بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - '|دانشنامه نهج البلاغه]]؛' به '|دانشنامه نهج البلاغه]]،') برچسبها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۴: | خط ۴: | ||
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">مدخلهای وابسته به این بحث:</div> | : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">مدخلهای وابسته به این بحث:</div> | ||
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | ||
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[آموزش و پرورش در قرآن]] | [[آموزش و پرورش در حدیث]] | [[آموزش و پرورش در کلام اسلامی]] | [[آموزش و پرورش در | : <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[آموزش و پرورش در قرآن]] | [[آموزش و پرورش در حدیث]] | [[آموزش و پرورش در کلام اسلامی]] | [[آموزش و پرورش در نهج البلاغه]] | [[آموزش و پرورش در معارف دعا و زیارات]] |</div> | ||
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | ||
: <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[آموزش و پرورش (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div> | : <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[آموزش و پرورش (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div> | ||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
*آموزش و پرورش یا [[تعلیم و تربیت]] به معنای آموختن [[دانش]] و پرورش جسم و [[جان]] شاگرد و رساندن او به مرحله [[برتر]] است. [[دین]] مبین [[اسلام]] به مسئله آموزش و پرورش توجهی ویژه دارد بهگونهای که اولین سوره [[نزول]] یافته بهطور مشخص مسئله خواندن و قلم را مطرح میکند<ref>نک: سوره علق</ref>. [[امام علی]] {{ع}}، بهعنوان [[حاکم]] [[جامعه اسلامی]]، این مسئله را در سطح کلان پیگیری کرد بهگونهای که در [[نامه]] ۵۳ یکی از اهداف و [[وظایف دولت]] را آموزش و پرورش میداند. [[امام]] در سخنان و نامههای خود درصدد ارائه نظامی هدفمند در رسیدن به این امر برآمدهاند. افزون بر [[نامه]] ۳۱ [[نهج البلاغه]] که [[امام]] با [[گفتوگو]] با [[فرزند]] خویش، در واقع تمام افراد [[بشر]] را مخاطب قرار داده و هدفمندانه مبانی، روشها و اصول [[تربیت]] را مطرح کردهاند، بسیاری از حکمتهای [[نهج البلاغه]] نیز بهصورت سفارش و توصیه، بیانگر اصول زندگی و [[اخلاق]] است. [[روش امام]] در [[تربیت]] بهطور کلی بر سه اصل مبانی (مانند حضور اندیشههای توحیدی در شکلگیری [[تربیت]] یا نقشآفرینی عامل [[تقوا]] در [[تربیت]])، مفهومی (مانند مفهوم [[دنیا]] یا مفهوم زمان [[تربیت]]...) و توصیه و سفارش (مانند پرهیز از [[تکبر]]، قناعتپیشگی و...) شگل گرفته است که براساس آن، اهداف، اصول و روشها [[تبیین]] میشود. در موضوع [[تربیت]] بهطور کلی، محوریت با فرد است، یعنی فرد باید خود را در معرض نسیمهای حیاتبخش [[تربیت]] قرار دهد و از ملکات آن برخوردار شود. از دیگرسو، [[آموزش]] [[دانش]] و [[آگاهی]] به افراد به عنوان وظیفهای بر عهده فرد عالم گذاشته شده است: [[خداوند]]، [[نادان]] را به آموختن موظف نساخت، مگر آنگاه که دانایان را موظف ساخت که نادانان را [[تعلیم]] دهند<ref>نهج البلاغه، حکمت ۴۷۰.