افزایش علم معصوم در حدیث: تفاوت میان نسخهها
| خط ۳۶: | خط ۳۶: | ||
==اثبات ازدیاد علم امام با استناد به احادیث== | ==اثبات ازدیاد علم امام با استناد به احادیث== | ||
مستندات [[حدیثی]] [[ازدیاد علم امام]] را میتوان به دو بخش کلی تقسیم کرد؛ یکی احادیثی که به صورت مطابقی و مستقیم دلالت دارند و به [[صراحت]] بر این آموزه تأکید کردهاند. در این بخش، احادیثی را جای میدهیم که مشتمل بر واژه ازدیاد و مشتقات آن میباشند. بخش دوم، احادیثی میباشند که تصریح براین واژه ندارند و به صورت التزامی و غیرمستقیم شواهدی برای [[حقیقت]] ازدیاد علم امام محسوب میشوند. در این قسمت، به ارائه مستندات اصل مدعای ازدیاد علم امام در هر دو بخش خواهیم پرداخت.<ref>[[محمد تقی یارمحمدیان|یارمحمدیان، محمد تقی]]، [[ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت (کتاب)|ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت]]، ص ۱۱۸.</ref> | مستندات [[حدیثی]] [[ازدیاد علم امام]] را میتوان به دو بخش کلی تقسیم کرد؛ یکی احادیثی که به صورت مطابقی و مستقیم دلالت دارند و به [[صراحت]] بر این آموزه تأکید کردهاند. در این بخش، احادیثی را جای میدهیم که مشتمل بر واژه ازدیاد و مشتقات آن میباشند. بخش دوم، احادیثی میباشند که تصریح براین واژه ندارند و به صورت التزامی و غیرمستقیم شواهدی برای [[حقیقت]] ازدیاد علم امام محسوب میشوند. در این قسمت، به ارائه مستندات اصل مدعای ازدیاد علم امام در هر دو بخش خواهیم پرداخت.<ref>[[محمد تقی یارمحمدیان|یارمحمدیان، محمد تقی]]، [[ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت (کتاب)|ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت]]، ص ۱۱۸.</ref> | ||
==[[احادیث]] صریح و مستقیم== | |||
در این بخش از احادیث، به [[ضرورت]] افزایش دائمی [[علم امام]] تصریح شده و فرمودهاند، چنانچه این رویداد برای [[امام]] رخ ندهد، همه داشتههای امام از بین خواهد رفت<ref>جمعی از اصحاب اثمه، الأصول الستة عشر، ص۲۴۰؛ صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۱۳۰-۱۳۲، ۳۹۲-۳۹۶، ۴۶۴-۴۶۶؛ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۲۵۳-۲۵۵؛ طوسی، محمد بن حسن، امالی، ص۴۰۹؛ مفید، محمد بن محمد، اختصاص، ص۳۱۲-۳۱۳.</ref>. [[حضرت امام جواد]]{{ع}} در حدیثی که از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} گزارش کردهاند، چنین فرمودهاند: {{متن حدیث|عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: إِنَّ أَرْوَاحَنَا وَ أَرْوَاحَ النَّبِيِّينَ تُوَافِي الْعَرْشَ كُلَّ لَيْلَةِ جُمُعَةٍ فَتُصْبِحُ الْأَوْصِيَاءُ وَ قَدْ زِيدَ فِي عِلْمِهِمْ مِثْلَ جَمِّ الْغَفِيرِ مِنَ الْعِلْمِ}}<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۱۳۲، ح۷.</ref>. | |||
بدون [[شک]] [[ارواح]] ما و ارواح [[پیامبران]]، در هر [[شب جمعه]] به [[عرش]] میروند. پس [[اوصیا]] [[[ائمه اطهار]]{{عم}}] [[صبح]][آن شب] را آغاز میکنند، در حالی که [[علم]] آنان به مقدار انبوهی افزایش یافته است. | |||
در برخی از این احادیث، به صراحت بر ضرورت ازدیاد تصریح شده، اما سخنی از علم به میان نیامده است. این احادیث، از لحاظ متعلق افزایش، مطلقاند و در هالهای از ابهام فرو رفتهاند. بدین معنا که محتوای آنها، تنها بر افزوده شدن چیزی بر امام دلالت دارد، اما معین نشده است که چه چیزی افزوده میشود. به این [[حدیث]] دقت کنید: {{متن حدیث|عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى قَالَ سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ{{ع}} يَقُولُ كَانَ جَعْفَرٌ{{ع}} يَقُولُ لَوْ لَا أَنَّا نُزَادُ لَأَنْفَدْنَا}}<ref>«[[صفوان بن یحیی]] گفت: شنیدم از [[امام کاظم]] [یا [[امام رضا]]{{ع}}] که همواره میفرمود: [[امام صادق]] (یا [[امام باقر]]{{ع}}] همیشه میفرمود: چنانچه ما افزایش پیدا نکنیم، بدون [[شک]] از بین خواهیم رفت.» صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۳۹۵؛ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۲۵۴.</ref>. | |||
