←ادله ولایت فقیه
| خط ۲۴: | خط ۲۴: | ||
ب - [[ولایت تشریعی]]: [[ولایتی]] است که [[خداوند]] برای فرد یا افرادی [[حق تصرف]] در [[جان]] یا [[مال]] همه [[مردم]] یا افرادی، [[جعل]] میکند مثل [[حق]] تصرّفی که [[پدر]] یا جدّ، در [[اموال]] [[فرزند]] بالغ دارند؛ این [[ولایت تشریعی]] آنها در محدوده خاصی است و [[حق]] تصرفی که [[پیامبر]] و [[امام]] بر اساس [[ولایت تشریعی]] بر [[جان]] و [[مال]] [[مردم]] دارند؛ در سطحی گسترده است. اما قلمرو اختیارات و [[حق تصرف]] ولایت فقیه بزودی بیان خواهد شد.</ref>. | ب - [[ولایت تشریعی]]: [[ولایتی]] است که [[خداوند]] برای فرد یا افرادی [[حق تصرف]] در [[جان]] یا [[مال]] همه [[مردم]] یا افرادی، [[جعل]] میکند مثل [[حق]] تصرّفی که [[پدر]] یا جدّ، در [[اموال]] [[فرزند]] بالغ دارند؛ این [[ولایت تشریعی]] آنها در محدوده خاصی است و [[حق]] تصرفی که [[پیامبر]] و [[امام]] بر اساس [[ولایت تشریعی]] بر [[جان]] و [[مال]] [[مردم]] دارند؛ در سطحی گسترده است. اما قلمرو اختیارات و [[حق تصرف]] ولایت فقیه بزودی بیان خواهد شد.</ref>. | ||
*در [[حقیقت]] ولایت فقیه از [[ولایت امام]] و آن، از [[ولایت]] [[رسول خدا]] و آن هم از [[ولایت]] [[خدا]] سرچشمه میگیرد. به تعبیر دیگر، این ولایتها که در چهار مرتبه بیان شده است در طول هم بوده و [[ولایت]] [[خدا]]، سرچشمه و خاستگاه [[ولایت]] در مراحل پایینتر است<ref>[[عبدالله ابراهیمزاده آملی|ابراهیمزاده آملی، عبدالله]]، [[ امامت و رهبری - ابراهیمزاده آملی (کتاب)| امامت و رهبری]]، ص:۱۴۷-۱۴۸.</ref> | *در [[حقیقت]] ولایت فقیه از [[ولایت امام]] و آن، از [[ولایت]] [[رسول خدا]] و آن هم از [[ولایت]] [[خدا]] سرچشمه میگیرد. به تعبیر دیگر، این ولایتها که در چهار مرتبه بیان شده است در طول هم بوده و [[ولایت]] [[خدا]]، سرچشمه و خاستگاه [[ولایت]] در مراحل پایینتر است<ref>[[عبدالله ابراهیمزاده آملی|ابراهیمزاده آملی، عبدالله]]، [[ امامت و رهبری - ابراهیمزاده آملی (کتاب)| امامت و رهبری]]، ص:۱۴۷-۱۴۸.</ref> | ||
==راههای [[اثبات ولایت فقیه]]== | |||
*"[[ولایت فقیه]]" هم از راه [[عقل]] و هم از راه [[نقل]] ([[روایات]] و [[احادیث]]) [[ثابت]] میشود: | |||
===راه [[عقل]]=== | |||
*از آنجا که در [[زمان غیبت]]، دسترسی به [[امام]] [[معصوم]]{{ع}} امکانپذیر نیست و [[تشکیل حکومت]] هم ضروری است بنابراین باید فردی [[ولایت]] و [[حکومت]] را بر عهده گیرد و بدین منظور سه راه پیش رو داریم؛ یا اینکه [[ولایت]] غیر [[فقیه]] یا [[فقیه]] غیرعادل را بپذیریم و یا آنکه "[[ولایت]] فقیهِ [[عادل]]" را قبول کنیم. | |||
*[[عقل]] هر [[انسانی]] [[حکم]] میکند که غیر فقیه و غیر عادل [[شایسته]] [[ولایت]] و [[حکومت]] نیست، چرا که در اینجا [[تشکیل حکومت اسلامی]] مورد بحث است و برای پیاده کردن [[حکومت اسلامی]] و [[اجرای احکام]] [[دین]]، باید فردی زمام این امر را بر عهده گیرد که به [[احکام اسلامی]] عمیقاً آشنا بوده و شیوه اداره [[حکومت]] را هم بداند و در عین حال [[متّقی]] و [[متعهد]] هم باشد تا امر [[حکومت]] را فدای [[هوای نفس]] و [[امیال]] [[شیطانی]] خود نکند. علاوه بر این، نه تنها در مورد [[حکومت اسلامی]]، بلکه در مورد هر [[حکومتی]]، [[عقل]] [[حکم]] میکند بر اینکه [[جاهلان]]، جاهطلبان و هوسرانان [[شایستگی]] [[زمامداری]] را ندارند. | |||
*بنابراین، فقیهی که به [[احکام اسلامی]] و اوضاع [[سیاسی]] - [[اجتماعی]] زمان خود [[آگاه]] بوده و از [[تقوی]] و [[عدالت]] و [[تدبیر]] و [[مدیریت]] و [[کمالات]] لازم دیگر برخوردار باشد، برای [[حکومت]] شایستهتر از دیگران است<ref>برای آگاهی بیشتر درباره ولایت فقیه به این کتب رجوع کنید: ولایت فقیه، ولایت فقاهت و عدالت، عبدالله جوادی آملی؛ حکومت اسلامی و ولایت فقیه، محمدتقی مصباح یزدی؛ همو، نگاهی گذرا به نظریه ولایت فقیه.</ref>. [[امام خمینی]] میفرماید: [[ولایت فقیه]] از موضوعاتی است که تصوّر آنها موجب [[تصدیق]] میشود و چندان به [[برهان]] احتیاج ندارد، به این معنی که هر کس [[عقاید]] و [[احکام اسلام]] را حتی اجمالاً دریافته باشد، چون به [[ولایت فقیه]] برسد و آن را به [[تصور]] آورد، بیدرنگ [[تصدیق]] خواهد کرد و آن را ضروری و [[بدیهی]] خواهد [[شناخت]]<ref>ولایت فقیه، امام خمینی، ص۵ - ۶.</ref><ref>[[عبدالله ابراهیمزاده آملی|ابراهیمزاده آملی، عبدالله]]، [[ امامت و رهبری - ابراهیمزاده آملی (کتاب)| امامت و رهبری]]، ص:۱۴۹.</ref> | |||
==[[ادله ولایت فقیه]]== | ==[[ادله ولایت فقیه]]== | ||