وحی در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۶۸: خط ۶۸:


پس مطلق وحی را به وحی مورد اشاره [[تشبیه]] می‌کند و آن را به مخاطب نشان می‌دهد. به عبارتی، با نشان دادن مصداق خواسته است [[وحی]] را تعریف کند. مثل اینکه بگوییم [[انسان]] مثل زید است. در اینجا نیز می‌فرماید وحی به طور کلی مثل وحی همین [[سوره]] است که به عنوان [[سنت الهی]] همواره در نسل‌های [[بشر]] جریان دارد و مطلبی تازه نیست. وحی برای [[هدایت]] و [[سعادت دنیا]] و [[آخرت]] [[مردم]] فرود آمده است<ref>المیزان، ج۱۸، ص۹.</ref>.<ref>[[محمد مهدی علیمردی|علیمردی، محمد مهدی]]، [[در ساحل وحی (کتاب)|در ساحل وحی]] ص ۲۱.</ref>
پس مطلق وحی را به وحی مورد اشاره [[تشبیه]] می‌کند و آن را به مخاطب نشان می‌دهد. به عبارتی، با نشان دادن مصداق خواسته است [[وحی]] را تعریف کند. مثل اینکه بگوییم [[انسان]] مثل زید است. در اینجا نیز می‌فرماید وحی به طور کلی مثل وحی همین [[سوره]] است که به عنوان [[سنت الهی]] همواره در نسل‌های [[بشر]] جریان دارد و مطلبی تازه نیست. وحی برای [[هدایت]] و [[سعادت دنیا]] و [[آخرت]] [[مردم]] فرود آمده است<ref>المیزان، ج۱۸، ص۹.</ref>.<ref>[[محمد مهدی علیمردی|علیمردی، محمد مهدی]]، [[در ساحل وحی (کتاب)|در ساحل وحی]] ص ۲۱.</ref>
==ماهیت [[الهام]] و تفاوت آن با [[وحی]]==
افكندن (القای) [[الهی]] [[امور معنوی]] به [[قلب]] [[انسان]] است. این معنا، به معنای لغوی یادشده از وحی نزدیک است و با توجه به کاربردهای گسترده معنای وحی، الهام را می‌توان از مصادیق آن شمرد؛ چنان که کاربردهای لغوی [[وحی در قرآن]]، شامل [[الهام به مادر موسی]]، [[حواریون]] و... می‌شود. در روایتی از [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} نیز نقل شده است که ایشان اقسامی از وحی را برشمردند و برای هر کدام شاهدی از [[آیات قرآن]] بیان فرمودند که از آن جمله وحی [[نبوت]] و وحی الهام است؛ و برای وحی الهام، به [[آیات]] مربوط به الهام غریزی به [[زنبور عسل]]<ref>{{متن قرآن|وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا يَعْرِشُونَ}} «و پروردگارت به زنبور عسل الهام کرد که بر کوه‌ها و بر درخت و بر داربست‌هایی که (مردم) می‌سازند لانه گزین!» سوره نحل، آیه ۶۸.</ref> و الهام به مادر موسی{{ع}}<ref>{{متن قرآن|وَأَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ وَلَا...}} «و به مادر موسی الهام کردیم که به او شیر بده و اگر بر (جان) او ترسیدی او را (در صندوقی بنه و) به دریا فکن و مهراس و اندوهگین مباش! ما او را به تو باز می‌گردانیم و او را از پیامبران خواهیم کرد» سوره قصص، آیه ۷.</ref> استناد کردند<ref>ر.ک: محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج۹۰، ص۱۶.</ref>. چنین کاربردهایی نشان می‌دهد که الهام، یکی از [[اقسام وحی]] به معنای لغوی آن است.
رابطة الهام با معنای اصطلاحی وحی که فقط شامل [[وحی نبوی]] می‌شود، در [[روایات]] به روشنی بیان نشده؛ از این رو طبیعی است که با ابهام همراه باشد. توجه به این نکته که وحی نبوی، خود به شکل‌های مختلفی نازل می‌شود، بر این ابهام می‌افزاید. برای بررسی دقیق‌تر، ابتدا اقسام وحی [[نبوی]] را بیان می‌کنیم؛ سپس به بررسی رابطه آن با الهام می‌پردازیم.<ref>[[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]] ص ۲۶۱.</ref>
==اقسام وحی نبوی و رابطه آن با الهام==
می‌توان این اقسام را این گونه برشمرد:
#'''[[نزول]] بی‌واسطه [[وحی]] بر [[قلب]]'''؛ مانند برخی از مواردی که [[حقایق]] بر قلب [[پیامبر اعظم]]{{صل}} و بدون واسطه [[جبرئیل]]{{ع}} نازل می‌شد. در [[روایات]] آمده است که این روش، سنگین‌ترین حالت برای آن [[حضرت]] بود و [[بدن]] مبارکشان عرق می‌کرد و از حال می‌رفت<ref>ر.ک: محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج۱۸، ص۲۵۶ و ۲۶۰ و ۲۷۱.</ref>؛
#'''[[نزول وحی]] از طریق [[فرشتگان]]'''؛ مانند نزول حضرت جبرئیل{{ع}} بر [[پیامبر اکرم]]{{صل}}<ref>{{متن قرآن|قُلْ مَنْ كَانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلَى قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللَّهِ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَهُدًى وَبُشْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ}} «بگو: هر که دشمن جبرئیل است (آگاه باشد که) بی‌گمان او، آن (قرآن) را بر دلت با اذن خداوند فرو فرستاده است در حالی که آنچه را پیش از آن بوده است راست می‌شمارد و رهنمود و نویدی برای مؤمنان است» سوره بقره، آیه ۹۷.</ref>؛
#'''دریافت با واسطه غیرفرشتگان'''؛ مانند [[دریافت وحی]] از طریق شنیدن صدا از یک درخت؛ آن گونه که در جریان [[بعثت]] [[حضرت موسی]]{{ع}} در [[زمین]] [[مقدس]] طوی محقق شد<ref>{{متن قرآن|فَلَمَّا أَتَاهَا نُودِيَ مِنْ شَاطِئِ الْوَادِ الْأَيْمَنِ فِي الْبُقْعَةِ الْمُبَارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ أَنْ يَا مُوسَى إِنِّي أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ}} «چون به آن (آتش) رسید از کناره راست آن درّه در آن پاره زمین خجسته، از آن درخت بانگ برآمد که: ای موسی! منم، خداوند پروردگار جهانیان» سوره قصص، آیه ۳۰.</ref>؛
#'''نزول وحی در [[خواب]]'''؛ مانند [[ابلاغ]] [[مأموریت]] [[ذبح حضرت اسماعیل]]{{ع}} به [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} در خواب<ref>{{متن قرآن|فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ مَاذَا تَرَى قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ}} «و چون در تلاش، همپای او گشت (ابراهیم) گفت: پسرکم! من در خواب می‌بینم که تو را سر می‌برم پس بنگر که چه می‌بینی؟ گفت: ای پدر! آنچه فرمان می‌یابی انجام ده که- اگر خداوند بخواهد- مرا از شکیبایان خواهی یافت» سوره صافات، آیه ۱۰۲.</ref>.
