آزادی عقیده در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = آزادی
| موضوع مرتبط = آزادی عقیده
| عنوان مدخل  = [[آزادی عقیده]]
| عنوان مدخل  = آزادی عقیده
| مداخل مرتبط = [[آزادی عقیده در قرآن]] - [[آزادی عقیده در کلام اسلامی]] - [[آزادی عقیده در فقه سیاسی]] - [[آزادی عقیده در فقه فرهنگ]] - [[آزادی عقیده در معارف و سیره نبوی]] - [[آزادی عقیده در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]
| مداخل مرتبط = [[آزادی عقیده در قرآن]] - [[آزادی عقیده در کلام اسلامی]] - [[آزادی عقیده در فقه سیاسی]] - [[آزادی عقیده در فقه فرهنگ]] - [[آزادی عقیده در معارف و سیره نبوی]] - [[آزادی عقیده در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]
| پرسش مرتبط  =  
| پرسش مرتبط  = آزادی (پرسش)
}}
}}


== مقدمه ==
== مقدمه ==
[[آزادی عقیده]] در دو حوزه قابل بحث است؛ اول [[عقیده]] به عنوان [[ایمان]]، دوم عقیده به معنای هرگونه [[اعتقاد]]، [[بینش]] و اندیشه‌های مختلف. در درون [[دین]] تفاوت و تمایز آزادی عقیده و [[تفکر]] از همین نقطه نشأت می‌گیرد،؛ چراکه آزادی عقیده بیشتر جهت [[دینی]] و [[ایمانی]] را برمی‌تابد و [[آزادی]] تفکر شامل حوزه‌های مختلف اعم از [[اعتقادی]]، [[اجتماعی]] و [[سیاسی]] است. [[شهید مطهری]] آزادی عقیده و [[آزادی فکر]] را از هم جدا می‌کند. به [[باور]] این [[اندیشمند]]، آزادی تفکر ناشی از همان [[استعداد]] [[انسانی]] [[بشر]] است که می‌تواند در مسایل بیاندیشد. این استعداد بشری حتماً باید [[آزاد]] باشد<ref>مرتضی مطهری، پیرامون انقلاب اسلامی، ص۷.</ref>،؛ چراکه موجب [[رشد]] و [[سعادت انسان]] خواهد بود و اما عقیده به معنای اول یعنی ایمان و اعتقاد با توجه به اینکه منشأ بسیاری از [[عقاید]] یک سلسله [[عادت‌ها]]، [[تقلیدها]] و [[تعصب‌ها]] است نه تنها راه‌گشا نیست، بلکه بر عکس نوعی انعقاد [[اندیشه]] به حساب می‌آید<ref>مرتضی مطهری، پیرامون انقلاب اسلامی، ص۸.</ref>. [[اسلام]] آزادی عقیده به این معنا را رد می‌کند معنی [[آیه]] {{متن قرآن|لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ}}<ref>«در (کار) دین هیچ اکراهی نیست» سوره بقره، آیه ۲۵۶.</ref> این است که در هیچ وضعیتی نباید برای [[تحمیل]] عقیده از فشار و [[جبر]] استفاده کرد. همان‌گونه که [[امام خمینی]] معتقدند اسلام [[مکتب]] تحمیل نیست، اسلام آزادی را به تمام ابعادش [[ترویج]] می‌کند<ref>صحیفه امام، ج۱، ص۱۵۶.</ref>. باید از روش‌های بهتر و درست‌تری استفاده نمود نه اینکه آزادی هر نوع عقیده‌ای درست است. یکی آزاد باشد [[بت‌پرستی]] کند، دیگری شیطان‌پرست باشد و یکی... ؛ چراکه آزادی عقیده موجب حالتی در [[انسان]] می‌شود که اندیشه انسان [[اسیر]]، بسته و غیر فعال می‌شود و این‌گونه آزادی نه تنها مفید نیست، بلکه پیامدهای زیانباری خواهد داشت. البته توجه شود که با اظهار عقیده [[اشتباه]] گرفته نشود،؛ چراکه آن آزاد است. امام خمینی معتقدند هر کسی آزاد است که اظهار عقیده کند<ref>صحیفه امام، ج۳، ص۳۷۱.</ref>. [[قرآن کریم]] بعد از بیان [[بت‌شکنی حضرت ابراهیم]] {{ع}} و توجه دادن [[اتهام]] به سوی [[بت]] بزرگی که تبر روی دوش آن انداخته بود می‌فرماید: {{متن قرآن|فَرَجَعُوا إِلَى أَنْفُسِهِمْ}}<ref>«به خود آمدند» سوره انبیاء، آیه ۶۴.</ref> بعد از این [[مناظره]] [[مردم]] به خود آمدند. از منظر [[قرآن کریم]] خود [[واقعی]] [[انسان]] [[عقل]] و [[اندیشه]] [[ناب]]، [[خالص]] و منطقی و صحیح است<ref>مرتضی مطهری، پیرامون انقلاب اسلامی، ص۹.</ref>. [[امام خمینی]] در خصوص [[آزادی فکر]] این گونه قائل‌اند که انسان در فکرش [[آزاد]] است و بدون اینکه متمایل به یک طرف باشد [[فکر]] می‌کند؛ در مسایل [[علمی]] هم همین‌گونه است، مسایل علمی را اگر چنانچه انسان آزادانه فکر کند یک طور برداشت می‌کند؛ اگر چنانچه ذهنش سیاه و انگل باشد نسبت به قضیه کذایی همان‌گونه فکر می‌کند که ذهنش همان [[صبغه]] را دارد؛ یک [[جور]] دیگر برداشت می‌کند. ایشان [[معتقد]] بود امروزه برداشت‌های علمی آزاد نیست<ref>صحیفه امام، ج۱۱، ص۱۸۰.</ref>. در این رهنمود به دو جنبه اشاره می‌شود [[آزاداندیشی]] در مسایل [[سیاسی]] و آزاداندیشی در مسائل علمی، نقطه مقابل آن [[تعصب]] و تصلب [[فکری]] و طفیلی‌گری است که آفت زاست؛ چراکه [[گرایش]] به جناح و گروه مورد علاقه، خود باعث می‌شود که انسان [[افکار]] خود را منطبق با اندیشه آن گروه خلاصه نماید و این مقابل آزاد اندیشی است. همچنین است در مسایل علمی که به صورت بسته می‌اندیشند بدون [[نقادی]] و نکته سنجی و [[اجتهاد]] علمی نظر می‌دهند؛ این [[اسارت]] فکر است نه آزاداندیشی.<ref>[[علی حسن‌زاده|حسن‌زاده، علی]]، [[آزادی اسلامی - حسن‌زاده (مقاله)| مقاله «آزادی اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص ۸۰۴.</ref>
[[آزادی عقیده]] در دو حوزه قابل بحث است؛ اول [[عقیده]] به عنوان [[ایمان]]، دوم عقیده به معنای هرگونه [[اعتقاد]]، [[بینش]] و اندیشه‌های مختلف. در درون [[دین]] تفاوت و تمایز آزادی عقیده و [[تفکر]] از همین نقطه نشأت می‌گیرد،؛ چراکه آزادی عقیده بیشتر جهت [[دینی]] و [[ایمانی]] را برمی‌تابد و [[آزادی]] تفکر شامل حوزه‌های مختلف اعم از [[اعتقادی]]، [[اجتماعی]] و [[سیاسی]] است. [[شهید مطهری]] آزادی عقیده و [[آزادی فکر]] را از هم جدا می‌کند. به [[باور]] این [[اندیشمند]]، آزادی تفکر ناشی از همان [[استعداد]] [[انسانی]] [[بشر]] است که می‌تواند در مسایل بیاندیشد. این استعداد بشری حتماً باید [[آزاد]] باشد<ref>مرتضی مطهری، پیرامون انقلاب اسلامی، ص۷.</ref>،؛ چراکه موجب [[رشد]] و [[سعادت انسان]] خواهد بود و اما عقیده به معنای اول یعنی ایمان و اعتقاد با توجه به اینکه منشأ بسیاری از [[عقاید]] یک سلسله [[عادت‌ها]]، [[تقلیدها]] و [[تعصب‌ها]] است نه تنها راه‌گشا نیست، بلکه بر عکس نوعی انعقاد [[اندیشه]] به حساب می‌آید<ref>مرتضی مطهری، پیرامون انقلاب اسلامی، ص۸.