طلا در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۴۰: خط ۴۰:


به گفته برخی مفسران، [[آیه]]{{متن قرآن|أَوَمَن يُنَشَّؤُا۟ فِى ٱلْحِلْيَةِ وَهُوَ فِى ٱلْخِصَامِ غَيْرُ مُبِينٍۢ}}<ref>«و آیا آن کس که در زیور پرورش می‌یابد و در چالش ناتوان است (شایسته فرزندی خداوند است)؟» سوره زخرف، آیه ۱۸.</ref> به علاقه شدید [[زنان]] به زینت‌آلات‌اشاره دارد<ref>المیزان، ج ۱۸ ص۹۰؛ المنیر، ج ‌۲۵، ص۱۳۲.</ref>؛ با این توضیح که [[مشرکان]] از یک سو از شنیدن خبر ولادت دختر به شدت ناراحت می‌شدند<ref>{{متن قرآن|وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُم بِمَا ضَرَبَ لِلرَّحْمَـٰنِ مَثَلًۭا ظَلَّ وَجْهُهُۥ مُسْوَدًّۭا وَهُوَ كَظِيمٌ}}«و چون یکی از ایشان را به آنچه برای (خداوند) بخشنده مثل می‌زند نوید بخشند، (و گویند دختردار شده‌ای) چهره‌اش سیاه می‌گردد و اندوهگین می‌شود» سوره زخرف، آیه ۱۷.</ref> و از سوی دیگر [[فرشتگان]] را [[دختران]] [[خدا]] می‌پنداشتند<ref>{{متن قرآن|وَجَعَلُوا۟ ٱلْمَلَـٰٓئِكَةَ ٱلَّذِينَ هُمْ عِبَـٰدُ ٱلرَّحْمَـٰنِ إِنَـٰثًا أَشَهِدُوا۟ خَلْقَهُمْ سَتُكْتَبُ شَهَـٰدَتُهُمْ وَيُسْـَٔلُونَ}}«و فرشتگان را که بندگان (خداوند) بخشنده‌اند مادینه پنداشته‌اند، آیا در آفرینش آنان گواه بوده‌اند؟ زودا که گواهی آنان نوشته شود و آنان بازخواست گردند» سوره زخرف، آیه ۱۹.</ref>. [[قرآن]] با آنها چنین [[احتجاج]] کرده که چگونه شما موجودی مانند [[زن]] را که در لابه‌لای زینت‌ها پرورش می‌یابد و به گونه غریزی به زیورآلات علاقه بیشتری دارد، [[فرزند خدا]] می‌خوانید؟ به نظر برخی، مراد از «کسی که در [[زینت]] پرورش یافته» در [[آیه]] ۱۸ [[سوره]] زخرف<ref>{{متن قرآن|أَوَمَن يُنَشَّؤُا۟ فِى ٱلْحِلْيَةِ وَهُوَ فِى ٱلْخِصَامِ غَيْرُ مُبِينٍۢ}}«و آیا آن کس که در [[زیور]] پرورش می‌یابد و در چالش [[ناتوان]] است (شایسته [[فرزندی]] [[خداوند]] است)؟» سوره درزخرف، آیه ۱۸.</ref>، بت‌هایی است که از طلا و [[نقره]] ساخته می‌شده است؛ یعنی آیا شما [[مشرکان]] بت‌هایی را [[شریک]] [[خدا]] دانستید که با [[زر و زیور]] ساخته شده‌اند و توان [[سخن گفتن]] ندارند<ref>جامع البیان، ج ۲۵، ص۳۵؛ فتح القدیر، ج ۴، ص۶۲۹.</ref>.<ref>[[علیجان کریمی|کریمی]] و [[سید کمال الدین میرمحمدی|میرمحمدی]]، [[طلا (مقاله)|مقاله «طلا»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۹۶.</ref>
به گفته برخی مفسران، [[آیه]]{{متن قرآن|أَوَمَن يُنَشَّؤُا۟ فِى ٱلْحِلْيَةِ وَهُوَ فِى ٱلْخِصَامِ غَيْرُ مُبِينٍۢ}}<ref>«و آیا آن کس که در زیور پرورش می‌یابد و در چالش ناتوان است (شایسته فرزندی خداوند است)؟» سوره زخرف، آیه ۱۸.</ref> به علاقه شدید [[زنان]] به زینت‌آلات‌اشاره دارد<ref>المیزان، ج ۱۸ ص۹۰؛ المنیر، ج ‌۲۵، ص۱۳۲.</ref>؛ با این توضیح که [[مشرکان]] از یک سو از شنیدن خبر ولادت دختر به شدت ناراحت می‌شدند<ref>{{متن قرآن|وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُم بِمَا ضَرَبَ لِلرَّحْمَـٰنِ مَثَلًۭا ظَلَّ وَجْهُهُۥ مُسْوَدًّۭا وَهُوَ كَظِيمٌ}}«و چون یکی از ایشان را به آنچه برای (خداوند) بخشنده مثل می‌زند نوید بخشند، (و گویند دختردار شده‌ای) چهره‌اش سیاه می‌گردد و اندوهگین می‌شود» سوره زخرف، آیه ۱۷.</ref> و از سوی دیگر [[فرشتگان]] را [[دختران]] [[خدا]] می‌پنداشتند<ref>{{متن قرآن|وَجَعَلُوا۟ ٱلْمَلَـٰٓئِكَةَ ٱلَّذِينَ هُمْ عِبَـٰدُ ٱلرَّحْمَـٰنِ إِنَـٰثًا أَشَهِدُوا۟ خَلْقَهُمْ سَتُكْتَبُ شَهَـٰدَتُهُمْ وَيُسْـَٔلُونَ}}«و فرشتگان را که بندگان (خداوند) بخشنده‌اند مادینه پنداشته‌اند، آیا در آفرینش آنان گواه بوده‌اند؟ زودا که گواهی آنان نوشته شود و آنان بازخواست گردند» سوره زخرف، آیه ۱۹.</ref>. [[قرآن]] با آنها چنین [[احتجاج]] کرده که چگونه شما موجودی مانند [[زن]] را که در لابه‌لای زینت‌ها پرورش می‌یابد و به گونه غریزی به زیورآلات علاقه بیشتری دارد، [[فرزند خدا]] می‌خوانید؟ به نظر برخی، مراد از «کسی که در [[زینت]] پرورش یافته» در [[آیه]] ۱۸ [[سوره]] زخرف<ref>{{متن قرآن|أَوَمَن يُنَشَّؤُا۟ فِى ٱلْحِلْيَةِ وَهُوَ فِى ٱلْخِصَامِ غَيْرُ مُبِينٍۢ}}«و آیا آن کس که در [[زیور]] پرورش می‌یابد و در چالش [[ناتوان]] است (شایسته [[فرزندی]] [[خداوند]] است)؟» سوره درزخرف، آیه ۱۸.</ref>، بت‌هایی است که از طلا و [[نقره]] ساخته می‌شده است؛ یعنی آیا شما [[مشرکان]] بت‌هایی را [[شریک]] [[خدا]] دانستید که با [[زر و زیور]] ساخته شده‌اند و توان [[سخن گفتن]] ندارند<ref>جامع البیان، ج ۲۵، ص۳۵؛ فتح القدیر، ج ۴، ص۶۲۹.</ref>.<ref>[[علیجان کریمی|کریمی]] و [[سید کمال الدین میرمحمدی|میرمحمدی]]، [[طلا (مقاله)|مقاله «طلا»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۹۶.</ref>
== [[ارزشمندی]] [[طلا]]==
در [[قرآن کریم]] برخی کاربردهای طلا بیان شده که نشان دهنده ارزشمندی آن‌اند. به نمونه‌هایی اشاره می‌شود:
#در نظر [[مشرکان مکه]] داشتن طلا ملاک بزرگی و [[ارزش]] بود، از این رو به [[رسول اکرم]]{{صل}} گفتند به تو [[ایمان]] نمی‌آوریم، مگر آنکه خانه‌ای از طلا داشته باشی<ref>جامع البیان، ج ‌۱۵، ص۱۰۹؛ التبیان، ج ‌۶، ص۵۲۰؛ الكشاف، ج ‌۲، ص۶۹۳.</ref>:{{متن قرآن|أَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌۭ مِّن زُخْرُفٍ...}}<ref>«یا خانه‌ای زرّین داشته باشی یا به آسمان فرا روی و فرا رفتنت را (هم) هرگز باور نخواهیم داشت مگر نوشته‌ای برای ما فرو فرستی که آن را بخوانیم؛ بگو: پاکا که پروردگار من است، مگر من جز بشری پیام آورم؟» سوره اسرا، آیه ۹۳.</ref>
#برای نشان دادن حتمیت [[عذاب]] کسانی که در حال [[کفر]] از [[دنیا]] رفته‌اند، گفته شده که از هیچ یک از آنان فدیه‌ای برای درآمدن به [[بهشت]] پذیرفته نمی‌شود، هر چند گنجینه‌ای به اندازۀ گستره [[زمین]] و آکنده از طلا باشد:{{متن قرآن|إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ وَمَاتُوا۟ وَهُمْ كُفَّارٌۭ فَلَن يُقْبَلَ مِنْ أَحَدِهِم مِّلْءُ ٱلْأَرْضِ ذَهَبًۭا وَلَوِ ٱفْتَدَىٰ بِهِ أُو۟لَـٰٓئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌۭ وَمَا لَهُم مِّن نَّـٰصِرِينَ}}<ref>«کسانی که کافر شدند و در کفر مردند و گر همچند زمین زر به بازخرید خویش دهند از آنان پذیرفته نیست؛ آنها عذابی دردناک (در پیش) دارند و یاوری نخواهند داشت» سوره عمران، آیه ۹۱.</ref> طلا به ارزشمندترین [[اموال]] در [[دنیا]] اشاره دارد<ref>مقتنیات الدرر، ج ‌۲، ص۲۳۲.</ref>.
