بارق

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Jaafari (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۱۳ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۰۸:۳۰ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

مقدمه

بارق جایی است در ساحل فرات که به الخورنق و السدیر متصل است. یاقوت حموی آن را آبی دانسته در عراق و آن را مرز بین قادسیه و بصره عنوان کرده و از نواحی کوفه به شمارَش آورده است. وی با آوردن این مطلب که شاعران، بسیار از بارق یاد کرده‌اند من باب نمونه بیتی از اسود بن یعفر را شاهد قرار می‌‌دهد: اهل الخورنق و السدیر و البارق و القصر ذی الشّرفات من سنداد[۱] اما مناسبتی بین بارق با بصره و قادسیه وجود ندارد. در نزدیکی کوفه به حیره و خورنق و سدیر شکی نیست اما این که بصره با بارقی که نزدیک خورنق و سدیر و از عمّال کوفه است هم مرز است تردید وجود دارد ضمن این که در شعر هم، به نزدیکی بارق به دو مورد اخیر - یعنی خورنق و سدیر - اشاره شده است نه بصره. امروزه نام بارق، برای مردم نامی شناخته شده نیست. بارق را همچنین کوهی در عراق و در نزدیکی کوفه گفته ان که به واسطه اسکان گروهی از مردم بنی بارق[۲] در آن، این کوه «جبل بارق» نامیده شد.[۳].[۴]

نسب بارق

مردم این طایفه از عرب‌های قحطانی[۵] و از شاخه‌های قبیله بزرگ خزاعه و ازد اند[۶] که نسب از سعد بن عدی بن حارثة (خزاعه) بن عمرو مزیقیاء بن عامر ماءالسماء بن حارثة بن امروالقیس بن ثعلبة بن مازن بن ازد می‌برند[۷]. نام اصلی بارق را «سعد» گفته‌اند[۸]. در این که چرا به آنان‌ ‌بارق گفته شده‌، روایات‌ مختلف‌ است‌؛ برخی‌ نام‌ قبیله‌ را برگرفته‌ از نام‌ رشته‌کوهی‌ نزدیک‌ سَراة‌[۹] و بعضی‌ دیگر بارق را نام کوهی در سواد (عراق) در نزدیکی کوفه دانسته‌اند که سعد (بارق) بن عدی بن حارثه در آن منزل گرفت[۱۰]. عده‌ای نیز بر آن‌اند که سعد بن عدی بن حارثه تنها به این دلیل بارق نامیده شد که با قومش برای یافتن چراگاه، رعد و برق را دنبال می‌کرد[۱۱]. بعضی هم بارق را نه نام یک کوه یا صفت فرد، بلکه نام آبی دانسته‌اند در سراة که هر کس در ایام سیل ارم (عرم) در نزد آن منزل کرده و از آن آشامیده بود، بارقی لقب گرفته شد و چون سعد بن عدی بن حارثه و برادرزادگانش مالک و شبیب پسران عمرو بن عدی در کنارش منزل کرده بودند، همگی بدان نام، بارقی خوانده شدند[۱۲]. ابن هشام (م ۲۱۸ هجری) و یعقوبی (م ۲۸۴ هجری) هم با وسعت بخشیدن به دایره تعریف بارق، از تمامی فرزندان عدی بن حارثه تحت عنوان بنی بارق یاد کرده‌اند[۱۳]. شاید از همین رو است که برخی منابع در ذکر شاخه‌های این قبیله، از بنی مُلادِس، بنی أَلمَع و بنی شَبیب فرزندان عمرو بن عدی -برادر بارق بن عدی- با وجود این که از نسل بنی سعد بن عدی نیستند در شمار شعب و فروعات بنی بارق یاد کرده‌اند[۱۴].

در جمع‌بندی آنچه گفته شد چنین می‌توان نتیجه گرفت که بارق چه لقب فردی باشد و چه برگرفته از نام کوه یا آبی باشد، بارقیون فرزندان سعد بن عدی بن حارثه و بنی اعمامی که به آنها پیوسته‌اند، می‌باشند. ابن کلبی (م ۲۰۴ هجری) فرزندی به نام کنانه برای بارق یا همان سعد بن عدی بن حارثه -نیای‌ قبیله‌- برشمرده و از عوف و ثعلبه و انمار به عنوان فرزندان کنانه نام برده[۱۵]، بنیان دودمان بنی بارق را بر اساس این فرزندان و فرزندان دیگری که از نسل این سه برادر پدید آمدند، دانسته است. این در حالی است که برخی دیگر از مصادر از: مسبعه، لحمه، حذیم، عبداللّه، هیدبان، أصمّ، شهران و وسل در شمار فرزندان بارق یاد کرده، طایفه بارق را از نسل این هشت فرزند عنوان کرده‌اند[۱۶].[۱۷]

منازل و مساکن بارق

خاستگاه اولیه این قوم را یمن گفته‌اند؛ تا این که پس از کوچیدن از یمن، در «سراة» -سلسله ارتفاعاتی میان تهامه و نجد که از سرزمین یمن به سمت شام امتداد یافته است،- ساکن شدند[۱۸]. سراة در پی تخریب سد ارم، پذیرای گستردهترین مهاجرت ازدیان -از جمله بارقی‌ها- بود. از آن پس به ازدیانی که ساکن سراة شدند، «ازد سراة» گفته شده است. همدانی (م ۳۳۸ هجری) در کتاب خود، طوایف و تیرههای ازدی را که به سراة مهاجرت کرده بودند را قبایل حجر بن هنو، لهب، ناه، غامد، گروه‌هایی از دوس، شکر، بارق، حاء، علی بن عثمان، نمر، حوالة ثمالة، سلامان، بقوم، شمران و عمرو عنوان کرده[۱۹]، سپس در بیان سکونت هر یک از آنان، به سراة خاص آنان اشاره کرده است[۲۰]. دیگر منابع هم، از جبال سراة و بارق و نیز کوه مجاور آن به عنوان یکی از منزلگاه‌های این قوم تا ظهور اسلام یاد کرده آورده‌اند: طوایفی از ازدیان -متشکل از ازد شنوءه غامد، دوس و بارق،- در راه مهاجرت از ارض سبا، به جبال سراة و مناطق بالادست [یا سرزمین‌های اطراف آن،] به کوهی به نام «شنّ» و نیز کوهی که بدان «بارق» گفته می‌شد و کوهی دیگر در آن حوالی، که جملگی از مساکن قومی کهلانی به نام بنی خَثعَم بن اَنمار بود، رسیدند و طی نبردی سخت با ساکنان این سرزمین، آنها را مغلوب، و با بیرون راندن‌شان از آنجا، خود در این سرزمین و کوه‌های آن ساکن شدند و تا ظهور اسلام همچنان در آن ماندگار شدند[۲۱].

علاوه بر این مناطق، برخی مصادر هم، از اطراف کوفه[۲۲] به عنوان دیگر موطن این قوم نام برده‌اند. در برخی منابع، -بنا به توسعه‌ای که آنها از تعریف بنی بارق ارائه داده‌اند،-[۲۳] عمان و سپس بحرین و هجر[۲۴] و نیز شام[۲۵]، از مساکن دیگر این قوم ذکر شده است. ضمن این که بعضی از مصادر هم، از تهامه به عنوان مسکن این قوم و نیز اقوامی نظیر: غامد و احجن و جنادبه و زهران و... ذکری به میان آورده‌اند[۲۶]. این عده بواسطه عدم حمایت از قومشان در جنگ با جرهم، از قوم خود جدا افتاده بودند و روابط تیره‌ای با آنها داشتند[۲۷]. با آغاز دوران اسلامی، علاوه بر یمن، عراق و شهرهای آن از جمله کوفه و واسط[۲۸] منزل جمعی از مردم بارق قرار گرفت. بارقی‌ها بخش قابل توجهی از جمعیت کوفه را به خود اختصاص داده بودند[۲۹]؛ چندان که ازدیان کوفه متشکل از قبایل اوس، خزرج، خزاعه و اسلم در کنار گروه‌هایی از بارق، غافق، ثماله و غامد بخشی از جمعیت اسباع کوفه را تشکیل داده بودند[۳۰]. ایران و برخی شهرهای آن -از جمله بخارا- هم، منزل برخی از مردان این قوم گزارش شده است[۳۱].[۳۲]

منابع

پانویس

  1. یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۳۱۹.
  2. فرزندان سعد بن عدی بن حارثة بن عمرو بن مزیقیاء ازدی.
  3. بکری، معجم ما استعجم، ج۱، ص۲۲۱؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۳۱۹.
  4. بلادی، عاتق بن غیث، معجم المعالم الجغرافیة فی السیرة النبویة ص۳۹-۴۰.
  5. قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب ‌العرب، ص۱۶۹؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۵۷.
  6. عوتبی صحاری، الانساب، ج۲، ص۶۰۰؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب ‌العرب، ص۱۶۹؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۵۷.
  7. ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج‌۲، ص۴۶۳؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۰۴؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۶۷؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب ‌العرب، ص۱۶۹.
  8. ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۴۶۳؛ ابن درید، الاشتقاق، ص۴۸۰؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۶۷؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۱، ص۱۰۷ و...
  9. ‌ابن درید، الاشتقاق، ص۴۸۰؛ یاقوت‌ حموی‌، معجم البلدان، ج۱، ص۳۱۹. نیز ر.ک: سمعانی، الأنساب، ج۲، ص۲۸.
  10. بکری، معجم ما استعجم، ج۱، ص۲۲۱.
  11. عوتبی صحاری، الانساب، ج۲، ص۶۰۰. نیز ر.ک: ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۴۶۴؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۰۴.
  12. ابن عبد البر، الانباه علی قبائل الرواة، ص۱۰۸؛ یاقوت‌ حموی‌، معجم البلدان، ج۱، ص۳۱۹.
  13. ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۰۴؛ یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۱، ص۲۰۴.
  14. ابن درید، الاشتقاق، ص۴۸۱؛ عوتبی صحاری، الانساب، ج۲، ص۶۰۳. نیز ر.ک: ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۲، ص۱۸۴.
  15. ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۴۶۳-۴۶۴.
  16. سمعانی، الأنساب، ج۲، ص۶۰۱.
  17. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت.
  18. بکری، معجم ما استعجم، ج۱، ص۶۳؛ ابن‌ درید، الاشتقاق، ص۴۸۰؛ یاقوت‌ حموی‌، معجم البلدان، ج۱، ص۳۱۹. این ارتفاعات، خود به چند قسمت تقسیم می‌شود و به مجموع آنها «سَرَواة» اطلاق می‌شود. (یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۳، ص۲۰۴-۲۰۵.)
  19. حسن بن احمد همدانی، صفة جزیرة العرب، ص۳۳۰. نیز ر.ک: عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۱۶.
  20. حسن بن احمد همدانی، صفة جزیرة العرب، ص۱۳۰-۱۳۱.
  21. بکری، معجم ما استعجم، ج۱، ص۶۳؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۳۱۹-۳۲۰؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۳۳۱.
  22. بکری، معجم ما استعجم، ج۱، ص۲۲۱؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۵۷.
  23. بنا بر تعریف کسانی که از تمامی فرزندان عدی بن حارثه، تحت عنوان بنی بارق یاد کرده‌اند. (ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۰۴؛ یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۱، ص۲۰۴)
  24. یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۱، ص۲۰۴.
  25. این منابع، بنی ألمع و بنی شبیب را در شمار ساکنان شام ذکر کرده‌اند. (عوتبی صحاری، الانساب، ج۲، ص۶۰۳)
  26. یاقوت‌ حموی‌، معجم البلدان، ج۵، ص۳۶.
  27. یاقوت‌ حموی‌، معجم البلدان، ج۵، ص۳۶-۳۷.
  28. ر.ک: ابن ابی‌حاتم، الجرح و التعدیل، ج۳، ص۲۴۴.
  29. ر.ک: شیخ طوسی، رجال الطوسی، ص۱۸۷ ۲۸۴؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۴، ص۲۱۴؛ عوتبی صحاری، الانساب، ج۲، ص۶۰۰.
  30. خلیفة بن خیاط، الطبقات، ص۲۵۲-۲۵۳.
  31. المزی، تهذیب الکمال، ج۳۱، ص۲۵۴-۲۵۵؛ ابن حجر عسقلانی، تهذیب التهذیب، ج۱۱، ص۱۶۹.
  32. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت.