محبت به همسر: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
(←مقدمه) |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
همه روشهایی که در [[اسلام]] برای تعامل با یکدیگر در محیط [[خانه]] آمده، از قبیل [[سلام کردن]]، به پیشواز و بدرقه رفتن، خداحافظی کردن، [[پاکیزگی]]، [[زینت]] و [[آرایش]]، [[قدردانی]]، [[عیبپوشی]]، [[خوشرویی]]، خوشزبانی، پخت و پز خوب و مناسب و خرده نگرفتن از کارهای یکدیگر<ref>برای نمونه، ر.ک: حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۱۹۶.</ref>، برای ایجاد [[محبت]] و تحکیم روابط خانوادگی و نوعی ابراز محبت است که این اظهار در ایجاد [[آرامش]] و دوام آن نقشی اساسی دارد؛ زیرا [[دوست داشتن]] به تنهایی سبب ارتباط [[پایدار]] نیست؛ از اینرو [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: «شیرینی این سخن مرد به همسرش "که دوستت دارم" هیچگاه از یاد [[زن]] نمیرود و همواره در دلش جای دارد»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۵۶۹، ح۵۹ ({{متن حدیث|قَوْلُ الرَّجُلِ لِلْمَرْأَةِ إِنِّي أُحِبُّكِ لَا يَذْهَبُ مِنْ قَلْبِهَا أَبَداً}}).</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} نیز فرمود: «تلاش در افزایش | همه روشهایی که در [[اسلام]] برای تعامل با یکدیگر در محیط [[خانه]] آمده، از قبیل [[سلام کردن]]، به پیشواز و بدرقه رفتن، خداحافظی کردن، [[پاکیزگی]]، [[زینت]] و [[آرایش]]، [[قدردانی]]، [[عیبپوشی]]، [[خوشرویی]]، خوشزبانی، پخت و پز خوب و مناسب و خرده نگرفتن از کارهای یکدیگر<ref>برای نمونه، ر.ک: حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۱۹۶.</ref>، برای ایجاد [[محبت]] و تحکیم روابط خانوادگی و نوعی ابراز محبت است که این اظهار در ایجاد [[آرامش]] و دوام آن نقشی اساسی دارد؛ زیرا [[دوست داشتن]] به تنهایی سبب ارتباط [[پایدار]] نیست؛ از اینرو [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: «شیرینی این سخن مرد به همسرش "که دوستت دارم" هیچگاه از یاد [[زن]] نمیرود و همواره در دلش جای دارد»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۵۶۹، ح۵۹ ({{متن حدیث|قَوْلُ الرَّجُلِ لِلْمَرْأَةِ إِنِّي أُحِبُّكِ لَا يَذْهَبُ مِنْ قَلْبِهَا أَبَداً}}).</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} نیز فرمود: «تلاش در افزایش محبت به همسر در [[حقیقت]] کوشش برای افزایش [[مراتب ایمان]] است»<ref>شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۳۸۴، ح۴۳۵۰ ({{متن حدیث|... الْعَبْدُ كُلَّمَا ازْدَادَ لِلنِّسَاءِ حُبّاً ازْدَادَ فِي الْإِيمَانِ فَضْلًا}}).</ref>؛ چراکه نتیجه محبت [[صادقانه]] هماهنگی و [[همراهی]] است<ref>ابنشعبه حرانی، تحف العقول، ص۲۹۴: {{عربی|لَوْ كَانَ حُبُّكَ صَادِقاً لَأَطَعْتَهُ *** إِنَّ الْمُحِبَّ لِمَنْ أَحَبَّ مُطِيعٌ}}.</ref> و هرجا هماهنگی و همراهی باشد، [[امنیت]] که همخانواده [[ایمان]] است، نیز هست. پس ایمان امنیتآفرین و آرامشزاست که [[قرآن]] در وصف [[مؤمنان]] فرمود: {{متن قرآن|أُولَئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ}}<ref>«آنان امن (و آرامش) دارند و رهیافتهاند» سوره انعام، آیه ۸۲.