</ref>. بهرهمندی یکایک افراد از [[تربیت]] اسلامی، زمینه برپایی جامعهای اخلاقمدار و ایدهآل را فراهم میآورد. | *آموزش و پرورش یا [[تعلیم و تربیت]] به معنای آموختن [[دانش]] و پرورش جسم و [[جان]] شاگرد و رساندن او به مرحله [[برتر]] است. [[دین]] مبین [[اسلام]] به مسئله آموزش و پرورش توجهی ویژه دارد بهگونهای که اولین سوره [[نزول]] یافته بهطور مشخص مسئله خواندن و قلم را مطرح میکند<ref>نک: سوره علق</ref>. [[امام علی]] {{ع}}، بهعنوان [[حاکم]] [[جامعه اسلامی]]، این مسئله را در سطح کلان پیگیری کرد بهگونهای که در [[نامه]] ۵۳ یکی از اهداف و [[وظایف دولت]] را آموزش و پرورش میداند. [[امام]] در سخنان و نامههای خود درصدد ارائه نظامی هدفمند در رسیدن به این امر برآمدهاند. افزون بر [[نامه]] ۳۱ [[نهج البلاغه]] که [[امام]] با [[گفتوگو]] با [[فرزند]] خویش، در واقع تمام افراد [[بشر]] را مخاطب قرار داده و هدفمندانه مبانی، روشها و اصول [[تربیت]] را مطرح کردهاند، بسیاری از حکمتهای [[نهج البلاغه]] نیز بهصورت سفارش و توصیه، بیانگر اصول زندگی و [[اخلاق]] است. [[روش امام]] در [[تربیت]] بهطور کلی بر سه اصل مبانی (مانند حضور اندیشههای توحیدی در شکلگیری [[تربیت]] یا نقشآفرینی عامل [[تقوا]] در [[تربیت]])، مفهومی (مانند مفهوم [[دنیا]] یا مفهوم زمان [[تربیت]]...) و توصیه و سفارش (مانند پرهیز از [[تکبر]]، قناعتپیشگی و...) شگل گرفته است که براساس آن، اهداف، اصول و روشها [[تبیین]] میشود. در موضوع [[تربیت]] بهطور کلی، محوریت با فرد است، یعنی فرد باید خود را در معرض نسیمهای حیاتبخش [[تربیت]] قرار دهد و از ملکات آن برخوردار شود. از دیگرسو، [[آموزش]] [[دانش]] و [[آگاهی]] به افراد به عنوان وظیفهای بر عهده فرد عالم گذاشته شده است: [[خداوند]]، [[نادان]] را به آموختن موظف نساخت، مگر آنگاه که دانایان را موظف ساخت که نادانان را [[تعلیم]] دهند<ref>نهج البلاغه، حکمت ۴۷۰.</ref>. بهرهمندی یکایک افراد از [[تربیت]] اسلامی، زمینه برپایی جامعهای اخلاقمدار و ایدهآل را فراهم میآورد. | ||
==[[مبانی تربیت]]== | ==[[مبانی تربیت]]== | ||
*[[امام]] {{ع}} در [[نامه]] ۳۱ اولویتهای [[آموزش]] را مشخص میکند: دریافت درست اصول [[عقاید]]، فراگیری [[احکام]] و [[شریعت آسمانی]] بر پایه [[قرآن کریم]] و [[آگاهی]] از [[دنیا]] و ماهیّت آن، که محصول آن ایجاد [[عقیده]] سالم در نهاد دانشآموز است. [[یقین]]، [[ایمان]] و [[اعتقاد]] درست در مسیر زندگی، کمکرسان [[انسان]] در تصمیمهای سخت و سرنوشتساز است. از اینرو [[امام]] [[یقین]] را نیروی [[دل]] معرفی میکند که باید آنرا بهدست آورد. مربی باید این شخصیت را در [[دانش]] آموز تقویت کند و مسیر رسیدن به [[یقین]] را برای او هموار گرداند. | *[[امام]] {{ع}} در [[نامه]] ۳۱ اولویتهای [[آموزش]] را مشخص میکند: دریافت درست اصول [[عقاید]]، فراگیری [[احکام]] و [[شریعت آسمانی]] بر پایه [[قرآن کریم]] و [[آگاهی]] از [[دنیا]] و ماهیّت آن، که محصول آن ایجاد [[عقیده]] سالم در نهاد دانشآموز است. [[یقین]]، [[ایمان]] و [[اعتقاد]] درست در مسیر زندگی، کمکرسان [[انسان]] در تصمیمهای سخت و سرنوشتساز است. از اینرو [[امام]] [[یقین]] را نیروی [[دل]] معرفی میکند که باید آنرا بهدست آورد. مربی باید این شخصیت را در [[دانش]] آموز تقویت کند و مسیر رسیدن به [[یقین]] را برای او هموار گرداند. | ||