</ref>. [[اسلام]] آزادی عقیده به این معنا را رد می‌کند معنی [[آیه]] {{متن قرآن|لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ}}<ref>«در (کار) دین هیچ اکراهی نیست» سوره بقره، آیه ۲۵۶.</ref> این است که در هیچ وضعیتی نباید برای [[تحمیل]] عقیده از فشار و [[جبر]] استفاده کرد. همان‌گونه که [[امام خمینی]] معتقدند اسلام [[مکتب]] تحمیل نیست، اسلام آزادی را به تمام ابعادش [[ترویج]] می‌کند<ref>صحیفه امام، ج۱، ص۱۵۶.</ref>. باید از روش‌های بهتر و درست‌تری استفاده نمود نه اینکه آزادی هر نوع عقیده‌ای درست است. یکی آزاد باشد [[بت‌پرستی]] کند، دیگری شیطان‌پرست باشد و یکی... ؛ چراکه آزادی عقیده موجب حالتی در [[انسان]] می‌شود که اندیشه انسان [[اسیر]]، بسته و غیر فعال می‌شود و این‌گونه آزادی نه تنها مفید نیست، بلکه پیامدهای زیانباری خواهد داشت. البته توجه شود که با اظهار عقیده [[اشتباه]] گرفته نشود،؛ چراکه آن آزاد است. امام خمینی معتقدند هر کسی آزاد است که اظهار عقیده کند<ref>صحیفه امام، ج۳، ص۳۷۱.</ref>. [[قرآن کریم]] بعد از بیان [[بت‌شکنی حضرت ابراهیم]] {{ع}} و توجه دادن [[اتهام]] به سوی [[بت]] بزرگی که تبر روی دوش آن انداخته بود می‌فرماید: {{متن قرآن|فَرَجَعُوا إِلَى أَنْفُسِهِمْ}}<ref>«به خود آمدند» سوره انبیاء، آیه ۶۴.</ref> بعد از این [[مناظره]] [[مردم]] به خود آمدند. از منظر [[قرآن کریم]] خود [[واقعی]] [[انسان]] [[عقل]] و [[اندیشه]] [[ناب]]، [[خالص]] و منطقی و صحیح است<ref>مرتضی مطهری، پیرامون انقلاب اسلامی، ص۹.</ref>. [[امام خمینی]] در خصوص [[آزادی فکر]] این گونه قائل‌اند که انسان در فکرش [[آزاد]] است و بدون اینکه متمایل به یک طرف باشد [[فکر]] می‌کند؛ در مسایل [[علمی]] هم همین‌گونه است، مسایل علمی را اگر چنانچه انسان آزادانه فکر کند یک طور برداشت می‌کند؛ اگر چنانچه ذهنش سیاه و انگل باشد نسبت به قضیه کذایی همان‌گونه فکر می‌کند که ذهنش همان [[صبغه]] را دارد؛ یک [[جور]] دیگر برداشت می‌کند. ایشان [[معتقد]] بود امروزه برداشت‌های علمی آزاد نیست<ref>صحیفه امام، ج۱۱، ص۱۸۰.</ref>. در این رهنمود به دو جنبه اشاره می‌شود [[آزاداندیشی]] در مسایل [[سیاسی]] و آزاداندیشی در مسائل علمی، نقطه مقابل آن [[تعصب]] و تصلب [[فکری]] و طفیلی‌گری است که آفت زاست؛ چراکه [[گرایش]] به جناح و گروه مورد علاقه، خود باعث می‌شود که انسان [[افکار]] خود را منطبق با اندیشه آن گروه خلاصه نماید و این مقابل آزاد اندیشی است. همچنین است در مسایل علمی که به صورت بسته می‌اندیشند بدون [[نقادی]] و نکته سنجی و [[اجتهاد]] علمی نظر می‌دهند؛ این [[اسارت]] فکر است نه آزاداندیشی<ref>[[علی حسن‌زاده|حسن‌زاده، علی]]، [[آزادی اسلامی - حسن‌زاده (مقاله)| مقاله «آزادی اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص ۸۰۴.</ref>.