چنانچه به واژگان ظاهری این [[احادیث]] بدون دخل و [[تصرف]] نظر کنیم، با مشکل مواجه خواهیم شد؛ زیرا در این احادیث تصریح میشود که چنانچه [[ائمه اطهار]]{{عم}} افزایش پیدا نکنند، از بین خواهند رفت<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۳۹۵؛ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۲۵۴.</ref>. برخی از مصادیقی که میتوان برای این اطلاقگویی در نظرگرفت، عبارتاند از: افزایش [[تعداد امامان]]، [[افزایش علم امام]]، افزایش [[فرزندان]] و [[نسل]] [[امام]]، افزایش [[اموال]] امام، افزایش صفات درونی امام مانند [[ایمان]]، [[تقوا]]، [[شجاعت]] و [[حلم]]. بدون شک نمیتوان به این اطلاق [[تمسک]] کرد و از میان این موارد، اطلاق ازدیاد، [[مقید]] به [[ازدیاد علم]] میشود؛ چراکه: | |||
اولاً: تمسک به این اطلاق به معنای [[ضرورت]] افزایش ائمه اطهار{{عم}} در همه [[شئون]] و صفات است؛ در حالی که چنین افزایشی در برخی شئون، مانند افزایش تعداد امامان، ناممکن است و در برخی شئون، مانند افزایش فرزندان و نسل امام، و افزایش اموال امام، ضرورتی ندارد و اعلام عمومی برخی شئون مانند افزایش صفات درونی امام چون ایمان، تقوا، شجاعت و حلم، دور از [[حکمت]] است. | |||
ثانیاً: در احادیث دیگر، قرینه برتقیید به [[علم]] وجود دارد؛ از باب نمونه به این [[گفتگو]] دقت کنید: {{متن حدیث|عَنْ زُرَارَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ{{ع}} يَقُولُ لَوْ لَا نُزَادُ لَأَنْفَدْنَا قَالَ قُلْتُ تُزَادُونَ شَيْئاً لَا يَعْلَمُهُ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} قَالَ إِنَّهُ إِذَا كَانَ ذَلِكَ عُرِضَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} ثُمَّ عَلَى الْأَئِمَّةِ ثُمَّ انْتَهَى إِلَيْنَا}}<ref>«[[زراره]] گفت: از امام باقر{{ع}} شنیدم که همواره میفرمود: چنانچه ما افزایش پیدا نکنیم، بدون شک از بین خواهیم رفت. گفتم: چیزی به شما افزوده میشود که [[رسول الله]]{{صل}} به آن عالم نیست؟ فرمود: بدان هرگاه رخداد [[افزایش علم امام]] اتفاق افتد، ابتدا [[علم]] افزون به رسول الله{{صل}} عرضه میشود، سپس به [یکایک] [[امامان]] تا آنگاه به ما منتهی گردد.» کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۲۵۵.</ref>. | |||
وقتی به فضای [[حاکم]] بر گفتگوی بین [[امام]] و [[اصحاب]] دقت میکنیم به وضوح در مییابیم که اساساً هیچ چیز دیگری غیر از علم، به [[ذهن]] آنان از شیء افزون خطور نمیکرد. این حاکی از پیشزمینه [[ذهنی]] آنان است که در اثر تکرار و تأکید [[ائمه اطهار]]{{عم}} بر [[ازدیاد علم امام]]، مرتکز ذهنی آنان شده است. | |||
ثالثاً: در احادیثی به قید علم تصریح شده است. در این [[احادیث]] بر اجتنابناپذیری افزایش علم امام تأکید شده است؛ مانند: | |||
{{متن حدیث|...وَ يُصْبِحُ الْوَصِيُّ الَّذِي بَيْنَ ظَهْرَانَيْكُمْ وَ قَدْ زِيدَ فِي عِلْمِهِ مِثْلُ جَمِّ الْغَفِيرِ}}<ref>«و امامی که در بین شما است، صبحگاهان آغاز میکند، درحالی که انبوهی از علم بر او افزوده شده است.» کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۲۵۳.</ref>. | |||
نیز مانند این [[حدیث]]: {{متن حدیث|...فَلَا تُرَدُّ أَرْوَاحُنَا إِلَى أَبْدَانِنَا إِلَّا بِعِلْمٍ مُسْتَفَادٍ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَنَفِدَ مَا عِنْدَنَا}}<ref>«پس روحهای ما به بدنهایمان باز نمیگردد، مگر با [[علمی]] جدید؛ و اگر این واقعه رخ ندهد، بدون [[شک]] از بین خواهیم رفت.» کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۲۵۴؛ طوسی، محمد بن حسن، امالی، ص۴۰۹.</ref>. | |||
با وجود شواهد یادشده، از واژگان ظاهری احادیث مطلق دست برمیداریم و با اندکی [[تصرف]]، آنها را با احادیث همسو این چنین معنا مینماییم: چنانچه علم ائمه اطهار{{عم}} افزایش پیدا نکند، بدون شک داشتههای خود را از دست خواهند داد. | |||
