دلیل نقلی عصمت امام: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
جز (جایگزینی متن - '{{امامت شناسی}} ==پانویس== {{یادآوری پانویس}} {{پانویس2}} ' به '==پانویس== {{یادآوری پانویس}} {{پانویس2}} {{امامت شناسی}}')
جز (جایگزینی متن - ' ]]' به ' [[')
خط ۲۷: خط ۲۷:
اشکال: برخی بر این [[استدلال]] اشکال کرده‌اند که: غیر [[معصوم]] مرادف با [[ظالم]] نیست بلکه مراد از [[ظالم]] کسی است که مرتکب [[گناه کبیره]] شده است بدون [[توبه]] و [[اصلاح]]<ref>شرح المواقف، ج ۸، ص ۳۵۱.</ref>.
اشکال: برخی بر این [[استدلال]] اشکال کرده‌اند که: غیر [[معصوم]] مرادف با [[ظالم]] نیست بلکه مراد از [[ظالم]] کسی است که مرتکب [[گناه کبیره]] شده است بدون [[توبه]] و [[اصلاح]]<ref>شرح المواقف، ج ۸، ص ۳۵۱.</ref>.


پاسخ: درکلمه "الظالمین" جمع محلی به الف و لام، تمام انواع [[ظلم]] در هر زمان و دوره‌ای و در هر مقدار از [[ظلم]] و [[تعدی]] را شامل است. پس غیر [[معصوم]] که از [[حدود الهی]] [[تعدی]] دارد، [[ظالم]] محسوب شده و از رسیدن به [[منصب الهی]] [[امامت]] بی نصیب است. علو [[منصب]] و [[جایگاه]] رفیع [[امامت]] و [[هدایت الهی]] به نحوی است که هرگونه سابقه سوء - ولو بعد از [[توبه]] - [[مانع]] رادع رسیدن به آن [[مقام]] است و افراد دارای پیشینه سوء در کسب [[اعتماد]] برای [[مناصب]] [[عالی]] آن هم در [[حد ]][[هادیان الهی]] موفقیت نخواهند داشت. علاوه بر اینکه مورد درخواست [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} ذریه‌ای بوده که بعد از [[ظلم]] و [[تعدی]] موفق به [[توبه]] و [[اصلاح]] شوند، اما رفعت [[مقام امامت]] به گونه‌ای است که حتی شامل حال این افراد نمی‌گردد. توضیح مطلب اینکه [[فرزندان حضرت ابراهیم]]{{ع}} نسبت به [[ظلم]] و [[تعدی]] به چهار گروه قابل تقسیم هستند: اول: آنها که هرگز مرتکب [[ظلم]] نشده‌اند و در تمام [[زندگی]] از [[ستم]] و [[تعدی]] مبرا و پاکند. دوم: آنان که سرتاسر [[زندگی]] را با [[تعدی]] و [[ستم]] سپری کرده‌اند. سوم: آنان که ابتدای [[عمر]] [[گناهکار]] بوده اما [[توفیق]] [[توبه]] و [[اصلاح]] یافتند. چهارم: بر عکس گروه سوم: حال با تأمل می‌‌یابیم که درخواست [[حضرت ابراهیم]] که مورد قبول قرار نگرفت نمی‌تواند برای گروه دوم و چهارم باشد و [[ابراهیم]]{{ع}} هرگز برای این دو گروه تقاضای رسیدن به [[منصب]] والای [[امامت]] نمی‌کند<ref>مفاهیم القرآن، ج ۵، ص ۴۱۰. و امامت پژوهی، ص ۲۶۸.</ref>. پس تقاضای [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} برای گروه سوم بوده که پذیرفته نشد.
پاسخ: درکلمه "الظالمین" جمع محلی به الف و لام، تمام انواع [[ظلم]] در هر زمان و دوره‌ای و در هر مقدار از [[ظلم]] و [[تعدی]] را شامل است. پس غیر [[معصوم]] که از [[حدود الهی]] [[تعدی]] دارد، [[ظالم]] محسوب شده و از رسیدن به [[منصب الهی]] [[امامت]] بی نصیب است. علو [[منصب]] و [[جایگاه]] رفیع [[امامت]] و [[هدایت الهی]] به نحوی است که هرگونه سابقه سوء - ولو بعد از [[توبه]] - [[مانع]] رادع رسیدن به آن [[مقام]] است و افراد دارای پیشینه سوء در کسب [[اعتماد]] برای [[مناصب]] [[عالی]] آن هم در [[حد]] [[هادیان الهی]] موفقیت نخواهند داشت. علاوه بر اینکه مورد درخواست [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} ذریه‌ای بوده که بعد از [[ظلم]] و [[تعدی]] موفق به [[توبه]] و [[اصلاح]] شوند، اما رفعت [[مقام امامت]] به گونه‌ای است که حتی شامل حال این افراد نمی‌گردد. توضیح مطلب اینکه [[فرزندان حضرت ابراهیم]]{{ع}} نسبت به [[ظلم]] و [[تعدی]] به چهار گروه قابل تقسیم هستند: اول: آنها که هرگز مرتکب [[ظلم]] نشده‌اند و در تمام [[زندگی]] از [[ستم]] و [[تعدی]] مبرا و پاکند. دوم: آنان که سرتاسر [[زندگی]] را با [[تعدی]] و [[ستم]] سپری کرده‌اند. سوم: آنان که ابتدای [[عمر]] [[گناهکار]] بوده اما [[توفیق]] [[توبه]] و [[اصلاح]] یافتند. چهارم: بر عکس گروه سوم: حال با تأمل می‌‌یابیم که درخواست [[حضرت ابراهیم]] که مورد قبول قرار نگرفت نمی‌تواند برای گروه دوم و چهارم باشد و [[ابراهیم]]{{ع}} هرگز برای این دو گروه تقاضای رسیدن به [[منصب]] والای [[امامت]] نمی‌کند<ref>مفاهیم القرآن، ج ۵، ص ۴۱۰. و امامت پژوهی، ص ۲۶۸.</ref>. پس تقاضای [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} برای گروه سوم بوده که پذیرفته نشد.


در پایان توجه به این نکته لازم است که دلالت [[آیه ابتلاء]] بر [[عصمت امام]] حتی مورد قبول برخی از [[دانشمندان]] [[اهل سنت]] نیز قرار گرفته است هرچند تلاش کرده‌اند در معنای [[امام]] [[تصرف]] کنند<ref>ر.ک: التفسیر الکبیر، ج ۳، ص ۴۵۷ و امامت پژوهی، ص ۲۶۷.</ref>.
در پایان توجه به این نکته لازم است که دلالت [[آیه ابتلاء]] بر [[عصمت امام]] حتی مورد قبول برخی از [[دانشمندان]] [[اهل سنت]] نیز قرار گرفته است هرچند تلاش کرده‌اند در معنای [[امام]] [[تصرف]] کنند<ref>ر.ک: التفسیر الکبیر، ج ۳، ص ۴۵۷ و امامت پژوهی، ص ۲۶۷.</ref>.

نسخهٔ ‏۱۳ ژوئن ۲۰۲۰، ساعت ۰۹:۰۱

متن این جستار آزمایشی و غیرنهایی است. برای اطلاع از اهداف و چشم انداز این دانشنامه به صفحه آشنایی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت مراجعه کنید.
اين مدخل از زیرشاخه‌های بحث عصمت امام است. "عصمت امام" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل عصمت امام (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

در منابع کلامی و تفسیری به آیاتی از قرآن کریم بر عصمت امام استدلال شده است[۱] در اینجا برای رعایت اختصار به توضیح دلالت آیه "اولی الامر" و "آیه ابتلاء" بسنده می‌‌کنیم:

آیه اولی الامر

قرآن کریم می‌‌فرماید: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ[۲]. در این آیه اطاعت از اولی الامر در سیاق اطاعت خداوند و اطاعت رسول قرار گرفته است، بدیهی است که اطاعت از خدا و رسول به صورت مطلق و بدون هیچ قید و شرطی واجب است؛ بنابراین اطاعت اولی الامر هم علی الاطلاق و بدون قید و شرط واجب است. از سوی دیگر اطاعت مطلق مستلزم معصوم بودن اولی الامر از هر گونه خطا و اشتباه است زیرا پیروی و فرمانبرداری بی چون و چرا تنها و تنها از فردی واجب می‌‌شود که از هر گونه خطا و لغزش پاک و مبرا باشد و خداوند حکیمی که کفر و عصیان را از بندگانش ناپسند شمرده است ﴿وَلَا يَرْضَى لِعِبَادِهِ الْكُفْرَ[۳]، هرگز اطاعت از غیر معصوم را به صورت مطلق واجب نمی‌کند[۴]. این استلزام - یعنی ملازمه بین وجوب اطاعت مطلق و لزوم عصمت - مورد اعتراف دانشمندان اهل سنت نیز قرار گرفته است[۵].

ممکن است گفته شود وجوب اطاعت مطلق مستلزم عصمت نیست زیرا اطلاق وجوب در این آیه مقید می‌‌شود به مقید لبی یعنی حکم عقل به عدم جواز اطاعت از امری که موجب عصیان خداوند است و نیز مقید لفظی منفصل مانند آیه کریمه ﴿قُلْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ[۶] و حدیث: «لَا طَاعَةَ لِمَخْلُوقٍ فِي مَعْصِيَةِ الْخَالِقِ»[۷].

پاسخ: اولاً سیاق آیه اولی الامر تقیید بردار نیست و همان گونه که وجوب اطاعت از خدا و رسول قابل تقیید نیست، اطاعت از اولی الامر نیز که هم ردیف با آن ذکر شده قابل تقیید نمی‌باشد[۸].

ثانیاً: اگر رسول اکرم(ص) و اولی الامر معصوم نباشند و اطاعت آنان مقید باشد، نام بردن آنان در آیه برای آنان مزیتی ایجاد نکرده و مانند سایر افراد خواهند بود که اطاعت از آمر و ناهی مقید به این است که دستورات آنان خلاف شرع و تعالیم دینی نباشد[۹].

ثالثاً: در قرآن کریم مواردی که به مراتب از اهمیت کمتری برخوردار است به مجرد احتمال خطا مقید متصل ذکر شده مانند وجوب امتثال و اطاعت از والدین که در دو مورد بلافاصله قید ذکر شده است: ﴿وَوَصَّيْنَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَيْهِ حُسْنًا وَإِنْ جَاهَدَاكَ لِتُشْرِكَ بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا[۱۰] و در آیه دیگر می‌‌فرماید: ﴿أَنِ اشْكُرْ لِي وَلِوَالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ * وَإِنْ جَاهَدَاكَ عَلَى أَنْ تُشْرِكَ بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا[۱۱]. در سخنان امیرمؤمنان(ع) نیز این تلازم بین وجوب اطاعت و عصمت اولی الامر بیان شده است: «إِنَّمَا الطَّاعَةُ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِوُلَاةِ الْأَمْرِ وَ إِنَّمَا أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِطَاعَةِ الرَّسُولِ لِأَنَّهُ مَعْصُومٌ مُطَهَّرٌ لَا يَأْمُرُ بِمَعْصِيَتِهِ وَ إِنَّمَا أَمَرَ بِطَاعَةِ أُولِي الْأَمْرِ لِأَنَّهُمْ مَعْصُومُونَ مُطَهَّرُونَ لَا يَأْمُرُونَ بِمَعْصِيَتِهِ»[۱۲][۱۳].

آیه ابتلاء

قرآن کریم می‌‌فرماید: ﴿وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ[۱۴]. در پاسخ به تقاضای حضور حضرت ابراهیم برای نیل و دست یافتن فرزندانش به مقام و منصب امامت، دسترسی به این جایگاه از ستمگران سلب شده است و غیر معصوم ظالم و ستمگر است، پس به مقام و جایگاه امامت دسترسی ندارد. استدلال به آیه کریمه برای اثبات اشتراط عصمت امام متوقف بر پاسخ به دو سوال مهم و اساسی است: ۱- مراد و مقصود از امام چیست؟ ۲- مراد از ظالم چیست؟ اما امام در آیه همان معنای متفاهم یعنی پیشوا و رهبر جامعه برای هدایت الهی است و احتمال معنای دیگر نظیر رسالت و نبوت منتفی است زیرا: حضرت ابراهیم(ع) در سن پیری بعد از نیل به مقام نبوت و رسالت صاحب فرزند شده است به دلیل آیات قرآنی مرتبط با بشارت و فرزنددار شدن حضرت ابراهیم(ع) مانند: ﴿الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعَاءِ[۱۵] و مراد از ظالم کسی است که از حدود و مقررات الهی تجاوز کند ﴿وَمَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ[۱۶]. اشکال: برخی بر این استدلال اشکال کرده‌اند که: غیر معصوم مرادف با ظالم نیست بلکه مراد از ظالم کسی است که مرتکب گناه کبیره شده است بدون توبه و اصلاح[۱۷].

پاسخ: درکلمه "الظالمین" جمع محلی به الف و لام، تمام انواع ظلم در هر زمان و دوره‌ای و در هر مقدار از ظلم و تعدی را شامل است. پس غیر معصوم که از حدود الهی تعدی دارد، ظالم محسوب شده و از رسیدن به منصب الهی امامت بی نصیب است. علو منصب و جایگاه رفیع امامت و هدایت الهی به نحوی است که هرگونه سابقه سوء - ولو بعد از توبه - مانع رادع رسیدن به آن مقام است و افراد دارای پیشینه سوء در کسب اعتماد برای مناصب عالی آن هم در حد هادیان الهی موفقیت نخواهند داشت. علاوه بر اینکه مورد درخواست حضرت ابراهیم(ع) ذریه‌ای بوده که بعد از ظلم و تعدی موفق به توبه و اصلاح شوند، اما رفعت مقام امامت به گونه‌ای است که حتی شامل حال این افراد نمی‌گردد. توضیح مطلب اینکه فرزندان حضرت ابراهیم(ع) نسبت به ظلم و تعدی به چهار گروه قابل تقسیم هستند: اول: آنها که هرگز مرتکب ظلم نشده‌اند و در تمام زندگی از ستم و تعدی مبرا و پاکند. دوم: آنان که سرتاسر زندگی را با تعدی و ستم سپری کرده‌اند. سوم: آنان که ابتدای عمر گناهکار بوده اما توفیق توبه و اصلاح یافتند. چهارم: بر عکس گروه سوم: حال با تأمل می‌‌یابیم که درخواست حضرت ابراهیم که مورد قبول قرار نگرفت نمی‌تواند برای گروه دوم و چهارم باشد و ابراهیم(ع) هرگز برای این دو گروه تقاضای رسیدن به منصب والای امامت نمی‌کند[۱۸]. پس تقاضای حضرت ابراهیم(ع) برای گروه سوم بوده که پذیرفته نشد.

در پایان توجه به این نکته لازم است که دلالت آیه ابتلاء بر عصمت امام حتی مورد قبول برخی از دانشمندان اهل سنت نیز قرار گرفته است هرچند تلاش کرده‌اند در معنای امام تصرف کنند[۱۹].

عصمت امام در روایات

روایات فراوانی بر ویژگی عصمت برای امام دلالت دارد[۲۰] که به دو مورد اکتفا می‌‌شود: امام سجاد(ع) می‌‌فرماید: «الْإِمَامُ مِنَّا لَا يَكُونُ إِلَّا مَعْصُوماً وَ لَيْسَتِ الْعِصْمَةُ فِي ظَاهِرِ الْخِلْقَةِ فَيُعْرَفَ بِهَا وَ لِذَلِكَ لَا يَكُونُ إِلَّا مَنْصُوصاً فَقِيلَ لَهُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ فَمَا مَعْنَى الْمَعْصُومِ فَقَالَ هُوَ الْمُعْتَصِمُ بِحَبْلِ اللَّهِ وَ حَبْلُ اللَّهِ هُوَ الْقُرْآنُ لَا يَفْتَرِقَانِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ الْإِمَامُ يَهْدِي إِلَى الْقُرْآنِ وَ الْقُرْآنُ يَهْدِي إِلَى الْإِمَامِ وَ ذَلِكَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ﴿إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ[۲۱]»[۲۲]. و نیز صدوق از حسین بن اشقر نقل می‌‌کند: «قُلْتُ لِهِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ مَا مَعْنَى قَوْلِكُمْ إِنَّ الْإِمَامَ لَا يَكُونُ إِلَّا مَعْصُوماً فَقَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(ع) عَنْ ذَلِكَ فَقَالَ الْمَعْصُومُ هُوَ الْمُمْتَنِعُ بِاللَّهِ مِنْ جَمِيعِ مَحَارِمِ اللَّهِ وَ قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى ﴿وَمَنْ يَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ[۲۳]»[۲۴][۲۵].

جستارهای وابسته

منابع

منبع‌شناسی جامع امامت

پانویس

 با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. ر.ک: امامت پژوهی، ص ۱۵۸ و ص ۲۶۳.
  2. «ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید و اگر به خداوند و روز بازپسین ایمان دارید، چون در چیزی با هم به ستیز برخاستید آن را به خداوند و پیامبر بازبرید که این بهتر و بازگشت آن نیکوتر است» سوره نساء، آیه ۵۹.
  3. «و ناسپاسی را برای بندگانش نمی‌پسندد» سوره زمر، آیه ۷.
  4. رک: دلائل الصدق، ج ۲، ص ۱۷-۱۸؛ مناهج الیقین، ص ۴۷۵. و الإنصاف فی مسائل دام فیها الخلاف، ج ۲، ص ۳۷۵.
  5. فخر رازی مفاتیح الغیب، ج ۱۰، ص ۱۱۲.
  6. «بگو: بی گمان خداوند به کار زشت فرمان نمی‌دهد» سوره اعراف، آیه ۲۸.
  7. نهج البلاغه حکمت ۱۶۵ اطاعت مخارق در معصیت خالق روا نیست. و در سایر منابع روایاتی به همین مضمون آمده رک: الکافی، ج ۲، ص ۳۷۲ بَابُ مَنْ أَطَاعَ الْمَخْلُوقَ فِي مَعْصِيَةِ الْخَالِقِ.
  8. تفسیر المیزان، ج ۴، ص ۳۹۰.
  9. ر.ک: آموزش عقائد، ج ۲، ص ۲۸۰.
  10. «و به آدمی سپرده ایم به پدر و مادرش نکویی کند و اگر در تو کوشیدند تا چیزی را که دانشی درباره آن نداری شریک من سازی، از آن دو فرمان نبر!» سوره عنکبوت، آیه ۸.
  11. «که مرا و پدر و مادرت را سپاس بگزار (که) بازگشت (همه) به سوی من است * و اگر تو را وا دارند تا آنچه را که نمی‌دانی برای من شریک آوری، از آنان فرمان نبر» سوره لقمان، آیه ۱۴-۱۵.
  12. خصال، ج ۱، ص ۶۸. همانا اطاعت مخصوص خداوند و پیامبرانش و اولی الامر است، اینکه خداوند به اطاعت از پیامبر فرمان داده، برای آن است که او معصوم و پاک است، هرگز به معصیت خدا فرمان نمی‌دهد و اینکه به اطاعت از اولی الامر فرمان داده برای آن است که آنها نیز معصوم و پاک هستند و هرگز به معصیت خدا فرمان نمی‌دهند. اما بحث مصداقی پیرامون اولی الامر و اینکه آنان منحصر به امامان دوازده گانه اهل بیت(ع) هستند، مربوط به درس‌های آینده در ضمن مباحث امامت خاصه با روایات تفسیری در منابع فریقین مطرح خواهد شد.
  13. زهادت، عبدالمجید، معارف و عقاید ۵ ص ۱۰۷-۱۱۱
  14. «و (یاد کن) آنگاه را که پروردگار ابراهیم، او را با کلماتی آزمود و او آنها را به انجام رسانید؛ فرمود: من تو را پیشوای مردم می‌‌گمارم. (ابراهیم) گفت: و از فرزندانم (چه کس را)؟ فرمود:» سوره بقره، آیه ۱۲۴.
  15. «سپاس خداوند را که با پیری، اسماعیل و اسحاق را به من بخشید به راستی پروردگارم شنوای دعاست» سوره ابراهیم، آیه ۳۹.
  16. «و آنان که از حدود خداوند تجاوز کنند ستمگرند» سوره بقره، آیه ۲۲۹.
  17. شرح المواقف، ج ۸، ص ۳۵۱.
  18. مفاهیم القرآن، ج ۵، ص ۴۱۰. و امامت پژوهی، ص ۲۶۸.
  19. ر.ک: التفسیر الکبیر، ج ۳، ص ۴۵۷ و امامت پژوهی، ص ۲۶۷.
  20. ر.ک: بحار الأنوار، ج ۲۵، ص ۱۹۱. {{عربی|باب عصمتهم و لزوم عصمة الإمام(ع). و برخی از نصوص عصمت را در بخش امامت خاصه می‌‌خوانیم.
  21. «بی گمان این قرآن به آیین استوارتر رهنمون می‌‌گردد» سوره اسراء، آیه ۹.
  22. معانی الأخبار، ص ۱۳۲؛ بحار الأنوار، ج ۲۵، ص ۱۹۴.
  23. «و هر کس به خداوند پناه آورد به راهی راست راهنمایی شده است» سوره آل عمران، آیه ۱۰۱.
  24. معانی الأخبار، ص ۱۳۲، باب معنی عصمة الامام
  25. زهادت، عبدالمجید، معارف و عقاید ۵ ص ۱۰۷-۱۱۱