</ref>. اگر پیامبر{{صل}} فرمود «از دنیای شما بوی خوش و [[همسر]] را [[دوست]] میدارم و [[نماز]] نور چشم من است»<ref>محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲، ص۱۴۴، ح۱۷۵۵ ({{متن حدیث|... حُبِّبَ إِلَيَّ مِنْ دُنْيَاكُمُ النِّسَاءُ وَ الطِّيبُ وَ جُعِلَ قُرَّةُ عَيْنِي فِي الصَّلَاةِ}}).</ref> و همسردوستی را از یک سو در ردیف بوی خوش و از سوی دیگر در ردیف نماز قرار داد، به دلیل تأثیر ژرف و ریشهای این سه در ایجاد پیوند عمیق و [[آرامشبخش]] میان [[انسان]] با [[خدا]]، [[خانواده]] و دیگران است؛ پیوندهایی که برای دوام [[زندگی]] و [[خوشبختی]] [[آدمی]] رکن اساسی شمرده میشوند؛ چراکه [[نماز]] پیوند آرامشبخش انسان با خداست. بوی خوش [[معاشرت]] انسان با افراد [[جامعه]] را گوارا میکند و همسردوستی پیوند انسان با خانواده را دلنواز میسازد. | ||
بنابراین شیرینترین لحظات زندگی فرصتهایی است که آدمی به محبوب خود چشم میدوزد و به او مینگرد و سخنی محبتآمیز به او میگوید و نهایت [[احساس]] و [[عاطفه]] خود را در [[کلام]] و نگاهش نشان میدهد و با این ابراز محبت [[سبک زندگی]] او را میسازد. سیره رفتاری [[امامان]]{{عم}} در محیط [[خانه]] نیز با این لحظات [[عاطفی]] و شیرین آمیخته بود؛ چنانکه از [[پیامبر]]{{صل}} نقل شده: اهلبیت{{عم}} ویژگیهایی دارند که احدی پیش و پس از ایشان از آن بهرهمند نبوده و نیست. یکی از آنها [[محبت]] به [[زن]] است<ref>فضلالله بن علی راوندی، النوادر، ص١۵ ({{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}:... وَ الْمَحَبَّةَ لِلنِّسَاءِ}}).</ref> که نمونههایی از آن در [[سیره]] آنان مشاهده میشود؛ برای مثال: | بنابراین شیرینترین لحظات زندگی فرصتهایی است که آدمی به محبوب خود چشم میدوزد و به او مینگرد و سخنی محبتآمیز به او میگوید و نهایت [[احساس]] و [[عاطفه]] خود را در [[کلام]] و نگاهش نشان میدهد و با این ابراز محبت [[سبک زندگی]] او را میسازد. سیره رفتاری [[امامان]]{{عم}} در محیط [[خانه]] نیز با این لحظات [[عاطفی]] و شیرین آمیخته بود؛ چنانکه از [[پیامبر]]{{صل}} نقل شده: اهلبیت{{عم}} ویژگیهایی دارند که احدی پیش و پس از ایشان از آن بهرهمند نبوده و نیست. یکی از آنها [[محبت]] به [[زن]] است<ref>فضلالله بن علی راوندی، النوادر، ص١۵ ({{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}:... وَ الْمَحَبَّةَ لِلنِّسَاءِ}}).</ref> که نمونههایی از آن در [[سیره]] آنان مشاهده میشود؛ برای مثال: | ||
نسخهٔ ۱۵ دسامبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۱:۵۶
مقدمه
همه روشهایی که در اسلام برای تعامل با یکدیگر در محیط خانه آمده، از قبیل سلام کردن، به پیشواز و بدرقه رفتن، خداحافظی کردن، پاکیزگی، زینت و آرایش، قدردانی، عیبپوشی، خوشرویی، خوشزبانی، پخت و پز خوب و مناسب و خرده نگرفتن از کارهای یکدیگر[۱]، برای ایجاد محبت و تحکیم روابط خانوادگی و نوعی ابراز محبت است که این اظهار در ایجاد آرامش و دوام آن نقشی اساسی دارد؛ زیرا دوست داشتن به تنهایی سبب ارتباط پایدار نیست؛ از اینرو پیامبر(ص) فرمود: «شیرینی این سخن مرد