نکتهای که باید افزود این است که در این دسته از احادیث، پای از امکان ازدیاد علم امام فراتر نهاده شده و سخن از [[ضرورت]] آن به میان آمده است<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۲۷۴. در حدیث پنجم دقت کنید. از این دست علوم، تعبیر به «أوجب» شده است. اگر آگاهی امام از علم وراثتی واجب باشد، علم افزون که الهام روح است، اوجب شمرده شده است. این سخن دلالت دارد بر اینکه این علم برای امام ضروری، بلکه ضروریترین علم امام است.</ref>. چنین ضرورتی را با واژه “لَوْلَا” و “لَوْ” امتناعیه بیان فرمودهاند و عدم [[ازدیاد علم امام]] را با نفاد و نابودی برابر دانستهاند. در نتیجه، طبق این [[احادیث]] باید ازدیاد علم امام را یک [[ضرورت]] محسوب کرد، نه یک [[فضیلت]] صِرف و در حد امکان.(...)<ref>[[محمد تقی یارمحمدیان|یارمحمدیان، محمد تقی]]، [[ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت (کتاب)|ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت]]، ص ۱۱۸.</ref>. | |||
== پرسشهای وابسته == | == پرسشهای وابسته == | ||
نسخهٔ ۱۱ مهٔ ۲۰۲۱، ساعت ۰۹:۳۶
- این مدخل از زیرشاخههای بحث افزایش علم معصوم است. "افزایش علم معصوم" از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:
- در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل علم معصوم (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.
روایات افزایش علم
در کتاب کافی بابی تحت عنوان: «لو لا أن الأئمة(ع)یزدادون لنفد ما عندهم» وجود دارد که روایات آن اشاره به افزایش علم امامان دارد، برخی از این روایات عبارتاند از:
روایات عام
- زراره میگوید از امام باقر(ع) شنیدم میفرمودند: «اگر بر علوم ما اضافه نمیشد تمام میگشت. زراره گفت: "بر علوم شما چیزی اضافه میشود که رسول خدا(ص) آن را نمیدانسته؟" فرمودند: اگر بخواهد چیز تازهای بر علوم ما اضافه شود، اولاً بر پیامبر خاتم|رسول خدا(ص) عرضه میشود، سپس بر امامان یکی پس از دیگری، تا به ما منتهی شود»[۱].
- امام صادق(ع) فرمودند: «اگر بر دانش ما افزوده نمیشد بیعلم میماندیم»[۲].
- امام صادق(ع) میفرمایند: «هر گاه امام اراده کند به چیز جدیدی علم پیدا کند، خداوند آن را به او تعلیم میکند»[۳].
- ابوبصیر میگوید از امام صادق(ع) شنیدم که میفرمود: «به تحقیق به ما در شب و روز افزوده میشود، که اگر به ما افزوده نگردد هر آنچه نزد ماست به اتمام خواهد رسید. ابو بصیر گفت: فدایتان گردم چه کسی آن را نزد شما میآورد؟ امام فرمود: به تحقیق از میان ما کسانی هستند که آن را مینگرند و از میان ما کسانی هستند که علم در دل ایشان به شکل مفصل قرار میگیرد و از میان ما کسانی هستند که با گوش خود میشنود مانند صدای زنجیری که به لب تشت میکشند. به ایشان عرض کردم چه کسی آن علم را برای شما میآورد، فرمود مخلوقی که با عظمتتر از حضرت جبرئیل و حضرت میکائیل است»[۴].
- امام کاظم(ع) میفرمایند: «علم امام سه جهت دارد: الف) علوم مربوط به زمان گذشته؛ ب) علوم مربوط به زمان آینده؛ ج) علوم حادث و جدید و نو ظهور. اما علوم گذشته برای ما تفسیر شده است یعنی اخبار گذشته را پیامبر(ص) برای ما توضیح داده است. اما علوم آینده در جامع و مصحفی نوشته شده که نزد ماست و اما علوم حادث و نو ظهور، نتیجه الهام حق بر دل امام و ابلاغ به گوش اوست. برترین نوع علم ما همین نوع است»[۵].
روایات ازدیاد در شب و روز
- در روایتی طولانی ابوبصیر از امام صادق(ع) نقل میکند: «حضرت اموری را به عنوان علم خویش بیان کردند، مانند اینکه رسول خدا(ص) به علی(ع) هزار باب علم تعلیم فرمود که از هر بابی هزار باب دیگر باز میشد و نیز نزد ایشان جامعه، جفر و مصحف حضرت زهرا و علم آنچه بوده و موجود میشود تا روز قیامت میباشد، لکن فرمودند: اینها علم نیست، علم آن است که شب و روز حادث شده و تدریجاً امور یکی پس از دیگری تا روز قیامت تحقق مییابد»[۶].
