کثرت‌گرایی در فلسفه دین و کلام جدید: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
برچسب‌ها: برگردانده‌شده پیوندهای ابهام‌زدایی
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: واگردانی دستی
خط ۳۲: خط ۳۲:
نتیجه اینکه، در [[اسلام]] در بحث حقانیت ادیان [[انحصارگرایی]] وجود دارد و فقط یک [[دین حق]] دانسته می‌شود و از نظر اسلام در هر دوره از [[تاریخ]] [[بشر]] یک [[دین]] و [[شریعت الهی]] دین حق موجود بوده و با آمدن [[دین جدید]] [[الهی]] دینِ قبلی [[نسخ]] می‌شده و دین حق در عصر کنونی، [[دین اسلام]] است.
نتیجه اینکه، در [[اسلام]] در بحث حقانیت ادیان [[انحصارگرایی]] وجود دارد و فقط یک [[دین حق]] دانسته می‌شود و از نظر اسلام در هر دوره از [[تاریخ]] [[بشر]] یک [[دین]] و [[شریعت الهی]] دین حق موجود بوده و با آمدن [[دین جدید]] [[الهی]] دینِ قبلی [[نسخ]] می‌شده و دین حق در عصر کنونی، [[دین اسلام]] است.
اما در اسلام درباره مسأله [[رستگاری]] و [[نجات]]، انحصارگرایی نیست. شرط رستگاری [[انسان‌ها]] در هر دوره‌ای [[ایمان به خدا]] و [[نبوت]] و عمل خالصانه بر اساس شریعتِ حقِ [[زمان]] خودشان است و الآن که آن دین حق، اسلام است، شرط رستگاری انسان‌ها در عصر حاضر، [[تصدیق]] [[انبیای گذشته]] و قبول دین اسلام و عمل طبق دستورهای آن است. البته کسانی که [[پیام اسلام]] به آنها نرسیده باشد و در این مورد کوتاهی نکرده و یا اینکه از نظر توان [[عقلی]]، [[رشد]] کافی برای [[درک]] پیام اسلام را نداشته باشند، اگر [[دین الهی]] خاصی را پذیرفته و طبق دستورهای همان [[دین]] عمل کرده باشند، این افراد نیز به [[رستگاری]] و [[نجات]] دست می‌یابند. اگر [[پیام]] هیچ [[دین الهی]] هم به آنها نرسیده باشد، در این صورت، [[حساب اعمال]] آنها بر اساس [[عقل]] آنها خواهد بود، و باید طبق عقل خود عمل کنند.<ref>[[رضا میرزائی|میرزائی، رضا]]، [[پلورالیسم (مقاله)|مقاله «پلورالیسم»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۴۶.</ref>
اما در اسلام درباره مسأله [[رستگاری]] و [[نجات]]، انحصارگرایی نیست. شرط رستگاری [[انسان‌ها]] در هر دوره‌ای [[ایمان به خدا]] و [[نبوت]] و عمل خالصانه بر اساس شریعتِ حقِ [[زمان]] خودشان است و الآن که آن دین حق، اسلام است، شرط رستگاری انسان‌ها در عصر حاضر، [[تصدیق]] [[انبیای گذشته]] و قبول دین اسلام و عمل طبق دستورهای آن است. البته کسانی که [[پیام اسلام]] به آنها نرسیده باشد و در این مورد کوتاهی نکرده و یا اینکه از نظر توان [[عقلی]]، [[رشد]] کافی برای [[درک]] پیام اسلام را نداشته باشند، اگر [[دین الهی]] خاصی را پذیرفته و طبق دستورهای همان [[دین]] عمل کرده باشند، این افراد نیز به [[رستگاری]] و [[نجات]] دست می‌یابند. اگر [[پیام]] هیچ [[دین الهی]] هم به آنها نرسیده باشد، در این صورت، [[حساب اعمال]] آنها بر اساس [[عقل]] آنها خواهد بود، و باید طبق عقل خود عمل کنند.<ref>[[رضا میرزائی|میرزائی، رضا]]، [[پلورالیسم (مقاله)|مقاله «پلورالیسم»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۴۶.</ref>
==پلورالیسم فرهنگی==
واژه پلورالیسم<ref>pluralism</ref> در لغت به معنای تکثر و چندگانگی است. این واژه در آغاز در عرصه سنتی [[کلیسا]] مطرح شد. و شخص دارای [[مناصب]] گوناگون در کلیسا را پلورالیست می‌نامیدند<ref>باطنی، محمدرضا، فرهنگ معاصر انگلیسی به فارسی.</ref>. بعدها این واژه که مفهوم پذیرش و اصالت‌دهی به تعدد و کثرت را دارد، در عرصه‌های [[اجتماعی]]، [[سیاسی]]، فرهنگی، [[اخلاقی]]، [[معرفتی]] و [[دینی]] معانی متفاوتی یافت.
پلورالیسم فرهنگی از جنبه‌های مختلف تعریف شده است:
گاهی پلورالیسم فرهنگی ناظر به چگونگی شکل‌گیری تنوع اجتماعی [[انسان‌ها]] در [[آداب]] و گونه‌های مختلف [[حیات اجتماعی]] است؛ گاهی از جنبه پدیدار اجتماعی بررسی شده و به معنی [[زندگی]] در جامعه‌ای است که از گروه‌های [[نژادی]] مختلف تشکیل شده و این گروه‌ها [[زندگی سیاسی]] و دینی مختلفی دارند.
گاهی نیز به معنی نظریه و [[مکتب فکری]] پذیرش این اصل است که گروه‌های مختلف یادشده می‌توانند در [[جامعه]] به صورت صلح‌آمیز زندگی کنند<ref>Oxford Advanced Learner Dictionary، p. ۱۰۶۲.</ref>.
در این تعاریف، دیگر تبیین چرایی تنوع فرهنگی در نظر نیست، بلکه تأکید بر این می‌شود که کثرت و تعدد [[مذاهب]] و نحله‌های [[فکری]] در جامعه به رسمیت شناخته و در حیطه [[رفتارهای اجتماعی]] به [[حقوق مخالفان]] [[احترام]] گذارده شود و صاحبان آراء و اندیشه‌های متعدد یکدیگر را با احترام [[تحمل]] کنند.
از واژه‌های «چندفرهنگی» و «چندقومی» نیز برای این معنا استفاده می‌شود<ref>واتسن، سی دبلیو، کثرت‌گرایی فرهنگی، ترجمه حسن پویان، ص۹ و ۱۱.</ref>، ولی ما همان واژگان مشهور را به کار می‌بریم.