==آزادی عقیده==
== آزادی عقیده ==
[[عقیده]] در [[زندگی]] [[بشر]] امری بسیار مهم است. عقیده جنبه‌ای [[قداست]] برای [[معتقدان]] دارد و پایه‌ای برای [[نظام]] [[روانی]] و [[رفتاری]] آنان است. برای معتقدان [[دفاع از عقیده]] امری حیثیتی بوده و برای این [[دفاع]] حاضر به پرداخت هزینه‌اند. شاید بتوان گفت که در مؤلفه‌های هویتی [[انسان]]، عقیده مهمترین جایگاه را دارد. با توجه به اهمیت عقیده در زندگی انسان، [[هدف]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} این بود که هرجا زمینه مساعد بود، بذر [[اندیشه]] و عقیده را بپاشد؛ با این [[امید]] که در [[زمان]] مساعد این بذر سبز خواهد شد<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۱۳۸۰.</ref>.
[[عقیده]] در [[زندگی]] [[بشر]] امری بسیار مهم است. عقیده جنبه‌ای [[قداست]] برای [[معتقدان]] دارد و پایه‌ای برای [[نظام]] [[روانی]] و [[رفتاری]] آنان است. برای معتقدان [[دفاع از عقیده]] امری حیثیتی بوده و برای این [[دفاع]] حاضر به پرداخت هزینه‌اند. شاید بتوان گفت که در مؤلفه‌های هویتی [[انسان]]، عقیده مهمترین جایگاه را دارد. با توجه به اهمیت عقیده در زندگی انسان، [[هدف]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} این بود که هرجا زمینه مساعد بود، بذر [[اندیشه]] و عقیده را بپاشد؛ با این [[امید]] که در [[زمان]] مساعد این بذر سبز خواهد شد<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۱۳۸۰.</ref>.
عقیده امری شخصی و درونی است. بنابر این، ممکن است که به نظر برسد مسأله آزادی درباره آن اساساً قابل طرح نباشد. اما چنان‌که آمد، عقیده از مؤلفه‌های هویتی انسان‌هاست و هر [[انسانی]] با عقیده‌اش خود را در [[جامعه]] معرفی می‌کند. بنابراین، عقیده ظهور اجتماعی پیدا می‌کند و از این جهت، مسأله آزادی درباره آن قابل طرح است<ref>ظهور روشن‌تر عقیده در آزادی فکر و بیان است که در عنوان بعد به آن پرداخته خواهد شد.</ref>.
عقیده امری شخصی و درونی است. بنابر این، ممکن است که به نظر برسد مسأله آزادی درباره آن اساساً قابل طرح نباشد. اما چنان‌که آمد، عقیده از مؤلفه‌های هویتی انسان‌هاست و هر [[انسانی]] با عقیده‌اش خود را در [[جامعه]] معرفی می‌کند. بنابراین، عقیده ظهور اجتماعی پیدا می‌کند و از این جهت، مسأله آزادی درباره آن قابل طرح است<ref>ظهور روشن‌تر عقیده در آزادی فکر و بیان است که در عنوان بعد به آن پرداخته خواهد شد.</ref>.
[[دولت]] [[وظیفه]] ندارد در عقیده حتی اگر عقیده [[گمراهی]] باشد، محدودیت ایجاد کند؛ هر چند [[عقیده]] [[گمراه]] نزد [[خدا]] قابل [[مؤاخذه]] است و پیش خدا و پیش انسان‌های [[مؤمن]] [[عیب]] دارد؛ چنان که در [[جامعه اسلامی]] [[پیروان ادیان]] گوناگون مانند [[یهودی]] و زرتشتی نیز آزادانه [[زندگی]] می‌کنند<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در مراسم فارغ‌التحصیلی گروهی از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس، ۱۲/۶/۱۳۷۷.</ref>. اما در عین حال، شالوده‌شکنی و [[هرج و مرج]] [[عقیدتی]] نیز قابل پذیرش نیست<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار با دانشجویان، ۱۸/۸/۱۳۸۵.</ref>. بنابراین از نظر [[اسلام]] [[گمراه کردن]] [[مردم]] با [[عقاید]] [[فاسد]] [[آزاد]] نیست<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در مراسم فارغ‌التحصیلی گروهی از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس، ۱۲/۶/۱۳۷۷.</ref>. شاید به نظر برخی که چشم به غرب دارند، این محدودیت برای [[آزادی]] قابل قبول نباشد؛ اما همان‌ها نیز باید متوجه باشند که [[آزادی عقیده]] در غرب محدودیت‌های شدیدی دارد. وقتی به [[مقدسات]] [[ادیان]] وقیحانه [[فحاشی]] می‌شود، آنان درباره [[آزادی بیان]] و عقیده داد سخن می‌دهند؛ اما ابراز عقیده درباره [[صهیونیزم]] را [[جرم]] می‌شمرند و [[اجازه]] نمی‌دهند [[زن]] یا دختر بچه [[مسلمان]] بر طبق عقیده مذهبی خود [[لباس]] بپوشد<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، پیام به گردهمایی سراسری فرماندهان بسیج، به مناسبت سالروز انتشار پیام رهبر فقید انقلاب برای تشکیل بسیج مستضعفان و گرامیداشت هفته بسیج، ۲/۹/۱۳۶۸ و پیام به کنگره عظیم حج، ۲۹/۱۰/۱۳۸۳.</ref>.
[[دولت]] [[وظیفه]] ندارد در عقیده حتی اگر عقیده [[گمراهی]] باشد، محدودیت ایجاد کند؛ هر چند [[عقیده]] [[گمراه]] نزد [[خدا]] قابل [[مؤاخذه]] است و پیش خدا و پیش انسان‌های [[مؤمن]] [[عیب]] دارد؛ چنان که در [[جامعه اسلامی]] [[پیروان ادیان]] گوناگون مانند [[یهودی]] و زرتشتی نیز آزادانه [[زندگی]] می‌کنند<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در مراسم فارغ‌التحصیلی گروهی از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس، ۱۲/۶/۱۳۷۷.</ref>. اما در عین حال، شالوده‌شکنی و [[هرج و مرج]] [[عقیدتی]] نیز قابل پذیرش نیست<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار با دانشجویان، ۱۸/۸/۱۳۸۵.</ref>. بنابراین از نظر [[اسلام]] [[گمراه کردن]] [[مردم]] با [[عقاید]] [[فاسد]] [[آزاد]] نیست<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در مراسم فارغ‌التحصیلی گروهی از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس، ۱۲/۶/۱۳۷۷.</ref>. شاید به نظر برخی که چشم به غرب دارند، این محدودیت برای [[آزادی]] قابل قبول نباشد؛ اما همان‌ها نیز باید متوجه باشند که [[آزادی عقیده]] در غرب محدودیت‌های شدیدی دارد. وقتی به [[مقدسات]] [[ادیان]] وقیحانه [[فحاشی]] می‌شود، آنان درباره [[آزادی بیان]] و عقیده داد سخن می‌دهند؛ اما ابراز عقیده درباره [[صهیونیزم]] را [[جرم]] می‌شمرند و [[اجازه]] نمی‌دهند [[زن]] یا دختر بچه [[مسلمان]] بر طبق عقیده مذهبی خود [[لباس]] بپوشد<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، پیام به گردهمایی سراسری فرماندهان بسیج، به مناسبت سالروز انتشار پیام رهبر فقید انقلاب برای تشکیل بسیج مستضعفان و گرامیداشت هفته بسیج، ۲/۹/۱۳۶۸ و پیام به کنگره عظیم حج، ۲۹/۱۰/۱۳۸۳.</ref>.


