بنی یربوع بن حنظله: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} ==نسب قبیله== بنی یربوع از قبایل عدنانی و از شاخه‌های قبیله بنی تمیم بوده، نسب از یربوع بن حنظلة بن مالک بن زید مناة بن تمیم می‌‌برند.<ref>ابن حزم، جمهرة انساب...» ایجاد کرد)
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۶: خط ۱۶:
==[[مساکن]] و منازل بنی یربوع==
==[[مساکن]] و منازل بنی یربوع==
بنی یربوع عموماً همراه با قبیله [[مادری]] خود [[بنی حنظله]]، در یمامه از بخش‌های [[سرزمین]] وسیع [[نجد]]- در [[عربستان]] مرکزی - ساکن بودند.<ref>ابن سعید مغربی، نشوة الطرب فی تاریخ جاهلیة العرب، ج۱، ص۴۴۸.</ref> آنان افرادی [[صحرانشین]] بودند و با [[بادیه نشینی]] و ملزومات آن [[زندگی]] به سر می‌‌کردند.<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۷۸۹، ج۲، ص۱۰۴، ص۶۳،، ج۳، ص۸۸؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۰۴ فؤاد حمزه، قلب جزیرة العرب، ج۱، ص۱۴۰.</ref> از سرزمین‌های اختصاصی آنان هم می‌‌توان به [[حزن]]<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۲، ص۲۵۴.</ref> و مناطق اطراف آن مانند البردان،<ref>بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۱، ص۲۴۰.</ref> همچنین ذو البیض<ref>بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۱، ص۲۹۵.</ref> و الرقم،<ref>بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۲، ص۳۵۵.</ref> [[الصمد]]،<ref>بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۳، ص۸۴۱.</ref> طلح،<ref>بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۳، ص۸۹۲.</ref> الغبیط،<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۱۸۶.</ref> ملیحه،<ref>بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۴، ص۱۲۶۰؛ بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱۲، ص۱۶۵.</ref> الإیاد،<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۲، ص۱۶۱، ۱۶۲ و ۱۶۵. نیز ر. ک. دینوری، الاخبار الطوال، ص۲۲۹؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۲۸۷.</ref> أعشاش،<ref>بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۱، ص۱۷۱؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۲۲۱.</ref> حضا – بین أفاق و أفیق از سرزمین‌های [[نجد]]- <ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۲، ص۳۷۴.</ref> و [[الفرد]]<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۲۴۷.</ref>یاد کرد. ضمن این که از آبهای آنان هم می‌‌توان به ثبیت،<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۹۱.</ref> أنصاب،<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۲۶۵.</ref> جدود<ref>بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۳، ص۱۰۴۴.</ref> و به [[نقلی]] الاجفر،<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۲۸۷.</ref> بقاء، جوفاء و تلعه<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۱۰۲.</ref> اشاره داشت. پس از [[فتوحات اسلامی]]، جمعی از آنان در شهرهای تازه تأسیس [[کوفه]] و [[بصره]] ساکن شدند<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ج۱، ص۲۲۶، ۲۶۳؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۶، ص۵۰؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۲۳۷؛ دینوری، الاخبار الطوال، ص۱۷۲، ۲۲۹.</ref> و سپس به تدریج در شهرهای شرقی [[بلاد اسلامی]]، از جمله در [[استخر]] فارس، [[اصفهان]]،<ref>بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱۲، ص۱۶۱. نیز ر. ک. طبری، تاریخ الطبری، ج۲، ص۱۷۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۴۳؛ بلاذری، فتوح البلدان، ص۴۰۸.</ref> [[خراسان]]<ref>طبری، تاریخ الطبری، ج۲، ص۱۷۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۴۳؛ بلاذری، فتوح البلدان، ص۴۰۸؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۲۶ - ۲۲۷.</ref> و نیز [[شام]]<ref>سمعانی، الانساب، ج۱۱، ص۱۴۲.</ref> پراکنده شدند.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
