بحث:علم امام: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
(۷ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{علم امام}}
یکی از مهم‌ترین خصوصیات [[امام]]، [[علم]] خاصّ او است. این وجود پر خیر و [[برکت]]، به همه نیازهای [[امّت]] در همه زمینه‌ها [[آگاه]] است و آنچه را که باعث [[نیک‌بختی]] [[انسان‌ها]] در دو [[جهان]] است می‌داند. [[علم]] [[امام]] به کلّیه حقایق در زمینه‌های گوناگون [[معارف اسلامی]]، و در بالاترین درجات از [[بینش]] [[اسلامی]] و [[فهم]] حقایق [[قرآنی]] ناشی از [[جامعیت]] او است؛ زیرا [[شخصیّت]] [[امام]] امتداد [[شخصیّت]] [[پیامبر]]{{صل}} است و این ویژگی از [[الطاف]] خاصّ [[الهی]] است که به [[کامل‌ترین]] [[بندگان]] ارزانی می‌شود. [[امام]] از آنجا که به [[حقیقت]]، [[باطن]] و [[ملکوت]] اشیا رسیده و در متن [[صراط مستقیم]] [[دین]] قرار دارد، علمش [[لدنی]] و [[یقینی]] و [[شهودی]] است، نه حصولی و اجتهادی و تصوّر راه‌یابی [[جهل]] و [[اشتباه]] نسبت به [[معارف اسلامی]] در وی غیر قابل توجیه است. در طول قرن‌ها (حدود ۲۵۰ سال) دوران [[امامت]] [[شیعه]] - بدون [[دوران غیبت]] – هیچ‌گاه کسی نشنیده و احدی ادّعا نکرده است که امامی در [[پرسش]] از [[معارف]] بگوید: نمی‌دانم یا مردّد باشد یا [[اشتباه]] کند. در این مدّت به تمام [[شبهات]] و [[افکار]] [[کفرآمیز]] و پرسش‌های فراوان [[علمی]] با موضعی [[قاطع]] و [[استوار]] پاسخ دادند و [[احکام شرع]] را تشریح و [[تبیین]] نمودند<ref>[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی]]، ص:۵۹-۶۰.</ref>.
{{خرد}}


شرح مدخل اصلی '''علم امام''' هنوز آماده انتشار نیست.  
==مقدمه==
*مهم‌ترین [[وظیفه امام]]، [[هدایت مردم]] به سوی خداست و این مهم بی [[علم الهی]] دست‌یافتنی نیست؛ از این‌رو، [[امام]] باید به ویژگی [[علم]] مجهّز باشد تا بتواند [[مردم]] را به [[سعادت]] و کمال رهنمون شود. از سویی، کسی می‌تواند [[امام]] و عهده‌دار [[رهبری]] [[انسان‌ها]] شود که هم [[نیاز]] [[حقیقی]] مخاطبان و ظرفیت آنها را بشناسد و هم بتواند نیازهای علمی‌و [[معنوی]] افراد و اقشار گوناگون را برآورده کند<ref>ر.ک: آیات الولایة فی القرآن، ص۳۵۸؛ الشافی فی الإمامة، ج۲، ص۱۵؛ علم الإمام، ص۵؛ آگاهی سوم یا علم غیب.</ref>.
*[[امام باقر]]{{ع}} در تفهیم [[لزوم]] [[علم]] برای [[رهبر]] و [[امام]] [[جامعه]]، علاوه بر تأکید به [[آگاهی امام]]، [[جهل]] به برخی از امور را با [[شأن امام]] منافی می‌داند و می‌فرماید: "نه به [[خدا]] عالم هرگز [[جاهل]] نباشد (یعنی عالمی‌که [[خدا]] اطاعتش را بر [[مردم]] [[واجب]] کرده و از همان [[امام]] است) ممکن نیست چیزی را بداند و چیزی را نداند (او همه چیز می‌داند) سپس فرمود: [[خدا]] والاتر از آن است که [[فرمانبری]] از بنده‌ای را [[واجب]] کند که [[علم]] [[آسمان]] و زمینش را از او [[نهان]] داشته است و باز فرمود: آن را از او [[نهان]] نکند"<ref>{{متن حدیث|لَا وَ اللَّهِ لَا يَكُونُ عَالِمٌ جَاهِلًا أَبَداً عَالِماً بِشَيْ‌ءٍ جَاهِلًا بِشَيْ‌ءٍ ثُمَّ قَالَ اللَّهُ أَجَلُّ وَ أَعَزُّ وَ أَكْرَمُ مِنْ أَنْ يَفْرِضَ طَاعَةَ عَبْدٍ يَحْجُبُ عَنْهُ عِلْمَ سَمَائِهِ وَ أَرْضِهِ ثُمَّ قَالَ لَا يَحْجُبُ ذَلِكَ عَنْهُ}}؛ کافی، ج۱، ص۲۶۲.</ref><ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[ درسنامه امام‌شناسی (کتاب)|درسنامه امام‌شناسی]]، ص:۷۰-۷۱.</ref>.


اين مدخل از چند منظر متفاوت، مورد بررسی و تحقیق قرار خواهد گرفت:
==شرط [[علم]] خدادای==
*دیدگاه [[اهل سنت]] درباره [[علم]] [[امام]]، مبتنی بر [[تبیین]] آنها از [[حقیقت]] [[امامت]] است، که به صورت حداقلی و در حد [[قاضی]] و مفتی و [[مجتهد]] [[ضرورت]] دارد زیرا [[امامت]] را استمرار [[نبوت]] نمی‌دانند اما [[عالمان شیعه]] بر [[ضرورت]] [[علم لدنی]] و [[اعلمیت]] [[امام]] برای [[سعادت]] [[مردم]] تأکید دارند<ref>ر.ک. [[عبدالحسین خسروپناه]]، [[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی ج۲]]، ج۲، ص ۳۷۲ - ۳۷۳.</ref>.
*علومی‌ هستند که از طریق عادی کسب دانش‌های بشری به دست نمی‌آید و [[ضرورت]] چنین ویژگی‌ای از بیانی که درباره [[نیاز]] [[امت]] به [[امام]] آوردیم، روشن می‌شود که [[امام]] باید از تمام [[اسرار]] [[قرآن]] و [[احکام شریعت]] و پاسخ [[شبهات]] [[آگاه]] باشد<ref>ر.ک. [[محمد سعیدی مهر]]، همکار، معارف اسلامی، ج۲، ص۱۴۸.</ref>.
*و [[اعلم بودن]] [[امام]] از صفات معتبر در [[افضلیت]] است<ref>جمعی از نویسندگان، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۱۶۷.</ref>.


# [[علم امام در قرآن]]؛
== [[گستره علم امام]] ==
# [[علم امام در حدیث]]؛
یکی از پرسش‌های مهم، بحث [[علم]] [[امام]] به چگونگی و زمان مرگشان است. دو دیدگاه متفاوت از سوی [[عالمان شیعه]] مطرح شده است:
# [[علم امام در کلام اسلامی]]؛
#[[علم]] ا[[مام]] بر [[احکام شرع]] تعلق گرفته تنها و لزومی‌ندارد به تمامی‌وقایع و جزئیات به تفصیل [[آگاه]] باشد.
# [[علم امام در حکمت اسلامی]]؛
#[[ائمه]]{{عم}} از زمان و کیفیت [[شهادت]] خویش [[آگاه]] بودند و شبهه‌ای هم وجود نخوهد داشت.
# [[علم امام در عرفان اسلامی]]؛
# [[علم امام از دیدگاه برون‌دینی]].


