علم امام: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
خط ۲۰: خط ۲۰:


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
==[[:رده:آثار علم معصوم|منبع‌شناسی جامع علم معصوم]]==
{{منبع‌ جامع}}
* [[:رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های علم معصوم|کتاب‌شناسی علم معصوم]]؛
* [[:رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های علم معصوم|مقاله‌شناسی علم معصوم]]؛
* [[:رده:پایان‌نامه‌شناسی پایان‌نامه‌های علم معصوم|پایان‌نامه‌شناسی علم معصوم]].
{{پایان منبع‌ جامع}}


== منابع ==
== منابع ==

نسخهٔ ‏۲۰ آوریل ۲۰۲۲، ساعت ۱۱:۱۵

اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل علم معصوم (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

علم امام یکی از مهم‌ترین خصوصیات اوست. مهم‌ترین وظیفه امام، هدایت مردم به سوی خداست و این، بدون علم الهی دست‌یافتنی نیست. علم امام از برخی راه‌ها به دست می‌آید مانند: قرآن؛ علم نبوی؛ محدَّث بودن و.... از دلایل علم داشتن امام، حافظ شریعت بودن و سیره عقلاست.

علم امام به مسائل دیگر

آیا امام غیر از آنچه مربوط به احکام شریعت و مصالح و مفاسد مسلمانان است، به مسائل دیگر نیز باید آگاه باشد، یا اینکه آگاهی از آنها، اگر چه از صفات کمال انسانی به شمار می‌رود، شرط امامت نیست؟ برای روشن شدن پاسخ این پرسش می‌توان مسائل و امور را به سه دسته تقسیم کرد:

  1. مسائل و اموری که در حوزه امامت قرار دارد؛ یعنی از اهداف و وظایف امامت است.
  2. مسائل و اموری که در حوزه امامت امام قرار ندارد، ولی در ایفای نقش امامت مؤثر است.
  3. مسائل و اموری که فاقد دو ویژگی یاد شده است.

دسته اول یعنی معارف الهی و احکام شرعی و مصالح و مفاسد فرد و جامعه بشری. درباره لزوم علم کافی و جامع امام درباره این گونه مسائل در میان متکلمان امامیه، اختلافی وجود ندارد.

دسته دوم مانند آگاهی امام از زبان‌های مختلف، یا صنایع و حرفه‌های گوناگون. امام پیشوای مردم در زبان‌شناسی و صنایع و حرفه‌ها نیست، ولی آگاهی از این امور می‌تواند در حل منازعاتی که احیاناً در این باره در میان افراد رخ می‌دهد، یا در پیشبرد اهداف و مقاصد امامت در حوزه مصالح و مفاسد مردم، مؤثر باشد. دیدگاه مشهور متکلمان امامیه این است که داشتن چنین علومی برای امام لازم نیست و می‌تواند در موارد لزوم از متخصصان و آگاهان به آنها استفاده کند، همان‌گونه که در حل و فصل منازعات و در مقام قضاوت به شهادت افراد عادل استناد می‌کند[۱].[۲]

از آنچه درباره مسائل دسته دوم بیان شد، حکم مسائل دسته سوم نیز روشن می‌شود، یعنی مسائلی که دانستن آنها ـ به خودی خود ـ کمال به شمار می‌رود، ولی به صورت مستقیم یا غیر مستقیم با انجام وظایف امامت ارتباطی ندارد، مانند آگاهی از برخی حوادث تاریخی یا پاره‌ای از اسرار و رموز عالم خلقت. آگاهی از این امور از شرایط امامت نخواهد بود، اما اگر احیاناً اثبات حقانیت امام، یا ایفای مسئولیت امامت به دانستن این‌گونه مسائل متوقف شود، دانستن آنها برای امام لازم است[۳].

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. تلخیص الشافی، ج۱، ص۲۵۲-۲۵۳؛ المنقذ من التقلید، ج۲، ص۲۹۳. از هشام بن حکم روایت شده است که گفت: پانصد مسئله از علم کلام را در یک جلسه از امام صادق(ع) پرسیدم، و پاسخ آنها را دریافت کردم. از کمال حیرتی که به من دست داد به امام گفتم: “فدایت شوم بر امام علم به کتاب و سنت و شرایع واجب است، ولی علم به امثال این مسائل چه لزومی دارد؟” امام فرمود: “تو گمان داری که خدای تعالی شخصی را بر مردم حجت گرداند و چیزهایی را که مردم به آنها احتیاج دارند، نداند”. گوهر مراد، ص۵۹۱.
  2. ربانی گلپایگانی، علی، براهین و نصوص امامت، ص ۶۷-۷۸.
  3. ربانی گلپایگانی، علی، براهین و نصوص امامت، ص ۶۷-۷۸؛ جمعی از نویسندگان، امامت‌پژوهی، ص۱۶۷ ـ ۱۶۸؛ ربانی گلپایگانی، علی، براهین و نصوص امامت، ص ۶۷-۷۸.