شکل‌های مختلف این [[ارتباط]] را می‌توان در سه شیوۀ [[نزول]] مستقیم [[وحی]] بر [[قلب]] [[پیامبر]]، نزول با واسطه غير [[فرشته]] و نزول از طریق فرشته خلاصه کرد که در این [[آیه کریمه]] آمده است: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْيًا أَوْ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاءُ إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ}}<ref>«و هیچ بشری نسزد که خداوند با او سخن گوید مگر با وحی یا از فراسوی پرده‌ای یا فرستاده‌ای فرستد که به اذن او آنچه می‌خواهد وحی کند؛ بی‌گمان او فرازمندی فرزانه است» سوره شوری، آیه ۵۱.</ref>. مراد از [[سخن گفتن]] [[خدا]] با [[بشر]] از [[طریق وحی]] در این آیه کریمه، [[ارتباط مستقیم]] با [[خداوند]] است. مقصود از پشت [[حجاب]] نیز ارتباط غیر مستقیم و از طریق غیر فرشته، و مراد از ارتباط از راه فرستاده‌های خداوند، دریافت [[معارف]] از [[فرشتگان]] است<ref>ر.ک: سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان في تفسير القرآن، ج۱۸، ص۷۳؛ فضل بن حسن طبرسی، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج۹، ص۵۷؛ ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲۰، ص۴۸۶؛ محمد بن عمر فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج۲۷، ص۶۱۱.</ref>. دریافت مستقیم، گاه در [[بیداری]] رخ می‌دهد و گاه در عالم [[خواب]]. با این توضیح، می‌توان [[دریافت وحی]] در عالم رویا را نیز از موارد دریافت مستقیم دانست<ref>ر.ک: ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲۰، ص۴۸۷، حسین بن حسن جرجانی، جلاء الأذهان و جلاء الأحزان، ج۹، ص۳۵.</ref>؛ البته برخی خواب را نیز نوعی حجاب دانسته و دریافت وحی در خواب را از نوع دریافت غیر مستقیم شمرده‌اند<ref>محمد صادقی تهرانی، الفرقان في تفسير القرآن بالقرآن، ج۲۶، ص۲۵۱-۲۵۳؛ سید علی اکبر قرشی، تفسير أحسن الحدیث، ج۹، ص۵۱۱.</ref>. به هر حال، راه‌های یادشده اصلی‌ترین راه‌های دریافت وحی‌اند؛ هرچند می‌توان برخی را به اقسامی جزئی‌تر تقسیم کرد<ref>ر.ک: ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲۰، ص۴۸۸-۴۸۷.</ref>.
از میان شیوه‌های یادشده، وحی مستقیم، [[ظهور]] روشنی در القای [[قلبی]] دارد. برخی از [[آیات قرآن]]، برخی دیگر از مصادیق [[وحی]] مانند دریافت از [[فرشته وحی]] را نیز [[قلبی]] معرفی می‌کند: {{متن قرآن|قُلْ مَنْ كَانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلَى قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللَّهِ}}<ref>«بگو: هر که دشمن جبرئیل است (آگاه باشد که) بی‌گمان او، آن (قرآن) را بر دلت با اذن خداوند فرو فرستاده است در حالی که آنچه را پیش از آن بوده است راست می‌شمارد و رهنمود و نویدی برای مؤمنان است» سوره بقره، آیه ۹۷.</ref><ref>بقره، ۹۷؛ همچنین ر.ک: شعراء، ۱۹۳-۱۹۴.</ref>. برخی از [[پژوهشگران]]، حتی درباره [[نزول]] با واسطه، مانند شنیدن وحی از درخت نیز معتقدند که ابتدا این [[پیام]] به [[قلب]] [[پیامبر]] می‌رسد؛ سپس گوش ایشان می‌شنود<ref>ر.ک: فياض لاهیجی، گوهر مراد، ص۳۶۶؛ حسن حسن زاده آملی، هزار و یک نکته، ص۲۷.</ref>. بنابر این دیدگاه، ابزار دریافت تمام [[اقسام وحی]]، قلب پیامبر خواهد بود. گذشته از این دیدگاه، در قلبی بودن شیوه دریافت برخی اقسام وحی، تردید نیست.
بنابراین شیوه [[الهام]] که القای [[معارف الهی]] به قلب است، با شيوه وحی (دست کم در برخی اقسام آن) یکسان است. ممکن است الهام یکی از اقسام وحی باشد؛ چنان که معنای لغوی و کاربردهای [[قرآنی]] وحی آن را [[تأیید]] می‌کنند. در این صورت، نسبت دادن الهام به [[پیامبران]] به معنای یادشده، بعید نیست. البته روشن است که وحی و الهام، در معنای اصطلاحی با هم تفاوت‌هایی دارند. به [[یقین]] بر غیر پیامبران، [[وحی پیامبرانه]] نازل نمی‌شود؛ اما الهام به آنان ممکن است. بنابراین اگر چه وحی و الهام در اینکه هر دو القای معارفی به قلب فرد برگزیده‌اند، اشتراک دارند، اما در نوع [[معارف]] یا برخی ویژگی‌های دیگر، مانند شدید یا [[ضعیف]] بودن آن دریافت قلبی، تفاوت‌هایی دارند. به نظر می‌رسد [[روایت]] یادشده از [[امام هادی]]{{ع}}، به مراتب القای قلبی اشاره دارد. در آن روایت، وحی به دو نوع مستقيم و الهام تقسیم، و وحی الهام به قرار گرفتن در قلب تعریف شده است<ref>ر.ک: علی بن ابراهیم قمی، تفسیر قمی، ج۲، ص۲۷۹.</ref>. از آنجا که در [[وحی]] مستقیم نیز [[معارف]] به [[قلب]] [[پیامبر]] نازل می‌شود، این تمایز، به ویژگی‌هایی غیر از اشتراک یادشده در اصل [[قلبی]] بودن آن دو دلالت دارد. شاید [[هدف]] از این تقسیم، توجه دادن به این نکته باشد که اگرچه [[پیامبران]] و [[ائمه]]{{عم}} در شکل دریافت قلبی با هم مشترک‌اند، اما معارف نازل شده به پیامبر، اصل است و از راه [[ارتباط]] بی‌واسطه آن [[حضرت]] با [[خداوند]] حاصل می‌شود؛ ولی معارف [[الهام]] شده به ائمه از شاخه‌های معارف [[نبوی]] است.
در مقابل جمع بندی مطالب یادشده، ممکن است از برخی [[روایات]]، تمایز بین وحی و الهام استفاده شود. روایتی نبوی در ابتدای این بحث بیان شد که پیامبر{{صل}} فرمودند: «خداوند به من وحی، و به على{{ع}} الهام عطا کرد»<ref>محمد بن حسن طوسی، الأمالی، ص۱۸۹؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمة في معرفة الأنمة، تحقیق هاشم رسولی محلاتی، ج۱، ص۳۹۰؛ حسن بن محمد دیلمی، ارشاد القلوب إلى الصواب، ج۲، ص۲۵۴.</ref>. ممکن است از این [[روایت]] این گونه استفاده شود که الهام شامل پیامبران نمی‌شود؛ زیرا آن حضرت فرمودند: به من وحی و الهام داده شده است و به على{{ع}} الهام؛ بلکه این دو را در برابر هم قرار می‌دهد، که نوعی انحصار از آن فهميده می‌شود. با این حال، این احتمال خالی از قوت نیست که این روایت در [[مقام اثبات]] الهام برای [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} است، نه [[نفی]] آن از خود [[رسول خدا]]{{صل}} بنابراین وحی به ایشان می‌تواند شامل الهام نیز باشد.
بر این اساس، وحی و الهام از آن حیث که هر دو دریافت قلبی معارف الهي‌اند، تفاوت ماهوی ندارند؛ هرچند می‌دانیم که به ائمه{{عم}} [[وحی نبوی]] نمی‌شود. از این رو ممکن است تفاوت این دو با هم در جنبه‌های دیگر، مانند نوع معارف، یا برخی ویژگی‌های دیگر، مانند شدت و [[ضعف]] باشد. بنابراین اگر چه با [[رحلت رسول خدا]]{{صل}} وحی نبوی قطع شد، اما [[ارتباط با عالم غیب]]، از راه‌هایی دیگر مانند [[الهام]]، همواره برقرار بوده است<ref>در برخی روایات، این گونه تعابیر آمده است: {{متن حدیث|يَا رَسُولَ اللَّهِ لَقَدِ انْقَطَعَ بِمَوْتِكَ مَا لَمْ يَنْقَطِعْ بِمَوْتِ غَيْرِكَ مِنَ النُّبُوَّةِ وَ الْإِنْبَاءِ وَ أَخْبَارِ السَّمَاءِ}}، (محمدین حسین شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه ۲۳۵، ص۳۵۵). با توضیح یادشده، به نظر می‌رسد مقصود از قطع شدن اخبار آسمانها و زمین با رحلت رسول خدا{{صل}}، قطع شدن برخی اخباری است که مربوط به بعد نبوت آن حضرت بوده است؛ نه قطع شدن کامل ارتباط بین آسمان و زمین. چنین برداشتی، با روایات متعدد که نزول فرشتگان بر ائمه{{ع}} و آگاهی‌های غیبی آنان را به شیوه‌هایی مانند دریافت از روح القدس و الهام اثبات می‌کنند، مخالفت دارد و پذیرفته نیست.</ref>.<ref>[[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]] ص ۲۶۲.</ref>