=='''[[:رده:آثار علم امام|منبع‌شناسی جامع علم امام]]'''==
[[امام]] به موجب [[اخبار]] کثیره، مقامی‌از [[قرب]] دارد که هر چه را بخواهد به [[اذن]] [[خدا]] می‌تواند بداند و از آن جمله است [[علم]] به تفصیل [[مرگ]] و [[شهادت]] خود با جمیع جزئیات آن. پس [[ائمه اطهار]]{{عم}} به [[اذن الهی]]، دارای [[علم غیب]] هستند و [[غیب]] در اصطلاح به حقایقی گفته می‌شود که حواس و ابزار ادارکی [[بشر]]، راهی بدان نداشته باشند<ref>ر.ک. [[عبدالحسین خسروپناه]]، [[کلام نوین اسلامی‌ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۷۸ - ۳۸۷.</ref>.
* [[:رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های علم امام|کتاب‌شناسی علم امام]]؛
* [[:رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های علم امام|مقاله‌شناسی علم امام]]؛
* [[:رده:پایان‌نامه‌شناسی پایان‌نامه‌های علم امام|پایان‌نامه‌شناسی علم امام]].  


پس [[اعلمیت]] [[امام]]، علاوه بر [[علوم شرعی]]، [[علوم]] غیر [[شرعی]] را هم در بر می‌گیرد مثل [[سحر]] و شعبده را. [[واجب]] نیست که [[امام]]، به کلیه امور، عالم باشد، عالم به ضمایر بودن هم از صفات [[واجب]] او نمی‌باشد و همچنین [[علم]] به سایر لغات. اما درباره [[ائمه معصومین]]{{عم}} اخباری رسیده که آنان چنین علومی‌داشتند زیرا [[خداوند]] می‌تواند چنین تفضلاتی را شامل حال آنها بگرداند و از طرفی [[مانع]] [[عقلی]] از وجود چنین علومی‌برای [[ائمه]]{{عم}} نمی‌باشد<ref>جمعی از نویسندگان، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۱۶۷ - ۱۶۸.</ref>.


[[رده:مدخل‌های درجه دو دانشنامه]]
==[[دلیل علم امام]]==
[[رده:علم امام]]
[[امامت]] به مفهوم صحیح و با [[درک]] [[مسئولیت]] آن، از دیدگاه [[عقل]] و [[اسلام]]، بدون [[علم]]، نه امکان پذیر و نه قابل قبول است. [[قرآن]] و [[احادیث]]، احراز مسئولیت‌های اجرائی و [[اجتماعی]] و هر نوع [[پیشرفت]] را مشروط به [[علم]] می‌داند<ref>سوره یونس، آیه:۳۵ و سوره زمر، آیه۹.</ref> [[حکمت الهی]] وجود [[امامان]] عالم و اعلمی‌را اقتضا می‌کند که جلوگیری [[مردم]] از [[گمراهی]] و تأمین [[هدایت]] آنها را تضمین کنند. در غیر این صورت عقلاً، دور یا [[تسلسل]] و یا تقدم [[مفضول]] بر [[فاضل]] لازم می‌آید.
 
[[اعلمیت]] [[امام]] در [[علوم]] غیر [[شرعی]] به این [[دلیل]] است که تا در صورت مواجهه با ساحران و شعبده بازان، [[سحر]] آنان را خنثی نماید و از [[گمراه]] شدن [[مردم]]، جلوگیری کند.
 
آیۀ {{متن قرآن|هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ }}<ref> آیا آنان که می‌دانند با آنها که نمی‌دانند برابرند؟؛ سوره زمر، آیه:۹.</ref> و [[حدیث]] {{متن حدیث|طَلَبُ‏ الْعِلْمِ‏ فَرِيضَةٌ عَلَى‏ كُلِ‏ مُسْلِمٍ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏}}<ref>کلینی، الکافی، ج۲، ص۳۰.</ref> بر این مطلب دلالت دارد که [[علم]] فی حد ذاته مطلوب است<ref>جمعی از نویسندگان، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۱۶۷؛ [[عبدالحسین خسروپناه]]، [[کلام نوین اسلامی‌ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۷۵ - ۳۷۷.</ref>.
 
