مرجعیت دینی اهل بیت
- این مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:
- در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل مرجعیت دینی اهل بیت (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.
مرجعیت دینی اهل بیت(ع) به معنای محل رجوع بودن ایشان در امور دینی است. از آنجا که دین اسلام آخرین و کاملترین ادیان است و با توجه به اینکه در زمان حیات پیامبر(ص)، امکان بیان تمام احکام وجود نداشت، لذا بعد از ایشان باید مرجع و راهنمای معصوم وجود داشته باشد تا احکام اسلامی را برای مردم بیان کرده و آنان را هدایت کند. براساس ادلۀ عقلی و نقلی، این شأن برای اهل بیت(ع) ثابت شده است.
مقدمه
از جمله شئونی که برای اهل بیت(ع) مطرح شده است، مرجع دین بودن در احکام و معارف اسلامی و قرآنی است که با قطع شدن وحی و رحلت پیامبر به ایشان که جانشینان آن حضرتند، منتقل شده است[۱].
مفهومشناسی مرجعیت دینی
مرجعیت در لغت به معنای محل رجوع بودن است. افراد هر جامعه با توجه به تخصصهایی که دارند محل رجوع دیگران بوده و گفته ایشان در آن امور مورد قبول همگان است. پیامبران نیز با توجه به ارتباطشان با عالم غیب از طریق وحی، محل رجوع دیگران در امور دینی هستند که از آن به مرجعیت دینی تعبیر میشود و گفته ایشان در ابلاغ و تبیین آموزههای دینی حجت بر دیگران است و بعد از ایشان به دلیل جلوگیری از انحراف در دین و آموزههای آن کسانی که همچون پیامبران، معصوم بوده و همچنان ارتباطشان با عالم غیب از طریق الهام و نه وحی، برقرار است میتوانند عهده دار این مسوولیت باشند[۲].
ضرورت مرجعیت دینی
دین یعنی راه و رسم زندگی که مؤمن و کافر همه دارای دین هستند چراکه هیچ کس از داشتن راه و روشی برای رسیدن به هدف خویش بی نیاز نیست و از آنجایی که سازنده، کاملترین شناخت را نسبت به شیء سازنده دارد، فقط اوست که میتواند برنامه ای بی نقص را برای آن تهیه کند و در مورد انسان خداوند که خالق اوست برنامه ای ارائه داده که از آن به دین تعبیر میشود و چون ارتباط مستقیم میان خداوند با انسانها امکانپذیر نیست این دستورات در قالب کتاب آسمانی توسط پیامبران برای انسان فرستاده شده است و ایشان را به محتویات کتاب آگاه ساخته تا آن را به انسانها ابلاغ کند و بعد از ایشان نیز از روی لطف این کار را به جانشینان آنها که همچون خودشان معصوم و آگاه به تفسیر کتاب الهی هستند سپرده است. لذا خلقت با پیامبر آغاز و با خلیفه وی پایان میپذیرد، تا انسان در هیچ برهه ای از زمان بدون کتاب و مُبیّن آن نباشد[۳].
به بیانی دیگر پیروی صحیح از چیزی یا کسی به عنوان "مرجع" عبارت است از پیروی ناقص از کامل (جاهل از عالم) که در آیۀ ﴿أَ فَمَن يهَْدِى إِلىَ الْحَقِّ أَحَقُّ أَن يُتَّبَعَ أَمَّن لَّا يهَِدِّى إِلَّا أَن يهُْدَى﴾[۴] به آن اشاره شده است و باید دانست شرط بینیازی انسان از هدایت دیگران این است که از هدایت ویژۀ خداوند برخوردار باشد. علاوه بر دلیل نقلی، استدلال عقلی نیز بر ضرورت مرجعیّت و لزوم استمرار مرجعیّتی مصون از خطا دلالت دارد: یک جامعه نیازمند مرجعیّتی پیدرپی و مصون از خطاست. از جمله دلایل نیازمندی جامعۀ دینی به مرجعیّت، این است که مردم در شناخت، شناساندن و اجرای دین، از خطا مصون نیستند. بنابراین اگر مرجع نیز از خطا و لغزش مصون نباشد، به مرجع دیگری نیاز است و اگر او نیز مصون نباشد، باز هم مرجع دیگری نیاز است و لازمۀ آن تسلسل بوده که باطل است[۵]. روش و سیرۀ عقلا نیز از گذشته، بر این بوده که برای یافتن پاسخ پرسشهای خویش، همواره به متخصصان و خبرگان در همان دانش و حرفه مراجعه میکردهاند[۶].
