خط ۴۴: خط ۴۳:


==لَیلة الهَریر==
==لَیلة الهَریر==
*[[نبرد]] [[صفین]]، نبردی بسیار سخت بود. [[عمار یاسر]]، آن [[صحابی]] [[راستین]] [[پیامبر]] در این [[نبرد]] به [[شهادت]] رسید. پس از [[شهادت]] او، [[امام]] {{ع}} به [[قبیله]] [[ربیعه]] و هَمدان فرمود: "شما زره و نیزه من هستید." دوازده هزار نفر در اطراف [[امام]] {{ع}} جمع شدند و همه یک مرتبه مانند یک مرد حمله بردند و به نزدیک [[معاویه]] رسیدند. [[امام]] {{ع}} در حالی که رجز می‌خواند (آنان را با شمشیر خود می‌زنم ولی [[معاویه]] را نمی‌بینم)<ref>{{عربی|أَضْرِبُهم و لا أرى مُعاويةَ}}</ref>، همراه [[محمد بن حنفیه]] به‌سمت دشمن یورش می‌بردند. درگیری در آن روز بسیار شدید بود، به‌گونه‌ای که [[نماز]] [[مغرب]] را در هنگامه [[نبرد]]، با اشاره خواندند. عده زیادی از دو طرف کشته شدند و [[نبرد]] در شب ادامه داشت. [[شب جمعه]] [[امام]] {{ع}} [[مردم]] را به [[نبرد]] و [[صبر]] [[تشویق]] کرد. خود ایشان {{ع}} در [[قلب]] [[سپاه]] قرار داشت و [[مالک اشتر]] در سمت راست و [[عبدالله بن عباس]] در سمت چپ [[سپاه]]. یورشی سهمگین بر [[سپاه]] [[شام]] آوردند که [[سپاه]] [[شام]]، [[شکست]] را [[حس]] کرد. آن‌چنان سهمگین بود که [[سپاه امام]] [[نماز صبح]] را نیز با اشاره خواندند<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 260.</ref>.
* [[نبرد]] [[صفین]]، نبردی بسیار سخت بود. [[عمار یاسر]]، آن [[صحابی]] [[راستین]] [[پیامبر]] در این [[نبرد]] به [[شهادت]] رسید. پس از [[شهادت]] او، [[امام]] {{ع}} به [[قبیله]] [[ربیعه]] و هَمدان فرمود: "شما زره و نیزه من هستید." دوازده هزار نفر در اطراف [[امام]] {{ع}} جمع شدند و همه یک مرتبه مانند یک مرد حمله بردند و به نزدیک [[معاویه]] رسیدند. [[امام]] {{ع}} در حالی که رجز می‌خواند (آنان را با شمشیر خود می‌زنم ولی [[معاویه]] را نمی‌بینم)<ref>{{عربی|أَضْرِبُهم و لا أرى مُعاويةَ}}</ref>، همراه [[محمد بن حنفیه]] به‌سمت دشمن یورش می‌بردند. درگیری در آن روز بسیار شدید بود، به‌گونه‌ای که [[نماز]] [[مغرب]] را در هنگامه [[نبرد]]، با اشاره خواندند. عده زیادی از دو طرف کشته شدند و [[نبرد]] در شب ادامه داشت. [[شب جمعه]] [[امام]] {{ع}} [[مردم]] را به [[نبرد]] و [[صبر]] [[تشویق]] کرد. خود ایشان {{ع}} در [[قلب]] [[سپاه]] قرار داشت و [[مالک اشتر]] در سمت راست و [[عبدالله بن عباس]] در سمت چپ [[سپاه]]. یورشی سهمگین بر [[سپاه]] [[شام]] آوردند که [[سپاه]] [[شام]]، [[شکست]] را [[حس]] کرد. آن‌چنان سهمگین بود که [[سپاه امام]] [[نماز صبح]] را نیز با اشاره خواندند<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 260.</ref>.