#[[قرآن کریم]] در [[مقام]] [[داوری]] میان [[اهل کتاب]] و [[ستایش]] از گروهی و [[نکوهش]] گروهی دیگر، بازگرداندن طلای امانتی را ملاک قرار داده و گفته است برخی از آنان [[امانت]] را هرچند فراوان و [[ارزشمند]] و به اندازه قِنطار (مقدار فراوانی طلا)<ref>مجمع البیان، ج ‌۲، ص۷۱۲؛ نیز نک: تفسیر قمی، ج ‌۱، ص۹۷.</ref> باشد، به صاحبش بازمی‌گردانند، برخلاف دسته‌ای دیگر که [[امانتداری]] آنان حتی به اندازه یک دینار از طلا<ref>منهج الصادقین، ج ‌۲، ص۲۵۴.</ref> هم نیست:{{متن قرآن|وَمِنْ أَهْلِ ٱلْكِتَـٰبِ مَنْ إِن تَأْمَنْهُ بِقِنطَارٍۢ يُؤَدِّهِۦٓ إِلَيْكَ وَمِنْهُم مَّنْ إِن تَأْمَنْهُ بِدِينَارٍۢ لَّا يُؤَدِّهِۦٓ إِلَيْكَ...}}<ref>«و از اهل کتاب کسی هست که اگر دارایی فراوانی بدو بسپاری به تو باز پس می‌دهد و از ایشان کسی نیز هست که چون دیناری بدو بسپاری به تو باز نخواهد داد مگر آنکه پیوسته بر سرش ایستاده باشی؛ این بدان روی است که آنان می‌گویند: درباره بی‌سوادان راهی (برای بازخواست) بر ما نیست و بر خداوند دروغ می‌بندند با آنکه خود می‌دانند» سوره آلعمران، آیه ۷۵.</ref>. ‌در مقدار قنطار [[اختلاف]] است<ref>روض الجنان، ج ‌۴، ص۲۰۷؛روح المعانی، ج ۲، ص۹۷.</ref>: مطابق روایتی به‌اندازه‌ای است که پوست گاوی از طلا پر شود<ref>نور الثقلین، ج ‌۱، ص۳۲۰؛ نیز نک: تفسیر قمی، ج ‌۱، ص۹۷؛ مجمع البیان، ج ‌۲، ص۷۱۲.</ref> و به‌گفته‌ای ۱۰۰ رطل (۴۰ درهم) <ref>لسان العرب، ج ‌۱۱، ص۲۸۶، «رطل».</ref> طلا<ref>روح المعانی، ج ۲، ص۹۷.</ref> و به قولی اشاره به مقدار زیادی طلاست<ref>مجمع البیان، ج ‌۲، ص۷۱۲؛ نیز نک: تفسیر قمی، ج ‌۱، ص۹۷.</ref>. برخی نیز آن را به [[مال]] یا عدد فراوان [[تفسیر]] کرده‌اند<ref>نک: مجمع البیان، ج ‌۲، ص۷۱۲؛ ج ۳، ص۴۲؛ روح البیان، ج ‌۲، ص۵۱؛ التفسیر الوسیط، ج ‌۲، ص۱۴۸.</ref>. سخن از دینار در [[آیه]] یادشده از آن روست که در دوره اول [[اسلام]]، دینار از پول‌های رایج و معادل ۱۸ نخود (مثقال [[شرعی]]) و سه ربع مثقال صیرفی بوده و از طلا ساخته می‌شد. برخی دینار را مُعَرّب «دِنّار» [[رومی]] و نام سکه‌هایی از طلا به وزن ۷۲ دانه جو متوسط دانسته‌اند<ref>التحریر و التنویر، ج ‌۳، ص۱۳۲.</ref>. در آن [[زمان]] کمترین نقدینه مورد اعتنا در میان [[مردم]]، دینار بود<ref>تفسیر روشن، ج ‌۴، ص۲۸۱.</ref>.
#پس از آشکار شدن [[معجزات]] گوناگون [[موسی]]{{ع}} و [[ناتوانی]] [[فرعون]] و [[فرعونیان]] از [[رویارویی]] با آن حضرت، فرعون با [[تفاخر]] به [[فرمانروایی]] خود بر [[مصر]]، نبودن دستبند طلا بر دستان موسی و همراه نبودن [[فرشتگان]] با او را بهانه کرد:{{متن قرآن|فَلَوْلَآ أُلْقِىَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌۭ مِّن ذَهَبٍ أَوْ جَآءَ مَعَهُ ٱلْمَلَـٰٓئِكَةُ مُقْتَرِنِينَ}}<ref>«پس چرا دستبندهایی زرّین برای او فرو نیفکنده‌اند یا فرشتگان، دوشادوش با او نیامده‌اند؟» [[سوره زخرف]]، [[آیه]] ۵۳.</ref>. «اَسْوِرَه» معرّب «دستواره» در [[زبان فارسی]]<ref>مفردات، ص۴۳۳، «سور».</ref> یا جمع سِوار<ref>التفسیر الكبیر، ج ‌۲۷، ص۶۳۷؛ التحریر و التنویر، ج ‌۲۵، ص۲۷۰.</ref>، به معنای دستبند است. از نشانه‌های [[پادشاهان]] در مصر، یونان و [[ایران]]، بستن دستبندهایی از طلا بود. پندار فرعون از سَرِ [[جهل]] یا تجاهل این بود که [[پیامبر]] نیز مانند [[پادشاه]] باید نشانه‌ای همچون دستبند طلا داشته باشد<ref>التحریر و التنویر، ج ‌۲۵، ص۲۷۰؛ نیز نک: مجمع البیان، ج ‌۹، ص۷۸.</ref>. به فرموده [[امیرمؤمنان]]، فرعون این سخن را به قصد [[تعظیم]] طلا و [[تحقیر]] [[لباس]] پشمینه موسی گفت<ref>كنز الدقائق، ج ‌۱۲، ص۷۶.</ref>.
#[[قارون]] که از [[قوم موسی]] بود<ref>{{متن قرآن|إِنَّ قَـٰرُونَ كَانَ مِن قَوْمِ مُوسَىٰ فَبَغَىٰ عَلَيْهِمْ وَءَاتَيْنَـٰهُ مِنَ ٱلْكُنُوزِ مَآ إِنَّ مَفَاتِحَهُۥ لَتَنُوٓأُ بِٱلْعُصْبَةِ أُو۟لِى ٱلْقُوَّةِ إِذْ قَالَ لَهُۥ قَوْمُهُۥ لَا تَفْرَحْ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ ٱلْفَرِحِينَ}}«بی‌گمان قارون از قوم موسی بود و در برابر آنان سرکشی کرد و ما بدو از گنج‌ها چندان دادیم که (حمل) مخزن ‌های آن بر گروه نیرومند هم گرانبار می‌آمد؛ هنگامی که قوم وی بدو گفتند: سرخوشی پیشه مکن که خداوند سرخوشان را دوست نمی‌دارد» سوره قصص، آیه ۷۶.</ref> با [[زر و زیور]] در میان [[قوم]] خود ظاهر شد. [[دنیاطلبان]] [[آرزو]] کردند همانند او از [[دنیا]] بهره‌مند باشند؛ ولی [[عالمان دینی]]، [[ایمان]] و [[پاداش اخروی]] را [[برتر]] دانستند. کسانی که [[زر و زیور]] [[قارون]] [[چشم]] آنان را پر کرده بود، از [[مشاهده]] [[حقایق]] [[غافل]] بودند و از همین رو [[نکوهش]] شدند<ref>{{متن قرآن|فَخَرَجَ عَلَىٰ قَوْمِهِۦ فِى زِينَتِهِۦ قَالَ ٱلَّذِينَ يُرِيدُونَ ٱلْحَيَوٰةَ ٱلدُّنْيَا يَـٰلَيْتَ لَنَا مِثْلَ مَآ أُوتِىَ قَـٰرُونُ إِنَّهُۥ لَذُو حَظٍّ عَظِيمٍۢ * وَقَالَ ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْعِلْمَ وَيْلَكُمْ ثَوَابُ ٱللَّهِ خَيْرٌۭ لِّمَنْ ءَامَنَ وَعَمِلَ صَـٰلِحًۭا وَلَا يُلَقَّىٰهَآ إِلَّا ٱلصَّـٰبِرُونَ}}«آنگاه با زیورهایش در پیش [[قوم]] خویش آشکار شد؛ کسانی که [[زندگی]] این [[جهان]] را می‌خواستند گفتند: ای کاش ما نیز همانند آنچه به قارون داده شده است می‌داشتیم، بی‌گمان او را بهره‌ای سترگ است * و [[دانشوران]] گفتند: وای بر شما! [[پاداش]] [[خداوند]] برای آن کس که ایمان آورد و کرداری شایسته دارد بهتر است و آن را جز به [[شکیبایان]] فرا نیاموزند» [[سوره قصص]]، [[آیه]] ۷۹-۸۰.</ref>. گفته شده بخشی از زینت‌های او مانند زین استر و نیز [[زینت]] مرکب‌های کنیزانش از طلا بوده است<ref>كنز الدقائق، ج ‌۱۰، ص۹۹.</ref>.
#به گفته برخی [[مفسران]]، هدیه‌ای که [[ملکه سبأ]] برای [[آزمودن]] سلیمان{{ع}} فرستاد و در آیه ۳۵ [[سوره نمل]] به آن اشاره شده، مشتمل بر [[غلامان]] و کنیزان با لباس‌های زربفت، دستبندها، طوق‌ها و گوشواره‌های طلایی و مقدار فراوانی خشت طلا بوده است<ref>تفسیر اثنا عشری، ج ‌۱۰، ص۴۲.</ref>.<ref>[[علیجان کریمی|کریمی]] و [[سید کمال الدین میرمحمدی|میرمحمدی]]، [[طلا (مقاله)|مقاله «طلا»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۹۶.</ref>