بحث پلورالیسم یا [[کثرت‌گرایی]] فرهنگی با [[جنبش]] سیاه‌پوستان در سال ۱۹۶۰ در [[آمریکا]] و یا روبه‌رو شدن [[انگلیسی‌ها]] با ورود انبوه [[مهاجران]] و فرهنگ‌های مختلف به این [[کشور]] و بروز [[مشکلات]] اقلیت‌های قومی در سطوح مختلف از جمله در [[مدارس]] و نظام‌های [[آموزشی]] حساسیت بیشتری یافت<ref>واتسن، سی دبلیو، کثرت‌گرایی فرهنگی، ترجمه حسن پویان، ص۱۴-۱۵.</ref>. اما موضوع مهم نقش [[نظام]] [[لیبرال]] و اصول [[تفکر]] آن درباره «[[تسامح]]» است. تلورانس یا تسامح و [[تساهل]] و [[مدارا]] از مقولاتی هستند که ارتباط تنگاتنگی با [[پلورالیسم]] [[فرهنگی]] دارند؛ زیرا لازمه پذیرش تعدد [[افکار]] و فرهنگ‌های مختلف، [[چشم‌پوشی]] از نقاط اختلافی و [[تحمل دیگران]] است. بنابراین باید به مبانی نظری و [[تاریخی]] [[تساهل و تسامح]] نگاهی داشته باشیم.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[پلورالیسم فرهنگی (مقاله)|مقاله «پلورالیسم فرهنگی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۵۳.</ref>
==سیر تاریخی تسامح و تساهل==
تسامح در [[فرهنگ غربی]] با صبغه‌ای [[دینی]] پدید آمد. قبل از [[گرایش]] [[مردم]] [[روم]] به [[مسیحیت]] [[مسیحیان]] آن [[دیار]] شدیداً در [[آزار]] و [[شکنجه]] بودند؛ چراکه [[جامعه]] روم به [[پرستش]] [[خدایان]]، [[معتقد]] و مخالف [[آیین]] مسیحیان بود، ولی پس از پذیرش مسیحیت به صورت یک [[مذهب]] رسمی در روم مسیحیان، مخالفان مذهبی خود را آزار می‌دادند و شکنجه و [[سوزاندن]] مخالفان از موارد رایج [[رفتار]] با مخالفان مذهبی بود<ref>گلشاهی، شیرزاد، مقدمه ترجمه نامه‌ای در باب تساهل، ص۴-۵.</ref>.
در قرون وسطی و زمانی که [[دین]]، نهاد دولتی بود، نداشتن تسامح و [[افراط]] در [[خشونت]]، زمینه را برای واکنش شدید نسبت به این موضوع فراهم کرد، تا آنجا که فشارهای [[کلیسا]] در [[تفتیش عقاید]] باعث شد که هنوز نیز مفاهیمی چون باید و نباید، [[امر و نهی]] و [[تکلیف]] [[اجتماعی]] و... در بسیاری محافل اموری مطرود محسوب شوند. هرچند، تسامح خاستگاهی دینی داشت ولی بعدها در [[دوران روشنگری]] با کمک مبانی [[انسان‌گرایی]]؛ [[عقل‌گرایی]] و [[فردگرایی]] هم به حوزه‌های غیردینی راه یافت و از آن پس تساهل به صورت یک اصل و به مفهوم «به رسمیت شناختن مطلق تنوع و گوناگونی» در هر عرصه [[معرفتی]] و [[رفتاری]] اعم از فردی، اجتماعی، [[سیاسی]]، دینی، فرهنگی و... تبدیل شد.
زمینه‌های اجتماعی تسامح هم‌زمان در شکل‌گیری [[کثرت‌گرایی]] فرهنگی نیز اثرگذار بود و این نظریه تقویت شد که از گونه‌های متفاوت [[حیات اجتماعی]] هیچ‌یک بر دیگری ترجیحی ندارد. پذیرش تنوع [[ادیان]] و آیین‌های متفاوت مذهبی، نقطه عزیمت به رسمیت شناختن و [[احترام]] به فرهنگ‌های مختلفی بود که هر یک تجلی نوعی [[حیات انسانی]] قلمداد می‌شد.
روشن است که هیچ‌یک از این زمینه‌های اجتماعی در [[تاریخ]] [[اعتقادی]] [[اسلامی]] وجود نداشت و اساساً [[مسلمانان]] با [[تفریطی]] نظیر [[تفتیش]] و [[تحمیل عقاید]] روبه‌رو نبودند تا برای حل آن به [[افراطی]] چون تلورانس روی آورند. بنابراین، گرچه در [[اسلام]] نیز از [[مدارا]]، [[شریعت]] [[سمحه و سهله]] و [[تسامح]] و [[تساهل]] سخن گفته شده، ولی مفهوم [[اسلامی]] این واژه با معنای رایج [[غربی]] آن کاملاً متفاوت است.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[پلورالیسم فرهنگی (مقاله)|مقاله «پلورالیسم فرهنگی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۵۴.</ref>
==مبانی نظری پلورالیسم فرهنگی==
پلورالیسم فرهنگی از مبانی متعددی اثر می‌گیرد. پلورالیسم [[معرفتی]]، [[اومانیسم]] و [[عقل‌گرایی]] (به معنای خاص راسیونالیزم در [[فرهنگ غربی]]) هر یک به نحوی در پیدایش پلورالیسم فرهنگی سهم دارند، ولی پلورالیسم معرفتی بیشترین نقش را دارد. طبق [[کثرت‌گرایی]] معرفتی، که جملات و گزاره‌های متفاوت هر یک بهره‌ای از [[حقیقت]] را دارند و پلورالیسم [[معرفت‌شناختی]] به [[نسبی‌گرایی]] معرفت‌شناختی می‌انجامد پروتاگوراس، از نخستین نسبی‌گرایان، [[معتقد]] بود، «[[انسان]] مقیاس همه چیز است، مقیاس هستی چیزهایی که هست و مقیاس نیستی چیزهایی که نیست»<ref>کاپلستون، فردریک چالرلز، تاریخ فلسفه غرب، ترجمه سید جلال الدین مجتبوی، ص۱۰۶.</ref>. به نظر گرگیاس نیز اولاً، هیچ واقعیتی وجود ندارد؛ ثانیاً، اگر هم واقعیتی موجود باشد، شناختنی نیست و ثالثاً، حتی اگر [[واقعیت]]، شناختنی باشد، این [[شناسایی]] انتقال‌پذیر به دیگران نیست<ref>کاپلستون، فردریک چالرلز، تاریخ فلسفه غرب، ترجمه سید جلال‌الدین مجتبوی، ص۱۱۲.</ref>.
کثرت‌گرایی معرفتی در [[معرفت‌شناسی]] کانت جلوه‌ای جدید یافت. کانت با جداسازی حقیقت اشیا و آنچه با عنوان [[علم]] نزد ما حاضر می‌شود، معتقد شد که دستیابی به خارج برای انسان ممکن نیست و میان آنچه ما از [[جهان]] می‌دانیم و آنچه در خارج حقیقتاً موجود است، دیواری رفع‌ناشدنی قرار دارد<ref>کثرت‌گرایی معرفتی و نسبیت در شناخت تقریرها و اشکال مختلفی دارد. در جامعه ما نیز برخی نویسندگان با استناد به دخالت پیش‌فرض‌ها در فهم انسان، فهم هر کس را نسبی و غیر مطلق پنداشته و در نتیجه کثرت‌گرایی معرفتی و سایر نتایج آن را پذیرفته‌اند. (ر.ک: سروش، عبدالکریم، قبض و بسط تئوریک شریعت، ص۲۸۷ و ۴۸۵؛ همو، صراط‌های مستقیم، ص۴۹ و ص۲ و ص۱۷- ۱۸؛ همو، ماهنامه کیان، ش۴۰، ص۳ و ۱۶. همچنین، ر.ک: مجتهدشبستری، محمد، قرائت رسمی از دین، نشریه راه نو، ش ۱۹، ص۲۰؛ همو، نیازهای انسان و فهم وحی، نشریه اندیشه اسلامی، ش ۷ آبان ۱۳۵۸ ص۷ و ۹؛ همو، هرمنوتیک، کتاب و سنت، ص۳۱ و ۲۳۷).</ref>.