==[[قرآن بر سر نیزه]]==
==[[قرآن بر سر نیزه]]==

نسخهٔ ‏۳۱ ژوئیهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۰۹:۴۸

مقدمه

برخورد امام (ع) با معاویه و شیوه عزل وی

  • امام (ع) گرچه با ابقای معاویه در شام مخالف بود، اما به‌طور رسمی بهترین راه‌را در سه مرحله تجربه کرد که به آن‌ها اشاره می‌شود[۲]:
  1. امام (ع) در نامه‌ای از معاویه خواست از مردم شام بیعت بگیرد و سپس همراه جمعی به مرکز خلافت بیاید[۳]. ولی معاویه پس از گذشت یک ماه نامه‌ای نوشت که نشانه نپذیرفتن خلافت امام (ع) بود[۴].
  2. پس از آن امام کارگزار خود، سهل بن حنیف را به شام اعزام کرد. او به‌علت مخالفت گروهی در مسیر شام از نیمه راه بازگشت[۵].
  3. امام پس از جنگ جمل تصمیم گرفت نماینده‌ای نزد معاویه بفرستد و او را به اطاعت از خلیفه مسلمین فراخواند. جریر بن عبدالله بجلی که از هَمدان آمده بود آمادگی خود را برای رفتن به‌سوی معاویه اعلام کرد. امام (ع) در نامه‌ای برای او نوشت: "کسانی که با خلفای گذشته بیعت کردند با من نیز بیعت کردند، طلحه و زبیر نقض بیعت کردند و اگر تو هم در آنچه مسلمانان داخل شده‌اند وارد نشوی، با تو خواهم جنگید." در پایان بیان داشت که تو جزو طلقا هستی و شایسته خلافت نیستی[۶]. معاویه پس از کش و قوس‌های فراوان جنگ را برگزید. جریر نیز به کوفه بازگشت. امام (ع) زمانی که تصمیم به نبرد صفین گرفت، مهاجرین و انصار را فراخواند و به آنان فرمود که تصمیم گرفته‌ایم به‌سوی دشمن خود و شما برویم، نظر خود را برای ما بگویید. گروهی در پاسخ برخاستند و اعلام آمادگی کردند[۷].

فراخوان کارگزاران برای جنگ

اردوگاه نخیله

حرکت به جانب صفین

پیش‌قراولان سپاه امام (ع) در صفین

در مسیر حرکت به صفین

تصرف آب فرات

سازمان‌دهی نیروهای دو طرف

آغاز نبرد

سخرانی و نبرد امام (ع)