== منابع ==
== منابع ==

نسخهٔ ‏۷ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۱۳:۱۷

مقدمه

مسئله طلا از آن جهت به پیامبر مربوط شده که به عالمان و مدعیان دنیا گریز اشاره دارد، کسانی که مردم را از هواخواهی و اسیر شدن در دنیا پرهیز می‌دهند، و خود را در مسیر پیامبران می‌دانند، یا در آغاز در کنار پیامبران بوده، اما به خاطر طلا اندوزی از پیامبران کناره گرفتند و به جمع‌آوری طلا روی آوردند.

نگهداری و جمع‌آوری طلا

  1. ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ كَثِيرًا مِنَ الْأَحْبَارِ وَالرُّهْبَانِ لَيَأْكُلُونَ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَيَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلَا يُنْفِقُونَهَا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ[۱].
  2. ﴿يَوْمَ يُحْمَى عَلَيْهَا فِي نَارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوَى بِهَا جِبَاهُهُمْ وَجُنُوبُهُمْ وَظُهُورُهُمْ هَذَا مَا كَنَزْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ فَذُوقُوا مَا كُنْتُمْ تَكْنِزُونَ[۲].
  3. ﴿إِنَّ قَارُونَ كَانَ مِنْ قَوْمِ مُوسَى فَبَغَى عَلَيْهِمْ وَآتَيْنَاهُ مِنَ الْكُنُوزِ مَا إِنَّ مَفَاتِحَهُ لَتَنُوءُ بِالْعُصْبَةِ أُولِي الْقُوَّةِ إِذْ قَالَ لَهُ قَوْمُهُ لَا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْفَرِحِينَ * فَخَسَفْنَا بِهِ وَبِدَارِهِ الْأَرْضَ فَمَا كَانَ لَهُ مِنْ فِئَةٍ يَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَمَا كَانَ مِنَ الْمُنْتَصِرِينَ[۳].

نتیجه: در آیات فوق این موضوعات مطرح گردیده است:

  1. خداوند ثروت‌اندوزی و گنجینه‌سازی اموال - طلا ونقره – را مذمت، محکوم و تحریم کرده است و به مسلمانان دستور می‌دهد که اموال خویش را در راه خدا، و در طریق بهره‌گیری بندگان خدا به کار اندازند، و از اندوختن و ذخیره کردن و خارج ساختن آنها از گردش معاملات به شدت بپرهیزند، ﴿وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلَا يُنْفِقُونَهَا فِي سَبِيلِ اللَّهِ...[۴] در غیر این صورت باید منتظر عذاب دردناکی باشند. ﴿فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ[۵] این عذاب دردناک تنها کیفر شدید روز رستاخیز نیست بلکه مجازات‌های سخت این دنیا را که بر اثر به هم خوردن موازنه اقتصادی و پیدایش اختلافات طبقاتی دامان فقیر و غنی را می‌گیرد نیز شامل می‌شود؛
  2. خداوند بر کیفر ثروت‌اندوزان و گنجینه‌سازان سکه‌های طلا و نقره تاکید می‌‌کند و یکی از مجازات‌های این‌گونه افراد در جهان دیگر - قیامت - را این‌گونه بیان می‌‌کند: “روزی فرا خواهد رسید که - این سکّه‌ها - را در آتش سوزان دوزخ داغ و گداخته کرده ﴿يَوْمَ يُحْمَى عَلَيْهَا فِي نَارِ جَهَنَّمَ[۶] و پیشانی ﴿فَتُكْوَى بِهَا جِبَاهُهُمْ[۷] و پهلو و پشتشان ﴿وَجُنُوبُهُمْ وَظُهُورُهُمْ[۸] را با آن داغ می‌کنند” و در همین حال فرشتگان عذاب به آنها می‌گویند: این همان چیزی است که برای خودتان اندوختید و به صورت کنز در آوردید ﴿هَذَا مَا كَنَزْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ[۹] و در راه خدا به محرومان انفاق نکردید اکنون بچشید آن‌چه را برای خود اندوخته بودید ﴿فَذُوقُوا مَا كُنْتُمْ تَكْنِزُونَ[۱۰] و عواقب شوم آن را دریابید. (این آیه بار دیگر بر این حقیقت تأکید می‌کند که اعمال انسان‌ها از بین نمی‌روند و همچنان باقی می‌مانند و همان‌ها هستند که در جهان دیگر برابر انسان مجسم می‌شوند و مایه سرور و شادی و یا رنج و عذاب او می‌گردند[۱۱]؛
  3. قارون که خود از نزدیکان و خویشان موسی پیامبر بود دچار سرمستی و برتری‌طلبی زراندوزانه گردید و با این که دارای گنجینه بزرگ طلا و نقره بود ﴿إِنَّ قَارُونَ كَانَ مِنْ قَوْمِ مُوسَى فَبَغَى عَلَيْهِمْ وَآتَيْنَاهُ مِنَ الْكُنُوزِ مَا إِنَّ مَفَاتِحَهُ لَتَنُوءُ بِالْعُصْبَةِ أُولِي الْقُوَّةِ...[۱۲] نتیجه این انباشت ثروت و به جریان نیانداختن و انفاق نکردن در راه خدا نابودی و مرگ و فرورفتن درزمین بود ﴿فَخَسَفْنَا بِهِ وَبِدَارِهِ الْأَرْضَ...[۱۳].

آوردن طلا

منظور آن دسته از آیاتی است که کافران شرط ایمان آوردن را داشتن و آوردن طلا به صورت معجزه‌آسا برای آنان می‌داند. در این دسته از آیات نشان داده می‌شود که آنانی که به مخالفت بر می‌خواستند، در چه مسائلی سیر می‌کردند و خواسته‌های آنان از پیامبر چه بوده است.

  1. ﴿وَقَالُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنَا مِنَ الْأَرْضِ يَنْبُوعًا * أَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌ مِنْ زُخْرُفٍ أَوْ تَرْقَى فِي السَّمَاءِ وَلَنْ نُؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنَا كِتَابًا نَقْرَؤُهُ قُلْ سُبْحَانَ رَبِّي هَلْ كُنْتُ إِلَّا بَشَرًا رَسُولًا[۱۴].
  2. ﴿فَلَعَلَّكَ تَارِكٌ بَعْضَ مَا يُوحَى إِلَيْكَ وَضَائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَنْ يَقُولُوا لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ أَوْ جَاءَ مَعَهُ مَلَكٌ إِنَّمَا أَنْتَ نَذِيرٌ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ[۱۵].
  3. ﴿أَوْ يُلْقَى إِلَيْهِ كَنْزٌ أَوْ تَكُونُ لَهُ جَنَّةٌ يَأْكُلُ مِنْهَا وَقَالَ الظَّالِمُونَ إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَسْحُورًا[۱۶].
  4. ﴿فَلَوْلَا أُلْقِيَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ أَوْ جَاءَ مَعَهُ الْمَلَائِكَةُ مُقْتَرِنِينَ[۱۷].

نتیجه: درآیات فوق این موضوعات مطرح گردیده است:

  1. از مجموع این آیات استفاده می‌شود که مخالفان پیامبر در راستای بهانه‌جویی‌ها به دنبال درخواست معجزه‌های حسی بودند و چیزهایی طلب می‌کردند که خود خواهان آن بودند و تصوری که از پیامبر داشتند، شخصیتی دنیایی بود، چنان‌که در آیه اول می‌گویند به تو ایمان نمی‌آوریم تا برای تو خانه‌ای از طلا[کاری] باشد، ﴿أَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌ مِنْ زُخْرُفٍیا به آسمان بالا روی، ﴿أَوْ تَرْقَى فِي السَّمَاءِ... و به بالا رفتن تو [هم] اطمینان نخواهیم داشت، تا بر ما کتابی نازل کنی که آن را بخوانیم. ﴿وَلَنْ نُؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنَا كِتَابًا نَقْرَؤُهُ بگو: پاک است پروردگار من، آیا [من] جز بشری فرستاده هستم‌؟ ﴿قُلْ سُبْحَانَ رَبِّي هَلْ كُنْتُ إِلَّا بَشَرًا رَسُولًا؛
  2. به پیامبر هشدار می‌دهد که مبادا تو برخی از آن‌چه را که به سویت وحی می‌شود ترک گویی ﴿فَلَعَلَّكَ تَارِكٌ بَعْضَ مَا يُوحَى إِلَيْكَ... و سینه‌ات بدان تنگ گردد ﴿وَضَائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ... که می‌گویند: (چرا گنجی بر او فرو فرستاده نشده یا فرشته‌ای با او نیامده است‌؟) ﴿أَنْ يَقُولُوا لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ أَوْ جَاءَ مَعَهُ مَلَكٌ... تو فقط هشداردهنده‌ای، ﴿إِنَّمَا أَنْتَ نَذِيرٌ... و خدا بر هر چیزی نگهبان است. ﴿وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ؛
  3. مشرکان و مخالفان دعوت توحید با بهانه‌جوئی و بر اساس نظام ارزشی اشرا فی خود می‌‌گفتند به فرض که قبول کنیم رسول خدا می‌تواند انسان باشد، ولی آخر چرا یک انسان تهی دست و فاقد مال و ثروت‌؟ چرا گنجی از آسمان برای او انداخته نمی‌شود ﴿أَوْ يُلْقَى إِلَيْهِ كَنْزٌ و یا لااقل چرا باغی ندارد که از آن بخورد و امرار معاش کند؟ ﴿أَوْ تَكُونُ لَهُ جَنَّةٌ يَأْكُلُ مِنْهَا؛
  4. از پیامبر می‌خواستند که با هیئت اشرافی ظاهر شود و لذا می‌‌گفتند پس چرا بر او دستبندهایی زرّین آویخته نشده‌؟ ﴿فَلَوْلَا أُلْقِيَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ... یا با او فرشتگانی همراه نیامده‌اند. ﴿أَوْ جَاءَ مَعَهُ الْمَلَائِكَةُ مُقْتَرِنِينَ روشن است که پیامبر برای هدایت معنوی آمده است و با زر و زیور و زندگی اشرافی تناسب ندارد[۱۸].

فلزی گرانبها و مورد استفاده در تزیین و معاملات

طلا فلزی زردرنگ، کمیاب، گرانبها، نسبتاً نرم و قابلیت آن برای ورق شدن بیش از دیگر فلزات است[۱۹]. این واژه، عربی و از ریشه «ط - ل - ی ‌» و از معانی اصلی آن مالیدن و کشیدن چیزی (مانند روغن و رنگ) بر چیزی است[۲۰]. برخی آن را معرَّب واژه هندی «تله» می‌دانند که «تا» در آن به سبب ورود به زبان عربی به «طا» تبدیل شده و معادل آن در اصطلاح فارسی «زر» است، ولی در زبان عرب به معنای فلز یادشده نمی‌آید، بلکه از آن به «ذَهَب» یاد می‌شود[۲۱]. ذهب، هم به معنای نیکویی و زیبایی آمده و به گفته‌ای کاربرد آن در طلا از همین معناست، هم به معنای رفتن[۲۲] و هر گاه به صورت اسم باشد به معنای طلاست[۲۳]. البته برخی بر این باورند که ذهب از لغت عبری «زاهاب» گرفته شده و با معنای دیگر آن در عربی (رفتن و پشت کردن از نقطه‌ای معین)، تناسب دارد؛ زیرا طلا نیز در دست کسی نمی‌ماند و بیشتر به شکل سکه در معاملات جابه‌جا می‌شود[۲۴]. طلا از دیرباز مورد توجه بشر، به ویژه از جهت کاربرد تزیینی آن بوده است. واژگان «زُخرُف» (زینت، طلا)[۲۵] «حُلِیّ» (زیور)[۲۶]، «زینت» (حسن ظاهری)[۲۷]، «دینار» (مقدار کمی طلا)[۲۸] و «قنطار» (مقدار فراوانی طلا)[۲۹] از واژگان مرتبط با طلایند.

