خیانت: تفاوت میان نسخه‌ها

۱٬۲۰۱ بایت حذف‌شده ،  ۸ آوریل
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۱۱: خط ۱۱:
# '''خیانت به خدا:''' تعبیر خیانت به خدا چند بار در [[قرآن کریم]] به کار رفته است که بیشتر آنها درباره [[مشرکان]] و [[کافران]] است. قرآن کریم مشرکان را خوّان می‌نامد<ref>مجمع‌البیان، ج ۷، ص۱۳۸؛ المیزان، ج ۱۴، ص۳۸۳.</ref>.<ref>{{متن قرآن|إِلَىٰ يَوْمِ ٱلْوَقْتِ ٱلْمَعْلُومِ}} «تا روز آن هنگام معیّن» سوره حجّ، آیه ۳۸.</ref> «خَوّان» به معنای بسیار خیانتگر یا مرتکب خیانت بزرگ است<ref>مجمع البیان، ج ۳، ص۱۶۳.</ref>.
# '''خیانت به خدا:''' تعبیر خیانت به خدا چند بار در [[قرآن کریم]] به کار رفته است که بیشتر آنها درباره [[مشرکان]] و [[کافران]] است. قرآن کریم مشرکان را خوّان می‌نامد<ref>مجمع‌البیان، ج ۷، ص۱۳۸؛ المیزان، ج ۱۴، ص۳۸۳.</ref>.<ref>{{متن قرآن|إِلَىٰ يَوْمِ ٱلْوَقْتِ ٱلْمَعْلُومِ}} «تا روز آن هنگام معیّن» سوره حجّ، آیه ۳۸.</ref> «خَوّان» به معنای بسیار خیانتگر یا مرتکب خیانت بزرگ است<ref>مجمع البیان، ج ۳، ص۱۶۳.</ref>.
# '''خیانت به [[رسول خدا]]:''' [[قرآن کریم]] کنار [[نهی]] از خیانت به خدا، از خیانت به [[رسول]] او نیز نهی می‌کند<ref>{{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا تَخُونُوا۟ ٱللَّهَ وَٱلرَّسُولَ وَتَخُونُوٓا۟ أَمَـٰنَـٰتِكُمْ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ}} «ای مؤمنان! به خداوند و پیامبر خیانت نکنید و در امانت‌های خود دانسته خیانت نورزید» سوره انفال، آیه ۲۷.</ref>. خیانت به [[رسول خدا]]{{صل}} به موارد ذیل [[تفسیر]] شده است: [[کفر]] به [[پیامبر اسلام]]<ref>التفسیر الکبیر، ج ۵، ص۵۱۴.</ref>؛ ترک [[سنن]] و [[شرایع]] او<ref>مجمع‌البیان، ج ۴، ص۸۲۴.</ref>؛ [[نافرمانی]] او<ref>نور الثقلین، ج ۲، ص۱۴۴.</ref>؛ آشکار کردن [[ایمان]] و [[خیرخواهی]]؛ [[کتمان]] کفر و خیانت<ref>جامع البیان، ج ۶، ص۲۹۱.</ref>؛ افشای اسرار [[مسلمانان]] برای [[دشمنان]]<ref>همان، ص۲۹۳؛ المیزان، ج ۹، ص۵۵.</ref>.
# '''خیانت به [[رسول خدا]]:''' [[قرآن کریم]] کنار [[نهی]] از خیانت به خدا، از خیانت به [[رسول]] او نیز نهی می‌کند<ref>{{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا تَخُونُوا۟ ٱللَّهَ وَٱلرَّسُولَ وَتَخُونُوٓا۟ أَمَـٰنَـٰتِكُمْ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ}} «ای مؤمنان! به خداوند و پیامبر خیانت نکنید و در امانت‌های خود دانسته خیانت نورزید» سوره انفال، آیه ۲۷.</ref>. خیانت به [[رسول خدا]]{{صل}} به موارد ذیل [[تفسیر]] شده است: [[کفر]] به [[پیامبر اسلام]]<ref>التفسیر الکبیر، ج ۵، ص۵۱۴.</ref>؛ ترک [[سنن]] و [[شرایع]] او<ref>مجمع‌البیان، ج ۴، ص۸۲۴.</ref>؛ [[نافرمانی]] او<ref>نور الثقلین، ج ۲، ص۱۴۴.</ref>؛ آشکار کردن [[ایمان]] و [[خیرخواهی]]؛ [[کتمان]] کفر و خیانت<ref>جامع البیان، ج ۶، ص۲۹۱.</ref>؛ افشای اسرار [[مسلمانان]] برای [[دشمنان]]<ref>همان، ص۲۹۳؛ المیزان، ج ۹، ص۵۵.</ref>.