نتیجه این [[اعتقاد]] که [[حقیقت]]، نسبی است و دستیابی به حقیقت مطلق برای افراد [[بشر]] ممکن نیست، آن است که هر عقیده‌ای سهمی از حقیقت را دارد و اندیشه‌ای کاملاً مطابق با حقیقت و همچنین هیچ معیاری برای [[داوری]] میان [[ارزش‌ها]] و [[اعتقادات]] وجود ندارد و باید هر [[مذهب]] و آیینی را [[حق]] دانست و همه را به یک صورت پذیرفت. اوج این نگرش در [[لیبرالیسم]] دیده می‌شود. لیبرالیسم در [[ارزیابی]] خود از سایر [[باورها]] بی‌طرف است؛ دست‌کم تا آنجا که خطری برای خودش ایجاد نکند و این در اصل [[نسبیت‌گرایی]] [[فرهنگی]] ریشه دارد که طبق آن هیچ فرهنگی بهتر از هیچ [[فرهنگ]] دیگر نیست و معیاری وجود ندارد تا با کمک به آن بتوان هنجارهای یک فرهنگ را بر فرهنگ دیگر [[تحمیل]] کرد<ref>واتسن، سی دبلیو، کثرت‌گرایی فرهنگی، ترجمه حسن پویان، ص۲۴.</ref>.
'''نقد و بررسی''': بطلان [[پلورالیسم]] [[معرفتی]] در جای خود به خوبی [[اثبات]] شده و [[علم حضوری]] [[انسان]]، مفاهیم و جملات بدیهی سنگ‌ بنای [[یقین]] در [[معرفت‌شناسی]] است و با کاربرد اصول روش‌شناختی مدون می‌توان به صدها گزاره [[یقینی]] دیگر دست یافت، ولی باید دانست، پلورالیسم فرهنگی تنها با اعتقاد به پلورالیسم معرفتی حاصل نمی‌شود؛ یعنی ممکن است کسی در حوزه [[اندیشه]] و [[صدق]] به [[انحصارگرایی]] [[معتقد]] باشد و بسیاری از [[مذاهب]] و [[آیین‌ها]] و [[اندیشه‌ها]] را [[باطل]] بداند، ولی در فضای تعاملات فرهنگی و هم‌زیستی‌های [[اجتماعی]] وجود [[اقوام]] مختلف با آرای متفاوت را پذیرفته، هر یک را به رسمیت بشناسد.
آنچه در این مجال مهم است، توجه به این نکته است که نمی‌توان [[اسلام]] [[دینی]] خشونت‌طلب و مخالف اصول [[بردباری]] اجتماعی و آموزه‌های آن درباره [[مدارا]] و [[هم‌زیستی]] [[مسالمت‌آمیز]] با گرایش‌های مختلف را با اصول و نتایج [[تسامح]] [[لیبرالی]] یکسان شمرد. پس باید موضع اسلام در این باره به خوبی تعیین شود:
اولاً، [[اسلام]] با اصول و مبانی [[پلورالیسم]] [[فرهنگی]] هم‌خوانی ندارد؛ زیرا اسلام [[اومانیسم]]، پلورالیسم [[معرفتی]]، نسبیت فرهنگی و... را [[تأیید]] نمی‌کند؛ به عبارت دیگر، [[تسامح]] در [[اسلام]] معنایی شبیه و [[مدارا]] و [[بردباری]] و سازگاری دارد؛ یعنی با وجود [[اعتقاد]] به اینکه [[حقیقت]] کشف‌پذیر برای [[انسان]] وجود دارد و می‌توان بین فرهنگ‌های مختلف [[داوری]] کرد، ولی به این دلیل به [[تحمل دیگران]] توصیه می‌شود که ظرفیت و [[استعداد]] افراد متفاوت است و از همگان نمی‌توان [[انتظار]] یکسانی داشت و چه‌بسا به‌کارگیری [[تسامح]] و بردباری در مواردی آثار سازنده‌ای در گروه‌های مخالف خواهد داشت، ولی هیچ‌گاه سخن از مدارا با مبانی [[لیبرالی]] آن مطرح نیست<ref>نیکزاد، عباس، «تسامح و تساهل در آموزه‌های پیامبر اعظم{{صل}} و تفاوت‌های آن با تسامح و تساهل در لیبرالیسم»، اندیشه تقریب، زمستان ۸۵، شماره ۹، ص۱۰۹.</ref>.
ثانیاً، برخلاف [[لیبرالیسم]] که طبق آن در همه عرصه‌ها و یا دست‌کم در حوزه [[دینی]] و [[فرهنگی]] و [[اخلاقی]] تسامح به طور مطلق لازم دانسته و [[خشونت]] غیرمنطقی و غیراخلاقی شمرده شده است، دیدگاه اسلام درباره مدارا با فرقه‌های مختلف و فرهنگ‌های گوناگون به طور مطلق نیست؛یعنی در مواردی آن را پذیرفته و توصیه کرده است و در مواردی نیز آن را دلیل [[ضعف]] و بی‌مایگی [[دین]] می‌داند.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[پلورالیسم فرهنگی (مقاله)|مقاله «پلورالیسم فرهنگی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۵۵.</ref>
==تسامح و تساهل در اسلام==
به دلیل ارتباط تنگاتنگ بحث [[پلورالیسم]] فرهنگی با تسامح و تساهل باید موضع اسلام در این‌باره حتی به صورت اجمالی بیان شود؛ از دیدگاه اسلام در موارد زیر مدارا یا تسامح و تساهل توصیه شده است:
# مدارا یا تسامح و تساهل در [[رویارویی]] با [[مردم]] و [[پرهیز]] از [[تندخویی]] و خشونت در [[روابط اجتماعی]]<ref>{{متن قرآن|فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ}} «پس با بخشایشی از (سوی) خداوند با آنان نرمخویی ورزیدی و اگر درشتخویی سنگدل می‌بودی از دورت می‌پراکندند؛ پس آنان را ببخشای و برای ایشان آمرزش بخواه و با آنها در کار، رایزنی کن و چون آهنگ (کاری) کردی به خداوند توکل کن که خداوند توکل کنندگان (به خویش) را دوست می‌دارد» سوره آل عمران، آیه ۱۵۹.</ref>؛
# [[مدارا]] یا [[تسامح]] و [[تساهل]] در تشریح [[قوانین]] [[شرعی]]: یعنی [[دین]] در [[اسلام]]، اصل، نبود [[تکلف]] و [[زحمت]] شدید برای [[مکلفان]] است و [[قواعد فقهی]] مانند، [[لاحرج]]، [[لاضرر]]، [[نفی]] [[اضطرار]]، [[جهل]] و [[نسیان]] و... بر همین معنا دلالت دارند<ref>نیکزاد، عباس، «تسامح و تساهل در آموزه‌های پیامبر اعظم{{صل}} و تفاوت‌های آن با تسامح و تساهل در لیبرالیسم»، اندیشه تقریب، زمستان ۸۵، شماره ۹، ص۹۸.</ref>. به همین دلیل گاهی از اسلام با عنوان «[[شریعت]] [[سمحه و سهله]]» یاد شده که تفاوت مبانی و نتایج آن با [[کثرت‌گرایی]] [[فرهنگی]] و تسامح و تساهل مصطلح آشکار است.