لَیلة الهَریر

قرآن بر سر نیزه

منابع

پانویس

  1. دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص 256.
  2. دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص 256.
  3. «فَبَايِعْ مَنْ قِبَلَكَ وَ أَقْبِلْ إِلَيَّ فِي وَفْدٍ مِنْ أَصْحَابِكَ؛ وَ السَّلَامُ»؛ نهج البلاغه، نامه ۷۵
  4. دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص 256.
  5. دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص 256.
  6. «إِنَّهُ بَايَعَنِي الْقَوْمُ الَّذِينَ بَايَعُوا أَبَا بَكْرٍ وَ عُمَرَ وَ عُثْمَانَ عَلَى مَا بَايَعُوهُمْ عَلَيْهِ، فَلَمْ يَكُنْ لِلشَّاهِدِ أَنْ يَخْتَارَ وَ لَا لِلْغَائِبِ أَنْ يَرُدَّ؛ وَ إِنَّمَا الشُّورَى لِلْمُهَاجِرِينَ وَ الْأَنْصَارِ فَإِنِ اجْتَمَعُوا عَلَى رَجُلٍ وَ سَمَّوْهُ إِمَاماً كَانَ ذَلِكَ لِلَّهِ رِضًا، فَإِنْ خَرَجَ عَنْ أَمْرِهِمْ خَارِجٌ بِطَعْنٍ أَوْ بِدْعَةٍ رَدُّوهُ إِلَى مَا خَرَجَ مِنْهُ، فَإِنْ أَبَى قَاتَلُوهُ عَلَى اتِّبَاعِهِ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ وَ وَلَّاهُ اللَّهُ مَا تَوَلَّى؛ وَ لَعَمْرِي يَا مُعَاوِيَةُ لَئِنْ نَظَرْتَ بِعَقْلِكَ دُونَ هَوَاكَ لَتَجِدَنِّي أَبْرَأَ النَّاسِ مِنْ دَمِ عُثْمَانَ، وَ لَتَعْلَمَنَّ أَنِّي كُنْتُ فِي عُزْلَةٍ عَنْهُ إِلَّا أَنْ تَتَجَنَّى، فَتَجَنَّ مَا بَدَا لَكَ، وَ السَّلَام»؛ نهج البلاغه، نامه ۶
  7. دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص 256-257.
  8. «فَأَسْرِعُوا إِلَى أَمِيرِكُمْ وَ بَادِرُوا جِهَادَ عَدُوِّكُمْ، إِنْ شَاءَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ»؛ نهج البلاغه، نامه ١
  9. دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص 257.
  10. «فَأُنْهِضَهُمْ مَعَكُمْ إِلَى عَدُوِّكُمْ وَ أَجْعَلَهُمْ مِنْ أَمْدَادِ الْقُوَّةِ لَكُمْ»؛ نهج البلاغه، خطبه ٤٨
  11. دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص 257.
  12. «الْحَمْدُ لِلَّهِ كُلَّمَا وَقَبَ لَيْلٌ وَ غَسَقَ، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ كُلَّمَا لَاحَ نَجْمٌ وَ خَفَقَ، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ غَيْرَ مَفْقُودِ الْإِنْعَامِ وَ لَا مُكَافَإِ الْإِفْضَالِ. أَمَّا بَعْدُ، فَقَدْ بَعَثْتُ مُقَدِّمَتِي وَ أَمَرْتُهُمْ بِلُزُومِ هَذَا الْمِلْطَاطِ حَتَّى يَأْتِيَهُمْ أَمْرِي وَ قَدْ رَأَيْتُ أَنْ أَقْطَعَ هَذِهِ النُّطْفَةَ إِلَى شِرْذِمَةٍ مِنْكُمْ مُوَطِّنِينَ أَكْنَافَ دِجْلَةَ، فَأُنْهِضَهُمْ مَعَكُمْ إِلَى عَدُوِّكُمْ وَ أَجْعَلَهُمْ مِنْ أَمْدَادِ الْقُوَّةِ لَكُمْ»؛ نهج البلاغه، خطبه ۴۸