| خط ۱۶: | خط ۱۷: | ||
*گفتوگوی [[انسان]] با [[خدا]] و توجه به مهر و عطوفت او نسبت به [[بندگان]]، اعتمادی بین [[انسان]] و [[خدا]] ایجاد میکند که تجلیگاه اعمال [[انسان]] و موجب رعایت [[تقوا]] و نزدیکی [[آدمی]] با [[پروردگار]] خواهد شد. در نتیجه فرد به زندگی بهتر دست خواهد یافت. نگاه [[توحید]] محور به هستی و زندگی موجب میشود [[انسان]] از افقی بالا به زندگی و پیرامون آن نگاه کند و بیندیشد؛ افقی که [[آدمی]] خود را در [[پناه]] [[خداوند]] میبیند و اتفاقهای زندگی همه از [[ناحیه]] [[خداوند]] اداره میشود. در اینصورت تمام سختیها و تلاشهای [[انسان]] در مسیر رسیدن به سعادتی که مبانی [[دین]] برای او تعریف کرده است، آسان و راحت خواهند شد. [[امام]] {{ع}} در راستای ایجاد جهانبینی الهی و [[تبیین]] [[اصول دین]] به موضوع [[نبوت]] پرداخته و فرزندش [[امام حسن]] {{ع}} و [[فرزندان]] معنوی خویش را متوجه [[رهبری]] [[پیامبر اکرم]] {{صل}} کرده است. ایشان تمسّک به [[پیامبر]] را [[راز]] موفقیت در زندگی میداند که در سایه آن [[تربیت]] الهی و [[کشف]] حقایق هستی امکانپذیر است<ref>نک: نهج البلاغه، نامه ۳۱</ref>. [[معاد]] نیز از اصول مبنایی است که مورد توجه [[امام]] قرار دارد. این مبحث از دو جنبه مورد توجه است: نخست، توجه به ابعاد [[روح]] و جسم [[آدمی]] و جاودان بودن بعد معنوی وجود [[انسان]]؛ دوم [[ایمان]] به [[معاد]] و یاد [[مرگ]]، که [[انسان]] را از فروغلتیدن در ورطههای طغیان و سرکشی بازمیدارد. انسانی که به یاد [[مرگ]] است، همواره واعظی را کنار خود میبیند که او را [[انذار]] میکند و سفر پر فراز و نشیب پیش رو را به یادش میآورد. [[امام]] {{ع}} به [[دانش]] آموز [[آگاهی]] میدهد که [[مرگ]] چون مرکبی گریزپای برای انتقال فرد از جهانی محدود به [[جهان]] بینهایت است. [[مرگ]] عامل انتقال [[آدمی]] است از مکانی که از آنِ او نیست بهسوی مکانی که [[جایگاه]] ابدی او خواهد بود. از اینرو نسبت به وقوع [[مرگ ناگهانی]] هشدار میدهد. | *گفتوگوی [[انسان]] با [[خدا]] و توجه به مهر و عطوفت او نسبت به [[بندگان]]، اعتمادی بین [[انسان]] و [[خدا]] ایجاد میکند که تجلیگاه اعمال [[انسان]] و موجب رعایت [[تقوا]] و نزدیکی [[آدمی]] با [[پروردگار]] خواهد شد. در نتیجه فرد به زندگی بهتر دست خواهد یافت. نگاه [[توحید]] محور به هستی و زندگی موجب میشود [[انسان]] از افقی بالا به زندگی و پیرامون آن نگاه کند و بیندیشد؛ افقی که [[آدمی]] خود را در [[پناه]] [[خداوند]] میبیند و اتفاقهای زندگی همه از [[ناحیه]] [[خداوند]] اداره میشود. در اینصورت تمام سختیها و تلاشهای [[انسان]] در مسیر رسیدن به سعادتی که مبانی [[دین]] برای او تعریف کرده است، آسان و راحت خواهند شد. [[امام]] {{ع}} در راستای ایجاد جهانبینی الهی و [[تبیین]] [[اصول دین]] به موضوع [[نبوت]] پرداخته و فرزندش [[امام حسن]] {{ع}} و [[فرزندان]] معنوی خویش را متوجه [[رهبری]] [[پیامبر اکرم]] {{صل}} کرده است. ایشان تمسّک به [[پیامبر]] را [[راز]] موفقیت در زندگی میداند که در سایه آن [[تربیت]] الهی و [[کشف]] حقایق هستی امکانپذیر است<ref>نک: نهج البلاغه، نامه ۳۱</ref>. [[معاد]] نیز از اصول مبنایی است که مورد توجه [[امام]] قرار دارد. این مبحث از دو جنبه مورد توجه است: نخست، توجه به ابعاد [[روح]] و جسم [[آدمی]] و جاودان بودن بعد معنوی وجود [[انسان]]؛ دوم [[ایمان]] به [[معاد]] و یاد [[مرگ]]، که [[انسان]] را از فروغلتیدن در ورطههای طغیان و سرکشی بازمیدارد. انسانی که به یاد [[مرگ]] است، همواره واعظی را کنار خود میبیند که او را [[انذار]] میکند و سفر پر فراز و نشیب پیش رو را به یادش میآورد. [[امام]] {{ع}} به [[دانش]] آموز [[آگاهی]] میدهد که [[مرگ]] چون مرکبی گریزپای برای انتقال فرد از جهانی محدود به [[جهان]] بینهایت است. [[مرگ]] عامل انتقال [[آدمی]] است از مکانی که از آنِ او نیست بهسوی مکانی که [[جایگاه]] ابدی او خواهد بود. از اینرو نسبت به وقوع [[مرگ ناگهانی]] هشدار میدهد. | ||
تو صید در کمین نشسته صیادی که هیچت گریزگاهی نیست. پس بههوش باش و بترس از اینکه [[مرگ]] در حال [[گناه]] و زشتی در رسد<ref>نهج البلاغه، نامه ۳۱</ref>. مبادا [[مرگ]] [[آدمی]] را در حال [[ارتکاب گناه]] یا درحالی که خود را [[فریب]] میدهد و [[توبه]] و بازگشت را به تعویق میاندازد، دریابد که در اینصورت، خود را به [[هلاکت]] انداخته است. [[دانش]] آموز باید بداند که هرگز نباید [[دنیا]] را بر [[آخرت]] ترجیح داد که این [[انتخاب]]، انتخابی زیانبار است. دراین صورت فرد میتواند بر مبنای آموزههای [[دین]]، افعال خود را در ترازوی نقد بگذارد و انجام دادن یا ندادن فعلی را آگاهانه [[انتخاب]] کند. | تو صید در کمین نشسته صیادی که هیچت گریزگاهی نیست. پس بههوش باش و بترس از اینکه [[مرگ]] در حال [[گناه]] و زشتی در رسد<ref>نهج البلاغه، نامه ۳۱</ref>. مبادا [[مرگ]] [[آدمی]] را در حال [[ارتکاب گناه]] یا درحالی که خود را [[فریب]] میدهد و [[توبه]] و بازگشت را به تعویق میاندازد، دریابد که در اینصورت، خود را به [[هلاکت]] انداخته است. [[دانش]] آموز باید بداند که هرگز نباید [[دنیا]] را بر [[آخرت]] ترجیح داد که این [[انتخاب]]، انتخابی زیانبار است. دراین صورت فرد میتواند بر مبنای آموزههای [[دین]]، افعال خود را در ترازوی نقد بگذارد و انجام دادن یا ندادن فعلی را آگاهانه [[انتخاب]] کند. | ||
==مفاهیم [[تربیت]]== | ==مفاهیم [[تربیت]]== | ||
*[[امام]] {{ع}} در بیان مفاهیم به مواردی اشاره دارد که بیانگر [[ضرورت]]، آگاهسازیها و نکات کلیدی [[تربیت]] است. | *[[امام]] {{ع}} در بیان مفاهیم به مواردی اشاره دارد که بیانگر [[ضرورت]]، آگاهسازیها و نکات کلیدی [[تربیت]] است. | ||
==[[ضرورت تربیت]]== | ==[[ضرورت تربیت]]== | ||
*زمان حساس و بزنگاهی که [[امام]] {{ع}} برای نوشتن [[نامه]] تربیتی خود [[انتخاب]] کردند، یعنی پس از [[نبرد]] [[صفین]] که ماهها [[امام]] را درگیر جنگی فرسایشی کرده بود، حاکی از آن است که [[امام]] [[وظیفه]] [[تربیت]] را امری خطیر و سرنوشتساز میداند. افزون بر این، حالات روحی و جسمانی مربی در پذیرش دانشآموز تأثیرگذار است. از اینرو [[امام]] در بیان علت عدم تأخیر در [[وصیت]] خویش میفرماید: پیش از آنکه زمان [[مرگ]] فرارسد، یا [[اندیشه]] و [[خرد]] دچار [[ناتوانی]] شود، یا چنین تصوری در [[فرزند]] بهوجود آید یا او [[اسیر]] فریبایی و فتنههای دنیوی شود، نسبت به [[تربیت]] [[اقدام]] شود. از طرفی [[دل]] نوجوان چون [[خاک]] آماده و نیکویی است که [[آمادگی]] هرگونه بذرافشانی را دارد. اگر هر چه زودتر بذر [[ایمان]] و [[اعتقاد]] در آن کاشته نشود، چه بسا علفهای هرز و باورهای غلط زمینه [[تربیت]] صحیح را از بین میبرد و [[سرنوشت انسان]] را دستخوش تغییر میکند.[[علی]] {{ع}} با بهکارگیری اینگونه تعابیر، [[ضرورت تربیت]] را بیان میکند و با [[بسترسازی]] مناسب زمانی بر این امر تأکید میورزد. | *زمان حساس و بزنگاهی که [[امام]] {{ع}} برای نوشتن [[نامه]] تربیتی خود [[انتخاب]] کردند، یعنی پس از [[نبرد]] [[صفین]] که ماهها [[امام]] را درگیر جنگی فرسایشی کرده بود، حاکی از آن است که [[امام]] [[وظیفه]] [[تربیت]] را امری خطیر و سرنوشتساز میداند. افزون بر این، حالات روحی و جسمانی مربی در پذیرش دانشآموز تأثیرگذار است. از اینرو [[امام]] در بیان علت عدم تأخیر در [[وصیت]] خویش میفرماید: پیش از آنکه زمان [[مرگ]] فرارسد، یا [[اندیشه]] و [[خرد]] دچار [[ناتوانی]] شود، یا چنین تصوری در [[فرزند]] بهوجود آید یا او [[اسیر]] فریبایی و فتنههای دنیوی شود، نسبت به [[تربیت]] [[اقدام]] شود. از طرفی [[دل]] نوجوان چون [[خاک]] آماده و نیکویی است که [[آمادگی]] هرگونه بذرافشانی را دارد. اگر هر چه زودتر بذر [[ایمان]] و [[اعتقاد]] در آن کاشته نشود، چه بسا علفهای هرز و باورهای غلط زمینه [[تربیت]] صحیح را از بین میبرد و [[سرنوشت انسان]] را دستخوش تغییر میکند.[[علی]] {{ع}} با بهکارگیری اینگونه تعابیر، [[ضرورت تربیت]] را بیان میکند و با [[بسترسازی]] مناسب زمانی بر این امر تأکید میورزد. | ||
==[[تبیین]] [[موقعیت]] دانش آموز== | ==[[تبیین]] [[موقعیت]] دانش آموز== | ||
*[[امام]] {{ع}} [[موقعیت]] و مسائل فراروی دانش آموز را با او در میان میگذارد و [[شناخت]] و دیدگاه او را نسبت به خویشتن افزایش میدهد: فرزندی آرزومند دستنایافتنیها، رهرو راه آنان که رفتند و منزل به دیگران سپردند، نشانه تیر ناخوشیها و گروگان گردش ایّام و آماج خدنگ مصیبتها، بَرده [[دنیا]] و سوداگر کالای [[غرور]]، وامدار و گرفتار مهلتها، [[اسیر]] [[مرگ]] و همپیمان اندُهان، و همنشین غمها، نشانه آفتها و زمینخورده خواهشها و [[جانشین]] پیشینیان<ref>نهج البلاغه، نامه ۳۱</ref>. [[امام]] {{ع}} به نشانههایی اشاره میکند که عبارتاند از: | *[[امام]] {{ع}} [[موقعیت]] و مسائل فراروی دانش آموز را با او در میان میگذارد و [[شناخت]] و دیدگاه او را نسبت به خویشتن افزایش میدهد: فرزندی آرزومند دستنایافتنیها، رهرو راه آنان که رفتند و منزل به دیگران سپردند، نشانه تیر ناخوشیها و گروگان گردش ایّام و آماج خدنگ مصیبتها، بَرده [[دنیا]] و سوداگر کالای [[غرور]]، وامدار و گرفتار مهلتها، [[اسیر]] [[مرگ]] و همپیمان اندُهان، و همنشین غمها، نشانه آفتها و زمینخورده خواهشها و [[جانشین]] پیشینیان<ref>نهج البلاغه، نامه ۳۱</ref>. [[امام]] {{ع}} به نشانههایی اشاره میکند که عبارتاند از: | ||