- امام صادق(ع) فرمودند: «علم آن است که شب و روز زیاد میگردد و از جانب خداوند به ما افاضه میشود»[۷].
- همچنین فرمودند: «اگر علوم ما در شب و روز افزایش نمییافت حتما آگاهی و دانش ما محدود و تمام میشد»[۸].
روایات ازدیاد در شب جمعه
- امام صادق(ع) به ابویحیی صنعانی فرمود: «ای ابایحیی برای ما در شبهای جمعه شأنی است از شئون؛ در این شبها ارواح انبیای گذشته و ارواح اوصیای گذشته و روح امامی که زنده است را به آسمان برند تا به دور عرش خداوند هفت دور طواف کنند و نزد هر کدام از ستونهای عرش دو رکعت نماز بخوانند و سپس آنها را به بدنهای خود برگردانند، آن گاه انبیا و اوصیا لبالب از شادی شوند و امامی که در میان شما است، انبوه فراوانی در دانش او افزوده شود»[۹].
- همچنین فرمودند: «شب جمعه رسول خدا و امامان و من هم با آنها، با عرش الهی برخورد میکنیم و من بر نمیگردم مگر با علمی که تازه استفاده کردهام و اگر چنین نباشد، آنچه نزد ماست تمام میگردد»[۱۰].
- و نیز فرمودند: «هیچ شب جمعهای نیست مگر اینکه برای اولیاء الهی در آن سروری است، راوی گوید: عرض کردم: فدایت شوم، آن سرور چگونه است؟ حضرت فرمود: هنگامی که شب جمعه میشود رسول خدا(ص) و ائمه(ع) عرش را درک میکنند و من هم با ایشان همراه هستم، پس جز با علمِ استفاده شده برنمیگردم و اگر اینطور نبود حتماً آنچه نزد من بود تمام میشد»[۱۱].
روایات ازدیاد در شب قدر
امام باقر(ع) میفرمایند: «همانا هر سال در شب قدر تفسیر و تبیین امور بر ولی امر امام زمان(ع) نازل میشود. در آن شب امام درباره کار خودش چنین و چنان دستور میگیرد و در رابطه با امور مردم نیز به چنین و چنان مأمور میشود، و علاوه بر این برای ولی امر در هر روز علم مخصوص و مکنون و عجیب خدای عزوجل پدید میگردد؛ همانطور که در شب قدر نازل میشد؛ سپس این آیه را خواند "و اگر درختهای روی زمین قلم شود و دریا برای آن مرکب گردد و هفت دریای دیگر بدان بپیوندد»[۱۲].
روایات عرش
امام صادق(ع) فرمودند: «به ارواح پیامبران و اوصیایی که از دنیا رفتهاند و نیز به روح وصیای که در میان شما زندگی میکند، اجازه داده میشود که به آسمان صعود کنند تا اینکه به عرش پروردگار برسند (...) آن گاه پیامبران و اوصیا در حالی که سرشار از شادمانی و سرور هستند و وصیای که در میان شما زندگی میکند، بسیار بسیار به علمش افزوده میگردد»[۱۳].[۱۴]
اثبات ازدیاد علم امام با استناد به احادیث
مستندات حدیثی ازدیاد علم امام را میتوان به دو بخش کلی تقسیم کرد؛ یکی احادیثی که به صورت مطابقی و مستقیم دلالت دارند و به صراحت بر این آموزه تأکید کردهاند. در این بخش، احادیثی را جای میدهیم که مشتمل بر واژه ازدیاد و مشتقات آن میباشند. بخش دوم، احادیثی میباشند که تصریح براین واژه ندارند و به صورت التزامی و غیرمستقیم شواهدی برای حقیقت ازدیاد علم امام محسوب میشوند. در این قسمت، به ارائه مستندات اصل مدعای ازدیاد علم امام در هر دو بخش خواهیم پرداخت.[۱۵]
احادیث صریح و مستقیم
در این بخش از احادیث، به ضرورت افزایش دائمی علم امام تصریح شده و فرمودهاند، چنانچه این رویداد برای امام رخ ندهد، همه داشتههای امام از بین خواهد رفت[۱۶]. حضرت امام جواد(ع) در حدیثی که از پیامبر اکرم(ص) گزارش کردهاند، چنین فرمودهاند: «عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ(ع) قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): إِنَّ أَرْوَاحَنَا وَ أَرْوَاحَ النَّبِيِّينَ تُوَافِي الْعَرْشَ كُلَّ لَيْلَةِ جُمُعَةٍ فَتُصْبِحُ الْأَوْصِيَاءُ وَ قَدْ زِيدَ فِي عِلْمِهِمْ مِثْلَ جَمِّ الْغَفِيرِ مِنَ الْعِلْمِ»[۱۷].