خط ۲۵: خط ۲۶:
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده:آزادی عقیده]]
[[رده:آزادی]]
[[رده:مدخل‌های در انتظار تلخیص]]
[[رده:مدخل‌های در انتظار تلخیص]]

نسخهٔ ‏۲۸ مارس ۲۰۲۳، ساعت ۱۱:۳۱

مقدمه

آزادی عقیده در دو حوزه قابل بحث است؛ اول عقیده به عنوان ایمان، دوم عقیده به معنای هرگونه اعتقاد، بینش و اندیشه‌های مختلف. در درون دین تفاوت و تمایز آزادی عقیده و تفکر از همین نقطه نشأت می‌گیرد،؛ چراکه آزادی عقیده بیشتر جهت دینی و ایمانی را برمی‌تابد و آزادی تفکر شامل حوزه‌های مختلف اعم از اعتقادی، اجتماعی و سیاسی است. شهید مطهری آزادی عقیده و آزادی فکر را از هم جدا می‌کند. به باور این اندیشمند، آزادی تفکر ناشی از همان استعداد انسانی بشر است که می‌تواند در مسایل بیاندیشد. این استعداد بشری حتماً باید آزاد باشد[۱]،؛ چراکه موجب رشد و سعادت انسان خواهد بود و اما عقیده به معنای اول یعنی ایمان و اعتقاد با توجه به اینکه منشأ بسیاری از عقاید یک سلسله عادت‌ها، تقلیدها و تعصب‌ها است نه تنها راه‌گشا نیست، بلکه بر عکس نوعی انعقاد اندیشه به حساب می‌آید[۲]. اسلام آزادی عقیده به این معنا را رد می‌کند معنی آیه ﴿لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ[۳] این است که در هیچ وضعیتی نباید برای تحمیل عقیده از فشار و جبر استفاده کرد. همان‌گونه که امام خمینی معتقدند اسلام مکتب تحمیل نیست، اسلام آزادی را به تمام ابعادش ترویج می‌کند[۴]. باید از روش‌های بهتر و درست‌تری استفاده نمود نه اینکه آزادی هر نوع عقیده‌ای درست است. یکی آزاد باشد بت‌پرستی کند، دیگری شیطان‌پرست باشد و یکی... ؛ چراکه آزادی عقیده موجب حالتی در انسان می‌شود که اندیشه انسان اسیر، بسته و غیر فعال می‌شود و این‌گونه آزادی نه تنها مفید نیست، بلکه پیامدهای زیانباری خواهد داشت. البته توجه شود که با اظهار عقیده اشتباه گرفته نشود،؛ چراکه آن آزاد است. امام خمینی معتقدند هر کسی آزاد است که اظهار عقیده کند[۵]. قرآن کریم بعد از بیان بت‌شکنی حضرت ابراهیم (ع) و توجه دادن اتهام به سوی بت بزرگی که تبر روی دوش آن انداخته بود می‌فرماید: ﴿فَرَجَعُوا إِلَى أَنْفُسِهِمْ[۶] بعد از این مناظره مردم به خود آمدند. از منظر قرآن کریم خود واقعی انسان عقل و اندیشه ناب، خالص و منطقی و صحیح است[۷]. امام خمینی در خصوص آزادی فکر این گونه قائل‌اند که انسان در فکرش آزاد است و بدون اینکه متمایل به یک طرف باشد فکر می‌کند؛ در مسایل علمی هم همین‌گونه است، مسایل علمی را اگر چنانچه انسان آزادانه فکر کند یک طور برداشت می‌کند؛ اگر چنانچه ذهنش سیاه و انگل باشد نسبت به قضیه کذایی همان‌گونه فکر می‌کند که ذهنش همان صبغه را دارد؛ یک جور دیگر برداشت می‌کند. ایشان معتقد بود امروزه برداشت‌های علمی آزاد نیست[۸]. در این رهنمود به دو جنبه اشاره می‌شود آزاداندیشی در مسایل سیاسی و آزاداندیشی در مسائل علمی، نقطه مقابل آن تعصب و تصلب فکری و طفیلی‌گری است که آفت زاست؛ چراکه گرایش به جناح و گروه مورد علاقه، خود باعث می‌شود که انسان افکار خود را منطبق با اندیشه آن گروه خلاصه نماید و این مقابل آزاد اندیشی است. همچنین است در مسایل علمی که به صورت بسته می‌اندیشند بدون نقادی و نکته سنجی و اجتهاد علمی نظر می‌دهند؛ این اسارت فکر است نه آزاداندیشی[۹].

آزادی عقیده

عقیده در زندگی بشر امری بسیار مهم است. عقیده جنبه‌ای قداست برای معتقدان دارد و پایه‌ای برای نظام روانی و رفتاری آنان است. برای معتقدان دفاع از عقیده امری حیثیتی بوده و برای این دفاع حاضر به پرداخت هزینه‌اند. شاید بتوان گفت که در مؤلفه‌های هویتی انسان، عقیده مهمترین جایگاه را دارد. با توجه به اهمیت عقیده در زندگی انسان، هدف پیامبر اکرم(ص) این بود که هرجا زمینه مساعد بود، بذر اندیشه و عقیده را بپاشد؛ با این امید که در زمان مساعد این بذر سبز خواهد شد[۱۰]. عقیده امری شخصی و درونی است. بنابر این، ممکن است که به نظر برسد مسأله آزادی درباره آن اساساً قابل طرح نباشد. اما چنان‌که آمد، عقیده از مؤلفه‌های هویتی انسان‌هاست و هر انسانی با عقیده‌اش خود را در جامعه معرفی می‌کند. بنابراین، عقیده ظهور اجتماعی پیدا می‌کند و از این جهت، مسأله آزادی درباره آن قابل طرح است[۱۱].