در قرآن کریم به مناسبت‌هایی به برخی از کاربردهای طلا با الفاظ صریح یا به اشاره پرداخته شده و در ۸ آیه با لفظ «ذَهَب» از آن یاد شده است. شماری از آیات یادشده درباره علاقه انسان به طلا و کاربردهای دنیوی آن‌اند[۳۰] و پاره‌ای به وسایل طلایی بهشتیان[۳۱] و شماری به احکام طلا[۳۲] اشاره دارند.[۳۳]

علاقه انسان به طلا

استفاده انسان از وسایل زینتی (مانند طلا) به حب نفس بازمی‌گردد[۳۴]. بر اساس آیه ۱۴ سوره آل‌عمران[۳۵] علاقه به زنان، فرزندان، اموال فراوان و نیز طلا و نقره برای مردم، زینت داده شده است:﴿زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاءِ وَالْبَنِينَ وَالْقَنَاطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ[۳۶]. به نظر برخی این علاقه غریزی است[۳۷]. در آیه یادشده و آیاتی دیگر[۳۸]تزیین دنیا و زیورآلات مانند طلا و نقره برای مردم، با فعل مجهول «زُیّنَ» آمده و از این رو در باره خاستگاه و عامل علاقه انسان به زیورآلات اختلاف است[۳۹]: برخی خدای متعالی را تزیین کننده آن در نظر انسان دانسته‌اند؛ زیرا او شهوت و متعلقات آن را آفریده و از لذتی که در دستیابی به آن متعلقات پدید می‌آید باخبر بوده است[۴۰]؛ اما به گفته برخی مفسران، تزیین‌کننده دنیا و زیورآلات، شیطان است[۴۱] و این عقیده با شیوه بیان[۴۲] و نیز حکمت الهی تناسب بیشتری‌ دارد[۴۳]. البته تزیین‌های شیطان را نیز می‌توان از این رو که خدا تنها مبدأ آفرینش است به او نسبت ‌داد.

به گفته برخی مفسران، آیه﴿أَوَمَن يُنَشَّؤُا۟ فِى ٱلْحِلْيَةِ وَهُوَ فِى ٱلْخِصَامِ غَيْرُ مُبِينٍۢ[۴۴] به علاقه شدید زنان به زینت‌آلات‌اشاره دارد[۴۵]؛ با این توضیح که مشرکان از یک سو از شنیدن خبر ولادت دختر به شدت ناراحت می‌شدند[۴۶] و از سوی دیگر فرشتگان را دختران خدا می‌پنداشتند[۴۷]. قرآن با آنها چنین احتجاج کرده که چگونه شما موجودی مانند زن را که در لابه‌لای زینت‌ها پرورش می‌یابد و به گونه غریزی به زیورآلات علاقه بیشتری دارد، فرزند خدا می‌خوانید؟ به نظر برخی، مراد از «کسی که در زینت پرورش یافته» در آیه ۱۸ سوره زخرف[۴۸]، بت‌هایی است که از طلا و نقره ساخته می‌شده است؛ یعنی آیا شما مشرکان بت‌هایی را شریک خدا دانستید که با زر و زیور ساخته شده‌اند و توان سخن گفتن ندارند[۴۹].[۵۰]

ارزشمندی طلا

در قرآن کریم برخی کاربردهای طلا بیان شده که نشان دهنده ارزشمندی آن‌اند. به نمونه‌هایی اشاره می‌شود:

  1. در نظر مشرکان مکه داشتن طلا ملاک بزرگی و ارزش بود، از این رو به رسول اکرم(ص) گفتند به تو ایمان نمی‌آوریم، مگر آنکه خانه‌ای از طلا داشته باشی[۵۱]:﴿أَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌۭ مِّن زُخْرُفٍ...[۵۲]
  2. برای نشان دادن حتمیت عذاب کسانی که در حال کفر از دنیا رفته‌اند، گفته شده که از هیچ یک از آنان فدیه‌ای برای درآمدن به بهشت پذیرفته نمی‌شود، هر چند گنجینه‌ای به اندازۀ گستره زمین و آکنده از طلا باشد:﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ وَمَاتُوا۟ وَهُمْ كُفَّارٌۭ فَلَن يُقْبَلَ مِنْ أَحَدِهِم مِّلْءُ ٱلْأَرْضِ ذَهَبًۭا وَلَوِ ٱفْتَدَىٰ بِهِ أُو۟لَـٰٓئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌۭ وَمَا لَهُم مِّن نَّـٰصِرِينَ[۵۳] طلا به ارزشمندترین اموال در دنیا اشاره دارد[۵۴].
  3. قرآن کریم در مقام داوری میان اهل کتاب و ستایش از گروهی و نکوهش گروهی دیگر، بازگرداندن طلای امانتی را ملاک قرار داده و گفته است برخی از آنان امانت را هرچند فراوان و ارزشمند و به اندازه قِنطار (مقدار فراوانی طلا)[۵۵] باشد، به صاحبش بازمی‌گردانند، برخلاف دسته‌ای دیگر که امانتداری آنان حتی به اندازه یک دینار از طلا[۵۶] هم نیست:﴿وَمِنْ أَهْلِ ٱلْكِتَـٰبِ مَنْ إِن تَأْمَنْهُ بِقِنطَارٍۢ يُؤَدِّهِۦٓ إِلَيْكَ وَمِنْهُم مَّنْ إِن تَأْمَنْهُ بِدِينَارٍۢ لَّا يُؤَدِّهِۦٓ إِلَيْكَ...[۵۷]. ‌در مقدار قنطار اختلاف است[۵۸]: مطابق روایتی به‌اندازه‌ای است که پوست گاوی از طلا پر شود[۵۹] و به‌گفته‌ای ۱۰۰ رطل (۴۰ درهم) [۶۰] طلا[۶۱] و به قولی اشاره به مقدار زیادی طلاست[۶۲]. برخی نیز آن را به مال یا عدد فراوان تفسیر کرده‌اند[۶۳]. سخن از دینار در آیه یادشده از آن روست که در دوره اول اسلام، دینار از پول‌های رایج و معادل ۱۸ نخود (مثقال شرعی) و سه ربع مثقال صیرفی بوده و از طلا ساخته می‌شد. برخی دینار را مُعَرّب «دِنّار» رومی و نام سکه‌هایی از طلا به وزن ۷۲ دانه جو متوسط دانسته‌اند[۶۴]. در آن زمان کمترین نقدینه مورد اعتنا در میان مردم، دینار بود[۶۵].
  4. پس از آشکار شدن معجزات گوناگون موسی(ع) و ناتوانی فرعون و فرعونیان از رویارویی با آن حضرت، فرعون با تفاخر به فرمانروایی خود بر مصر، نبودن دستبند طلا بر دستان موسی و همراه نبودن فرشتگان با او را بهانه کرد:﴿فَلَوْلَآ أُلْقِىَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌۭ مِّن ذَهَبٍ أَوْ جَآءَ مَعَهُ ٱلْمَلَـٰٓئِكَةُ مُقْتَرِنِينَ[۶۶]. «اَسْوِرَه» معرّب «دستواره» در زبان فارسی[۶۷] یا جمع سِوار[۶۸]، به معنای دستبند است. از نشانه‌های پادشاهان در مصر، یونان و ایران، بستن دستبندهایی از طلا بود. پندار فرعون از سَرِ جهل یا تجاهل این بود که پیامبر نیز مانند پادشاه باید نشانه‌ای همچون دستبند طلا داشته باشد[۶۹]. به فرموده امیرمؤمنان، فرعون این سخن را به قصد تعظیم طلا و تحقیر لباس پشمینه موسی گفت[۷۰].
  5. قارون که از قوم موسی بود[۷۱] با زر و زیور در میان قوم خود ظاهر شد. دنیاطلبان آرزو کردند همانند او از دنیا بهره‌مند باشند؛ ولی عالمان دینی، ایمان و پاداش اخروی را برتر دانستند. کسانی که زر و زیور قارون چشم آنان را پر کرده بود، از مشاهده حقایق غافل بودند و از همین رو نکوهش شدند[۷۲]. گفته شده بخشی از زینت‌های او مانند زین استر و نیز زینت مرکب‌های کنیزانش از طلا بوده است[۷۳].
  6. به گفته برخی مفسران، هدیه‌ای که ملکه سبأ برای آزمودن سلیمان(ع) فرستاد و در آیه ۳۵ سوره نمل به آن اشاره شده، مشتمل بر غلامان و کنیزان با لباس‌های زربفت، دستبندها، طوق‌ها و گوشواره‌های طلایی و مقدار فراوانی خشت طلا بوده است[۷۴].[۷۵]