بدون شک ارواح ما و ارواح پیامبران، در هر شب جمعه به عرش میروند. پس اوصیا [[[ائمه اطهار]](ع)] صبح[آن شب] را آغاز میکنند، در حالی که علم آنان به مقدار انبوهی افزایش یافته است. در برخی از این احادیث، به صراحت بر ضرورت ازدیاد تصریح شده، اما سخنی از علم به میان نیامده است. این احادیث، از لحاظ متعلق افزایش، مطلقاند و در هالهای از ابهام فرو رفتهاند. بدین معنا که محتوای آنها، تنها بر افزوده شدن چیزی بر امام دلالت دارد، اما معین نشده است که چه چیزی افزوده میشود. به این حدیث دقت کنید: «عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى قَالَ سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ(ع) يَقُولُ كَانَ جَعْفَرٌ(ع) يَقُولُ لَوْ لَا أَنَّا نُزَادُ لَأَنْفَدْنَا»[۱۸].
چنانچه به واژگان ظاهری این احادیث بدون دخل و تصرف نظر کنیم، با مشکل مواجه خواهیم شد؛ زیرا در این احادیث تصریح میشود که چنانچه ائمه اطهار(ع) افزایش پیدا نکنند، از بین خواهند رفت[۱۹]. برخی از مصادیقی که میتوان برای این اطلاقگویی در نظرگرفت، عبارتاند از: افزایش تعداد امامان، افزایش علم امام، افزایش فرزندان و نسل امام، افزایش اموال امام، افزایش صفات درونی امام مانند ایمان، تقوا، شجاعت و حلم. بدون شک نمیتوان به این اطلاق تمسک کرد و از میان این موارد، اطلاق ازدیاد، مقید به ازدیاد علم میشود؛ چراکه:
اولاً: تمسک به این اطلاق به معنای ضرورت افزایش ائمه اطهار(ع) در همه شئون و صفات است؛ در حالی که چنین افزایشی در برخی شئون، مانند افزایش تعداد امامان، ناممکن است و در برخی شئون، مانند افزایش فرزندان و نسل امام، و افزایش اموال امام، ضرورتی ندارد و اعلام عمومی برخی شئون مانند افزایش صفات درونی امام چون ایمان، تقوا، شجاعت و حلم، دور از حکمت است.
ثانیاً: در احادیث دیگر، قرینه برتقیید به علم وجود دارد؛ از باب نمونه به این گفتگو دقت کنید: «عَنْ زُرَارَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ(ع) يَقُولُ لَوْ لَا نُزَادُ لَأَنْفَدْنَا قَالَ قُلْتُ تُزَادُونَ شَيْئاً لَا يَعْلَمُهُ رَسُولُ اللَّهِ(ص) قَالَ إِنَّهُ إِذَا كَانَ ذَلِكَ عُرِضَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ(ص) ثُمَّ عَلَى الْأَئِمَّةِ ثُمَّ انْتَهَى إِلَيْنَا»[۲۰].
وقتی به فضای حاکم بر گفتگوی بین امام و اصحاب دقت میکنیم به وضوح در مییابیم که اساساً هیچ چیز دیگری غیر از علم، به ذهن آنان از شیء افزون خطور نمیکرد. این حاکی از پیشزمینه ذهنی آنان است که در اثر تکرار و تأکید ائمه اطهار(ع) بر ازدیاد علم امام، مرتکز ذهنی آنان شده است.
ثالثاً: در احادیثی به قید علم تصریح شده است. در این احادیث بر اجتنابناپذیری افزایش علم امام تأکید شده است؛ مانند: «...وَ يُصْبِحُ الْوَصِيُّ الَّذِي بَيْنَ ظَهْرَانَيْكُمْ وَ قَدْ زِيدَ فِي عِلْمِهِ مِثْلُ جَمِّ الْغَفِيرِ»[۲۱].
نیز مانند این حدیث: «...فَلَا تُرَدُّ أَرْوَاحُنَا إِلَى أَبْدَانِنَا إِلَّا بِعِلْمٍ مُسْتَفَادٍ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَنَفِدَ مَا عِنْدَنَا»[۲۲].
با وجود شواهد یادشده، از واژگان ظاهری احادیث مطلق دست برمیداریم و با اندکی تصرف، آنها را با احادیث همسو این چنین معنا مینماییم: چنانچه علم ائمه اطهار(ع) افزایش پیدا نکند، بدون شک داشتههای خود را از دست خواهند داد. نکتهای که باید افزود این است که در این دسته از احادیث، پای از امکان ازدیاد علم امام فراتر نهاده شده و سخن از ضرورت آن به میان آمده است[۲۳]. چنین ضرورتی را با واژه “لَوْلَا” و “لَوْ” امتناعیه بیان فرمودهاند و عدم ازدیاد علم امام را با نفاد و نابودی برابر دانستهاند. در نتیجه، طبق این احادیث باید ازدیاد علم امام را یک ضرورت محسوب کرد، نه یک فضیلت صِرف و در حد امکان.(...)[۲۴].
