←قسمت دوم: محدودیتهای آراء و عقاید از نظر عقل مع التشریع
| خط ۱۴۸: | خط ۱۴۸: | ||
*این [[حقوق]] پنجگانه سلبی از لوازم [[حقوق]] اثباتی پیشین است، و [[دلیل عقلی]] همان [[حقوق]] اثباتی، برای [[تأیید]] این [[حقوق]] سلبی [[کفایت]] میکند. بر اساس این [[حقوق]] سلبی [[انکار]] قلبی و زبانی گزارهای که [[برهان]] [[حقانیت]] آن را اثبات کرده کاری مجرمانه بهشمار میآید، همچنین منع از [[بیان]] و توضیح گزاره حقی که با [[برهان]] و [[دلیل]] به اثبات رسیده، و نیز منع از [[تبلیغ]] آن، و همچنین جلوگیری از عمل به آن از جهتی پایمال کردن [[حق]] آن گزاره ثابت الحقانیّة است، و از جهتی دیگر پایمال کردن [[حق]] کسی است که آن [[حق]] را پذیرفته و به آن [[ایمان]] آورده است. و بدین ترتیب [[انکار]] قلبی یا زبانی گزاره [[حق]] و نیز منع و جلوگیری از [[بیان]] و [[تبلیغ]] آن، و همچنین منع و جلوگیری از عمل به آن همگی در نظر [[عقل]] اعمالی مجرمانه بهشمار میآیند. البته در آنجا که اظهار و [[بیان]] و [[تبلیغ]] مطلب حقی با [[حق]] دیگری تزاحم داشته باشد قواعد و [[قوانین]] [[عقلی]] باب تزاحم جاری خواهد شد. | *این [[حقوق]] پنجگانه سلبی از لوازم [[حقوق]] اثباتی پیشین است، و [[دلیل عقلی]] همان [[حقوق]] اثباتی، برای [[تأیید]] این [[حقوق]] سلبی [[کفایت]] میکند. بر اساس این [[حقوق]] سلبی [[انکار]] قلبی و زبانی گزارهای که [[برهان]] [[حقانیت]] آن را اثبات کرده کاری مجرمانه بهشمار میآید، همچنین منع از [[بیان]] و توضیح گزاره حقی که با [[برهان]] و [[دلیل]] به اثبات رسیده، و نیز منع از [[تبلیغ]] آن، و همچنین جلوگیری از عمل به آن از جهتی پایمال کردن [[حق]] آن گزاره ثابت الحقانیّة است، و از جهتی دیگر پایمال کردن [[حق]] کسی است که آن [[حق]] را پذیرفته و به آن [[ایمان]] آورده است. و بدین ترتیب [[انکار]] قلبی یا زبانی گزاره [[حق]] و نیز منع و جلوگیری از [[بیان]] و [[تبلیغ]] آن، و همچنین منع و جلوگیری از عمل به آن همگی در نظر [[عقل]] اعمالی مجرمانه بهشمار میآیند. البته در آنجا که اظهار و [[بیان]] و [[تبلیغ]] مطلب حقی با [[حق]] دیگری تزاحم داشته باشد قواعد و [[قوانین]] [[عقلی]] باب تزاحم جاری خواهد شد. | ||
==قسمت دوم: محدودیتهای آراء و عقاید از نظر عقل مع التشریع== | ==قسمت دوم: محدودیتهای آراء و [[عقاید]] از نظر [[عقل]] مع التشریع== | ||
آراء و عقاید بر سه دستهاند، دسته نخست، آن دسته از آراء و عقاید است که با برهان و دلیل حقانیت آنها ثابت شده است. این دسته از آراء و | *آراء و [[عقاید]] بر سه دستهاند، دسته نخست، آن دسته از آراء و [[عقاید]] است که با [[برهان]] و [[دلیل]] [[حقانیت]] آنها ثابت شده است. این دسته از آراء و [[عقاید]]، [[حق]] [[ایمان]] و [[حق]] [[بیان]] و [[حق]] [[تأیید]] و [[نصرت]] و [[تبلیغ]] و [[ترویج]] و [[حق]] عمل دارند. در نظر [[عقل]] برای این دسته از آراء و [[عقاید]] محدودیتی در مرحله [[ایمان]] و [[اعتقاد]] وجود ندارد، هر [[رأی]] و عقیدهای که [[برهان]] [[حقانیت]] آن را ثابت کند [[حق]] [[ایمان]] قلبی دارد، و عدم [[ایمان]] قلبی به آن نوعی حقکُشی و [[تجاوز]] بهشمار میآید. این مرحله را در اصطلاح اصولیان مرحله ثبوت مینامند، بنابراین در مرحله ثبوت برای آراء و عقایدی که [[برهان]] [[حقانیت]] آنها را ثابت کند محدودیتی از نظر [[وجوب عقلی]] [[ایمان]] و [[اعتقاد]] وجود ندارد. | ||
*لکن در مرحله [[بیان]] و [[تأیید]] و [[نصرت]] و نشر و [[تبلیغ]] و نیز در مرحله عمل که همگی از [[حقوق]] مسلّم آراء و عقایدی است که [[برهان]] [[حقانیت]] آنها را اثبات کرده است، محدودیتی وجود دارد. این محدودیت که به اصطلاح اصولیان محدودیت به لحاظ مرحله [[ظهور]] و اثبات است به سبب تزاحم به وجود میآید. گاه اتفاق میافتد [[بیان]] یک مطلب [[حق]] ثابت بالبرهان با [[حق]] یا [[حقوق]] دیگری در تزاحم و تضاد قرار میگیرد، مثلاً در آنجا که [[بیان]] [[حقانیت]] [[حق]] موجب ریختن [[خون]] فرد بیگناهی بشود، یا موجب ایجاد [[فتنه]] و [[خونریزی]] در [[جامعه]] و منشأ درگیری و [[ستیز]] (و) ویرانگری بین دو جمع بشود، در اینجا بر اساس یکی از قواعد [[عقلی]] باب تزاحم که تقدیم اهم است بر مهم، [[حق]] [[بیان]] یا [[تبلیغ]] یا [[تأیید]] و عمل به مطلب [[حق]] ثابت بالبرهان، معلّق میشود، و مشروط به انتفای تزاحم در [[مقام]] وجود و تحقق خارجی میشود، و مادام که این تزاحم ادامه دارد [[حق]] [[بیان]] و [[تأیید]] و [[تبلیغ]] و نشر و نیز عمل به آن [[حق]] معلّق میماند، و تنها در صورت رفع تزاحم است که مجدداً [[حق]] [[بیان]] و [[تأیید]] و نشر و [[تبلیغ]] و عمل به [[حق]] ثابت الحقانیّة [[احیاء]] میگردد. | |||
*دسته دوم آن دسته از آراء و [[عقاید]] است که [[برهان]]، بطلان آنها را ثابت کرده است. این دسته از آراء و [[عقاید]] - چنانکه در گذشته گفتیم - به سبب فقدان [[حقانیت]]، از نظر [[عقل]] از هیچ حقی برخوردار نیستند، نه [[حق]] [[ایمان]] به آنها وجود دارد و نه [[حق]] [[بیان]] و نه [[حق]] [[تأیید]] و نشر و [[تبلیغ]]، تا چه رسد به [[حق]] عمل. | |||
*بلکه حقی که در اینجا وجود دارد [[حق]] منع از [[ایمان]] است از طریق منع مقدمات منتهی به [[ایمان]]، و نیز [[حق]] منع [[بیان]] و [[تأیید]] و نشر و [[تبلیغ]] است. [[دلیل]] این مطلب [[حکم عقل]] به [[وجوب]] نفی [[باطل]] و ازاله آن است. | |||
*[[عقل]] سلیم [[حکم]] میکند که [[باطل]]، [[حق]] وجود ندارد، بنابراین وجود [[باطل]] [[تجاوز]] از حدّی است که [[عقل]] برای [[باطل]] قائل است و به همین سبب ازاله [[باطل]] [[واجب]] است زیرا مصداق احقاق [[حق]]، و [[اجرای حدود]] [[عدل]] است. | |||
*دسته سوم آن دسته از آراء و گزارههاست که نه دلیلی بر [[حقانیت]] دارند و نه دلیلی بر بطلان، در گذشته گفتیم در نظر [[عقل]] دو [[حق]] برای این دسته از گزارهها ثابت است [[حق]] نخست [[حق]] اثباتی است که [[حق]] تحقیق و تفحص و پرسوجو است، و دیگری [[حق]] سلبی یا به تعبیری سلب الحق است که عبارت است از اینکه به [[حکم عقل]] کسی [[حق]] ندارد به [[رأی]] و نظر و عقیدهای که [[برهان]]، [[حقانیت]] آن را ثابت نکرده، و دلیلی بر [[صدق]] و صحت آن وجود ندارد [[اعتقاد]] پیدا کند و به آن [[ایمان]] آورد. [[اعتقاد]] و [[ایمان]] از نتایج و [[حقوق]] لاینفک [[حجت]] و برهاناند، آنجا که [[حجت]] و [[برهان]] [[حقانیت]] گزارهای را اثبات کند نتیجه آن [[وجوب]] [[تکوینی]] [[اعتقاد]] و [[وجوب]] [[تشریعی]] و یا [[حق]] [[ایمان]] به آن است، و آنجا که [[دلیل]] و حجتی بر [[حقانیت]] گزارهای نیست [[اعتقاد]] به آن، و نیز [[ایمان]] قلبی به آن در نظر [[عقل]] [[تجاوز]] از حدود [[عدل]] و [[حق]] است. | |||
==قسمت سوم: حقوق عقاید و آراء در تشریع الهی== | ==قسمت سوم: حقوق عقاید و آراء در تشریع الهی== | ||
چهارچوب و حدود آزادی عقیده در شریعت الهی دقیقاً با حدود و چهارچوبی که به حکم عقل سلیم و آزاد برای عقیده مقرّر است تطابق کامل دارد. | چهارچوب و حدود آزادی عقیده در شریعت الهی دقیقاً با حدود و چهارچوبی که به حکم عقل سلیم و آزاد برای عقیده مقرّر است تطابق کامل دارد. | ||