دشمن: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{خرد}} {{امامت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; fo...» ایجاد کرد)
 
خط ۱۴: خط ۱۴:
*'''دوم'''، دشمن [[پنهان]]. این دشمن عبارت است از برخی [[صفات ناپسند]] که در [[آدمی]] ایجاد می‌شود، رشد می‌کند و مانع [[سعادت]] [[آدمی]] خواهد شد. [[امام]] {{ع}} از این صفات تعبیر به دشمن می‌کند؛ صفاتی چون [[دنیا‌طلبی]]، آرزوگرایی و...
*'''دوم'''، دشمن [[پنهان]]. این دشمن عبارت است از برخی [[صفات ناپسند]] که در [[آدمی]] ایجاد می‌شود، رشد می‌کند و مانع [[سعادت]] [[آدمی]] خواهد شد. [[امام]] {{ع}} از این صفات تعبیر به دشمن می‌کند؛ صفاتی چون [[دنیا‌طلبی]]، آرزوگرایی و...
==[[شناخت]] دشمن==
==[[شناخت]] دشمن==
*معیار اصلی [[شناخت]] و حضور دشمن در عرصه زندگی، [[دشمنی]] با [[خدا]]، [[پیامبر اکرم]] و [[اهل بیت]] {{عم}} است. [[امام]] {{ع}} می‌فرماید: آن‌که ما را [[یاری]] دهد و [[دوست]] بدارد، سزاوار است که [[منتظر]] [[رحمت]] خداوندی باشد و دشمن ما و آن‌که [[کینه]] ما را به [[دل]] دارد، در [[انتظار]] [[قهر]] [[خداوند]]<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۰۸</ref>. در فرازی دیگر، [[دوست]] و دشمن [[پیامبر اکرم]] {{صل}} را این‌گونه معرفی می‌کند:
*معیار اصلی [[شناخت]] و حضور دشمن در عرصه زندگی، [[دشمنی]] با [[خدا]]، [[پیامبر اکرم]] و [[اهل بیت]] {{عم}} است. [[امام]] {{ع}} می‌فرماید: آن‌که ما را [[یاری]] دهد و [[دوست]] بدارد، سزاوار است که [[منتظر]] [[رحمت]] خداوندی باشد و دشمن ما و آن‌که [[کینه]] ما را به [[دل]] دارد، در [[انتظار]] [[قهر]] [[خداوند]]<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۰۸</ref>. در فرازی دیگر، [[دوست]] و دشمن [[پیامبر اکرم]] {{صل}} را این‌گونه معرفی می‌کند:[[دوست]] [[محمد]] {{صل}} کسی است که [[خدا]] را [[اطاعت]] کند، هر چند به نسبت از او دور باشد و دشمن [[محمد]] {{صل}} کسی است که [[خدا]] را [[اطاعت]] نکند، هرچند خویشاوند نزدیک او بُوَد<ref>نهج البلاغه، حکمت ۹۲</ref>.
[[دوست]] [[محمد]] {{صل}} کسی است که [[خدا]] را [[اطاعت]] کند، هر چند به نسبت از او دور باشد و دشمن [[محمد]] {{صل}} کسی است که [[خدا]] را [[اطاعت]] نکند، هرچند خویشاوند نزدیک او بُوَد<ref>نهج البلاغه، حکمت ۹۲</ref>.
[[دوستی]] با [[خدا]] دلیلی بر [[تکامل]] [[ایمان]] است<ref>غررالحکم / ۸۵۲</ref>. در عرصه [[دشمنی]] با [[مردمان]]، [[ابلیس]] بر دیگران پیشی گرفته و نخستین موجودی است که به [[دشمنی]] با نوع [[انسان]] برخاسته است. او دشمن [[خدا]] و پیشوای متعصب‌ها و سرسلسله متکبّران است؛ [[دشمنی]] که به [[عزت]] و جلال [[خداوند]] قسم یاد کرده تا [[انسان‌ها]] را [[گمراه]] سازد و بر این امر، بنا بر [[حکمت]] و [[مشیّت الهی]] مهلت یافته است. [[امام]] {{ع}} این دشمن [[آشکار]] را به [[مردمان]] معرفی می‌کند و می‌فرماید: [[بندگان خدا]]، از دشمن [[خدا]] بهراسید که شمایان را به درد خود [[مبتلا]] و با اغوا و فراخواندنش، شما را به [[هلاکت]] رسانَد و با سواره‌نظام و پیادگان خویش بر شما بتازد. [[سوگند]] به جانم که او تیر هلاک و شر بر کمان نهاده و چلّه آن را به نهایت کشیده و از جایگاهی نزدیک و دقیق شما را [[هدف]] قرار داده و همو گفته است: "پروردگارا، به‌خاطر آن‌که مرا اغوا کردی، بی‌گمان کردار ناپسند بندگانت را که روی [[زمین]] هستند، در نظرشان می‌آرایم و حتماً همگان را [[گمراه]] خواهم ساخت"<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۳۴</ref>.
