بحث:علم امام: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
(۵ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
یکی از مهم‌ترین خصوصیات [[امام]]، [[علم]] خاصّ او است. این وجود پر خیر و [[برکت]]، به همه نیازهای [[امّت]] در همه زمینه‌ها [[آگاه]] است و آنچه را که باعث [[نیک‌بختی]] [[انسان‌ها]] در دو [[جهان]] است می‌داند. [[علم]] [[امام]] به کلّیه حقایق در زمینه‌های گوناگون [[معارف اسلامی]]، و در بالاترین درجات از [[بینش]] [[اسلامی]] و [[فهم]] حقایق [[قرآنی]] ناشی از [[جامعیت]] او است؛ زیرا [[شخصیّت]] [[امام]] امتداد [[شخصیّت]] [[پیامبر]]{{صل}} است و این ویژگی از [[الطاف]] خاصّ [[الهی]] است که به [[کامل‌ترین]] [[بندگان]] ارزانی می‌شود. [[امام]] از آنجا که به [[حقیقت]]، [[باطن]] و [[ملکوت]] اشیا رسیده و در متن [[صراط مستقیم]] [[دین]] قرار دارد، علمش [[لدنی]] و [[یقینی]] و [[شهودی]] است، نه حصولی و اجتهادی و تصوّر راه‌یابی [[جهل]] و [[اشتباه]] نسبت به [[معارف اسلامی]] در وی غیر قابل توجیه است. در طول قرن‌ها (حدود ۲۵۰ سال) دوران [[امامت]] [[شیعه]] - بدون [[دوران غیبت]] – هیچ‌گاه کسی نشنیده و احدی ادّعا نکرده است که امامی در [[پرسش]] از [[معارف]] بگوید: نمی‌دانم یا مردّد باشد یا [[اشتباه]] کند. در این مدّت به تمام [[شبهات]] و [[افکار]] [[کفرآمیز]] و پرسش‌های فراوان [[علمی]] با موضعی [[قاطع]] و [[استوار]] پاسخ دادند و [[احکام شرع]] را تشریح و [[تبیین]] نمودند<ref>[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی]]، ص:۵۹-۶۰.</ref>.
یکی از مهم‌ترین خصوصیات [[امام]]، [[علم]] خاصّ او است. این وجود پر خیر و [[برکت]]، به همه نیازهای [[امّت]] در همه زمینه‌ها [[آگاه]] است و آنچه را که باعث [[نیک‌بختی]] [[انسان‌ها]] در دو [[جهان]] است می‌داند. [[علم]] [[امام]] به کلّیه حقایق در زمینه‌های گوناگون [[معارف اسلامی]]، و در بالاترین درجات از [[بینش]] [[اسلامی]] و [[فهم]] حقایق [[قرآنی]] ناشی از [[جامعیت]] او است؛ زیرا [[شخصیّت]] [[امام]] امتداد [[شخصیّت]] [[پیامبر]]{{صل}} است و این ویژگی از [[الطاف]] خاصّ [[الهی]] است که به [[کامل‌ترین]] [[بندگان]] ارزانی می‌شود. [[امام]] از آنجا که به [[حقیقت]]، [[باطن]] و [[ملکوت]] اشیا رسیده و در متن [[صراط مستقیم]] [[دین]] قرار دارد، علمش [[لدنی]] و [[یقینی]] و [[شهودی]] است، نه حصولی و اجتهادی و تصوّر راه‌یابی [[جهل]] و [[اشتباه]] نسبت به [[معارف اسلامی]] در وی غیر قابل توجیه است. در طول قرن‌ها (حدود ۲۵۰ سال) دوران [[امامت]] [[شیعه]] - بدون [[دوران غیبت]] – هیچ‌گاه کسی نشنیده و احدی ادّعا نکرده است که امامی در [[پرسش]] از [[معارف]] بگوید: نمی‌دانم یا مردّد باشد یا [[اشتباه]] کند. در این مدّت به تمام [[شبهات]] و [[افکار]] [[کفرآمیز]] و پرسش‌های فراوان [[علمی]] با موضعی [[قاطع]] و [[استوار]] پاسخ دادند و [[احکام شرع]] را تشریح و [[تبیین]] نمودند<ref>[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی]]، ص:۵۹-۶۰.</ref>.
==[[چیستی علم]]==


==مقدمه==
==مقدمه==
خط ۱۲: خط ۱۰:
*و [[اعلم بودن]] [[امام]] از صفات معتبر در [[افضلیت]] است<ref>جمعی از نویسندگان، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۱۶۷.</ref>.
*و [[اعلم بودن]] [[امام]] از صفات معتبر در [[افضلیت]] است<ref>جمعی از نویسندگان، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۱۶۷.</ref>.