بنی یربوع عموماً همراه با قبیله [[مادری]] خود [[بنی حنظله]]، در یمامه از بخش‌های [[سرزمین]] وسیع [[نجد]]- در [[عربستان]] مرکزی - ساکن بودند.<ref>ابن سعید مغربی، نشوة الطرب فی تاریخ جاهلیة العرب، ج۱، ص۴۴۸.</ref> آنان افرادی [[صحرانشین]] بودند و با [[بادیه نشینی]] و ملزومات آن [[زندگی]] به سر می‌‌کردند.<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۷۸۹، ج۲، ص۱۰۴، ص۶۳،، ج۳، ص۸۸؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۰۴ فؤاد حمزه، قلب جزیرة العرب، ج۱، ص۱۴۰.</ref> از سرزمین‌های اختصاصی آنان هم می‌‌توان به [[حزن]]<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۲، ص۲۵۴.</ref> و مناطق اطراف آن مانند البردان،<ref>بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۱، ص۲۴۰.</ref> همچنین ذو البیض<ref>بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۱، ص۲۹۵.</ref> و الرقم،<ref>بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۲، ص۳۵۵.</ref> [[الصمد]]،<ref>بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۳، ص۸۴۱.</ref> طلح،<ref>بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۳، ص۸۹۲.</ref> الغبیط،<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۱۸۶.</ref> ملیحه،<ref>بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۴، ص۱۲۶۰؛ بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱۲، ص۱۶۵.</ref> الإیاد،<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۲، ص۱۶۱، ۱۶۲ و ۱۶۵. نیز ر. ک. دینوری، الاخبار الطوال، ص۲۲۹؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۲۸۷.</ref> أعشاش،<ref>بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۱، ص۱۷۱؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۲۲۱.</ref> حضا – بین أفاق و أفیق از سرزمین‌های [[نجد]]- <ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۲، ص۳۷۴.</ref> و [[الفرد]]<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۲۴۷.</ref>یاد کرد. ضمن این که از آبهای آنان هم می‌‌توان به ثبیت،<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۹۱.</ref> أنصاب،<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۲۶۵.</ref> جدود<ref>بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۳، ص۱۰۴۴.</ref> و به [[نقلی]] الاجفر،<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۲۸۷.</ref> بقاء، جوفاء و تلعه<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۱۰۲.</ref> اشاره داشت. پس از [[فتوحات اسلامی]]، جمعی از آنان در شهرهای تازه تأسیس [[کوفه]] و [[بصره]] ساکن شدند<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ج۱، ص۲۲۶، ۲۶۳؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۶، ص۵۰؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۲۳۷؛ دینوری، الاخبار الطوال، ص۱۷۲، ۲۲۹.</ref> و سپس به تدریج در شهرهای شرقی [[بلاد اسلامی]]، از جمله در [[استخر]] فارس، [[اصفهان]]،<ref>بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱۲، ص۱۶۱. نیز ر. ک. طبری، تاریخ الطبری، ج۲، ص۱۷۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۴۳؛ بلاذری، فتوح البلدان، ص۴۰۸.</ref> [[خراسان]]<ref>طبری، تاریخ الطبری، ج۲، ص۱۷۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۴۳؛ بلاذری، فتوح البلدان، ص۴۰۸؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۲۶ - ۲۲۷.</ref> و نیز [[شام]]<ref>سمعانی، الانساب، ج۱۱، ص۱۴۲.</ref> پراکنده شدند.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
==[[تاریخ]] [[جاهلی]] [[بنی یربوع]]==
