پیشگیری از جرم
مقدمه
از مباحث همیشه رایج و تازهای است که هیچگاه رنگ کهنگی و رسوب قدیمبودن به خود نمیگیرد؛ زیرا از زمانی که بشر به عرصه حیات پاگذاشته، همواره طعم تلخ انحراف و کژروی از معیارهای درست، و در بندِ شهوات بودن و سیهروزی حاصل از تباهیها و جرایم را چشیده است؛ البته تجربه تلخ جرایم، برای بشر رهاوردهایی نیز داشته و او را با شیوهها و ابزارهای گوناگون مقابله با جرایم آشنا و مسلح کرده است؛ اما جرم و انحراف نیز بسان اژدهایی هزار سر بوده که با قطع هر سر و دست آن، سر و دست دیگری روییده و روندی رو به تزاید داشته است. بدینسان، مسئله جرم و پیشگیری، همواره در حال نو شدن است، و بشر، هر زمان در این امید و آرزو است که آیا میتواند به روزی دل خوش دارد که ریشههای جرم و انحراف را بسوزاند و بخشکاند. با وجود همه تدابیر و اقدامهایی که به ذهن خدادادی بشر، برای مقابله با جرم خطور کرده و توفیق اجرا یافته است، نمیتوان این نکته را انکار کرد که رشد جرایم و انحرافها و انواع آن، همواره بر میزان تدبیر پیشگیرانه که بیشتر از نوع کیفری بوده است، پیشی داشته و این غده سرطانی در مقایسه با آن داروهای به ظاهر حیاتبخش، فرصت رشد و گسترش بیشتری یافته است. در اینجا این پرسش رخ مینماید که آیا مشکل در همین تدابیری نیست که برای پیشگیری به کار رفته است. حرکتهایی که در جهت تقویت و ترویج پیشگیری غیر کیفری انجام شده، همه بر اساس این تشخیص است که با اقدامهای کیفری و سرکوبگرانه نمیتوان به رفع مشکل دل بست، و باید به سراغ تدابیر پیشگیرانه غیر کیفری رفت؛ اما با وجود انواع گوناگون تدابیر پیشگیرانه غیر کیفری، باز سخن از ناکامی و شکست است و این پرسش مطرح میشود که راستی راه چاره چیست.
رویکرد به متون دینی و استمداد از آموزههای دینی برای، سابقه دیرینهای ندارد؛ چراکه بشر گرفتار الحاد، قرونی را بدون توجه به این مهم سپری کرد و دین را از صحنه حیات اجتماعی خود دور نگاه داشت و گمان کرد که میتواند فقط با خرد خود در پی سعادت خویش برآید و با گمراهیها و کژیها مبارزه کند، و صد حیف که غیر از فراموشی دین، از شأن حقیقی انسانی خود نیز چشم پوشید و خود را فراموش کرد و تقصیر و چاره را در عوامل بیرونی جست و این، نتیجه طبیعی همان غفلت بود که ﴿نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ﴾[۱]. اینک دوباره رویکردی (نه چندان قوی) به دین پیدا شده و طبیعی است که در این موقعیت جدید، از اندیشمندان دینی و به ویژه حوزههای دینی انتظار میرود که در محدوده خود، به پاسخگویی این نیاز بشری بپردازند. متأسفانه باید اذعان کنیم که در مباحث فقهی (و نه دین) کمتر به این مهم توجه شده است. در اینجا به ریشهها و علل این امر، کاری نداریم؛ ولی باید شجاعانه این واقعیت را بپذیریم که اندیشمندان دینی، خود را از اینگونه صحنهها کنار نگاه داشتهاند. نگاهی به روند مباحث فقهی حوزهها و مجامع دینی میتواند تداعیگر این مطلب باشد که فقه شیعه، در وجه اجتماعی آن، بیشتر فقه تنبیهی جلوهگر شده است تا فقه ترمیمی و پیشگیرانه[۲]؛ هر چند در گستره مباحث اخلاقی دین بهطور غیر نظاممند، میتوان آموزههای را به فراوانی یافت؛ در حالی که اندک مروری بر آموزههای گرانسنگ به یادگار مانده از پیشوایان دینی، این امر را به خوبی تداعی و اثبات میکند که نسبت و سهم فقه پیشگیرانه میتوانست بسیار بیش از فقه تنبیهی باشد. نکته مهم، کمر همت بستن به تدوین این فقه جدید است. نویسنده این مقاله ادعا نمیکند که با نگاه فقهی به آموزههای پیشگیرانه از سخن و سیره امام علی(ع) توجه کرده است؛ بلکه ادعا دارد که در حد بضاعت اندک علمی خویش و البته با همه محدودیتهایی که در آینده به آن اشاره خواهد شد، کوشیده است آموزههایی را از کلام حضرت استخراج کرده، در معرض دید علاقهمندان قرار دهد. باشد تا این گام نخست، گامهای بعدی را تسهیل کند.[۳]
مفهومشناسی
فهم دقیق اصطلاح «پیشگیری از جرم» به تبیین مفهومی دو واژه «پیشگیری» و «جرم» منوط است. امروزه در علوم اجتماعی، این نکته که برای بسیاری از واژگانِ به کار رفته در این علوم نمیتوان تعریف و تبیین معنایی مورد وفاق ارائه کرد، اصلی مسلم است و صاحبنظران در بیشتر واژگان، این نکته را گوشزد میکنند. ماهیت متفاوت علوم اجتماعی (به لحاظ دو عنصر اساسی انسان و اجتماع با ملحقات ویژه آنها نظیر فرهنگ، آداب و رسوم و...) از علوم طبیعی [= تجربی] و ریاضی، چنین اقتضایی را سبب شده است. در جرمشناسی و حقوق جزا نیز وضع اینگونه است. درست است که در یک متن مشتمل بر قوانین جزایی، ممکن است، [بلکه باید] از «جرم» تعریف خاصی ارائه شده باشد، اما در سیر مطالعات جزایی و هنگام طرح مباحث حقوقی و جرمشناختی، هیچگاه به این تعریف بسنده نمیشود؛ بلکه از دیدگاه جامعهشناسی، روانشناسی و... نیز به جرم توجه میشود[۴].
جرم
معانی ارائه شده از جرم را میتوان در دو دسته مضیق و موسع طبقهبندی کرد. جرم در مفهوم ضیق، همان تعریف قضایی و قانونی خود را دارد؛ یعنی هر فعل یا ترک فعلی که در قانون برای آن مجازات یا اقدامهای تأمینی در نظر گرفته شده است. شاخصه مفهوم جرم در معنای مضیق آن، دخالت دولت (قوه قضایی) آن هم بیشتر به شکل سرکوبگرانه است که از آن به «مجازات» تعبیر میشود. تصریح قانونگذار به جرم بودن یک عمل نیز شرط دیگری است که رفتار را مجرمانه میکند؛ از اینرو، اگر عملی به شدت هنجارهای اخلاقی و اجتماعی را نقض کند، اما قانونگذار آن را «جرم» نشناخته باشد، جرم نیست[۵]. آنچه در مباحث جرمشناسی و پیشگیری از جرم، از این واژه اراده میشود، معنای موسع آن است که هر نوع رفتار مخالف با هنجارها و معیارهای مورد پذیرش جامعه را در بر میگیرد؛ اعم از آنکه مجازاتی برای آن در قانون لحاظ شده یا نشده باشد: جرم به معنای بسیار وسیع کلمه، عبارت است از فعل یا ترک فعل آن، به وسیله یک نفر که به جهت آسیبی که به نظم اجتماعی وارد میکند، از طرف جامعه مجازات میشود[۶]. برخی مانند دورکیم، حتی هرگونه عمل مخالف وجدان اخلاقی اجتماع را نیز جرم میدانند؛ یعنی «مجازات اجتماعی» را به ضرورت در مفهوم جرم اخذ نمیکنند. به هر حال، جرم به مفهوم گسترده خود، شامل انحراف و کژروی نیز میشود که گاهی صرفاً نوعی مخالفت با هنجارها و ارزشهای مورد پذیرش اجتماع است؛ گرچه پاسخی آشکار از جامعه به آن داده نشود.[۷]
پیشگیری
از نظر ریشهشناسی، پیشگیری به معنای «پیشدستی کردن» و «به جلوی چیزی رفتن» و نیز «آگاه کردن، و هشدار دادن» است[۸]. به لحاظ معنای اصطلاحی، نوعی تطور و تحول معنایی، در این واژه به چشم میخورد. این امر به سبب نوع رژیمهای گوناگون حقوقی و کیفری است که خود، متغیری از اندیشههای اجتماعی و فرهنگی حاکم در هر زمانی به شمار میرود. آنچه در ابتدا از این واژه برداشت میشده، پیشگیری کیفری به معنای مجموعه اقدامها و تدابیری بوده است که امروزه از آن به مجازاتها و اقدامهای تأمینی تعبیر میشود و مانع ارتکاب مجدد مجرمان به اقدامهای مجرمانه است. مطالعهها و یافتههای موجود در قلمرو حقوق کیفری، حکایت از آن دارد که جوامع بشری برای مقابله با جرایم، به طور عمده از مجازاتها، آن هم از انواع شدید آن، استفاده میکردهاند[۹]. طبیعی است که این نوع پیشگیری، چندان هم پیشدستی به شمار نمیرود؛ البته نفس وضع مجازاتها میتواند عاملی رعبآور و از اینرو مانعی در اجرای جرایم به حساب آید و مانعی بر سر راه فعلیت یافتن اندیشه مجرمانه باشد؛ اما امروزه کمتر کسی بر این کارکرد مجازات اصرار میورزد و آن را تصدیق میکند؛ به عکس، امروزه از شکست رژیم مجازاتها و زرادخانههای کیفری سخن میرود.
امروزه، وقتی درباره پیشگیری از جرم سخن گفته میشود، معنای دیگری از آن مد نظر است. در معنای جدید، مقصود از پیشگیری، مجموعه فعالیتها و تدابیری است که از اساس، مانع وقوع جرم و فعلیت یافتن اندیشه جنایی میشود و با ریشهها و علل پیدایی جرم مبارزه میکند. در معنای جدید، مجازات چیزی جز مبارزه با معلول، یعنی جرم نیست؛ مجازات، سلاحی ناکافی و ناکارآمد است که نمیتواند ریشهها و علل این پدیده شوم را از میان بردارد؛ پس باید به اقدامهایی روی آورد که پیشاپیش از روی آوردن افراد به جرم، بلکه هرگونه انحراف و رفتار کژروانه مانع شود. رمون گسن، محقق و جرمشناس فرانسوی، تعریفی درباره پیشگیری از جرم ارائه کرده است که در این مقاله، مبنای کار قرار خواهد گرفت: از نقطه نظر علمی میتوان گفت که مراد از پیشگیری، هر فعالیت سیاست جنایی است که غرض انحصاری یا غیر کلی آن، تحدید حدود امکان پیشامد مجموعه اعمال جنایی از راه غیر ممکنالوقوع ساختن یا سخت دشوار نمودن یا احتمال وقوع آنها را پایین آوردن است؛ بدون اینکه به تهدید کیفر یا اجرای آن متوسل شد[۱۰]. وی برای مفهوم پیشگیری از جرم، با توجه به معنای موسع جرم، معیارهای چهارگانه ذیل را در نظر میگیرد[۱۱]:
- اقدامی پیشگیرنده تلقی میشود که هدف اصلی آن، تضمین پیشگیری از بزهکاری یا انحرافهای جرمگونه باشد؛ یعنی اقدام مؤثر بر ضد عوامل یا فرآیندهایی که در بروز بزهکاری و انحراف، نقش تعیینکننده و قاطع ایفا میکند.
- تدابیر یا اقدامهای پیشگیرنده، جنبه جمعی دارد؛ یعنی مخاطب آن، کل جمعیت یا گروه یا بخش معینی از آن کل است.
- اقدامهای پیشگیرنده، اقدامهایی هستند که پیش از ارتکاب رفتارهای بزهکارانه یا کجروانه، و نه پس از آن، اعمال میشوند.
- و به لحاظ اینکه این اقدامها پیش از اعمال بزهکارانه است، نمیتوانند به طور مستقیم، قهرآمیز و سرکوبگرانه باشند.[۱۲]
واژهشناسی پیشگیری از جرم
با توجه به توضیحاتی که در تبیین مفهوم دو واژه جرم و پیشگیری گذشت، میتوان از واژگان فراوانی در سخنان امام علی(ع) جهت استخراج مباحث مرتبط با این موضوع، و آموزههایی که این واژگان را در بر دارند، استفاده جست. برخی از واژگان مرتبط با مفهوم جرم[۱۳]، عبارتند از: اثم، سیئه، جرم، حرام، خطیئه، فسق، فساد، جور، منکر، فاحشه، شر، لمم، وزر، ذنب، هلکه، مهلکه و...؛ البته نمیتوان تفاوت مفهومی این واژگان با یکدیگر و گاهی با جرم به مفهوم موسع آن را نادیده گرفت؛ ولی از آنجا که به لحاظ مصادیق و موارد، نوعی همپوشی با مصادیق جرم به مفهوم موسع آن دارند، میتوان از آنها استفاده کرد. از واژگان ناظر به مفهوم پیشگیری نیز میتوان به تعبیرهایی چون وقایه، نجات، دفع، تحصین و... اشاره کرد. بیان کلیدواژگان یادشده، هرگز به مفهوم اکتفا به لفظ و جمود بر آن در استخراج آموزههای پیشگیری از جرم نیست؛ بلکه مطلب مورد نظر، در وهله نخست، مفهوم و معنای کلی مستفاد از گفتار امام علی(ع) است؛ گرچه در مواردی که این واژگان یافت شوند، تأیید و تصریحی بر آموزه تلقی میشوند.[۱۴]
انواع پیشگیری از جرم
پیشگیری به معنایی که گذشت، انواعی دارد که بر حسب تحول و تکامل نظریات جرمشناسی پدیدار شده است. پیدایش و ارائه انواع و نظریات گوناگون درباره پیشگیری، مرهون رهیافتها و نظریات گوناگونی بوده که درباره «پدیده مجرمانه» و علل وقوع آن ارائه گشته است. جرمشناسی، امروزه چهارراه علوم تلقی میشود[۱۵] که از نظریات روانشناختی، جامعهشناختی، زیستشناختی، تعلیم و تربیت، پزشکی و... تغذیه میکند؛ به همین سبب، نضج یافتن و رشد دیدگاهها و شکلگیری نظریههای پیشگیری از جرم نیز از همین علوم مایه میگیرد. اینک به مهمترین انواع پیشگیری اشاره میکنیم.
پیشگیری از بزهکاری اطفال و نوجوانان
به لحاظ شخصیت پذیرا و در حال پرورش نوجوانان و آمادگی بیشتر این قشر برای اقدامهای تربیتی، جهت مقابله با بزهکاری آنان باید با اتخاذ تدابیر تربیتی مناسب و درست، شخصیت سالم و متعادلی را در ایشان پدید آورد. در سخنان و سیره پیشوایان معصوم(ع)، در این زمینه، نکات بسیار گرانسنگی یافت میشود. در گفتار امام علی(ع) نیز در موضوع هدایت و تربیت فرزندان، آموزههای ارزشمندی وجود دارد. عالیترین نمونه آنکه منشور تربیتی نسل جوان به شمار میآید، نامه ۳۱ نهج البلاغه است. در این نامه، امام به فرزند گرانمایه خویش، امام حسن(ع)، میفرماید: «فَبَادَرْتُكَ بِالْأَدَبِ قَبْلَ أَنْ يَقْسُوَ قَلْبُكَ»؛ «پیش از آنکه قلبت سخت شود [و تو را موعظه و نصیحتی به راحتی کارآمد نباشد] به تربیت تو اقدام کردم». طبیعی است که تربیت درست جوانان و نوجوانان، راه را بر انحرافها و کژرویهای آنان میبندد.[۱۶]
پیشگیری عمومی
در پیشگیری عمومی، مقابله با علل و عوامل عمومی وقوع جرم، نظیر عوامل اجتماعی، جغرافیایی، اقتصادی، فرهنگی و... مد نظر است. هر یک از علل یادشده میتواند به نوعی در پیدایش رفتارهای مجرمانه یا پرورش و رشد آنها مؤثر باشد؛ به طور مثال، محیط اجتماعی میتواند به گونهای باشد که رفتارهای مجرمانه در آن فرصت رشد و نضج بیشتری داشته باشند. محیطهای جغرافیایی نیز میتوانند در فعال کردن نیروهای جرمزای نهفته در افراد و گروهها نقش مؤثری ایفا کنند. نبود حکومت یا وجود حکومت فاسد و حاکمانی که پذیرای عدالت نیستند و به اجرای عدالت دلْ خوش ندارند، میتواند از جمله عوامل بروز رفتارهای منحرفانه باشد؛ به همین جهت، اصلاح نظام اقتصادی، حکومتی، قضایی و... نقش بسیار مهمی در کاهش میزان جرم و رفتارهای کژروانه دارد. در پیشگیری اختصاصی، به عوامل اختصاصی جرم و دفع آنها توجه میشود؛ به طور مثال، آنچه در خصوص بهسازی نسل و پرهیز از ازدواج با افراد فاسد و منحرف سفارش میشود، از قبیل پیشگیری است.[۱۷]
پیشگیری انفعالی
در پیشگیری فعال، دولت و به ویژه پلیس برای پرهیز از وقوع بزه، دست به کار شده، جلوی وقوع آن را میگیرند؛ به طور مثال، پلیس برنامهریزی برای هدایت اوقات فراغت جوانانی را که در معرض جرم یا انحراف در مکان و زمان خاصی قرار دارند به عهده میگیرد؛ ولی در پیشگیری منفعلانه چنین نیست؛ بلکه پلیس با حضور در صحنه (مانند مترسک) مانع از وقوع جرم میشود.[۱۸]
پیشگیری نوع اول و دوم و سوم
در این تقسیم که از پزشکی الهام گرفته شده است، در سه مرحله به مقابله و مواجهه با پدیده مجرمانه پرداخته میشود. در پیشگیری نوع اول یا به تعبیری پیشگیری اولیه، هدف، جلوگیری از معضل و آشفتگی، و ایجاد مانع در برابر بروز رفتار مجرمانه از طریق بهبود اوضاع اجتماعی و زندگی و دیگر اقدامهایی است که در جهت تغییر اوضاع و احوال و موقعیت جرمزای محیط فیزیکی و اجتماعی انجام میشود. پیشگیری نوع دوم، شامل اقدامهایی میشود که به گروههای خاصی ناظر است؛ آنان که احتمال دارد هر لحظه مرتکب جرم شوند. هدف از این نوع پیشگیری، تشخیص معضل یا نابسامانی و از بین بردن یا بهبود آن در کوتاهترین زمان ممکن است و مخاطب آن، گروه یا جمعیت خاصی چون کودکان و نوجوانان محلههای فقیر یا بیبضاعت است. هدف از پیشگیری نوع سوم متوقف ساختن وضعیت نابهنجار پیشآمده است و بیشتر به پیشگیری از تکرار جرم از طریق اعمال اقدامهای فردی و سازگارسازی مجدد بزهکاران قدیم ناظر است.[۱۹]
پیشگیری وضعی
این دو نوع پیشگیری در مقایسه با انواع پیشین جدیدترند و در مباحث جرمشناسی و پیشگیری نو، بیشتر از آنها سخن میرود. پیشگیری وضعی یا موضعی به مجموعه اقدامهایی گفته میشود که در جهت تسلط بر محیط و اوضاع پیرامونی مشرف بر جرم و نیز مهار آن انجام میشود تا از این طریق، افراد یا آماجها (ثروت افراد و...) را از بزهدیدگی محافظت کند؛ در صورتی که هدف پیشگیری اجتماعی، حذف یا خنثا کردن آن دسته از عوامل اجتماعی است که در تکوین بزه مؤثرند. پیشگیری اجتماعی، ریشههای بزهکاری را نشانه میگیرد و با استمداد از هیئت اجتماع و از طریق شیوههای گوناگون، علل و عوامل مؤثر در فعلیتیافتن اندیشه مجرمانه را تحت نظارت درمیآورد.[۲۰]
منابع
پانویس
- ↑ «خداوند را فراموش کردند پس (خداوند نیز) آنان را از یاد خودشان برد» سوره حشر، آیه ۱۹.
- ↑ ر.ک: محمدی، مجید، آسیبشناسی دینی، ص۱۷۰.
- ↑ حاجی دهآبادی، محمد علی، مقاله «پیشگیری از جرم»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۲۸۳.
- ↑ در این زمینه ر.ک: دانش، تاجزمان، جرم چیست؟ مجرم کیست؟، فصل پنجم.
- ↑ ر.ک: استفانی، گاستون و لواسور، ژرژ، حقوق جزای عمومی، ج۱، ترجمه حسن دادبان، ص۱-۵.
- ↑ استفانی، گاستون و لواسور، ژرژ، حقوق جزای عمومی، ج۱، ترجمه حسن دادبان، ص۱.
- ↑ حاجی دهآبادی، محمد علی، مقاله «پیشگیری از جرم»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۲۸۳.
- ↑ گسن، رمون، جرمشناسی کاربردی، ترجمه مهدی کینیا، ص۱۳۳.
- ↑ نجفی ابرندآبادی، علیحسین، «بزهکاری و پلیس محلی»، مجله تحقیقات حقوقی، شماره ۲۵-۲۶، ص۱۲۹.
- ↑ گسن، رمون، جرمشناسی کاربردی، ترجمه مهدی کینیا، ص۱۳۳.
- ↑ ر.ک: نجفی ابرندآبادی، علیحسین، «بزهکاری و پلیس محلی»، مجله تحقیقات حقوقی، شماره ۲۵ و ۲۶، ص۱۳۶.
- ↑ حاجی دهآبادی، محمد علی، مقاله «پیشگیری از جرم»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۲۸۴.
- ↑ در زمینه واژگان معادل جرم در متون دینی و عربی، ر.ک: طاهر، عباس، سیکولوجیة الذنب، ص۱۳-۱۴.
- ↑ حاجی دهآبادی، محمد علی، مقاله «پیشگیری از جرم»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۲۸۶.
- ↑ ر.ک: کینیا، مهدی، مبانی جرمشناسی، ج۱، فصل اول؛ نجفی ابرندآبادی، علیحسین، «بزه کاری و پلیس محلی»، مجله تحقیقات حقوقی، شماره ۲۵ و ۲۶، ص۱۳۷- ۱۴۰.
- ↑ حاجی دهآبادی، محمد علی، مقاله «پیشگیری از جرم»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۲۸۷.
- ↑ حاجی دهآبادی، محمد علی، مقاله «پیشگیری از جرم»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۲۸۸.
- ↑ حاجی دهآبادی، محمد علی، مقاله «پیشگیری از جرم»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۲۸۸.
- ↑ حاجی دهآبادی، محمد علی، مقاله «پیشگیری از جرم»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۲۸۸.
- ↑ حاجی دهآبادی، محمد علی، مقاله «پیشگیری از جرم»، دانشنامه امام علی ج۵ ص ۲۸۹.