== منابع ==
== منابع ==

نسخهٔ ‏۳ آوریل ۲۰۲۲، ساعت ۰۹:۳۱

اين مدخل از زیرشاخه‌های بحث وحی است. "وحی" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل وحی (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

مقدمه

تفاوت وحی با تجربه دینی

  1. وحی، فعل الهی است که به انسان کامل می‌رسد؛ اما تجربه دینی در دسترس همگان است.
  2. گاه تجربه دینی بر اثر تلقینات فرد مؤمن پدید می‌آید بی آنکه از واقعیت خارجی حکایت کند؛ اما وحی از حقایق عینی سخن می‌گوید.
  3. یقینی که از وحی برمی‌خیزد، منطقی است؛ اما یقین ناشی از تجربه دینی، شخصی و روان‌شناختی است.
  4. وحی خطا نمی‌پذیرد و به بیراه نمی‌رود؛ در حالی که تجربه دینی خطاپذیر است یا دست کم صاحبان تجربه دینی در تفسیر آن دچار انحراف می‌شوند[۱۶][۱۷].

وحی در فرهنگ اصطلاحات علم کلام

معانی وحی

  • عنصر کانونی و مشترک تعریف‌های لغوی کلمه وحی، در این گزاره خلاصه می‌‌شود که وحی، یعنی "پیام سریع و نهانی".
  • در قرآن کریم، به معانی گسترده و متعددی درباره لغت وحی برمی‌خوریم که به اهم آنها اشاره می‌‌شود:
  1. شعور تکوینی؛ مانند وحی به زنبور عسل: ﴿وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ[۱۹]؛
  2. حالت منامیه؛ مانند وحی به مادر حضرت موسی: ﴿وَأَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى[۲۰]؛
  3. وسوسه شیطان؛ مانند وسوسه شیطان به دوستان و پیروان خویش: ﴿وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ[۲۱]؛
  4. هدایت تکوینی موجودات؛ مانند اطلاق وحی بر جمادات، مانند زمین: ﴿بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحَى لَهَا[۲۲]؛
  5. تعلیم الهی به پیامبران؛ مانند تکلم جهت القای حقایق به پیامبر: ﴿وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى[۲۳] و ﴿فَأَوْحَى إِلَى عَبْدِهِ مَا أَوْحَى[۲۴][۲۵].
  • نکته قابل توجه اینکه، معنای وحی در تمام کاربردهای یاد شده با معنای لغوی آن، یعنی پیام سریع و نهانی بی‌ارتباط نیست[۲۶].

