بحر در قرآن

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Jaafari (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۶ اکتبر ۲۰۲۲، ساعت ۱۰:۰۹ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

بحر

﴿وَإِذْ فَرَقْنَا بِكُمُ الْبَحْرَ فَأَنْجَيْنَاكُمْ وَأَغْرَقْنَا آلَ فِرْعَوْنَ وَأَنْتُمْ تَنْظُرُونَ[۱]. ﴿وَجَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتَوْا عَلَى قَوْمٍ يَعْكُفُونَ[۲].

از واژه‌هایی که در قرآن به کار برده شده است واژه «بحر» است. بحر آن طور که جا افتاده است دریا معنی می‌شود. باری، واژه بحر در مفردات چنین تعریف گردیده است: «معنی اصلی بحر هر مکان وسیعی است که آب زیادی را در خود جمع کرده است و این معنی و صفی و ریشه‌ای بحر است»[۳]. «از آنجا که در آیه گذشته اشاره اجمالی به نجات بنی اسرائیل از چنگال فرعونیان شده آیه مورد بحث در حقیقت توضیحی بر چگونگی این نجات است که خود نشانه‌ای است از نعمت‌های بزرگ پروردگار بر بنی اسرائیل»[۴].

موسی با قومش از مصر خارج شدند و زنان بنی اسرائیل زیور آلات عاریه را با خود بردند. وقتی این خبر به گوش فرعون رسید به سختی ناراحت شد و درصدد تعقیب آنها بر آمد. در این میان بادی سهمگین دریا را توفانی کرد و موج‌هایی هم چون کوه برخاست. یوشع بن نون پیش آمد و گفت: ای موسی! دستور چیست؟ فرعون و سپاهیانش رسیدند و دریا هم در پیش است. موسی گفت: دستور این است که از همین نقطه دریا عبور کنیم. یوشع جلو رفت و اسب خود را نیز به دریا زد، ولی نتوانست عبور کند و به نزد موسی برگشت. به دنبال او دیگران نیز خواستند پیش روند، ولی امواج دریا را پیش روی خود مشاهده کرده و جرئت پیش روی نکردند. در این وقت بود که وحی الهی راه عبور از دریا را نشان داد و هدایت حق، بنی اسرائیل را فرا گرفت و به موسی وحی شد: «عصای خود را به دریا بزن»[۵].[۶]

بحر

﴿وَجَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتَوْا عَلَى قَوْمٍ يَعْكُفُونَ[۷]. این آیه ناظر به هلاکت فرعون، نجات بنی اسرائیل و ورود به بیت المقدس همراه با بنی اسرائیل می‌باشد.

«موسی مأمور شد بنی اسرائیل را با خود به سوی فلسطین ببرد. در تورات نقل شده که فرعون پس از دیدن آن آیات برای آنکه از دست موسی نجات یابد و دوباره به عذاب دیگری دچار نشود، دستور آزادی و خروج آنها را صادر کرد، اما پس از خروج آنها پشیمان شد و به تعقیب آنان پرداخت، ولی از قرآن کریم چنین به دست می‌آید که این خروج به دستور الهی و وحی صورت گرفت»[۸]. بنا به عقیده دکتر شوقی ابوخلیل: «عبور مشهور موسی در شمال خلیج سوئز (عیون موسی) با در دریاچه‌های تلخ رخ داد که طی آن منفتاح غرق شد»[۹]. در توضیح کلی؛ همین نویسنده آورده است: «عبور از رود اردن در منطقه اریحا بوده است»[۱۰]. با تکیه بر منابع بسیار تاریخی و نظرات اغلب مفسرین، عبور حضرت موسی و بنی اسرائیل از «رود نیل» بوده است.[۱۱]

بحر

﴿وَاسْأَلْهُمْ عَنِ الْقَرْيَةِ الَّتِي كَانَتْ حَاضِرَةَ الْبَحْرِ...[۱۲].

تذکر

پیش از ورود به بحث، تذکر یک نکته به عنوان مقدمه لازم است: برخی بزرگان و علما در تفسیر آیات ۱۶۱ تا ۱۶۳ سوره اعراف بیان می‌دارد: در این آیات چند قسمت دیگر از داستان‌های بنی اسرائیل و نافرمانی‌های ایشان نقل شده که به خاطر نقض عهدی که کردند خداوند به عقوبت گرفتارشان کرده است و از ستمگران کسانی را برایشان مسلط کرده که شکنجه شان داده‌اند. صاحب المیزان در خصوص آیه ۱۶۳ اختصاصاً می‌فرماید: مقصود از حاضر دریا بودن در نزدیکی دریا و مشرف به آن قرار داشتن است[۱۳]. حال بر پایه سخن و دقت در خود آیه، که عبارت قریه را به کار برده است به قریه دقیق می‌شویم: مقصود از قریه همان سرزمینی است که در بیت المقدس واقع بوده و بنی اسرائیل مأمور شدند آن شهر را فتح نموده و یا اهل آنجا را که از عمالقه بوده‌اند جنگیده و ایشان را هزیمت دهند و شهر را تصرف کنند. بنی اسرائیل از این مأموریت سرباز زده و در نتیجه به سرگردانی در بیابان تیه مبتلا شدند[۱۴].[۱۵]

کلیدی برای یک قفل

اگر قریه همان سرزمینی است که بنا به فرموده برخی بزرگان در بیت المقدس واقع بوده است پس معلوم می‌شود که آن شهر، خود بیت المقدس نبوده ولی تعلق آن به هر بیت المقدس اجتناب ناپذیر است. آیه «به صحنه دیگری از تاریخ پر ماجرای یهود اشاره می‌کند که مربوط به جمعی از آنها بود که در ساحل دریا زندگی می‌کردند. خدا به این جمعیت به عنوان آزمایش دستور داد که روز شنبه را بزرگ دارند و دست از صید ماهی بکشند و مشغول عبادت شوند، در روز شنبه ماهیان در روی آب ظاهر می‌شدند در حالی که در غیر این روز کمتر آشکار می‌شدند همه آنها بر خلاف فرمان خدا در روز شنبه به صید رفتند. خدا به این جهت آنها را آزمایش کرد»[۱۶].[۱۷]

اریحا

جای بسی شگفتی است که تا آنجا که برایم مطالعه آثار دست داد در هیچ یک از آنها به نام اریحا برنخوردم با این حال نبود اشاره به اریحا، دلیل مطرح کردن این مکان به عنوان «ساحل یا نزدیک دریا» نمی‌تواند باشد چه اریحا در غروب رود اردن و شمال غرب دریاچه نمک (بحر المیت) قرار دارد. مؤلف «البئر» اریحا را نزدیک بیت المقدس دانسته[۱۸] و تعریف اریحا از زبان ابن اثیر به این صورت است: «اریحا عبری و در زبان‌های اروپایی جریکو Jericho گویند کهن‌ترین شهری است که تاکنون بشر ساخته است. برخی دیوارها در آن پیدا شده است که ساختمان آن به پیرامون ۸۰۰۰ تا ۶۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح می‌رسد. تصرف آن به دست یوشع بن نون، راه گشودن «ارض موعود» یا سرزمین مقدس (کنعان) را برای یهودیان باز کرد. شهر در شمال دریای مرده است و اکنون در تصرف اسرائیل است. نام «اریحا» به معنی شهر زیبای خوشبوست»[۱۹].

نتیجه: نتیجه این که ساحل دریا، یا کنار دریایی که در آیه ۱۶۳ سوره اعراف مورد اشاره قرار گرفته است محدوده جغرافیایی «اریحا» بود و «اریحا همان شهر جریکو است که در ساحل غربی رود اردن است و در ۱۰ کیلومتری شمال بحر المیت است»[۲۰].[۲۱]

بحر

﴿وَجَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَائِيلَ الْبَحْرَ...[۲۲]. این آیه هم به مرحله چهارم مبارزه حضرت موسی اشاره دارد که در آن وقتی از مصر می‌خواهند خارج شوند از دریا به اذن خداوند عبور می‌کنند و پشت سر آنان فرعونیان غرق می‌گردند. ﴿...فَاضْرِبْ لَهُمْ طَرِيقًا فِي الْبَحْرِ...[۲۳]. «موسی عصای خود را به دریا زد و ناگهان دریا بشکافت و طولی نکشید که کف آن نمودار شد. به فرمان الهی باد و آفتاب هم کمک کردند و زمین دریا را خشک و آماده عبور بنی اسرائیل نمودند و چون بنی اسرائیل دوازده تیره بودند، دوازده شکاف در آب پدیدار شد تا هر تیره‌ای از راه جداگانه عبور کند. در هر دو سوی راه‌ها آب دریا به صورت کوه‌های مرتفع روی هم بالا رفت و هم چون شیشه‌ای شفاف مشبک گردید که بنی اسرائیل یکدیگر را از آن سوی آب می‌دیدند. بدین ترتیب آسوده و سلامت از آب گذشتند»[۲۴].[۲۵]

بحر

﴿فَلَمَّا بَلَغَا مَجْمَعَ بَيْنِهِمَا نَسِيَا حُوتَهُمَا فَاتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ سَرَبًا[۲۶]. ﴿قَالَ أَرَأَيْتَ إِذْ أَوَيْنَا إِلَى الصَّخْرَةِ فَإِنِّي نَسِيتُ الْحُوتَ وَمَا أَنْسَانِيهُ إِلَّا الشَّيْطَانُ أَنْ أَذْكُرَهُ وَاتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ عَجَبًا[۲۷].

وقتی قرار باشد از حضرت موسیسخن به میان آید نمی‌توان تنها به معجزه عصا و یا دو پاره کردن دریا اکتفا کرد؛ زیرا دانشمندان قرآنی داستان خضر و موسی(ع) را با آب و تاب نقل کرده‌اند که متأثر از آیات قرآنی است و در مورد آن آیات ۶۱ و ۶۳ سوره کهف می‌باشد که در این مجال به دنبال شناخت دریایی هستیم که در کنار آن گم شدن ماهی از سبد غذایی حضرت خضر و حضرت موسی اتفاق افتاد.[۲۸]

گم شدن ماهی نشانه رسیدن به خضر

اجازه بدهید همه چیز را به اختصار از کتاب برخی پژوهشگران تعریف کنیم: «بیضاوی صاحب تفسیر معروف نقل می‌کند که موسی به خدا عرض کرد: کدام یکی از بندگانت دانشمندتر است؟ فرمود: آن کسی که علم دیگران را به علم خود و بیفزاید، شاید در این میان به سخنی برخورد که او را به هدایت راهنما گردد یا از هلاکت باز دارد. موسی عرض کرد: چگونه او را بیابم؟ بدو وحی شد یک ماهی در زنبیل بگذار و حرکت کن و در هر جا که ماهی را گم کردی، خضر آن جاست».

موسی(ع) آماده سفر شد و زنبیل با خود برداشت. به یوشع بن نون وصی خود سفارش کرد که هر کجا ماهی مفقود شد او را با خبر کند. خستگی را سبب شد که موسی و یوشع ساعتی استراحت کنند و به همین منظور به سنگی که در آنجا بود تکیه زدند و موسی در آن حال به خواب رفت. به گفته برخی در این وقت بارانی ببارید و به بدن ماهی خورد و آن ماهی زنده شد و خود را به دریا انداخت ولی یوشع فراموش کرد داستان را به موسی بگوید تا وقتی که از آنجا گذشتند و مقداری راه رفتند. در این وقت موسی(ع) که خسته و گرسنه شده بود به یوشع فرمود: غذایمان را بیاور که از این سفر خسته شده و به تعب افتاده‌ایم». این جا بود که یوشع به یاد ماهی افتاد. موسی که منتظر شنیدن همین سخن بود از راه بازگشت و احساس کام یابی نمود»[۲۹].[۳۰]

روشن‌سازی

بازگشت به آیه ۶۰ سوره کهف روشن می‌سازد که محل پیوند دو دریا، میعادگاه حضرت خضر(ع) و حضرت موسی(ع) بوده است. این دو پیامبر «به مجمع البحرین می‌رسند در آنجا ماهی خود را که برای خوراک سفرشان برده بودند، فراموش می‌کنند و ماهی حرکت می‌کند و خود را به دریا می‌رساند»[۳۱].[۳۲]

منابع

پانویس

  1. «و (یاد کنید) آنگاه را که دریا را با (ورود) شما شکافتیم پس شما را رهانیدیم و فرعونیان را در حالی که خود می‌نگریستید، غرق کردیم» سوره بقره، آیه ۵۰.
  2. «و بنی اسرائیل را از دریا گذراندیم آنگاه آنان به قومی رسیدند که به پرستش بت‌هایی که داشتند رو آورده بودند، گفتند: ای موسی! برای ما خدایی بگمار چنان که آنان خدایانی دارند، (موسی) گفت: به راستی که شما قومی نادانید» سوره اعراف، آیه ۱۳۸.
  3. مفردات، ج۱، ص۲۴۱.
  4. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱، ص۵۰.
  5. محلاتی، تاریخ انبیاء، ص۴۳۱ تا ۴۳۲.
  6. فرزانه، محرم، اماکن جغرافیایی در قرآن، ص ۲۷۸.
  7. «و بنی اسرائیل را از دریا گذراندیم آنگاه آنان به قومی رسیدند که به پرستش بت‌هایی که داشتند رو آورده بودند، گفتند: ای موسی! برای ما خدایی بگمار چنان که آنان خدایانی دارند، (موسی) گفت: به راستی که شما قومی نادانید» سوره اعراف، آیه ۱۳۸.
  8. محلاتی، تاریخ انبیاء، ص۴۳۰.
  9. اطلس قرآن، ص۷۸.
  10. اطلس قرآن، ص۸۸.
  11. فرزانه، محرم، اماکن جغرافیایی در قرآن، ص ۲۸۰.
  12. «و از ایشان درباره شهری که در کرانه دریا بود بپرس، آنگاه که (از حکم حرام بودن ماهیگیری) در روز شنبه تجاوز می‌کردند زیرا روز شنبه آنان ماهی‌هاشان نزد ایشان روی آب می‌آمدند و روزی که شنبه‌شان نبود نزد آنان نمی‌آمدند، بدین‌گونه آنها را برای آنکه نافرمانی می‌کردند، می‌آزمودیم» سوره اعراف، آیه ۱۶۳.
  13. علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، ج۸، ص۴۳۲.
  14. تفسیر المیزان، ج۸، ص۴۳۲.
  15. فرزانه، محرم، اماکن جغرافیایی در قرآن، ص ۲۸۲.
  16. خلاصه تفاسیر المیزان و نمونه، ص۴۴۸.
  17. فرزانه، محرم، اماکن جغرافیایی در قرآن، ص ۲۸۳.
  18. العبر، ص۲۵.
  19. ابن اثیر، تاریخ کامل، ج۱، ص۲۱۹.
  20. روضة الصفا، ص۷.
  21. فرزانه، محرم، اماکن جغرافیایی در قرآن، ص ۲۸۴.
  22. «و بنی اسرائیل را از دریا گذراندیم..». سوره اعراف، آیه ۱۳۸.
  23. «و به موسی وحی کردیم که بندگان مرا شب راهی کن و راهی خشک در دریا برای آنان بگشا (چنان که) نه از سر رسیدن (دشمن) بترسی و نه (از غرق شدن) بهراسی» سوره طه، آیه ۷۷.
  24. محلاتی، تاریخ انبیاء، ص۴۳۲.
  25. فرزانه، محرم، اماکن جغرافیایی در قرآن، ص ۲۸۶.
  26. «و چون به جایگاه به هم پیوستن آن دو (دریا) رسیدند ماهی خود را فراموش کردند و (ماهی) راه خود را در دریا سرازیر در پیش گرفت (و رفت)» سوره کهف، آیه ۶۱.
  27. «گفت: آیا دیدی (چه بر سرمان آمد) آنگاه که بر آن تخته سنگ جای گرفتیم؟ من آن ماهی را از یاد بردم و جز شیطان کسی یادکرد آن را از یاد من نبرد و شگفتا راه خود را در دریا در پیش گرفت و رفت» سوره کهف، آیه ۶۳.
  28. فرزانه، محرم، اماکن جغرافیایی در قرآن، ص ۲۸۸.
  29. محلاتی، تاریخ انبیاء، ص۴۷۵.
  30. فرزانه، محرم، اماکن جغرافیایی در قرآن، ص ۲۸۹.
  31. باستان‌شناسی و جغرافیای تاریخی قصص قرآن، ص۱۷۸؛ و ر.ک: لطیف راشدی، قصه‌های قرآن، ص۳۹۸.
  32. فرزانه، محرم، اماکن جغرافیایی در قرآن، ص ۲۹۰.