ختم ولایت: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = ولایت
| عنوان مدخل  =
| مداخل مرتبط =
| پرسش مرتبط  =
}}
== مقدمه ==
== مقدمه ==
* [[مقام خاتم اولیا]]، [[باطن]] [[مقام خاتم انبیا]] است، زیرا [[ولایت]]، [[باطن نبوت]] است. ظاهر [[نبوت]]، اعلام [[خبر از غیب]] و [[باطن]] آن، [[تصرف]] در [[انسان‌ها]] از طریق [[اجرای احکام]] است. به همین [[دلیل]] است که خاتم [[اولیا]] در واقع، همان [[خاتم انبیا]]<ref>ترمذی، ختم الاولیاء، ص۴۸۷.</ref> و [[حقیقت محمدیه]] است که در مظاهر همه [[انبیا]] و [[اولیا]] تجلی یافته و به تعینات اعیان ثابتۀ [[اولیا]] و [[انبیا]] [[مقید]] شده است<ref>قیصری، شرح فصوص الحکم، (مقدمه قیصری)، ص۱۲۷.</ref>.
* [[مقام خاتم اولیا]]، [[باطن]] [[مقام خاتم انبیا]] است، زیرا [[ولایت]]، [[باطن نبوت]] است. ظاهر [[نبوت]]، اعلام [[خبر از غیب]] و [[باطن]] آن، [[تصرف]] در [[انسان‌ها]] از طریق [[اجرای احکام]] است. به همین [[دلیل]] است که خاتم [[اولیا]] در واقع، همان [[خاتم انبیا]]<ref>ترمذی، ختم الاولیاء، ص۴۸۷.</ref> و [[حقیقت محمدیه]] است که در مظاهر همه [[انبیا]] و [[اولیا]] تجلی یافته و به تعینات اعیان ثابتۀ [[اولیا]] و [[انبیا]] [[مقید]] شده است<ref>قیصری، شرح فصوص الحکم، (مقدمه قیصری)، ص۱۲۷.</ref>.
خط ۲۴: خط ۳۱:


[[مقام]] [[خاتمیت]] ولایت مطلقه خاصه متعلق به [[وصی]] [[حضرت محمد]]{{صل}}، [[علی]]{{ع}} است که به [[تعیین الهی]] و [[ابلاغ]] آن حضرت{{صل}} بوده‌است<ref>قمشه‌ای، مجموعه آثار، ۱۲۶؛ امام خمینی، صحیفه، ۱/۴–۵.</ref> و از آنجا که [[نبوت]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[حاکم]] بر همه نبوت‌های پیشین و [[مهیمن]] بر آنهاست، [[باطن]] این نبوت که ولایت مطلقه است نیز این‌چنین است. از این‌رو در روایتی از [[امیرالمؤمنین علی]]{{ع}} نقل شده‌ است که ایشان با [[انبیای سابق]] به صورت خفی و در باطن و با پیامبر اکرم{{صل}} به صورت ظاهر همراه بوده‌است.<ref>امام خمینی، تقریرات، ۲/۲۴۷.</ref> از دیدگاه [[اندیشمندان]] [[شیعه]] این ولایت و [[وصایت]] استمرار دارد و [[ائمه هدی]]{{ع}} که اوصیای الهی‌اند دارای مقام ولایت‌اند. آخرینِ آنان، مهدی موعود{{ع}} خاتم ولایت خاصه محمدیه{{صل}} و خاتم اوصیاست.<ref>آملی، المقدمات، ۲۴۲–۲۴۳؛ لاهیجی، مفاتیح الأعجاز، ۳۲۸–۳۳۰ و ۳۴۴.</ref> [[امام خمینی]]، [[حضرت مهدی]]{{ع}} را [[خاتم ولایت]] کلیه می‌داند که این مقام به‌اصالت متعلق به رسول خاتم{{صل}} و به‌تبع متعلق به [[مهدی]]{{ع}} است<ref>امام خمینی، صحیفه، ۲۰/۲۴۹.</ref>.<ref>[[حسین مستوفی|مستوفی]] و [[حسین شهسواری|شهسواری]]، [[خلافت و ولایت (مقاله)| مقاله «خلافت و ولایت»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]]، ج۵، ص۱۸۲ – ۱۹۴.</ref>
[[مقام]] [[خاتمیت]] ولایت مطلقه خاصه متعلق به [[وصی]] [[حضرت محمد]]{{صل}}، [[علی]]{{ع}} است که به [[تعیین الهی]] و [[ابلاغ]] آن حضرت{{صل}} بوده‌است<ref>قمشه‌ای، مجموعه آثار، ۱۲۶؛ امام خمینی، صحیفه، ۱/۴–۵.</ref> و از آنجا که [[نبوت]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[حاکم]] بر همه نبوت‌های پیشین و [[مهیمن]] بر آنهاست، [[باطن]] این نبوت که ولایت مطلقه است نیز این‌چنین است. از این‌رو در روایتی از [[امیرالمؤمنین علی]]{{ع}} نقل شده‌ است که ایشان با [[انبیای سابق]] به صورت خفی و در باطن و با پیامبر اکرم{{صل}} به صورت ظاهر همراه بوده‌است.<ref>امام خمینی، تقریرات، ۲/۲۴۷.</ref> از دیدگاه [[اندیشمندان]] [[شیعه]] این ولایت و [[وصایت]] استمرار دارد و [[ائمه هدی]]{{ع}} که اوصیای الهی‌اند دارای مقام ولایت‌اند. آخرینِ آنان، مهدی موعود{{ع}} خاتم ولایت خاصه محمدیه{{صل}} و خاتم اوصیاست.<ref>آملی، المقدمات، ۲۴۲–۲۴۳؛ لاهیجی، مفاتیح الأعجاز، ۳۲۸–۳۳۰ و ۳۴۴.</ref> [[امام خمینی]]، [[حضرت مهدی]]{{ع}} را [[خاتم ولایت]] کلیه می‌داند که این مقام به‌اصالت متعلق به رسول خاتم{{صل}} و به‌تبع متعلق به [[مهدی]]{{ع}} است<ref>امام خمینی، صحیفه، ۲۰/۲۴۹.</ref>.<ref>[[حسین مستوفی|مستوفی]] و [[حسین شهسواری|شهسواری]]، [[خلافت و ولایت (مقاله)| مقاله «خلافت و ولایت»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]]، ج۵، ص۱۸۲ – ۱۹۴.</ref>
== منابع ==
{{منابع}}
# [[پرونده:IM009850.jpg|22px]] [[حسین مستوفی|مستوفی]] و [[حسین شهسواری|شهسواری]]، [[خلافت و ولایت (مقاله)| مقاله «خلافت و ولایت»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۵ (کتاب)|'''دانشنامه امام خمینی ج۵''']]
{{پایان منابع}}
== پانویس ==
{{پانویس}}
[[رده:ولایت]]

نسخهٔ ‏۱۵ مارس ۲۰۲۳، ساعت ۰۸:۰۶

مقدمه

  1. ولایت او خاص باشد
  2. با ظهور او، ولایت ختم شود و هیچ ولیّ‌ای به مقام و منزلت او هرگز ظاهر نگردد[۱۴].