دلایل مرجعیت دینی اهل بیت
- دلیل عقلی (تبیین معارف): از طرفی در مدت زمانی که پیامبر(ص) نقش رسالت و پیامبری را عهده دار بود، این ظرفیت وجود نداشت که همۀ احکام برای مردم بیان شود؛ از طرفی دیگر ممکن نیست چنین دینی ناقص بیان شود، لذا نیاز به یک راهنما و مرجع دینی در جامعه کاملا احساس میشد و با توجه به آیات و روایات در مییابیم خلاء این مرجعیت تنها به واسطۀ ائمه پرمیشود[۷]، چراکه اهلبیت تمام علوم و معارف اسلامی را از پیامبر اکرم(ص) (باواسطه یا بدون واسطه) گرفته و بدون هیچ کم و کاست و خطا و اشتباهی به مردم و جامعۀ اسلامی ابلاغ نموده و تبیین و تفسیر آنرا به عهده دارند[۸].[۹]
- دلایل قرآنی: آیاتی از قرآن کریم دلالت بر مرجعیت دینی ائمه(ع) بعد از رسول اکرم(ص) دارند؛ برخی از این آیات عبارتاند از: آیه تطهیر [۱۰]؛ آیه اولی الامر[۱۱]؛ آیه اهل الذکر [۱۲]؛ آیه صادقین [۱۳]؛ آیه ثم اهتدی[۱۴]؛ آیه مباهله [۱۵] و آیات دیگری مانند: آیۀ علم الکتاب[۱۶]؛ آیۀ اعتصام[۱۷]؛ آیۀ مس کتاب[۱۸]؛ آیۀ اوتوالعلم[۱۹] و آیۀ اصطفاء[۲۰].[۲۱]
- دلایل روایی: برخی از روایات هم بر مرجعیت دینی اهل بیت(ع) دلالت دارند مانند: حدیث ثقلین[۲۲]؛ حدیث سفینه[۲۳]؛ حدیث منزلت[۲۴] و حدیث امان [۲۵].[۲۶].
- واقعیات خارجی: بعد از رحلت پیامبر اسلام(ص) همان کسانی که جانشین آن حضرت را از صحنه خلافت و سیاست کنار گذاشته بودند در مشکلات علمی و اعتقادی و سیاسی به ایشان پناه آورده و پاسخ خود را دریافت میکردند، این ادعا چنان روشن است که جایی را برای انکار باقی نگذاشته است، تا آنجا که میگویند: عمر بن خطاب در بیست و سه مسأله به علی(ع) رجوع کرد[۲۷] و هر بار اظهار میداشت "لولا علی لهلک عمر" یعنی اگر علی(ع) نبود عمر هلاک میشد. همین روش در میان امامان ادامه داشت تا جایی که ابوحنیفه، یکی از امامان اهل سنت میگوید: «اگر آن دو سال شاگردی در خدمت امام صادق(ع) نبود من هلاک میشدم»[۲۸].[۲۹]
مرجعیت دینی امامان از دیدگاه شیعه و اهل سنت
- شیعه: شیعه معتقد است همانگونه که پیامبر معارف دینی را از منبعی خطاناپذیر گرفته و در اختیار مردم میگذاشت، بعد از او افرادی خاص دارای همین منزلت و منصبند[۳۰] و به دلیل عصمت و ارتباط ائمه با عالم غیب از طریق الهام و نه وحی، تبیین و تفسیر آنان از آموزههای دینی مانند پیامبر، حجت الهی خواهد بود[۳۱]. در مدت زمان پیامبری نبی مکرم، چنین ظرفیتی نبود که همه احکام برای مردم بیان شود و امکان هم ندارد که چنین دینی، ناقص بیان شده باشد، لذاست که نیاز به امام روشن است[۳۲].
- اهل سنت: اهل سنت معتقدند پیامبر اکرم(ص) همۀ آنچه که برای سعادت بشر لازم بود را بیان کردند و با رحلت او بیان واقعی احکام به دور از هرگونه خطا و اشتباهی به پایان رسید و به تدریج این اندیشه که صحابۀ پیامبر(ص) در تفسیر دین از صلاحیت بیشتری نسبت به دیگران برخوردارند، قوت گرفت تا جایی که این افراد تمام تلاششان را برای از بین بردن موقعیت اجتماعی ائمه به کار گرفتند[۳۳]، اما اهل سنت به دلیل انکار شرط عصمت و ارتباط با عالم غیب در امامت از یکسو و پذیرفتن عدم عصمت خلفای راشدین و خطاهای علمی آنان، نمیتوانند امام و حاکم را به وصف "مرجعیت علمی و دینی" متصف نمایند[۳۴].
حوزههای مرجعیت اهل بیت(ع)
حوزههایی که اهل بیت(ع) در آن مرجع دینی مسلمین شناخته شدهاند به دو بخش تقسیم میشود:
- حوزههای اعتقادی، فقهی و اخلاقی: ائمه(ع) در حوزههای اعتقادی، فقهی و اخلاقی مرجع امت اسلامی اند به طوری که محدثین به صورت ویژه به ضبط روایات امامان پرداختهاند. علاوه براینکه ائمه(ع) نیز به نقش خود در این سه بُعد، به ویژه در احکام فقهی تأکید کردهاند چنانکه امام صادق(ع) فرمود: «همواره زمین به گونهای است که برای خداوند در آن حجتی است که حلال و حرام را شناسانده و مردم را به سمت خدا دعوت میکنند»[۳۵].[۳۶]
- حوزۀ نظارتی اهل بیت برای جلوگیری از انحرافات دینی: امام وظیفه دارد بر دین مردم نظارت داشته باشد تا اگر بدعتی ایجاد شد بتواند دین را به حالت صحیح برگرداند. امام صادق(ع) فرمودند: «همانا زمین خالی نمیشود، مگر آنکه در آن امامی است تا هرگاه مؤمنان چیزی را به دین افزودند، آن را برگرداند و اگر از آن چیزی را کم کردند، آن را تمام کند»[۳۷]. همچنین ایشان وظیفۀ رفع اختلافهای مردم در تفسیر دین و جلوگیری از جریانهای انحرافی را هم عهده دار بودند[۳۸].
خاتمیت و مرجعیت اهل بیت
مرجعیت علمی و دینی اهل بیت(ع) تعارضی با ختم نبوت ندارد و با رحلت پیامبر اکرم(ص) تنها "ولایت تشریعی"[۳۹] حضرت پایان پذیرفت ولی بقیه شئون پیامبر از جمله "ولایت تفسیری" آن حضرت پابرجاست و این مقام که همان مرجعیت علمی و دینی امامان معصوم است عبارت است از تعلیم و تبیین و تفسیر دین که به امامان معصوم(ع) تفویض شده است و نه تنها این با ختم نبوت در تعارض و ناسازگاری نیست، بلکه لازمۀ آن و ادامه دهندۀ شریعت پیامبر اکرم(ص) است [۴۰].
جستارهای وابسته
منابع
قدردان قراملکی، محمد حسن، امامت.
امینی، علی رضا؛ جوادی، محسن، معارف اسلامی ج۲.
فاریاب، محمد حسین، بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت.
سعیدی مهر، محمد؛ دیوانی، امیر، معارف اسلامی ج۲.
رضوانی، علی اصغر، مرجعیت دینی اهل بیت و پاسخ به شبهات.
رفیعی، محسن و شریفی، معصومه، مبانی مرجعیت علمی اهل بیت رسول خدا از دیدگاه اهل سنت.
سبحانی، سیدمحمد جعفر، مرجعیت علمی امامان.
پانویس
- ↑ ر.ک: سبحانی، سید محمد جعفر، مرجعیت علمی امامان(ع)، صراط، ش۱۱، زمستان ۱۳۹۲.
- ↑ ر.ک. قدردان قراملکی، محمد حسن، امامت، ص ۴۲؛ فاریاب، محمد حسین، بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت ص: ۲۲۲ ـ ۲۳۵؛ سبحانی، سید محمد جعفر، مرجعیت علمی امامان(ع)، صراط، ش۱۱، زمستان ۱۳۹۲؛ رضوانی؛ علی اصغر، مرجعیت دینی اهل بیت و پاسخ به شبهات، ص۱۳.
- ↑ ر.ک: طباطبایی، سید محمد حسین، قرآن در اسلام؛ رفیعی، محسن؛ شریفی، معصومه؛ مبانی مرجعیت علمی اهل بیت رسول خدا از دیدگاه اهل سنت؛ اندیشه تقریب؛ تابستان ۱۳۹۰؛ ص ۱۸.
- ↑ «آيا آنكه به حقّ رهنمون مى گردد سزاوارتر است كه پيروى شود يا آنكه راه نمى يابد»؛ سورۀ یونس، آیۀ ۳۵.
- ↑ برای آگاهی بیشتر، ر.ک: ربـّانی گلپایگانی، علی، عقاید استدلالی و خواجه نصیرالدین طوسی، کـشف المراد شرح تجرید الاعتقاد، شرح: جمال الدین علاّمه حلّی.
- ↑ ر.ک: رفیعی، محسن؛ شریفی، معصومه؛ مبانی مرجعیت علمی اهل بیت رسول خدا از دیدگاه اهل سنت؛ اندیشه تقریب؛ تابستان ۱۳۹۰؛ ص ۱۳ ـ ۱۵.
- ↑ ر.ک. امینی، علی رضا؛ جوادی، محسن، معارف اسلامی، ص۱۰۱ ـ ۱۰۴.
- ↑ مطهری، مرتضی، امامت و رهبری، ص ۵۴؛ همان، ص ۹۳ ـ ۹۵.
- ↑ ر.ک: سبحانی، سید محمد جعفر، مرجعیت علمی امامان(ع)، صراط، ش۱۱، زمستان ۱۳۹۲.
- ↑ سورۀ احزاب، آیۀ 33.
- ↑ سورۀ نساء، آیۀ 59.
- ↑ سورۀ نحل، آیۀ ۴۳.
- ↑ سورۀ توبه، آیۀ 19.
- ↑ سورۀ طه، آیۀ 82.
- ↑ سورۀ آل عمران، آیۀ 61.
- ↑ سورۀ رعد، آیۀ ۴۳.
- ↑ سورۀ آل عمران، آیۀ ۱۰۳.
- ↑ سورۀ واقعه، آیۀ ۷۷ ـ ۷۹.
- ↑ سورۀ عنکبوت، آیۀ ۴۹
- ↑ سورۀ فاطر، آیۀ ۳۱ ـ ۳۳.
- ↑ ر.ک: رفیعی، محسن؛ شریفی، معصومه؛ مبانی مرجعیت علمی اهل بیت رسول خدا از دیدگاه اهل سنت؛ اندیشه تقریب؛ تابستان ۱۳۹۰؛ رضوانی؛ علی اصغر، مرجعیت دینی اهل بیت و پاسخ به شبهات؛ فاریاب، محمد حسین، بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت.
- ↑ کمال الدین، ج۱، ص ۲۳۴؛ متقی هندی، کنزالعمال، ج ۱، ص ۱۸۵ و ۱۸۶
- ↑ حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج ۲،ص ۳۴۳؛ طبرانی، المعجم الأوسط، ج ۵، ص ۳۰۶؛ سیوطی، الدرالمنثور، ج ۱، ص ۳۷۳.
- ↑ کافی، ج۸، ص۱۰۷.
- ↑ حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج ۳، ص ۱۴۹؛ متقی هندی، کنزالعمال، ج ۱۲، ص ۱۰۲.
- ↑ ر.ک: رضوانی؛ علی اصغر، مرجعیت دینی اهل بیت و پاسخ به شبهات؛ رفیعی، محسن؛ شریفی، معصومه؛ مبانی مرجعیت علمی اهل بیت رسول خدا از دیدگاه اهل سنت؛ اندیشه تقریب؛ تابستان ۱۳۹۰؛ سبحانی، سید محمد جعفر، مرجعیت علمی امامان(ع)، صراط، ش۱۱، زمستان ۱۳۹۲.
- ↑ ابن شهرآشوب، محمد، المناقب، ج ۱، ص ۳۰۹؛ القندوزی الحنفی، سلیمان بن الشیخ ابراهیم الحسینی البلخی، ینابیع المودة، ج ۱، باب ۱۴، ح، ص ۲۲۷؛ امینی، شیخ عبدالحسین، الغدیر، ج ۳، ص ۹۷.
- ↑ مختصر التحفه الاثنی عشریه، محمود الآلوسی، ص ۸؛ الطوسی، ابی جعفر محمد بن الحسن، تلخیص الشافی، ج ۱، ص ۲۱۰؛ سبحانی، جعفر، الاعتصام بالکتاب والسنة، ص ۳۴۸.
- ↑ ر.ک: سبحانی، سید محمد جعفر، مرجعیت علمی امامان(ع)، صراط، ش۱۱، زمستان ۱۳۹۲.
- ↑ ر.ک. امینی، علی رضا؛ جوادی، محسن، معارف اسلامی، ج۲، ص۱۰۱ - ۱۰۴.
- ↑ ر.ک. قدردان قراملکی، محمد حسن، امامت، ص ۴۲.
- ↑ ر.ک. امینی، علی رضا؛ جوادی، محسن، معارف اسلامی، ج۲، ص۱۰۱ - ۱۰۴.
- ↑ ر.ک. امینی، علی رضا؛ جوادی، محسن، معارف اسلامی، ج۲، ص۹۱ – ۹۵؛ سعیدی مهر، محمد؛ دیوانی، امیر، معارف اسلامی، ص۹۱ ـ ۹۵.
- ↑ ر.ک. قدردان قراملکی، محمد حسن، امامت، ص ۴۲.
- ↑ «مَا زَالَتِ الْأَرْضُ إِلَّا وَ لِلَّهِ فِیهَا حُجَّةٌ یَعْرِفُ الْحَلَالَ وَ الْحَرَامَ وَ یَدْعُو النَّاسَ إِلَی سَبِیلِ اللَّهِ»؛ الغیبة نعمانی، ص۱۳۸.
- ↑ ر.ک: فاریاب، محمد حسین، بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت ص: ۲۲۲ – ۲۳۵.
- ↑ «إِنَّ الْأَرْضَ لَا تَخْلُو إِلَّا وَ فِیهَا إِمَامٌ کَیْمَا إِنْ زَادَ الْمُؤْمِنُونَ شَیْئاً رَدَّهُمْ وَ إِنْ نَقَصُوا شَیْئاً أَتَمَّهُ لَهُمْ»؛ کافی، ج۱، ص۱۷۸.
- ↑ ر.ک. فاریاب، محمد حسین، بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت، ص ۲۲۲ تا ۲۳۵.
- ↑ ولایت تشریعی به معنای تنظیم و تدبیر شئون فرد و جامعه در همه ابعاد زندگی از طریق جعل قانون و حکم است.
- ↑ ر.ک: سبحانی، سید محمد جعفر، مرجعیت علمی امامان(ع)، صراط، ش۱۱، زمستان ۱۳۹۲.