  13. «اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ وَعْثَاءِ السَّفَرِ وَ كَآبَةِ الْمُنْقَلَبِ وَ سُوءِ الْمَنْظَرِ فِي الْأَهْلِ وَ الْمَالِ وَ الْوَلَدِ؛ اللَّهُمَّ أَنْتَ الصَّاحِبُ فِي السَّفَرِ وَ أَنْتَ الْخَلِيفَةُ فِي الْأَهْلِ، وَ لَا يَجْمَعُهُمَا غَيْرُكَ، لِأَنَّ الْمُسْتَخْلَفَ لَا يَكُونُ مُسْتَصْحَباً وَ الْمُسْتَصْحَبُ لَا يَكُونُ مُسْتَخْلَفاً»؛ نهج البلاغه، خطبه ۴۶
  14. دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص 257.
  15. «فَإِذَا نَزَلْتُمْ بِعَدُوٍّ أَوْ نَزَلَ بِكُمْ فَلْيَكُنْ مُعَسْكَرُكُمْ فِي قُبُلِ الْأَشْرَافِ أَوْ سِفَاحِ الْجِبَالِ أَوْ أَثْنَاءِ الْأَنْهَارِ، كَيْمَا يَكُونَ لَكُمْ رِدْءاً وَ دُونَكُمْ مَرَدّاً، وَ لْتَكُنْ مُقَاتَلَتُكُمْ مِنْ وَجْهٍ وَاحِدٍ أَوِ اثْنَيْنِ، وَ اجْعَلُوا لَكُمْ رُقَبَاءَ فِي صَيَاصِي الْجِبَالِ وَ مَنَاكِبِ الْهِضَابِ، لِئَلَّا يَأْتِيَكُمُ الْعَدُوُّ مِنْ مَكَانِ مَخَافَةٍ أَوْ أَمْنٍ؛ وَ اعْلَمُوا أَنَّ مُقَدِّمَةَ الْقَوْمِ عُيُونُهُمْ وَ عُيُونَ الْمُقَدِّمَةِ طَلَائِعُهُمْ. وَ إِيَّاكُمْ وَ التَّفَرُّقَ، فَإِذَا نَزَلْتُمْ فَانْزِلُوا جَمِيعاً وَ إِذَا ارْتَحَلْتُمْ فَارْتَحِلُوا جَمِيعاً، وَ إِذَا غَشِيَكُمُ اللَّيْلُ فَاجْعَلُوا الرِّمَاحَ كِفَّةً، وَ لَا تَذُوقُوا النَّوْمَ إِلَّا غِرَاراً أَوْ مَضْمَضَةً»؛ نهج البلاغه، نامه ۱۱
  16. «اتَّقِ اللَّهَ فِي كُلِّ صَبَاحٍ وَ مَسَاءٍ، وَ خَفْ عَلَى نَفْسِكَ الدُّنْيَا الْغَرُورَ وَ لَا تَأْمَنْهَا عَلَى حَالٍ؛ وَ اعْلَمْ أَنَّكَ إِنْ لَمْ تَرْدَعْ نَفْسَكَ عَنْ كَثِيرٍ مِمَّا تُحِبُّ مَخَافَةَ [مَكْرُوهِهِ] مَكْرُوهٍ، سَمَتْ بِكَ الْأَهْوَاءُ إِلَى كَثِيرٍ مِنَ الضَّرَرِ؛ فَكُنْ لِنَفْسِكَ مَانِعاً رَادِعاً، وَ [لِنَزَوَاتِكَ] لِنَزْوَتِكَ عِنْدَ الْحَفِيظَةِ وَاقِماً قَامِعاً»؛ نهج البلاغه، نامه ۵۶
  17. «وَ قَدْ أَمَّرْتُ عَلَيْكُمَا وَ عَلَى مَنْ فِي حَيِّزِكُمَا مَالِكَ بْنَ الْحَارِثِ الْأَشْتَرَ، فَاسْمَعَا لَهُ وَ أَطِيعَا وَ اجْعَلَاهُ دِرْعاً وَ مِجَنّاً، فَإِنَّهُ مِمَّنْ لَا يُخَافُ وَهْنُهُ وَ لَا سَقْطَتُهُ، وَ لَا بُطْؤُهُ عَمَّا الْإِسْرَاعُ إِلَيْهِ أَحْزَمُ، وَ لَا إِسْرَاعُهُ إِلَى مَا الْبُطْءُ عَنْهُ أَمْثَلُ»؛ نهج البلاغه، نامه ۱۳
  18. دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص 257-258.
  19. دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص 258.
  20. «قَدِ اسْتَطْعَمُوكُمُ الْقِتَالَ، فَأَقِرُّوا عَلَى مَذَلَّةٍ وَ تَأْخِيرِ مَحَلَّةٍ أَوْ رَوُّوا السُّيُوفَ مِنَ الدِّمَاءِ تَرْوَوْا مِنَ الْمَاءِ؛ فَالْمَوْتُ فِي حَيَاتِكُمْ مَقْهُورِينَ وَ الْحَيَاةُ فِي مَوْتِكُمْ قَاهِرِينَ. أَلَا وَ إِنَّ مُعَاوِيَةَ قَادَ لُمَةً مِنَ الْغُوَاةِ وَ عَمَّسَ عَلَيْهِمُ الْخَبَرَ حَتَّى جَعَلُوا نُحُورَهُمْ أَغْرَاضَ الْمَنِيَّة»؛ نهج البلاغه، خطبه ۵۱