==[[ضرورت]] [[علم]] [[امام]]==
== [[گستره علم امام]] ==
*[[بدیهی]] است که [[پیشوا]] و جلودار باید از راه و پیچ و خم‌ها‌یش کاملاً [[آگاه]] باشد و علمش از تمامی پیروانش بیشتر باشد؛ در غیر این صورت تقدّم [[مفضول]] بر [[فاضل]] و مرجوح با راجح است و این هم [[قبیح]] خواهد بود. در مورد [[امام]] که از سوی [[خدا]] برای [[هدایت]] بندگانش [[منصوب]] می‌شود و [[عهد الهی]] ([[امامت]]) که بر عهده‌اش گذاشته می‌شود باید با [[علمی]] خاص – که از سوی [[پروردگار]] به او [[افاضه]] می‌شود- از همه حقایق [[دین]] [[آگاه]] باشد تا بتواند [[مردم]] را به [[حقّ]] رهنمون گردد. [[قرآن کریم]] می‌فرماید: {{متن قرآن|قُلْ هَلْ مِنْ شُرَكَائِكُمْ مَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ قُلِ اللَّهُ يَهْدِي لِلْحَقِّ أَفَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لَا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدَى فَمَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ}}<ref>«بگو آیا از شریکانتان کسی هست که به سوی "حق" رهنمون باشد؟ بگو خداوند به "حق" رهنماست؛ آیا آنکه به حقّ رهنمون می‌گردد سزاوارتر است که پیروی شود یا آنکه راه نمی‌یابد مگر آنکه راه برده شود؟ پس چه بر سرتان آمده است؟ چگونه داوری می‌کنید؟» سوره یونس، آیه ۳۵.</ref><ref>[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی]]، ص:۶۰.</ref>.
یکی از پرسش‌های مهم، بحث [[علم]] [[امام]] به چگونگی و زمان مرگشان است. دو دیدگاه متفاوت از سوی [[عالمان شیعه]] مطرح شده است:
#[[علم]] ا[[مام]] بر [[احکام شرع]] تعلق گرفته تنها و لزومی‌ندارد به تمامی‌وقایع و جزئیات به تفصیل [[آگاه]] باشد.
#[[ائمه]]{{عم}} از زمان و کیفیت [[شهادت]] خویش [[آگاه]] بودند و شبهه‌ای هم وجود نخوهد داشت.