# [[مدارا]] یا تسامح و تساهل در [[دعوت]] [[مردم]] به دین: در [[آیات]] متعدد [[قرآن]] به‌کارگیری [[زور]] و [[اجبار]] در دین‌دارکردن مردم نفی شده است<ref>{{متن قرآن|لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى لَا انْفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}} «در (کار) دین هیچ اکراهی نیست که رهیافت از گمراهی آشکار است پس، آنکه به طاغوت کفر ورزد و به خداوند ایمان آورد، بی‌گمان به دستاویز استوارتر چنگ زده است که هرگز گسستن ندارد و خداوند شنوای داناست» سوره بقره، آیه ۲۵۶؛ {{متن قرآن|وَإِنْ كَانَ كَبُرَ عَلَيْكَ إِعْرَاضُهُمْ فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تَبْتَغِيَ نَفَقًا فِي الْأَرْضِ أَوْ سُلَّمًا فِي السَّمَاءِ فَتَأْتِيَهُمْ بِآيَةٍ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدَى فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْجَاهِلِينَ}} «و اگر رویگردانی آنان بر تو گران است چنانچه بتوانی سوراخی در زمین یا نردبانی بر آسمان بیابی تا نشانه‌ای (دیگر) برای آنان بیاوری (چنین کن، اما باز ایمان نمی‌آورند) و اگر خداوند می‌خواست همه آنان را بر رهنمود (خود) گرد می‌آورد پس، هرگز از نادانان مباش!» سوره انعام، آیه ۳۵؛ {{متن قرآن|قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُمُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَمَنْ ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَمَا أَنَا عَلَيْكُمْ بِوَكِيلٍ}} «بگو: ای مردم! حق از سوی پروردگارتان نزد شما آمده است، هر که رهیاب شد به سود خویش رهیاب می‌شود و هر که گمراه گشت بی‌گمان به زیان خویش گمراه می‌گردد و من کارگزار شما نیستم» سوره یونس، آیه ۱۰۸؛ {{متن قرآن|لَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ}} «مبادا خود را از اینکه (مشرکان) ایمان نمی‌آورند به هلاکت افکنی» سوره شعراء، آیه ۳.</ref>، [[سیره]] [[پیامبر اسلام]] و [[ائمه]]{{عم}} نیز بر [[نفی]] [[اجبار]] در دین‌دارکردن مردم بوده است.
# [[مدارا]] یا [[تسامح]] و [[تساهل]] در [[هم‌زیستی]] [[مسالمت‌آمیز]] [[مسلمانان]] با [[پیروان ادیان]] دیگر<ref>{{متن قرآن|وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيُشْهِدُ اللَّهَ عَلَى مَا فِي قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ}} «و از مردم کسی است که گفتارش درباره زندگی این جهان تو را به شگفتی وا می‌دارد و خداوند را بر آنچه در دل دارد گواه می‌گیرد و همو کینه‌توزترین دشمنان است» سوره بقره، آیه ۲۰۴؛ {{متن قرآن|وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ * وَإِنْ يُرِيدُوا أَنْ يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ}} «و اگر به سازش گرایند، تو نیز بدان گرای و بر خداوند توکّل کن که او شنوای داناست * و اگر بخواهند تو را فریب دهند بی‌گمان خداوند تو را بسنده است؛ هموست که تو را با یاوری خویش و با مؤمنان پشتیبانی کرد» سوره انفال، آیه ۶۱-۶۲؛ {{متن قرآن|عَسَى اللَّهُ أَنْ يَجْعَلَ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَ الَّذِينَ عَادَيْتُمْ مِنْهُمْ مَوَدَّةً وَاللَّهُ قَدِيرٌ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ}} «امید است خداوند میان شما و کسانی از آنان که با هم دشمنی دارید دوستی اندازد و خداوند تواناست و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره ممتحنه، آیه ۷.</ref>.
# مدارا یا تسامح و تساهل به‌مثابه یک [[فضیلت اخلاقی]]: در [[روایات]] فراوانی بر مدارا، [[نرم‌خویی]]، [[عفو و گذشت]] و [[کظم غیظ]] تأکید شده است.
در مقابل، در مواردی نیز مدارا یا [[تسامح]] و [[تساهل]]، [[نکوهش]] و [[قاطعیت]] و [[سخت‌گیری]] توصیه شده است:
# قاطعیت در رساندن [[مأموریت]] و [[رسالت الهی]]: [[پیامبران]] در رساندن [[پیام الهی]] به تردید دچار نمی‌شدند و تسامح به [[خرج]] نمی‌دادند و از تهدیدهای [[دشمنان]] نیز هراسی نداشتند<ref>نیکزاد، عباس، «تسامح و تساهل در آموزه‌های پیامبر اعظم{{صل}} و تفاوت‌های آن با تسامح و تساهل در لیبرالیسم»، اندیشه تقریب، زمستان ۸۵، شماره ۹، ص۱۰۲.</ref>؛
# قاطعیت در [[مبارزه با باطل]]<ref>{{متن قرآن|قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ إِلَّا قَوْلَ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ وَمَا أَمْلِكُ لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ رَبَّنَا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنَا وَإِلَيْكَ أَنَبْنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ}} «بی‌گمان برای شما ابراهیم و همراهان وی نمونه‌ای نیکویند آنگاه که به قوم خود گفتند: ما از شما و آنچه به جای خداوند می‌پرستید بیزاریم، شما را انکار می‌کنیم و میان ما و شما جاودانه دشمنی و کینه پدید آمده است تا زمانی که به خداوند یگانه ایمان آورید؛ جز (این) گفتار ابراهیم که به پدرش گفت: برای تو از خداوند آمرزش خواهم خواست و من برای تو در برابر خداوند هیچ اختیاری ندارم؛ پروردگارا! ما بر تو توکل داریم و به سوی تو روی می‌آوریم و بازگشت (هر چیز) به سوی توست» سوره ممتحنه، آیه ۴.