نزدیکی مساکن بنی یربوع به مرزهای [[حکومت]] [[حیره]] باعث شد تا قلمرو [[ملوک]] حیره در [[عراق]]، که [[سد]] حایل [[ساسانیان]] در برابر [[تجاوز]] [[قبایل عرب]] به شمار می‌‌آمد، دچار تاخت و تاز مکرر بنی یربوع قرار گیرد. چندان که در [[عرب]]، بیشترین غارتها بر ملوک حیره از سوی آنان انجام گرفت.<ref>ابن قتیبه، المعارف، ص۶۵۱.</ref> از این رو، طی مصالحه‌ای، [[منصب]] «ردافه» که به منزلة [[وزارت]] و [[جانشینی]] [[شاه]] بود به بنی یربوع واگذار شد و به موجب آن، یک چهارم [[غنایم جنگی]] (مِرباع) به آنان تعلق گرفت.<ref>ابن اثیر، الکامل، ج۱، ص۶۴۹.</ref> این [[منصب]] به [[ارث]] از نسلی به [[نسل]] دیگر می‌‌رسید و میان آنان دست به دست می‌‌شد. [[عتاب بن هرمی بن ریاح یربوعی]] نخستین کس بود که بدین [[مقام]] دست یافت.<ref>ابن قتیبه، المعارف، ص۶۵۱.</ref> بعد، پسرش [[عوف بن عتاب]] و پس از او این منصب به [[یزید بن عوف بن عتاب]] - رادف منذر بن ماءالسماء - رسید.<ref>ابن قتیبه، المعارف، ص۶۵۱. نیز ر. ک. بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۲، ص۱۵۴ - ۱۵۵.</ref> منذر، سپاهی را در نیمة اول [[قرن ششم]] میلادی به [[فرماندهی]] پسرانش قابوس و [[حسان]] به سوی [[طخفه]] – محل اقامت [[بنی یربوع]] - فرستاد. در [[جنگی]] که بین دو [[سپاه]] در این منطقه در گرفت، [[لشکر]] [[حیره]] هزیمت شدند و پسران منذر به [[اسارت]] در آمدند.<ref>ابن قتیبه، المعارف، ص۶۵۱.</ref> [[ابن اثیر]] هم در کتابش، ضمن بیان توضیح درباره منصب ردافت، این واقعه را در [[زمان]] [[نعمان بن منذر]] و به [[نقلی]] پسرش منذر ذکر کرده، آورده است: نعمان به توصیه [[حاجب بن زراره دارمی تمیمی]] که از او خواسته بود تا منصب ردافت را به حارث بن بیبة بن قرط بن سفیان بن مجاشع دارمی واگذارد، وی موضوع را با بنی یربوع در میان گذاشت و از آنها خواست تا با این امر موافقت کنند. اما بنی یربوع از موافقت خودداری کردند. نعمان نیز به سبب [[سرپیچی]] آنان، لشکری از [[فرمانبرداران]] خود فراهم آورد و به فرماندهی پسرش قابوس و برادرش حسان سوی بنی یربوع فرستاد. در جنگی که بین دو سپاه در مکانی به نام طخفه در گرفت، لشکر حیره هزیمت شدند و قابوس و حسان به اسارت در آمدند. [[شکست]] خوردگان نزد نعمان رفتند و هنگامی به بارگاه او رسیدند که شهاب بن قیس بن کیاس یربوعی در حضورش بود. نعمان پس از دریافت خبر، به شهاب بن قیس گفت: «ای شهاب؛ پسر و [[برادر]] مرا دریاب. اگر آن دو را زنده یافتی، ردافت را به [[بنی یربوع]] باز می‌‌گردانم و کسانی را هم که کشته‌اند به ایشان می‌‌بخشم، اموالی را هم که برده‌اند به ایشان وا می‌‌گذارم و افزون بر آن دو هزار شتر نیز به آنها می‌‌دهم». شهاب رفت و آن دو را زنده، نزد [[شاه]] [[حیره]] آورد. نعمان نیز به [[عهد]] خود [[وفا]] کرد و متعرض ردافت شان نشد.<ref>ابن اثیر، الکامل، ج۱، ص۶۴۹. نیز ر. ک. بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۲، ص۱۵۲ - ۱۵۳.</ref> این [[منصب]]، در بین بنی یربوع باقی ماند و آنان تا [[ظهور اسلام]]، همچنان عهده دار این منصب بودند.<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۵، ص۱۳۰.</ref>
همچنین، جمعی دیگر از یربوعیان، در سال ولادت [[پیامبر اسلام]]{{صل}}، کاروان هدایای وهرز - [[امیر]] [[یمن]] - را که به سوی [[ایران]] و کاخ [[پادشاهی]] [[خسرو انوشیروان]] در حرکت بود، در [[سرزمین]] بنی یربوع به [[غارت]] بردند. [[پادشاه ساسانی]]، پس از اطلاع از این امر، "[[آزاد]] فروز" - امیر [[بحرین]] - را [[مأمور]] دفع آنان کرد. آزاد فروز، بنی یربوع را پس از کشتن مردانشان و [[تبعید]] پسرانشان، از هَجَر به کُلاب - میان [[بصره]] و [[کوفه]] - کوچاند.<ref>طبری، تاریخ الطبری، ج۲، ص۱۶۹ـ۱۷۰. نیز ر. ک. بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۴، ص۱۱۳۲ـ۱۱۳۳؛ ابن درید، الاشتقاق، ج۱، ص۲۲۶.</ref>