# '''خیانت به خود:''' در آغاز نزول [[حکم]] [[روزه]]، آمیزش با [[زنان]] در شب‌های [[ماه رمضان]] [[حرام]] بود<ref>التبیان، ج ۲، ص۱۳۲؛ التفسیر الکبیر، ج ۲، ص۲۷۸.</ref> و پس از مدتی این حکم [[نسخ]] شد: {{متن قرآن|أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ ٱلصِّيَامِ ٱلرَّفَثُ إِلَىٰ نِسَآئِكُمْ}}<ref> سوره بقره، آیه ۱۸۷.</ref>؛ اما در [[زمان]] ثبوت حکم، برخی چون [[عمر]]<ref>جامع‌البیان، ج ۲، ص۲۲۵ ـ ۲۲۷؛ تفسیر جلالین، ص۳۲؛ الدرالمنثور، ج ۱، ص۱۹۷.</ref> از آن [[سرپیچی]] کردند. [[قرآن کریم]] سرپیچی آنان را خیانت به خودشان می‌نامد: {{متن قرآن|عَلِمَ ٱللَّهُ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَخْتَانُونَ أَنفُسَكُمْ}}<ref> سوره بقره، آیه ۱۸۷.</ref><ref>روض‌الجنان، ج ۳، ص۵۲؛ فتح القدیر، ج ۱، ص۲۱۴.</ref>؛ نیز [[خدا]] برخی از [[مسلمانان]] را [[خائن]] به خود نامیده است: {{متن قرآن|وَلَا تُجَـٰدِلْ عَنِ ٱلَّذِينَ يَخْتَانُونَ أَنفُسَهُمْ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ مَن كَانَ خَوَّانًا أَثِيمًۭا}}<ref>«و از آنان که به خویش خیانت می‌ورزند دفاع مکن که خداوند آن را که خیانتگر بزهکار است، دوست نمی‌دارد» سوره نساء، آیه ۱۰۷.</ref><ref>التبیان، ج ۳، ص۳۱۶ ـ ۳۱۸.</ref>.
# '''خیانت به خود:''' در آغاز نزول [[حکم]] [[روزه]]، آمیزش با [[زنان]] در شب‌های [[ماه رمضان]] [[حرام]] بود<ref>التبیان، ج ۲، ص۱۳۲؛ التفسیر الکبیر، ج ۲، ص۲۷۸.</ref> و پس از مدتی این حکم [[نسخ]] شد: {{متن قرآن|أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ ٱلصِّيَامِ ٱلرَّفَثُ إِلَىٰ نِسَآئِكُمْ}}<ref> سوره بقره، آیه ۱۸۷.</ref>؛ اما در [[زمان]] ثبوت حکم، برخی چون [[عمر]]<ref>جامع‌البیان، ج ۲، ص۲۲۵ ـ ۲۲۷؛ تفسیر جلالین، ص۳۲؛ الدرالمنثور، ج ۱، ص۱۹۷.</ref> از آن [[سرپیچی]] کردند. [[قرآن کریم]] سرپیچی آنان را خیانت به خودشان می‌نامد: {{متن قرآن|عَلِمَ ٱللَّهُ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَخْتَانُونَ أَنفُسَكُمْ}}<ref> سوره بقره، آیه ۱۸۷.</ref><ref>روض‌الجنان، ج ۳، ص۵۲؛ فتح القدیر، ج ۱، ص۲۱۴.</ref>؛ نیز [[خدا]] برخی از [[مسلمانان]] را [[خائن]] به خود نامیده است: {{متن قرآن|وَلَا تُجَـٰدِلْ عَنِ ٱلَّذِينَ يَخْتَانُونَ أَنفُسَهُمْ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ مَن كَانَ خَوَّانًا أَثِيمًۭا}}<ref>«و از آنان که به خویش خیانت می‌ورزند دفاع مکن که خداوند آن را که خیانتگر بزهکار است، دوست نمی‌دارد» سوره نساء، آیه ۱۰۷.</ref>.<ref>التبیان، ج ۳، ص۳۱۶ ـ ۳۱۸.</ref>
# '''خیانت به همنوعان:''' خیانت به همنوعان دارای انواع گوناگونی است که یکی از آنها خیانت درعهد و پیمان‌هاست؛ مانند پیمان‌های دوسویه نظامی و اقتصادی [[دولت‌ها]] و [[اقوام]] با یکدیگر. [[قرآن کریم]] در این عرصه، جلوه‌هایی ویژه و برجسته از [[اخلاق اسلامی]] نمایانده است؛ مثلاً به [[مؤمنان]] دستور می‌دهد که پیمان‌های میان خودتان را وسیله [[خدعه]] و [[نیرنگ]] قرار ندهید و به سبب [[مدارا]] با قومی که از هم‌پیمانان شما برترند، [[عهد]] خود را نشکنید<ref>{{متن قرآن|وَلَا تَتَّخِذُوٓا۟ أَيْمَـٰنَكُمْ دَخَلًۢا بَيْنَكُمْ فَتَزِلَّ قَدَمٌۢ بَعْدَ ثُبُوتِهَا وَتَذُوقُوا۟ ٱلسُّوٓءَ بِمَا صَدَدتُّمْ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ وَلَكُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌۭ}} «و سوگندهایتان را (دستمایه) نیرنگی میان خود نسازید مبادا گامی پس از استواری بلغزد و برای آنکه (مردم را) از راه خداوند باز داشتید بدی را بچشید؛ و شما راست عذابی سترگ» سوره نحل، آیه ۹۴.</ref>، بلکه در هر شرایطی به پیمان‌های خود [[وفادار]] باشید<ref>جامع‌البیان، ج ۸، ص۲۱۹؛ مجمع‌البیان، ج ۶، ص۵۹۰.</ref>.<ref>[[کاظم دلیری|دلیری، کاظم]]، [[خیانت (مقاله)|مقاله «خیانت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲]]، ص۴۲۲ ـ ۴۲۴.</ref>
# '''خیانت به همنوعان:''' خیانت به همنوعان دارای انواع گوناگونی است که یکی از آنها خیانت درعهد و پیمان‌هاست؛ مانند پیمان‌های دوسویه نظامی و اقتصادی [[دولت‌ها]] و [[اقوام]] با یکدیگر. [[قرآن کریم]] در این عرصه، جلوه‌هایی ویژه و برجسته از [[اخلاق اسلامی]] نمایانده است؛ مثلاً به [[مؤمنان]] دستور می‌دهد که پیمان‌های میان خودتان را وسیله [[خدعه]] و [[نیرنگ]] قرار ندهید و به سبب [[مدارا]] با قومی که از هم‌پیمانان شما برترند، [[عهد]] خود را نشکنید<ref>{{متن قرآن|وَلَا تَتَّخِذُوٓا۟ أَيْمَـٰنَكُمْ دَخَلًۢا بَيْنَكُمْ فَتَزِلَّ قَدَمٌۢ بَعْدَ ثُبُوتِهَا وَتَذُوقُوا۟ ٱلسُّوٓءَ بِمَا صَدَدتُّمْ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ وَلَكُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌۭ}} «و سوگندهایتان را (دستمایه) نیرنگی میان خود نسازید مبادا گامی پس از استواری بلغزد و برای آنکه (مردم را) از راه خداوند باز داشتید بدی را بچشید؛ و شما راست عذابی سترگ» سوره نحل، آیه ۹۴.</ref>، بلکه در هر شرایطی به پیمان‌های خود [[وفادار]] باشید<ref>جامع‌البیان، ج ۸، ص۲۱۹؛ مجمع‌البیان، ج ۶، ص۵۹۰.</ref>.<ref>[[کاظم دلیری|دلیری، کاظم]]، [[خیانت (مقاله)|مقاله «خیانت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲]]، ص۴۲۲ ـ ۴۲۴.</ref>


== [[حرمت]] و پیامدهای خیانت ==
== [[حرمت]] و پیامدهای خیانت ==
# '''[[خشم الهی]] و [[عذاب]] آخرت:''' [[قرآن کریم]] با [[نفی]] خیانت از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در زمینه [[غنیمت‌های جنگی]]، او را پیرو [[خشنودی خدا]] می‌شناساند، در حالی که [[خیانتکار]]، گرفتار خشم الهی شده و در [[جهنم]] که بد جایگاهی است، جای می‌گیرد<ref>المیزان، ج ۴، ص۵۷.</ref>.<ref>سوره آل عمران، آیه ۱۶۱-۱۶۲.</ref>
# '''[[خشم الهی]] و [[عذاب]] آخرت:''' [[قرآن کریم]] با [[نفی]] خیانت از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در زمینه [[غنیمت‌های جنگی]]، او را پیرو [[خشنودی خدا]] می‌شناساند، در حالی که [[خیانتکار]]، گرفتار خشم الهی شده و در [[جهنم]] که بد جایگاهی است، جای می‌گیرد<ref>المیزان، ج ۴، ص۵۷.</ref>.<ref>سوره آل عمران، آیه ۱۶۱-۱۶۲.</ref>
# '''مایه [[سستی]] در کارهای خیر:''' [[قرآن کریم]] برخی از اقسام خیانت مانند [[شهادت]] ناحق یا [[کتمان]] آن را<ref>جامع البیان، ج ۵، ص۱۵۴؛ مجمع البیان، ج ۳، ص۴۰۰.</ref> [[اثم]] می‌نامد. ([[مائده]] / ۵، ۱۰۷) واژه اثم نامی برای کارهایی است که سبب سستی و تأخیر انسان در کارهای خیر می‌شود<ref>مفردات، ص۶۳؛ معجم مقاییس اللغه، ج ۱، ص۶۰، «إثم».</ref>، از این رو می‌توان گفت که خیانت سبب سلب [[توفیق]] از انسان و ترک دیگر کارهای خیر می‌شود. برخی از [[آیات]] [[محبوب]] نبودن [[خیانتکار]] نزد خدا چنین برداشت کرده‌اند که وی حتی اندکی نیز [[محبوب خدا]] نیست و نتیجه گرفته‌اند که خیانت [[گناه]] کبیره‌ای است که هیچ عملی با آن پذیرفته نمی‌شود<ref>بحارالانوار، ج ۹۳، ص۲۹.</ref>
# '''مایه [[سستی]] در کارهای خیر:''' [[قرآن کریم]] برخی از اقسام خیانت مانند [[شهادت]] ناحق یا [[کتمان]] آن را<ref>جامع البیان، ج ۵، ص۱۵۴؛ مجمع البیان، ج ۳، ص۴۰۰.</ref> [[اثم]] می‌نامد. ([[مائده]] / ۵، ۱۰۷) واژه اثم نامی برای کارهایی است که سبب سستی و تأخیر انسان در کارهای خیر می‌شود<ref>مفردات، ص۶۳؛ معجم مقاییس اللغه، ج ۱، ص۶۰، «إثم».</ref>، از این رو می‌توان گفت که خیانت سبب سلب [[توفیق]] از انسان و ترک دیگر کارهای خیر می‌شود. برخی از [[آیات]] محبوب نبودن [[خیانتکار]] نزد خدا چنین برداشت کرده‌اند که وی حتی اندکی نیز محبوب خدا نیست و نتیجه گرفته‌اند که خیانت [[گناه]] کبیره‌ای است که هیچ عملی با آن پذیرفته نمی‌شود<ref>بحارالانوار، ج ۹۳، ص۲۹.</ref>
# '''سلب [[نعمت]] و فرودآمدن [[بلا]]:''' از [[آیات قرآن کریم]] برمی‌آید که از جمله آثار خیانت، برچیده شدن سفره [[نعمت‌ها]] و فرودآمدن [[بلاها]] در دنیاست، چنان‌که [[قوم یهود]] بر اثر خیانت پیمانشکنی گرفتار بلاهایی همچون [[سنگدلی]] شدند<ref>{{متن قرآن|فَبِمَا نَقْضِهِم مِّيثَـٰقَهُمْ لَعَنَّـٰهُمْ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَـٰسِيَةًۭ يُحَرِّفُونَ ٱلْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِۦ وَنَسُوا۟ حَظًّۭا مِّمَّا ذُكِّرُوا۟ بِهِۦ وَلَا تَزَالُ تَطَّلِعُ عَلَىٰ خَآئِنَةٍۢ مِّنْهُمْ إِلَّا قَلِيلًۭا مِّنْهُمْ فَٱعْفُ عَنْهُمْ وَٱصْفَحْ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلْمُحْسِنِينَ}} «پس، برای پیمان‌شکنی لعنتشان کردیم و دل‌هاشان را سخت گردانیدیم زیرا عبارات (کتاب آسمانی) را از جای خویش پس و پیش می‌کردند و بخشی از آنچه را بدیشان یادآور شده بودند از یاد بردند و تو پیوسته از خیانت آنان- جز شمار اندکی از ایشان- آگاهی می‌یابی؛ آنان را ببخشای و درگذر! بی‌گمان خداوند نیکوکاران را دوست می‌دارد» سوره مائده، آیه ۱۳.</ref>.
# '''سلب [[نعمت]] و فرودآمدن [[بلا]]:''' از [[آیات قرآن کریم]] برمی‌آید که از جمله آثار خیانت، برچیده شدن سفره [[نعمت‌ها]] و فرودآمدن [[بلاها]] در دنیاست، چنان‌که [[قوم یهود]] بر اثر خیانت پیمانشکنی گرفتار بلاهایی همچون سنگدلی شدند<ref>سوره مائده، آیه ۱۳.</ref>.
# '''[[دورویی]] و [[نفاق]]:''' از دیدگاه [[قرآن کریم]] برخی [[گناهان]] زمینه‌ای برای گناهان دیگر و [[دعوت]] کننده به آنها و به تعبیر روشن‌تر، مادر گناهان دیگر هستند؛ برای نمونه [[خلف وعده]] و [[دروغ]]، خصلت‌هایی هستند که تخم نفاق را در [[دل]] می‌پرورانند<ref>{{متن قرآن|فَأَعْقَبَهُمْ نِفَاقًۭا فِى قُلُوبِهِمْ إِلَىٰ يَوْمِ يَلْقَوْنَهُۥ بِمَآ أَخْلَفُوا۟ ٱللَّهَ مَا وَعَدُوهُ وَبِمَا كَانُوا۟ يَكْذِبُونَ}} «آنگاه به کیفر شکستن پیمانی که با خداوند بسته بودند و دروغی که می‌گفتند (خداوند) تا روزی که به لقای او برسند دورویی را در دل‌هایشان بر جای نهاد» سوره توبه، آیه ۷۷.</ref>.
# '''[[دورویی]] و [[نفاق]]:''' از دیدگاه [[قرآن کریم]] برخی [[گناهان]] زمینه‌ای برای گناهان دیگر و [[دعوت]] کننده به آنها و به تعبیر روشن‌تر، مادر گناهان دیگر هستند؛ برای نمونه [[خلف وعده]] و [[دروغ]]، خصلت‌هایی هستند که تخم نفاق را در [[دل]] می‌پرورانند<ref>{{متن قرآن|فَأَعْقَبَهُمْ نِفَاقًۭا فِى قُلُوبِهِمْ إِلَىٰ يَوْمِ يَلْقَوْنَهُۥ بِمَآ أَخْلَفُوا۟ ٱللَّهَ مَا وَعَدُوهُ وَبِمَا كَانُوا۟ يَكْذِبُونَ}} «آنگاه به کیفر شکستن پیمانی که با خداوند بسته بودند و دروغی که می‌گفتند (خداوند) تا روزی که به لقای او برسند دورویی را در دل‌هایشان بر جای نهاد» سوره توبه، آیه ۷۷.</ref>.
# '''نرسیدن به [[هدف]]:''' از [[سنت‌های الهی]] درباره خیانتگران این است که چون خیانت در دایره [[باطل]] است، همچون همه [[باطل‌ها]] [[پایداری]] ندارد. خیانت ابزاری [[نامشروع]] برای رسیدن به هدف است، از این‌رو [[خدا]] خائنان را در کارشان [[تأیید]] و در خیانتشان [[هدایت]] نمی‌کند، بنابراین سرانجام خائنان جز [[رسوایی]] و [[سرافکندگی]] و نتیجه عکس گرفتن از هدفشان نیست<ref>جامع البیان، ج ۷، ص۳۱۱؛ نیز رک: مجمع البیان، ج ۵، ص۳۶۸؛ المیزان، ج ۱۱، ص۱۹۷.</ref>.
# '''نرسیدن به [[هدف]]:''' از [[سنت‌های الهی]] درباره خیانتگران این است که چون خیانت در دایره [[باطل]] است، همچون همه [[باطل‌ها]] [[پایداری]] ندارد. خیانت ابزاری [[نامشروع]] برای رسیدن به هدف است، از این‌رو [[خدا]] خائنان را در کارشان [[تأیید]] و در خیانتشان [[هدایت]] نمی‌کند، بنابراین سرانجام خائنان جز رسوایی و سرافکندگی و نتیجه عکس گرفتن از هدفشان نیست<ref>جامع البیان، ج ۷، ص۳۱۱؛ نیز رک: مجمع البیان، ج ۵، ص۳۶۸؛ المیزان، ج ۱۱، ص۱۹۷.</ref>.
# '''مبغوض شدن و سلب [[شایستگی]] برای مسیولیت‌های [[اجتماعی]]:''' از آثار طبیعی خیانت، این است که [[اعتماد عمومی]] به شخص [[خائن]] کاهش می‌یابد و در [[جامعه]] مبغوض همگان قرار می‌گیرد و در پی آن، او را شایسته پست‌های گوناگون اجتماعی نمی‌دانند، چون لازمِ هر مسئولیتی [[امانتداری]] است<ref>سوره قصص، آیه ۲۶.</ref> از سویی دیگر، از آثار طبیعی ترک خیانت این است که شخص [[امین]]، نزد همگان اعتبار می‌یابد و در واگذاری پست‌ها و [[مسئولیت‌های اجتماعی]] او را در [[اولویت]] می‌نهند<ref>[[کاظم دلیری|دلیری، کاظم]]، [[خیانت (مقاله)|مقاله «خیانت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲]]، ص۴۲۸ ـ ۴۳۱.</ref>.
# '''مبغوض شدن و سلب [[شایستگی]] برای مسیولیت‌های [[اجتماعی]]:''' از آثار طبیعی خیانت، این است که [[اعتماد عمومی]] به شخص [[خائن]] کاهش می‌یابد و در [[جامعه]] مبغوض همگان قرار می‌گیرد و در پی آن، او را شایسته پست‌های گوناگون اجتماعی نمی‌دانند، چون لازمِ هر مسئولیتی [[امانتداری]] است<ref>سوره قصص، آیه ۲۶.</ref> از سویی دیگر، از آثار طبیعی ترک خیانت این است که شخص [[امین]]، نزد همگان اعتبار می‌یابد و در واگذاری پست‌ها و مسئولیت‌های اجتماعی او را در اولویت می‌نهند<ref>[[کاظم دلیری|دلیری، کاظم]]، [[خیانت (مقاله)|مقاله «خیانت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲]]، ص۴۲۸ ـ ۴۳۱.</ref>.


== عوامل ترک خیانت ==
== عوامل ترک خیانت ==
عوامل و اسباب گوناگونی می‌تواند مانع از ارتکاب خیانت شود که برخی از مهم‌ترین آنها بدین شرح‌اند.
عوامل و اسباب گوناگونی می‌تواند مانع از ارتکاب خیانت شود که برخی از مهم‌ترین آنها بدین شرح‌اند.
# '''[[تقوا]] و باورهای [[حق]]''': [[اعتقادات]] درست به همراه [[ترس از خدا]] بهترین راه [[پیشگیری]] از خیانت است. [[قرآن کریم]] آنجا که به ادای برخی [[امانت‌ها]] دستور می‌دهد، بی‌درنگ به [[تقواپیشگی]] امر می‌کند و [[انسان]] را از [[ظلم]] یا خیانت به [[امانت]] برحذر می‌دارد و [[اعلان]] می‌کند که [[خدا]] بر آنچه در [[دل]] نهفته می‌دارند [[آگاه]] است<ref>التبیان، ج ۲، ص۳۸۱؛ نیز رک: الاصفی، ج ۱، ص۱۳۴.</ref>.<ref>سوره بقره، آیه ۲۸۲.</ref>
# '''[[تقوا]] و باورهای [[حق]]''': [[اعتقادات]] درست به همراه [[ترس از خدا]] بهترین راه پیشگیری از خیانت است. [[قرآن کریم]] آنجا که به ادای برخی [[امانت‌ها]] دستور می‌دهد، بی‌درنگ به [[تقواپیشگی]] امر می‌کند و [[انسان]] را از [[ظلم]] یا خیانت به [[امانت]] برحذر می‌دارد و [[اعلان]] می‌کند که [[خدا]] بر آنچه در [[دل]] نهفته می‌دارند [[آگاه]] است<ref>التبیان، ج ۲، ص۳۸۱؛ نیز رک: الاصفی، ج ۱، ص۱۳۴.</ref>.<ref>سوره بقره، آیه ۲۸۲.</ref>
# '''[[شهادت]] برای [[خدا]] و [[قیام]] پیوسته به [[قسط]]''': از آنجا که گاهی انگیزه خیانت، سودرسانی به خود و [[خویشان]] یا [[دوستان]] است، [[انسان]] باید پیوسته به [[قسط]] [[قیام]] کند و برای [[خدا]] [[گواهی]] دهد، گرچه به [[زیان]] خود یا نزدیکانش باشد و از [[هوای نفس]] [[پیروی]] نکند تا از گرفتار شدن به خیانت در [[امان]] بماند<ref>جامع‌البیان، ج ۴، ص۴۳۳.</ref>.<ref>سوره نساء، آیه ۱۳۵.</ref>.<ref>[[کاظم دلیری|دلیری، کاظم]]، [[خیانت (مقاله)|مقاله «خیانت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲]]، ص ۴۳۱.</ref>
# '''[[شهادت]] برای [[خدا]] و [[قیام]] پیوسته به [[قسط]]''': از آنجا که گاهی انگیزه خیانت، سودرسانی به خود و [[خویشان]] یا [[دوستان]] است، [[انسان]] باید پیوسته به [[قسط]] [[قیام]] کند و برای [[خدا]] [[گواهی]] دهد، گرچه به [[زیان]] خود یا نزدیکانش باشد و از [[هوای نفس]] [[پیروی]] نکند تا از گرفتار شدن به خیانت در [[امان]] بماند<ref>جامع‌البیان، ج ۴، ص۴۳۳.</ref>.<ref>سوره نساء، آیه ۱۳۵.</ref>.<ref>[[کاظم دلیری|دلیری، کاظم]]، [[خیانت (مقاله)|مقاله «خیانت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲]]، ص ۴۳۱.</ref>


۱۳۱٬۴۸۸

ویرایش