برهان حفظ دین در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
جز (جایگزینی متن - ']↵↵{{پرسمان ضرورت عقلی وجود امام مهدی}}' به '] == پرسش‌های وابسته == {{پرسمان ضرورت عقلی وجود امام مهدی}}')
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۵۶: خط ۵۶:
{{پانویس}}
{{پانویس}}
{{عصمت افقی}}
{{عصمت افقی}}
[[رده:مدخل]]
[[رده:مدخل]]
[[رده:اثبات عصمت امام]]
[[رده:اثبات عصمت امام]]

نسخهٔ ‏۱۷ ژوئیهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۰۹:۲۸

امام حافظ شریعت است، حافظ شریعت باید معصوم باشد، پس امام باید معصوم باشد زیرا اگر حافظ شریعت معصوم نباشد و دچار اشتباه باشد، لازم می‌آید کم‌کم محتوای شریعت دچار انحراف و تحریف گردد و طولی نمی‌کشد که آنچه از شریعت باقی می‌ماند با حقیقت آسمانی آن فاصله می‌یابد، پس باید متولّی و حافظ و مبین و مفسر شریعت (امام) به هرحال معصوم باشد.

اثبات ضرورت امامت

یکی از براهین مشهور که از دیر باز در کتاب‌های کلامی مطرح و برای ضرورت وجود امام به آن تمسک می‌شده است، «برهان حفظ شریعت» است[۱] مرحوم علامه گاه سخن از لطف، عنایت و مهربانی ویژه خداوند در ایجاد مسیری نو در مقابل بشر برای سعادت سخن می‌گوید، و گاه بر حفظ و ابقاء آموزه‌های سعادت‌بخش انبیاء تأکید می‌کند و از مجموع این دو، لزوم امامت را بهره‌برداری می‌کند. لذا گرچه ایشان تصریح به تعدد یا وحدت این دو نکرده و اصلا اشاره‌ای به عناوین «برهان لطف» یا «برهان حفظ شریعت» ندارد، و چه بسا برداشت بعضی نیز وحدت این دو برهان باشد؛ ولی با عنایت به آنچه گفته شده و تعابیر علامه در این زمینه، نویسنده به این نتیجه رسید که مباحث را در قالب «برهان حفظ شریعت» تدوین نماید.

حاصل برهان این است که مقتضای خاتمیت این است که شریعت اسلام تا قیامت در میان افراد بشر محفوظ بماند و این محفوظ ماندن، در گرو وجود انسانی است که شریعت را به طور جامع و کامل می‌داند و افراد بشر بتوانند شریعت اسلام را به صورت صحیح از او بیاموزند؛ بنابراین وجود پیشوای معصوم در هر زمان واجب است[۲].

یک تشکیلات و سازمان دولتی که در کشوری به وجود می‌آید و کارهای عمومی مردم را اداره می‌کند خودکار نیست و تا جمعی از افراد شایسته و کاردان در نگهداری و اداره آن کوشش نکنند، قابل بقا نخواهد بود و مردم را از فواید خود بهره‌مند نخواهد ساخت. هر سازمان دیگری نیز که در جامعه‌های بشری به وجود می‌آید، مانند سازمان‌های فرهنگی و سازمان‌های مختلف اقتصادی، همین حکم را دارند و هرگز از گردانندگان شایسته و درستکار بی‌نیاز نیست. وگرنه در اندک زمانی از بین رفته به انحلال خواهند گرایید. این حقیقت روشنی است که با نظر ساده‌ای می‌توان آن را درک کرد و تجربه و آزمایش‌های بسیار نیز به درستی آن گواهی می‌دهد. شک نیست که سازمان دین اسلام که می‌توان آن را وسیع‌ترین سازمان‌های جهانی نامید، همین حکم را دارد و در بقا و جریان خود، به نگهبان و گرداننده نیازمند است و پیوسته افراد شایسته‌ای می‌خواهد که معارف و قوانین آن را به مردم برسانند و مقررات دقیق آن را در جامعه اسلامی اجرا کنند و کمترین غفلت و مسامحه در رعایت و نگهداری آن روا ندارند[۳].

کسی که متصدی حفظ و نگهداری دین آسمانی است و از جانب خدا به این سمت اختصاص یافته، «امام» نامیده می‌شود، چنان که کسی که حامل روح وحی و نبوت و متصدی اخذ و دریافت احکام و شرایع آسمانی از جانب خداست «نبی» نام دارد و ممکن است نبوت و امامت در یک جا جمع شوند و ممکن است از هم جدا باشند[۴].