==کیفیت و [[وسعت علم امام]]==
[[امام]] به موجب [[اخبار]] کثیره، مقامی‌از [[قرب]] دارد که هر چه را بخواهد به [[اذن]] [[خدا]] می‌تواند بداند و از آن جمله است [[علم]] به تفصیل [[مرگ]] و [[شهادت]] خود با جمیع جزئیات آن. پس [[ائمه اطهار]]{{عم}} به [[اذن الهی]]، دارای [[علم غیب]] هستند و [[غیب]] در اصطلاح به حقایقی گفته می‌شود که حواس و ابزار ادارکی [[بشر]]، راهی بدان نداشته باشند<ref>ر.ک. [[عبدالحسین خسروپناه]]، [[کلام نوین اسلامی‌ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۷۸ - ۳۸۷.</ref>.
*چنان که گفته شد، [[علم]] [[امام]]، حضوری و بلا واسطه است؛ بنابراین امکان راه یافتن [[خطا]] و [[فراموشی]] و تردید در آن وجود ندارد. این [[علم]] بلا واسطه از سوی [[حق تعالی]] به [[امام]] [[افاضه]] می‌شود. در متون [[اسلامی]] آمده است که آنچه به [[انبیاء]] پیشین داده شده در دسترس [[امام]] نیز قرار گرفته است. [[امام باقر]]{{ع}} فرمود: "همانا برای [[خداوند]] [[علم]] خاصّی است و [[علم]] عام؛ امّا [[علم]] خاصّ، نه [[انبیا]] به آن دسترسی دارند و نه [[ملائکه]] مقربین؛ ولی [[علم]] عامّ در دسترس [[انبیا]] و [[فرشتگان مقرّب]] قرار گرفته و از سوی [[رسول خدا]]{{صل}} به ما هم رسیده است"<ref>بحارالانوار، ج۲۶، ص۱۶۰.</ref>.
*[[امام صادق]]{{ع}} فرمود: "آن که دارای [[علم کتاب]] است، [[امام علی|امیرالمؤمنین علی]]{{ع}} است و خود فرموده است: [[آگاه]] باشید! دانشی که از [[آسمان]] به وسیله [[آدم]] به [[زمین]] آمده و همه آنچه [[انبیا]] تا [[خاتم پیامبران]] بدان [[فضیلت]] داده شده‌اند در [[عترت]] خاتم النّبیین وجود دارد"<ref> بحارالانوار، ج۲۶، ص۱۶۰.</ref>. [[وسعت علم امام]] طوری است که هر چه از او بپرسند فوراً جواب می‌دهد. از [[سعید بن مسیب]] [[نقل]] شده است که گفت: "هیچ‌کس به جز به [[علی بن ابی طالب]] نگفته است: از من بپرسید پیش از آنکه مرا از دست بدهید"<ref>کنز العمال، ج۱۵، ص۱۱۳.</ref>.
*پس از ورود [[امام رضا]]{{ع}} به [[مرو]]، [[مأمون عباسی]] [[مجلسی]] ترتیب داد که در آن علمای معروف تمام مکاتب شرکت داشتند؛ از جمله [[رئیس]] [[مسیحیان]]، [[رئیس]] علمای [[یهود]]، بزرگ ستاره‌پرستان و کسانی که به شریعتی [[ایمان]] نداشتند، [[قاضی]] [[آیین زرتشت]]، طبیب رومی و متکلّمان از فرق مختلف [[اسلامی]]، آن‌گاه از [[امام]] خواست که در صورت [[تمایل]] در این مجلس شرکت نماید. [[امام]]{{ع}} پذیرفت...، در جلسه [[مناظره]] [[رئیس]] علمای [[یهود]] گفت: ما جز از [[تورات]] و [[انجیل]] و [[زبور]] [[داوود]] و [[صحف]] [[ابراهیم]]، دلیلی از شما نمی‌پذیریم. [[حضرت]] قبول کرد و با وضوح تمام به کتب [[انبیای گذشته]] برای [[اثبات]] [[خاتمیت پیامبر]] [[اسلام]]{{صل}} [[استدلال]] نمود. برهان‌های آن جناب آن‌چنان [[استوار]] و عمیق بود که جای هیچ اشکالی برای آنان باقی نگذاشت و [[رئیس]] علمای [[یهود]]، [[تسلیم]] [[حقّ]] گردید، آن‌گاه [[امام]] با دیگران به بحث و [[گفتگو]] پرداخت و چون همه خاموش ماندند، فرمود: اگر میان شما کسی پرسشی دارد، بی‌هیچ ملاحظه‌ای بگوید. [[عمران صابی]] - که در [[علم کلام]] بی‌نظیر بود- گفت: من در نقاط مختلف با [[متکلمان]] [[گفتگو]] کرده‌ام؛ امّا کسی نتوانسته خدای یگانه را بر من ثابت کند. [[امام]]{{ع}} [[برهان]] [[اثبات]] خدای واحد را بیان فرمود طوری که "[[عمران]]" قانع و متحوّل گردید و همان جا به [[وحدانیت]] [[خدا]] و [[رسالت پیامبر]]{{صل}} [[گواهی]] داد و رو به [[قبله]] به [[سجده]] افتاد و به [[آیین اسلام]] گروید <ref>اثبات الهداة، ج۶، ص:۴۵-۴۹. </ref><ref>[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی]]، ص:۶۰-۶۱.</ref>.