</ref>؛
# قاطعیت در [[بیان دین]] و [[مبارزه با انحرافات]] [[دینی]] یا [[کتمان]] دین<ref>{{متن قرآن|الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ وَكَفَى بِاللَّهِ حَسِيبًا}} «همان کسانی که پیام‌های خداوند را می‌رسانند و از او می‌ترسند و از هیچ کس جز خدا نمی‌ترسند و حسابرسی را خداوند بسنده است» سوره احزاب، آیه ۳۹.</ref>؛
# قاطعیت [[حکومت]] در به دست آوردن [[حقوق مردم]] و [[مبارزه با ظلم]]؛
# قاطعیت حکومت در [[اجرای حدود الهی]]؛
# قاطعیت در برابر [[دشمنان اسلام]] و [[مسلمانان]] که [[فتنه‌انگیزی]] می‌کنند<ref>{{متن قرآن|مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنْجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا}} «محمد، پیامبر خداوند است و آنان که با وی‌اند، بر کافران سختگیر، میان خویش مهربانند؛ آنان را در حال رکوع و سجود می‌بینی که بخشش و خشنودی‌یی از خداوند را خواستارند؛ نشان (ایمان) آنان در چهره‌هایشان از اثر سجود، نمایان است، داستان آنان در تورات همین است و داستان آنان در انجیل مانند کشته‌ای است که جوانه‌اش را برآورد و آن را نیرومند گرداند و ستبر شود و بر ساقه‌هایش راست ایستد، به گونه‌ای که دهقانان را به شگفتی آورد تا کافران را با آنها به خشم انگیزد، خداوند به کسانی از آنان که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند نوید آمرزش و پاداشی سترگ داده است» سوره فتح، آیه ۲۹؛ {{متن قرآن|وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ * وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأَخْرِجُوهُمْ مِنْ حَيْثُ أَخْرَجُوكُمْ وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ وَلَا تُقَاتِلُوهُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ حَتَّى يُقَاتِلُوكُمْ فِيهِ فَإِنْ قَاتَلُوكُمْ فَاقْتُلُوهُمْ كَذَلِكَ جَزَاءُ الْكَافِرِينَ}} «و در راه خداوند با آنان که با شما جنگ می‌کنند، جنگ کنید اما تجاوز نکنید که خداوند تجاوزکاران را دوست نمی‌دارد * و هر جا بر آنان دست یافتید، بکشیدشان و از همان‌جا که بیرونتان راندند بیرونشان برانید و (بدانید که) آشوب (شرک) از کشتار بدتر است و نزد مسجد الحرام با آنان به کارزار نیاغازید مگر در آنجا با شما به جنگ برخیزند در آن صورت اگر به کارزار با شما دست یازیدند شما هم آنان را بکشید که سزای کافران همین است» سوره بقره، آیه ۱۹۰-۱۹۱؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِينَ وَاغْلُظْ عَلَيْهِمْ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ}} «ای پیامبر! با کافران و منافقان جهاد کن و بر آنان سخت بگیر و جایگاهشان دوزخ است و (این) پایانه، بد است» سوره توبه، آیه ۷۳.</ref>.
# [[قاطعیت]] در [[نفی]] و طرد [[ولایت کفار]] بر [[مسلمانان]]<ref>{{متن قرآن|الَّذِينَ يَتَرَبَّصُونَ بِكُمْ فَإِنْ كَانَ لَكُمْ فَتْحٌ مِنَ اللَّهِ قَالُوا أَلَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ وَإِنْ كَانَ لِلْكَافِرِينَ نَصِيبٌ قَالُوا أَلَمْ نَسْتَحْوِذْ عَلَيْكُمْ وَنَمْنَعْكُمْ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فَاللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا}} «آنان که چشم بر شما دارند، اگر از سوی خداوند پیروزی‌یی بهره شما گردد، می‌گویند: آیا با شما نبودیم؟ و اگر کافران را بهره‌ای باشد، می‌گویند آیا ما بر شما دست نیافته‌ایم و شما را از (گزند) مؤمنان باز نداشته‌ایم؟ آری، خداوند در روز رستخیز میان شما داوری خواهد کرد و هرگز خداوند برای کافران به زیان مؤمنان راهی نمی‌گشاید» سوره نساء، آیه ۱۴۱؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تُطِيعُوا فَرِيقًا مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ يَرُدُّوكُمْ بَعْدَ إِيمَانِكُمْ كَافِرِينَ}} «ای مؤمنان! اگر از دسته‌ای از کسانی که به آنان کتاب داده شده است فرمانبرداری کنید شما را پس از ایمانتان به کفر باز می‌گردانند» سوره آل عمران، آیه ۱۰۰؛ {{متن قرآن|الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَيَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا}} «همان کسانی که به جای مؤمنان، کافران را دوست می‌گزینند؛ آیا عزّت را نزد آنان می‌جویند با آنکه بی‌گمان عزّت همه از آن خداوند است» سوره نساء، آیه ۱۳۹.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[پلورالیسم فرهنگی (مقاله)|مقاله «پلورالیسم فرهنگی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۵۷.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[رضا میرزائی|میرزائی، رضا]]، [[پلورالیسم (مقاله)|مقاله «پلورالیسم»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']]
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[رضا میرزائی|میرزائی، رضا]]، [[پلورالیسم (مقاله)|مقاله «پلورالیسم»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']]
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[پلورالیسم فرهنگی (مقاله)|مقاله «پلورالیسم فرهنگی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}



نسخهٔ ‏۲۳ اوت ۲۰۲۵، ساعت ۰۸:۰۳

پلورالیسم (کثرت‌گرائی) دینی

واژه پلورالیسم برگرفته از دو کلمه «plural» به معنای جمع و «ism» به معنای گرایش است؛ بنابراین، این واژه در لغت به معنای جمع‌گرایی و کثرت‌گرایی و در اصطلاح به معنای گرایش به اصول متعدد و در مقابل «monism» است. مثلاً در صورت استفاده از اصول متعدد در تبیین پدیده‌ای، پلورالیست و در صورت استفاده از یک اصل مونیست خواهیم بود. پس، این واژه به ویژه حوزه دین‌شناسی نبوده، در حوزه‌های متعددی مانند سیاست، اخلاق، فرهنگ و... از آن استفاده می‌شود. یکی از مباحث جدی نیمه دوم قرن بیستم در حوزه فلسفه دین مسأله پلورالیسم دینی یا تنوع ادیان است که آن را برای نخستین بار «جان هیک» (متولد ۱۹۲۲) در جهان مسیحیت به صورت مستقل مطرح کرد.

دو عامل اساسی در پیدایش پلورالیسم دینی در غرب اثر داشت:

  1. لیبرالیسم سیاسی و دینی: لیبرالیسم سیاسی که نوعی ایدئولوژی سیاسی است بر پایه‌هایی مانند تساهل و مدارا و حقوق و آزادی‌های فردی مبتنی است. طبق این دیدگاه، دولت باید از دخالت در امور شخصی مردم بپرهیزد و حریم حقوق فردی و شخصی را حفظ کند. از جمله این حقوق فردی، آزادی بیان عقیده و از بارزترین موارد عقیده هم عقیده دینی است؛ یعنی هرکس در جامعه باید در بیان عقیده دینی خود آزاد باشد. معمار لیبرالیسم دینی، شلایر ماخر آلمانی (۱۷۶۸-۱۸۳۴) دانسته می‌شود.
  2. آموزه نجات: این عامل عمده‌ترین مسأله کلامی مؤثر در پیدایش پلورالیسم دینی است. بر اساس این آموزه، در کلام مسیحی فقط کسانی رستگار می‌شوند و از قهر و دوزخ الهی نجات می‌یابند که به ربوبیت و مرگ فدیه‌وار حضرت عیسی ایمان آورند و کسانی که به این آموزه اعتقاد نداشته یا غسل تعمید انجام نداده باشند نمی‌توانند به بهشت راه یابند. «کارل ری نر» کاتولیک (۱۹۰۴-۱۹۸۴) در مقابل این دیدگاه تنگ‌نظرانه دیدگاه شمول‌گرایی را مطرح کرد و معتقد بود که پیروان درستکار و صالح ادیان دیگر هم رستگار می‌شوند؛ چراکه آنها نیز در واقع مسیحی هستند. با این حال، شمول‌گرایی نیز مانند انحصارگرایی تنها راه نجات، را مسیحیت شمرده می‌شد.

جان هیک، متکلم پروتستان به این میزان هم راضی نشد و آن را نیز تنگ‌نظرانه می‌دانست؛ بنابراین، از نظر او هرکس با هر عقیده‌ای می‌تواند به بهشت راه یابد، به این شرط که از راه یکی از ادیان به حق توجه کند و از توجه به خود منصرف شود. این دیدگاه، پلورالیسم دینی نام گرفت که در آن برای گشوده شدن درب بهشت بر روی پیروان دیگر ادیان، مرز میان حق و باطل، ثنویت و تثلیث، توحید و شرک برداشته می‌شود[۱]. هیک و پیروان او از دیدگاه پلورالیسم در نجات به حقانیت و صدق منتقل شده، معتقدند، آموزه‌های همه ادیان توحیدی و غیر توحیدی و اعتقاداتشان، درست و حق و مطابق با واقع است و نمی‌توان ادعا کرد که یکی از ادیان، منحرف و باطل است[۲].