==[[منابع علم امام]]==
#'''[[قرآن]]:''' [[آیات]] و [[روایات]] فراوانی بر [[استنباط]] [[احکام]] و [[معارف الهی]] توسط [[امامان]]{{عم}} از [[قرآن]] دلالت دارند و [[امام]] به [[فضل الهی]] از [[محکم و متشابه]]، [[عام و خاص]]، [[مطلق و مقید]]، [[ناسخ و منسوخ]]، [[اسباب نزول]] [[آیات]] و... [[آگاه]] است. [[روایات]] متعددی بر این مطلب دلالت دارند که مصداق {{متن قرآن|وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ }}<ref> و کسی که دانش کتاب نزد اوست؛ سوره رعد، آیه۴۳.</ref> [[ائمه اطهار]]{{عم}} هستند<ref>ر.ک. [[عبدالحسین خسروپناه]]، [[کلام نوین اسلامی‌ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۸۸؛ [[محمد سعیدی مهر]]، همکار، معارف اسلامی، ج۲، ص۱۴۸.</ref>.
#'''[[علم]] [[نبوی]]:''' در [[حدیث]] آمده: [[پیامبر]]{{صل}} [[هزار باب علم]] را به [[امام علی|علی]]{{ع}} آموخت که از هر بابی، [[هزار باب]] دیگر گشوده شد و همینطور [[امام علی|حضرت علی]]{{ع}}، این را به [[امام]] بعدی منتقل کرد تا یکی پس از دیگری به [[امام مهدی|امام حجت]]{{ع}} رسید<ref>ر.ک. [[عبدالحسین خسروپناه]]، [[کلام نوین اسلامی‌ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۹۱؛ [[محمد سعیدی مهر]]، همکار، معارف اسلامی، ج۲، ص۱۴۹.</ref>.
#'''کتاب با [[جامعه]] [[امام علی]]{{ع}} که به املای [[پیامبر]]{{صل}} نگاشت'''<ref>ر.ک. [[عبدالحسین خسروپناه]]، [[کلام نوین اسلامی‌ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۹۲.</ref>.
#'''منبع [[جفر]]:''' [[جفر]] به معنای مخزنی از چرم است که حاوی [[علم]] [[انبیاء]] و [[اوصیاء]] و گذشتگاه از [[بنی اسرائیل]] است. [[روایات]] فراوانی از وجود [[جفر]] و قرار گرفتن آن در [[اختیار]] [[ائمه]]{{عم}} خبر داده‌اند<ref>ر.ک. [[عبدالحسین خسروپناه]]، [[کلام نوین اسلامی‌ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۹۳ - ۳۹۵.</ref>.
#'''[[مصحف فاطمه]]{{س}}:''' که در بردارنده [[اخبار غیبی]] و وقایع نسبت به زمان [[آینده]] است و توسط [[جبرئیل امین]]، بعد از [[رحلت]] [[پیامبر اسلام]]{{صل}} به [[حضرت زهرا]]{{س}} عرضه و توسط [[امیر المؤمنین]]{{ع}} نگاشته شده است<ref>ر.ک. [[عبدالحسین خسروپناه]]، [[کلام نوین اسلامی‌ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۹۳ - ۳۹۵.</ref>.
#'''[[محدَّث]] بودن:''' [[محدث]]، کسی است که [[فرشته]] با او سخن بگوید بدون اینکه [[فرشته]] دیده شود و آن شخص [[پیامبر]]{{صل}} باشد. [[امام صادق]]{{ع}} {{عربی|" إِنَّهُ‏ يَسْمَعُ‏ الصَّوْتَ‏ وَ لَا يَرَى‏ الشَّخْصَ‏‏ ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}}<ref>کلینی، الکافی، ج1، ص۲۷۱.</ref>. یا کسی که در او دانشی به طریق [[الهام]] و [[مکاشفه]] ایجاد گردد و یا آنکه در [[قلب]] او حقایقی پدید آید که از دیگران مخفی است. [[آیات]] متعددی از [[قرآن]]، [[سخن گفتن]] [[خداوند]] و [[فرشتگان]] را با غیر [[پیامبران]] [[تأیید]] می‌کند<ref>ر.ک. [[عبدالحسین خسروپناه]]، [[کلام نوین اسلامی‌ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۹۶؛ [[محمد سعیدی مهر]]، همکار، معارف اسلامی، ج۲، ص۱۴۸.</ref>.
#'''منابع دیگری از جمله:''' [[روح القدس]]، [[اسم اعظم]]، [[رؤیای صادقه]]، کتاب‌های [[پیامبران]]، [[عالم ملکوت]] و [[عقل]] نیز وجود دارد<ref>ر.ک. [[عبدالحسین خسروپناه]]، [[کلام نوین اسلامی‌ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۹۷.</ref>.
 
==پانویس==
{{پانویس}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۳ آوریل ۲۰۲۴، ساعت ۱۳:۴۶

یکی از مهم‌ترین خصوصیات امام، علم خاصّ او است. این وجود پر خیر و برکت، به همه نیازهای امّت در همه زمینه‌ها آگاه است و آنچه را که باعث نیک‌بختی انسان‌ها در دو جهان است می‌داند. علم امام به کلّیه حقایق در زمینه‌های گوناگون معارف اسلامی، و در بالاترین درجات از بینش اسلامی و فهم حقایق قرآنی ناشی از جامعیت او است؛ زیرا شخصیّت امام امتداد شخصیّت پیامبر(ص) است و این ویژگی از الطاف خاصّ الهی است که به کامل‌ترین بندگان ارزانی می‌شود. امام از آنجا که به حقیقت، باطن و ملکوت اشیا رسیده و در متن صراط مستقیم دین قرار دارد، علمش لدنی و یقینی و شهودی است، نه حصولی و اجتهادی و تصوّر راه‌یابی جهل و اشتباه نسبت به معارف اسلامی در وی غیر قابل توجیه است. در طول قرن‌ها (حدود ۲۵۰ سال) دوران امامت شیعه - بدون دوران غیبت – هیچ‌گاه کسی نشنیده و احدی ادّعا نکرده است که امامی در پرسش از معارف بگوید: نمی‌دانم یا مردّد باشد یا اشتباه کند. در این مدّت به تمام شبهات و افکار کفرآمیز و پرسش‌های فراوان علمی با موضعی قاطع و استوار پاسخ دادند و احکام شرع را تشریح و تبیین نمودند[۱].

مقدمه

شرط علم خدادای

گستره علم امام

یکی از پرسش‌های مهم، بحث علم امام به چگونگی و زمان مرگشان است. دو دیدگاه متفاوت از سوی عالمان شیعه مطرح شده است:

  1. علم امام بر احکام شرع تعلق گرفته تنها و لزومی‌ندارد به تمامی‌وقایع و جزئیات به تفصیل آگاه باشد.
  2. ائمه(ع) از زمان و کیفیت شهادت خویش آگاه بودند و شبهه‌ای هم وجود نخوهد داشت.

امام به موجب اخبار کثیره، مقامی‌از قرب دارد که هر چه را بخواهد به اذن خدا می‌تواند بداند و از آن جمله است علم به تفصیل مرگ و شهادت خود با جمیع جزئیات آن. پس ائمه اطهار(ع) به اذن الهی، دارای علم غیب هستند و غیب در اصطلاح به حقایقی گفته می‌شود که حواس و ابزار ادارکی بشر، راهی بدان نداشته باشند[۸].

پس اعلمیت امام، علاوه بر علوم شرعی، علوم غیر شرعی را هم در بر می‌گیرد مثل سحر و شعبده را. واجب نیست که امام، به کلیه امور، عالم باشد، عالم به ضمایر بودن هم از صفات واجب او نمی‌باشد و همچنین علم به سایر لغات. اما درباره ائمه معصومین(ع) اخباری رسیده که آنان چنین علومی‌داشتند زیرا خداوند می‌تواند چنین تفضلاتی را شامل حال آنها بگرداند و از طرفی مانع عقلی از وجود چنین علومی‌برای ائمه(ع) نمی‌باشد[۹].

دلیل علم امام

امامت به مفهوم صحیح و با درک مسئولیت آن، از دیدگاه عقل و اسلام، بدون علم، نه امکان پذیر و نه قابل قبول است. قرآن و احادیث، احراز مسئولیت‌های اجرائی و اجتماعی و هر نوع پیشرفت را مشروط به علم می‌داند[۱۰] حکمت الهی وجود امامان عالم و اعلمی‌را اقتضا می‌کند که جلوگیری مردم از گمراهی و تأمین هدایت آنها را تضمین کنند. در غیر این صورت عقلاً، دور یا تسلسل و یا تقدم مفضول بر فاضل لازم می‌آید.

اعلمیت امام در علوم غیر شرعی به این دلیل است که تا در صورت مواجهه با ساحران و شعبده بازان، سحر آنان را خنثی نماید و از گمراه شدن مردم، جلوگیری کند.

آیۀ ﴿هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ [۱۱] و حدیث «طَلَبُ‏ الْعِلْمِ‏ فَرِيضَةٌ عَلَى‏ كُلِ‏ مُسْلِمٍ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏»[۱۲] بر این مطلب دلالت دارد که علم فی حد ذاته مطلوب است[۱۳].

منابع علم امام

  1. قرآن: آیات و روایات فراوانی بر استنباط احکام و معارف الهی توسط امامان(ع) از قرآن دلالت دارند و امام به فضل الهی از محکم و متشابه، عام و خاص، مطلق و مقید، ناسخ و منسوخ، اسباب نزول آیات و... آگاه است. روایات متعددی بر این مطلب دلالت دارند که مصداق ﴿وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ [۱۴] ائمه اطهار(ع) هستند[۱۵].
  2. علم نبوی: در حدیث آمده: پیامبر(ص) هزار باب علم را به علی(ع) آموخت که از هر بابی، هزار باب دیگر گشوده شد و همینطور حضرت علی(ع)، این را به امام بعدی منتقل کرد تا یکی پس از دیگری به امام حجت(ع) رسید[۱۶].
  3. کتاب با جامعه امام علی(ع) که به املای پیامبر(ص) نگاشت[۱۷].
  4. منبع جفر: جفر به معنای مخزنی از چرم است که حاوی علم انبیاء و اوصیاء و گذشتگاه از بنی اسرائیل است. روایات فراوانی از وجود جفر و قرار گرفتن آن در اختیار ائمه(ع) خبر داده‌اند[۱۸].
  5. مصحف فاطمه(س): که در بردارنده اخبار غیبی و وقایع نسبت به زمان آینده است و توسط جبرئیل امین، بعد از رحلت پیامبر اسلام(ص) به حضرت زهرا(س) عرضه و توسط امیر المؤمنین(ع) نگاشته شده است[۱۹].
  6. محدَّث بودن: محدث، کسی است که فرشته با او سخن بگوید بدون اینکه فرشته دیده شود و آن شخص پیامبر(ص) باشد. امام صادق(ع) " إِنَّهُ‏ يَسْمَعُ‏ الصَّوْتَ‏ وَ لَا يَرَى‏ الشَّخْصَ‏‏ ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"[۲۰]. یا کسی که در او دانشی به طریق الهام و مکاشفه ایجاد گردد و یا آنکه در قلب او حقایقی پدید آید که از دیگران مخفی است. آیات متعددی از قرآن، سخن گفتن خداوند و فرشتگان را با غیر پیامبران تأیید می‌کند[۲۱].
  7. منابع دیگری از جمله: روح القدس، اسم اعظم، رؤیای صادقه، کتاب‌های پیامبران، عالم ملکوت و عقل نیز وجود دارد[۲۲].

پانویس

  1. محمدی، رضا، امام‌شناسی، ص:۵۹-۶۰.
  2. ر.ک: آیات الولایة فی القرآن، ص۳۵۸؛ الشافی فی الإمامة، ج۲، ص۱۵؛ علم الإمام، ص۵؛ آگاهی سوم یا علم غیب.
  3. «لَا وَ اللَّهِ لَا يَكُونُ عَالِمٌ جَاهِلًا أَبَداً عَالِماً بِشَيْ‌ءٍ جَاهِلًا بِشَيْ‌ءٍ ثُمَّ قَالَ اللَّهُ أَجَلُّ وَ أَعَزُّ وَ أَكْرَمُ مِنْ أَنْ يَفْرِضَ طَاعَةَ عَبْدٍ يَحْجُبُ عَنْهُ عِلْمَ سَمَائِهِ وَ أَرْضِهِ ثُمَّ قَالَ لَا يَحْجُبُ ذَلِكَ عَنْهُ»؛ کافی، ج۱، ص۲۶۲.
  4. مقامی، مهدی، درسنامه امام‌شناسی، ص:۷۰-۷۱.
  5. ر.ک. عبدالحسین خسروپناه، کلام نوین اسلامی ج۲، ج۲، ص ۳۷۲ - ۳۷۳.
  6. ر.ک. محمد سعیدی مهر، همکار، معارف اسلامی، ج۲، ص۱۴۸.
  7. جمعی از نویسندگان، امامت‌پژوهی، ص۱۶۷.
  8. ر.ک. عبدالحسین خسروپناه، کلام نوین اسلامی، ج۲، ص ۳۷۸ - ۳۸۷.
  9. جمعی از نویسندگان، امامت‌پژوهی، ص۱۶۷ - ۱۶۸.
  10. سوره یونس، آیه:۳۵ و سوره زمر، آیه۹.
  11. آیا آنان که می‌دانند با آنها که نمی‌دانند برابرند؟؛ سوره زمر، آیه:۹.
  12. کلینی، الکافی، ج۲، ص۳۰.
  13. جمعی از نویسندگان، امامت‌پژوهی، ص۱۶۷؛ عبدالحسین خسروپناه، کلام نوین اسلامی، ج۲، ص ۳۷۵ - ۳۷۷.
  14. و کسی که دانش کتاب نزد اوست؛ سوره رعد، آیه۴۳.
  15. ر.ک. عبدالحسین خسروپناه، کلام نوین اسلامی، ج۲، ص ۳۸۸؛ محمد سعیدی مهر، همکار، معارف اسلامی، ج۲، ص۱۴۸.
  16. ر.ک. عبدالحسین خسروپناه، کلام نوین اسلامی، ج۲، ص ۳۹۱؛ محمد سعیدی مهر، همکار، معارف اسلامی، ج۲، ص۱۴۹.
  17. ر.ک. عبدالحسین خسروپناه، کلام نوین اسلامی، ج۲، ص ۳۹۲.
  18. ر.ک. عبدالحسین خسروپناه، کلام نوین اسلامی، ج۲، ص ۳۹۳ - ۳۹۵.
  19. ر.ک. عبدالحسین خسروپناه، کلام نوین اسلامی، ج۲، ص ۳۹۳ - ۳۹۵.
  20. کلینی، الکافی، ج1، ص۲۷۱.
  21. ر.ک. عبدالحسین خسروپناه، کلام نوین اسلامی، ج۲، ص ۳۹۶؛ محمد سعیدی مهر، همکار، معارف اسلامی، ج۲، ص۱۴۸.
  22. ر.ک. عبدالحسین خسروپناه، کلام نوین اسلامی، ج۲، ص ۳۹۷.
بازگشت به صفحهٔ «علم امام».