==[[گستره علم امام]]==
پس [[اعلمیت]] [[امام]]، علاوه بر [[علوم شرعی]]، [[علوم]] غیر [[شرعی]] را هم در بر می‌گیرد مثل [[سحر]] و شعبده را. [[واجب]] نیست که [[امام]]، به کلیه امور، عالم باشد، عالم به ضمایر بودن هم از صفات [[واجب]] او نمی‌باشد و همچنین [[علم]] به سایر لغات. اما درباره [[ائمه معصومین]]{{عم}} اخباری رسیده که آنان چنین علومی‌داشتند زیرا [[خداوند]] می‌تواند چنین تفضلاتی را شامل حال آنها بگرداند و از طرفی [[مانع]] [[عقلی]] از وجود چنین علومی‌برای [[ائمه]]{{عم}} نمی‌باشد<ref>جمعی از نویسندگان، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۱۶۷ - ۱۶۸.</ref>.
*یکی از پرسش‌های مهم، بحث [[علم]] [[امام]] به چگونگی و زمان مرگشان است<ref>ر.ک. [[عبدالحسین خسروپناه]]، [[کلام نوین اسلامی‌ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۷۸ - ۳۸۷.</ref>.
*دو دیدگاه متفاوت از سوی [[عالمان شیعه]] مطرح شده است<ref>ر.ک. [[عبدالحسین خسروپناه]]، [[کلام نوین اسلامی‌ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۷۸ - ۳۸۷.</ref>:
#[[علم]] ا[[مام]] بر [[احکام شرع]] تعلق گرفته تنها و لزومی‌ندارد به تمامی‌وقایع و جزئیات به تفصیل [[آگاه]] باشد<ref>ر.ک. [[عبدالحسین خسروپناه]]، [[کلام نوین اسلامی‌ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۷۸ - ۳۸۷.</ref>.
#[[ائمه]]{{عم}} از زمان و کیفیت [[شهادت]] خویش [[آگاه]] بودند و شبهه‌ای هم وجود نخوهد داشت<ref>ر.ک. [[عبدالحسین خسروپناه]]، [[کلام نوین اسلامی‌ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۷۸ - ۳۸۷.</ref>.
*[[امام]] به موجب [[اخبار]] کثیره، مقامی‌از [[قرب]] دارد که هر چه را بخواهد به [[اذن]] [[خدا]] می‌تواند بداند و از آن جمله است [[علم]] به تفصیل [[مرگ]] و [[شهادت]] خود با جمیع جزئیات آن<ref>ر.ک. [[عبدالحسین خسروپناه]]، [[کلام نوین اسلامی‌ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۷۸ - ۳۸۷.</ref>.
*پس [[ائمه اطهار]]{{عم}} به [[اذن الهی]]، دارای [[علم غیب]] هستند و [[غیب]] در اصطلاح به حقایقی گفته می‌شود که حواس و ابزار ادارکی [[بشر]]، راهی بدان نداشته باشند<ref>ر.ک. [[عبدالحسین خسروپناه]]، [[کلام نوین اسلامی‌ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۷۸ - ۳۸۷.</ref>.
*پس [[اعلمیت]] [[امام]]، علاوه بر [[علوم شرعی]]، [[علوم]] غیر [[شرعی]] را هم در بر می‌گیرد مثل [[سحر]] و شعبده را<ref>جمعی از نویسندگان، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۱۶۷ - ۱۶۸.</ref>.
*[[واجب]] نیست که [[امام]]، به کلیه امور، عالم باشد، عالم به ضمایر بودن هم از صفات [[واجب]] او نمی‌باشد و همچنین [[علم]] به سایر لغات. اما درباره [[ائمه معصومین]]{{عم}} اخباری رسیده که آنان چنین علومی‌داشتند زیرا [[خداوند]] می‌تواند چنین تفضلاتی را شامل حال آنها بگرداند و از طرفی [[مانع]] [[عقلی]] از وجود چنین علومی‌برای [[ائمه]]{{عم}} نمی‌باشد<ref>جمعی از نویسندگان، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۱۶۷ - ۱۶۸.</ref>.


==[[دلیل علم امام]]==
==[[دلیل علم امام]]==
*[[امامت]] به مفهوم صحیح و با [[درک]] [[مسئولیت]] آن، از دیدگاه [[عقل]] و [[اسلام]]، بدون [[علم]]، نه امکان پذیر و نه قابل قبول است. [[قرآن]] و [[احادیث]]، احراز مسئولیت‌های اجرائی و [[اجتماعی]] و هر نوع [[پیشرفت]] را مشروط به [[علم]] می‌داند<ref>سوره یونس، آیه:۳۵ و سوره زمر، آیه:۹.</ref> [[حکمت الهی]] وجود [[امامان]] عالم و اعلمی‌را اقتضا می‌کند که جلوگیری [[مردم]] از [[گمراهی]] و تأمین [[هدایت]] آنها را تضمین کنند. در غیر این صورت عقلاً، دور یا [[تسلسل]] و یا تقدم [[مفضول]] بر [[فاضل]] لازم می‌آید<ref>جمعی از نویسندگان، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۱۶۷؛ [[عبدالحسین خسروپناه]]، [[کلام نوین اسلامی‌ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۷۵ - ۳۷۷.</ref>.
[[امامت]] به مفهوم صحیح و با [[درک]] [[مسئولیت]] آن، از دیدگاه [[عقل]] و [[اسلام]]، بدون [[علم]]، نه امکان پذیر و نه قابل قبول است. [[قرآن]] و [[احادیث]]، احراز مسئولیت‌های اجرائی و [[اجتماعی]] و هر نوع [[پیشرفت]] را مشروط به [[علم]] می‌داند<ref>سوره یونس، آیه:۳۵ و سوره زمر، آیه۹.</ref> [[حکمت الهی]] وجود [[امامان]] عالم و اعلمی‌را اقتضا می‌کند که جلوگیری [[مردم]] از [[گمراهی]] و تأمین [[هدایت]] آنها را تضمین کنند. در غیر این صورت عقلاً، دور یا [[تسلسل]] و یا تقدم [[مفضول]] بر [[فاضل]] لازم می‌آید.
*[[اعلمیت]] [[امام]] در [[علوم]] غیر [[شرعی]] به این [[دلیل]] است که تا در صورت مواجهه با ساحران و شعبده بازان، [[سحر]] آنان را خنثی نماید و از [[گمراه]] شدن [[مردم]]، جلوگیری کند<ref>جمعی از نویسندگان، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۱۶۷.</ref>.
 
