دجال کیست؟ (پرسش)

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Msadeq (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۷ آوریل ۲۰۱۹، ساعت ۱۵:۰۸ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

الگو:پرسش غیرنهایی

دجال کیست؟
موضوع اصلیبانک جامع پرسش و پاسخ مهدویت
مدخل اصلیمهدویت

دجال کیست؟ یکی از پرسش‌های مرتبط به بحث مهدویت است که می‌توان با عبارت‌های متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی مهدویت مراجعه شود.

عبارت‌های دیگری از این پرسش

پاسخ نخست

 
سید جعفر موسوی‌نسب
حجت الاسلام و المسلمین سید جعفر موسوی‌نسب، در کتاب «دویست پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان» در این‌باره گفته است:
«در آغاز به چند نکته می‌پردازیم:
  • تعریف دجال: دجال در لغت دجل به معنای روکش نمودن یک شی‌‌‌ء است که باطن آن کم‌‌‌ارزش باشد ولی روی آن زرق و برق داده یا طلاکاری شده باشد. بنابراین وقتی دجال را برای کسی بکار می‌برند یعنی آن شخص، منافق، دروغگو و فریبنده است[۱]. البته معانی متعددی برای این واژه ذکر شده است که به عنوان نمونه به یکی از آنها اشاره شد.
  • پیشینه دجال: تاریخچه دجال به قبل از اسلام برمی‌‌‌گردد، در کتاب انجیل نام دجال نیز به میان آمده است، از آیات انجیل استفاده می‌شود که دجال به معانی دروغگو و گمراه‌‌‌کننده است و چنین استفاده می‌شود که داستان خروج دجال و زنده بودنش در آن زمان هم در بین نصاری شایع بوده و در انتظار خروجش بوده‌اند[۲]. در اسلام نیز سخن از دجال به میان آمده است، و روایاتی از این موضوع از فریقین وارد شده است، که روایات اهل سنت در این باب به مراتب بیشتر از روایاتی است که در منابع شیعه موجود می‌باشد. و اکثر روایات شیعه نیز در این موضوع برگرفته شده از منابع حدیثی اهل سنت می‌باشد.
  • اخبار دجال: مرحوم علامه سید محمد صدر در جلد سوم موسوعه ارزشمند امام المهدی با عنوان "تاریخ الغیبة الکبری" بحث مفصلی را به بررسی دجال اختصاص داده است، ایشان معتقدند که اخبار دجال مبتلا به دو اشکال جدی هستند. اول‌ ضعف سندی، دوم دلالت بر ایجاد معجزات مضلّه که به لحاظ قوانین کلامی محال است. که خداوند سبحان قدرت خرق عادت و اظهار معجزه را به افراد گمراه و گمراه‌‌‌کننده واگذار نماید.
و بعضی از محقّقین دیگر ریشه تعریفات و توصیفاتی که در رابطه با دجال به ما رسیده است را به دو روایت برمی‌‌‌گردانند که در کتاب بحارالانوار و کتب دیگر نقل شده است که از دیدگاه علم رجال، سند این دو روایت ضعیف می‌باشد و نمی‌شود به این توصیفات اعتماد نمود[۳].
به قول بعضی از محققین بزرگوار[۴] روایات را اگر حمل بر معنای رمزی کنیم از کنار گذاشتن آن روایت بهتر است، مخصوصا روایات دجال که بعضی از آنها به شخص حضرت رسول(ص) می‌رسد و متعین است که بگوییم رسول خدا(ص) به یک سلسله معانی حقیقی گسترده اجتماعی با این عبارت اشاره نموده‌اند.
اما دیدگاه ما: از منظر ما اصل قضیه دجال به طور اجمال صحت دارد ولی تعریفات و توصیفاتی که درباره‌اش شده است مدرک قابل اعتمادی ندارد.
و این قضیه بدون تردید با افسانه‌هایی آمیخته شده است که صورت حقیقی خود را از دست داده است.
در مجموع می‌توان بیان نمود که دو دیدگاه راجع به دجال وجود دارد:
۱. دجال شخصی: که در برخی روایات توصیفاتی برای او ذکر شده است مانند دجال مردی چاق، سرخ‌‌‌رو، موی سر مجعّد، چشم راست او اعور، چشم او مانند دانه انگوری است که بر روی آب قرار دارد[۵]. و در روایت دیگر آمده است در زمان پیامبر (ص) دجال موجود بوده است و نامش عبداللّه یا "صائد بن صید" است. پیامبر (ص) و اصحابش به قصد دیدار او به خانه‌اش رفتند، او مدّعی خدایی بود، عمر خواست او را به قتل برساند ولی پیامبر (ص) مانع شدند[۶]. قابل توجه است که محمد بن یوسف گنجی در کتاب البیان صفحه صد و هشت در این مطلب تردید کرده روایتی را نقل می‌کند که خود فرزند صائد دجال بودن خود را انکار می‌کند، اشاره می‌نماید به روایتی که مسلم از قول او نقل کرده است که می‌گوید: پیامبر (ص) فرمود: دجال فرزند ندارد و من دارم، پیامبر فرمود: دجال وارد بر مکه و مدینه نمی‌شود ولی من در مدینه به دنیا آمدم و اکنون می‌خواهم به مکه بروم.
۲. دجال نوعی و سمبلیک: علامه سید محمد صدر در این‌‌‌باره می‌فرمایند: مفهوم دجال سمبل پیچیده‌ترین و خطرناک‌ترین دشمن اسلام و خداست و این در واقع توصیف نمودن و جهان‌‌‌بینی ماتریالیستی غرب است‌‌‌[۷]. و عدّه‌ای دیگر از بزرگان نیز دجال را نماد و سمبل می‌دانند و این نکته را نیز باید توجه داشت، جدا از اینکه روایات دجال قابل اعتماد هستند یا خیر و اینکه شیعه هم مانند اهل سنت مسأله دجال را قبول دارند یا نه و با چشم‌‌‌پوشی از اینکه دجال شخصی است یا نوعی یک نظریه دیگری نیز درباره دجال وجود دارد و آن اینکه دجال را بعضی جزء اشراط الساعة و علائم قیامت شمرده‌اند اگر این احتمال پذیرفته شود، پرونده بحث دجال در باب علائم ظهور بسته خواهد شد، خصوصا که بعضی روایات این برداشت را تأیید می‌نمایند از جمله روایتی از پیامبر اکرم (ص) که ده نشانه قبل از وقوع قیامت را شمارش می‌فرمایند، از جمله خروج دجال که در منابع مختلف و معتبر این روایت نقل شده است[۸].
  • محل خروج دجال: نکته بعدی محل خروج دجال است که در روایات مکان‌های مختلفی برایش نقل شده است از جمله اصفهان، خراسان، سجستان، و همچنین سرنوشت دجال که عاقبت به دست چه کسی به هلاکت می‌رسد که در این‌‌‌باره روایات دو دیدگاه را مطرح می‌کنند، بعضی قائلند که به دستور امام زمان (ع) و دست حضرت عیسی (ع) و بعضی به دست شخص حضرت مهدی (ع)؛ جهت اختصار ما در پی ذکر روایات نیستیم، ولی می‌توان به منابع ذیل مراجعه کرد»[۹].