منابع

پانویس

  1. «ای مؤمنان! بسیاری از دانشوران دینی (اهل کتاب) و راهبان، دارایی‌های مردم را به نادرستی می‌خورند و (مردم را) از راه خداوند باز می‌دارند؛ (ایشان) و آنان را که زر و سیم را می‌انبارند و آن را در راه خداوند نمی‌بخشند به عذابی دردناک نوید ده!» سوره توبه، آیه ۳۴.
  2. «روزی که آن را در آتش دوزخ بگدازند و با آن بر پیشانی و پهلو و پشت آنان داغ نهند (و به ایشان گویند:) این همان چیزی است که برای خود می‌انباشتید اکنون آنچه را می‌انباشتید بچشید!» سوره توبه، آیه ۳۵.
  3. «بی‌گمان قارون از قوم موسی بود و در برابر آنان سرکشی کرد و ما بدو از گنج‌ها چندان دادیم که (حمل) مخزن‌های آن بر گروه نیرومند هم گرانبار می‌آمد؛ هنگامی که قوم وی بدو گفتند: سرخوشی پیشه مکن که خداوند سرخوشان را دوست نمی‌دارد * پس او و خانه او را به زمین فرو بردیم آنگاه هیچ گروهی نداشت که در برابر خداوند یاریش کنند و از کسانی نبود که داد خویش می‌ستانند» سوره قصص، آیه ۷۶ و ۸۱.
  4. «و آنان را که زر و سیم را می‌انبارند و آن را در راه خداوند نمی‌بخشند» سوره توبه، آیه ۳۴.
  5. «به عذابی دردناک نوید ده!» سوره توبه، آیه ۳۴.
  6. «روزی که آن را در آتش دوزخ بگدازند» سوره توبه، آیه ۳۵.
  7. «و با آن بر پیشانی» سوره توبه، آیه ۳۵.
  8. «و پهلو و پشت آنان» سوره توبه، آیه ۳۵.
  9. «این همان چیزی است که برای خود می‌انباشتید» سوره توبه، آیه ۳۵.
  10. «اکنون آنچه را می‌انباشتید بچشید!» سوره توبه، آیه ۳۵.
  11. برگزیده تفسیر نمونه، ج۲، ص۲۰۰.
  12. «بی‌گمان قارون از قوم موسی بود و در برابر آنان سرکشی کرد و ما بدو از گنج‌ها چندان دادیم که (حمل) مخزن‌های آن بر گروه نیرومند هم گرانبار می‌آمد» سوره قصص، آیه ۷۶.
  13. «پس او و خانه او را به زمین فرو بردیم» سوره قصص، آیه ۸۱.
  14. «و گفتند: هرگز به تو ایمان نخواهیم آورد تا برای ما از زمین چشمه‌ای فرا جوشانی * یا خانه‌ای زرّین داشته باشی یا به آسمان فرا روی و فرا رفتنت را (هم) هرگز باور نخواهیم داشت مگر نوشته‌ای برای ما فرو فرستی که آن را بخوانیم؛ بگو: پاکا که پروردگار من است، مگر من جز بشری پیام آورم؟» سوره اسراء، آیه ۹۰ و ۹۳.
  15. «و مبادا تو برخی از آنچه را بر تو وحی شده است کنار نهی و دل از آن تنگ داری از آن رو که می‌گویند: “چرا بر او گنجی فرو فرستاده نمی‌شود یا فرشته‌ای همراه وی نمی‌آید؟ ” تو، تنها بیم‌دهنده‌ای و خداوند بر هر چیزی مراقب است» سوره هود، آیه ۱۲.
  16. «یا چرا گنجی به سوی او (از آسمان) نمی‌افکنند یا باغی ندارد که از (بار و بر) آن بخورد؟ و ستم‌پیشگان گفتند: شما جز از مردی جادوشده پیروی نمی‌کنید» سوره فرقان، آیه ۸.
  17. «پس چرا دستبندهایی زرّین برای او فرو نیفکنده‌اند یا فرشتگان، دوشادوش با او نیامده‌اند؟» سوره زخرف، آیه ۵۳.
  18. سعیدیان‌فر و ایازی، فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم، ج۲، ص ۹۸.
  19. فرهنگ سخن، ج ۵، ص۴۸۹۰؛ فرهنگ عمید، ج ۲، ص۱۶۷۲، «طلا».
  20. معجم مقاییس اللغه، ج ۳، ص۴۱۶، «طلی».
  21. لغت نامه، ج ۱۰، ص۱۵۴۸۷، «طلا».
  22. معجم مقاییس اللغه، ج ۲، ص۳۶۲، «ذهب».
  23. نک: مجمع البیان، ج ۲، ص۷۹۲؛ المکنز العربی المعاصر، ص۴۷، «ذهب».
  24. التحقیق، ج ‌۳، ص۳۶۶، «ذهب».
  25. العین، ج ‌۴، ص۳۳۹؛ معجم مقاییس اللغه، ج ‌۳، ص۵۵، «زخرف».
  26. نک: العین، ج ‌۳، ص۲۹۶؛ مفردات، ص۲۵۴، «حلی».
  27. التحقیق، ج ‌۴، ص۳۹۶، «زین».
  28. منهج الصادقین، ج ‌۲، ص۲۵۴.
  29. مجمع البیان، ج ۲، ص۷۱۲؛ نیز نک: تفسیر قمی، ج ۱، ص۹۷.
  30. ﴿زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ ٱلشَّهَوَٰتِ مِنَ ٱلنِّسَآءِ وَٱلْبَنِينَ وَٱلْقَنَـٰطِيرِ ٱلْمُقَنطَرَةِ مِنَ ٱلذَّهَبِ وَٱلْفِضَّةِ وَٱلْخَيْلِ ٱلْمُسَوَّمَةِ وَٱلْأَنْعَـٰمِ وَٱلْحَرْثِ ذَٰلِكَ مَتَـٰعُ ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا وَٱللَّهُ عِندَهُۥ حُسْنُ ٱلْمَـَٔابِ«دوستداری خواستنی‌ها از زنان و فرزندان و دارایی‌های فراوان انباشته از زر و سیم و اسب‌های نشاندار و چارپایان و کشتزاران، برای مردم آراستگی یافته است؛ اینها سرمایه زندگی نزدیک‌تر (در این جهان) است و خداوند است که نکوفرجامی، (تنها) نزد او است» سوره عمران، آیه ۱۴ ﴿فَلَوْلَآ أُلْقِىَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌۭ مِّن ذَهَبٍ أَوْ جَآءَ مَعَهُ ٱلْمَلَـٰٓئِكَةُ مُقْتَرِنِينَ«پس چرا دستبندهایی زرّین برای او فرو نیفکنده‌اند یا فرشتگان، دوشادوش با او نیامده‌اند؟» سوره زخرف، آیه ۵۳.
  31. ﴿إِنَّ ٱللَّهَ يُدْخِلُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّـٰلِحَـٰتِ جَنَّـٰتٍۢ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا ٱلْأَنْهَـٰرُ يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍۢ وَلُؤْلُؤًۭا وَلِبَاسُهُمْ فِيهَا حَرِيرٌۭ«به یقین خداوند کسانی را که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند به بوستان‌هایی درمی‌آورد که از بن آنها جویبارها جاری است، در آنجا به دستبندهایی زرّین و مروارید نشان آراسته می‌گردند و تنپوش آنان در آنجا پرند است» سوره حج، آیه ۲۳. ﴿جَنَّـٰتُ عَدْنٍۢ يَدْخُلُونَهَا يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍۢ وَلُؤْلُؤًۭا وَلِبَاسُهُمْ فِيهَا حَرِيرٌۭ«بهشت‌هایی جاودان که بدان درآیند و آنجا به دستبندهایی زرّین و (زیورهایی از) مروارید آراسته گردند و تن‌پوششان در آن پرند است» سوره فاطر، آیه ۳۳. ﴿يُطَافُ عَلَيْهِم بِصِحَافٍۢ مِّن ذَهَبٍۢ وَأَكْوَابٍۢ وَفِيهَا مَا تَشْتَهِيهِ ٱلْأَنفُسُ وَتَلَذُّ ٱلْأَعْيُنُ وَأَنتُمْ فِيهَا خَـٰلِدُونَ«بر گرد آنان قدح ‌های زرین و جام ‌هایی را به گردش درمی‌آورند و در آنجا آنچه دل‌ها بخواهد و چشم‌ها لذّت برد فراهم است و شما در آن جاودانید» سوره زخرف، آیه ۷۱.