افزون بر [[ایرانیان]] و [[ملوک حیره، بنی یربوع]]، نبرد‌های دیگری را هم در [[جاهلیت]] در مواجهه با دیگر [[قبایل عرب]] [[تجربه]] کردند که از جمله آنان می‌‌توان از "[[یوم]] [[زرود]]" بین بنی یربوع و [[بنی تغلب]]،<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۳، ص۱۳۹</ref> "یوم منعج" بین بنی یربوع و [[بنی کلاب]]،<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۵، ص۲۱۳؛ کحاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۱۲۶۲.</ref> "یوم خو" بین بنی اسد و بنی یربوع،<ref>بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۲، ص۵۱۹.</ref> "یوم [[الجرف]]" بین بنی یربوع و [[بنی عبس]]،<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۲، ص۱۵۷ - ۱۵۸؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۲، ص۱۲۸.</ref> "یوم رأس العین" و غارت بنی ریاح بر بنی ابی ربیعة بن ذهل بن شیبان،<ref>بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۲، ص۶۲۳.</ref>"[[یوم]] ملیحه" - که بواسطه نزدیکی با اماکن اغشاش، الافاقه و الإیاد به "یوم اغشاش"، "یوم الافاقه" و "یوم الإیاد" نیز خوانده شده است، - بین [[بنی یربوع]] و [[بنی بکر بن وائل]]<ref>بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۴، ص۱۲۶۰.</ref> و "یوم القرعاء" بین بنی دارم بن مالک و بنی یربوع،<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۳۲۵.</ref> نام برد. ضمن این که در "یوم المروت" که بین [[بنی حنظله]] با [[همراهی]] بنو اعمامشان - [[عمرو بن تمیم]] - با [[طایفه]] [[قشیر بن کعب]] - از شاخه‌های [[قبیله]] [[عامر بن صعصعه]] - در گرفت، از بنی یربوع نیز در آن ذکری به میان آمده است،<ref>کحاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۱۲۶۲.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
==[[ادیان]] [[جاهلی]] بنی یربوع==
در منابع به ادیان جاهلی این قبیله اشاره ای نشده است اما به نظر می‌‌رسد که بنی یربوع هم بمانند دیگر [[قبایل]] [[عرب جاهلی]]، [[بت]] می‌‌پرستیده‌اند. بنی یربوع، به [[روزگار]] [[جاهلیت]]، در کنار [[قریش]] و [[خزاعه]] و [[کنانه]]، در شمار حُمْسی‌ها یا قبایل [[اهل]] [[حرم]] قرار داشتند و بدین سبب، در [[موسم حج]] از امتیازات خاصی بهره‌مند بودند.<ref>ابن حبیب، المحبر، ص۱۷۸. نیز ر. ک. ابن‌هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۲۱۱ - ۲۱۲.</ref> از جمله این امتیازات، ترک وقوف در [[عرفات]] بود. آنها، وقوف در [[عرفه]] و انجام [[مراسم]] آن را با اینکه می‌دانستند که از مشاعر [[دین ابراهیم]]{{ع}} است را ترک کرده وقوف در آن را برای سایر [[اعراب]]، فرض و [[واجب]] کردند؛<ref>ابن حبیب بغدادی، المنمق، ص۱۲۷.</ref> آنان، ساکنان خارج از حرم را وادار می‌کردند که غذای خود را وارد حرم نکنند، بلکه باید از غذای اهل حرم استفاده کنند، در موقع [[طواف]] باید از لباس‌های [[مردم]] [[مکه]] که [[لباس]] ملی و قومی بود بهره بگیرند و اگر کسی [[توانایی]] خریدش را نداشت باید برهنه طواف می‌کرد.<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص.۱۲۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۵۹.</ref> حمسی‌ها، هنگام انجام دادن [[اعمال]] [[حج]]، غذای روغنی نمی‌پختند و شیری اندوخته نمی‌کردند، مو و ناخن نمی‌گرفتند و روغن استعمال نمی‌کردند و با [[زنان]] [[معاشرت]] نمی‌کردند و خود را [[خوشبو]] نمی‌کردند و گوشت نمی‌خوردند و در خانه‌ای از خانه‌های [[مکه]] داخل نمی‌شدند و در حال انجام [[مناسک حج]] در خیمه‌های چرمی ساکن می‌شدند و...<ref>یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۲۵۶؛ ابن حبیب بغدادی، المنمق، ص۱۲۸ - ۱۲۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۵۹.</ref>
همچنین در [[دوران پیش از اسلام]]، [[بنی تمیم]] برای نخستین بار در [[جهان عرب]]، عهده دار همزمان دو [[منصب]] مهم [[سرپرستی]] موسم حج و [[داوری]] [[عکاظ]]، گردید. از جمله کسانی که در این [[قبیله]] عهده دار همزمان این [[مناصب]] مهم گردیدند، [[ثعلبة بن یربوع بن حنظله]] بود که پس از [[سعد بن زیدمناة بن تمیم]]، [[حنظلة بن زید مناة بن تمیم]]، [[ذؤیب بن کعب بن عمرو بن تمیم]] و [[مازن بن مالک بن عمرو بن تمیم]]، به این [[مقام]] نائل آمد.<ref>ابن حبیب، المحبر، ص۱۸۲.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>