*آیۀ {{متن قرآن|هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ }}<ref> آیا آنان که می‌دانند با آنها که نمی‌دانند برابرند؟؛ سوره زمر، آیه:۹.</ref> و [[حدیث]] {{عربی|" طَلَبُ‏ الْعِلْمِ‏ فَرِيضَةٌ عَلَى‏ كُلِ‏ مُسْلِمٍ‏ ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}}<ref>کلینی، الکافی، ج۲، ص۳۰.</ref> بر این مطلب دلالت دارد که [[علم]] فی حد ذاته مطلوب است<ref>جمعی از نویسندگان، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۱۶۷.</ref>.
[[اعلمیت]] [[امام]] در [[علوم]] غیر [[شرعی]] به این [[دلیل]] است که تا در صورت مواجهه با ساحران و شعبده بازان، [[سحر]] آنان را خنثی نماید و از [[گمراه]] شدن [[مردم]]، جلوگیری کند.
 
آیۀ {{متن قرآن|هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ }}<ref> آیا آنان که می‌دانند با آنها که نمی‌دانند برابرند؟؛ سوره زمر، آیه:۹.</ref> و [[حدیث]] {{متن حدیث|طَلَبُ‏ الْعِلْمِ‏ فَرِيضَةٌ عَلَى‏ كُلِ‏ مُسْلِمٍ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏}}<ref>کلینی، الکافی، ج۲، ص۳۰.</ref> بر این مطلب دلالت دارد که [[علم]] فی حد ذاته مطلوب است<ref>جمعی از نویسندگان، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۱۶۷؛ [[عبدالحسین خسروپناه]]، [[کلام نوین اسلامی‌ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۷۵ - ۳۷۷.</ref>.


==[[منابع علم امام]]==
==[[منابع علم امام]]==
#'''[[قرآن]]:''' [[آیات]] و [[روایات]] فراوانی بر [[استنباط]] [[احکام]] و [[معارف الهی]] توسط [[امامان]]{{عم}} از [[قرآن]] دلالت دارند و [[امام]] به [[فضل الهی]] از [[محکم و متشابه]]، [[عام و خاص]]، [[مطلق و مقید]]، [[ناسخ و منسوخ]]، [[اسباب نزول]] [[آیات]] و... [[آگاه]] است. [[روایات]] متعددی بر این مطلب دلالت دارند که مصداق {{متن قرآن|وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ }}<ref> و کسی که دانش کتاب نزد اوست؛ سوره رعد، آیه:۴۳.</ref> [[ائمه اطهار]]{{عم}} هستند<ref>ر.ک. [[عبدالحسین خسروپناه]]، [[کلام نوین اسلامی‌ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۸۸؛ [[محمد سعیدی مهر]]، همکار، معارف اسلامی، ج۲، ص۱۴۸.</ref>.
#'''[[قرآن]]:''' [[آیات]] و [[روایات]] فراوانی بر [[استنباط]] [[احکام]] و [[معارف الهی]] توسط [[امامان]]{{عم}} از [[قرآن]] دلالت دارند و [[امام]] به [[فضل الهی]] از [[محکم و متشابه]]، [[عام و خاص]]، [[مطلق و مقید]]، [[ناسخ و منسوخ]]، [[اسباب نزول]] [[آیات]] و... [[آگاه]] است. [[روایات]] متعددی بر این مطلب دلالت دارند که مصداق {{متن قرآن|وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ }}<ref> و کسی که دانش کتاب نزد اوست؛ سوره رعد، آیه۴۳.</ref> [[ائمه اطهار]]{{عم}} هستند<ref>ر.ک. [[عبدالحسین خسروپناه]]، [[کلام نوین اسلامی‌ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۸۸؛ [[محمد سعیدی مهر]]، همکار، معارف اسلامی، ج۲، ص۱۴۸.</ref>.
#'''[[علم]] [[نبوی]]:''' در [[حدیث]] آمده: [[پیامبر]]{{صل}} [[هزار باب علم]] را به [[امام علی|علی]]{{ع}} آموخت که از هر بابی، [[هزار باب]] دیگر گشوده شد و همینطور [[امام علی|حضرت علی]]{{ع}}، این را به [[امام]] بعدی منتقل کرد تا یکی پس از دیگری به [[امام مهدی|امام حجت]]{{ع}} رسید<ref>ر.ک. [[عبدالحسین خسروپناه]]، [[کلام نوین اسلامی‌ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۹۱؛ [[محمد سعیدی مهر]]، همکار، معارف اسلامی، ج۲، ص۱۴۹.</ref>.
#'''[[علم]] [[نبوی]]:''' در [[حدیث]] آمده: [[پیامبر]]{{صل}} [[هزار باب علم]] را به [[امام علی|علی]]{{ع}} آموخت که از هر بابی، [[هزار باب]] دیگر گشوده شد و همینطور [[امام علی|حضرت علی]]{{ع}}، این را به [[امام]] بعدی منتقل کرد تا یکی پس از دیگری به [[امام مهدی|امام حجت]]{{ع}} رسید<ref>ر.ک. [[عبدالحسین خسروپناه]]، [[کلام نوین اسلامی‌ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۹۱؛ [[محمد سعیدی مهر]]، همکار، معارف اسلامی، ج۲، ص۱۴۹.</ref>.
#'''کتاب با [[جامعه]] [[امام علی]]{{ع}} که به املای [[پیامبر]]{{صل}} نگاشت'''<ref>ر.ک. [[عبدالحسین خسروپناه]]، [[کلام نوین اسلامی‌ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۹۲.</ref>.
#'''کتاب با [[جامعه]] [[امام علی]]{{ع}} که به املای [[پیامبر]]{{صل}} نگاشت'''<ref>ر.ک. [[عبدالحسین خسروپناه]]، [[کلام نوین اسلامی‌ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۹۲.</ref>.

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۳ آوریل ۲۰۲۴، ساعت ۱۳:۴۶

یکی از مهم‌ترین خصوصیات امام، علم خاصّ او است. این وجود پر خیر و برکت، به همه نیازهای امّت در همه زمینه‌ها آگاه است و آنچه را که باعث نیک‌بختی انسان‌ها در دو جهان است می‌داند. علم امام به کلّیه حقایق در زمینه‌های گوناگون معارف اسلامی، و در بالاترین درجات از بینش اسلامی و فهم حقایق قرآنی ناشی از جامعیت او است؛ زیرا شخصیّت امام امتداد شخصیّت پیامبر(ص) است و این ویژگی از الطاف خاصّ الهی است که به کامل‌ترین بندگان ارزانی می‌شود. امام از آنجا که به حقیقت، باطن و ملکوت اشیا رسیده و در متن صراط مستقیم دین قرار دارد، علمش لدنی و یقینی و شهودی است، نه حصولی و اجتهادی و تصوّر راه‌یابی جهل و اشتباه نسبت به معارف اسلامی در وی غیر قابل توجیه است. در طول قرن‌ها (حدود ۲۵۰ سال) دوران امامت شیعه - بدون دوران غیبت – هیچ‌گاه کسی نشنیده و احدی ادّعا نکرده است که امامی در پرسش از معارف بگوید: نمی‌دانم یا مردّد باشد یا اشتباه کند. در این مدّت به تمام شبهات و افکار کفرآمیز و پرسش‌های فراوان علمی با موضعی قاطع و استوار پاسخ دادند و احکام شرع را تشریح و تبیین نمودند[۱].

مقدمه

شرط علم خدادای

گستره علم امام

یکی از پرسش‌های مهم، بحث علم امام به چگونگی و زمان مرگشان است. دو دیدگاه متفاوت از سوی عالمان شیعه مطرح شده است:

  1. علم امام بر احکام شرع تعلق گرفته تنها و لزومی‌ندارد به تمامی‌وقایع و جزئیات به تفصیل آگاه باشد.
  2. ائمه(ع) از زمان و کیفیت شهادت خویش آگاه بودند و شبهه‌ای هم وجود نخوهد داشت.

امام به موجب اخبار کثیره، مقامی‌از قرب دارد که هر چه را بخواهد به اذن خدا می‌تواند بداند و از آن جمله است علم به تفصیل مرگ و شهادت خود با جمیع جزئیات آن. پس ائمه اطهار(ع) به اذن الهی، دارای علم غیب هستند و غیب در اصطلاح به حقایقی گفته می‌شود که حواس و ابزار ادارکی بشر، راهی بدان نداشته باشند[۸].

پس اعلمیت امام، علاوه بر علوم شرعی، علوم غیر شرعی را هم در بر می‌گیرد مثل سحر و شعبده را. واجب نیست که امام، به کلیه امور، عالم باشد، عالم به ضمایر بودن هم از صفات واجب او نمی‌باشد و همچنین علم به سایر لغات. اما درباره ائمه معصومین(ع) اخباری رسیده که آنان چنین علومی‌داشتند زیرا خداوند می‌تواند چنین تفضلاتی را شامل حال آنها بگرداند و از طرفی مانع عقلی از وجود چنین علومی‌برای ائمه(ع) نمی‌باشد[۹].

دلیل علم امام

امامت به مفهوم صحیح و با درک مسئولیت آن، از دیدگاه عقل و اسلام، بدون علم، نه امکان پذیر و نه قابل قبول است. قرآن و احادیث، احراز مسئولیت‌های اجرائی و اجتماعی و هر نوع پیشرفت را مشروط به علم می‌داند[۱۰] حکمت الهی وجود امامان عالم و اعلمی‌را اقتضا می‌کند که جلوگیری مردم از گمراهی و تأمین هدایت آنها را تضمین کنند. در غیر این صورت عقلاً، دور یا تسلسل و یا تقدم مفضول بر فاضل لازم می‌آید.

اعلمیت امام در علوم غیر شرعی به این دلیل است که تا در صورت مواجهه با ساحران و شعبده بازان، سحر آنان را خنثی نماید و از گمراه شدن مردم، جلوگیری کند.

آیۀ ﴿هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ [۱۱] و حدیث «طَلَبُ‏ الْعِلْمِ‏ فَرِيضَةٌ عَلَى‏ كُلِ‏ مُسْلِمٍ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏»[۱۲] بر این مطلب دلالت دارد که علم فی حد ذاته مطلوب است[۱۳].

منابع علم امام

  1. قرآن: آیات و روایات فراوانی بر استنباط احکام و معارف الهی توسط امامان(ع) از قرآن دلالت دارند و امام به فضل الهی از محکم و متشابه، عام و خاص، مطلق و مقید، ناسخ و منسوخ، اسباب نزول آیات و... آگاه است. روایات متعددی بر این مطلب دلالت دارند که مصداق ﴿وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ [۱۴] ائمه اطهار(ع) هستند[۱۵].
  2. علم نبوی: در حدیث آمده: پیامبر(ص) هزار باب علم را به علی(ع) آموخت که از هر بابی، هزار باب دیگر گشوده شد و همینطور حضرت علی(ع)، این را به امام بعدی منتقل کرد تا یکی پس از دیگری به امام حجت(ع) رسید[۱۶].
  3. کتاب با جامعه امام علی(ع) که به املای پیامبر(ص) نگاشت[۱۷].
  4. منبع جفر: جفر به معنای مخزنی از چرم است که حاوی علم انبیاء و اوصیاء و گذشتگاه از بنی اسرائیل است. روایات فراوانی از وجود جفر و قرار گرفتن آن در اختیار ائمه(ع) خبر داده‌اند[۱۸].
  5. مصحف فاطمه(س): که در بردارنده اخبار غیبی و وقایع نسبت به زمان آینده است و توسط جبرئیل امین، بعد از رحلت پیامبر اسلام(ص) به حضرت زهرا(س) عرضه و توسط امیر المؤمنین(ع) نگاشته شده است[۱۹].
  6. محدَّث بودن: محدث، کسی است که فرشته با او سخن بگوید بدون اینکه فرشته دیده شود و آن شخص پیامبر(ص) باشد. امام صادق(ع) " إِنَّهُ‏ يَسْمَعُ‏ الصَّوْتَ‏ وَ لَا يَرَى‏ الشَّخْصَ‏‏ ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"[۲۰]. یا کسی که در او دانشی به طریق الهام و مکاشفه ایجاد گردد و یا آنکه در قلب او حقایقی پدید آید که از دیگران مخفی است. آیات متعددی از قرآن، سخن گفتن خداوند و فرشتگان را با غیر پیامبران تأیید می‌کند[۲۱].
  7. منابع دیگری از جمله: روح القدس، اسم اعظم، رؤیای صادقه، کتاب‌های پیامبران، عالم ملکوت و عقل نیز وجود دارد[۲۲].

پانویس

  1. محمدی، رضا، امام‌شناسی، ص:۵۹-۶۰.
  2. ر.ک: آیات الولایة فی القرآن، ص۳۵۸؛ الشافی فی الإمامة، ج۲، ص۱۵؛ علم الإمام، ص۵؛ آگاهی سوم یا علم غیب.
  3. «لَا وَ اللَّهِ لَا يَكُونُ عَالِمٌ جَاهِلًا أَبَداً عَالِماً بِشَيْ‌ءٍ جَاهِلًا بِشَيْ‌ءٍ ثُمَّ قَالَ اللَّهُ أَجَلُّ وَ أَعَزُّ وَ أَكْرَمُ مِنْ أَنْ يَفْرِضَ طَاعَةَ عَبْدٍ يَحْجُبُ عَنْهُ عِلْمَ سَمَائِهِ وَ أَرْضِهِ ثُمَّ قَالَ لَا يَحْجُبُ ذَلِكَ عَنْهُ»؛ کافی، ج۱، ص۲۶۲.
  4. مقامی، مهدی، درسنامه امام‌شناسی، ص:۷۰-۷۱.
  5. ر.ک. عبدالحسین خسروپناه، کلام نوین اسلامی ج۲، ج۲، ص ۳۷۲ - ۳۷۳.
  6. ر.ک. محمد سعیدی مهر، همکار، معارف اسلامی، ج۲، ص۱۴۸.
  7. جمعی از نویسندگان، امامت‌پژوهی، ص۱۶۷.
  8. ر.ک. عبدالحسین خسروپناه، کلام نوین اسلامی، ج۲، ص ۳۷۸ - ۳۸۷.
  9. جمعی از نویسندگان، امامت‌پژوهی، ص۱۶۷ - ۱۶۸.
  10. سوره یونس، آیه:۳۵ و سوره زمر، آیه۹.
  11. آیا آنان که می‌دانند با آنها که نمی‌دانند برابرند؟؛ سوره زمر، آیه:۹.
  12. کلینی، الکافی، ج۲، ص۳۰.
  13. جمعی از نویسندگان، امامت‌پژوهی، ص۱۶۷؛ عبدالحسین خسروپناه، کلام نوین اسلامی، ج۲، ص ۳۷۵ - ۳۷۷.
  14. و کسی که دانش کتاب نزد اوست؛ سوره رعد، آیه۴۳.
  15. ر.ک. عبدالحسین خسروپناه، کلام نوین اسلامی، ج۲، ص ۳۸۸؛ محمد سعیدی مهر، همکار، معارف اسلامی، ج۲، ص۱۴۸.
  16. ر.ک. عبدالحسین خسروپناه، کلام نوین اسلامی، ج۲، ص ۳۹۱؛ محمد سعیدی مهر، همکار، معارف اسلامی، ج۲، ص۱۴۹.
  17. ر.ک. عبدالحسین خسروپناه، کلام نوین اسلامی، ج۲، ص ۳۹۲.
  18. ر.ک. عبدالحسین خسروپناه، کلام نوین اسلامی، ج۲، ص ۳۹۳ - ۳۹۵.
  19. ر.ک. عبدالحسین خسروپناه، کلام نوین اسلامی، ج۲، ص ۳۹۳ - ۳۹۵.
  20. کلینی، الکافی، ج1، ص۲۷۱.
  21. ر.ک. عبدالحسین خسروپناه، کلام نوین اسلامی، ج۲، ص ۳۹۶؛ محمد سعیدی مهر، همکار، معارف اسلامی، ج۲، ص۱۴۸.
  22. ر.ک. عبدالحسین خسروپناه، کلام نوین اسلامی، ج۲، ص ۳۹۷.
بازگشت به صفحهٔ «علم امام».