  32. ﴿يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِنَّ كَثِيرًۭا مِّنَ ٱلْأَحْبَارِ وَٱلرُّهْبَانِ لَيَأْكُلُونَ أَمْوَٰلَ ٱلنَّاسِ بِٱلْبَـٰطِلِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ وَٱلَّذِينَ يَكْنِزُونَ ٱلذَّهَبَ وَٱلْفِضَّةَ وَلَا يُنفِقُونَهَا فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍۢ«ای مؤمنان! بسیاری از دانشوران دینی (اهل کتاب) و راهبان، دارایی‌های مردم را به نادرستی می‌خورند و (مردم را) از راه خداوند باز می‌دارند؛ (ایشان) و آنان را که زر و سیم را می‌انبارند و آن را در راه خداوند نمی‌بخشند به عذابی دردناک نوید ده!» سوره توبه، آیه ۳۴. ﴿وَقُل لِّلْمُؤْمِنَـٰتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَـٰرِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَىٰ جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ ءَابَآئِهِنَّ أَوْ ءَابَآءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَآئِهِنَّ أَوْ أَبْنَآءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَٰنِهِنَّ أَوْ بَنِىٓ إِخْوَٰنِهِنَّ أَوْ بَنِىٓ أَخَوَٰتِهِنَّ أَوْ نِسَآئِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَـٰنُهُنَّ أَوِ ٱلتَّـٰبِعِينَ غَيْرِ أُو۟لِى ٱلْإِرْبَةِ مِنَ ٱلرِّجَالِ أَوِ ٱلطِّفْلِ ٱلَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا۟ عَلَىٰ عَوْرَٰتِ ٱلنِّسَآءِ وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوٓا۟ إِلَى ٱللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَ ٱلْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ«و به زنان مؤمن بگو دیدگان (از نگاه حرام) فرو دارند و پاکدامنی ورزند و زیور خود را آشکار نگردانند مگر آنچه از آن، که خود پیداست و باید روسری‌هایشان را بر گریبان خویش افکنند و زیور خود را آشکار نگردانند جز بر شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان (هم آیین) شان یا کنیزهاشان یا مردان وابسته‌ای که نیاز (به زن) ندارند یا کودکانی که از شرمگاه‌های زنان آگاهی ندارند و چنان پا نکوبند که آنچه از زیورشان پوشیده می‌دارند آشکار گردد و همگان ای مؤمنان! به درگاه خداوند توبه کنید، باشد که رستگار گردید» سوره نور، آیه ۳۱.
  33. کریمی و میرمحمدی، مقاله «طلا»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۴۹۵.
  34. التحقیق، ج ‌۴، ص۳۲۹، «زین».
  35. ﴿زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ ٱلشَّهَوَٰتِ مِنَ ٱلنِّسَآءِ وَٱلْبَنِينَ وَٱلْقَنَـٰطِيرِ ٱلْمُقَنطَرَةِ مِنَ ٱلذَّهَبِ وَٱلْفِضَّةِ وَٱلْخَيْلِ ٱلْمُسَوَّمَةِ وَٱلْأَنْعَـٰمِ وَٱلْحَرْثِ ذَٰلِكَ مَتَـٰعُ ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا وَٱللَّهُ عِندَهُۥ حُسْنُ ٱلْمَـَٔابِ«دوستداری خواستنی‌ها از زنان و فرزندان و دارایی‌های فراوان انباشته از زر و سیم و اسب‌های نشاندار و چارپایان و کشتزاران، برای مردم آراستگی یافته است؛ اینها سرمایه زندگی نزدیک‌تر (در این جهان) است و خداوند است که نکوفرجامی، (تنها) نزد او است» سوره عمران، آیه ۱۴.
  36. «دوستداری خواستنی‌ها از زنان و فرزندان و دارایی‌های فراوان انباشته از زر و سیم و اسب‌های نشاندار و چارپایان و کشتزاران، برای مردم آراستگی یافته است؛ اینها سرمایه زندگی نزدیک‌تر (در این جهان) است و خداوند است که نکوفرجامی، (تنها) نزد او است» سوره آل عمران، آیه ۱۴.
  37. روح المعانی، ج ۲، ص۹۶؛ المیزان، ج ۳، ص۹۵روح المعانی، ج ۲، ص۹۶؛ المیزان، ج ۳، ص۹۵.
  38. ﴿زُيِّنَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا۟ ٱلْحَيَوٰةُ ٱلدُّنْيَا وَيَسْخَرُونَ مِنَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَٱلَّذِينَ ٱتَّقَوْا۟ فَوْقَهُمْ يَوْمَ ٱلْقِيَـٰمَةِ وَٱللَّهُ يَرْزُقُ مَن يَشَآءُ بِغَيْرِ حِسَابٍۢ«زندگانی این جهان برای کافران آراسته شده است و (آنان) مؤمنان را به ریشخند می‌گیرند اما پرهیزگاران در روز رستخیز از آنان فراترند و خداوند به هر کس بخواهد بی‌شمار روزی می‌رساند» سوره بقره، آیه ۲۱۲. ﴿أَوَمَن كَانَ مَيْتًۭا فَأَحْيَيْنَـٰهُ وَجَعَلْنَا لَهُۥ نُورًۭا يَمْشِى بِهِۦ فِى ٱلنَّاسِ كَمَن مَّثَلُهُۥ فِى ٱلظُّلُمَـٰتِ لَيْسَ بِخَارِجٍۢ مِّنْهَا كَذَٰلِكَ زُيِّنَ لِلْكَـٰفِرِينَ مَا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ«و آیا (داستان) آن کس که (به دل) مرده بود و زنده‌اش کردیم و برای او فروغی پدید آوردیم که با آن در میان مردم راه می‌رود، چون داستان کسی است در تیرگی‌ها که از آنها بیرون آمدنی نیست؟ بدین‌گونه آنچه کافران می‌کردند، در نظرشان آراسته شده است» سوره انعام، آیه ۱۲۲.