| خط ۲۶: | خط ۳۰: | ||
#هنگامه [[جوانی]] و طبیعت آن، [[آدمی]] را به سمت رذیلت [[اخلاقی]] [[کبر]] و [[غرور]] پیش میبرد. [[امام]] [[فرزند]] خویش را از این [[تجارت]] غیر حقیقی پرهیز میدهد. | #هنگامه [[جوانی]] و طبیعت آن، [[آدمی]] را به سمت رذیلت [[اخلاقی]] [[کبر]] و [[غرور]] پیش میبرد. [[امام]] [[فرزند]] خویش را از این [[تجارت]] غیر حقیقی پرهیز میدهد. | ||
#[[انسان]]، بهویژه [[جوانان]]، بهدلیل داشتن آرزوهای دستنایافتنی در معرض [[اندوه]] و [[غم]] قرار دارد.[[اندوه]] ناشی از این حالت اگر کنترل نشود، اثر تخریبی و فرسایشی دارد. | #[[انسان]]، بهویژه [[جوانان]]، بهدلیل داشتن آرزوهای دستنایافتنی در معرض [[اندوه]] و [[غم]] قرار دارد.[[اندوه]] ناشی از این حالت اگر کنترل نشود، اثر تخریبی و فرسایشی دارد. | ||
==[[آموزش]] [[روش زندگی]] (روشها)== | ==[[آموزش]] [[روش زندگی]] (روشها)== | ||
*[[امام]] {{ع}} پس از [[تبیین]] مبانی و مفاهیم، در فرازهای متعددی از [[وصیت]] تربیتی خویش به نحوه زندگی و آدابی که از آن بهعنوان روشهای زندگی یاد میکنیم، اشاره میکند. این سلسله مباحث اگر مورد توجه قرار گیرد، نوعی مصونیّت در افراد ایجاد خواهد کرد که بر اساس آن میتوانند در بسترهای گوناگون زمانی و مکانی، خود را از آلودگیها و تهاجمات [[فرهنگی]] مصون و محفوظ بدارند. به چندی از آنها اشاره میکنیم. | *[[امام]] {{ع}} پس از [[تبیین]] مبانی و مفاهیم، در فرازهای متعددی از [[وصیت]] تربیتی خویش به نحوه زندگی و آدابی که از آن بهعنوان روشهای زندگی یاد میکنیم، اشاره میکند. این سلسله مباحث اگر مورد توجه قرار گیرد، نوعی مصونیّت در افراد ایجاد خواهد کرد که بر اساس آن میتوانند در بسترهای گوناگون زمانی و مکانی، خود را از آلودگیها و تهاجمات [[فرهنگی]] مصون و محفوظ بدارند. به چندی از آنها اشاره میکنیم. | ||
| خط ۳۱: | خط ۳۶: | ||
#'''[[پارسایی]] و پرواپیشگی:''' [[پارسایی]] یعنی [[دل]] از تعلقات و شهوات دنیایی برچیدن و تمایلات و آرزوهای دور و دراز را کنار گذاشتن، [[امام]] {{ع}} میفرماید: انگیزههای [[هوس]] را از سرزمین وجودت با نیروی [[زهد]] ریشه برکن<ref>نهج البلاغه، نامه ۳۱</ref>. آنگاه که هوسهای خام و شهوات نفسانی از وجود [[آدمی]] رخت بربست، روحیه [[انسان]] پذیرای [[حق]] و [[حقیقت]] میشود. | #'''[[پارسایی]] و پرواپیشگی:''' [[پارسایی]] یعنی [[دل]] از تعلقات و شهوات دنیایی برچیدن و تمایلات و آرزوهای دور و دراز را کنار گذاشتن، [[امام]] {{ع}} میفرماید: انگیزههای [[هوس]] را از سرزمین وجودت با نیروی [[زهد]] ریشه برکن<ref>نهج البلاغه، نامه ۳۱</ref>. آنگاه که هوسهای خام و شهوات نفسانی از وجود [[آدمی]] رخت بربست، روحیه [[انسان]] پذیرای [[حق]] و [[حقیقت]] میشود. | ||
#'''[[کرامت]] [[نفس]]:''' [[انسان]] موجودی است که از آن با عنوان عصاره [[خلقت]] نام میبرند. اگر [[آدمی]] به [[ارزش]] وجودی خود پی ببرد، هرگز [[ارزش]] و [[کرامت]] خود را خدشهدار نمیکند. [[آدمی]] باید شخصیت خویشتن را پاس بدارد و از حرکات و اعمالی که سبب مخدوش شدن شخصیت وی میشود، خودداری کند: شخصیّت خود را از هر پستی و ابتذال پاس دار، گرچه تن دادن بدان پستی، تو را به اوج [[مقام]] و [[مال]] رسانَد، چه که شخصیّت از دست رفتهات را هیچ [[بهایی]] جبران نخواهد کرد<ref>نهج البلاغه، نامه ۳۱</ref>. | #'''[[کرامت]] [[نفس]]:''' [[انسان]] موجودی است که از آن با عنوان عصاره [[خلقت]] نام میبرند. اگر [[آدمی]] به [[ارزش]] وجودی خود پی ببرد، هرگز [[ارزش]] و [[کرامت]] خود را خدشهدار نمیکند. [[آدمی]] باید شخصیت خویشتن را پاس بدارد و از حرکات و اعمالی که سبب مخدوش شدن شخصیت وی میشود، خودداری کند: شخصیّت خود را از هر پستی و ابتذال پاس دار، گرچه تن دادن بدان پستی، تو را به اوج [[مقام]] و [[مال]] رسانَد، چه که شخصیّت از دست رفتهات را هیچ [[بهایی]] جبران نخواهد کرد<ref>نهج البلاغه، نامه ۳۱</ref>. | ||
==[[آزادی]] و [[آزادگی]]== | ==[[آزادی]] و [[آزادگی]]== | ||
*[[آزادی]] و [[آزادگی]] ریشه در [[خلقت انسان]] دارد و در وجود او نهادینه شده است. هیچ انسانی نباید خود را به [[بندگی]] غیر [[خدا]] [[راضی]] گرداند. [[بنده]] دیگری مباش که [[خدا]] تو را آزاد آفرید. تنها [[بندگی]] [[خدا]]، به [[انسان]] [[آزادی]] مطلق میدهد و قید و بندهای دست و پایر را از سر راه او بر میدارد. از اینرو هیچ [[بهایی]] به [[ارزش]] [[آزادی]] از غیر [[خدا]] نیست. [[امام]] {{ع}} [[خداوند]] را تنها ولینعمت [[آدمی]] میداند و تنها کسی که [[شایسته]] است از او درخواست کنیم. نعمتها همه از آستان [[قدس]] ربوبی است و جز او [[صاحب]] نعمتی نیست. آنکس که بر چکاد بلند [[ایمان]] نشسته تنها ولینعمتش خداست، پس تا توانی در گرفتن [[نعمت]] میانجی مگیر، که به عطیهات خواهی رسید و بهرهات را دریافت خواهی کرد. بیتردید اندکی که از [[خدا]] رسد، بسی بزرگتر و گرامیتر از افزون آفریدگان است<ref>نهج البلاغه، نامه ۳۱</ref>. | *[[آزادی]] و [[آزادگی]] ریشه در [[خلقت انسان]] دارد و در وجود او نهادینه شده است. هیچ انسانی نباید خود را به [[بندگی]] غیر [[خدا]] [[راضی]] گرداند. [[بنده]] دیگری مباش که [[خدا]] تو را آزاد آفرید. تنها [[بندگی]] [[خدا]]، به [[انسان]] [[آزادی]] مطلق میدهد و قید و بندهای دست و پایر را از سر راه او بر میدارد. از اینرو هیچ [[بهایی]] به [[ارزش]] [[آزادی]] از غیر [[خدا]] نیست. [[امام]] {{ع}} [[خداوند]] را تنها ولینعمت [[آدمی]] میداند و تنها کسی که [[شایسته]] است از او درخواست کنیم. نعمتها همه از آستان [[قدس]] ربوبی است و جز او [[صاحب]] نعمتی نیست. آنکس که بر چکاد بلند [[ایمان]] نشسته تنها ولینعمتش خداست، پس تا توانی در گرفتن [[نعمت]] میانجی مگیر، که به عطیهات خواهی رسید و بهرهات را دریافت خواهی کرد. بیتردید اندکی که از [[خدا]] رسد، بسی بزرگتر و گرامیتر از افزون آفریدگان است<ref>نهج البلاغه، نامه ۳۱</ref>. | ||