معنای اصطلاحی وحی

ویژگی‌های وحی

  • وحی دارای ویژگی‌هایی است که عبارتند از:
  1. وحی آموختنی است و لازمه آموختن، داشتن معلم است، و معلم غیر بشری که مقصود خدا یا جبرئیل است. به هر حال، صحبت آموزش در کار است: ﴿وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى * مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى * وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى * عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَى[۲۹]. در وحی، تمام شخصیت پیغمبر در واسطه بودنش خلاصه می‌‌شود. در حقیقت تمام شخصیت وی در این است که توانسته است با خارج وجود خودش، با خدا، با شدید القوی، با ملک و با فرشته ارتباط پیدا کند[۳۰].
  2. حالت استشعار وجود دارد، یعنی گیرنده وحی متوجه است که از بیرون بر او چیزهایی وارد می‌‌شود؛ مثلاً یک‌باره چیزی به او القا می‌‌شود و احساس می‌‌کند که چیزی را درک کرد، بدون اینکه بفهمد، چیست. این نوعی الهام است.
  3. در وحی انبیا از زبان خود انبیا این نکته آمده است که آنها درک می‌‌کردند موجود دیگری غیر از خدا به عنوان فرشته، واسطه وحی بوده است: ﴿نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ * عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ[۳۱]. قرآن می‌‌گوید: گاهی اوقات، خداوند مستقیماً وحی می‌‌کند، به طوری که فرشته‌ای هم واسطه نیست، گاهی هم ﴿مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ[۳۲] است، یا اینکه واسطه و رسولی (فرشته ای) را می‌‌فرستد[۳۳][۳۴].

نظریات درباره وحی

  1. نظریه عوامانه: نظریات عوامانه در مورد وحی این‌گونه تبیین می‌‌گردد: خداوند در آسمان و پیغمبر روی زمین است. از سویی خداوند به موجودی با شعور و عاقل نیاز دارد که بتواند این فاصله را طی کند. پس، این موجود باید از یک طرف انسان باشد و از یک جنبه مرغ پیام‌رسان و او همان است که به اسم "فرشته" نامیده می‌‌شود. این فرشته پیام را به آن انسان روی زمین (پیغمبر) می‌‌رساند.
  2. نظریه روشنفکرانه: از منظر برخی روشنفکران، تعبیراتی مانند وحی و نزول فرشته نوعی تعبیرات مجازی است، که با مردم عوام جز با این تعبیرات نمی‌شود صحبت کرد. این روشنفکران می‌‌گویند: پیغمبر نابغه‌ای اجتماعی و خیرخواه است. اوضاع جامعه خودش را که می‌‌بیند، می‌‌گوید: روح‌القدس که همان روح باطن خود اوست، به او الهام می‌‌کند. بنابراین، پیغمبر از باطن خود الهام می‌‌گیرد نه از جای دیگر. پس، وحی پیام و مطالبی است که از عمق اندیشه خود پیغمبر سرچشمه می‌‌گیرد و به سطح اندیشه او وارد می‌‌شود. سید احمد خان هندی که دارای تفسیری است با سبک خاصی تقریبا چنین نظریه‌ای دارد[۳۶][۳۷].
  3. نظریه حس باطنی: برای همه افراد بشر، غیر از عقل و حس، حس باطنی دیگری وجود دارد. این حس در بعضی افراد چنان قوی و مستعد است که دارنده آن با دنیای دیگر (دنیای خارج از وجود خودش) اتصال و ارتباط پیدا می‌‌کند. این استعداد به نص قرآن، به پیغمبران اختصاص ندارد. قرآن این‌گونه ارتباط و اتصال با جهان دیگر را به نحوی بسیار شدید و عالی برای غیر پیغمبران، مانند حضرت مریم(س) نیز بیان کرده است. اصطلاحاً به این افراد "محدِّث" می‌‌گویند. محدِّث یعنی کسانی که با آنها سخن گفته می‌‌شود. می‌‌توان گفت از مسلّمات اسلام است که غیر پیغمبران هم می‌‌توانند محدِّث باشند. همواره کسانی بوده‌اند که خداوند با آنها در فکرشان مناجات می‌‌کرده است. نمونه دیگری از این ارتباط، مطالبی است که در بعضی از خواب‌ها ظهور می‌‌کند؛ حتی فلاسفه هم این خواب‌ها را از همین باب ذکر کرده‌اند. در حدیث هم آمده است که رؤیای صادقه یک جزء از هفتاد جزء نبوت است.
  4. نظریه حکمای اسلامی: اینان می‌‌گویند: روح ما دارای دو وجهه است: یک وجهه آن، همین وجهه طبیعت است. علوم معمولی‌ای که بشر از راه حواس می‌‌گیرد. ولی روح انسان دارای وجهه دیگری نیز می‌‌باشد که آن وجهه با همان جهان مابعدالطبیعه سنخیت می‌‌یابد. به هر نسبت که روح در آن وجهه ترقی کند، می‌‌تواند با ماورای طبیعت تماس‌های بیشتری داشته باشد.

تجربه دینی و وحی

معنای تجربه دینی

  1. ضعف نظام‌های فلسفی از آموزه‌های دینی؛
  2. نقد کتاب مقدس؛
  3. همراهی با علوم تجربی؛
  4. تحلیل مادی‌گرایی از پدیده‌های ماورایی[۴۷].

وحی از دیدگاه اسلام

قرآن مجید

مسلمانان معتقدند قرآن، وحی و کلام الهی است که به وسیله جبرییل به حضرت محمد(ص) تقدیم شد و آن حضرت عین همان الفاظ را تبلیغ کرد. به کاتبان وحی نیز دستور داد تا آن را بنویسند و آن را با نوشته‌های دیگر در نیامیزند. قرآن مجید در تبیین این مسئله می‌فرماید: ﴿وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ هُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ إِنَّ اللَّهَ بِعِبَادِهِ لَخَبِيرٌ بَصِيرٌ[۴۸].

﴿وَاتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنْ كِتَابِ رَبِّكَ لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ وَلَنْ تَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَدًا[۴۹]. ﴿قُلْ إِنَّمَا أُنْذِرُكُمْ بِالْوَحْيِ وَلَا يَسْمَعُ الصُّمُّ الدُّعَاءَ إِذَا مَا يُنْذَرُونَ[۵۰]. ﴿فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ إِنَّكَ عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ[۵۱].

در تمام این آیات، مقصود از محتوای وحی قرآن است و از وحی، کتاب خدا را اراده کرده است. از آنجا که وحی اهمیت خاص و ویژه‌ای داشته است، خداوند محور کلام خود را در سوره شورا به مسئله وحی اختصاص داده و به تعریف و تقسیم‌بندی و اثرگذاری وحی پرداخته است که به قسمت‌هایی از آن اشاره می‌کنیم: ﴿كَذَلِكَ يُوحِي إِلَيْكَ وَإِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ اللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ[۵۲].