به همسرش "که دوستت دارم" هیچگاه از یاد زن نمیرود و همواره در دلش جای دارد»[۲]. امام صادق(ع) نیز فرمود: «تلاش در افزایش محبت به همسر در حقیقت کوشش برای افزایش مراتب ایمان است»[۳]؛ چراکه نتیجه محبت صادقانه هماهنگی و همراهی است[۴] و هرجا هماهنگی و همراهی باشد، امنیت که همخانواده ایمان است، نیز هست. پس ایمان امنیتآفرین و آرامشزاست که قرآن در وصف مؤمنان فرمود: ﴿أُولَئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ﴾[۵]. اگر پیامبر(ص) فرمود «از دنیای شما بوی خوش و همسر را دوست میدارم و نماز نور چشم من است»[۶] و همسردوستی را از یک سو در ردیف بوی خوش و از سوی دیگر در ردیف نماز قرار داد، به دلیل تأثیر ژرف و ریشهای این سه در ایجاد پیوند عمیق و آرامشبخش میان انسان با خدا، خانواده و دیگران است؛ پیوندهایی که برای دوام زندگی و خوشبختی آدمی رکن اساسی شمرده میشوند؛ چراکه نماز پیوند آرامشبخش انسان با خداست. بوی خوش معاشرت انسان با افراد جامعه را گوارا میکند و همسردوستی پیوند انسان با خانواده را دلنواز میسازد.
بنابراین شیرینترین لحظات زندگی فرصتهایی است که آدمی به محبوب خود چشم میدوزد و به او مینگرد و سخنی محبتآمیز به او میگوید و نهایت احساس و عاطفه خود را در کلام و نگاهش نشان میدهد و با این ابراز محبت سبک زندگی او را میسازد. سیره رفتاری امامان(ع) در محیط خانه نیز با این لحظات عاطفی و شیرین آمیخته بود؛ چنانکه از پیامبر(ص) نقل شده: اهلبیت(ع) ویژگیهایی دارند که احدی پیش و پس از ایشان از آن بهرهمند نبوده و نیست. یکی از آنها محبت به زن است[۷] که نمونههایی از آن در سیره آنان مشاهده میشود؛ برای مثال:
۱. درباره تعامل امیرمؤمنان(ع) با همسرانش چنین نقل شده است که به خوله مادر محمد حنفیه ابراز محبت میکرده و او را «جانالصفا» مینامیده و علت این نامگذاری را حسن و نیکی او میدانسته است[۸]؛ چنانکه در تعبیری علاقه شدید خود به همسر دیگرش اُمامه را اینگونه اظهار کرده است: «تحمل دوری چهار چیز را ندارم و یکی از آنها اُمامه است»[۹]. این ابراز محبت علاقه شدید اُمامه به امام را در پی داشت؛ چنانکه تکریم امام به همسر دیگرش لیلا دختر مسعود همین بازخورد را داشت و این دو به وقت ضربت خوردن امام گریه و بیتابی میکردند؛ به اندازهای که به ابنملجم گفتند: «تو با این کار خود هیچ ضرری به امیرمؤمنان(ع) نمیزنی»[۱۰]. امهیثم نخعی نیز در شعر خود علاقه شدید اُمامه به امام را چنین بازگو کرده است: «اُمامه موی مرا سپید و اندوه مرا بسیار میکند. با از دست دادن شوهر در پی جستن او میچرخد و با ناامید شدن شیون میکند»[۱۱].
۲. درباره تعامل امام حسین(ع) و همسرش رباب نقلهایی در دست است که از آنها برمیآید تعامل آنان بسیار صمیمی بوده است؛ به گونهای که امام صمیمیت این روابط را با سرودن شعری درباره او چنین اظهار میکرد: «به جان تو سوگند، من خانهای را دوست دارم که سکینه و رباب در آن باشند. آنان را دوست دارم و تمامی مالم را برای ایشان فدا میکنم و سرزنش احدی در این باره پذیرفته نیست»[۱۲]. آنچه از منابع برمیآید، این است که اشعار یاد شده سروده خود سیدالشهدا است، نه زبان حال آن حضرت و نشانهای هم بر زبان حال بودن در دست نیست.
البته رباب نیز شخصیت با کرامت و بزرگواری داشت؛ چنانکه هشام کلبی تاریخنگار نامدار به این نکته اشاره کرده و درباره او گفته است: مِنْ خِيَارِ النِّسَاءِ وَ أَفْضَلُهُنَّ[۱۳]. این تعبیر از هوش و ادراک و معرفت بالا و شخصیت والای ایشان حکایت میکند و رفتار و سروده وی درباره امام حسین(ع) بر این مطلب گواهی میدهد. او در سفر کربلا همراه امام(ع) بود و پس از شهادت آن حضرت(ع) نیز وفاداریاش را به زبان شعر و عمل نشان داد. مرثیه سروده رباب درباره سیدالشهداء(ع) که با داشتن معانی بلند و زیبا از معرفت، خلوص و ارادت وی به آن حضرت(ع) حکایت میکند چنین است: آن نوری که دیگران از درخشش آن بهره میبردند در کربلا کشته شده و غیر مدفون رها شده است. ای فرزند پیامبر، خدا از سوی ما به تو پاداش نیکو دهد و در محاسبه الهی تو را از هر زبانی بازدارد. تو آنچنان کوه استواری بودی که من به آن پناه میبردم؛ آن شخصیتی که از سر رحمت و دینداری با ما همنشین بودی. پس از تو چه کسی برای یتیمان و نیازمندان مانده و کیست که مسکینان به او پناه برند و او بینیازشان سازد؟ به خدا سوگند پس از تو سایهای بر سرم نخواهم پذیرفت تا در خاک پنهان شوم[۱۴].
رباب در بیت سوم رفتار عاطفی خویش را از یک سو و از سوی دیگر پیوند عمیق خود با آن حضرت را بازگو کرده و امام را چون کوهی استوار پناهگاه آرامبخش خود دانسته است و تعامل آن حضرت با خود را مهربانانه و دیندارانه وصف کرده است؛ چنانکه در بیت آخر عزم راسخ خود در آینده زندگی بر ترک ازدواج با دیگری را بازگفته است.
به لحاظ روانشناختی نیز میگویند فرد داغدیده فشارهای بسیاری را تحمل میکند و واکنشهایی مانند گریستن، اضطراب، بیقراری، بیخوابی و بیاشتهایی را نشان میدهد. به دیگر سخن آثار داغدیدگی در سه بعد فیزیکی، روانشناختی و جامعهشناختی خود را در فرد داغدیده نشان میدهد. در بعد فیزیکی، نشانههایی مانند بیماریهای جسمانی، تشدید علایم بیماریهای قبلی و ایجاد شکایات جدید در او پدید میآید. آثار روانشناختی به متغیرهای بسیاری ارتباط دارد؛ از قبیل سن، جنس، سلامت جسمانی، سازگاری قبلی، متغیرهای شخصیتی فرد، عوامل چندگانه اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی و سیاسی، نوع رابطه داغدیده با متوفی، چگونگی درگذشت و سابقه متوفی و داغدار. با این حال افراد کم و بیش گرفتار ناباوری، سردرگمی، غم، اضطراب، دلمشغولی و مانند آن میشوند. آثار اجتماعی داغدیدگی به ویژه در میان زنان بیوه نیز بسیار است و نمونههایی مانند تغییر رفت و آمدها، عوض شدن نگاهها و تعارضات خانوادگی ایفای نقش میکنند[۱۵]. آنچه میتوان گفت در این محورها بیشترین نقش را دارد، عاطفهمندی و محبت بین داغدیده و متوفی است که این نکته در روابط رباب با امام حسین(ع) مشاهده میشود.
ابنجوزی درباره علاقه خردمندانه رباب به امام حسین(ع) این مطلب را نقل کرده که وی در مدینه به مدت یکسال به ماتم و عزا پرداخت، بیآنکه زیر سقفی برود[۱۶]، هرچند برخی مورخان گفتهاند: رباب پس از شهادت همسرش به مدت یک سال روی قبرش ماند و سپس به مدینه کوچ کرد. آنان شعری را مبنی بر بیان همین مطلب نیز به او منتسب کردهاند[۱۷]؛ ولی این سخن درست نیست؛ چراکه به اتفاق مورخان همه خاندان سیدالشهدا(ع) از جمله رباب را روز پس از شهادت همسرش به اسارت بردند[۱۸]. وانگهی این مطلب در نقلی دیگر به فاطمه بنت الحسین منسوب است که پس از وفات همسرش حسن مثنی چنین کرد؛ چراکه زنان محترم و علاقهمند در آن دوره چنین میکردند[۱۹]. در همان حال نقل شده که این شعر سروده لبید[۲۰] بوده که فاطمه بنت الحسین آن را زمزمه کرده است[۲۱] و به نظر میرسد فاطمه بنت الحسین تنها به زمزمه شعر لبید بسنده کرده باشد، نه آنکه یک سال بر قبر همسرش مانده باشد.
۳. امام باقر(ع) نیز محبت خود به همسرش را نزد مالک بن اعین جهنی[۲۲] ابراز کرده است. مالک روزی نزد امام رفت؛ درحالیکه آن حضرت در خانه همسرش بود و لباس سرخ رنگی بر تن داشت. مالک شگفتزده شد و تبسمی کرد؛ گویی چنین پوششی را از امام انتظار نداشت. امام فرمود: «من این لباس را به درخواست همسرم که او را دوست میدارم، پوشیدم»[۲۳]. نقل دیگری نیز به صورت مرسل محبت آن حضرت به همسرش را نقل کرده است[۲۴].[۲۵]
منابع
پانویس
- ↑ برای نمونه، ر.ک: حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۱۹۶.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۵۶۹، ح۵۹ («قَوْلُ الرَّجُلِ لِلْمَرْأَةِ إِنِّي أُحِبُّكِ لَا يَذْهَبُ مِنْ قَلْبِهَا أَبَداً»).
- ↑ شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۳۸۴، ح۴۳۵۰ («... الْعَبْدُ كُلَّمَا ازْدَادَ لِلنِّسَاءِ حُبّاً ازْدَادَ فِي الْإِيمَانِ فَضْلًا»).
- ↑ ابنشعبه حرانی، تحف العقول، ص۲۹۴: لَوْ كَانَ حُبُّكَ صَادِقاً لَأَطَعْتَهُ *** إِنَّ الْمُحِبَّ لِمَنْ أَحَبَّ مُطِيعٌ.
- ↑ «آنان امن (و آرامش) دارند و رهیافتهاند» سوره انعام، آیه ۸۲.
- ↑ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲، ص۱۴۴، ح۱۷۵۵ («... حُبِّبَ إِلَيَّ مِنْ دُنْيَاكُمُ النِّسَاءُ وَ الطِّيبُ وَ جُعِلَ قُرَّةُ عَيْنِي فِي الصَّلَاةِ»).
- ↑ فضلالله بن علی راوندی، النوادر، ص١۵ («قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):... وَ الْمَحَبَّةَ لِلنِّسَاءِ»).
- ↑ محمد بن جریر طبری امامی، المسترشد فی امامة علی بن ابیطالب(ع)، ص۴۱۴؛ ابن ابیالحدید، شرح نهجالبلاغه، ج۱، ص۲۴۴ («... إِنَّمَا سُمِّيَتْ جَانَّ الصَّفَا لِحُسْنِهَا»).
- ↑ محمد بن حسن فتال، روضةالواعظین، ج۱، ص۳۴۸ («... أَرْبَعَةٌ لَيْسَ إِلَى فِرَاقِهِنَّ سَبِيلٌ: بِنْتُ أُمَامَةَ أَوْصَتْنِي بِهَا فَاطِمَةُ...»).
- ↑ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۴۹۵-۴۹۶ (... وَ قُلْنَ: يَا عَدُوَّ اللَّهِ لَا بَأْسَ عَلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ).
- ↑ ابنحجر عسقلانی، الاصابه، ج۸، ص۲۵.
- ↑ علی بن حسین ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبین، ص۹۴؛ ابنقتیبه، المعارف، ص۲۱۳؛ ابنکثیر، البدایة والنهایه، ج۸، ص۲۱۱. «إِنَّنِي لَأُحِبُّ دَارًا *** تَحِلُّ بِهَا سَكِينَةُ وَ الرَّبَابُ أُحِبُّهُمَا وَ أَبْذُلُ جُلَّ مَالِي *** وَ لَيْسَ لِعَاذِلٍ عِنْدِي عِتَابُ»
- ↑ علی بن حسین ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۶، ص۹۱.
- ↑ علی بن حسین ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۶، ص۱۴۲؛ سید محسن امین عاملی، اعیان الشیعه، ج۶، ص۴۴۹. إِنَّ الَّذِي كَانَ نُوراً يُسْتَضَاءُ بِهِ *** بِكَرْبَلاءَ قَتِيلٌ غَيْرُ مَدْفُونِ سِبْطَ النَّبِيِّ جَزاكَ اللَّهُ صَالِحَةً *** عَنّا، وَ جُنِّبْتَ خُسْرَانَ الْمَوَازِينِ قَدْ كُنْتَ لِي جَبَلاً صَعْباً أَلُوذُ بِهِ *** وَ كُنْتَ تَصْحَبُنا بِالرُّحْمِ وَ الدِّينِ مَنْ لِلْيَتامى وَ مَنْ لِلسَّائِلِينَ وَ مَنْ *** يُغني وَ يَأوِي إلَيْهِ كُلُّ مِسْكِينِ وَ اللَّهِ لَا أبْتَغِي صِهْراً بِصِهْرِكُمْ *** حَتَّى اغَيَّبَ بَيْنَ الرَّملِ وَ الطِّينِ
- ↑ ر.ک: محمد کاویانی، «نگاهی روانشناختی - دینی به مراسم عزاداری حسینی»، ص۱۹۷-۱۹۹.
- ↑ ابنجوزی، المنتظم، ج۶، ص۹، ش ۴۱۶ (فَعَاشَتْ بَعْدَ الْحُسَيْنِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ سَنَةً لَمْ يُظِلَّهَا سَقْفٌ، فَبَلِيَتْ وَ مَاتَتْ كَمَداً).
- ↑ ابنعساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۶۹، ص۱۱۹-۱۲۰؛ ابنکثیر، البدایة والنهایه، ج۸، ص۲۱۲. إِلَى الْحَوْلِ ثُمَّ اسْمُ السَّلاَمِ عَلَيْكُمَا *** وَ مَنْ يَبْكِ حَوْلاً كَامِلاً فَقَدِ اعْتَذَرْ
- ↑ باقر شریف قرشی، حیاة الامام الحسین: دراسه و تحلیل، ج۳، ص۴۴۰.
- ↑ شیخ عباس قمی، سفینةالبحار، ج۲، ص۱۹۱-۱۹۲.
- ↑ لُبید عموی پدر امالبنین مادر حضرت عباس بود که هنگام مرگش این اشعار را سرود و به دخترانش توصیه کرد پس از مرگ وی با قرانت آن به مدت یک سال بر قبرش عزاداری کنند و آنان نیز چنین کردند (شیخ عباس قمی، سفینةالبحار، ج۲، ص۱۹۱-۱۹۲).
- ↑ ابنشهرآشوب، مناقب آل ابیطالب(ع)، ج۴، ص۳۰ («أَنَّهَا أَنْشَدَتْ بَيْتَ لَبِيدٍ»).
- ↑ او از یاران دو امام باقر و صادق(ع) بود که در دوره امام صادق درگذشت (محمدتقی تستری، قاموس الرجال، ج۸، ش ۶۲۰۰).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۴۷، ح۷ («... إِنَّ الثَّقَفِيَّةَ أَكْرَهَتْنِي عَلَيْهِ وَ أَنَا أُحِبُّهَا فَأَكْرَهَتْنِي عَلَى لُبْسِهَا...»).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۵۵، ح۱ («... عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ(ع) أَنَّهُ كَانَتْ عِنْدَهُ امْرَأَةٌ تُعْجِبُهُ وَ كَانَ لَهَا مُحِبّاً...»).
- ↑ مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۲۷۲.