[[دوستی]] با [[خدا]] دلیلی بر [[تکامل]] [[ایمان]] است<ref>غررالحکم / ۸۵۲</ref>. در عرصه [[دشمنی]] با [[مردمان]]، [[ابلیس]] بر دیگران پیشی گرفته و نخستین موجودی است که به [[دشمنی]] با نوع [[انسان]] برخاسته است. او دشمن [[خدا]] و پیشوای متعصب‌ها و سرسلسله متکبّران است؛ [[دشمنی]] که به [[عزت]] و جلال [[خداوند]] قسم یاد کرده تا [[انسان‌ها]] را [[گمراه]] سازد و بر این امر، بنا بر [[حکمت]] و [[مشیّت الهی]] مهلت یافته است. [[امام]] {{ع}} این دشمن [[آشکار]] را به [[مردمان]] معرفی می‌کند و می‌فرماید: [[بندگان خدا]]، از دشمن [[خدا]] بهراسید که شمایان را به درد خود [[مبتلا]] و با اغوا و فراخواندنش، شما را به [[هلاکت]] رسانَد و با سواره‌نظام و پیادگان خویش بر شما بتازد. [[سوگند]] به جانم که او تیر هلاک و شر بر کمان نهاده و چلّه آن را به نهایت کشیده و از جایگاهی نزدیک و دقیق شما را [[هدف]] قرار داده و همو گفته است: "پروردگارا، به‌خاطر آن‌که مرا اغوا کردی، بی‌گمان کردار ناپسند بندگانت را که روی [[زمین]] هستند، در نظرشان می‌آرایم و حتماً همگان را [[گمراه]] خواهم ساخت"<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۳۴</ref>.
*از دیگر نشانه‌های [[دشمنی]] با [[خداوند]] [[نفاق]] است، زیرا [[پیامبر اکرم]] به [[علی]] {{ع}} فرمود: فرد با [[ایمان]] تو را دشمن نگیرد و فرد [[منافق]] تو را [[دوست]] نگیرد. [[امام علی]] {{ع}} با اشاره به [[کلام پیامبر اکرم]] {{صل}} فرمود: اگر با این شمشیرم بر فرق [[مؤمن]] زنم که مرا دشمن دارد، هرگز نخواهد داشت و نیز اگر همه [[دنیا]] را به کام [[منافق]] ریزم که مرا [[دوست]] بدارد، نپذیرد<ref>نهج البلاغه، حکمت ۴۰</ref>.
*از دیگر نشانه‌های [[دشمنی]] با [[خداوند]] [[نفاق]] است، زیرا [[پیامبر اکرم]] به [[علی]] {{ع}} فرمود: فرد با [[ایمان]] تو را دشمن نگیرد و فرد [[منافق]] تو را [[دوست]] نگیرد. [[امام علی]] {{ع}} با اشاره به [[کلام پیامبر اکرم]] {{صل}} فرمود: اگر با این شمشیرم بر فرق [[مؤمن]] زنم که مرا دشمن دارد، هرگز نخواهد داشت و نیز اگر همه [[دنیا]] را به کام [[منافق]] ریزم که مرا [[دوست]] بدارد، نپذیرد<ref>نهج البلاغه، حکمت ۴۰</ref>.
افزون بر این، [[امام]] {{ع}} در مواردی، مصادیقی از [[دشمنی]] را برمی‌شمرد، از جمله: [[مردمان]] دشمن نادانسته‌های خود هستند<ref>نهج البلاغه، حکمت‌های ۱۶۳ و ۴۳۰</ref>؛ ستم‌کاری که دیگران از او در [[امان]] نیستند<ref>غررالحکم، ۱</ref>؛ شخص وقیح و بی‌شرمی که در [[گناه]] بی‌باک و جری است<ref>غررالحکم، ۲۱۹</ref>؛ فرد متملّق و چاپلوس<ref>غررالحکم، ۲۱۹</ref>؛ سخن‌چین و عیب‌جوی دیگران که در برابر [[آدمی]] زشت‌ را زیبا جلوه می‌دهد<ref>غررالحکم، ۲ / ۵۸۶</ref>؛ عالمانی که [[علم]] را برای به‌دست آوردن [[دنیا]] برگفتند، لذا [[خدا]] آنان را دشمن گرفت و آن‌ها نزد [[خدا]] خوار شدند<ref>غررالحکم، ۲</ref>؛ کسی که بی‌ملاحظه مقابل [[آدمی]] بایستند<ref>غررالحکم، ۶۴۵</ref>. در فرازی نیز، [[دشمنان]] [[آدمی]] را این‌گونه معرفی می‌کند: [[دشمنان]] [[آدمی]] سه‌ کس‌اند: دشمن او و دشمن [[دوست]] او و [[دوست]] دشمن او<ref>نهج البلاغه، حکمت ۲۸۷</ref>.
افزون بر این، [[امام]] {{ع}} در مواردی، مصادیقی از [[دشمنی]] را برمی‌شمرد، از جمله: [[مردمان]] دشمن نادانسته‌های خود هستند<ref>نهج البلاغه، حکمت‌های ۱۶۳ و ۴۳۰</ref>؛ ستم‌کاری که دیگران از او در [[امان]] نیستند<ref>غررالحکم، ۱</ref>؛ شخص وقیح و بی‌شرمی که در [[گناه]] بی‌باک و جری است<ref>غررالحکم، ۲۱۹</ref>؛ فرد متملّق و چاپلوس<ref>غررالحکم، ۲۱۹</ref>؛ سخن‌چین و عیب‌جوی دیگران که در برابر [[آدمی]] زشت‌ را زیبا جلوه می‌دهد<ref>غررالحکم، ۲ / ۵۸۶</ref>؛ عالمانی که [[علم]] را برای به‌دست آوردن [[دنیا]] برگفتند، لذا [[خدا]] آنان را دشمن گرفت و آن‌ها نزد [[خدا]] خوار شدند<ref>غررالحکم، ۲</ref>؛ کسی که بی‌ملاحظه مقابل [[آدمی]] بایستند<ref>غررالحکم، ۶۴۵</ref>. در فرازی نیز، [[دشمنان]] [[آدمی]] را این‌گونه معرفی می‌کند: [[دشمنان]] [[آدمی]] سه‌ کس‌اند: دشمن او و دشمن [[دوست]] او و [[دوست]] دشمن او<ref>نهج البلاغه، حکمت ۲۸۷</ref>.
==[[دشمنان امام علی]] {{ع}} و انگیزه‌های آن‌ها==
==[[دشمنان امام علی]] {{ع}} و انگیزه‌های آن‌ها==
*[[امام علی]] {{ع}} در دوران [[حکومت]] خویش با سه گروه از [[دشمنان]] روبه‌رو شد:
*[[امام علی]] {{ع}} در دوران [[حکومت]] خویش با سه گروه از [[دشمنان]] روبه‌رو شد:

نسخهٔ ‏۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۰:۵۳

مدخل‌های وابسته به این بحث:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل دشمن (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

مقدمه

شناخت دشمن

دوستی با خدا دلیلی بر تکامل ایمان است[۳]. در عرصه دشمنی با مردمان، ابلیس بر دیگران پیشی گرفته و نخستین موجودی است که به دشمنی با نوع انسان برخاسته است. او دشمن خدا و پیشوای متعصب‌ها و سرسلسله متکبّران است؛ دشمنی که به عزت و جلال خداوند قسم یاد کرده تا انسان‌ها را گمراه سازد و بر این امر، بنا بر حکمت و مشیّت الهی مهلت یافته است. امام (ع) این دشمن آشکار را به مردمان معرفی می‌کند و می‌فرماید: بندگان خدا، از دشمن خدا بهراسید که شمایان را به درد خود مبتلا و با اغوا و فراخواندنش، شما را به هلاکت رسانَد و با سواره‌نظام و پیادگان خویش بر شما بتازد. سوگند به جانم که او تیر هلاک و شر بر کمان نهاده و چلّه آن را به نهایت کشیده و از جایگاهی نزدیک و دقیق شما را هدف قرار داده و همو گفته است: "پروردگارا، به‌خاطر آن‌که مرا اغوا کردی، بی‌گمان کردار ناپسند بندگانت را که روی زمین هستند، در نظرشان می‌آرایم و حتماً همگان را گمراه خواهم ساخت"[۴].

افزون بر این، امام (ع) در مواردی، مصادیقی از دشمنی را برمی‌شمرد، از جمله: مردمان دشمن نادانسته‌های خود هستند[۶]؛ ستم‌کاری که دیگران از او در امان نیستند[۷]؛ شخص وقیح و بی‌شرمی که در گناه بی‌باک و جری است[۸]؛ فرد متملّق و چاپلوس[۹]؛ سخن‌چین و عیب‌جوی دیگران که در برابر آدمی زشت‌ را زیبا جلوه می‌دهد[۱۰]؛ عالمانی که علم را برای به‌دست آوردن دنیا برگفتند، لذا خدا آنان را دشمن گرفت و آن‌ها نزد خدا خوار شدند[۱۱]؛ کسی که بی‌ملاحظه مقابل آدمی بایستند[۱۲]. در فرازی نیز، دشمنان آدمی را این‌گونه معرفی می‌کند: دشمنان آدمی سه‌ کس‌اند: دشمن او و دشمن دوست او و دوست دشمن او[۱۳].

دشمنان امام علی (ع) و انگیزه‌های آن‌ها

  1. دسته‌ای، اصحاب زر؛ اینان پیمان‌شکنان دنیاطلبی بودند که ابتدا با ایشان بیعت کردند، اما آن‌گاه که آروزهای مادی خویش را بر باد رفته دیدند، با امام به مخالفت برخاستند و جنگ جمل را به ایشان تحمیل کردند.
  2. دسته دوم، اصحاب زر و زور و تزویر بودند که هدفشان تسلط بر مملکت اسلامی و بهرم‌مندی از مواهب حکومت بود. آن‌ها نیز در برابر امام طغیان کردند و جنگ صفین را به ایشن تحمیل کردند.
  3. دسته سوم، افراد متعصب، متحجّر و خشک‌مغز، که از دین، تنها رنگ و بویی را برگرفته بودند. آنان نیز در برابر امام به دشمنی برخاستند و جنگ نهروان را به ایشان تحمیل کردند.
  • اگر به صفات این سه دسته نیک بیندیشیم، پنج عامل زر و زور و تزویر و نفاق و تعصب را مهم‌ترین انگیزه‌های دشمنی‌ها با امام (ع) درمی‌یابیم.
  • امام (ع) در مقابله با دشمنان خویش پس از آن‌که از اصلاح آن‌ها ناامید شد، لحظه‌ای کوتاهی و سستی نورزید؛ نه تنها در دوران خلافت که در دوران حیات پیامبر اکرم (ص) نیز در مقابل کفار و منافقان با شدت و غلظت مقابله می‌کرد و لحظه‌ای فتور و سستی به خود راه نمی‌داد، چنان‌که خود آن حضرت (ع) می‌فرماید: در جهاد با دشمن به جد درایستاده بودیم، تا مردی از ما و مردی از دشمنانتان مردانه پنجه درمی‌افکندند تا کدام یک دیگری را شرنگ مرگ چشاند. گاه ما بودیم که جام مرگ از دست دشمن می‌گرفتیم و گاه دشمن بود که از دست ما جام مرگ می‌گرفت. چون خداوند صداقت ما را در پیکار دید، دشمن ما را خوار و زبون ساخت و ما را پیروزی داد تا اسلام استقرار یافت[۱۴].

دشمن پنهان آدمی

پرسش‌های وابسته

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

 با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. نهج البلاغه، خطبه ۱۰۸
  2. نهج البلاغه، حکمت ۹۲
  3. غررالحکم / ۸۵۲
  4. نهج البلاغه، خطبه ۲۳۴
  5. نهج البلاغه، حکمت ۴۰
  6. نهج البلاغه، حکمت‌های ۱۶۳ و ۴۳۰
  7. غررالحکم، ۱
  8. غررالحکم، ۲۱۹
  9. غررالحکم، ۲۱۹
  10. غررالحکم، ۲ / ۵۸۶
  11. غررالحکم، ۲
  12. غررالحکم، ۶۴۵
  13. نهج البلاغه، حکمت ۲۸۷
  14. نهج البلاغه، خطبه ۵۵
  15. غررالحکم، ۱/۱۳
  16. غررالحکم، ۱۴
  17. غررالحکم، ۳۵
  18. غررالحکم، ۴۸
  19. غررالحکم، ۴۹
  20. همان، ۶۶
  21. غررالحکم، ۱۰۴
  22. غررالحکم، ۲۰۳
  23. غررالحکم، ۲۰۴
  24. نهج البلاغه، حکمت ۳۲۸
  25. نهج البلاغه، حکمت ۱۰۰
  26. غرر الحکم ۱/۳۴۳
  27. غرر الحکم، ۲/۷۲۷
  28. نفس
  29. غرر الحکم، ۶۷۵
  30. غررالحکم، ۳۱۳
  31. غررالحکم، ۸۰۴
  32. دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص 394- 397.