پرسشهای وابسته
جستارهای وابسته
منبعشناسی جامع علم معصوم
منابع
پانویس
- ↑ «لَوْ لَا أَنَّا نَزْدَادُ لَأَنْفَدْنَا قَالَ قُلْتُ تَزْدَادُونَ شَیْئاً لَا یَعْلَمُهُ رَسُولُ اللَّهِ ص قَالَ أَمَا إِنَّهُ إِذَا کَانَ ذَلِکَ عُرِضَ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ ص ثُمَّ عَلَی الْأَئِمَّةِ ثُمَّ انْتَهَی الْأَمْرُ إِلَیْنَا»؛ کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج ۱، ص ۲۵۵.
- ↑ «لَوْ لَا أَنَّا نَزْدَادُ لَأَنْفَدْنَا»؛ اصول کافی، ج۱، ص۲۵۴.
- ↑ «إِذَا أَرَادَ الْإِمَامُ أَنْ یَعْلَمَ شَیْئاً أَعْلَمَهُ اللَّهُ ذَلِکَ»؛ کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج ۱، ص ۲۵۸.
- ↑ «إِنَّا لَنُزَادُ فِی اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ وَ لَوْ لَمْ نُزَدْ لَنَفِدَ مَا عِنْدَنَا قَالَ أَبُو بَصِیرٍ جُعِلْتُ فِدَاکَ مَنْ یَأْتِیکُمْ بِهِ قَالَ إِنَّ مِنَّا مَنْ یُعَایِنُ وَ إِنَّ مِنَّا لَمَنْ یُنْقَرُ فِی قَلْبِهِ کَیْتَ وَ کَیْتَ وَ إِنَّ مِنَّا لَمَنْ یَسْمَعُ بِأُذُنِهِ وَقْعاً کَوَقْعِ السِّلْسِلَةِ فِی الطَّسْتِ قَالَ فَقُلْتُ لَهُ مَنِ الَّذِی یَأْتِیکُمْ بِذَلِکَ قَالَ خَلْقٌ أَعْظَمُ مِنْ جَبْرَئِیلَ وَ مِیکَائِیل»؛ محمد بن حسن الصفار، بصائرالدرجات، ج ۱، ص ۲۳۲.
- ↑ «مَبْلَغُ عِلْمِنَا عَلَی ثَلَاثَةِ وُجُوهٍ مَاضٍ وَ غَابِرٍ وَ حَادِثٍ فَأَمَّا الْمَاضِی فَمُفَسَّرٌ وَ أَمَّا الْغَابِرُ فَمَزْبُورٌ وَ أَمَّا الْحَادِثُ فَقَذْفٌ فِی الْقُلُوبِ وَ نَقْرٌ فِی الْأَسْمَاعِ وَ هُوَ أَفْضَلُ عِلْمِنَا وَ لَا نَبِیَّ بَعْدَ نَبِیِّنَا»؛ کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج ۱ ص ۲۶۴.
- ↑ «عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَی أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(ع)فَقُلْتُ لَهُ إِنِّی أَسْأَلُکَ جُعِلْتُ فِدَاکَ عَنْ مَسْأَلَةٍ لَیْسَ هَاهُنَا أَحَدٌ یَسْمَعُ کَلَامِی فَرَفَعَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(ع)سِتْراً بَیْنِی وَ بَیْنَ بَیْتٍ آخَرَ فَاطَّلَعَ فِیهِ ثُمَّ قَالَ یَا أَبَا مُحَمَّدٍ سَلْ عَمَّا بَدَا لَکَ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنَّ الشِّیعَةِ یَتَحَدَّثُونَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص عَلَّمَ عَلِیّاً(ع)بَاباً یُفْتَحُ مِنْهُ أَلْفُ بَابٍ قَالَ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(ع)یَا أَبَا مُحَمَّدٍ عَلَّمَ وَ اللَّهِ رَسُولُ اللَّهِ عَلِیّاً أَلْفَ بَابٍ یُفْتَحُ لَهُ مِنْ کُلِّ بَابٍ أَلْفُ بَابٍ قَالَ قُلْتُ لَهُ وَ اللَّهِ هَذَا لَعِلْمٌ فَنَکَتَ سَاعَةً فِی الْأَرْضِ ثُمَّ قَالَ إِنَّهُ لَعِلْمٌ وَ مَا هُوَ بِذَلِکَ ثُمَّ قَالَ یَا أَبَا مُحَمَّدٍ وَ إِنَّ عِنْدَنَا الْجَامِعَةَ وَ مَا یُدْرِیهِمْ مَا الْجَامِعَةُ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ وَ مَا الْجَامِعَةُ قَالَ صَحِیفَةٌ طُولُهَا سَبْعُونَ ذِرَاعاً بِذِرَاعِ رَسُولِ اللَّهِ ص... ثُمَّ قَالَ إِنَّ عِنْدَنَا لَعِلْمٌ مَا کَانَ وَ مَا هُوَ کَائِنٌ إِلَی أَنْ تَقُومَ السَّاعَةُ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ هَذَا وَ اللَّهِ هُوَ الْعِلْمُ قَالَ إِنَّهُ لَعِلْمٌ وَ مَا هُوَ بِذَاکَ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ فَأَیُّ شَیْءٍ هُوَ الْعِلْمُ قَالَ مَا یَحْدُثُ بِاللَّیْلِ وَ النَّهَارِ الْأَمْرُ بَعْدَ الْأَمْرِ وَ الشَّیْءُ بَعْدَ الشَّیْءِ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَة»؛ بصائرالدرجات، ص ۱۵۱، ح۳.