پس مطلق وحی را به وحی مورد اشاره تشبیه می‌کند و آن را به مخاطب نشان می‌دهد. به عبارتی، با نشان دادن مصداق خواسته است وحی را تعریف کند. مثل اینکه بگوییم انسان مثل زید است. در اینجا نیز می‌فرماید وحی به طور کلی مثل وحی همین سوره است که به عنوان سنت الهی همواره در نسل‌های بشر جریان دارد و مطلبی تازه نیست. وحی برای هدایت و سعادت دنیا و آخرت مردم فرود آمده است[۵۳].[۵۴]

ماهیت الهام و تفاوت آن با وحی

افكندن (القای) الهی امور معنوی به قلب انسان است. این معنا، به معنای لغوی یادشده از وحی نزدیک است و با توجه به کاربردهای گسترده معنای وحی، الهام را می‌توان از مصادیق آن شمرد؛ چنان که کاربردهای لغوی وحی در قرآن، شامل الهام به مادر موسی، حواریون و... می‌شود. در روایتی از امیرالمؤمنین(ع) نیز نقل شده است که ایشان اقسامی از وحی را برشمردند و برای هر کدام شاهدی از آیات قرآن بیان فرمودند که از آن جمله وحی نبوت و وحی الهام است؛ و برای وحی الهام، به آیات مربوط به الهام غریزی به زنبور عسل[۵۵] و الهام به مادر موسی(ع)[۵۶] استناد کردند[۵۷]. چنین کاربردهایی نشان می‌دهد که الهام، یکی از اقسام وحی به معنای لغوی آن است.

رابطة الهام با معنای اصطلاحی وحی که فقط شامل وحی نبوی می‌شود، در روایات به روشنی بیان نشده؛ از این رو طبیعی است که با ابهام همراه باشد. توجه به این نکته که وحی نبوی، خود به شکل‌های مختلفی نازل می‌شود، بر این ابهام می‌افزاید. برای بررسی دقیق‌تر، ابتدا اقسام وحی نبوی را بیان می‌کنیم؛ سپس به بررسی رابطه آن با الهام می‌پردازیم.[۵۸]

اقسام وحی نبوی و رابطه آن با الهام

می‌توان این اقسام را این گونه برشمرد:

  1. نزول بی‌واسطه وحی بر قلب؛ مانند برخی از مواردی که حقایق بر قلب پیامبر اعظم(ص) و بدون واسطه جبرئیل(ع) نازل می‌شد. در روایات آمده است که این روش، سنگین‌ترین حالت برای آن حضرت بود و بدن مبارکشان عرق می‌کرد و از حال می‌رفت[۵۹]؛
  2. نزول وحی از طریق فرشتگان؛ مانند نزول حضرت جبرئیل(ع) بر پیامبر اکرم(ص)[۶۰]؛
  3. دریافت با واسطه غیرفرشتگان؛ مانند دریافت وحی از طریق شنیدن صدا از یک درخت؛ آن گونه که در جریان بعثت حضرت موسی(ع) در زمین مقدس طوی محقق شد[۶۱]؛
  4. نزول وحی در خواب؛ مانند ابلاغ مأموریت ذبح حضرت اسماعیل(ع) به حضرت ابراهیم(ع) در خواب[۶۲].

شکل‌های مختلف این ارتباط را می‌توان در سه شیوۀ نزول مستقیم وحی بر قلب پیامبر، نزول با واسطه غير فرشته و نزول از طریق فرشته خلاصه کرد که در این آیه کریمه آمده است: ﴿وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْيًا أَوْ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاءُ إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ[۶۳]. مراد از سخن گفتن خدا با بشر از طریق وحی در این آیه کریمه، ارتباط مستقیم با خداوند است. مقصود از پشت حجاب نیز ارتباط غیر مستقیم و از طریق غیر فرشته، و مراد از ارتباط از راه فرستاده‌های خداوند، دریافت معارف از فرشتگان است[۶۴]. دریافت مستقیم، گاه در بیداری رخ می‌دهد و گاه در عالم خواب. با این توضیح، می‌توان دریافت وحی در عالم رویا را نیز از موارد دریافت مستقیم دانست[۶۵]؛ البته برخی خواب را نیز نوعی حجاب دانسته و دریافت وحی در خواب را از نوع دریافت غیر مستقیم شمرده‌اند[۶۶]. به هر حال، راه‌های یادشده اصلی‌ترین راه‌های دریافت وحی‌اند؛ هرچند می‌توان برخی را به اقسامی جزئی‌تر تقسیم کرد[۶۷]. از میان شیوه‌های یادشده، وحی مستقیم، ظهور روشنی در القای قلبی دارد. برخی از آیات قرآن، برخی دیگر از مصادیق وحی مانند دریافت از فرشته وحی را نیز قلبی معرفی می‌کند: ﴿قُلْ مَنْ كَانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلَى قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللَّهِ[۶۸][۶۹]. برخی از پژوهشگران، حتی درباره نزول با واسطه، مانند شنیدن وحی از درخت نیز معتقدند که ابتدا این پیام به قلب پیامبر می‌رسد؛ سپس گوش ایشان می‌شنود[۷۰]. بنابر این دیدگاه، ابزار دریافت تمام اقسام وحی، قلب پیامبر خواهد بود. گذشته از این دیدگاه، در قلبی بودن شیوه دریافت برخی اقسام وحی، تردید نیست.

بنابراین شیوه الهام که القای معارف الهی به قلب است، با شيوه وحی (دست کم در برخی اقسام آن) یکسان است. ممکن است الهام یکی از اقسام وحی باشد؛ چنان که معنای لغوی و کاربردهای قرآنی وحی آن را تأیید می‌کنند. در این صورت، نسبت دادن الهام به پیامبران به معنای یادشده، بعید نیست. البته روشن است که وحی و الهام، در معنای اصطلاحی با هم تفاوت‌هایی دارند. به یقین بر غیر پیامبران، وحی پیامبرانه نازل نمی‌شود؛ اما الهام به آنان ممکن است. بنابراین اگر چه وحی و الهام در اینکه هر دو القای معارفی به قلب فرد برگزیده‌اند، اشتراک دارند، اما در نوع معارف یا برخی ویژگی‌های دیگر، مانند شدید یا ضعیف بودن آن دریافت قلبی، تفاوت‌هایی دارند. به نظر می‌رسد روایت یادشده از امام هادی(ع)، به مراتب القای قلبی اشاره دارد. در آن روایت، وحی به دو نوع مستقيم و الهام تقسیم، و وحی الهام به قرار گرفتن در قلب تعریف شده است[۷۱]. از آنجا که در وحی مستقیم نیز معارف به قلب پیامبر نازل می‌شود، این تمایز، به ویژگی‌هایی غیر از اشتراک یادشده در اصل قلبی بودن آن دو دلالت دارد. شاید هدف از این تقسیم، توجه دادن به این نکته باشد که اگرچه پیامبران و ائمه(ع) در شکل دریافت قلبی با هم مشترک‌اند، اما معارف نازل شده به پیامبر، اصل است و از راه ارتباط بی‌واسطه آن حضرت با خداوند حاصل می‌شود؛ ولی معارف الهام شده به ائمه از شاخه‌های معارف نبوی است.

در مقابل جمع بندی مطالب یادشده، ممکن است از برخی روایات، تمایز بین وحی و الهام استفاده شود. روایتی نبوی در ابتدای این بحث بیان شد که پیامبر(ص) فرمودند: «خداوند به من وحی، و به على(ع) الهام عطا کرد»[۷۲]. ممکن است از این روایت این گونه استفاده شود که الهام شامل پیامبران نمی‌شود؛ زیرا آن حضرت فرمودند: به من وحی و الهام داده شده است و به على(ع) الهام؛ بلکه این دو را در برابر هم قرار می‌دهد، که نوعی انحصار از آن فهميده می‌شود. با این حال، این احتمال خالی از قوت نیست که این روایت در مقام اثبات الهام برای امیرالمؤمنین(ع) است، نه نفی آن از خود رسول خدا(ص) بنابراین وحی به ایشان می‌تواند شامل الهام نیز باشد.

بر این اساس، وحی و الهام از آن حیث که هر دو دریافت قلبی معارف الهي‌اند، تفاوت ماهوی ندارند؛ هرچند می‌دانیم که به ائمه(ع) وحی نبوی نمی‌شود. از این رو ممکن است تفاوت این دو با هم در جنبه‌های دیگر، مانند نوع معارف، یا برخی ویژگی‌های دیگر، مانند شدت و ضعف باشد. بنابراین اگر چه با رحلت رسول خدا(ص) وحی نبوی قطع شد، اما ارتباط با عالم غیب، از راه‌هایی دیگر مانند الهام، همواره برقرار بوده است[۷۳].[۷۴]


منابع

پانویس

  1. اقرب الموارد، ۳/ ۴۳۲؛ لسان العرب‌، ۱۵/ ۳۸۲- ۳۷۹.
  2. ﴿إِنَّا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ كَمَا أَوْحَيْنَا إِلَى نُوحٍ وَالنَّبِيِّينَ مِن بَعْدِهِ وَأَوْحَيْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالأَسْبَاطِ وَعِيسَى وَأَيُّوبَ وَيُونُسَ وَهَارُونَ وَسُلَيْمَانَ وَآتَيْنَا دَاوُودَ زَبُورًا ؛ سوره نساء، آیه ۱۶۳؛ ﴿وَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنْ أَلْقِ عَصَاكَ فَإِذَا هِيَ تَلْقَفُ مَا يَأْفِكُونَ؛ سوره اعراف، آیه ۱۱۷ و ﴿ وَقَطَّعْنَاهُمُ اثْنَتَيْ عَشْرَةَ أَسْبَاطًا أُمَمًا وَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى إِذِ اسْتَسْقَاهُ قَوْمُهُ أَنِ اضْرِب بِّعَصَاكَ الْحَجَرَ فَانبَجَسَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَيْنًا قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُنَاسٍ مَّشْرَبَهُمْ وَظَلَّلْنَا عَلَيْهِمُ الْغَمَامَ وَأَنزَلْنَا عَلَيْهِمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَى كُلُواْ مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَمَا ظَلَمُونَا وَلَكِن كَانُواْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ؛ آیه۱۶۰؛ ﴿ أَكَانَ لِلنَّاسِ عَجَبًا أَنْ أَوْحَيْنَا إِلَى رَجُلٍ مِّنْهُمْ أَنْ أَنذِرِ النَّاسَ وَبَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُواْ أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِندَ رَبِّهِمْ قَالَ الْكَافِرُونَ إِنَّ هَذَا لَسَاحِرٌ مُّبِينٌ ؛ سوره یونس، آیه ۲؛ ﴿ نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمَا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ هَذَا الْقُرْآنَ وَإِن كُنتَ مِن قَبْلِهِ لَمِنَ الْغَافِلِينَ؛ سوره یوسف، آیه ۳.
  3. ﴿وَرَبُّكَ يَخْلُقُ مَا يَشَاء وَيَخْتَارُ مَا كَانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ سُبْحَانَ اللَّهِ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ ؛ سوره قصص، آیه ۶۸.
  4. ﴿يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا ؛ سوره زلزال، آیه ۴.
  5. فرهنگ شیعه، ص 453.
  6. ﴿ إِنَّا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ كَمَا أَوْحَيْنَا إِلَى نُوحٍ وَالنَّبِيِّينَ مِن بَعْدِهِ وَأَوْحَيْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالأَسْبَاطِ وَعِيسَى وَأَيُّوبَ وَيُونُسَ وَهَارُونَ وَسُلَيْمَانَ وَآتَيْنَا دَاوُودَ زَبُورًا ؛ سوره نساء، آیه ۱۶۳.
  7. ﴿ أَكَانَ لِلنَّاسِ عَجَبًا أَنْ أَوْحَيْنَا إِلَى رَجُلٍ مِّنْهُمْ أَنْ أَنذِرِ النَّاسَ وَبَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُواْ أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِندَ رَبِّهِمْ قَالَ الْكَافِرُونَ إِنَّ هَذَا لَسَاحِرٌ مُّبِينٌ ؛ سوره یونس، آیه ۲.
  8. ﴿وَمَا كُنتَ تَرْجُو أَن يُلْقَى إِلَيْكَ الْكِتَابُ إِلاَّ رَحْمَةً مِّن رَّبِّكَ فَلا تَكُونَنَّ ظَهِيرًا لِّلْكَافِرِينَ؛ سوره قصص، آیه ۸۶.
  9. فرهنگ شیعه، ص 453.
  10. نبوت/ ۷۵.
  11. ﴿إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحَى عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَى؛ سوره نجم، آیه ۴ و ۵.
  12. ﴿فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ وَلا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِن قَبْلِ أَن يُقْضَى إِلَيْكَ وَحْيُهُ وَقُل رَّبِّ زِدْنِي عِلْمًا؛ سوره طه، آیه ۱۱۴.
  13. ﴿وَمَا كُنتَ تَتْلُو مِن قَبْلِهِ مِن كِتَابٍ وَلا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذًا لّارْتَابَ الْمُبْطِلُونَ؛ سوره عنکبوت، آیه ۴۸.
  14. ﴿تَنزِيلٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِينَ وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الأَقَاوِيلِ لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِينَ فَمَا مِنكُم مِّنْ أَحَدٍ عَنْهُ حَاجِزِينَ وَإِنَّهُ لَتَذْكِرَةٌ لِّلْمُتَّقِينَ ؛ سوره الحاقه، آیه ۴۸- ۴۳.
  15. فرهنگ شیعه، ص 454-455.
  16. قلمرو دین‌، ۱۲۹.
  17. فرهنگ شیعه، ص 455.
  18. محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۱۸۸.
  19. «و پروردگارت به زنبور عسل الهام کرد» سوره نحل، آیه ۶۸.
  20. «و به مادر موسی الهام کردیم» سوره قصص، آیه ۷.
  21. «و شیطان‌ها بی‌گمان در یاران خویش می‌دمند که با شما چالش ورزند» سوره انعام، آیه ۱۲۱.
  22. «زیرا پروردگارت به آن، وحی کرده است» سوره زلزال، آیه ۵.
  23. «و از سر هوا و هوس سخن نمی‌گوید * آن (قرآن) جز وحیی نیست که بر او وحی می‌شود» سوره نجم، آیه ۳-۴.
  24. «پس (خداوند) به بنده خود وحی کرد، آنچه وحی کرد» سوره نجم، آیه ۱۰.
  25. بنگرید به: مصطفی خلیلی، عقل و وحی در اسلام، فصل حقیقت وحی.
  26. محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۱۸۸-۱۸۹.
  27. طباطبایی، المیزان، ج۱۲، ص۲۹۲.
  28. محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۱۸۹.
  29. «سوگند به ستاره چون فرو افتد * که همنشین شما گمراه و بیراه نیست * و از سر هوا و هوس سخن نمی‌گوید * آن (قرآن) جز وحیی نیست که بر او وحی می‌شود * آن (فرشته) بسیار توانمند به او آموخته است» سوره نجم، آیه ۱-۵.
  30. محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۱۸۹.
  31. «که روح الامین آن را فرود آورده است * بر دلت، تا از بیم‌دهندگان باشی» سوره شعراء، آیه ۱۹۳-۱۹۴.
  32. «و چون از آنان چیزی خواستید از پشت پرده‌ای بخواهید» سوره احزاب، آیه ۵۳.
  33. کیفیت نزول وحی بنا بر صراحت قرآن به سه روش صورت می‌‌پذیرد: ۱. سخن گفتن مستقیم خدا با پیامبر، بدون هیچ‌گونه فاصله و واسطه‌ای؛ ۲. سخن خدا که از پشت پرده شنیده می‌‌شود؛ ۳. پیام خدا که توسط فرشته‌ای به پیامیر رسانده می‌‌شود. (شوری (۴۲): ۵۱)
  34. محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۱۹۰.
  35. قابل توجه اینکه حضرت امام خمینی نیز نزدیک به همین تقسیم، سه دیدگاه عوامانه، روشنفکرانه و دین‌مدارانه را درباره وحی مطرح می‌‌کند. (طلب و اراده، ص۲۴ - ۲۳) به نظر می‌‌آید تقسیم سه‌گانه صحیح‌تر باشد و نظر حضرت امام خمینی به صواب نزدیک‌تر باشد؛ زیرا حس باطنی در قسیم دیگر نظریات، یک دیدگاه مستقل به حساب نمی‌آید؛ چه همان‌گونه که از تبیین خود استاد به‌دست می‌‌آید حس باطنی ظرف پذیرش مطلق وحی نیست، بلکه الهام به عنوان یکی از مصادیق وحی، ظرف پذیرش آن، حس باطنی است و در مرحله عالی آن ظرف پذیرش وحی قلب پیامبر خداست.