پس در هر حال، وجود امامی لازم است که معارف و قوانین حقیقی دین خدا پیش او محفوظ بماند و هر وقت مردم استعداد پیدا کردند، بتوانند از راهنمایی وی استفاده نمایند[۵].

شایان ذکر است که علمای اسلامی نمی‌توانند پاسخ‌گوی نیاز مزبور باشند، زیرا علمای اسلام، هر چه صالح و با تقوا هم باشند، از خطا و معصیت مصون و معصوم نیستند و تباه شدن یا تغییر یافتن برخی از معارف و قوانین دینی از ناحیه آنان، اگر چه غیر عمدی باشد، محال نیست. بهترین شاهد این مطلب وجود مذاهب گوناگون و اختلافی است که در میان ادیان به وجود آمده است[۶].

این سخن که قرآن کریم خود امام امت اسلامی است و پس از پیامبر اکرم (ص) مردم را هدایت می‌کند[۷]، نیز بی‌اساس است؛ زیرا بدیهی است که بیانات قرآنی در توضیح مقاصد و روشن کردن تفاصیل معارف دینی و خاصه در احکام، احتیاج مبرم به بیانات نبی اکرم (ص) دارد. قرآن کریم پنج نماز یومیه را گوشزد فرموده و تفصیل اجزا و شرایط و آداب و سنن آنها با بیانات نبی اکرم (ص) به دست می‌آید و همچنین روزه و زکات و حج و جهاد و غیر آنها و خدای متعال این هدایت نبی (ص) را که متمم هدایت و بیان قرآن است، صریحاً برای ایشان تصدیق فرموده و امثال آیه ﴿وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ[۸] و آیه ﴿وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ[۹]، همان معنای امامت که برای قرآن کریم ذکر می‌شود، برای نبی اکرم (ص) اثبات می‌شود. پس نبی اکرم (ص) هم امام است به همان معنا که قرآن امام است و هم نبی اکرم (ص) در امثال حدیث ثقلین و حدیث سفینه معنای امامت را برای عترت خود و اینکه قرآن و اهل بیت هرگز از همدیگر جدا نمی‌شوند و مردم تا تمسک به قرآن و عترت داشته باشند گمراهی به آنان راه نخواهد داشت. حاصل اینکه علاوه بر قرآن، نبی اکرم (ص) و اهل بیتش (ع) امام می‌باشند[۱۰][۱۱]

اثبات عصمت امام

بسیاری از متکلمین نامدار شیعه، مثل شیخ مفید، علامه حلی و شیخ صدوق به این دلیل تمسک کرده‌اند و به دو صورت اجمالی و تفصیلی آن را بیان کرده‌اند؛ بدین صورت که امام حافظ شریعت است و اگر معصوم نباشد شریعت از زیاده و نقصان در امان نیست[۱۲].

بیان اول: جناب شیخ صدوق در بیان این برهان می‌فرماید: هر کلامی که از ناقل نقل شود محتمل وجوهی است - قرآن و اکثر سنت در شریعت اسلام، مجمع علیه بر این است که، صحیح است و زیاده و نقصان ندارد و تبدیل و تغییر نپذیرفته است - لذا قرآن و سنت، چون برای معانی و وجوه مختلف، محتمل است، پس لازم است که مخبر و مفسر آنها، صادق و معصوم باشد، تا از کذب و غلط مصون باشد و از مقصود خدا و رسول اکرم در قرآن و سنت خبر دهد. چون خلایق بر اساس امیال فرقه‌ای به نفع مذهب خود تفسیر می‌کنند، پس اگر خداوند امام معصومی را قرار ندهد تا شریعت را کما هو تفسیر کند، لازمه‌اش، سوق دادن مردم به سوی اختلاف و تأویل مختلف است و لازمه این اختلاف در تأویل، عمل به متناقضات است، چون این اغراء به اختلاف و اغراء به جهل بر خداوند قبیح است، لذا واجب است امامی معصوم، در هر عصری باشد تا قرآن و سنت، طبق خواست خدا تفسیر و تبیین گردد و از زیاده و نقصان آن را حفظ کند[۱۳].

نقد و بررسی: بیان جناب صدوق دارای دو اشکال اساسی است:

  1. بیان ایشان عصمت علمی امام را از سهو و نسیان در شریعت ثابت می‌کند، ولی شامل عصمت عملی امام از گناهان نمی‌شود.
  2. این استدلال شامل عصمت امام از زمان تولد و قبل از امامت نمی‌گردد.

در نتیجه این بیان نمی‌تواند بیانگر ابعاد عصمت امام باشد، مگر در بخش محدود علمی، آن هم در زمان امامت.

بیان دوم: جناب شیخ مفید در بیان این دلیل چنین می‌فرماید: در روایات ما آمده است که حضرت خاتم الانبیا و ائمه اطهار(ع) از ابتدای تولد مانند حضرت عیسی(ع) و حضرت یحیی(ع) دارای صفات کمال بودند و هیچ‌گونه جهل و نقص در آنها وجود نداشت؛ این خبر را عقل جایز می‌داند. در دوران نبوت و امامت هم اطمینان داریم که عصمت تا لحظه مرگ برای وجود آنها لازم بود؛ چون آنها حافظ شریعت بودند و اگر معصوم نبودند شریعت نیز از زیاده و نقصان ایمن نبود[۱۴].

بیان جناب شیخ مفید بسیار متین و زیبا ارائه شده و به نظر ما بدون نقص و اشکال است و تمام ابعاد عصمت را، هم قبل از امامت و هم زمان امامت و هم در بعد عصمت عملی و هم علمی و هم نسیان و اشتباه غیر اختیاری را شامل می‌شود و ما می‌توانیم آن را با دو مقدمه زیر بیان کنیم:

  1. روایات زیادی وارد شده است که نبی اکرم و امامان(ع) را از حین تولد و زمان امامت معصوم می‌داند، مثل روایات روح‌القدس یا تسدیدالائمه و یا حدیث ثقلین[۱۵].
  2. قرآن و روایات به اطاعت مطلق از امامان، امر کرده است، اگر امام معصوم نباشد، چون حافظ شریعت است، شریعت از زیاده و نقصان ایمن نخواهد بود. و با این فرض، یا موجب فوت مصلحت می‌شود یا موجب وقوع در مفسده[۱۶].

پرسش مستقیم

پرسش‌های وابسته

  1. دلیل عقلی بر خالی نبودن هیچ زمانی از امام معصوم چیست؟ (پرسش)
  2. دلیل عقلی بر وجود امام مهدی چیست؟ (پرسش)
    1. برهان لطف چگونه بر وجود امام مهدی دلالت دارد؟ (پرسش)
    2. برهان فطرت چگونه بر وجود امام مهدی‏ دلالت دارد؟ (پرسش)
    3. برهان علت غایی چگونه بر وجود امام مهدی‏ دلالت دارد؟ (پرسش)
    4. برهان هدایت باطنی چگونه بر وجود امام مهدی‏ دلالت دارد؟ (پرسش)
    5. برهان حفظ شریعت چگونه بر وجود امام مهدی‏ دلالت دارد؟ (پرسش)
    6. برهان واسطه در فیض چگونه بر وجود امام مهدی دلالت دارد؟ (پرسش)
    7. اگر وجود امام لطف است چرا در هر منطقه‏‌ای امامی وجود ندارد؟ (پرسش)
    8. برهان عنایت چگونه بر وجود امام مهدی‏ دلالت دارد؟ (پرسش)
    9. برهان واسطه در فیض چگونه بر وجود امام مهدی دلالت دارد؟ (پرسش)
    10. با برهان امکان اشرف چگونه بر وجود امام مهدی استدلال می‌‏شود؟ (پرسش)
    11. برهان مظهر جامع بر وجود امام مهدی‏ را چگونه تقریر می‏‌نمایید؟ (پرسش)
    12. برهان تجلی اعظم چگونه بر وجود امام مهدی‏ دلالت دارد؟ (پرسش)
    13. برهان تقابل قطبین چگونه بر وجود امام مهدی دلالت دارد؟ (پرسش)
    14. قانون عدم‏ تبعیض در فیض چگونه بر وجود امام مهدی‏ دلالت دارد؟ (پرسش)
    15. برهان لزوم عقل بالفعل چگونه بر وجود امام مهدی‏ دلالت دارد؟ (پرسش)
    16. آیا می‌‏توان از راه حساب احتمالات وجود امام مهدی را به اثبات رساند؟ (پرسش)
    17. چه برهان فلسفی بر وجود امام مهدی می‌توان برشمرد؟ (پرسش)
    18. آیا دلیلی عرفانی بر وجود امام مهدی می‌توان اقامه کرد؟ (پرسش)
    19. آیا می‌توانید برهانی جامعه شناختی بر وجود امام مهدی بنویسید؟ (پرسش)
    20. چه برهان ریاضی بر وجود امام مهدی می‌توان ذکر کرد؟ (پرسش)
  3. آیا ادله عقلی وجود امام مهدی معینی را اثبات می‏‌کند؟ (پرسش)
  4. دلیل عقلی بر اثبات وجود امام مهدی چیست؟ (پرسش)

منابع

پانویس

  1. به این برهان هم «برهان لطف» و هم «برهان حفظ شریعت» گفته می‌شود. نکته‌ای که لازم است بدان توجه شود این است که در اصطلاح متکلمین، برهان لطف ناظر به اصل نیازمندی بشر به هدایت آسمانی و الهی است؛ در حالی که آنچه در اینجا به عنوان برهان حفظ شریعت مطرح می‌باشد، ناظر به استمرار هدایت و بقاء آن است. چرا که در برهان لطف در حقیقت عدم کارایی ابزارهای موجود در بین بشر مانند عقل و تجربه و غیره برای سعادت انسان و نیز وجود زمینه‌های انحراف و ضلالت مدّ نظر است؛ ولی حفظ شریعت در مرحله دوم و بعد از تحقق لطف الهی در هدایت انسان و برای حفظ و نگهداری و بهره‌برداری همه انسان‌ها از این هدایت است. به عبارت دیگر حفظ شریعت لطفی بعد از لطف است؛ لطف اول فراهم نمودن بستر هدایت برای بشر و لطف دوم محافظت و نگهداری از لطف اول است. آنچه باید تداوم و استمرار داشته باشد حفظ دین و معارف هدایت‌آمیز است نه اصل دریافت احکام و شرایع آسمانی. (...) لذا به نظر می‌رسد برهان لطف اصطلاحی - لطف اول - نمی‌تواند استمرار امامت را اثبات نماید و رسالت آن همان اثبات لطف خداوند در ارسال انبیاء است. بنابراین آنچه در این بخش می‌توان مطرح و مورد کنکاش قرار داد لطف دوم، یعنی «حفظ شریعت» می‌باشد
  2. تفصیل این مقدمه در مباحث نبوت عامه مطرح می‌گردد. ر.ک: تفسیر المیزان، ج ۲، ص ۱۴۶؛ تعالیم اسلام، ص۳۳ و ۸۳.
  3. تعالیم اسلام، ص۱۴۹.
  4. تعالیم اسلام، ص ۱۵۰؛ شیعه در اسلام (طبع قدیم)، ص ۱۸۹.
  5. از جمله شواهد قرآنی و روایی این برهان، آیه ﴿فَإِن يَكْفُرْ بِهَا هَؤُلاء فَقَدْ وَكَّلْنَا بِهَا قَوْمًا لَّيْسُواْ بِهَا بِكَافِرِينَ، سوره انعام، آیه ۸۹ و روایات ناظر به آن است.
  6. تعالیم اسلام، ص ۸۶.
  7. بررسی‌های اسلامی، ج ۱، ص ۲۱۸.
  8. «و به درستی تو به سوی راه راست هدایت می‌کنی». (شوری: ۵۲).
  9. «و نازل کردیم به سوی تو ذکر (قرآن) را برای این‌که به مردم روشن کنی آنچه را به سوی ایشان تدریجاً نازل شده»، سوره نحل، آیه ۴۴.
  10. بررسی‌های اسلامی، ج ۱، ص۲۱۹.
  11. امامی میبدی، علی رضا، آموزه‌های مهدویت در آثار علامه طباطبائی، ص ٤٠- ٤٤.
  12. النکت الاعتقادیه، ص۴۰؛ تصحیح اعتقادات الامامیه، ص۱۳۰؛ کشف المراد، ص۱۸۴؛ قواعد المرام فی علم الکلام، ص۱۷۹؛ دلائل الصدق، ج۲، ص۸؛ الالفین، ص۷۰؛ معانی الأخبار، ص۱۳۳-۱۳۴؛ شرح تجرید (زنجانی)، ص۳۹۰.
  13. معانی الاخبار، ص۱۳۳-۱۳۴.
  14. النکت الاعتقادیه، ص۴۰؛ تصحیح اعتقادات الامامیه، ص۱۳۰.
  15. الکافی، ج۱، ص۲۷۲؛ بحار الانوار، ج۱۷، ص۱۰۶؛ مسند احمد، ج۵، ص۴۹۲؛ صحیح ترمذی، ج۲، ص۲۱۹؛ طبقات، ج۱، ص۱۹۴.
  16. صفرزاده، ابراهیم، عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی ص ۱۵۳.