ختم ولایت

مراد از ختم ولایت، انتهای ظهور اسمای حاکم بر ولیّ در هر عصری است و خاتم ولایت مطلقه، باطن نبوت مطلقه حضرت ختمی(ص) است که مظهر اسم اعظم «الله» است و پس از او، نبی‌ای ظهور نمی‌کند و از آنجا که وصیِ هر نبی تابع آن نبی است، وصی پیامبر خاتم(ص)، امیرالمؤمنین علی(ع) است که خاتم اوصیا و صاحب ولایت مطلقه است.[۳۰]

اهل معرفت خاتم ولایت را به دو قسم مطلقه و مقیده تقسیم کرده‌اند. برخی خاتم ولایت مطلقه را عیسی(ع)[۳۱] و برخی علی‌بن‌ابی‌طالب(ع) می‌دانند[۳۲] و حضرت مهدی(ع) را خاتم ولایت مقیده شمرده‌اند.[۳۳] سیدحیدر آملی از عارفانی است که به نقد برداشت برخی در تعیین مصداق خاتم ولایت مطلقه (عیسی‌بن‌مریم(ع)) و خاتم ولایت مقیده (محی‌الدین ابن‌عربی) پرداخته و به اثبات خاتمیت ولایت مطلقهعلی(ع) و خاتمیت ولایت مقیده مهدی موعود(ع) همت گماشته‌است[۳۴] برخی با جمع میان آرا، اختلاف را مربوط به دو اصطلاح ولایت مطلقه و مقیده دانسته‌اند. بنابر اصطلاح اول «ولایت مطلقه» به معنای ولایت عامه است که به انبیای سابق و اوصیای آنان اختصاص دارد و «ولایت مقیده» به معنای ولایت خاصه است که به رسول خاتم(ص) و اوصیا(ع) ایشان اختصاص دارد. در اصطلاح دوم ولایت مطلقه، ولایت خاصه محمدیه(ص) است که مقید به قیدی نیست و ولایت مقیده، ولایت خاصه‌ای است که مقید به اسمی از اسمای الهی است، از این جهت عیسی(ع) را خاتم ولایت مطلقه (عامّه غیر محمدیه(ع)) به اصطلاح اول، و علی(ع) و مهدی موعود(ع) را خاتم ولایت مطلقه (خاصه محمدیه(ص)) به اصطلاح دوم دانسته‌اند؛ زیرا هر دو نور واحد و در ذات و صفات حقیقت یکسان هستند و بر اساس حکمت بالغه الهی تنها در شئون و ظهور اختلاف دارند.[۳۵]

مقام خاتمیت ولایت مطلقه خاصه متعلق به وصی حضرت محمد(ص)، علی(ع) است که به تعیین الهی و ابلاغ آن حضرت(ص) بوده‌است[۳۶] و از آنجا که نبوت پیامبر اکرم(ص) حاکم بر همه نبوت‌های پیشین و مهیمن بر آنهاست، باطن این نبوت که ولایت مطلقه است نیز این‌چنین است. از این‌رو در روایتی از امیرالمؤمنین علی(ع) نقل شده‌ است که ایشان با انبیای سابق به صورت خفی و در باطن و با پیامبر اکرم(ص) به صورت ظاهر همراه بوده‌است.[۳۷] از دیدگاه اندیشمندان شیعه این ولایت و وصایت استمرار دارد و ائمه هدی(ع) که اوصیای الهی‌اند دارای مقام ولایت‌اند. آخرینِ آنان، مهدی موعود(ع) خاتم ولایت خاصه محمدیه(ص) و خاتم اوصیاست.[۳۸] امام خمینی، حضرت مهدی(ع) را خاتم ولایت کلیه می‌داند که این مقام به‌اصالت متعلق به رسول خاتم(ص) و به‌تبع متعلق به مهدی(ع) است[۳۹].[۴۰]

منابع

پانویس

  1. ترمذی، ختم الاولیاء، ص۴۸۷.
  2. قیصری، شرح فصوص الحکم، (مقدمه قیصری)، ص۱۲۷.
  3. سیدعلیرضا صدرحسینی، شرح مقدمه بر فصوص، ص۲۲۹ – ۲۳۱.
  4. قیصری، شرح فصوص الحکم، تحقیق حسن حسن‌زاده آملی، ص۱۶۶.
  5. بحارالانوار، ج۲۶، ص۱۶.
  6. محمدرضا قمشه‌ای، تعلیقات بر فصوص الحکم، ص۷.
  7. ««کلمه اوست» که آن را به (دامان) مریم افکند» سوره نساء، آیه ۱۷۱.
  8. فرغانی، مشارق الدراری، ص۸۷.
  9. بحارالانوار، ج۱۰۲، ص۱۳۲.
  10. محمدرضا قمشه‌ای، تعلیقات بر فصوص الحکم، ص۷-۸؛ ر. ک: قیصری، شرح فصوص الحکم، فص شیئیه، پاورقی ص۴۴۸.
  11. فرغانی، مشارق الدراری، ص۸۰.
  12. سید حیدر آملی، جامع الاسرار، ص۸۰۵.
  13. ابن‌عربی، فتوحات مکیه، ج۱، ص۱۸۵.
  14. ابن‌عربی، فتوحات مکیه، ج۱، ص۱۸۵.
  15. محمدرضا قمشه‌ای، تعلیقات بر فصوص الحکم، ص۳.
  16. فرغانی، مشارق الدّراری، ص۸۳.
  17. برای اطلاع بیشتر ر. ک: صدرالدین قونوی، فکوک، فصّ هارونی، مطبوع در حواشی منازل السائرین، ص۲۸۸؛ فَرغانی، مشارق الدّراری، ص۸۷؛ قیصری، شرح فصوص الحکم، مقدمه قیصری، ص۱۲۷.
  18. محیی‌الدّین عربی، معروف به شیخ اکبر و شاگردش صدرالدّین قونوی، معروف به شیخ کبیر است؛ (به نقل از: استاد سیدجلال‌الدین آشتیانی، مقدمه بر شرح فصوص الحکم قیصری).
  19. سیدحیدر آملی، المقدمات من نش النصوص، ص۴۱۱.
  20. ابن‌عربی، فصوص الحکم، ص۲۹۰.
  21. ابن‌عربی، فصوص الحکم، ص۲۹۰.
  22. ترمذی، ختم‌الاولیا، ص۴۲۰- ۴۲۱.
  23. شهید مطهری درباره اصالت خانوادگی ابن‌عربی می‌گوید: "محیی‌الدّین مردی عربی [و] نژادش از اولاد حاتم طایی و اهل اندلس بود"؛ ر. ک: انسان کامل، ص۱۶.
  24. قیصری، شرح فصوص الحکم، پاورقی ص۶۳۴.
  25. ابن‌عربی، فتوحات المکیه، ج۲، ص۵۰.
  26. قیصری، شرح فصوص الحکم، ص۱۱۱.
  27. ابن‌عربی، فتوحات المکیه، ج۱، ص۳۱۹.
  28. قیصری، شرح فصوص الحکم، ص۴۶۴.
  29. اکبری و یوسفی، ولایت از دیدگاه علامه طباطبایی، ص۵۱-۵۹.
  30. جامی، نقد النصوص، ۲۶۵–۲۶۷؛ امام خمینی، تقریرات، ۲/۲۴۷.
  31. قیصری، شرح فصوص، ۴۳۹–۴۴۰.
  32. آملی، المقدمات، ۱۸۷.
  33. قمشه‌ای، مجموعه آثار، ۱۱۴.
  34. جامع الاسرار، ۳۸۰–۴۴۷.
  35. قمشه‌ای، مجموعه آثار، ۱۱۱–۱۲۰.
  36. قمشه‌ای، مجموعه آثار، ۱۲۶؛ امام خمینی، صحیفه، ۱/۴–۵.
  37. امام خمینی، تقریرات، ۲/۲۴۷.
  38. آملی، المقدمات، ۲۴۲–۲۴۳؛ لاهیجی، مفاتیح الأعجاز، ۳۲۸–۳۳۰ و ۳۴۴.
  39. امام خمینی، صحیفه، ۲۰/۲۴۹.
  40. مستوفی و شهسواری، مقاله «خلافت و ولایت»، دانشنامه امام خمینی، ج۵، ص۱۸۲ – ۱۹۴.