آیه علم الکتاب در کلام اسلامی
آیه علم الکتاب از جمله آیات امامت امیرالمومنین (ع) است. در این آیه سخن کافران، خطاب به رسول خدا(ص) نقل شده است آن هنگام که پیامبری آن حضرت را انکار کردند و خداوند متعال در ادامه آیه، شهادت دادن خود بر نبوت پیامبر(ص) و شهادت دادن فرد یا افرادی که دارای علم کتاب هستند را برای اثبات پیامبری او کافی دانسته است. روایات اهلبیت(ع) این آیه را شاهدی بر برترین فضیلت امام علی(ع) دانستهاند در احادیث شیعه، مراد از علم به کتاب، علم به کتب آسمانی و علوم پیامبران و اسم اعظم و مراد از ﴿من عنده﴾ امیرالمومنین (ع)، دانسته شده است. به اعتقاد متکلمان امامیه این آیه علاوه بر اینکه بر صدق دعوی نبوت رسول خدا(ص) دلالت میکند، بر افضلیت، عصمت، علم غیب و ولایت تکوینی امام علی(ع) نیز دلالت دارد.
مقدمه
شأن نزول آیه
اجماع و اتفاق علماى شيعه بر آن است كه این آیه در شأن امیرالمؤمنین(ع) نازل شده است. غالب اهل سنت نیز بر اساس روایاتی نزول این آیه را در شأن آن حضرت دانستهاند. با این حال شماری از مفسران اهل سنت تلاش کردهاند با ارائه دیدگاههای دیگر در بیان مصداق ﴿من عنده علم الکتاب﴾، شأن نزولهای دیگری را برای آیه مورد بحث ذکر کنند. از جمله گفتهاند این آیه در مصادیق ذیل نازل شده:
- همه مؤمنان
- عالمان یهود و نصارا (علمای اهل کتاب)
- خداوند تبارک و تعالی
- عبدالله بن سلام یهودی
- ابن یامین (بنیامین)
- جبرئیل است.
- جن
- ورقة بن نوفل است.
- ابوبکر
- سلمان فارسی[۱].
معناشناسی و مصداق یابی
شهادت
مصداق ﴿من عنده﴾ و ﴿الکتاب﴾
درباره مصداق ﴿من عنده علم من الكتاب﴾ سه قول نقل شده است:
- قول كساني كه بر پايه بـرخي شـواهد مـعتقدند مراد از ﴿من عنده علم الكتاب﴾ خود خداوند است.
- بر پايه اين قول كه در مـيان اهـل سنت مشهورتر از اقوال ديگر است، مقصود از ﴿من عنده علم الكتاب﴾ را مؤمنان مسيحي و يهودي از قبيل عـبدالله سـلام و سـلمان فارسي است.
- اين قول كه از آن شيعه اماميه است، امام علي بن ابيطالب(ع) و پس از آن حضرت، ائمه اطهار(ع) را مصداق اين آيه ميداند [۲]. تفاسير شيعي دو قول نخست را به تفصيل نقد كرده و آنها را نـاسازگار بـا ظـاهر آيه، مكي بودن سوره و ديگر شواهد برشمردهاند [۳].
رويكرد تعييني و تفضيلي در مصداق شناسي آيه
رواياتي كه در آنها اهل بيت(ع) مصداق آيه معرفي شدهانـد، را بـه واسطه تفاوت رويكرد ميتوان به دو دسته كلي تقسيم كرد:
- رويكرد تعييني: در اين دسته از روايات صرفاً مـصداق شـناسي شـده و توضيح مؤثري نيامده است. در اين روايات گاه به شخص اميرالمؤمنين(ع) و گاه به مجموع ائمه اطهار(ع) اشـاره شـده است. براي نمونه امام باقر(ع) در حديثي جدشان اميرالمؤمنين(ع) را مصداق آيه بـرشمردهانـد: «قَالَ هُوَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ{ع»» [۴] و در فرمايش ديگري مصاديق آيه را تعميم داده و كل ائمه(ع) را مـشمول آن دانستهاند: «قَالَ إِيَّانَا عَنَى وَ عَلِيٌّ أَوَّلُنَا وَ أَفْضَلُنَا وَ خَيْرُنَا بَعْدَ النَّبِيِّ» [۵]
- رويكرد تـفضيلي: اين روايات اغلب آيه آخر سوره رعد را در مقايسه بـا آيه ۴۰ سـوره نـمل بيان كردهاند. به ديگر سخن در مقام بـيان افـضليتِ ﴿من عنده علم الكتاب﴾ بر ﴿من عنده علم من الكتاب﴾ بودهاند. طـبق اين آيه و در راسـتاي اجابت تقاضاي سليمان مبني بـر احـضار تخت بـلقيس و پس از اعـلام آمـادگي عفريت جن، اين بار از ميان طايفه انـس كسـي اعلام آمادگي كرد كه پيش از چشم بر هم زدني تخت مورد نظر را حاضر ميكرد. طبق روايات اين فرد، شخصي غير از خود سليمان، و نـامش آصف بن برخيا بـوده اسـت [۶] در اين آيه منشأ قدرت مشخص اسـت و خـداوند آن را «علم في الجمله به الكتاب» معرفي ميكند؛ به گونهاي كه دارنده آن مىتواند بـه جـاى شنيدن صدا و ديدن تصوير، خود اشـيا و مـوجودات را جـابه جا كند. در اين آيه، آصـف بـن برخيا فعل را به خـودش مـستند كرد ﴿آتيك﴾ و مهمتر آنكه فعل ادعايي محقق شد؛ به گونهاي كه سليمان آن تخت را ديد ﴿ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ﴾[۷] و شكرگزاري كرد ﴿هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ﴾ [۸] عبارت ﴿هذا مـن فضل ربي﴾ خود گواه اين است كه در عين انتساب حقيقي و غير مجازي فعل به فاعل، اين قدرت استقلالي نـبوده و بـه تبع اراده و فضل خدا شكل گرفته و لذا هـيچ مـنافاتي بـا تـوحيد افـعالي ندارد. در مقايسه اين دو آيه در نـگاه نـخست، به نظر ميرسد كه اين افضليت بيشتر از حيث علمي مدنظر بوده است تا فعلي؛ يعني در جـهت اثـبات افـضليت امامان معصوم(ع) اعلميت آنها بـرجسته و كانـون تـوجه بـوده اسـت تـا اقدر بودن آنها در تصرف تكويني. ازهمين رو در بيان مصداق ﴿من عنده علم الكتاب﴾ تصريح كردهاند كه «نزلت في علي بن ابي طالب انه عالم هذه الامة بعد رسـول الله» [۹] همچنين در برخي روايات در ميان قلمروهاي مختلف دانش، علم غيب ائمه(ع) به طور خاص كانون توجه قرار گرفته است. در روايتي سليمان بن سدير نقل مي كند كه امام صادق(ع) در مـجلسي عمومي فرمودند: «تعجب است از قومي كه فكر ميكنند ما علم غيب ميدانيم و حال آن كه علم غيب را تنها خدا ميداند. من قصد تنبيه كنيزم را كردهام اما نـميدانـم كجاست و در كدام يك از اتاقهاي منزل مخفي شده است». سليمان ميگويد پس از اينكه حضرت از مجلس عمومي خارج، و وارد خانه شدند، به حضرت عرضه داشتم كه ما مـيدانـيم كه شما علم كثير ميدانـيد... حـضرت فرمودند: «اي سليمان! آيا قرآن ميخواني؟» عرض كردم: آري، قرائت ميكنم. فرمودند: «آيا در ميان آياتي كه قرائت كردهاي آيه: ﴿قالَ الذي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الكتاب أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن يَرْتـَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ»﴾ را هم خواندهاي؟». گـفتم: آري خـواندهام. فرمودند: «آيا ميداني آن مرد كه بود و بهره او از علم الكتاب چقدر بود؟» حضرت ادامه دادند كه مقدار علم او از علم الكتاب به اندازه قطرهاي از در درياي اخضر بوده است. گفتم: چه بسيار كم است اين اندازه؟ فرمودند: چه بـسيار اسـت كه خداي عزوجل او را منسوب به آن علمي كرده است كه من به تو خبر ميدهم؛ اي سدير آيا در آنچه از قرآن خواندي اين آيه را خواندي: ﴿قُلْ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ كُلُّهُ﴾ گـفتم: آن را خواندهام. فـرمودند: «كسي كه همه علم الكتاب را دارد با فهمتر است يا كسي كه جزئي از آن را دارد؟». گفتم: آنكه علم همه كتاب را دارد با فهمتـر است. آنگاه با دست خود اشاره به سينه خود كردند و فـرمودند: «بـه خـدا علم كتاب نزد ماست، به خدا همهاش نزد ماست» [۱۰].[۱۱].
دلالت آیه
دلالت بر صدق دعوی نبوت پیامبر اسلام
از حضرت امیر(ع) در کنار خداوند یاد شده است که بر حقانیت رسالت رسول اکرم (ص) گواهی میدهد و نکته مهمتر اینکه اعلام شده این دو گواهی برای اثبات مدعا کافی است! این آیه از این جهت شبیه آیه 4 سوره تحریم است که از حضرت امیرالمؤمنین (ع) با عنوان «صَالِحُ الْمُؤْمِنِیـنَ» و در کنار نام خداوند و جبرئیل یاد شده که از رسول اکرم (ص) در برابر توطئه دو همسر آن حضرت، حمایت و پشتیبانی میکنند[۱۲].[۱۳]
دلالت بر افضلیت امام علی(ع)
آیه علم الکتاب دو ویژگی مهم و منحصر به فرد را برای امیرالمؤمنین(ع) بیان کرده است که به واسطه هر کدام میتوان افضلیت و برتری آن حضرت را ثابت نمود.
در هر دو مورد غیر از امیرالمؤمنین(ع) هیچ یک از صحابه و تابعین را نمیتوان یافت که چنین ادعایی کرده باشند. علاوه بر اینها از اینکه خدای متعال شهادت آن حضرت بر رسالت پیامبر اکرم(ص) را در کنار شهادت خود قرار داده و این آیه را در شأن آن حضرت نازل کرده نیز میتوان بر بزرگی مقام و جایگاه والای امیرالمؤمنین(ع) استفاده کرد و آن را دلیل دیگری بر افضلیت آن حضرت به شمار آورد[۱۴].
دلالت بر علم امام علی به تمام قرآن
در این آیه، از حضرت امیرالمؤمنین(ع) به عنوان کسی یاد شده که علم کتاب به او داده شده است و ازآن جا که بر اساس قاعده بلاغی، اضافه اسم نکره (علم) به اسمِ محلّی به لام (الکتاب)، افاده عموم می کند، از این آیه استفاده میشود که علمِ همه کتاب به آن حضرت ارزانی شده است. درباره آنکه مراد از علم در این آیه چیست، اختلافاتی در میان مفسران به چشم میخورد، با این حال همه اذعان دارند که این علم از مقوله علوم ظاهری نیست، بلکه علمی است که آگاهی از اسرار عالم و توان تصرف در هستی، ازجمله شئون آن است.
اهمیت این آیه از آن جهت است که در سوره مبارکه نمل آیه 40، از وصیّ سلیمانِ نبی(ع) یعنی آصف بن برخیا، به عنوان کسی یاد شده که دارای «عِلْمٌ مِنْ الْکتَابِ» است؛ یعنی او فقط دارای بخشی از دانش کتاب است (به دلیل تبعیضیه بودن «مِن») ولی درعین حال توانست تخت بلقیس را از فاصلهای طولانی پیش از چشم برهم زدن سلیمان نبی(ع) نزد او حاضر سازد. پس اگر آصف بن برخیا با داشتن بخشی از دانش کتاب توانست تخت بلقیس را از آن راه دور حاضر نماید، مصداق «وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتَابِ» در آیه آخر سوره رعد باید کسی باشد که از علمِ به مراتب افزونتر برخوردار باشد. [۱۵].[۱۶]
دلالت بر عصمت و علم به غیب
﴿وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ﴾[۱۷].
آیه ۴۳ سوره رعد مکی است و در احتجاج با منکرین رسالت پیامبر اکرم(ص) نازل شده است. اثباتامر رسالت برای کفار مستلزم برهان است؛ ولی خداوند به جای ارائه معجزه یا آیتی از این دست، به موضوعی فراتر اشاره نموده و این برهان را در قالب اعلان شهادت بیان فرموده است. بر این اساس، مبنای برهان بر پایه شهادت خداوند بر رسالت پیامبرش(ص) شکل گرفته است. مسلماً شهادت الهی در ردیف شهادتهای عادی نیست که در آن احتمال صدق و کذب برود؛ بلکه خبر از حاقّ واقع میدهد؛ چنان که شهادت به توحید در آیه ۱۸ آل عمران نیز به همین گونه بیان شده است.
هرچند چنین شهادتی برای اولی الألباب مفید یقین است، اما برای توده مردم قابل درک نیست. از همین رو، در آیه شریفه، شهادت الهی به شهادتی انسانی ضمیمه شده تا برای همگان حجت باشد. نکته مهم آن است که چنان شخصیت ارجمندی که شهادت او به رسالت رسول خدا(ص) به دنبال شهادت پروردگار قرار دارد و کشف از حاق واقع مینماید، لزوماً باید دارای عصمت و علم از جانب خداوند باشد.
خداوند در آیه شریفه، این انسان عظیمالشأن را با وصف ﴿مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ﴾ معرفی مینماید. از آنجا که در این گونه موارد وصف مُشعِر به علیّت است، خداوند در عین اقامه برهان بر اینکه چرا شهادت او یقینآور است، مصداق عینی چنین وجود با ارزشی را در میان انسانها معرفی مینماید؛ به این ترتیب که چنین فردی میباید دارای علم لدنی باشد و آگاهی او از عالم غیب از طریق شهود یقینآور و بدون خطا باشد، تا برای دیگران حجت به شمار آید. طبعاً چنین فردی باید معصوم به عصمت الهی باشد و چون مؤدای شهادت، اعلام صداقت نبی(ص) در رسالت خود است؛ لذا میباید در مراتب قرب الهی و علم غیب، در مقامی باشد که اشراف و اطلاع از مراتب ولایی رسول اکرم(ص) در عوالم ملکوت داشته باشد. مصداقاً وجود چنین فردی منحصر در اوصیای معصوم نبیّ مکرّم اسلام(ع) است.
در طی برهان از چند طریق ثابت شد کسی که صاحب علمالکتاب است، از مقامی در پیشگاه الهی برخوردار است که در علم و عصمت الهی مانند رسول خدا(ص) میباشد. چنین مقامی در فرهنگ قرآن و بیانات اهل بیت(ع) همان مقام امامت است که در اوصیای رسول اکرم(ص) از حضرت(ع) تا امام عصر(ع) وجود دارد.
با توجه به آنکه شهادت الهی مانند شهادت افراد عادی نیست، بلکه خبر از حاق واقع - با احاطهای که بر واقعیت دارد- میدهد، بنابراین، شهادت ﴿ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ﴾ نیز از همین قبیل است. به این ترتیب، حد وسط قیاس اقترانی که تشکیل میشود، مقام شهادت و حق الیقین صاحبان علم الکتاب است؛ بر این اساس میگوییم:
اولاً، ﴿ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ﴾، در مقام حقالیقین و اشراف بر ملکوت عالم است.
ثانیاً، کسی که در مقام حق الیقین و اشراف بر ملکوت عالم است، معصوم به عصمت الهی و عالم به خزائن غیب الهی است.
نتیجه آنکه: ﴿ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ﴾ معصوم به عصمت الهی و عالم به خزائن غیب به اذن پروردگار است. بدیهی است که چنین مقامی اکتسابی نیست و مانند نبوت و رسالت، به انتخاب پروردگار و انتصاب الهی است.
با توجه به سیر برهانی که در این آیه ارائه شد، مقام عصمت و علمی که برای امامثابت میشود، فوق آگاهی بر احکام شریعت و یا منزه بودن از هرگونه گناه است؛ بلکه چون امام در این نگاه درعالیترین مرتبه حقالیقین و مشرف بر عوالم ملکوت قرار دارد، اولاً، علم او به اذن الهی اشراف بر تکوین و تشریع و سنن الهی در این دو مقام دارد و ثانیاً، عصمت و طهارت از همه آلودگیها و قذاراتی است که مناسبت با این مقام ندارد[۱۸].
دلالت بر امامت امام علی(ع)
پس از آنکه افضلیت و برتری امیرالمؤمنین {ع}} در بخش های قبلی به اثبات رسید بر اساس بنای عقلا و به حکم عقلا در دوران امر میان امامت شخص فاضل و امامت شخض مفضول (پایینتر)، شخض فاضل و برتر مقدم خواهد بود و امامتش ثابت مبگردد. بر این اساس امامت امام علی(ع) از این آیه قابل اثبات است[۱۹].
دلالت بر ولایت تکوینی امام علی(ع)
ارتـباط مفهومِ علم الكتاب و ولايت تكويني اهل بيت(ع) بر اساس اعتقاد اماميه، اهل بيت(ع) داراي مقام ولايتند. از آنجاكه ولايت به دو ساحت تشريعي و تكويني تقسيم پذير است مصداق يابي هـر دو قسم درباره اهل بـيت(ع) هـمواره مورد نظر و اهتمام بوده است.
- در قسم نخست اهل بيت(ع) به منزله حجت بالغه الهي از ديدگاه تشريعي ملاحظه ميشوند. بر اين اساس اهل بيت(ع) نه تنها به اجرا و تبليغ قانون الهـي همت ميگمارند، بلكه در سير قانونگذاري نقش فعال دارند و خداوند اين تشريع را به رسميت شناخته است.
- همچنين بنا بر قسم دوم، آنان مبتني بر رضايت الهي و باورداشت توحيد، به تصرفات مـختلف تـكويني دست ميزنند و يا حتي نظام تكوين را رهبري ميكنند.
با اين حال ميتوان بر اين باور بود كه نقش اساسي و مهم اهل بيت(ع) در تشريع، نتيجه و فرع جايگاه وجودي آنان در عالم وجود اسـت؛ چـه اينكه اگر ولايتي در تشريع براي اين خاندان لحاظ ميشود، بيش از آنكه به جنبه معرفت شناسانه آن پرداخته شود، بايد به مقدمات هستي شناسانه آن پرداخت تا روشن شود نقش وجودي اهـل بـيت(ع) است كه آنان را لايق وساطت در ابلاغ شريعت و يا تشريع كرده است.
در بحث ولايت تشريعي اهل بيت (درباره غير پيامبر) اختلافاتي در ميان متكلمان به چشم ميآيد، ولي درباره شأن تكويني اهل بيت(ع)، ذكر اجمالي و يا تفصيلي كرامات و خـوارق عـادت اهـل بيت كتب روايي، تاريخي و كلامي نـشان از آن دارد كه شـأن تـكويني اهل بيت(ع) به منزله يك اصل و امر بديهي مطرح بوده است. بر اين اساس هر امامي هر وقت كه بخواهد به اذن الهي ميتـواند در حـوادث جـهان تصرف كند و آن را تغيير دهد. او ميتواند درخـت را بـه حركت درآورد؛ عصا را به سخن آورد؛ بيمار را شفا دهد و سنگي بي مقدار را تبديل به طلايي باارزش كند.
از سوي ديگر در قرآن كريم مـفهوم «عـلم بـه كتاب» مطرح شده است؛ به گونهاي كه برخي به مـقداري از آن و برخي به كل آن آگاهي دارند. همچنين انجام برخي خوارق عادت صريحاً به علم الكتاب مستند شده است. دقت و تـدبر دربـاره دو درجـه از اين دانايي كه با عبارات «علم الكتاب» و «علم من الكتاب» مطرح شـده، در روايات اهـل بيت(ع) ديده ميشود؛ به گونهاي كه ميان اين دانايي و «توانايي بر تصرف» ارتباط مستقيم برقرار شده اسـت. اگـرچه در كتـب تفسيري و روايي درباره مصداق شناسي ﴿من عنده علم الكتاب﴾ در روايات اهل بيت(ع) استقصاي كامـلي شـده، واكاوي ارتـباط ميان علم الكتاب و قدرت بر تصرف تكويني، فراتر از ظاهر روايات انجام نشده است. پرسش اصـلي آن است كه جدا از اصل ارتباط علم به كتاب و تصرف تكويني در قرآن و روايات، تحليل اين ارتباط بـا اسـتفاده از خود نقل به چه صورت است؟ به ديگر سخن آيا صرف تشابه و تكرار علم بـه كتـاب در دو مـوضع قرآن، نشان از يكساني احكام آنها دارد، به گونهاي كه هر دو مفيد اثبات شأن تكويني باشند؟
واژه "ولايت" از واژگان رايج و پربسامد در قرآن كريم است كه با مشتقاتش بيش از 236 بار در اين كتاب آسماني به كار رفته است. ريشـة اين كلمـه «ولي» اسـت كه به معناي قرار گرفتن چيزي در كنار چيز ديگر است، به گونهاي كه فـاصلهاي در كار نـباشد. درباره معناي لغوي "ولايت"، سه رويكرد وجود دارد:
- مشترك معنوي: به اين معنا كه لفظ ولايت براي يك معناي اصلي وضع شـده اسـت و در معاني ديگري كه براي ولي برشمرده ميشود، در حقيقت اين معناي اصلي سريان دارد؛
- مـشترك لفـظي: به اين معنا كه لفظ ولي براي تمامي معاني ادعـايي وضـع شـده است؛
- لفظ متعين: به اين معنا كه لفظ ولي تـنها بـراي يك معنا وضع شده است و استعمال در بقية معاني، مجازي است؛
همه اظهار نظرهاي اهل لغـت را مـيتوان در يكي از موارد سه گانه جـانمايي كرد. البـته اجمالاً مـيتـوان گـفت كه متكلمان شيعي از حيث لغت مـتمايل بـه رويكرد اول و اهل تسنن متمايل به رويكرد دومند. در ريشه يابي اين تفاوت ميتوان به رويكردهـاي مـتفاوت در تفسير آية ولايت ﴿إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسـُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا...﴾ و نيز حـديث غـدير «من كنت مولاه فهذا عـلي مـولاه» و چگونگي نگاه به دو كلمه «وليكم» و «مولاه» اشاره كرد. ابن فارس مىگويد: «واو، لام و يا «ولى» بر قرب و نـزديكى دلالت مـىكند و واژه ولىّ به معناى قرب و نـزديكى اسـت، و كلمـه مولی نيز از هـمين بـاب است؛ و بر معتِق، مـعتَق، صـاحب، حليف، ابن عم، ناصر و جار اطلاق مىشود كه ريشه همه آنها «ولى» به معناى قـرب اسـت [۲۰]
راغب اصفهانى نيز مـي گـويد: ولا و توالى آن اسـت كه دو يا چـند چـيز به گونهاى باشند كه غـير آنها ميان آنها فاصله نشود. اين معنا براى قرب مكانى است، ولى در قرب معنوى نيز به لحـاظ نـسبت خانوادگى، يا دين يا دوستى يا يارى و يا اعتقاد، استعاره آورده مـىشـود. ريشـه اين كلمـه «ولي» اسـت كه به معناي «قـرار گـرفتن چيزي در كنار چيز ديگر به نحوي كه فاصلهاي در كار نباشد آمده است» [۲۱]
مؤلف کتاب "التحقيق في كلمـات القـرآن" كه مـعمولاً به واكاوي ريشه لغوي با استفاده از منظومه مـشتقات آن مـبادرت مـيورزد. اصـل اين مـاده را وقوع شيء وراء شيء مع رابطة بينهما معرفي ميكند كه بر اساس اينكه اين رابطه حسنه باشد يا سئيه و همچنين بر پايه تفاوت وجودي دو شيء مورد بحث معاني متنوعي همچون قـرب، نصرت، محبت، تدبير، هم قسم، پسر عمو و همسايه از آن به دست ميآيد [۲۲]
ولايت در يك تقسيم كلان و از حيث ارزشي به دو قسم ولايت رحماني (مثبت) و ولايت شيطاني (منفي) تقسيم ميشود. مراد از ولايت رحماني ولايتي است كه قـرآن كريم آن را بـه رسميت شناخته است و از مسلمين خواسته است كه آن را بپذيرند و از بركات دنيوي و اخروي آن بهره مند شوند؛ برخلاف ولايت شيطاني كه آن را به رسميت نشناخته است و از مؤمنان خواسته تا آن را نپذيرند [۲۳] ولايت رحماني بر سـه دسـته است كه هر كدام از آنها نيز داراي درجاتي هستند:
- ولايت شرعي
- ولايت تشريعي
- ولايت تكويني.
ولايت تكويني
تكوين در لغت به معناي احداث، گردانيدن، آفريدن، نوپديدي، ساختن و صورت دادن آمده است (صـليبا، فرهنگ فلسفی، ص603). ولايت تـكويني يعني سرپرستي موجودات جهان و عـالم خـارج و تصرف عيني داشتن در آنها [۲۴] اين ولايت در مرحله اول از آن خداست و در آيات قرآن كريم در مواردي به طور خاص بر اين ولايت تأكيد شده است؛ مانند آفرينش جهان هستي: ﴿إِنَّ رَبـَّكُمُ اللَّه الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فـِي سـِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوي عَلَي الْعَرْشِ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ﴾ [۲۵]؛ حفظ و نگهداري دستگاه عظيم خلقت: ﴿وَ لا يَؤُدُهُ حِفْظُهُما وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ﴾ [۲۶] و تدبير و ادارة امور عالم: ﴿يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّماءِ إِلَي الْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيه فـِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ﴾ [۲۷] اگر بخواهيم از ولايت مركب تعريفي مركب ارائه كنيم كه هم آثار و لوازم و هم علل آن را در نظر داشته باشد، بايد بگوييم ولايت تكويني يعني اينكه فردي بر اثر پيمـودن راه عـبوديت آنچنان كمـال و قرب معنوي بيابد كه به فرمان و اذن الهي بتواند در جهان و انسان تصرف كند. [۲۸] همچنين شهيد مطهري در همين راسـتا مقصود از ولايت تكويني را اين ميداند كه انسان بر اثر پيمودن صراط عبوديت بـه مـقام قـرب الهي ميرسد و به واسطه دارا بودن معنويت حاصل از قرب الهي، مسلط بر ضماير و شاهد بر اعمال و حـجت زمـان ميشود [۲۹].[۳۰]
نکته مهم در دلالت آیه
در قضاوتهای متعارف، حداقل وجود دو شاهد ضروری است زیرا با شهادت یک فرد، علم عادی حاصل نمیشود؛ یعنی شهادت یک نفر ناقص است که با ضمیمة فرد دوم شهادت او کامل میشود، یا به تعبیر دیگر از ضمّ دو شهادت ناقص، شهادت کامل به وجود میآید؛ ولی در شهادت خداوند متعال نقصی وجود ندارد تا نیازی به ضمیمة شهادت دوم باشد. پس شهادت خداوند مسلماً شهادت قطعی و کامل میباشد. در نتیجه، شهادت کسی که علم کتاب نزد اوست نیز باید شهادت قطعی و کامل باشد؛ زیرا با شهادت خداوند متعال علم حاصل میشود و اگر شهادت فرد دوم ناقص باشد، معنایی ندارد که به شهادت کامل ضمیمه گردد؛ چون با وجود شهادت قطعی و علمآور، کسی به دنبال شهادت ظنی نمیرود. پس معلوم میشود که شهادت خداوند و (وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتَاب) از قبیل ضمیمه برهان و دلیل مستقل به برهان مستقل دیگر میباشد، که وجود هر یک برای اثبات مدعا کافی است[۳۱].[۳۲]
جمعبندی و نتیجهگیری
پرسش مستقیم
آیه علمالکتاب چگونه نصب الهی امام را اثبات میکند؟ (پرسش)
منابع
پانویس
- ↑ نصیری،علی و نصیری، محمد حسین، مصداق شناسی آیه ﴿من عنده علم الکتاب﴾، امامت پژوهی، شماره11، ص9-37
- ↑ طبرسي، مجمع البیان، ج۶، ص۴۶۲
- ↑ طباطبائي، سید محمد حسین، المیزان، ج۱۱، ص۳۸۵
- ↑ صفار، بصائر الدرجات، ج۱، ص۲۱۳، ح۴
- ↑ كلينـي، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۲۲۹، ح۶
- ↑ طبرسي، مجمع البیان، ج۷، ص۲۲۳
- ↑ سوره نمل، آیه۴۱
- ↑ همان
- ↑ مجلسي، بحارالانوار، ج۳۵، ص۴۳۲، ح۱۱؛ صفار، بصائر الدرجات، ج۱، ص۲۱۶، ح۱۷و۱۸
- ↑ صفار، بصائر الدرجات، ج۱، ص۲۱۳، ح۳؛ كليني، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۲۵۷، ح۳
- ↑ صالح، سید محمد حسن، مقاله: ارتـباط مفهومِ علم الكتاب و ولايت تكويني اهل بيت(ع)، ممعرفت کلامی، پاییز و زمستان ۱۳۹۳، سال پنجم، ش۲، ص۱۰۱
- ↑ ﴿إِنْ تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا وَإِنْ تَظَاهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمَلَائِكَةُ بَعْدَ ذَٰلِكَ ظَهِيرٌ﴾ ، «اگر شما دو زن از کار خود به پیشگاه خدا توبه کنید [خدا توبه شما را می پذیرد]، چون دل شما دو نفر از حق و درستی منحرف شده است، و اگر بر ضدِّ پیامبر به یکدیگر کمک دهید [راه به جایی نخواهید برد]؛ زیرا خدا و جبرئیل و صالح مؤمنان [که علی بن ابی طالب است] یار اویند، و فرشتگان نیز بعد از آنان پشتیبان او خواهند بود.» سوره تحریم، آیه4.
- ↑ نصیری،علی و نصیری، محمد حسین، مصداق شناسی آیه ﴿من عنده علم الکتاب﴾، امامت پژوهی، شماره11، ص9-37
- ↑ مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی.
- ↑ ﴿قَالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قَالَ هَٰذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ ۖ وَمَنْ شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ﴾، «کسی که دانشی از کتاب [لوح محفوظ] نزد او بود گفت: من آن را پیش از آنکه پلک دیده ات به هم بخورد، نزد تو می آورم. [و آن را در همان لحظه آورد]. پس هنگامی که سلیمان تخت را نزد خود پابرجا دید، گفت: این از فضل و احسان پروردگار من است، تا مرا بیازماید که آیا سپاس گزارم یا بنده ای ناسپاسم؟ و هر کس که سپاس گزاری کند، به سود خود سپاس گزاری می کند و هر کس ناسپاسی ورزد، [زیانی به خدا نمی رساند]؛ زیرا پروردگارم بی نیاز و کریم است» سوره نمل، آیه40.
- ↑ نصیری،علی و نصیری، محمد حسین، مصداق شناسی آیه ﴿من عنده علم الکتاب﴾، امامت پژوهی، شماره11، ص9-37
- ↑ «و کافران میگویند: تو فرستاده (خداوند) نیستی؛ بگو: میان من و شما خداوند و کسی که دانش کتاب نزد اوست، گواه بس» سوره رعد، آیه ۴۳.
- ↑ فیاضبخش و محسنی، ولایت و امامت از منظر عقل و نقل، ج۵، ص۱۹۹ و ۲۱۹.
- ↑ مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی.
- ↑ ابن فارس، معجم مقاييس اللغـة، ص1104
- ↑ راغب اصفهاني، مفردات الفاظ القرآن، ص885
- ↑ مصطفوي، التحقيق في كلمات القرآن، ج13، ص203-208
- ↑ سوره اعراف، آیه27؛ سوره بقره، آیه257
- ↑ جوادي آملي، ولایت فقیه، ولایت فقاهت و عدالت، ص123
- ↑ سوره يونس، آیه3
- ↑ سوره بقره، آیه255
- ↑ سوره سجده، آیه 5
- ↑ همتي، ولایت تکوینی، ص82
- ↑ مطهري، مجموعه آثار، ج3، ص285
- ↑ صالح، سید محمد حسن، مقاله: ارتـباط مفهومِ علم الكتاب و ولايت تكويني اهل بيت(ع)، ممعرفت کلامی، پاییز و زمستان ۱۳۹۳،سال پنجم، ش۲، ص۱۰۱
- ↑ مصباح الهدایه فی تحقیق الولایه ، بهبهانی ، ج1 ، ص46.
- ↑ نصیری،علی و نصیری، محمد حسین، مصداق شناسی آیه ﴿من عنده علم الکتاب﴾، امامت پژوهی، شماره11، ص9-37