انتخاب همسر در معارف و سیره نبوی
مقدمه
سنگبنای آغازین اجتماع انسانی، خانواده است. خانواده نهاد اجتماعیای با اهمیت در همه ادیان، اقوام و ملل بوده و هست. منشأ شکلگیری خانواده، پیوند زناشویی است که بین مرد و زن برقرار میشود. برای تحقق این امر مهم و حیاتی، شریعت مقدس اسلام تأکیدی دوچندان بر ازدواج زن و مرد داشته و در مواردی به لزوم و وجوب آن حکم داده است: به همین دلیل، در آیههای شریف قرآن و روایتهای عترت طاهره(ع) به آن بسیار سفارش و توصیه شده است[۱]. از سوی دیگر، ازدواج از مهمترین رویدادهای زندگی انسان است. در این رویداد مهم، انتخاب همسر حساسترین مرحله آن است. درباره مسئله انتخاب همسر، مطالب بسیاری قابل بحث و بررسی است. اما هدف ما بیان سیره رسول گرامی اسلام و اهلبیت(ع) در اهمیت دادن به انتخاب همسر و دقتهای لازم در معیارها و شاخصهای آن است.
اهمیت و دقت در انتخاب همسر
ازدواج و انتخاب همسر فعالیتی انسانی و از مهمترین فعالیتها در طول عمر انسان است. بیشک هرچه انسان در انجام کارها و فعالیتهایش بیشتر دقت کند و به آنها اهمیت دهد، آثار بهجای مانده از آنها، بهتر و سالمتر خواهد بود. به حکم عقل باید به انتخاب همسر مانند مسئله هر مهم و حیاتی دیگر اهمیت داد و در آن دقت کرد. دختر و پسری که چندی پیش رها و آزاد از برخی تعلقات و تکالیف بودهاند، با ازدواج زن و شوهر و در آیندهای نهچندان دور، پدر و مادری خواهند بود که به هم و فرزندان تعلق خاطر دارند و در قبال آنان احساس مسئولیت میکنند. آنها به دست خویش، خودشان را به حدود و مقرراتی پایبند خواهند کرد. پس عاقلانه است تا این قید و بند که از آن چارهای نیست با دقت و درستی انجام شود. حضرت امام جعفر صادق(ع) در این باره فرمودهاند: «همسر همانند گردنبندی بر گردن است، پس نیک بنگر که گردنت را به چه گردنبندی میبندی»[۲]. بنابراین، در انتخاب شریک و همتای خویش باید نهایت دقت را مبذول داشت. دقت در انتخاب همسر، دقت در برگزیدن، شریک یاوری همیشگی و پدر یا مادری مناسب برای فرزندان است. از رسول گرامی اسلام(ص) نقل شده است که درباره اهمیت این مسئله چنین توصیه فرمودهاند: «همسران خود را از خاندان نیک و سالم برگزینید؛ چراکه همه ویژگیهای نفسانی و رفتاری به وسیله ژنهای پدر و مادر به فرزند منتقل میشود»[۳].
حضرت(ص) همین حقیقت را با تعبیری دیگر چنین بیان فرمودهاند: «دقت کن که نطفه فرزندانت را در چه رحمی جای میدهی؛ چراکه ژنها انتقال دهنده [صفات نفسانی و رفتاری نسلهای گذشته به فرزندان[است»[۴]. بنابراین توجه دقیق به شایستگیهای لازم و کافیِ همسر، از جمله مهمترین مسائل در انتخاب اوست. این دقتها و تدبیرها در این مرحله بسیار ضروری و کارساز است و آثار و برکتهای بسیاری دارد.
پیش از این برای ازدواج و تشکیل خانواده آثار و برکتهایی را برشمردیم. دستیابی به برکتهای یاد شده جز با ازدواجی سالم به ویژه اهمیت دادن و دقت در انتخاب همسری مناسب امکانپذیر نیست؛ آثار و برکاتی چون:
- همراه بودن با همسری صالح و سالم؛
- زندگی آرام و دلپذیر؛
- فرزندانی سالم و نسلی پاک؛
- بهرهبرداری درست از عمر و پیشگیری از تضییع عمر؛
- کارها و فعالیتهای پرثمر و برکات به جای مانده از انسان؛
- دور بودن از درگیریها و کشمکشهای خانوادگی؛
- نجات از تنش اضطراب و انواع بیماریهای روحی و روانی؛
- نجات از جدایی، طلاق و از هم پاشیدگی خانواده و...؛
- مهمتر از همه مدیریت خانواده بر مبنای رضا و خواست حضرت حق تعالی؛
- در پایان و در پرتو چنین زندگی آرام و فضای بانشاطی، بیمه کردن زندگی اخروی و تدارک آتیهای پربار برای همه اعضای خانواده.
بنابراین، هر یک از همسران یا وابستگان آنان باید از این فرصت ارزشمند و حیاتی بهره ببرند و به دور از هوا و هوس و زیباییهای ظاهری، فریبنده و زودگذر، عاقلانه و ماندگار تصمیم بگیرند. غفلت زن یا مرد از معیارها و ملاکهای لازم و ضروری در تشکیل خانواده بسیار ناپسند است و گاه پیامدهای خطرناکی دارد. از جمله این آثار عبارتاند از:
- همراهی با همسری نااهل: بیتوجهی و سهلانگاری در انتخاب همسر ممکن است موجب شود هر یک از زن و مرد رنج همراهی و تحمل شریکی نااهل را سالیان طولانی و گاه تا پایان عمر بر دوش بکشند.
- فرزندان ناسالم و ناخلف: چنانکه نتیجه نطفه، رحم و دامن پاک و تربیت درست، جز نسلی پاک و تربیتیافته نیست، در مقابل فرزندان ناصالح محصول پیوند دو انسان ناسالم و تربیت نادرستاند. حکمت سفارشهای بسیاری که درباره دقت و توجه بسیار در انتخاب همسر شده، در همین واقعیت نهفته است.
- تضییع عمر: خداوند تنها یک بار فرصت زندگی کردن در دنیا را به هر انسان ارزانی داشته است. بنابراین، نمیتوان در امور مهمی چون ازدواج و تشکیل خانواده با آزمایش و خطا پیش رفت. دقت نکردن در انتخاب همسر موجب خواهد شد انسان همه عمر، خود را با دعواها و اختلافات خانوادگی درگیر کند و از این گوهر گرانبها به درستی بهره نبرد.
- کارهای بیبرکت و آثار غیر مفید: حاصل عمر انسان آثاری است که به گونههای مختلف از وی به یادگار میماند. انسان با انتخاب درست در ازدواج، محیطی سالم و بانشاط را در زندگی آماده میکند و در سایه پرمهر آن به انواع فعالیتهای مادی و معنوی میپردازد. اما اگر با بیدقتی زندگیای ناگوار و ناخوشایند ساخت همه فعالیتهای او تا پایان عمر، از فضای نامناسب زندگیاش تأثیر خواهد پذیرفت. در نتیجه، آثار برجای مانده از او چندان مفید و بابرکت نخواهد بود.
- انواع بیماریهای روحی و روانی درگیریهای خانوادگی و بگومگوهای زن و شوهر، آنها را با مسائل و مشکلاتی پیچیده درگیر خواهد کرد. حاصل این مشکلات و معضلات، نگرانی و ناآرامی روحی و سپس بیماریهای روحی و روانی خواهد بود.
- طلاق و گسست خانواده: طلاق یعنی جدایی زن و شوهر از هم و گسست پیوند زناشویی. این پدیده در اسلام بسیار ناپسند و منفور است و تنها در موارد ضروری و لازم بدان اجازه داده شده؛ تا آنجا که به «أَبْغَضُ الْحَلَالِ» معروف شده است[۵]. در فرهنگ اسلام برای پرهیز از این معضل بزرگ خانوادگی و اجتماعی، از همان آغاز، دقتهای لازم در انتخاب همسر پیشبینی و بدان بسیار سفارش شده است؛ تا جایی که حتی دست مرد و زن را بسیار بازگذاشتهاند تا با چشمی باز و تدبیری درست، همسر و شریک زندگی خویش را برگزینند. به همین دلیل اجازه داده شده زن و مرد برای انتخاب، یکدیگر را، حتی بدون پوششهای لازم بین نامحرمان، ببینند و با تحقیق و تجسس کافی و در نظر گرفتن معیارهای لازم شریک زندگیشان را برگزینند[۶].[۷].
سیره رسول خدا در انتخاب همسر(ص)
دقت، توجه و مراقبت در انتخاب همسر هنگام ازدواج برای همه لازم است. اما این مسئله برای رسول خدا و اهلبیت(ع) اهمیتی صدچندان داشت؛ چراکه هر یک از آن بزرگواران یا همسرانشان در آینده مسئولیت پدر یا مادر بودن شخصیتهایی را بر دوش داشتند که سرآمد مردان و زنان اعصار و قرون، و رهبران و پیشوایان بشریت بودهاند. در حقیقت اهمیت مقام و جایگاه معصومان(ع) بر اهمیت مسئولیت والدین گرامیشان میافزود. چگونگی همسرگزینی رسول خدا و اهلبیت(ع) از دقت آنان و اهمیت دادنشان به این موضوع در ازدواج نشان دارد[۸]. از جمله شایستگیهای رسول خدا(ص)، برگزیدن حساب شده و هدفمند همسر و شریک زندگی بوده است. ازدواج آن بزرگوار به ویژه پیوند با بانوی بزرگوار اسلام خدیجه کبری(س) از جنبههای گوناگون مهم و درسآموز بوده است. اکنون به مواردی از ازدواجهای رسول خدا(ص) و همسرگزینیهای ایشان اشاره میکنیم:
برگزیدن خدیجه کبری(س)
مردم جزیرةالعرب، به ویژه مکه، پیش از بعث رسول خدا(ص)، ایشان را جوانی برازنده با اصل و نسب، قابل اعتماد، امین و از هر جهت شایسته میدانستند. افزون بر این، درباره آتیه روشن و حتی نبوت ایشان نیز خبرهایی شنیده بودند. به هر روی، رسول خدا(ص) از نگاه مردم آن روز مکه، به ویژه قبیله معروف و پرآوازه قریش، جوانی برازنده و به تقوا معروف بودند و برای ازدواج با دختران عرب آن روز، هیچ مشکلی نداشتند. اما ایشان از میان همه آنان حضرت خدیجه(س) را برگزیدند؛ بانویی که سالها پیش دوران جوانی را پشت سر گذاشته و تقریبا پانزده سال از رسول خدا بزرگتر بود. افزون بر این بنابر نقل مشهور پیش از آن نیز با شخص دیگری ازدواج کرده بود. از سوی دیگر، خدیجه کبری(س) شخصیتی معروف و مشهور و بانویی ثروتمند، با مالالتجارهای بسیار و عمّال و کارگزارانی فراوان بود به همین دلیل، در جامعه آن روز حجاز از جایگاه و امتیازهایی فوقالعاده بهرهمند بود. افزون بر این، او خود صاحب ویژگیهایی ممتاز و برجسته و مناسب یک بانوی نجیب و باوقار بود. در دوران حاکمیت رذالتها و پستیها بر جامعه آن روز جزیرةالعرب، خدیجه کبری به عفت و پاکدامنی معروف بود؛ تا جایی که ایشان را طاهره مینامیدند[۹].
همین ویژگیهای برجسته و جایگاه ممتاز اجتماعی موجب شد تا سیل خواستگارانی بیشمار از مردان و سرشناسان عرب در مکه و خارج از آن به او روی آورند. با وجود این، خدیجه کبری(س) از میان همه آن خواستگاران معروف و مشهور، خود خواهان وصلت با رسول خدا(ص) بود و سرانجام آن عزیز را به همسری برگزید. مهمتر از همه آنکه خودش گام پیش نهاد و به آن وجود نازنین پیشنهاد ازدواج داد. در پایان نیز در برابر همه اعتراضهای نزدیکان و خویشان ایستاد و به این کار اقدام کرد. رسول خدا(ص) برای نخستین بار در ۲۵ سالگی با خدیجه کبری ازدواج کردند تا زمانی که خدیجه کبری در قید حیات بود نیز حضرت با هیچ زن دیگری ازدواج نکردند[۱۰]. سرانجام در سال دهم بعثت یعنی پنجاهمین سال عمر شریف رسول خدا(ص)، همسرشان خدیجه کبری از دنیا رفت. این انتخاب شایسته و پیوند مقدس حاصل اهمیتدهی، دقت و توجه هر دو بزرگوار ب ه انتخاب همسر و اقدام به ازدواج بود. پس از گذشت اندک زمانی، برایند این انتخاب درست، در جمع انسانی، اسلامی خود را نشان داد و خدیجه کبری نخستین زنی بود که به رسول خدا(ص) ایمان آورد. مهمتر آنکه ایشان در ایمان خود تا پایان ثابتقدم و پایدار بود و از تهدید و تطمیع دیگران نهراسید. حاصل این اقدام درست و مقدس، دردانه عالم هستی، جگرگوشه رسول خدا و خدیجه کبری یعنی فاطمه زهرا(س) بود که قلم و سخن در ذکر ویژگیهای او ناتوان است.[۱۱].
انتخاب و ازدواج با دیگر همسران
بیشک، همه همسران پیامبر اکرم(ص) در یک سطح و مرتبه نبودهاند؛ چنانکه از حضرت امام صادق(ع) نقل شده است: «خدیجه کبری(س) با فضیلتترین زن از زنان پیامبر بوده و پس از ایشان امسلمه از همه برتر بوده است»[۱۲]. امسلمه(س) بانویی بسیار محترم و جلیلالقدر بود. نام او هند فرزند ابیامیه بود و در خانوادهای با شرافت که به بخشش و سخاوتمندی شهره بودند، چشم به جهان گشود. او از پیشکسوتان در اسلام بود که به همراه همسرش ابوسلمه به حبشه هجرت کرد. امسلمه بانویی اهل فضل، صاحبنظر و از معدود افراد باسواد در عصر جاهلیت بود. مقام و جایگاه والای او موجب شده بود تا پس از شهادت همسرش ابوسلمه[۱۳]، خواستگاران بسیاری از میان رجال و مشاهیر آن روز مدینه داشته باشد. اما او عاقلتر از آن بود که به وصلت با شخصی جز وجود نازنینی چون پیامبر مکرم اسلام(ص) راضی شود[۱۴]. در جریان ازدواج پیامبر با امسلمه، حضرت طی نامهای از او درخواست فرمودند تا خود را به عقد رسول خدا درآورد. امسلمه نیز با کمال افتخار پذیرفت و بیدرنگ اقدام کرد. گفتنی است که حضرت(ص) با امسلمه در حالی ازدواج کردند که بیوهای میانسال و فرزنددار بود[۱۵].
بزرگترین سرمایه معنوی امسلمه، افزون بر فضایل اخلاقی و کمالات انسانی، مهر و محبت فوقالعادهای بود که از رسول خدا و اهلبیت(ع) در دل داشت. او به رسول خدا عشق میورزید و لحظهای ایشان را تنها نمیگذاشت حتی در بسیاری از غزوات و مسافرتها ایشان را همراهی میکرد[۱۶]. به همین دلیل ایشان از کمشمار همسران رسول خدا(ص) است که ائمه معصوم، به ویژه امیرمؤمنان، فاطمه زهرا، امام حسن و امام حسین(ع) بهطور ویژه به وی احترام میگذاشتند. این تکریمها و احترامهای اهلبیت(ع) از مقام و جایگاه والای ایشان نزد خداوند و رسول خدا(ص) نشان دارد. آنچه گفته شد بیانگر این مطلب است که ازدواج رسول خدا با امسلمه نیز چون موارد دیگر، انتخابی از سر دقت و اهمیت بسیار بوده است. گواه این ادعا، کارنامه درخشانی است که او از دوران طولانی و پرافتخار عمر شریفش از خود برجای گذاشته است.
ازدواج رسول خدا(ص) با دیگر همسرانشان در سیزده سال پایانی، یعنی پس از گذشت پنجاه سال از عمر شریفشان، رخ داده است[۱۷]. همه ازدواجهای حضرت با دقت و توجه لازم و در نظر گرفتن مصالح و حکمتهایی انجام میشد. شاید بتوان گفت ازدواج با برخی زنان بیوه و بیسرپرست به هدف رسیدگی و حمایت از آنان بوده است. ازدواج با زینب بنت جحش برای دلجویی و جبران شکستهای روحی و روانی او صورت گرفت. با صفیه دختر رهبر یهودیان خیبر و امحبیبه دختر ابوسفیان، سرکرده مشرکان مکه نیز با هدف جذب کفار و مشرکان ازدواج کردهاند و.... در مجموع از سیره رسول خدا(ص) میتوان چنین برداشت کرد که ایشان ازدواج و انتخاب همسر را حادثهای مهم در زندگی خویش میشمردند و به آن به اندازه کافی اهمیت میدادند به همین دلیل در انتخاب همسر توجه و دقت کافی داشتهاند.[۱۸].
انتخاب برترین داماد، برای دخترشان فاطمه زهرا(س)
رسول خدا(ص) چنانکه به مسئله انتخاب همسر بسیار اهمیت میدادند و کاملا دقت میکردند با ملاکها و معیارهای لازم همسر گزینند، انتخاب همسر برای فرزندان و خویشان نیز در نظر مبارکشان بااهمیت بوده است. فاطمه زهرا(س) افزون بر سجایای اخلاقی و جایگاه باعظمتی که در پیشگاه حقتعالی داشتند، دختر رسول خدا(ص) و محبوبترین فرد نزد آن بزرگوار بودند. به همین دلیل، در جامعه آن روز مدینه، به ویژه میان اصحاب و یاران رسول خدا، خویشان، آشنایان و شخصیتهای معروف و شناخته شده آن روز، مقام و مرتبتی والا داشتند. همه این نکتههای مثبت آن هم برای دختری نوجوان، امتیازهایی فوقالعاده به شمار میآمد. وجود این امتیازها موجب شده بود که ایشان در همان سنین آغازین نوجوانی خواستگاران بیشماری داشته باشند. بی تردید در چنین اوضاعی برای هر خانواده و خود دختر، انتخاب بسیار سخت خواهد بود اما رسول خدا(ص) در چنین اوضاعی ویژه، دقتهای لازم در تصمیمگیری برای چنین امر مهمی را نادیده نگرفتند.
همین دقتها موجب شد تا حضرت و همچنین دختر بزرگوارشان(س) از میان خواستگاران متعدد، شایستهترین فرد را برگزینند. آنچه از سیره آن عزیزان برای ما نقل شده آن است که بسیاری از بزرگان و مشاهیر از اصحاب و یاران و خویشان حضرت(ص)، خواهان ازدواج با زهرای مرضیه(س) بودهاند اما نه پدر و نه دختر(ع) هیچ یک راضی نشدند و به همه آنان پاسخ رد دادند. در کتب حدیثی اهل سنت معروف به صحاح، به سندهای معتبر و راویان معروف و مشهوری چون امیرمؤمنان(ع)، ابنعباس، ابنمسعود، انس بن مالک، براء بن عازب و امسلمه، و به تعابیر گوناگون و مضامین یکسان آمده است که ابابکر و عمر، بارها فاطمه زهرا(س) را از رسول خدا(ص) خواستگاری کردند اما حضرت به آنان پاسخ رد دادند[۱۹]. اما وقتی امیرمؤمنان علی برای خواستگاری دختر بزرگوار رسول خدا، یعنی فاطمه زهرا(س) به خدمت با سعادت حضرت شرفیاب شدند ایشان فرمودند: «علی جان، پیش از تو نیز بسیاری از رجال خواهان فاطمه شدهاند. من به فاطمه جریان را گفتم. ولی آثار نارضایتی را در چهرهاش دیدم. اما درباره تو قدری صبر کن تا]جریان را به او بگویم و] برگردم. حضرت بر دخترشان داخل شدند و خواستگاری امیرمؤمنان را به ایشان خبر دادند و فرمودند: «نظر تو چیست؟» فاطمه خاموش ماندند، ولی روی برنگرداندند و حضرت نیز نارضایتی و کراهت در چهره او ندیدند. در نتیجه برخاستند و ندای الله اکبر دادند سر و فرمودند: «سکوت فاطمه به منزله پذیرش اوست.»..[۲۰].
برای رسول خدا(ص) انتخاب همسری مناسب و لایق فرزندشان چندان بااهمیت بود که ایشان این مسئله را به خداوند واگذار کردند. وقتی رضایت خداوند را دریافتند اقدام کردند و آن دو بزرگوار را به عقد هم درآوردند. در مقابل، دختر بزرگوارشان نیز به صراحت رضای خویش را اعلان کردند. سلمان فارسی نقل میکند که وقتی زنان مدینه درباره ازدواج این دو بزرگوار زبان به طعنه گشودند[۲۱]، فاطمه نزد پدر شرفیاب شدند و از آنان شکایت کردند. حضرت(ص) برای آرامش خاطر ایشان فرمودند: دخترم، به خدا سوگند من تو را به علی تزویج نکردم، بلکه خداوند تعالی تو را به همسری او درآورده است. در آغاز، خداوند این کار را انجام داده است. دلیل این اقدام آن بود که پیش از این، فلانی و فلانی از تو خواستگاری کردند. وقتی چنین شد من امر ازدواج تو را به خداوند متعال واگذار کردم و از مردم مخفی داشتم. تا زمانی که... برادرم جبرئیل بر من نازل شد و گفت: ای محمد، خداوند به سوی زمین نظری افکند و از میان مردان اهل زمین، علی(ع) و از میان زنان فاطمه(س) را برگزید. آنگاه فاطمه را به همسری علی درآورد. فاطمه(س)]با شنیدن این خبر] سرشان را بالا آوردند و با تبسمی خطاب به پدر عرض کردند: به آنچه خداوند و رسولش(ص) راضی باشند خشنودم...[۲۲].
آنگاه رسول خدا(ص) فضایل بیشماری از امیرمؤمنان و مقام و جایگاه بسیار والای ایشان نزد خداوند و رضای الهی از ازدواج آن دو بزرگوار و... را برای فاطمه زهرا(س) بیان کردند[۲۳]؛ تا آنجا که فرمودند: «جبرئیل بر من نازل شد و گفت: «ای محمد، از سوی خداوند بر علی سلام و درود فرست»». فاطمه(س) برخاستند و گفتند: «به خداوندی خداوند و به پیامبری تو ای پدر، و همسری و ولایت پسرعمویم]علی مرتضی [[[راضی]] و خشنودم»[۲۴].[۲۵].
منابع
پانویس
- ↑ نمونهای از آیههای شریف قرآن که به ازدواج توصیه و تشویق کرده است: ﴿وَأَنْكِحُوا الْأَيَامَى مِنْكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ﴾ «و بیهمسران (آزاد) و بردگان و کنیزان شایستهتان را همسر دهید، اگر نادار باشند خداوند از بخشش خویش به آنان بینیازی میدهد و خداوند نعمتگستری داناست» سوره نور، آیه ۳۲؛ ﴿وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ﴾ «و از نشانههای او این است که از خودتان همسرانی برایتان آفرید تا کنار آنان آرامش یابید و میان شما دلبستگی پایدار و مهر پدید آورد؛ بیگمان در این، نشانههایی است برای گروهی که میاندیشند» سوره روم، آیه ۲۱. روایتهای بسیاری از رسول گرامی اسلام و اهلبیت گرامی ایشان(ع) در زمینه ترغیب و تشویق به امر مقدس ازدواج و نهی از ترک آن به حد تواتر نقل شده است؛ برای نمونه به برخی از آنها اشاره میکنیم: «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): تَزَوَّجُوا وَ زَوِّجُوا أَلَا فَمِنْ حَظِّ امْرِئٍ مُسْلِمٍ إِنْفَاقُ قِيمَةِ أَيِّمَةٍ وَ مَا مِنْ شَيْءٍ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ بَيْتٍ يُعْمَرُ فِي الْإِسْلَامِ بِالنِّكَاحِ وَ مَا مِنْ شَيْءٍ أَبْغَضَ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ بَيْتٍ يُخْرَبُ فِي الْإِسْلَامِ بِالْفُرْقَةِ يَعْنِي الطَّلَاقَ ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(ع): إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّمَا وَكَّدَ فِي الطَّلَاقِ وَ كَرَّرَ فِيهِ الْقَوْلَ مِنْ بُغْضِهِ الْفُرْقَةَ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۳۲۸)؛ «عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ أَنَّ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ(ص) قَالَ: تَزَوَّجُوا فَإِنِّي مُكَاثِرٌ بِكُمُ الْأُمَمَ غَداً فِي الْقِيَامَةِ حَتَّى إِنَّ السِّقْطَ لَيَجِيءُ مُحْبَنْطِئاً عَلَى بَابِ الْجَنَّةِ فَيُقَالُ لَهُ ادْخُلِ الْجَنَّةَ فَيَقُولُ لَا حَتَّى يَدْخُلَ أَبَوَايَ الْجَنَّةَ قَبْلِي» (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۳۸۳)؛ «عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ حُكَيْمٍ قَالَ: خَطَبَ الرِّضَا(ع) هَذِهِ الْخُطْبَةَ: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي حَمِدَ فِي الْكِتَابِ نَفْسَهُ... فَقَالَ جَلَّ وَ عَزَّ ﴿وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْمَاءِ بَشَرًا فَجَعَلَهُ نَسَبًا وَصِهْرًا وَكَانَ رَبُّكَ قَدِيرًا﴾ وَ قَالَ ﴿وَأَنْكِحُوا الْأَيَامَى مِنْكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ﴾ وَ لَوْ لَمْ يَكُنْ فِي الْمُنَاكَحَةِ وَ الْمُصَاهَرَةِ آيَةٌ مُحْكَمَةٌ وَ لَا سُنَّةٌ مُتَّبَعَةٌ وَ لَا أَثَرٌ مُسْتَفِيضٌ لَكَانَ فِيمَا جَعَلَ اللَّهُ مِنْ بِرِّ الْقَرِيبِ وَ تَقْرِيبِ الْبَعِيدِ وَ تَأْلِيفِ الْقُلُوبِ وَ تَشْبِيكِ الْحُقُوقِ وَ تَكْثِيرِ الْعَدَدِ وَ تَوْفِيرِ الْوَلَدِ لِنَوَائِبِ الدَّهْرِ وَ حَوَادِثِ الْأُمُورِ مَا يَرْغَبُ فِي دُونِهِ الْعَاقِلُ اللَّبِيبُ وَ يُسَارِعُ إِلَيْهِ الْمُوَفَّقُ الْمُصِيبُ وَ يَحْرِصُ عَلَيْهِ الْأَدِيبُ الْأَرِيبُ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۳۷۳)؛ «وَ عَنْ عَلِيٍّ(ع) أَنَّهُ قَالَ: ضَرَبَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) بِيَدِهِ عَلَى صَدْرِ عُثْمَانَ وَ قَالَ يَا عُثْمَانُ لَا تَرْغَبْ عَنْ سُنَّتِي فَإِنَّ مَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِي عَرَضَتْ لَهُ الْمَلَائِكَةُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَصَرَفَتْ وَجْهَهُ عَنْ حَوْضِي» (میرزا حسین النوری الطبرسی، مستدرک الوسائل، ج١۴، ص١۵٠) و....
- ↑ «عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(ع) يَقُولُ إِنَّمَا الْمَرْأَةُ قِلَادَةٌ فَانْظُرْ مَا تَتَقَلَّدُ وَ لَيْسَ لِامْرَأَةٍ خَطَرٌ لَا لِصَالِحَتِهِنَّ وَ لَا لِطَالِحَتِهِنَّ وَ أَمَّا صَالِحَتُهُنَّ فَلَيْسَ خَطَرُهَا الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ هِيَ خَيْرٌ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ أَمَّا طَالِحَتُهُنَّ فَلَيْسَ خَطَرُهَا التُّرَابَ التُّرَابُ خَيْرٌ مِنْهَا» (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، معانی الأخبار، ص١۴۴؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۰۰، ص۲۳۳؛ محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج۲۰، ص۳۳).
- ↑ «تَزَوَّجُوا فِي الْحُجْزِ الصَّالِحِ فَإِنَّ الْعِرْقَ دَسَّاسٌ» (رضی الدین حسن ب ن فضل طبرسی مکارم الأخلاق، ص١٩۶؛ علی بن حسام الدین، کنز العمال، ج١۵ ص٨۵۵).
- ↑ «وَ انْظُرْ فِي أَيِّ نِصَابٍ تَضَعُ وَلَدَكَ فَإِنَّ الْعِرْقَ دَسَّاسٌ» (علی بن حسام الدین، کنزالعمال، ج۱۵ ص۸۵۵). روایات در این باره از اهلبیت(ع) بسیار است؛ مانند: ۱. «عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ(ص): اخْتَارُوا لِنُطَفِكُمْ فَإِنَّ الْخَالَ أَحَدُ الضَّجِيعَيْنِ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۳۳۲؛ ابوجعفر محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۷، ص۴٠٢؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۰۰، ص۲۳۶؛ نعمان بن محمد تمیمی مغربی، دعائم الإسلام، ج۲، ص١٩۴؛ رضی الدین حسن بن فضل طبرسی، مکارم الأخلاق، ص۲۰۰)؛ ۲. «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) أَنْكِحُوا الْأَكْفَاءَ وَ انْكِحُوا فِيهِمْ وَ اخْتَارُوا لِنُطَفِكُمْ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۳۳۲؛ محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج۱۵، ص۲۹)؛ ۳. «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: الشَّجَاعَةُ فِي أَهْلِ خُرَاسَانَ وَ الْبَاهُ فِي أَهْلِ بَرْبَرَ وَ السَّخَاءُ وَ الْحَسَدُ فِي الْعَرَبِ فَتَخَيَّرُوا لِنُطَفِكُمْ» (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۴٧٢)؛ ۴. «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ(ص): اخْتَارُوا لِنُطَفِكُمْ فَإِنَّ الْخَالَ أَحَدُ الضَّجِيعَيْنِ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص٣٣٢)؛ ۵. «عَنِ النَّبِيِّ(ص): تَخَيَّرُوا لِنُطَفِكُمْ وَ انْتَخِبُوا الْمَنَاكِحَ» (علی بن حسام الدین، کنز العمال، ج۱۵، ص٨۵۵) و....
- ↑ درباره تشویق به ازدواج و نکوهش طلاق و پرهیز از آن روایات بسیاری از رسول خدا و اهلبیت(ع) وارد شده است؛ مانند: «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): تَزَوَّجُوا وَ زَوِّجُوا أَلَا فَمِنْ حَظِّ امْرِئٍ مُسْلِمٍ إِنْفَاقُ قِيمَةِ أَيِّمَةٍ وَ مَا مِنْ شَيْءٍ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ بَيْتٍ يُعْمَرُ بِالنِّكَاحِ وَ مَا مِنْ شَيْءٍ أَبْغَضَ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ بَيْتٍ يُخْرَبُ فِي الْإِسْلَامِ بِالْفُرْقَةِ يَعْنِي الطَّلَاقَ ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(ع): إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّمَا وَكَّدَ فِي الطَّلَاقِ وَ كَرَّرَ الْقَوْلَ فِيهِ مِنْ بُغْضِهِ الْفُرْقَةَ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۳۲۸)؛ «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: مَا مِنْ شَيْءٍ مِمَّا أَحَلَّهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَبْغَضَ إِلَيْهِ مِنَ الطَّلَاقِ وَ إِنَّ اللَّهَ يُبْغِضُ الْمِطْلَاقَ الذَّوَّاقَ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۱، ص۵۴)؛ «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{ع» قَالَ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يُحِبُّ الْبَيْتَ الَّذِي فِيهِ الْعُرْسُ وَ يُبْغِضُ الْبَيْتَ الَّذِي فِيهِ الطَّلَاقُ وَ مَا مِنْ شَيْءٍ أَبْغَضَ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنَ الطَّلَاقِ}} (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۱، ص۵۴) و....
- ↑ بنابر همین، در ادبیات رایج میان جامعه اسلامی ما چنین آمده است: پیش از ازدواج و برای انتخاب همسر، افزون بر دو چشم، لازم است دو چشم دیگر نیز قرض کنیم. اما پس از انتخاب و تشکیل زندگی، همان دو چشم را نیز باید اغلب ببندیم و از برخی مسائل با کرامت و بزرگواری و چشمپوشی و تغافل بگذریم.
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۵۴.
- ↑ اینکه چه اموری در نظر شریف ایشان مهم بوده و باید در آن دقت کافی شود بحثی است که انشاءالله در آینده و ادامه همین بخش به آن خواهیم پرداخت. با نگاهی اجمالی تا حدودی میتوان به دست آورد که برای انتخاب همسر، به چه اموری باید توجه داشت و نباید از آن به سادگی گذشت. افزون بر ایمان درباره تدین و خلقوخوی و مسائلی چون ولود بودن، خانواده، اصل و نسب و زیبایی ظاهری و... روایات بسیاری از رسول خدا و اهلبیت(ع) نقل شده است؛ چون: «عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيٍّ(ع) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): تَزَوَّجُوا الْأَبْكَارَ فَإِنَّهُنَّ أَعْذَبُ أَفْوَاهاً وَ أَفْتَقُ أَرْحَاماً وَ أَسْرَعُ تَعْلِيماً وَ أَثْبَتُ لِلْمَوَدَّةِ». در ادامه آمده است: «... وَ تَزَوَّجُوا أَيَامَاكُمْ فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يُحَسِّنُ لَهُنَّ فِي أَخْلَاقِهِنَّ وَ يُوَسِّعُ لَهُنَّ فِي أَرْزَاقِهِنَّ» (نعمان بن محمد تمیمی مغربی، دعائم الإسلام، ج۲، ص١٩۶؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۰۰، ص۲۳۷)؛ «عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ(ع) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): تَزَوَّجُوا بِكْراً وَلُوداً وَ لَا تَزَوَّجُوا حَسْنَاءَ جَمِيلَةً عَاقِراً فَإِنِّي أُبَاهِي بِكُمُ الْأُمَمَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۳۳۳)؛ «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع): تَزَوَّجُوا سَمْرَاءَ عَيْنَاءَ عَجْزَاءَ مَرْبُوعَةً فَإِنْ كَرِهْتَهَا فَعَلَيَّ مَهْرُهَا» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۳۳۵)؛ «عَنْ أَبِي إِبْرَاهِيمَ(ع) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): تَزَوَّجُوا إِلَى آلِ فُلَانٍ فَإِنَّهُمْ عَفُّوا فَعَفَّتْ نِسَاؤُهُمْ وَ لَا تَزَوَّجُوا إِلَى آلِ فُلَانٍ فَإِنَّهُمْ بَغَوْا فَبَغَتْ نِسَاؤُهُمْ وَ قَالَ مَكْتُوبٌ فِي التَّوْرَاةِ أَنَا اللَّهُ قَاتِلُ الْقَاتِلِينَ وَ مُفْقِرُ الزَّانِينَ أَيُّهَا النَّاسُ لَا تَزْنُوا فَتَزْنِيَ نِسَاؤُكُمْ كَمَا تَدِينُ تُدَانُ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۵۵۴) و....
- ↑ علی بن ابیالکرم ابن اثیر، أسدالغابة، ج۵، ص۴٣۴؛ الحافظ احمد بن علی العسقلانی، الإصابة، ج١۶، ص۲۷۳؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج١۶، ص١٣.
- ↑ «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع): أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ(ص) لَمْ يَتَزَوَّجْ عَلَى خَدِيجَةَ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۳۹۱). با دقت در زندگی بابرکت پیامبر بزرگوار اسلام(ص)، یک حقیقت روشن هویدا میشود. ایشان درست در سنین جوانی که هر کس خواهان ازدواج با دختران زیبا و نوجوان است، با بیوهای چهل ساله پیمان زناشویی میبندند. پیوند حضرت(ص) با دیگر زنان و گاه دختران درست در دهه پایانی عمر شریفشان بنا به مصالحی الهی و دینی و گاه با دستور صریح خداوند انجام میشد. این نکته میتواند پاسخی دندانشکن برای عدهای عنود و سبکمغز باشد که آن وجود نازنین را به القابی که خود به آن شایستهترند، منتسب میکنند.
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۶۰.
- ↑ «عَنِ الصَّادِقِ(ع) قَالَ: تَزَوَّجَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) بِخَمْسَ عَشْرَةَ امْرَأَةً... وَ أَفْضَلُهُنَّ خَدِيجَةُ بِنْتُ خُوَيْلِدٍ ثُمَّ أُمُّ سَلَمَةَ بِنْتُ أَبِي أُمَيَّةَ ثُمَّ مَيْمُونَةُ بِنْتُ الْحَارِثِ» (محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج٢٠، ص٢۴۴؛ به نقل از: محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، الخصال).
- ↑ ابوسلمه در اثر جراحتی که از جنگ احد در بدن وی باقی مانده بود به شهادت رسید. او مردی بیدار و روشن ضمیر بود. آن دو به هم علاقهمند بودند. امسلمه روزی به وی میگوید: «بیا با همپیمان بندیم که پس از مرگ هر یک دیگری ازدواج نکند». وی پاسخ میدهد: «مبادا چنین پیمانی بندی! و پس از من خود را به زحمت اندازی» سپس دستان خود را به آسمان بلند میکند و میگوید: «پروردگارا، امسلمه را پس از من مردی بهتر از من روزی فرما». پس از درگذشت ابوسلمه رسول خدا(ص) برای تسلی خاطر امسلمه در حق او دعا کرد و فرمود: «خدایا، اندوه او را تسکین ده و مصیبتش را جبران کن و عوضی بهتر به وی عطا کن» (احمد لقمانی، الگوهای ناب در نگاه دخت آفتاب؛ به نقل از: ذبیحالله محلاتی، ریاحین الشریعة، ج۲، ص٢٨۵).
- ↑ ذبیحالله محلاتی، ریاحین الشریعة، ج۲، ص۲۸۵؛ عبدالملک بن هشام، السیرة النبویة؛ زندگانی محمد(ص) پیامبر اسلام، ترجمه سیدهاشم رسولی، ص۱۹۹.
- ↑ «رُوِيَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ(ص) أَرْسَلَ إِلَى أُمِّ سَلَمَةَ أَنْ مُرِي ابْنَكِ أَنْ يُزَوِّجَكِ فَزَوَّجَهَا ابْنُهَا سَلَمَةُ بْنُ أَبِي سَلَمَةَ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ(ص) وَ هُوَ غُلَامٌ لَمْ يَبْلُغْ وَ أَدَّى عَنْهُ النَّجَاشِيُّ صَدَاقَهَا بِأَرْبَعِمِائَةِ دِينَارٍ عِنْدَ الْعَقْدِ» (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۲۲، ص۲۰۲؛ الفضل بن الحسن الطبرسی، أعلام الوری، ص١۴١).
- ↑ محمد علی دخیل علی، اعلام النساء، ج۵، ص۲۸۵؛ عبدالله مامقانی، تنقیح المقال، ج۳، ص۷۲.
- ↑ ازدواجهای رسول خدا(ص) تقریبا در همه موارد جز مواردی اندک، با زنان سالخورده، بیوه بیسرپرست و بیپناه بوده است. اگر در مواردی نیز با دختران یا زنان جوانی چون عایشه، حفصه و صفیه ازدواج کردهاند بنا به مصالح سیاسی، اجتماعی یا دینی بوده است: «عَنِ الصَّادِقِ(ع) قَالَ: تَزَوَّجَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) بِخَمْسَ عَشْرَةَ امْرَأَةً (فَمَاتَتْ مِنْهُنَّ اثْنَتَانِ) وَ دَخَلَ بِثَلَاثَ عَشْرَةَ مِنْهُنَّ وَ قُبِضَ عَنْ تِسْعٍ فَأَمَّا الَّتِي لَمْ يَدْخُلْ بِهِمَا فَعَمْرَةُ وَ الشَّنْبَاءُ وَ أَمَّا الثَّلَاثَ عَشْرَةَ اللَّاتِي دَخَلَ بِهِنَّ فَأَوَّلُهُنَّ خَدِيجَةُ بِنْتُ خُوَيْلِدٍ، ثُمَّ سَوْدَةُ بِنْتُ زَمْعَةَ، ثُمَّ أُمُّ سَلَمَةَ وَ اسْمُهَا هِنْدُ بِنْتُ أَبِي أُمَيَّةَ، ثُمَّ أُمُّ عَبْدِ اللَّهِ عَائِشَةُ بِنْتُ أَبِي بَكْرٍ، ثُمَّ حَفْصَةُ بِنْتُ عُمَرَ، ثُمَّ زَيْنَبُ بِنْتُ خُزَيْمَةَ بْنِ الْحَارِثِ أُمُّ الْمَسَاكِينِ، ثُمَّ زَيْنَبُ بِنْتُ جَحْشٍ، ثُمَّ أُمُّ حَبِيبَةَ رَمْلَةُ بِنْتُ أَبِي سُفْيَانَ، ثُمَّ مَيْمُونَةُ بِنْتُ الْحَارِثِ، ثُمَّ زَيْنَبُ بِنْتُ عُمَيْسٍ، ثُمَّ جُوَيْرِيَةُ بِنْتُ الْحَارِثِ، ثُمَّ صَفِيَّةُ بِنْتُ حُيَيِّ بْنِ أَخْطَبَ، وَ الَّتِي وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ(ص) خَوْلَةُ بِنْتُ حَكِيمٍ السُّلَمِيِّ، وَ كَانَ لَهُ سُرِّيَّتَانِ يَقْسِمُ لَهُمَا مَعَ أَزْوَاجِهِ، مَارِيَةُ الْقِبْطِيَّةُ وَ رَيْحَانَةُ الْخِنْدِفِيَّةُ، وَ التِّسْعُ اللَّاتِي قُبِضَ عَنْهُنَّ عَائِشَةُ، وَ حَفْصَةُ وَ أُمُّ سَلَمَةَ وَ زَيْنَبُ بِنْتُ جَحْشٍ، وَ مَيْمُونَةُ بِنْتُ الْحَارِثِ وَ أُمُّ حَبِيبَةَ بِنْتُ أَبِي سُفْيَانَ، وَ صَفِيَّةُ بِنْتُ حُيَيِّ بْنِ أَخْطَبَ وَ جُوَيْرِيَةُ بِنْتُ الْحَارِثِ، وَ سَوْدَةُ بِنْتُ زَمْعَةَ وَ أَفْضَلُهُنَّ خَدِيجَةُ بِنْتُ خُوَيْلِدٍ، ثُمَّ أُمُّ سَلَمَةَ بِنْتُ أَبِي أُمَيَّةَ، ثُمَّ مَيْمُونَةُ بِنْتُ الْحَارِثِ» (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، الخصال، ج۲، ص۴١٩؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج٢٢، ص١٩۴).
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۶۲.
- ↑ «وَ قَدِ اشْتَهَرَ فِي الصِّحَاحِ بِالْأَسَانِيدِ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ(ع) وَ ابْنِ عَبَّاسٍ وَ ابْنِ مَسْعودٍ وَ جَابِرٍ الْأَنْصَارِيِّ وَ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ وَ الْبَرَاءِ بْنِ عَازِبٍ وَ أُمِّ سَلَمَةَ بِأَلْفَاظٍ مُخْتَلِفَةٍ وَ مَعَانِي مُتَّفِقَةٍ أَنَّ أَبَا بَكْرٍ وَ عُمَرَ خَطَبَا إِلَى النَّبِيِّ(ص) فَاطِمَةَ مَرَّةً بَعْدَ أُخْرَى فَرَدَّهُمَا». در نقلهای دیگر آمده است که رسول خدا(ص) برای دادن پاسخ رد به آن دو فرمودند: «فاطمه هنوز برای ازدواج کردن کوچک است»؛ «أَنَّ أَبَا بَكْرٍ وَ عُمَرَ خَطَبَا إِلَى النَّبِيِّ(ص) فَاطِمَةَ فَقَالَ: إِنَّهَا صَغِيرَةٌ» (محمد بن شهر آشوب مازندرانی، مناقب آل ابی طالب، ج۳، ص٣۴۵؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص١٠٨).
- ↑ «يَا عَلِيُّ! إِنَّهُ قَدْ ذَكَرَهَا قَبْلَكَ رِجَالٌ فَذَكَرْتُ ذَلِكَ لَهَا فَرَأَيْتُ الْكَرَاهَةَ فِي وَجْهِهَا وَ لَكِنْ عَلَى رِسْلِكَ حَتَّى أَخْرُجَ إِلَيْكَ فَدَخَلَ عَلَيْهَا فَأَخْبَرَهَا وَ قَالَ إِنَّ عَلِيّاً قَدْ ذَكَرَ مِنْ أَمْرِكِ شَيْئاً فَمَا تَرَيْنَ فَسَكَتَتْ وَ لَمْ تُوَلِّ وَجْهَهَا وَ لَمْ يَرَ فِيهِ رَسُولُ اللَّهِ(ص) كَرَاهَةً فَقَامَ وَ هُوَ يَقُولُ اللَّهُ أَكْبَرُ سُكُوتُهَا إِقْرَارُهَا...» (ابوجعفر محمد بن حسن طوسی، الأمالی، ص۳۹؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص٩٣).
- ↑ سلمان میگوید: «كُنْتُ وَاقِفاً بَيْنَ يَدَيْ رَسُولِ اللَّهِ(ص) أَسْكُبُ الْمَاءَ عَلَى يَدَيْهِ إِذَا دَخَلَتْ فَاطِمَةُ وَ هِيَ تَبْكِي. فَوَضَعَ النَّبِيُّ(ص) يَدَهُ عَلَى رَأْسِهَا وَ قَالَ: مَا يُبْكِيكِ؟ لَا أَبْكَى اللَّهُ عَيْنَيْكِ يَا حُورِيَّةُ! قَالَتْ: مَرَرْتُ عَلَى مَلَإٍ مِنْ نِسَاءِ قُرَيْشٍ وَ هُنَّ مُخَضَّبَاتٌ فَلَمَّا نَظَرْنَ إِلَيَّ وَقَعُوا فِيَّ وَ فِي ابْنِ عَمِّي. فَقَالَ(ص) لَهَا: وَ مَا سَمِعْتِي مِنْهُنَّ؟ قَالَتْ: قُلْنَ: كَانَ قَدْ عَزَّ عَلَى مُحَمَّدٍ أَنْ يُزَوِّجَ ابْنَتَهُ مِنْ رَجُلٍ فَقِيرِ قُرَيْشٍ وَ أَقَلِّهِمْ مَالًا!» (محمد بن شهرآشوب مازندرانی، مناقب آل ابیطالب، ج۳، ص۳۵۳؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص١۴٩).
- ↑ «فَقَالَ(ص) لَهَا: وَ اللَّهِ يَا بُنَيَّةِ مَا زَوَّجْتُكِ وَ لَكِنَّ اللَّهَ زَوَّجَكِ مِنْ عَلِيٍّ فَكَانَ بَدْوُهُ مِنْهُ وَ ذَلِكِ أَنَّهُ خَطَبَكِ فُلَانٌ وَ فُلَانٌ فَعِنْدَ ذَلِكِ جَعَلْتُ أَمْرَكِ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى وَ أَمْسَكْتُ عَنِ النَّاسِ فَبَيْنَا صَلَّيْتُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ صَلَاةَ الْفَجْرِ إِذْ سَمِعْتُ حَفِيفَ الْمَلَائِكَةِ وَ إِذَا بِحَبِيبِي جَبْرَئِيلَ وَ مَعَهُ سَبْعُونَ صَفّاً مِنَ الْمَلَائِكَةِ مُتَوَّجِينَ مُقَرَّطِينَ مُدَمْلِجِينَ فَقُلْتُ مَا هَذِهِ الْقَعْقَعَةُ مِنَ السَّمَاءِ يَا أَخِي جَبْرَئِيلُ فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ اطَّلَعَ إِلَى الْأَرْضِ اطِّلَاعَةً فَاخْتَارَ مِنْهَا مِنَ الرِّجَالِ عَلِيّاً(ع) وَ مِنَ النِّسَاءِ فَاطِمَةَ(س) فَزَوَّجَ فَاطِمَةَ مِنْ عَلِيٍّ. فَرَفَعَتْ رَأْسَهَا وَ تَبَسَّمَتْ بَعْدَ بُكَائِهَا وَ قَالَتْ: رَضِيتُ بِمَا رَضِيَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ...» (محمد بن شهرآشوب مازندرانی، مناقب آل ابیطالب، ج۳، ص۳۵۳؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص١۴٩).
- ↑ «... فَقَالَ(ص): أَ لَا أَزِيدُكِ يَا فَاطِمَةُ فِي عَلِيٍّ رَغْبَةً قَالَتْ بَلَى قَالَ لَا يَرِدُ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ رُكْبَانٌ أَكْرَمُ مِنَّا أَرْبَعَةٌ أَخِي صَالِحٌ عَلَى نَاقَتِهِ وَ عَمِّي حَمْزَةُ عَلَى نَاقَتِيَ الْعَضْبَاءِ وَ أَنَا عَلَى الْبُرَاقِ وَ بَعْلُكِ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ عَلَى نَاقَةٍ مِنْ نُوقِ الْجَنَّةِ فَقَالَتْ صِفْ لِيَ النَّاقَةَ مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خُلِقَتْ قَالَ نَاقَةٌ خُلِقَتْ مِنْ نُورِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مُدَبَّجَةُ الْجَنْبَيْنِ صَفْرَاءُ حَمْرَاءُ الرَّأْسِ سَوْدَاءُ الْحَدَقِ قَوَائِمُهَا مِنَ الذَّهَبِ خِطَامُهَا مِنَ اللُّؤْلُؤِ الرَّطْبِ عَيْنَاهَا مِنَ الْيَاقُوتِ وَ بَطْنُهَا مِنَ الزَّبَرْجَدِ الْأَخْضَرِ عَلَيْهَا قُبَّةٌ مِنْ لُؤْلُؤَةٍ بَيْضَاءَ يُرَى بَاطِنُهَا مِنْ ظَاهِرِهَا وَ ظَاهِرُهَا مِنْ بَاطِنِهَا خُلِقَتْ مِنْ عَفْوِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ تِلْكِ النَّاقَةُ مِنْ نُوقِ اللَّهِ لَهَا سَبْعُونَ أَلْفَ رُكْناً بَيْنَ الرُّكْنِ وَ الرُّكْنِ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ يُسَبِّحُونَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بِأَنْوَاعِ التَّسْبِيحِ لَا يَمُرُّ عَلَى مَلَإٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ إِلَّا قَالُوا مَنْ هَذَا الْعَبْدُ مَا أَكْرَمَهُ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَ تَرَاهُ نَبِيّاً مُرْسَلًا أَوْ مَلَكاً مُقَرَّباً أَوْ حَامِلَ عَرْشٍ أَوْ حَامِلَ كُرْسِيٍّ فَيُنَادِي مُنَادٍ مِنْ بُطْنَانِ الْعَرْشِ أَيُّهَا النَّاسُ لَيْسَ هَذَا بِنَبِيٍّ مُرْسَلٍ وَ لَا مَلَكٍ مُقَرَّبٍ هَذَا عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ صَلَوَاتُ اللَّهِ وَ سَلَامُهُ عَلَيْهِ فَيَبْدُرُونَ رِجَالًا رِجَالًا فَيَقُولُونَ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ حَدَّثُونَا فَلَمْ نُصَدِّقْ وَ نَصَحُونَا فَلَمْ نَقْبَلْ وَ الَّذِينَ يُحِبُّونَهُ تَعَلَّقُوا بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى كَذَلِكِ يَنْجُونَ فِي الْآخِرَةِ يَا فَاطِمَةُ أَ لَا أَزِيدُكِ فِي عَلِيٍّ رَغْبَةً قَالَتْ زِدْنِي يَا أَبَتَاهْ قَالَ النَّبِيُّ(ص) إِنَّ عَلِيّاً أَكْرَمُ عَلَى اللَّهِ مِنْ هَارُونَ لِأَنَّ هَارُونَ أَغْضَبَ مُوسَى وَ عَلِيٌّ لَمْ يُغْضِبْنِي قَطُّ وَ الَّذِي بَعَثَ أَبَاكِ بِالْحَقِّ نَبِيّاً مَا غَضِبْتُ عَلَيْهِ يَوْماً قَطُّ وَ مَا نَظَرْتُ فِي وَجْهِ عَلِيٍّ إِلَّا ذَهَبَ الْغَضَبُ عَنِّي يَا فَاطِمَةُ أَ لَا أَزِيدُكِ فِي عَلِيٍّ رَغْبَةً قَالَتْ زِدْنِي يَا نَبِيَّ اللَّهِ...» (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص١۴٩).
- ↑ «هَبَطَ عَلَيَّ جَبْرَئِيلُ وَ قَالَ: يَا مُحَمَّدُ اقْرَأْ عَلِيّاً مِنَ السَّلَامِ السَّلَامَ. فَقَامَتْ وَ قَالَتْ فَاطِمَةُ(س): رَضِيتُ بِاللَّهِ رَبّاً وَ بِكَ يَا أَبَتَاهْ نَبِيّاً وَ بِابْنِ عَمِّي بَعْلًا وَ وَلِيّاً» (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص١۴٩).
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۶۵.