دولت وظیفه ندارد در عقیده حتی اگر عقیده گمراهی باشد، محدودیت ایجاد کند؛ هر چند عقیده گمراه نزد خدا قابل مؤاخذه است و پیش خدا و پیش انسان‌های مؤمن عیب دارد؛ چنان که در جامعه اسلامی پیروان ادیان گوناگون مانند یهودی و زرتشتی نیز آزادانه زندگی می‌کنند[۱۲]. اما در عین حال، شالوده‌شکنی و هرج و مرج عقیدتی نیز قابل پذیرش نیست[۱۳]. بنابراین از نظر اسلام گمراه کردن مردم با عقاید فاسد آزاد نیست[۱۴]. شاید به نظر برخی که چشم به غرب دارند، این محدودیت برای آزادی قابل قبول نباشد؛ اما همان‌ها نیز باید متوجه باشند که آزادی عقیده در غرب محدودیت‌های شدیدی دارد. وقتی به مقدسات ادیان وقیحانه فحاشی می‌شود، آنان درباره آزادی بیان و عقیده داد سخن می‌دهند؛ اما ابراز عقیده درباره صهیونیزم را جرم می‌شمرند و اجازه نمی‌دهند زن یا دختر بچه مسلمان بر طبق عقیده مذهبی خود لباس بپوشد[۱۵].

حوزه مهمی از آزادی عقیده که مورد توجه حضرت آیت‌الله خامنه‌ای است، حوزه عقاید مذهبی است. مسأله اساسی این حوزه مسأله وحدت است. آزادی عقیده برای ایجاد وحدت است. دو عقیده که همه فِرَق اسلامی آزادانه قبول کرده‌اند، می‌تواند محور وحدت مسلمانان شود: محبت اهل بیت(ع) و حدیث ثقلین[۱۶]. اساساً آزادی عقیده نباید موجبات اختلاف را فراهم کند. اختلاف عقیدتی به خودی خود مشکل ندارد[۱۷]؛ اما نباید مستلزم و مستوجب تنافس و تعارض و درگیری و جدال بین مسلمین شود[۱۸]. همچنین، نباید آزادی عقیده مستمسک کسانی باشد که بر ضد اعتقادات مردم قلم‌فرسایی‌های اغواگر می‌کنند[۱۹].[۲۰]

منابع

پانویس

  1. مرتضی مطهری، پیرامون انقلاب اسلامی، ص۷.
  2. مرتضی مطهری، پیرامون انقلاب اسلامی، ص۸.
  3. «در (کار) دین هیچ اکراهی نیست» سوره بقره، آیه ۲۵۶.
  4. صحیفه امام، ج۱، ص۱۵۶.
  5. صحیفه امام، ج۳، ص۳۷۱.
  6. «به خود آمدند» سوره انبیاء، آیه ۶۴.
  7. مرتضی مطهری، پیرامون انقلاب اسلامی، ص۹.
  8. صحیفه امام، ج۱۱، ص۱۸۰.
  9. حسن‌زاده، علی، مقاله «آزادی اسلامی»، منظومه فکری امام خمینی، ص ۸۰۴.
  10. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۱۳۸۰.
  11. ظهور روشن‌تر عقیده در آزادی فکر و بیان است که در عنوان بعد به آن پرداخته خواهد شد.
  12. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در مراسم فارغ‌التحصیلی گروهی از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس، ۱۲/۶/۱۳۷۷.
  13. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار با دانشجویان، ۱۸/۸/۱۳۸۵.
  14. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در مراسم فارغ‌التحصیلی گروهی از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس، ۱۲/۶/۱۳۷۷.
  15. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، پیام به گردهمایی سراسری فرماندهان بسیج، به مناسبت سالروز انتشار پیام رهبر فقید انقلاب برای تشکیل بسیج مستضعفان و گرامیداشت هفته بسیج، ۲/۹/۱۳۶۸ و پیام به کنگره عظیم حج، ۲۹/۱۰/۱۳۸۳.
  16. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار با میهمانان و شرکت کنندگان کنفرانس جهانی اهل بیت(ع)، ۴/۳/۱۳۶۹.
  17. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار با کارگزاران نظام، ۸/۸/۱۳۸۴.
  18. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار با مسئولان کشوری و لشکری و میهمانان شرکت‌کننده در کنفرانس وحدت اسلامی، ۱۶/۷/۱۳۶۹.
  19. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار با کارگزاران نظام، ۸/۸/۱۳۸۴.
  20. حسنی، ابوالحسن، مقاله «آزادی اسلامی»، منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲ ص ۱۱۵۱.