در واقع، پلورالیسم دینی پاسخ به پرسش درباره تنوع ادیان وحیانی و غیروحیانی با مذاهب گوناگون آنهاست؛ یعنی از یک طرف، تنوع و تکثر ادیان و مذاهب در جایگاه یک واقعیت خارجی انکارشدنی نیست و از طرف دیگر، یک اندیشمند دینی باید دیدگاه خود را درباره این واقعیت روشن و بیان کند که هر شخص دینداری باید درباره ادیان دیگر چه نگرشی داشته باشد. پلورالیسم دینی در مقابل انحصارگرائی، شمول‌گرایی و ابطال‌گرایی، پاسخی به این پرسش‌هاست. طبق ابطال‌گرایی تمام ادیان باطل است و همه آنها مخلوق ذهن بشر معرفی می‌شوند و هدایت و سعادت امری موهوم و خیالی است. در شمول‌گرایی هم به حقانیت مطلق یک دین و حقانیت نسبی سایر ادیان حکم می‌شود. انحصارگرایی هم فرد به حقانیت یک دین و بطلان دیگر ادیان قائل است؛ اما در پلورالیسم دینی همه ادیان صراط‌هایی مستقیم به سوی یک مقصد معرفی می‌شود[۳]. تفسیر دیگری هم درباره پلورالیسم دینی وجود دارد که به بعد اجتماعی و حیات دینی ناظر است؛ بدین معنا که پیروان ادیان مختلف می‌توانند زندگی مسالمت‌آمیزی در یک جامعه با یکدیگر داشته باشند و حدود و حقوق همدیگر را مراعات کنند و این معنای پلورالیسم قطعاً پذیرفتنی است[۴].[۵]

نقد پلورالیسم دینی

دیدگاه پلورالیسم دینی هم در بحث حقانیت و هم در بحث نجات اشکالات متعددی دارد که به برخی از آنها اشاره می‌شود:

  1. استلزام تناقض: ادیان موجود آموزه‌هایی دارند که با آموزه‌های موجود در ادیان دیگر تضاد و تناقض دارند و اعتقاد به حقانیت همه ادیان موجود با اعتقاد به اجتماع نقیضین یا ضدین همراه خواهد بود که امری محال است؛ مثلاً، در دین اسلام بر یکتایی خداوند تأکید می‌شود در حالی که در مسیحیت موجود فرد به وجود خدای پدر و خدای پسر و خدای روح القدس معتقد است و آیین زرتشت هم به دوگانه‌پرستی گرایش دارد. پس، اگر هر سه دین بر حق باشد باید گفت، خدا، هم یکی است و هم دو تا و هم سه تا و این غیرممکن است.
  2. خودستیزی: هر دینی، یا آموزه‌های مخالف دین دیگر را نفی می‌کند و یا به طور کلی دین دیگر را باطل می‌داند. بنابراین، نتیجه از حقانیت هر دین بطلان ادیان دیگر است؛ پس پلورالیسم دینی، خود برانداز است و علیه خود حکم می‌کند.
  3. استلزام شکایت دینی: در پلورالیسم از یک سو به حقانیت همه ادیان حکم می‌شود و از سوی دیگر ادیان موجود یکدیگر را نفی می‌کنند و نتیجه این تعارض چیزی جز شکاکیت و سرگردانی درباره دین حق نیست.[۶]

پلورالیسم در قرآن

در برخی آیات قرآن به صراحت بر منحصربودن دین حق در اسلام و نفی مبانی پلورالیسم تأکید شده است و در برخی آیات به نفی شکاکیت پرداخته و ادله پیامبران، روشن و در نتیجه تردید شکاکان، بی‌وجه دانسته شده است[۷]. در برخی آیات هم پذیرش دینی غیر از اسلام نفی شده است[۸]. و برخی آیات الهی نیز همه انسان‌ها و از جمله اهل کتاب به دین اسلام دعوت شده‌اند[۹] که همه این آیات نشان می‌دهد، قرآن حقانیت ادیان موجود دیگر را قبول ندارد[۱۰].

نتیجه اینکه، در اسلام در بحث حقانیت ادیان انحصارگرایی وجود دارد و فقط یک دین حق دانسته می‌شود و از نظر اسلام در هر دوره از تاریخ بشر یک دین و شریعت الهی دین حق موجود بوده و با آمدن دین جدید الهی دینِ قبلی نسخ می‌شده و دین حق در عصر کنونی، دین اسلام است. اما در اسلام درباره مسأله رستگاری و نجات، انحصارگرایی نیست. شرط رستگاری انسان‌ها در هر دوره‌ای ایمان به خدا و نبوت و عمل خالصانه بر اساس شریعتِ حقِ زمان خودشان است و الآن که آن دین حق، اسلام است، شرط رستگاری انسان‌ها در عصر حاضر، تصدیق انبیای گذشته و قبول دین اسلام و عمل طبق دستورهای آن است. البته کسانی که پیام اسلام به آنها نرسیده باشد و در این مورد کوتاهی نکرده و یا اینکه از نظر توان عقلی، رشد کافی برای درک پیام اسلام را نداشته باشند، اگر دین الهی خاصی را پذیرفته و طبق دستورهای همان دین عمل کرده باشند، این افراد نیز به رستگاری و نجات دست می‌یابند. اگر پیام هیچ دین الهی هم به آنها نرسیده باشد، در این صورت، حساب اعمال آنها بر اساس عقل آنها خواهد بود، و باید طبق عقل خود عمل کنند.[۱۱]

منابع

پانویس

  1. حسین‌زاده، محمد، مبانی معرفت دینی، ص۱۲۱-۱۲۷.
  2. نبویان، سید محمود، پلورالیزم، ص۱۵-۳۲.
  3. خسروپناه، عبدالحسین، کلام جدید، ص۱۶۶.
  4. ربانی گلپایگانی، علی، تحلیل و نقد پلورالیسم دینی، ص۲۲.
  5. میرزائی، رضا، مقاله «پلورالیسم»، فرهنگنامه کلام جدید، ص ۳۴۴.
  6. میرزائی، رضا، مقاله «پلورالیسم»، فرهنگنامه کلام جدید، ص ۳۴۶.
  7. ﴿أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَبَأُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَالَّذِينَ مِنْ بَعْدِهِمْ لَا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا اللَّهُ جَاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَرَدُّوا أَيْدِيَهُمْ فِي أَفْوَاهِهِمْ وَقَالُوا إِنَّا كَفَرْنَا بِمَا أُرْسِلْتُمْ بِهِ وَإِنَّا لَفِي شَكٍّ مِمَّا تَدْعُونَنَا إِلَيْهِ مُرِيبٍ * قَالَتْ رُسُلُهُمْ أَفِي اللَّهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يَدْعُوكُمْ لِيَغْفِرَ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ وَيُؤَخِّرَكُمْ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى قَالُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنَا تُرِيدُونَ أَنْ تَصُدُّونَا عَمَّا كَانَ يَعْبُدُ آبَاؤُنَا فَأْتُونَا بِسُلْطَانٍ مُبِينٍ «آیا خبر کسان پیش از شما چون قوم نوح و عاد و ثمود و کسان پس از ایشان که جز خداوند کسی آنان را نمی‌شناسد به شما نرسیده است؟ پیامبران آنان برهان‌ها برای آنها آوردند اما آنان (از خشم) دست بر دهان بردند و گفتند: هر چه را که شما برای آن فرستاده شده‌اید انکار می‌کنیم و بی‌گمان به آنچه ما را بدان فرا می‌خوانید در دودلی گمان‌انگیزی هستیم * پیامبرانشان گفتند: آیا درباره خداوند- آفریننده آسمان‌ها و زمین- تردیدی هست؟ او شما را فرا می‌خواند تا برخی از گناهانتان را بیامرزد و (مرگ) شما را تا مدّتی معیّن پس افکند؛ گفتند: شما (نیز) جز بشری مانند ما نیستید که می‌خواهید ما را از آنچه پدرانمان می‌پرستیدند، باز دارید؛ بنابراین برهانی روشن برای ما بیاورید» سوره ابراهیم، آیه ۹-۱۰.
  8. ﴿وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِينًا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ «و هر کس جز اسلام دینی گزیند هرگز از او پذیرفته نمی‌شود و او در جهان واپسین از زیانکاران است» سوره آل عمران، آیه ۸۵؛ ﴿وَلَنْ تَرْضَى عَنْكَ الْيَهُودُ وَلَا النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدَى وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ بَعْدَ الَّذِي جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ «و یهودیان و مسیحیان هرگز از تو خشنود نخواهند شد تا آنکه از آیین آنها پیروی کنی. بگو تنها رهنمود خداوند، رهنمود است و اگر تو پس از دانشی که بدان دست یافته‌ای از خواسته‌های آنان پیروی کنی از سوی خداوند هیچ یار و یاوری نخواهی داشت» سوره بقره، آیه ۱۲۰؛ ﴿وَقَالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَقَالَتِ النَّصَارَى الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّهِ ذَلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْوَاهِهِمْ يُضَاهِئُونَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ «یهودیان گفتند عزیر پسر خداوند است و مسیحیان گفتند: مسیح پسر خداوند است؛ این گفتار، سر زبان آنهاست که با گفته کافران پیشین همانندی می‌کند؛ خداوندشان بکشاد! چگونه (از حقّ) باز گردانیده می‌شوند؟» سوره توبه، آیه ۳۰.
  9. ﴿قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعًا الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ يُحْيِي وَيُمِيتُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ النَّبِيِّ الْأُمِّيِّ الَّذِي يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَكَلِمَاتِهِ وَاتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ «بگو: ای مردم! به راستی من فرستاده خداوند به سوی همه شمایم، همان که فرمانفرمایی آسمان‌ها و زمین از آن اوست، هیچ خدایی جز او نیست که زنده می‌دارد و می‌میراند، پس به خداوند و فرستاده او پیامبر درس ناخوانده‌ای که به خداوند و قرآن او ایمان دارد ایمان بیاورید و از او پیروی کنید باشد که راهیاب گردید» سوره اعراف، آیه ۱۵۸؛ ﴿مَا أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَمَا أَصَابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ وَأَرْسَلْنَاكَ لِلنَّاسِ رَسُولًا وَكَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا «(ای آدمی!) هر نیکی به تو رسد از خداوند است و هر بدی به تو رسد از خود توست. و (ای محمّد!) ما تو را برای مردم، پیامبر فرستاده‌ایم و خداوند، (شما را) گواه بس» سوره نساء، آیه ۷۹؛ ﴿قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا أَنَا لَكُمْ نَذِيرٌ مُبِينٌ «بگو: ای مردم! جز این نیست که من برای شما بیم‌دهنده‌ای آشکارم» سوره حج، آیه ۴۹؛ ﴿يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيرًا مِمَّا كُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَعْفُو عَنْ كَثِيرٍ قَدْ جَاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُبِينٌ * يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ وَيُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ «ای اهل کتاب! فرستاده ما نزد شما آمده است که بسیاری از آنچه را که از کتاب (آسمانی خود) پنهان می‌داشتید برای شما بیان می‌کند و بسیاری (از لغزش‌های شما) را می‌بخشاید؛ به راستی، روشنایی و کتابی روشن از سوی خداوند نزد شما آمده است * خداوند با آن (روشنایی) هر کسی را که پی خشنودی وی باشد به راه‌های بی‌گزند، راهنمایی می‌کند و آنان را به اراده خویش از تیرگی ‌ها به سوی روشنایی بیرون می‌آورد و آنها را به راهی راست رهنمون می‌گردد» سوره مائده، آیه ۱۵-۱۶؛ ﴿وَآمِنُوا بِمَا أَنْزَلْتُ مُصَدِّقًا لِمَا مَعَكُمْ وَلَا تَكُونُوا أَوَّلَ كَافِرٍ بِهِ وَلَا تَشْتَرُوا بِآيَاتِي ثَمَنًا قَلِيلًا وَإِيَّايَ فَاتَّقُونِ «و به آنچه فرو فرستاده‌ام، که کتاب نزد شما را راست می‌شمارد، ایمان آورید و نخستین منکر آن نباشید و آیات مرا به بهای ناچیز نفروشید و تنها از من پروا کنید» سوره بقره، آیه ۴۱ و...
  10. شاکرین، حمید‌رضا، پرسش‌ها و پاسخ‌های دانشجویی، ص۶۲-۶۹.
  11. میرزائی، رضا، مقاله «پلورالیسم»، فرهنگنامه کلام جدید، ص ۳۴۶.