- ↑ «إِنَّمَا الْعِلْمُ مَا یَحْدُثُ بِاللَّیْلِ وَ النَّهَارِ یَوْماً بِیَوْمٍ وَ سَاعَةً بِسَاعَةٍ»؛ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۱، ص ۲۲۵، ح ۱.
- ↑ «إِنَّا لَنُزَادُ فِی اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ وَ لَوْ لَمْ نُزَدْ لَنَفِدَ مَا عِنْدَنَا»؛ محمد بن حسن الصفار، بصائر الدرجات، ص ۳۹۵.
- ↑ «یَا أَبَا یَحْیَی إِنَّ لَنَا فِی لَیَالِی الْجُمُعَةِ لَشَأْناً مِنَ الشَّأْنِ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ وَ مَا ذَاکَ الشَّأْنُ قَالَ یُؤْذَنُ لِأَرْوَاحِ الْأَنْبِیَاءِ الْمَوْتَی(ع)وَ أَرْوَاحِ الْأَوْصِیَاءِ الْمَوْتَی وَ رُوحِ الْوَصِیِّ الَّذِی بَیْنَ ظَهْرَانَیْکُمْ یُعْرَجُ بِهَا إِلَی السَّمَاءِ حَتَّی تُوَافِیَ عَرْشَ رَبِّهَا فَتَطُوفُ بِهِ أُسْبُوعاً وَ تُصَلِّی عِنْدَ کُلِّ قَائِمَةٍ مِنْ قَوَائِمِ الْعَرْشِ رَکْعَتَیْنِ ثُمَّ تُرَدُّ إِلَی الْأَبْدَانِ الَّتِی کَانَتْ فِیهَا فَتُصْبِحُ الْأَنْبِیَاءُ وَ الْأَوْصِیَاءُ قَدْ مُلِئُوا سُرُوراً وَ یُصْبِحُ الْوَصِیُّ الَّذِی بَیْنَ ظَهْرَانَیْکُمْ وَ قَدْ زِیدَ فِی عِلْمِهِ مِثْلُ جَمِّ الْغَفِیر»؛ کافی، ج۱، ص۲۵۳.
- ↑ «إِذَا کَانَ لَیْلَةُ الْجُمُعَةِ وَافَی رَسُولُ اللَّهِ ص الْعَرْشَ وَ وَافَی الْأَئِمَّةُ(ع)مَعَهُ وَ وَافَیْنَا مَعَهُمْ فَلَا تُرَدُّ أَرْوَاحُنَا إِلَی أَبْدَانِنَا إِلَّا بِعِلْمٍ مُسْتَفَادٍ وَ لَوْ لَا ذَلِکَ لَأَنْفَدْنَا»؛ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی ج ۱، ص ۲۵۴.
- ↑ «مَا مِنْ لَیْلَةِ جُمُعَةٍ إِلَّا وَ لِأَوْلِیَاءِ اللَّهِ فِیهَا سُرُورٌ قُلْتُ کَیْفَ ذَلِکَ جُعِلْتُ فِدَاکَ قَالَ إِذَا کَانَ لَیْلَةُ الْجُمُعَةِ وَافَی رَسُولُ اللَّهِ ص الْعَرْشَ وَ وَافَی الْأَئِمَّةُ(ع)وَ وَافَیْتُ مَعَهُمْ فَمَا أَرْجِعُ إِلَّا بِعِلْمٍ مُسْتَفَادٍ وَ لَوْ لَا ذَلِکَ لَنَفِدَ مَا عِنْدِی»؛ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۱، ص ۲۵۴، ح ۳.
- ↑ «إِنَّهُ لَیَنْزِلُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ إِلَی وَلِیِّ الْأَمْرِ تَفْسِیرُ الْأُمُورِ سَنَةً سَنَةً یُؤْمَرُ فِیهَا فِی أَمْرِ نَفْسِهِ بِکَذَا وَ کَذَا وَ فِی أَمْرِ النَّاسِ بِکَذَا وَ کَذَا وَ إِنَّهُ لَیَحْدُثُ لِوَلِیِّ الْأَمْرِ سِوَی ذَلِکَ کُلَّ یَوْمٍ عِلْمُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الْخَاصُّ وَ الْمَکْنُونُ الْعَجِیبُ الْمَخْزُونُ- مِثْلُ مَا یَنْزِلُ فِی تِلْکَ اللَّیْلَةِ مِنَ الْأَمْرِ ثُمَّ قَرَأَ وَ لَوْ أَنَّ ما فِی الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ یَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ کَلِماتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ»؛ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۱، ص ۲۴۸، ح ۳.
- ↑ «یُؤْذَنُ لِأَرْوَاحِ الْأَنْبِیَاءِ الْمَوْتَی وَ أَرْوَاحِ الْأَوْصِیَاءِ الْمَوْتَی وَ رُوحِ الْوَصِیِّ الَّذِی بَیْنَ ظَهْرَانَیْکُمْ یُعْرَجُ بِهَا إِلَی السَّمَاءِ حَتَّی تُوَافِیَ عَرْشَ رَبِّهَا... فَتُصْبِحُ الْأَنْبِیَاءُ وَ الْأَوْصِیَاءُ قَدْ مُلِئُوا وَ أُعْطُوا سُرُوراً وَ یُصْبِحُ الْوَصِیُّ الَّذِی بَیْنَ ظَهْرَانَیْکُمْ وَ قَدْ زِیدَ فِی عِلْمِهِ مِثْلُ جَمِّ الْغَفِیر»؛ محمد بن حسن الصفار، بصائرالدرجات، ص ۱۳۱.
- ↑ ر.ک. امینی، ابراهیم، بررسی مسائل کلی امامت، ص ۲۸۷؛ خاتمی، سیداحمد، در آستان امامان، ملائکه و دیدار با امامان، ماهنامه پاسداران اسلام، ش ۲۴۸؛ تحریری، محمدباقر، جلوههای لاهوتی، ج ۱، ص ۱۳۹؛ عسکری امام خان، منشأ و قلمرو علم امام، فصل پنجم؛ غرویان، محسن، میرباقری، سیدمحمد حسین، غلامی، محمدرضا، بحثی مبسوط در آزمایش عقاید، ص ۳۳۹؛ رستمی، محمدزمان، آل بویه، طاهره، علم امام؛ نادم؛ محمدحسن، افتخاری، سیدابراهیم، منابع علم امام از دیدگاه متکلمان قم و بغداد، ص ۶۱ و....
- ↑ یارمحمدیان، محمد تقی، ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت، ص ۱۱۸.
- ↑ جمعی از اصحاب اثمه، الأصول الستة عشر، ص۲۴۰؛ صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۱۳۰-۱۳۲، ۳۹۲-۳۹۶، ۴۶۴-۴۶۶؛ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۲۵۳-۲۵۵؛ طوسی، محمد بن حسن، امالی، ص۴۰۹؛ مفید، محمد بن محمد، اختصاص، ص۳۱۲-۳۱۳.
- ↑ صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۱۳۲، ح۷.
- ↑ «صفوان بن یحیی گفت: شنیدم از امام کاظم [یا امام رضا(ع)] که همواره میفرمود: امام صادق (یا امام باقر(ع)] همیشه میفرمود: چنانچه ما افزایش پیدا نکنیم، بدون شک از بین خواهیم رفت.» صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۳۹۵؛ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۲۵۴.
- ↑ صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۳۹۵؛ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۲۵۴.
- ↑ «زراره گفت: از امام باقر(ع) شنیدم که همواره میفرمود: چنانچه ما افزایش پیدا نکنیم، بدون شک از بین خواهیم رفت. گفتم: چیزی به شما افزوده میشود که رسول الله(ص) به آن عالم نیست؟ فرمود: بدان هرگاه رخداد افزایش علم امام اتفاق افتد، ابتدا علم افزون به رسول الله(ص) عرضه میشود، سپس به [یکایک] امامان تا آنگاه به ما منتهی گردد.» کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۲۵۵.
- ↑ «و امامی که در بین شما است، صبحگاهان آغاز میکند، درحالی که انبوهی از علم بر او افزوده شده است.» کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۲۵۳.
- ↑ «پس روحهای ما به بدنهایمان باز نمیگردد، مگر با علمی جدید؛ و اگر این واقعه رخ ندهد، بدون شک از بین خواهیم رفت.» کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۲۵۴؛ طوسی، محمد بن حسن، امالی، ص۴۰۹.
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۲۷۴. در حدیث پنجم دقت کنید. از این دست علوم، تعبیر به «أوجب» شده است. اگر آگاهی امام از علم وراثتی واجب باشد، علم افزون که الهام روح است، اوجب شمرده شده است. این سخن دلالت دارد بر اینکه این علم برای امام ضروری، بلکه ضروریترین علم امام است.
- ↑ یارمحمدیان، محمد تقی، ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت، ص ۱۱۸.