  36. این دیدگاه همان چیزی است که امروزه تحت عنوان «نظریه تجربه دینی» با خاستگاه تفسیر کتاب مقدس مسیحیت مطرح و گسترده شد. در این رویکرد بدون نگاه به زبان و الفاظ وحی، پیامبر، تجربه مواجهه خود با خدا را تفسیر و به مردم ارائه می‌‌دهد.
  37. محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۱۹۰.
  38. مطهری، نبوت، ص۲۵ - ۲۰، ۷۷ - ۷۲، ۸۶ - ۸۵ و ۱۳۸؛ همو، مقدمه‌ای بر جهان‌بینی اسلامی، ج۳، ص۹ - ۸؛ همو، ختم نبوت، ص۸ - ۷؛ همو، فلسفه اخلاقی، ص۱۳۰.
  39. محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۱۹۱.
  40. باربور، علم و دین، ص۱۳۱.
  41. محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۱۹۲.
  42. قائمی‌نیا، وحی و افعال گفتاری، ص۴۶.
  43. یوسفیان، مبانی اندیشه اسلامی ۲، ص۸۰ - ۷۹.
  44. پترسون و دیگران، عقل و اعتقاد دینی، ص۳۷.
  45. ضمانت این سلامت، به تعبیر علامه طباطبایی سه نوع عصمت است: عصمت در تلقی وحی، عصمت در تبلیغ و عصمت از معصیت. (طباطبایی، المیزان، ص۱۴۲).
  46. برای مطالعه عوامل فوق بنگرید به: یوسفیان، مبانی اندیشه اسلامی ۲، ص۸۲ - ۸۰.
  47. محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۱۹۲-۱۹۳.
  48. «و آنچه از کتاب (آسمانی قرآن) به تو وحی کردیم راستین است و چیزی را که پیش از آن بوده است راست می‌شمارد، بی‌گمان خداوند به بندگان خویش، آگاهی بیناست» سوره فاطر، آیه ۳۱.
  49. «و آنچه به تو از کتاب پروردگارت وحی شده است بخوان! برای کلمات او هیچ دگرگون‌کننده‌ای نیست و هرگز جز وی پناهگاهی نخواهی یافت» سوره کهف، آیه ۲۷.
  50. «بگو جز این نیست که شما را با وحی بیم می‌دهم و کران را چون بیم دهند نمی‌شنوند» سوره انبیاء، آیه ۴۵.
  51. «پس، بدانچه به تو وحی شده است دست بیاز که بی‌گمان تو بر راهی راست هستی» سوره زخرف، آیه ۴۳.
  52. «بدین‌گونه خداوند پیروزمند فرزانه به سوی تو و کسانی که پیش از تو بوده‌اند وحی می‌کند» سوره شوری، آیه ۳.
  53. المیزان، ج۱۸، ص۹.
  54. علیمردی، محمد مهدی، در ساحل وحی ص ۲۱.
  55. ﴿وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا يَعْرِشُونَ «و پروردگارت به زنبور عسل الهام کرد که بر کوه‌ها و بر درخت و بر داربست‌هایی که (مردم) می‌سازند لانه گزین!» سوره نحل، آیه ۶۸.
  56. ﴿وَأَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ وَلَا... «و به مادر موسی الهام کردیم که به او شیر بده و اگر بر (جان) او ترسیدی او را (در صندوقی بنه و) به دریا فکن و مهراس و اندوهگین مباش! ما او را به تو باز می‌گردانیم و او را از پیامبران خواهیم کرد» سوره قصص، آیه ۷.
  57. ر.ک: محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج۹۰، ص۱۶.
  58. هاشمی، سید علی، ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی ص ۲۶۱.
  59. ر.ک: محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج۱۸، ص۲۵۶ و ۲۶۰ و ۲۷۱.
  60. ﴿قُلْ مَنْ كَانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلَى قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللَّهِ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَهُدًى وَبُشْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ «بگو: هر که دشمن جبرئیل است (آگاه باشد که) بی‌گمان او، آن (قرآن) را بر دلت با اذن خداوند فرو فرستاده است در حالی که آنچه را پیش از آن بوده است راست می‌شمارد و رهنمود و نویدی برای مؤمنان است» سوره بقره، آیه ۹۷.
  61. ﴿فَلَمَّا أَتَاهَا نُودِيَ مِنْ شَاطِئِ الْوَادِ الْأَيْمَنِ فِي الْبُقْعَةِ الْمُبَارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ أَنْ يَا مُوسَى إِنِّي أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ «چون به آن (آتش) رسید از کناره راست آن درّه در آن پاره زمین خجسته، از آن درخت بانگ برآمد که: ای موسی! منم، خداوند پروردگار جهانیان» سوره قصص، آیه ۳۰.
  62. ﴿فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ مَاذَا تَرَى قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ «و چون در تلاش، همپای او گشت (ابراهیم) گفت: پسرکم! من در خواب می‌بینم که تو را سر می‌برم پس بنگر که چه می‌بینی؟ گفت: ای پدر! آنچه فرمان می‌یابی انجام ده که- اگر خداوند بخواهد- مرا از شکیبایان خواهی یافت» سوره صافات، آیه ۱۰۲.
  63. «و هیچ بشری نسزد که خداوند با او سخن گوید مگر با وحی یا از فراسوی پرده‌ای یا فرستاده‌ای فرستد که به اذن او آنچه می‌خواهد وحی کند؛ بی‌گمان او فرازمندی فرزانه است» سوره شوری، آیه ۵۱.
  64. ر.ک: سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان في تفسير القرآن، ج۱۸، ص۷۳؛ فضل بن حسن طبرسی، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج۹، ص۵۷؛ ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲۰، ص۴۸۶؛ محمد بن عمر فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج۲۷، ص۶۱۱.
  65. ر.ک: ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲۰، ص۴۸۷، حسین بن حسن جرجانی، جلاء الأذهان و جلاء الأحزان، ج۹، ص۳۵.
  66. محمد صادقی تهرانی، الفرقان في تفسير القرآن بالقرآن، ج۲۶، ص۲۵۱-۲۵۳؛ سید علی اکبر قرشی، تفسير أحسن الحدیث، ج۹، ص۵۱۱.
  67. ر.ک: ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲۰، ص۴۸۸-۴۸۷.
  68. «بگو: هر که دشمن جبرئیل است (آگاه باشد که) بی‌گمان او، آن (قرآن) را بر دلت با اذن خداوند فرو فرستاده است در حالی که آنچه را پیش از آن بوده است راست می‌شمارد و رهنمود و نویدی برای مؤمنان است» سوره بقره، آیه ۹۷.
  69. بقره، ۹۷؛ همچنین ر.ک: شعراء، ۱۹۳-۱۹۴.
  70. ر.ک: فياض لاهیجی، گوهر مراد، ص۳۶۶؛ حسن حسن زاده آملی، هزار و یک نکته، ص۲۷.
  71. ر.ک: علی بن ابراهیم قمی، تفسیر قمی، ج۲، ص۲۷۹.
  72. محمد بن حسن طوسی، الأمالی، ص۱۸۹؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمة في معرفة الأنمة، تحقیق هاشم رسولی محلاتی، ج۱، ص۳۹۰؛ حسن بن محمد دیلمی، ارشاد القلوب إلى الصواب، ج۲، ص۲۵۴.
  73. در برخی روایات، این گونه تعابیر آمده است: «يَا رَسُولَ اللَّهِ لَقَدِ انْقَطَعَ بِمَوْتِكَ مَا لَمْ يَنْقَطِعْ بِمَوْتِ غَيْرِكَ مِنَ النُّبُوَّةِ وَ الْإِنْبَاءِ وَ أَخْبَارِ السَّمَاءِ»، (محمدین حسین شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه ۲۳۵، ص۳۵۵). با توضیح یادشده، به نظر می‌رسد مقصود از قطع شدن اخبار آسمانها و زمین با رحلت رسول خدا(ص)، قطع شدن برخی اخباری است که مربوط به بعد نبوت آن حضرت بوده است؛ نه قطع شدن کامل ارتباط بین آسمان و زمین. چنین برداشتی، با روایات متعدد که نزول فرشتگان بر ائمه(ع) و آگاهی‌های غیبی آنان را به شیوه‌هایی مانند دریافت از روح القدس و الهام اثبات می‌کنند، مخالفت دارد و پذیرفته نیست.
  74. هاشمی، سید علی، ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی ص ۲۶۲.