  39. نک: كنز الدقائق، ج ‌۳، ص۵۰.
  40. التبیان، ج ‌۲، ص۴۱۱؛ التفسیر الكبیر، ج ‌۷، ص‌۲۰۸؛ نیز نک: روض الجنان، ج ‌۴، ص۲۰۵.
  41. مجمع‌البیان، ج ‌۲، ص‌۵۴۱، ۷۱۱؛ المیزان، ج ‌۳، ص‌۹۷ ـ ۹۸.
  42. المیزان، ج ‌۳، ص‌۹۷ ـ ۹۸.
  43. المیزان، ج ‌۳، ص‌۹۶.
  44. «و آیا آن کس که در زیور پرورش می‌یابد و در چالش ناتوان است (شایسته فرزندی خداوند است)؟» سوره زخرف، آیه ۱۸.
  45. المیزان، ج ۱۸ ص۹۰؛ المنیر، ج ‌۲۵، ص۱۳۲.
  46. ﴿وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُم بِمَا ضَرَبَ لِلرَّحْمَـٰنِ مَثَلًۭا ظَلَّ وَجْهُهُۥ مُسْوَدًّۭا وَهُوَ كَظِيمٌ«و چون یکی از ایشان را به آنچه برای (خداوند) بخشنده مثل می‌زند نوید بخشند، (و گویند دختردار شده‌ای) چهره‌اش سیاه می‌گردد و اندوهگین می‌شود» سوره زخرف، آیه ۱۷.
  47. ﴿وَجَعَلُوا۟ ٱلْمَلَـٰٓئِكَةَ ٱلَّذِينَ هُمْ عِبَـٰدُ ٱلرَّحْمَـٰنِ إِنَـٰثًا أَشَهِدُوا۟ خَلْقَهُمْ سَتُكْتَبُ شَهَـٰدَتُهُمْ وَيُسْـَٔلُونَ«و فرشتگان را که بندگان (خداوند) بخشنده‌اند مادینه پنداشته‌اند، آیا در آفرینش آنان گواه بوده‌اند؟ زودا که گواهی آنان نوشته شود و آنان بازخواست گردند» سوره زخرف، آیه ۱۹.
  48. ﴿أَوَمَن يُنَشَّؤُا۟ فِى ٱلْحِلْيَةِ وَهُوَ فِى ٱلْخِصَامِ غَيْرُ مُبِينٍۢ«و آیا آن کس که در زیور پرورش می‌یابد و در چالش ناتوان است (شایسته فرزندی خداوند است)؟» سوره درزخرف، آیه ۱۸.
  49. جامع البیان، ج ۲۵، ص۳۵؛ فتح القدیر، ج ۴، ص۶۲۹.
  50. کریمی و میرمحمدی، مقاله «طلا»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۴۹۶.
  51. جامع البیان، ج ‌۱۵، ص۱۰۹؛ التبیان، ج ‌۶، ص۵۲۰؛ الكشاف، ج ‌۲، ص۶۹۳.
  52. «یا خانه‌ای زرّین داشته باشی یا به آسمان فرا روی و فرا رفتنت را (هم) هرگز باور نخواهیم داشت مگر نوشته‌ای برای ما فرو فرستی که آن را بخوانیم؛ بگو: پاکا که پروردگار من است، مگر من جز بشری پیام آورم؟» سوره اسرا، آیه ۹۳.
  53. «کسانی که کافر شدند و در کفر مردند و گر همچند زمین زر به بازخرید خویش دهند از آنان پذیرفته نیست؛ آنها عذابی دردناک (در پیش) دارند و یاوری نخواهند داشت» سوره عمران، آیه ۹۱.
  54. مقتنیات الدرر، ج ‌۲، ص۲۳۲.
  55. مجمع البیان، ج ‌۲، ص۷۱۲؛ نیز نک: تفسیر قمی، ج ‌۱، ص۹۷.
  56. منهج الصادقین، ج ‌۲، ص۲۵۴.
  57. «و از اهل کتاب کسی هست که اگر دارایی فراوانی بدو بسپاری به تو باز پس می‌دهد و از ایشان کسی نیز هست که چون دیناری بدو بسپاری به تو باز نخواهد داد مگر آنکه پیوسته بر سرش ایستاده باشی؛ این بدان روی است که آنان می‌گویند: درباره بی‌سوادان راهی (برای بازخواست) بر ما نیست و بر خداوند دروغ می‌بندند با آنکه خود می‌دانند» سوره آلعمران، آیه ۷۵.
  58. روض الجنان، ج ‌۴، ص۲۰۷؛روح المعانی، ج ۲، ص۹۷.
  59. نور الثقلین، ج ‌۱، ص۳۲۰؛ نیز نک: تفسیر قمی، ج ‌۱، ص۹۷؛ مجمع البیان، ج ‌۲، ص۷۱۲.
  60. لسان العرب، ج ‌۱۱، ص۲۸۶، «رطل».
  61. روح المعانی، ج ۲، ص۹۷.
  62. مجمع البیان، ج ‌۲، ص۷۱۲؛ نیز نک: تفسیر قمی، ج ‌۱، ص۹۷.
  63. نک: مجمع البیان، ج ‌۲، ص۷۱۲؛ ج ۳، ص۴۲؛ روح البیان، ج ‌۲، ص۵۱؛ التفسیر الوسیط، ج ‌۲، ص۱۴۸.
  64. التحریر و التنویر، ج ‌۳، ص۱۳۲.
  65. تفسیر روشن، ج ‌۴، ص۲۸۱.
  66. «پس چرا دستبندهایی زرّین برای او فرو نیفکنده‌اند یا فرشتگان، دوشادوش با او نیامده‌اند؟» سوره زخرف، آیه ۵۳.
  67. مفردات، ص۴۳۳، «سور».
  68. التفسیر الكبیر، ج ‌۲۷، ص۶۳۷؛ التحریر و التنویر، ج ‌۲۵، ص۲۷۰.
  69. التحریر و التنویر، ج ‌۲۵، ص۲۷۰؛ نیز نک: مجمع البیان، ج ‌۹، ص۷۸.
  70. كنز الدقائق، ج ‌۱۲، ص۷۶.
  71. ﴿إِنَّ قَـٰرُونَ كَانَ مِن قَوْمِ مُوسَىٰ فَبَغَىٰ عَلَيْهِمْ وَءَاتَيْنَـٰهُ مِنَ ٱلْكُنُوزِ مَآ إِنَّ مَفَاتِحَهُۥ لَتَنُوٓأُ بِٱلْعُصْبَةِ أُو۟لِى ٱلْقُوَّةِ إِذْ قَالَ لَهُۥ قَوْمُهُۥ لَا تَفْرَحْ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ ٱلْفَرِحِينَ«بی‌گمان قارون از قوم موسی بود و در برابر آنان سرکشی کرد و ما بدو از گنج‌ها چندان دادیم که (حمل) مخزن ‌های آن بر گروه نیرومند هم گرانبار می‌آمد؛ هنگامی که قوم وی بدو گفتند: سرخوشی پیشه مکن که خداوند سرخوشان را دوست نمی‌دارد» سوره قصص، آیه ۷۶.
  72. ﴿فَخَرَجَ عَلَىٰ قَوْمِهِۦ فِى زِينَتِهِۦ قَالَ ٱلَّذِينَ يُرِيدُونَ ٱلْحَيَوٰةَ ٱلدُّنْيَا يَـٰلَيْتَ لَنَا مِثْلَ مَآ أُوتِىَ قَـٰرُونُ إِنَّهُۥ لَذُو حَظٍّ عَظِيمٍۢ * وَقَالَ ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْعِلْمَ وَيْلَكُمْ ثَوَابُ ٱللَّهِ خَيْرٌۭ لِّمَنْ ءَامَنَ وَعَمِلَ صَـٰلِحًۭا وَلَا يُلَقَّىٰهَآ إِلَّا ٱلصَّـٰبِرُونَ«آنگاه با زیورهایش در پیش قوم خویش آشکار شد؛ کسانی که زندگی این جهان را می‌خواستند گفتند: ای کاش ما نیز همانند آنچه به قارون داده شده است می‌داشتیم، بی‌گمان او را بهره‌ای سترگ است * و دانشوران گفتند: وای بر شما! پاداش خداوند برای آن کس که ایمان آورد و کرداری شایسته دارد بهتر است و آن را جز به شکیبایان فرا نیاموزند» سوره قصص، آیه ۷۹-۸۰.
  73. كنز الدقائق، ج ‌۱۰، ص۹۹.
  74. تفسیر اثنا عشری، ج ‌۱۰، ص۴۲.
  75. کریمی و میرمحمدی، مقاله «طلا»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۴۹۶.