  21. «أَمَّا قَوْلُكُمْ أَ كُلَّ ذَلِكَ كَرَاهِيَةَ الْمَوْتِ؟ فَوَاللَّهِ مَا أُبَالِي دَخَلْتُ إِلَى الْمَوْتِ أَوْ خَرَجَ الْمَوْتُ إِلَيَّ. وَ أَمَّا قَوْلُكُمْ شَكّاً فِي أَهْلِ الشَّامِ، فَوَاللَّهِ مَا دَفَعْتُ الْحَرْبَ يَوْماً إِلَّا وَ أَنَا أَطْمَعُ أَنْ تَلْحَقَ بِي طَائِفَةٌ فَتَهْتَدِيَ بِي وَ تَعْشُوَ إِلَى ضَوْئِي، وَ ذَلِكَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ أَقْتُلَهَا عَلَى ضَلَالِهَا وَ إِنْ كَانَتْ تَبُوءُ بِآثَامِهَا»؛ نهج البلاغه، خطبه ۵۵
  22. دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص 258.
  23. دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص 258-259.
  24. «لَا [تُقَاتِلُونَهُمْ] تُقَاتِلُوهُمْ حَتَّى يَبْدَءُوكُمْ، فَإِنَّكُمْ بِحَمْدِ اللَّهِ عَلَى حُجَّةٍ، وَ تَرْكُكُمْ إِيَّاهُمْ حَتَّى يَبْدَءُوكُمْ حُجَّةٌ أُخْرَى لَكُمْ عَلَيْهِمْ؛ فَإِذَا كَانَتِ الْهَزِيمَةُ بِإِذْنِ اللَّهِ فَلَا تَقْتُلُوا مُدْبِراً وَ لَا تُصِيبُوا مُعْوِراً وَ لَا تُجْهِزُوا عَلَى جَرِيحٍ، وَ لَا تَهِيجُوا النِّسَاءَ بِأَذًى وَ إِنْ شَتَمْنَ أَعْرَاضَكُمْ وَ سَبَبْنَ أُمَرَاءَكُمْ، فَإِنَّهُنَّ ضَعِيفَاتُ الْقُوَى وَ الْأَنْفُسِ وَ الْعُقُولِ؛ إِنْ كُنَّا لَنُؤْمَرُ بِالْكَفِّ عَنْهُنَّ وَ إِنَّهُنَّ لَمُشْرِكَاتٌ، وَ إِنْ كَانَ الرَّجُلُ لَيَتَنَاوَلُ الْمَرْأَةَ فِي الْجَاهِلِيَّةِ بِالْفَهْرِ أَوِ الْهِرَاوَةِ فَيُعَيَّرُ بِهَا وَ عَقِبُهُ مِنْ بَعْدِه»؛ نهج البلاغه، نامه ۱۴
  25. دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص 259.
  26. نهج البلاغه، خطبه ۷۱۷
  27. «فَقَدِّمُوا الدَّارِعَ وَ أَخِّرُوا الْحَاسِرَ، وَ عَضُّوا عَلَى الْأَضْرَاسِ فَإِنَّهُ أَنْبَى لِلسُّيُوفِ عَنِ الْهَامِ، وَ الْتَوُوا فِي أَطْرَافِ الرِّمَاحِ فَإِنَّهُ أَمْوَرُ لِلْأَسِنَّةِ، وَ غُضُّوا الْأَبْصَارَ فَإِنَّهُ أَرْبَطُ لِلْجَأْشِ وَ أَسْكَنُ لِلْقُلُوبِ، وَ أَمِيتُوا الْأَصْوَاتَ فَإِنَّهُ أَطْرَدُ لِلْفَشَلِ، وَ رَايَتَكُمْ فَلَا تُمِيلُوهَا وَ لَا تُخِلُّوهَا وَ لَا تَجْعَلُوهَا إِلَّا بِأَيْدِي شُجْعَانِكُمْ وَ الْمَانِعِينَ الذِّمَارَ مِنْكُمْ، فَإِنَّ الصَّابِرِينَ عَلَى نُزُولِ الْحَقَائِقِ هُمُ الَّذِينَ يَحُفُّونَ بِرَايَاتِهِمْ وَ يَكْتَنِفُونَهَا حِفَافَيْهَا وَ وَرَاءَهَا وَ أَمَامَهَا، لَا يَتَأَخَّرُونَ عَنْهَا فَيُسْلِمُوهَا وَ لَا يَتَقَدَّمُونَ عَلَيْهَا فَيُفْرِدُوهَا؛ أَجْزَأَ امْرُؤٌ قِرْنَهُ وَ آسَى أَخَاهُ بِنَفْسِهِ، وَ لَمْ يَكِلْ قِرْنَهُ إِلَى أَخِيهِ فَيَجْتَمِعَ عَلَيْهِ قِرْنُهُ وَ قِرْنُ أَخِيهِ»؛ نهج البلاغه، خطبه ۱۲۴
  28. دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص 259.
  29. أَضْرِبُهم و لا أرى مُعاويةَ
  30. دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص 260.
  31. افرادی که قاری قرآن بودند و به زهد و عبادت شهرت داشتند.
  32. دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص 260.