سرور
معناشناسی
سرور ضدّ حزن و اندوه و به معنای خوشحالی و شادی است[۱]. در زبان عربی واژههای فراوانی در معنای شادی و سرور یا گونه خاصی از آن به کار میروند؛ مانند فَرَح[۲]، بَشارت[۳]، حُبُور[۴]، مَرَح[۵]، ابتهاج[۶]، رَوح[۷] و نَعامه[۸]. گرچه معنای دقیق این واژهها با یکدیگر تفاوتهایی نیز دارند؛ مثلاً حبور و بشارت، به شادیای گفته میشود که اثرش در صورت ظاهر شود[۹]. فرح بر خلاف سرور، گاهی به سبب لذت و منفعت خیالی است و نقیض آن نیز غمّ است[۱۰]. برخی گفتهاند: فرح با تکبّر و خودبینی همراه و از اینرو پیوسته مذموم است و سرور و حبور ناشی از قوّه تفکر و فرح برخاسته از قوّه شهوت است[۱۱].
ولی در قرآن، فرح گاه در شادی ممدوح نیز به کار رفته است: ﴿قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِكَ فَلْيَفْرَحُوا هُوَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ﴾[۱۲]. به گفته برخی متفکران، سرور حالت خوش و لذّتبخشی است که از علم و اطلاع بر تحقق یافتن یکی از هدفها و آرزوها درگذشته یا آینده، به انسان دست میدهد. در مقابل، غم و اندوه، حالت ناگوار و دردناکی است که از اطلاع بر انجام نشدن یکی از هدفها و آرزوها بر انسان عارض میشود[۱۳].
عوامل شادی بسیارند و شادیهایی که با تن آدمی مرتبطاند، با بالا رفتن سن کاهش مییابند و به پایان میرسند؛ اما شادمانی روحی، پایدار و حاصل پشتگرمی انسان به خداست[۱۴]. اسلام که دینی فطری است و به همه نیازهای آدمی توجه دارد، پیروان خود را به شادیهای مثبت و سازنده دعوت میکند[۱۵]. افزون بر این در اسلام به شاد کردن دیگران نیز سفارش شده است[۱۶]، چنانکه رسول خدا (ص) شاد کردن مؤمنان را از دوست داشتنیترین کارها نزد خدا[۱۷] و سبب بخشایش گناهان[۱۸] معرفی کرده است. در عین حال، اسلام به شادی در دنیا بدون در نظر گرفتن هیچ قیدی و به پرهیز از هرگونه حزنی دعوت نمیکند، بلکه اندوه برای کوتاهی در عمل به وظایف عبودیت را از لوازم ایمان میداند[۱۹].[۲۰]
سرور در قرآن
در قرآن کریم واژه ﴿سُرُورًا﴾[۲۱] یک بار، ﴿مَسْرُورًا﴾[۲۲] دو بار و ﴿تَسُرُّ﴾[۲۳] یک بار به کار رفتهاند؛ همچنین با واژهها و تعبیرهای دیگری به مطالبی درباره شادی اشاره شده است؛ مانند: ﴿فَرِحَ﴾[۲۴]، ﴿مَرَحًا﴾[۲۵]، ﴿فَاكِهِينَ﴾[۲۶]، ﴿بَهْجَةٍ﴾[۲۷]، ﴿قُرَّتُ عَيْنٍ﴾[۲۸]، ﴿يَسْتَبْشِرُونَ﴾[۲۹]، ﴿أَشِرٌ﴾[۳۰]، ﴿يُعْجِبُ﴾[۳۱]؛ ﴿بَطَرًا﴾[۳۲]، ﴿السَّرَّاءِ﴾[۳۳]، ﴿نَاضِرَةٌ﴾[۳۴]، ﴿نَاعِمَةٌ﴾[۳۵] و ﴿يُحْبَرُونَ﴾[۳۶] افزون بر این، در آیات بسیاری، از نفی حزن سخن به میان آمده است ﴿أَلَا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ﴾[۳۷] که با توجه به شواهد و قراین، معنای سرور از آنها برداشت میشود. در آیهای نیز واژه "عید" به کار رفته ﴿قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ اللَّهُمَّ رَبَّنَا أَنْزِلْ عَلَيْنَا مَائِدَةً مِنَ السَّمَاءِ تَكُونُ لَنَا عِيدًا لِأَوَّلِنَا وَآخِرِنَا وَآيَةً مِنْكَ وَارْزُقْنَا وَأَنْتَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ﴾[۳۸] که برخی آن را به معنای سروری دانستهاند که باز میگردد[۳۹]. "عید" همچنین مفاهیم فراوانی در قرآن هستند که به گونهای با مفهوم سرور ارتباط و تلازم دارند؛ مانند خنده، آسانی، آرامش، لذّت، زینت، نعمت، رضا، آمرزش، رحمت و رفاه که مباحث مربوط به آنها در مدخلهای متناسب آمدهاند[۴۰].
ضرورت شادی
شادی و نشاط، یکی از نیازهای اساسی و فطری انسان است. شادی، هیجان مثبتی است که به روح و روان انسان توانایی میدهد تا در مسیر کمال و تعالی خود بکوشد و در این راه از شادابی و نشاط لازم برخوردار باشد و بر سختیها و مشکلات این مسیر چیره شود و از تلاش خود در جهت رشد و تعالی لذت ببرد؛ لذا خداوند متعال، اساس جهان هستی و پدیدههای آن، بهگونهای خلق و طراحی کرده است که در آدمی شادی و نشاط ایجاد کنند. بهار باطراوت، صبح پرلطافت، طبیعت باظرافت، آبشارهای زیبا، گلهای رنگارنگ، و هزاران آفریده دیگر، همه برای نشاط و شادیآدمی آفریده شده است.
اسلام که دین فطرت است و به همه نیازهای طبیعی و فطری انسان توجه ویژه دارد، نهتنها نیاز انسان به شادی را به رسمیت شناخته است، بلکه پیروان خود را بارها به شادیهای مثبت و سازنده دعوت کرده و آن را عامل توفیق و پیشرفت انسان در مسیر تعالی دانسته است؛ زیرا، همانگونه که جسم انسان نیاز به غذا و انواع ویتأمینها دارد، روح انسان نیز به تنوع، استراحت، تفریح و شادی و نشاط نیاز دارد[۴۱]. به باور یکی از پژوهشگران که درباره تأثیر شادی در زندگی تحقیق کرده است، "آن کس که دارای قلب طربناک است، همه عناصر جهان و پدیدههای آن را در حیاتی پُرشور و جنبشی بانشاط حس میکند و حس زندهانگاری را در خود پرورش میدهد و همه هستی را در شور و طرب به نظاره مینشیند و از این منظر، امید و شوق به پیشرفت و تعالی را در خود باز مییابد. انسان طربناک همه عناصر هستی را در حیات پُرشور حس میکند و در همه چیز رنگ خدا و معنای ربوبیت را جستوجو میکند. قلب طربناک همه هستی را در شور و طلب میبیند و با دیدن هر نمودی از نمودهای هستی به ابتهاج و انبساط روحی دست مییابد. قلبی که پایگاه عرش الهی و جایگاه نزول رحمت و محبت خداست، آن قلب باطراوت و بانشاط است"[۴۲].[۴۳]
اهمیت و جایگاه شادی و نشاط در آموزههای دینی
نشاط و شادی، لازمه زندگی، محرک انسان در دستیابی به هدفهای دینی و غیر دینی و عاملی برای ارتقای مادی و معنوی او به شمار میرود. دین اسلام که به همه شئون حیاتی انسان نگرش ژرف داشته و متناسب با نیازهای واقعی و تعالی هرچه بیشتر او برنامههایی کاملی ارائه کرده است، شادی و نشاط و عوامل نشاطانگیز را که لازمه یک زندگی موفق است، به انسان معرفی و توصیه میکند. در دستورهای آسمانی اسلام، نکتههای ارزشمندی در خصوص ایجاد شادی و نشاط آمده است. این شادیها گاهی برای خود آدمی است و زمانی برای دیگران. آن همه سفارش که برای تبسّم به دیگران ذکر شده و سفارشهایی که برای پوشیدن لباسهای شاد و روشن، بوی خوش، نظافت و نظم و پاکیزگی، مسافرت و تفریح، حضور در طبیعت و نگریستن به سبزه و آب، مهربانی و محبت، زدودن کینه و حسد، شوخی و مزاح و خلاصه ایجاد سرُور در قلب مردم شده است، همه برای ایجاد فضای شادی و راندن غم و اندوه و در نتیجه تجدید قوا برای ادامه حرکت تکاملی انسان است[۴۴].[۴۵]
برآیند برداشتهای اندیشمندان مسلمان از شادی، آن است که واژههای سرور، شادی، نشاط، فرح و شادمانی، دستهای از عواطف ارزشمندی هستند که خداوند به منظور حفظ بقای انسان در وجود او نهاده است. "شادی"، رفتاری است که باعث انبساط خاطر فرد میشود و از نیازی حیاتی که سلامتی عاطفی او را به دنبال دارد، حکایت میکند. در اسلام، شادی حالت ابتهاج و نشاطی است که تحت تأثیر عوامل مختلف بر انسان عارض میشود که در آن حالت، روح انسان به درجه رضایت و گشایش میرسد. از نظر اسلام، شادی، آدمی را از تنبلی رهانیده و سرزنده و سرحال میسازد[۴۶]. اندیشمند معاصر، شهید مرتضی مطهری، با رویکردی روانشناسانه و اسلامی میگوید: سرور، حالت خوش و لذتبخشی است که از علم و اطلاع بر اینکه یکی از هدفها و آرزوها انجام یافته یا خواهد یافت، به انسان دست میدهد و غم و اندوه، حالت ناگواری و دردناکی است که از اطلاع بر انجام نشدن یکی از هدفها و آرزوها به انسان دست میدهد[۴۷][۴۸].
تفاوت شادی با نشاط
شادی و نشاط ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر دارند، به گونهای که شادی را میتوان یکی از عوامل نشاط دانست. حضرت علی(ع) میفرماید: «السُّرُورُ يَبْسُطُ النَّفْسَ وَ يُثِيرُ النَّشَاطَ»؛ شادی باعث انبساط خاطر و سبب نشاط انسان میشود[۴۹]. در بیشتر اوقات، این دو واژه را به یک مفهوم در نظر میگیرند، ولی میان این دو حالت روانی انسان، تفاوت وجود دارد. شادی که معادل عربی آن، فَرَح و سرور است، به معنای خوشحالی و خشنودی است که نمود آن بیشتر در خنده و تبسّم است، ولی نشاط و شادابی به معنای سرحال بودن و سرزندگی و میل و رغبت به کار داشتن است که در فعالیت و تکاپو آشکار میشود. ازاینرو، میتوان گفت گاهی نشاط و شادی، هر دو با هم جمعند و آن زمانی است که فرد هم شاد است و هم سرحال و بانشاط و زمانی از هم جدایند؛ یعنی گاهی فردی بانشاط و سرحال است، ولی شاد نیست. به عبارتی، او کارهای خود را با میل و رغبت انجام میدهد، ولی خندان نیست، مانند پیامبران که از گمراهیِ دیگران ناراحتند و با این حال، با نشاط به ارشاد آنان میپردازند و چون به وظیفه خویش عمل کردهاند، لذت میبرند. در مقابل، گاهی فردی شاد و خندان است، ولی نشاط لازم برای انجام امور خود را ندارد، مانند فرد افسردهای که بر اثر عوامل خارجی برای چند لحظه خندان است. دلیل ما بر این تفاوت، روایتهای زیر است که با تکیه بر آنها میتوان بهروشنی به گونهگونی این دو واژه رسید: امام جعفر صادق(ع) میفرماید: "یکی از لشکریان عقل، نشاط، ضد آن - یکی از لشکریانجهل - کسالت است و شادی ضد آن اندوه است"[۵۰].[۵۱]
جستارهای وابسته
منابع
- حاجیشاهولدی، حسن؛ مقاله «سرور»؛ دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۵
- نظری شاری، عبدالله، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه امامت و ولایت
پانویس
- ↑ العین، ج۷، ص۱۹۰؛ الصحاح، ج۲، ص۶۸۲، «سر»؛ مجمع البحرین، ج۲، ص۳۶۳، «سرر».
- ↑ مجمع البحرین، ج۳، ص۳۷۷، «فرح».
- ↑ لسان العرب، ج۴، ص۶۲، «بشر».
- ↑ الصحاح، ج۲، ص۶۲۰، «حبر».
- ↑ مفردات، ص۴۶۵؛ لسان العرب، ج۲، ص۵۹۱، «مرح».
- ↑ مفردات، ص۱۴۸-۱۴۹؛ لسان العرب، ج۲، ص۲۱۷، «بهج».
- ↑ لسان العرب، ج۲، ص۴۵۹؛ تاج العروس، ج۴، ص۶۶، «روح».
- ↑ لسان العرب، ج۱۲، ص۵۸۴؛ تاج العروس، ج۱۷، ص۶۹۴، «نعم».
- ↑ معجم الفروق اللغویه، ص۱۷۵.
- ↑ معجم الفروق اللغویه، ص۲۷۷.
- ↑ الکلیات، ص۵۰۸.
- ↑ «بگو: به بخشش خداوند و به بخشایش وی- آری، به آن- باید شاد گردند، این از آنچه فراهم میآورند بهتر است» سوره یونس، آیه ۵۸.
- ↑ مقالات فلسفی، ج۲، ص۶۶-۶۷.
- ↑ انسان و ادیان، ص۴۳۵-۴۳۶.
- ↑ شادی و آرامش، ص۱۱-۱۲.
- ↑ جامعالسعادات، ج۲، ص۲۳۲-۲۳۵.
- ↑ الکافی، ج۲، ص۱۸۹.
- ↑ الجامع الصغیر، ج۱، ص۳۸۳.
- ↑ التحقیق، ج۵، ص۱۰۶، «سر».
- ↑ حاجیشاهولدی، حسن؛ مقاله «سرور»؛ دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵.
- ↑ سوره انسان، آیه ۱۱.
- ↑ سوره انشقاق، آیه ۹.
- ↑ سوره بقره، آیه ۶۹.
- ↑ سوره شوری، آیه ۴۸.
- ↑ سوره اسراء، آیه ۳۷.
- ↑ سوره دخان، آیه ۲۷.
- ↑ سوره نمل، آیه ۶۰.
- ↑ سوره قصص، آیه ۹.
- ↑ سوره آل عمران، آیه ۱۷۰.
- ↑ سوره قمر، آیه ۲۵.
- ↑ سوره بقره، آیه ۲۰۴.
- ↑ سوره انفال، آیه ۴۷.
- ↑ سوره آل عمران، آیه ۱۳۴.
- ↑ سوره قیامه، آیه ۲۲.
- ↑ سوره غاشیه، آیه ۸.
- ↑ سوره روم، آیه ۱۵.
- ↑ «آگاه باشید که دوستان خداوند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میشوند» سوره یونس، آیه ۶۲.
- ↑ «عیسی پسر مریم گفت: خداوندا! ای پروردگار ما! خوانی از آسمان بر ما فرو فرست تا برای ما، برای آغاز و انجام ما عیدی و نشانهای از سوی تو باشد و به ما روزی ده و تو بهترین روزی دهندگانی» سوره مائده، آیه ۱۱۴.
- ↑ الکشاف، ج۱، ص۶۹۴؛ تفسیر بیضاوی، ج۲، ص۱۵۰؛ الصافی، ج۲، ص۹۸.
- ↑ حاجیشاهولدی، حسن؛ مقاله «سرور»؛ دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵.
- ↑ دانش، شکرالله، شادی و نشاط در منابع و متون اسلامی، ص۴۱.
- ↑ کریمی، عبدالعظیم، تربیت طربناک، ص۵۶.
- ↑ نظری شاری، عبدالله، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه امامت و ولایت.
- ↑ شرع و شادی، ص۲۰.
- ↑ نظری شاری، عبدالله، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه امامت و ولایت.
- ↑ کاشفی، محمدرضا، پرسشها و پاسخها (دفتر اول، خداشناسی و فرجامشناسی)، ص۷۵ - ۷۸.
- ↑ مطهری، مرتضی، مقالات فلسفی، ج۲، ص۶۶.
- ↑ نظری شاری، عبدالله، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه امامت و ولایت
- ↑ غررالحکم و دررالکلم، ج۱، ص۱۰۷، ح۲۰۴۵.
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۲۰.
- ↑ نظری شاری، عبدالله، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه امامت و ولایت