== منابع ==
== منابع ==

نسخهٔ ‏۱۹ ژوئن ۲۰۲۳، ساعت ۱۰:۵۴

موضوع مرتبط ندارد - مدخل مرتبط ندارد - پرسش مرتبط ندارد

نسب قبیله

بنی یربوع از قبایل عدنانی و از شاخه‌های قبیله بنی تمیم بوده، نسب از یربوع بن حنظلة بن مالک بن زید مناة بن تمیم می‌‌برند.[۱] یربوع فرزندانی به نام ثعلبه، حارث، عمرو و صبیر داشت که به "احمال" معروف بودند. علاوه بر آنها، فرزندی به نام ریاح و نیز پسرانی به نام کلیب، غدانه و عنبر که به جهت پیمان با ریاح به "عقداء" موسوم شده بودند، از دیگر فرزندان یربوع بن حنظله به شمار می‌‌روند. سرشاخه‌های قبیله بزرگ یربوع از این هشت فرزند، شکل گرفت و قبایل بنی ریاح، بنی ثعلبه، بنی حارث، بنی عمرو، بنی صبیر، بنی کلیب، بنی غدانه و بنی عنبر از آنها به وجود آوردند.[۲] از این سرشاخه‌ها، بطون متعدد دیگری متفرع شدندکه از جمله آنها می‌‌توان به نام طوایفی نظیر ثعلبة بن عنبر،[۳] سلیط بن حارث،[۴] جاریة بن سلیط،[۵] بنو عرین بن ثعلبه،[۶] الحُمَّره،[۷] الکباس،[۸] معاویه،[۹] هرمی،[۱۰] حمیری،[۱۱] همام[۱۲] و... اشاره کرد. احفاد و ذریه‌های این قبیله هنوز هم در جای جای بلاد عربی باقی مانده‌اند. طوایفی مانند عشائر العتاتبه، السلایط - که در بصره ساکنند - الزبیر، ذی قار و فروعات آنها[۱۳] و نیز طوایف البو عوسج و البو حسان که فروعات آنها را تا ۲۴ فرع برشمرده‌اند،[۱۴] از جمله این قبایل‌اند در عراق که نسب شان به یربوع بن حنظله می‌‌رسد. لازم به ذکر است که علاوه قبیله بنی یربوع بن حنظله، قبایل مشابه دیگری هم به نام بنی یربوع وجود دارد[۱۵] که عدم اشتباه و خلط نشدن مطالب آنها، دقتی مضاعف می‌‌طلبد.

مساکن و منازل بنی یربوع

بنی یربوع عموماً همراه با قبیله مادری خود بنی حنظله، در یمامه از بخش‌های سرزمین وسیع نجد- در عربستان مرکزی - ساکن بودند.[۱۶] آنان افرادی صحرانشین بودند و با بادیه نشینی و ملزومات آن زندگی به سر می‌‌کردند.[۱۷] از سرزمین‌های اختصاصی آنان هم می‌‌توان به حزن[۱۸] و مناطق اطراف آن مانند البردان،[۱۹] همچنین ذو البیض[۲۰] و الرقم،[۲۱] الصمد،[۲۲] طلح،[۲۳] الغبیط،[۲۴] ملیحه،[۲۵] الإیاد،[۲۶] أعشاش،[۲۷] حضا – بین أفاق و أفیق از سرزمین‌های نجد- [۲۸] و الفرد[۲۹]یاد کرد. ضمن این که از آبهای آنان هم می‌‌توان به ثبیت،[۳۰] أنصاب،[۳۱] جدود[۳۲] و به نقلی الاجفر،[۳۳] بقاء، جوفاء و تلعه[۳۴] اشاره داشت. پس از فتوحات اسلامی، جمعی از آنان در شهرهای تازه تأسیس کوفه و بصره ساکن شدند[۳۵] و سپس به تدریج در شهرهای شرقی بلاد اسلامی، از جمله در استخر فارس، اصفهان،[۳۶] خراسان[۳۷] و نیز شام[۳۸] پراکنده شدند.[۳۹]

تاریخ جاهلی بنی یربوع

نزدیکی مساکن بنی یربوع به مرزهای حکومت حیره باعث شد تا قلمرو ملوک حیره در عراق، که سد حایل ساسانیان در برابر تجاوز قبایل عرب به شمار می‌‌آمد، دچار تاخت و تاز مکرر بنی یربوع قرار گیرد. چندان که در عرب، بیشترین غارتها بر ملوک حیره از سوی آنان انجام گرفت.[۴۰] از این رو، طی مصالحه‌ای، منصب «ردافه» که به منزلة وزارت و جانشینی شاه بود به بنی یربوع واگذار شد و به موجب آن، یک چهارم غنایم جنگی (مِرباع) به آنان تعلق گرفت.[۴۱] این منصب به ارث از نسلی به نسل دیگر می‌‌رسید و میان آنان دست به دست می‌‌شد. عتاب بن هرمی بن ریاح یربوعی نخستین کس بود که بدین مقام دست یافت.[۴۲] بعد، پسرش عوف بن عتاب و پس از او این منصب به یزید بن عوف بن عتاب - رادف منذر بن ماءالسماء - رسید.[۴۳] منذر، سپاهی را در نیمة اول قرن ششم میلادی به فرماندهی پسرانش قابوس و حسان به سوی طخفه – محل اقامت بنی یربوع - فرستاد. در جنگی که بین دو سپاه در این منطقه در گرفت، لشکر حیره هزیمت شدند و پسران منذر به اسارت در آمدند.[۴۴] ابن اثیر هم در کتابش، ضمن بیان توضیح درباره منصب ردافت، این واقعه را در زمان نعمان بن منذر و به نقلی پسرش منذر ذکر کرده، آورده است: نعمان به توصیه حاجب بن زراره دارمی تمیمی که از او خواسته بود تا منصب ردافت را به حارث بن بیبة بن قرط بن سفیان بن مجاشع دارمی واگذارد، وی موضوع را با بنی یربوع در میان گذاشت و از آنها خواست تا با این امر موافقت کنند. اما بنی یربوع از موافقت خودداری کردند. نعمان نیز به سبب سرپیچی آنان، لشکری از فرمانبرداران خود فراهم آورد و به فرماندهی پسرش قابوس و برادرش حسان سوی بنی یربوع فرستاد. در جنگی که بین دو سپاه در مکانی به نام طخفه در گرفت، لشکر حیره هزیمت شدند و قابوس و حسان به اسارت در آمدند. شکست خوردگان نزد نعمان رفتند و هنگامی به بارگاه او رسیدند که شهاب بن قیس بن کیاس یربوعی در حضورش بود. نعمان پس از دریافت خبر، به شهاب بن قیس گفت: «ای شهاب؛ پسر و برادر مرا دریاب. اگر آن دو را زنده یافتی، ردافت را به بنی یربوع باز می‌‌گردانم و کسانی را هم که کشته‌اند به ایشان می‌‌بخشم، اموالی را هم که برده‌اند به ایشان وا می‌‌گذارم و افزون بر آن دو هزار شتر نیز به آنها می‌‌دهم». شهاب رفت و آن دو را زنده، نزد شاه حیره آورد. نعمان نیز به عهد خود وفا کرد و متعرض ردافت شان نشد.[۴۵] این منصب، در بین بنی یربوع باقی ماند و آنان تا ظهور اسلام، همچنان عهده دار این منصب بودند.[۴۶]

همچنین، جمعی دیگر از یربوعیان، در سال ولادت پیامبر اسلام(ص)، کاروان هدایای وهرز - امیر یمن - را که به سوی ایران و کاخ پادشاهی خسرو انوشیروان در حرکت بود، در سرزمین بنی یربوع به غارت بردند. پادشاه ساسانی، پس از اطلاع از این امر، "آزاد فروز" - امیر بحرین - را مأمور دفع آنان کرد. آزاد فروز، بنی یربوع را پس از کشتن مردانشان و تبعید پسرانشان، از هَجَر به کُلاب - میان بصره و کوفه - کوچاند.[۴۷]

افزون بر ایرانیان و ملوک حیره، بنی یربوع، نبرد‌های دیگری را هم در جاهلیت در مواجهه با دیگر قبایل عرب تجربه کردند که از جمله آنان می‌‌توان از "یوم زرود" بین بنی یربوع و بنی تغلب،[۴۸] "یوم منعج" بین بنی یربوع و بنی کلاب،[۴۹] "یوم خو" بین بنی اسد و بنی یربوع،[۵۰] "یوم الجرف" بین بنی یربوع و بنی عبس،[۵۱] "یوم رأس العین" و غارت بنی ریاح بر بنی ابی ربیعة بن ذهل بن شیبان،[۵۲]"یوم ملیحه" - که بواسطه نزدیکی با اماکن اغشاش، الافاقه و الإیاد به "یوم اغشاش"، "یوم الافاقه" و "یوم الإیاد" نیز خوانده شده است، - بین بنی یربوع و بنی بکر بن وائل[۵۳] و "یوم القرعاء" بین بنی دارم بن مالک و بنی یربوع،[۵۴] نام برد. ضمن این که در "یوم المروت" که بین بنی حنظله با همراهی بنو اعمامشان - عمرو بن تمیم - با طایفه قشیر بن کعب - از شاخه‌های قبیله عامر بن صعصعه - در گرفت، از بنی یربوع نیز در آن ذکری به میان آمده است،[۵۵].[۵۶]

ادیان جاهلی بنی یربوع

در منابع به ادیان جاهلی این قبیله اشاره ای نشده است اما به نظر می‌‌رسد که بنی یربوع هم بمانند دیگر قبایل عرب جاهلی، بت می‌‌پرستیده‌اند. بنی یربوع، به روزگار جاهلیت، در کنار قریش و خزاعه و کنانه، در شمار حُمْسی‌ها یا قبایل اهل حرم قرار داشتند و بدین سبب، در موسم حج از امتیازات خاصی بهره‌مند بودند.[۵۷] از جمله این امتیازات، ترک وقوف در عرفات بود. آنها، وقوف در عرفه و انجام مراسم آن را با اینکه می‌دانستند که از مشاعر دین ابراهیم(ع) است را ترک کرده وقوف در آن را برای سایر اعراب، فرض و واجب کردند؛[۵۸] آنان، ساکنان خارج از حرم را وادار می‌کردند که غذای خود را وارد حرم نکنند، بلکه باید از غذای اهل حرم استفاده کنند، در موقع طواف باید از لباس‌های مردم مکه که لباس ملی و قومی بود بهره بگیرند و اگر کسی توانایی خریدش را نداشت باید برهنه طواف می‌کرد.[۵۹] حمسی‌ها، هنگام انجام دادن اعمال حج، غذای روغنی نمی‌پختند و شیری اندوخته نمی‌کردند، مو و ناخن نمی‌گرفتند و روغن استعمال نمی‌کردند و با زنان معاشرت نمی‌کردند و خود را خوشبو نمی‌کردند و گوشت نمی‌خوردند و در خانه‌ای از خانه‌های مکه داخل نمی‌شدند و در حال انجام مناسک حج در خیمه‌های چرمی ساکن می‌شدند و...[۶۰]

همچنین در دوران پیش از اسلام، بنی تمیم برای نخستین بار در جهان عرب، عهده دار همزمان دو منصب مهم سرپرستی موسم حج و داوری عکاظ، گردید. از جمله کسانی که در این قبیله عهده دار همزمان این مناصب مهم گردیدند، ثعلبة بن یربوع بن حنظله بود که پس از سعد بن زیدمناة بن تمیم، حنظلة بن زید مناة بن تمیم، ذؤیب بن کعب بن عمرو بن تمیم و مازن بن مالک بن عمرو بن تمیم، به این مقام نائل آمد.[۶۱].[۶۲]

منابع

پانویس

  1. ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۲۴.
  2. بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۲، ص۱۴۹ - ۱۵۰؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۲۴ - ۲۲۷.
  3. کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۱۴۶.
  4. ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۲۵؛ کحاله، معجم قبائل العرب، ج۲، ص۵۴۱.
  5. کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۱۵۷.
  6. کحاله، معجم قبائل العرب، ج۲، ص۷۷۵.
  7. از طوایف قبیله بنی ریاح. کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۳۰۰.
  8. از تیره‌های قبیله ثعلبة بن یربوع. کحاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۹۷۶.
  9. بطنی است از کلیب بن یربوع. کحاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۱۱۱۷.
  10. بطنی از بنی ریاح. ابن کلبی، جمهرة النسب، ص۲۱۳؛ کحاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۱۲۱۷.
  11. ابن کلبی، جمهرة النسب، ص۲۱۳.
  12. از شاخه‌های بنی ریاح بن یربوع. کحاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۱۲۲۴.
  13. الذهبی، موسوعه بنی تمیم، ص۲۹۰.
  14. کورانی، سلسلة القبائل العربیة فی العراق، ج۴، ص۱۱.
  15. از جمله این قبایل می‌‌توان به:
    1. یربوع بن سمال (کشداد) بن عوف بن امرئ القیس از قیس عیلان.
    2. یربوع بن غیظ بن مرة بن عوف از ذبیان.
    3. یربوع بن مازن بن حارث بن قطیعة بن عبس از غطفان.
    4. یربوع بن وائلة بن دهمان بن نصر بن معاویة بن بکر بن هوازن از قیس عیلان. (زرکلی، الاعلام، ج۸، ص۱۷۸ - ۱۷۹)
    5. یربوع بن الدؤل از حنیفه. (کحاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۱۲۶۳).
  16. ابن سعید مغربی، نشوة الطرب فی تاریخ جاهلیة العرب، ج۱، ص۴۴۸.
  17. یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۷۸۹، ج۲، ص۱۰۴، ص۶۳،، ج۳، ص۸۸؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۰۴ فؤاد حمزه، قلب جزیرة العرب، ج۱، ص۱۴۰.
  18. یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۲، ص۲۵۴.
  19. بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۱، ص۲۴۰.
  20. بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۱، ص۲۹۵.
  21. بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۲، ص۳۵۵.
  22. بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۳، ص۸۴۱.
  23. بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۳، ص۸۹۲.
  24. یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۱۸۶.
  25. بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۴، ص۱۲۶۰؛ بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱۲، ص۱۶۵.
  26. بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۲، ص۱۶۱، ۱۶۲ و ۱۶۵. نیز ر. ک. دینوری، الاخبار الطوال، ص۲۲۹؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۲۸۷.
  27. بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۱، ص۱۷۱؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۲۲۱.
  28. یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۲، ص۳۷۴.
  29. یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۲۴۷.
  30. یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۹۱.
  31. یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۲۶۵.
  32. بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۳، ص۱۰۴۴.
  33. یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۲۸۷.
  34. یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۱۰۲.
  35. ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ج۱، ص۲۲۶، ۲۶۳؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۶، ص۵۰؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۲۳۷؛ دینوری، الاخبار الطوال، ص۱۷۲، ۲۲۹.
  36. بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱۲، ص۱۶۱. نیز ر. ک. طبری، تاریخ الطبری، ج۲، ص۱۷۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۴۳؛ بلاذری، فتوح البلدان، ص۴۰۸.
  37. طبری، تاریخ الطبری، ج۲، ص۱۷۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۴۳؛ بلاذری، فتوح البلدان، ص۴۰۸؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۲۶ - ۲۲۷.
  38. سمعانی، الانساب، ج۱۱، ص۱۴۲.
  39. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت.
  40. ابن قتیبه، المعارف، ص۶۵۱.
  41. ابن اثیر، الکامل، ج۱، ص۶۴۹.
  42. ابن قتیبه، المعارف، ص۶۵۱.
  43. ابن قتیبه، المعارف، ص۶۵۱. نیز ر. ک. بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۲، ص۱۵۴ - ۱۵۵.
  44. ابن قتیبه، المعارف، ص۶۵۱.
  45. ابن اثیر، الکامل، ج۱، ص۶۴۹. نیز ر. ک. بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۲، ص۱۵۲ - ۱۵۳.
  46. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۵، ص۱۳۰.
  47. طبری، تاریخ الطبری، ج۲، ص۱۶۹ـ۱۷۰. نیز ر. ک. بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۴، ص۱۱۳۲ـ۱۱۳۳؛ ابن درید، الاشتقاق، ج۱، ص۲۲۶.
  48. یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۳، ص۱۳۹
  49. یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۵، ص۲۱۳؛ کحاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۱۲۶۲.
  50. بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۲، ص۵۱۹.
  51. بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۲، ص۱۵۷ - ۱۵۸؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۲، ص۱۲۸.
  52. بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۲، ص۶۲۳.
  53. بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۴، ص۱۲۶۰.
  54. یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۳۲۵.
  55. کحاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۱۲۶۲.
  56. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت.
  57. ابن حبیب، المحبر، ص۱۷۸. نیز ر. ک. ابن‌هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۲۱۱ - ۲۱۲.
  58. ابن حبیب بغدادی، المنمق، ص۱۲۷.
  59. ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص.۱۲۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۵۹.
  60. یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۲۵۶؛ ابن حبیب بغدادی، المنمق، ص۱۲۸ - ۱۲۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۵۹.
  61. ابن حبیب، المحبر، ص۱۸۲.
  62. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت.