راسخ در علم در حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

 
(۴۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۶ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
==راسخان در علم در روایات==
{{مدخل مرتبط
*دو دسته از روایات اسلامی‌ در منابع فریقین در معناشناسی راسخون در علم مفید به نظر می‌رسد:<ref>الجامع لأحکام القرآن، ج۴، ص۱۹</ref>
| موضوع مرتبط = راسخ در علم
#دستۀ اول: روایاتی که رسوخ در علم را به معنایی سلبی و حاکی از پایبندی‌های علمی‌ و عملی شمرده و بر پرهیز راسخان در علم از ورود به عرصه‌های ژرف و ناپیدا و شبهه‌زای معارف تأکید می‌کند. در روایت مشهوری از پیامبر(صلی الله علیه و آله) به نقل تنی چند از صحابه، فضیلت‌های اخلاقی و روحی ملاک صدق رسوخ درعلم شمرده شده که می‌تواند در همین زمینه ارزیابی شود:<ref>تفسير القرآن العظيم، ج ۲، ص ۵۹۹؛ الاتقان، ج ۲، ص۵۰۵؛ جامع البيان، ج ۳، ص۱۸۵</ref> «إِنَّ الرَّاسِخَ مَنِ اسْتَقَامَ قَلْبُهُ وَ صَدَقَ لِسَانُهُ وَ بُرَّتْ يَمِينُهُ وَ عَفَّ بَطْنُهُ وَ فَرْجُه؛ کسی که دستش به نیکی و زبانش به راستی و دلش به استواری و شکمش به عفّت و پاکی متّصف باشد، راسخ درعلم است.»<ref>ر.ک: اسعدی، محمد، مقالۀ معنا شناسی راسخان در علم با تأکید بر کاربرد روایی، فصلنامه علوم حدیث، ش 53</ref> در منابع شیعی نیز روایاتی از اهل بیت(علیهم السلام) همان وجه سلبی را تأیید می‌کند: امیرالمؤمنین(علیه السلام) در پاسخ مردی که از ایشان درخواست کرد تا خدا را چنان توصیف کند که محبت و معرفتش چنان افزون شود که گویی به طور مستقیم به او می‌نگرد، با خشم و غضب مردم را به مسجد فرا خوانده و در بخشی از خطبه خویش چنین می‌فرماید:<ref>نهج البلاغه، خ ۹۱؛ نيز ر.ک. التوحيد، ص ۴۸، ح ۱۳؛ تفسير العیاشی، ج ۱، ص۱۶۳</ref> «وَ اعْلَم‏ أَنَّ الرَّاسِخِينَ فِي الْعِلْمِ هُمُ الَّذِينَ أَغْنَاهُمْ عَنِ اقْتِحَامِ السُّدَدِ الْمَضْرُوبَةِ دُونَ الْغُيُوبِ الْإِقْرَارُ بِجُمْلَةِ مَا جَهِلُوا تَفْسِيرَهُ مِنَ الْغَيْبِ الْمَحْجُوبِ فَمَدَحَ اللَّه‏ اعْتِرَافَهُمْ بِالْعَجْزِ عَنْ تَنَاوُلِ مَا لَمْ يُحِيطُوا بِهِ عِلْماً وَ سَمَّى تَرْكَهُمُ التَّعَمُّقَ فِيمَا لَمْ يُكَلِّفْهُمُ الْبَحْثَ عَنْ كُنْهِهِ رُسُوخاً فَاقْتَصِرْ عَلَى ذَلِكَ وَ لَا تُقَدِّرْ عَظَمَةَ اللَّهِ سُبْحَانَهُ عَلَى قَدْرِ عَقْلِكَ فَتَكُونَ مِنَ الْهَالِكِين؛ بدان که «راسخان در علم» کسانی هستند که اقرار به جهل نسبت به آنچه در پردۀ غیب نهان است، آنان را از فرو افتادن در پس این پرده‌ها بی‌نیاز ساخته است. پس خداوند نیز اعتراف آنها را به ناتوانی از دستیابی به آنچه در قلمرو دانش ایشان نیست، ستوده و ترک ژرف کاوی را در آنچه به پی‌جویی در عمق آن وادار نشده‌اند، «رسوخ» نامیده است. پس تو نیز به همان بسنده کن و عظمت خداوند سبحان را با میزان عقل خود مسنج تا از تباهان نباشی.»<ref>ر.ک: اسعدی، محمد، مقالۀ معنا شناسی راسخان در علم با تأکید بر کاربرد روایی، فصلنامه علوم حدیث، ش 53</ref>
| عنوان مدخل  = راسخ در علم
#دستۀ دوم: روایاتی که از رسوخ در علم معنایی ایجابی و ناظر به ویژگی‌های علمی‌ راسخان به دست داده و به طور خاص با تطبیق مفهوم «الراسخون فی العلم» بر پیشوایان معصوم دین در منابع شیعی و برخی صحابه در منابع سنی، این معنا را نشان می‌دهند.<ref>ر.ک: اسعدی، محمد، مقالۀ معنا شناسی راسخان در علم با تأکید بر کاربرد روایی، فصلنامه علوم حدیث، ش 53</ref> در این زمینه امیرالمؤمنین(علیه السلام) می‌فرمایند:<ref>نهج البلاغه، خ ۲۰۱</ref> «أَيْنَ الَّذِينَ زَعَمُوا أَنَّهُمُ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ دُونَنَا كَذِباً وَ بَغْياً عَلَيْنَا أَنْ رَفَعَنَا اللَّهُ وَ وَضَعَهُم؛ کجایند آنان که به دروغ و تجاوز گمان برده‌اند که آنها راسخان در علم اند، نه ما؟ آنها از این رو، به این گمان رفته‌اند که خداوند ما را رفعت بخشیده وآنان را پایین نشانده است.»<ref>ر.ک: اسعدی، محمد، مقالۀ معنا شناسی راسخان در علم با تأکید بر کاربرد روایی، فصلنامه علوم حدیث، ش 53</ref>
| مداخل مرتبط = [[راسخ در علم در لغت]] - [[راسخ در علم در قرآن]] - [[راسخ در علم در حدیث]] - [[راسخ در علم در کلام اسلامی]] - [[راسخ در علم در معارف و سیره علوی]]
==روایات راسخ در علم بودن امامان==
| پرسش مرتبط  = علم معصوم (پرسش)
*برخی از احادیث بیانگر آنند که راسخین در علم، که از تأویل قرآن آگاهند و علمشان به تأویل در کنار علم خدا قرار گرفته، همان امامان(علیهم السلام) هستند و همان هایند که خداوند در کتاب محکم خویش دربارۀ آنها می‌گوید:<ref>سورۀ عنکبوت، آیۀ 49</ref> «بَلْ هُوَ آياتٌ بَيِّناتٌ في‏ صُدُورِ الَّذينَ أُوتُوا الْعِلْمَ».<ref>ر.ک. مظفر، محمد حسین، پژوهشی در باب علم امام، ص 69؛ افسردیر، حسین، فضلی نژاد، مرضیه، بررسی مصادیق راسخان در علم در نگاه مفسران، ص 23 ـ 27</ref> در اصول کافی<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 1، ص 213</ref> بابی وجود دارد با عنوان: «بَابُ أَنَّ الرَّاسِخِينَ فِي الْعِلْمِ هُمُ الْأَئِمَّةُ»<ref> ر.ک. مهدی فر، حسن، علوم اهل بیت، ویژگی ها، ابعاد و مبادی آن، ص 199</ref> برخی از این روایات عبارتند از:
}}
#امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمودند:<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۴۴، مناقب ابن شهر آشوب، ج ۱، ص ۲۸۵ و غرر الحکم ش ۲۸۲۶</ref> «کجایند کسانی که گمان کرده‌اند راسخان در علم آنهایند نه ما؟ آنان دروغ می‌گویند و به حق ما تجاوز می‌کنند. خداوند، ما را بالا برده و آنها را پست کرده است و به ما بخشیده و آنها را محروم ساخته است.»<ref>ر.ک. مهدی فر، حسن، علوم اهل بیت، ویژگی ها، ابعاد و مبادی آن، ص 199؛ منصورآبادی، محمد، راسخان در علم از دیدگاه فریقین، ص 184 ـ 193</ref>
#برید از یکی از صادقین(علیهما السلام) دربارۀ تفسیر آیۀ: «وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ»<ref>سورۀ آل عمران، آیۀ 7</ref> روایت کرد که فرمودند:<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۱، ص ۲۱۳، ح ۲</ref> «برترین راسخان در علم رسول خدا است که خداوند تمام آنچه را که بر او نازل کرده تنزیل و تأویلش را نیز به او تعلیم داده است و چنین نیست که خداوند چیزی را به او نازل کند و تاویل آن را به او نیاموزد و اوصیای آن حضرت تمامی آن را می‌دانند. بعد فرمود: قرآن عام و خاص، محکم و متشابه، ناسخ و منسوخ دارد، و راسخون در علم آن را می‌دانند.»<ref>ر.ک. مظفر، محمد حسین، پژوهشی در باب علم امام، ص 69؛ مهدی فر، حسن، علوم اهل بیت، ویژگی ها، ابعاد و مبادی آن، ص 199؛ مطهری، منصف علی، علم ائمه از نظر عقل و نقل، ص 142؛ حسینی، سیدحسین، هادیان در کلام امام هادی(علیه السلام)، ص 76؛ افسردیر، حسین، فضلی نژاد، مرضیه، بررسی مصادیق راسخان در علم در نگاه مفسران، ص 23 ـ 27؛ میرشمسی، صدیقه، تاویل در قرآن، فصلنامه پژوهشنامه متین، ش 15 و 16، ص 217</ref>
#رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) دربارۀ امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمودند:<ref>شواهد التنزیل، ج 1، ص 39</ref> «علی پس از من تأویل آنچه را مردم از قرآن نمی‌دانند، به آنها می‌آموزد.»<ref>ر.ک. مهدی فر، حسن، علوم اهل بیت، ویژگی ها، ابعاد و مبادی آن، ص 199</ref>
#امیرالمؤمنین(علیه السلام) می‌فرمایند: «ما راسخان در علم هستیم.»<ref>ر.ک. حسینی، سیدحسین، هادیان در کلام امام هادی(علیه السلام)، ص 76</ref>
#یعقوب ابن یزید از ابن ابی عمیر از سیف ابن عمیره از ابی صباح کنانی روایت کرده است، امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «ای اباصباح! ما قومی هستیم که خداوند طاعتمان را واجب کرد و انفال و اموال برگزیده برای ماست و ما راسخان در علم هستیم و ما مورد حسد مردم هستیم همان‌طور که خداوند فرمود: «أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى‏ ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِه»»<ref>ر.ک. منصورآبادی، محمد، راسخان در علم از دیدگاه فریقین، ص 184 ـ 193</ref>
#امام صادق(علیه السلام) فرمودند:<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 1، ص 213</ref> «راسخون در علم امیرالمؤمنین(علیه السلام) و امامان بعد از اویند.»<ref>ر.ک. باقری، سیدمحمدفائز، بررسی علم اولیای الهی، ص 60</ref>
#امیرالمؤمنین(علیه السلام) دربارۀ آیۀ: «فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ»<ref>سورۀ نحل، آیۀ 43</ref> می فرمایند «آگاه باشید که ذکر رسول خداست و ما اهل او هستیم، ماییم راسخان در علم، ماییم چراغ هدایت و پرچمهای پرهیزگاری.»<ref>ر.ک. ناصحیان، علی اصغر، تاویل و راسخان در علم، ماهنام، علوم حدیث، ش 11، ص 143 ـ 146</ref>
#امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «ای ابو صباح! ما قومی‌ هستیم که خداوند، اطاعت و فرمانبری از ما را واجب ساخته (...) و ماییم راسخان در علم.»<ref>ر.ک. ناصحیان، علی اصغر، تاویل و راسخان در علم، ماهنام، علوم حدیث، ش 11، ص 143 ـ 146</ref>
#امام صادق(علیه السلام) فرمودند:<ref>مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج ۶۶، ص ۸۰. </ref> «وَ عَجَزَ كُلُ‏ أَحَدٍ مِنَ‏ النَّاسِ‏ عَنْ‏ مَعْرِفَةِ تَأْوِيلِ‏ كِتَابِهِ‏ غَيْرَهُمْ‏ لِأَنَّهُمْ هُمُ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ الْمَأْمُونُونَ عَلَى تَأْوِيلِ التَّنْزِيل.»<ref>ر.ک. رضاداد، علیه، علم به تاویل آیات قرآن کریم و ائمه معصومین انحصار یا عدم انحصار؟، پایگاه تخصصی معارف اهل بیت(علیهم السلام)</ref>
#ابوبصیر می گوید: شنیدم امام صادق(علیه السلام) می فرمود:<ref>مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج ۲۳، ص ۱۹۱. </ref> «إِنَ‏ الْقُرْآنَ‏ زَاجِرٌ وَ آمِرٌ يَأْمُرُ بِالْجَنَّةِ وَ يَزْجُرُ عَنِ النَّارِ وَ فِيهِ مُحْكَمٌ وَ مُتَشَابِهٌ فَأَمَّا الْمُحْكَمُ فَيُؤْمِنُ بِهِ وَ يَعْمَلُ بِهِ وَ يَدِينُ بِهِ وَ أَمَّا الْمُتَشَابِهُ فَيُؤْمِنُ بِهِ وَ لَا يَعْمَلُ بِهِ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ‏ «فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِيلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا»<ref>سورۀ ال عمران، آیۀ 7</ref> وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ آلُ مُحَمَّد.»<ref>ر.ک. رضاداد، علیه، علم به تاویل آیات قرآن کریم و ائمه معصومین انحصار یا عدم انحصار؟، پایگاه تخصصی معارف اهل بیت(علیهم السلام)</ref>


==پانویس==
== [[روایات]] [[راسخ در علم]] بودن [[امامان]] ==
{{یادآوری پانویس}}
برخی از [[احادیث]] بیانگر آن‌اند که [[راسخین در علم]] که از [[تأویل قرآن]] آگاه‌اند و علمشان به [[تأویل]] در کنار [[علم]] [[خدا]] قرار گرفته، همان [[امامان]] {{ع}} هستند و همان هایند که [[خداوند]] در کتاب محکم خویش دربارۀ آنها می‌گوید: {{متن قرآن|بَلْ هُوَ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلاَّ الظَّالِمُونَ}}<ref>سورۀ عنکبوت، آیۀ ۴۹.</ref>.<ref>ر.ک: [[محمد حسین مظفر|مظفر، محمد حسین]]، [[پژوهشی در باب علم امام (کتاب)|پژوهشی در باب علم امام]]، ص ۶۹؛ [[حسین افسردیر|افسردیر، حسین]] و [[مرضیه فضلی‌نژاد|فضلی‌نژاد، مرضیه]]، [[بررسی مصادیق راسخان در علم در نگاه مفسران (مقاله)|بررسی مصادیق راسخان در علم در نگاه مفسران]]، ص ۲۳ ـ ۲۷.</ref>
{{پانویس2}}
 
در [[اصول کافی]]<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۱، ص ۲۱۳.</ref> بابی وجود دارد با عنوان: {{متن حدیث|بَابُ أَنَّ الرَّاسِخِينَ فِي الْعِلْمِ هُمُ الْأَئِمَّةُ}}، برخی از [[روایات]] آن عبارت‌اند از:
# [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} فرمودند: "کجایند کسانی که [[گمان]] کرده‌اند [[راسخان در علم]] آنهایند نه ما؟ آنان [[دروغ]] می‌گویند و به [[حق]] ما [[تجاوز]] می‌کنند. [[خداوند]] ما را بالا برده و آنها را [[پست]] کرده است و به ما بخشیده و آنها را [[محروم]] ساخته است"<ref>{{متن حدیث|أَيْنَ الَّذِينَ زَعَمُوا أَنَّهُمُ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ دُونَنَا كَذِباً وَ بَغْياً عَلَيْنَا أَنْ رَفَعَنَا اللَّهُ وَ وَضَعَهُم}}؛ نهج البلاغه، خ ۲۰۱. مناقب ابن‌شهرآشوب، ج ۱، ص ۲۸۵ و غرر الحکم ش ۲۸۲۶.</ref>.<ref>ر.ک: [[حسن مهدی‌فر|مهدی‌فر، حسن]]، [[علوم اهل بیت ویژگی‌ها ابعاد و مبادی آن (پایان‌نامه)|علوم اهل بیت ویژگی‌ها ابعاد و مبادی آن]]، ص ۱۹۹؛ [[محمد منصورآبادی|منصورآبادی، محمد]]، [[راسخان در علم از دیدگاه فریقین (کتاب)|راسخان در علم از دیدگاه فریقین]]، ص ۱۸۴ ـ ۱۹۳</ref>
# [[برید بن معاویه عجلی]] از یکی از [[صادقین]] {{ع}} دربارۀ [[تفسیر]] آیه {{متن قرآن|هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ}}<ref> اوست که این کتاب را بر تو فرو فرستاد؛ برخی از آن، آیات «محکم» (/ استوار/ یک رویه) اند، که بنیاد این کتاب‌اند و برخی دیگر (آیات) «متشابه» (/ چند رویه) اند؛ اما آنهایی که در دل کژی دارند، از سر آشوب و تأویل جویی، از آیات متشابه آن، پیروی می‌کنند در حالی که تأویل آن را جز خداوند نمی‌داند و استواران در دانش، می‌گویند: ما بدان ایمان داریم، تمام آن از نزد پروردگار ماست و جز خردمندان، کسی در یاد نمی‌گیرد؛ سوره آل عمران، آیه۷.</ref> [[روایت]] کرد که فرمودند: "[[برترین]] [[راسخان در علم]] [[رسول خدا]]ست که [[خداوند]] تمام آنچه را که بر او نازل کرده تنزیل و تأویلش را نیز به او [[تعلیم]] داده است و چنین نیست که [[خداوند]] چیزی را به او نازل کند و [[تأویل]] آن را به او نیاموزد و اوصیای آن حضرت تمامی آن را می‌دانند. بعد فرمود: [[قرآن]] عام و خاص، [[محکم و متشابه]]، [[ناسخ و منسوخ]] دارد و [[راسخون در علم]] آن را می‌دانند"<ref>{{متن حدیث|فَرَسُولُ اللَّهِ ص أَفْضَلُ الرَّاسِخِينَ فِي الْعِلْمِ قَدْ عَلَّمَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ جَمِيعَ مَا أَنْزَلَ عَلَيْهِ مِنَ التَّنْزِيلِ وَ التَّأْوِيلِ وَ مَا كَانَ اللَّهُ لِيُنْزِلَ عَلَيْهِ شَيْئاً لَمْ يُعَلِّمْهُ تَأْوِيلَهُ وَ أَوْصِيَاؤُهُ مِنْ بَعْدِهِ يَعْلَمُونَهُ كُلَّهُ وَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ تَأْوِيلَهُ إِذَا قَالَ الْعَالِمُ فِيهِمْ بِعِلْمٍ فَأَجَابَهُمُ اللَّهُ بِقَوْلِهِ- يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ الْقُرْآنُ خَاصٌّ وَ عَامٌّ وَ مُحْكَمٌ وَ مُتَشَابِهٌ وَ نَاسِخٌ وَ مَنْسُوخٌ فَالرَّاسِخُونُ فِي الْعِلْمِ يَعْلَمُونَهُ}}؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۱، ص ۲۱۳، ح ۲.</ref>.<ref>ر.ک: [[محمد حسین مظفر|مظفر، محمد حسین]]، [[پژوهشی در باب علم امام (کتاب)|پژوهشی در باب علم امام]]، ص ۶۹؛ [[حسن مهدی‌فر|مهدی‌فر، حسن]]، [[علوم اهل بیت ویژگی‌ها ابعاد و مبادی آن (پایان‌نامه)|علوم اهل بیت ویژگی‌ها ابعاد و مبادی آن]]، ص ۱۹۹؛ [[سید حسین حسینی|حسینی، سید حسین]]، [[هادیان در کلام امام هادی (کتاب)|هادیان در کلام امام هادی]]، ص ۷۶.</ref>
# [[رسول اکرم]] {{صل}} دربارۀ [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} فرمودند: "[[علی]] پس از من [[تأویل]] آنچه را [[مردم]] از [[قرآن]] نمی‌دانند، به آنها می‌آموزد"<ref>{{متن حدیث|عَلِيٌّ يُعَلِّمُ النَّاسَ بَعْدِي مِنْ تَأْوِيلِ الْقُرْآنِ مَا لَا يَعْلَمُون‏}}؛ شواهد التنزیل، ج ۱، ص ۳۹.</ref>.<ref>ر. ک: [[حسن مهدی‌فر|مهدی‌فر، حسن]]، [[علوم اهل بیت ویژگی‌ها ابعاد و مبادی آن (پایان‌نامه)|علوم اهل بیت ویژگی‌ها ابعاد و مبادی آن]]، ص ۱۹۹</ref>
# [[امام صادق]] {{ع}} فرمودند: "ما [[راسخان در علم]] هستیم"<ref>{{متن حدیث|نَحْنُ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ}}؛ صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ج۱، ص۲۰۴.</ref>.<ref>ر.ک: [[سید حسین حسینی|حسینی، سید حسین]]، [[هادیان در کلام امام هادی (کتاب)|هادیان در کلام امام هادی]]، ص ۷۶.</ref>
# [[ابوالصباح کنانی]] [[روایت]] کرده است، [[امام صادق]] {{ع}} فرمودند: "ای اباصباح! ما قومی‌ هستیم که [[خداوند]] طاعتمان را [[واجب]] کرد و [[انفال]] و [[اموال]] [[برگزیده]] برای ماست و ما [[راسخان در علم]] هستیم و ما مورد [[حسد]] [[مردم]] هستیم همان‌طور که [[خداوند]] فرمود: {{متن قرآن|أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنَا آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَيْنَاهُم مُّلْكًا عَظِيمًا}}<ref>{{متن حدیث|يَا أَبَا الصَّبَّاحِ نَحْنُ قَوْمٌ فَرَضَ اللَّهُ طَاعَتَنَا لَنَا الْأَنْفَالُ وَ لَنَا صَفْوُ الْمَالِ وَ نَحْنُ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ وَ نَحْنُ الْمَحْسُودُونَ الَّذِينَ قَالَ اللَّهُ أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى‏ ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِه‏}}؛ صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ج۱، ص۲۰۲.</ref>.<ref>ر.ک: [[محمد منصورآبادی|منصورآبادی، محمد]]، [[راسخان در علم از دیدگاه فریقین (کتاب)|راسخان در علم از دیدگاه فریقین]]، ص ۱۸۴ ـ ۱۹۳.</ref>
# [[امام صادق]] {{ع}} فرمودند: "[[راسخون در علم]] [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} و [[امامان]] بعد از اویند"<ref>{{متن حدیث|الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ، أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَئِمَّةُ مِنْ بَعْدِهِ ع}}؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۱، ص ۲۱۳.</ref>.<ref>ر.ک: [[سید محمد فائز باقری|باقری، سید محمد فائز]]، [[بررسی علم اولیای الهی (پایان‌نامه)|بررسی علم اولیای الهی]]، ص ۶۰.</ref>
# [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} دربارۀ آیه {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ إِلاَّ رِجَالاً نُّوحِي إِلَيْهِمْ فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ}}<ref>و ما پیش از تو جز مردانی را که به آنها وحی می‌کردیم نفرستادیم؛ اگر نمی‌دانید از اهل ذکر (آگاهان) بپرسید؛ سوره نحل، آیه:۴۳.</ref> فرمودند: "[[آگاه]] باشید که ذکر [[رسول]] خداست و ما اهل او هستیم، ماییم [[راسخان در علم]]، ماییم چراغ هدایت و پرچم‌های [[پرهیزگاری]]"<ref>{{متن حدیث|أَلَا إِنَّ الذِّكْرَ رَسُولُ اللَّهِ وَ نَحْنُ أَهْلُهُ وَ نَحْنُ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ وَ نَحْنُ مَنَارُ الْهُدَى وَ أَعْلَامُ التُّقَى}}؛ ابن شهر اشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب، ج۳، ص۹۸.</ref>.<ref>ر.ک: [[علی اصغر ناصحیان|ناصحیان، علی اصغر]]، [[تأویل و راسخان در علم (مقاله)|تأویل و راسخان در علم]]، ماهنام، علوم حدیث، ش ۱۱، ص ۱۴۳ ـ ۱۴۶.</ref>
# [[امام صادق]] {{ع}} فرمودند: {{متن حدیث|وَ عَجَزَ كُلُ‏ أَحَدٍ مِنَ‏ النَّاسِ‏ عَنْ‏ مَعْرِفَةِ تَأْوِيلِ‏ كِتَابِهِ‏ غَيْرَهُمْ‏ لِأَنَّهُمْ هُمُ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ الْمَأْمُونُونَ عَلَى تَأْوِيلِ التَّنْزِيل}}<ref>مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، ج۶۶، ص۸۰.</ref>.<ref>ر.ک: [[علیه رضاداد|رضاداد، علیه]]، علم به تأویل آیات قرآن کریم و ائمه معصومین انحصار یا عدم انحصار؟، پایگاه تخصصی معارف اهل بیت {{ع}}.</ref>
# [[ابوبصیر]] می‌‌گوید: شنیدم [[امام صادق]] {{ع}} می‌‌فرمود: {{متن حدیث|إِنَ‏ الْقُرْآنَ‏ زَاجِرٌ وَ آمِرٌ يَأْمُرُ بِالْجَنَّةِ وَ يَزْجُرُ عَنِ النَّارِ وَ فِيهِ مُحْكَمٌ وَ مُتَشَابِهٌ فَأَمَّا الْمُحْكَمُ فَيُؤْمِنُ بِهِ وَ يَعْمَلُ بِهِ وَ يَدِينُ بِهِ وَ أَمَّا الْمُتَشَابِهُ فَيُؤْمِنُ بِهِ وَ لَا يَعْمَلُ بِهِ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ‏ {{متن قرآن|فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِيلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا}} وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ آلُ مُحَمَّد}}<ref>مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج ۲۳، ص ۱۹۱.</ref>.<ref>ر.ک: [[علیه رضاداد|رضاداد، علیه]]، علم به تأویل آیات قرآن کریم و ائمه معصومین انحصار یا عدم انحصار؟، پایگاه تخصصی معارف اهل بیت {{ع}}.</ref>
 
== ایجابی و سلبی بودن روایات [[راسخان در علم]] ==
دو دسته از [[روایات]] [[اسلامی]] در منابع [[فریقین]] در معناشناسی [[راسخون در علم]] مفید به نظر می‌رسد<ref>الجامع لأحکام القرآن، ج۴، ص۱۹</ref>:
 
'''دستۀ اول:''' روایاتی که [[رسوخ در علم]] را به معنایی سلبی و حاکی از پایبندی‌های علمی‌ و عملی شمرده و بر پرهیز [[راسخان در علم]] از ورود به عرصه‌های ژرف و [[ناپیدا]] و شبهه‌زای معارف تأکید می‌کند. در [[روایت]] مشهوری از [[پیامبر]] {{صل}} به [[نقل]] تنی چند از [[صحابه]]، [[فضیلت‌های اخلاقی]] و [[روحی]] ملاک [[صدق]] [[رسوخ]] در علم شمرده شده که می‌تواند در همین زمینه ارزیابی شود: "کسی که دستش به [[نیکی]] و زبانش به [[راستی]] و دلش به [[استواری]] و شکمش به عفّت و [[پاکی]] متّصف باشد، [[راسخ]] در علم است"<ref>{{متن حدیث|إِنَّ الرَّاسِخَ مَنِ اسْتَقَامَ قَلْبُهُ وَ صَدَقَ لِسَانُهُ وَ بُرَّتْ يَمِينُهُ وَ عَفَّ بَطْنُهُ وَ فَرْجُه}}؛ تفسير القرآن العظيم، ج ۲، ص ۵۹۹؛ الاتقان، ج ۲، ص۵۰۵؛ جامع البيان، ج ۳، ص۱۸۵.</ref>.
 
در منابع [[شیعی]] نیز روایاتی از [[اهل بیت]] {{ع}} همان وجه سلبی را [[تأیید]] می‌کند: [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} در پاسخ مردی که از ایشان درخواست کرد تا [[خدا]] را آن چنان توصیف کند که [[محبت]] و معرفتش به مقداری افزون شود که گویی به طور مستقیم به او می‌نگرد، با [[خشم]] و [[غضب]] [[مردم]] را به [[مسجد]] فرا خوانده و در بخشی از [[خطبه]] خویش چنین می‌فرماید: "بدان که "[[راسخان در علم]]" کسانی هستند که [[اقرار]] به [[جهل]] نسبت به آنچه در پردۀ [[غیب]] [[نهان]] است، آنان را از فرو افتادن در پس این پرده‌ها بی‌نیاز ساخته است. پس [[خداوند]] نیز اعتراف آنها را به [[ناتوانی]] از دستیابی به آنچه در قلمرو [[دانش]] ایشان نیست، ستوده و ترک ژرف کاوی را در آنچه به پی‌جویی در عمق آن وادار نشده‌اند، "[[رسوخ]]" نامیده است. پس تو نیز به همان بسنده کن و عظمت [[خداوند سبحان]] را با [[میزان]] [[عقل]] خود مسنج تا از تباهان نباشی"<ref>{{متن حدیث|وَ اعْلَم‏ أَنَّ الرَّاسِخِينَ فِي الْعِلْمِ هُمُ الَّذِينَ أَغْنَاهُمْ عَنِ اقْتِحَامِ السُّدَدِ الْمَضْرُوبَةِ دُونَ الْغُيُوبِ الْإِقْرَارُ بِجُمْلَةِ مَا جَهِلُوا تَفْسِيرَهُ مِنَ الْغَيْبِ الْمَحْجُوبِ فَمَدَحَ اللَّه‏ اعْتِرَافَهُمْ بِالْعَجْزِ عَنْ تَنَاوُلِ مَا لَمْ يُحِيطُوا بِهِ عِلْماً وَ سَمَّى تَرْكَهُمُ التَّعَمُّقَ فِيمَا لَمْ يُكَلِّفْهُمُ الْبَحْثَ عَنْ كُنْهِهِ رُسُوخاً فَاقْتَصِرْ عَلَى ذَلِكَ وَ لَا تُقَدِّرْ عَظَمَةَ اللَّهِ سُبْحَانَهُ عَلَى قَدْرِ عَقْلِكَ فَتَكُونَ مِنَ الْهَالِكِين}}؛ نهج البلاغه، خ ۹۱؛ نيز ر. ک. التوحيد، ص ۴۸، ح ۱۳؛ تفسير العیاشی، ج ۱، ص۱۶۳.</ref>.
 
'''دستۀ دوم:''' روایاتی که از [[رسوخ در علم]] معنایی ایجابی و ناظر به ویژگی‌های علمی‌ [[راسخان]] به دست داده و به طور خاص با تطبیق مفهوم "[[الراسخون فی العلم]]" بر [[پیشوایان معصوم]] [[دین]] در منابع [[شیعی]] و برخی [[صحابه]] در منابع [[سنی]]، این معنا را نشان می‌دهند. در این زمینه [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} می‌فرمایند: "کجایند آنان که به [[دروغ]] و [[تجاوز]] [[گمان]] برده‌اند که آنها [[راسخان]] در علم‌اند، نه ما؟ آنها از این رو، به این [[گمان]] رفته‌اند که [[خداوند]] ما را رفعت بخشیده و آنان را پایین نشانده است"<ref>{{متن حدیث|أَيْنَ الَّذِينَ زَعَمُوا أَنَّهُمُ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ دُونَنَا كَذِباً وَ بَغْياً عَلَيْنَا أَنْ رَفَعَنَا اللَّهُ وَ وَضَعَهُم}}؛ نهج البلاغه، خ ۲۰۱.</ref>.<ref>ر.ک: [[محمد اسعدی|اسعدی، محمد]]، [[معناشناسی راسخان در علم با تأکید بر کاربرد روایی (مقاله)|معناشناسی راسخان در علم با تأکید بر کاربرد روایی]]، فصلنامه علوم حدیث، ش ۵۳.</ref>
 
== منابع ==
{{منابع}}
# [[پرونده:Ohf.jpg|22px]] [[محمد اسعدی|اسعدی، محمد]]، [[معناشناسی راسخان در علم با تأکید بر کاربرد روایی (مقاله)|'''معناشناسی راسخان در علم با تأکید بر کاربرد روایی''']]
# [[پرونده:10038797.jpg|22px]] [[محمد حسین مظفر|مظفر، محمد حسین]]، [[پژوهشی در باب علم امام (کتاب)|'''پژوهشی در باب علم امام''']]
# [[پرونده:9030760879.jpg|22px]] [[حسن مهدی‌فر|مهدی‌فر، حسن]]، [[علوم اهل بیت ویژگی‌ها ابعاد و مبادی آن (پایان‌نامه)|'''علوم اهل بیت ویژگی‌ها ابعاد و مبادی آن''']]
# [[پرونده:11180.gif|22px]] [[علی اصغر ناصحیان|ناصحیان، علی اصغر]]، [[تأویل و راسخان در علم (مقاله)|'''تأویل و راسخان در علم''']]
# [[پرونده:5433913604.jpg|22px]] [[سید محمد فائز باقری|باقری، سید محمد فائز]]، [[بررسی علم اولیای الهی (پایان‌نامه)|'''بررسی علم اولیای الهی''']]
# [[پرونده:11813.jpg|22px]] [[محمد منصورآبادی|منصورآبادی، محمد]]، [[راسخان در علم از دیدگاه فریقین (کتاب)|'''راسخان در علم از دیدگاه فریقین''']]
# [[پرونده:hadian1.jpg|22px]] [[سید حسین حسینی|حسینی، سید حسین]]، [[هادیان در کلام امام هادی (کتاب)|'''هادیان در کلام امام هادی''']]
# [[پرونده:11318.jpg|22px]] [[حسین افسردیر|افسردیر، حسین]] و [[مرضیه فضلی‌نژاد|فضلی‌نژاد، مرضیه]]، [[بررسی مصادیق راسخان در علم در نگاه مفسران (مقاله)|'''بررسی مصادیق راسخان در علم در نگاه مفسران''']]
# [[پرونده:9030760879.jpg|22px]] [[علیه رضاداد|رضاداد، علیه]]، [[علم به تأویل آیات قرآن کریم و ائمه معصومین انحصار یا عدم انحصار؟ (مقاله)|'''علم به تأویل آیات قرآن کریم و ائمه معصومین انحصار یا عدم انحصار؟''']]، پایگاه تخصصی معارف اهل بیت {{ع}}
{{پایان منابع}}
 
== پانویس ==
{{پانویس}}
 
[[رده:راسخان در علم]]
[[رده:مدخل برگرفته از پرسمان]]
[[رده:مدخل برگرفته از پرسمان علم معصوم]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۸ آوریل ۲۰۲۴، ساعت ۱۱:۱۸

روایات راسخ در علم بودن امامان

برخی از احادیث بیانگر آن‌اند که راسخین در علم که از تأویل قرآن آگاه‌اند و علمشان به تأویل در کنار علم خدا قرار گرفته، همان امامان (ع) هستند و همان هایند که خداوند در کتاب محکم خویش دربارۀ آنها می‌گوید: ﴿بَلْ هُوَ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلاَّ الظَّالِمُونَ[۱].[۲]

در اصول کافی[۳] بابی وجود دارد با عنوان: «بَابُ أَنَّ الرَّاسِخِينَ فِي الْعِلْمِ هُمُ الْأَئِمَّةُ»، برخی از روایات آن عبارت‌اند از:

  1. امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: "کجایند کسانی که گمان کرده‌اند راسخان در علم آنهایند نه ما؟ آنان دروغ می‌گویند و به حق ما تجاوز می‌کنند. خداوند ما را بالا برده و آنها را پست کرده است و به ما بخشیده و آنها را محروم ساخته است"[۴].[۵]
  2. برید بن معاویه عجلی از یکی از صادقین (ع) دربارۀ تفسیر آیه ﴿هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ[۶] روایت کرد که فرمودند: "برترین راسخان در علم رسول خداست که خداوند تمام آنچه را که بر او نازل کرده تنزیل و تأویلش را نیز به او تعلیم داده است و چنین نیست که خداوند چیزی را به او نازل کند و تأویل آن را به او نیاموزد و اوصیای آن حضرت تمامی آن را می‌دانند. بعد فرمود: قرآن عام و خاص، محکم و متشابه، ناسخ و منسوخ دارد و راسخون در علم آن را می‌دانند"[۷].[۸]
  3. رسول اکرم (ص) دربارۀ امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: "علی پس از من تأویل آنچه را مردم از قرآن نمی‌دانند، به آنها می‌آموزد"[۹].[۱۰]
  4. امام صادق (ع) فرمودند: "ما راسخان در علم هستیم"[۱۱].[۱۲]
  5. ابوالصباح کنانی روایت کرده است، امام صادق (ع) فرمودند: "ای اباصباح! ما قومی‌ هستیم که خداوند طاعتمان را واجب کرد و انفال و اموال برگزیده برای ماست و ما راسخان در علم هستیم و ما مورد حسد مردم هستیم همان‌طور که خداوند فرمود: ﴿أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنَا آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَيْنَاهُم مُّلْكًا عَظِيمًا[۱۳].[۱۴]
  6. امام صادق (ع) فرمودند: "راسخون در علم امیرالمؤمنین (ع) و امامان بعد از اویند"[۱۵].[۱۶]
  7. امیرالمؤمنین (ع) دربارۀ آیه ﴿وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ إِلاَّ رِجَالاً نُّوحِي إِلَيْهِمْ فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ[۱۷] فرمودند: "آگاه باشید که ذکر رسول خداست و ما اهل او هستیم، ماییم راسخان در علم، ماییم چراغ هدایت و پرچم‌های پرهیزگاری"[۱۸].[۱۹]
  8. امام صادق (ع) فرمودند: «وَ عَجَزَ كُلُ‏ أَحَدٍ مِنَ‏ النَّاسِ‏ عَنْ‏ مَعْرِفَةِ تَأْوِيلِ‏ كِتَابِهِ‏ غَيْرَهُمْ‏ لِأَنَّهُمْ هُمُ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ الْمَأْمُونُونَ عَلَى تَأْوِيلِ التَّنْزِيل»[۲۰].[۲۱]
  9. ابوبصیر می‌‌گوید: شنیدم امام صادق (ع) می‌‌فرمود: «إِنَ‏ الْقُرْآنَ‏ زَاجِرٌ وَ آمِرٌ يَأْمُرُ بِالْجَنَّةِ وَ يَزْجُرُ عَنِ النَّارِ وَ فِيهِ مُحْكَمٌ وَ مُتَشَابِهٌ فَأَمَّا الْمُحْكَمُ فَيُؤْمِنُ بِهِ وَ يَعْمَلُ بِهِ وَ يَدِينُ بِهِ وَ أَمَّا الْمُتَشَابِهُ فَيُؤْمِنُ بِهِ وَ لَا يَعْمَلُ بِهِ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ‏ ﴿فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِيلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ آلُ مُحَمَّد»[۲۲].[۲۳]

ایجابی و سلبی بودن روایات راسخان در علم

دو دسته از روایات اسلامی در منابع فریقین در معناشناسی راسخون در علم مفید به نظر می‌رسد[۲۴]:

دستۀ اول: روایاتی که رسوخ در علم را به معنایی سلبی و حاکی از پایبندی‌های علمی‌ و عملی شمرده و بر پرهیز راسخان در علم از ورود به عرصه‌های ژرف و ناپیدا و شبهه‌زای معارف تأکید می‌کند. در روایت مشهوری از پیامبر (ص) به نقل تنی چند از صحابه، فضیلت‌های اخلاقی و روحی ملاک صدق رسوخ در علم شمرده شده که می‌تواند در همین زمینه ارزیابی شود: "کسی که دستش به نیکی و زبانش به راستی و دلش به استواری و شکمش به عفّت و پاکی متّصف باشد، راسخ در علم است"[۲۵].

در منابع شیعی نیز روایاتی از اهل بیت (ع) همان وجه سلبی را تأیید می‌کند: امیرالمؤمنین (ع) در پاسخ مردی که از ایشان درخواست کرد تا خدا را آن چنان توصیف کند که محبت و معرفتش به مقداری افزون شود که گویی به طور مستقیم به او می‌نگرد، با خشم و غضب مردم را به مسجد فرا خوانده و در بخشی از خطبه خویش چنین می‌فرماید: "بدان که "راسخان در علم" کسانی هستند که اقرار به جهل نسبت به آنچه در پردۀ غیب نهان است، آنان را از فرو افتادن در پس این پرده‌ها بی‌نیاز ساخته است. پس خداوند نیز اعتراف آنها را به ناتوانی از دستیابی به آنچه در قلمرو دانش ایشان نیست، ستوده و ترک ژرف کاوی را در آنچه به پی‌جویی در عمق آن وادار نشده‌اند، "رسوخ" نامیده است. پس تو نیز به همان بسنده کن و عظمت خداوند سبحان را با میزان عقل خود مسنج تا از تباهان نباشی"[۲۶].

دستۀ دوم: روایاتی که از رسوخ در علم معنایی ایجابی و ناظر به ویژگی‌های علمی‌ راسخان به دست داده و به طور خاص با تطبیق مفهوم "الراسخون فی العلم" بر پیشوایان معصوم دین در منابع شیعی و برخی صحابه در منابع سنی، این معنا را نشان می‌دهند. در این زمینه امیرالمؤمنین (ع) می‌فرمایند: "کجایند آنان که به دروغ و تجاوز گمان برده‌اند که آنها راسخان در علم‌اند، نه ما؟ آنها از این رو، به این گمان رفته‌اند که خداوند ما را رفعت بخشیده و آنان را پایین نشانده است"[۲۷].[۲۸]

منابع

پانویس

  1. سورۀ عنکبوت، آیۀ ۴۹.
  2. ر.ک: مظفر، محمد حسین، پژوهشی در باب علم امام، ص ۶۹؛ افسردیر، حسین و فضلی‌نژاد، مرضیه، بررسی مصادیق راسخان در علم در نگاه مفسران، ص ۲۳ ـ ۲۷.
  3. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۱، ص ۲۱۳.
  4. «أَيْنَ الَّذِينَ زَعَمُوا أَنَّهُمُ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ دُونَنَا كَذِباً وَ بَغْياً عَلَيْنَا أَنْ رَفَعَنَا اللَّهُ وَ وَضَعَهُم»؛ نهج البلاغه، خ ۲۰۱. مناقب ابن‌شهرآشوب، ج ۱، ص ۲۸۵ و غرر الحکم ش ۲۸۲۶.
  5. ر.ک: مهدی‌فر، حسن، علوم اهل بیت ویژگی‌ها ابعاد و مبادی آن، ص ۱۹۹؛ منصورآبادی، محمد، راسخان در علم از دیدگاه فریقین، ص ۱۸۴ ـ ۱۹۳
  6. اوست که این کتاب را بر تو فرو فرستاد؛ برخی از آن، آیات «محکم» (/ استوار/ یک رویه) اند، که بنیاد این کتاب‌اند و برخی دیگر (آیات) «متشابه» (/ چند رویه) اند؛ اما آنهایی که در دل کژی دارند، از سر آشوب و تأویل جویی، از آیات متشابه آن، پیروی می‌کنند در حالی که تأویل آن را جز خداوند نمی‌داند و استواران در دانش، می‌گویند: ما بدان ایمان داریم، تمام آن از نزد پروردگار ماست و جز خردمندان، کسی در یاد نمی‌گیرد؛ سوره آل عمران، آیه۷.
  7. «فَرَسُولُ اللَّهِ ص أَفْضَلُ الرَّاسِخِينَ فِي الْعِلْمِ قَدْ عَلَّمَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ جَمِيعَ مَا أَنْزَلَ عَلَيْهِ مِنَ التَّنْزِيلِ وَ التَّأْوِيلِ وَ مَا كَانَ اللَّهُ لِيُنْزِلَ عَلَيْهِ شَيْئاً لَمْ يُعَلِّمْهُ تَأْوِيلَهُ وَ أَوْصِيَاؤُهُ مِنْ بَعْدِهِ يَعْلَمُونَهُ كُلَّهُ وَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ تَأْوِيلَهُ إِذَا قَالَ الْعَالِمُ فِيهِمْ بِعِلْمٍ فَأَجَابَهُمُ اللَّهُ بِقَوْلِهِ- يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ الْقُرْآنُ خَاصٌّ وَ عَامٌّ وَ مُحْكَمٌ وَ مُتَشَابِهٌ وَ نَاسِخٌ وَ مَنْسُوخٌ فَالرَّاسِخُونُ فِي الْعِلْمِ يَعْلَمُونَهُ»؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۱، ص ۲۱۳، ح ۲.
  8. ر.ک: مظفر، محمد حسین، پژوهشی در باب علم امام، ص ۶۹؛ مهدی‌فر، حسن، علوم اهل بیت ویژگی‌ها ابعاد و مبادی آن، ص ۱۹۹؛ حسینی، سید حسین، هادیان در کلام امام هادی، ص ۷۶.
  9. «عَلِيٌّ يُعَلِّمُ النَّاسَ بَعْدِي مِنْ تَأْوِيلِ الْقُرْآنِ مَا لَا يَعْلَمُون‏»؛ شواهد التنزیل، ج ۱، ص ۳۹.
  10. ر. ک: مهدی‌فر، حسن، علوم اهل بیت ویژگی‌ها ابعاد و مبادی آن، ص ۱۹۹
  11. «نَحْنُ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ»؛ صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ج۱، ص۲۰۴.
  12. ر.ک: حسینی، سید حسین، هادیان در کلام امام هادی، ص ۷۶.
  13. «يَا أَبَا الصَّبَّاحِ نَحْنُ قَوْمٌ فَرَضَ اللَّهُ طَاعَتَنَا لَنَا الْأَنْفَالُ وَ لَنَا صَفْوُ الْمَالِ وَ نَحْنُ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ وَ نَحْنُ الْمَحْسُودُونَ الَّذِينَ قَالَ اللَّهُ أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى‏ ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِه‏»؛ صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ج۱، ص۲۰۲.
  14. ر.ک: منصورآبادی، محمد، راسخان در علم از دیدگاه فریقین، ص ۱۸۴ ـ ۱۹۳.
  15. «الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ، أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَئِمَّةُ مِنْ بَعْدِهِ ع»؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۱، ص ۲۱۳.
  16. ر.ک: باقری، سید محمد فائز، بررسی علم اولیای الهی، ص ۶۰.
  17. و ما پیش از تو جز مردانی را که به آنها وحی می‌کردیم نفرستادیم؛ اگر نمی‌دانید از اهل ذکر (آگاهان) بپرسید؛ سوره نحل، آیه:۴۳.
  18. «أَلَا إِنَّ الذِّكْرَ رَسُولُ اللَّهِ وَ نَحْنُ أَهْلُهُ وَ نَحْنُ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ وَ نَحْنُ مَنَارُ الْهُدَى وَ أَعْلَامُ التُّقَى»؛ ابن شهر اشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب، ج۳، ص۹۸.
  19. ر.ک: ناصحیان، علی اصغر، تأویل و راسخان در علم، ماهنام، علوم حدیث، ش ۱۱، ص ۱۴۳ ـ ۱۴۶.
  20. مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، ج۶۶، ص۸۰.
  21. ر.ک: رضاداد، علیه، علم به تأویل آیات قرآن کریم و ائمه معصومین انحصار یا عدم انحصار؟، پایگاه تخصصی معارف اهل بیت (ع).
  22. مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج ۲۳، ص ۱۹۱.
  23. ر.ک: رضاداد، علیه، علم به تأویل آیات قرآن کریم و ائمه معصومین انحصار یا عدم انحصار؟، پایگاه تخصصی معارف اهل بیت (ع).
  24. الجامع لأحکام القرآن، ج۴، ص۱۹
  25. «إِنَّ الرَّاسِخَ مَنِ اسْتَقَامَ قَلْبُهُ وَ صَدَقَ لِسَانُهُ وَ بُرَّتْ يَمِينُهُ وَ عَفَّ بَطْنُهُ وَ فَرْجُه»؛ تفسير القرآن العظيم، ج ۲، ص ۵۹۹؛ الاتقان، ج ۲، ص۵۰۵؛ جامع البيان، ج ۳، ص۱۸۵.
  26. «وَ اعْلَم‏ أَنَّ الرَّاسِخِينَ فِي الْعِلْمِ هُمُ الَّذِينَ أَغْنَاهُمْ عَنِ اقْتِحَامِ السُّدَدِ الْمَضْرُوبَةِ دُونَ الْغُيُوبِ الْإِقْرَارُ بِجُمْلَةِ مَا جَهِلُوا تَفْسِيرَهُ مِنَ الْغَيْبِ الْمَحْجُوبِ فَمَدَحَ اللَّه‏ اعْتِرَافَهُمْ بِالْعَجْزِ عَنْ تَنَاوُلِ مَا لَمْ يُحِيطُوا بِهِ عِلْماً وَ سَمَّى تَرْكَهُمُ التَّعَمُّقَ فِيمَا لَمْ يُكَلِّفْهُمُ الْبَحْثَ عَنْ كُنْهِهِ رُسُوخاً فَاقْتَصِرْ عَلَى ذَلِكَ وَ لَا تُقَدِّرْ عَظَمَةَ اللَّهِ سُبْحَانَهُ عَلَى قَدْرِ عَقْلِكَ فَتَكُونَ مِنَ الْهَالِكِين»؛ نهج البلاغه، خ ۹۱؛ نيز ر. ک. التوحيد، ص ۴۸، ح ۱۳؛ تفسير العیاشی، ج ۱، ص۱۶۳.
  27. «أَيْنَ الَّذِينَ زَعَمُوا أَنَّهُمُ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ دُونَنَا كَذِباً وَ بَغْياً عَلَيْنَا أَنْ رَفَعَنَا اللَّهُ وَ وَضَعَهُم»؛ نهج البلاغه، خ ۲۰۱.
  28. ر.ک: اسعدی، محمد، معناشناسی راسخان در علم با تأکید بر کاربرد روایی، فصلنامه علوم حدیث، ش ۵۳.