پاسخ‌های دیگر

  با کلیک بر «ادامه مطلب» پاسخ باز و با کلیک بر «نهفتن» بسته می‌شود:  

پرسش‌های وابسته

منبع‌شناسی جامع مهدویت

پانویس

  با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. نگرش بر اخبار و علائم ظهور حضرت مهدى، على اکبر عارف، چاپ شریعت، ص ۱۸۱.
  2. دادگستر جهان، ابراهیم امینى، ص ۲۲۴، چاپ ۷۸.
  3. دادگستر جهان، ابراهیم امینى، ص ۲۲۵، چاپ ۷۸.
  4. تاریخ غیبت کبرى، سید محمد صدر، ترجمه افتخارزاده، ص ۶۴۳.
  5. صحیح مسلم، ج ۹، باب ۱۰۹۴، ح ۱۹۴۷.
  6. محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۱۹۳، چاپ اسلامى.
  7. مهدى علی‌زاده، نشانه‌هاى یار و چکامه انتظار، ص ۶۷، به نقل از موسوعه امام مهدى، سید محمد صدر.
  8. شیخ حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج ۷، ص ۴۰۵؛ مختصر بصائر الدرجات، ص ۲۰۲؛ الغیبة طوسى، ص ۴۲۶؛ خصال شیخ صدوق، ج ۲، ص ۴۳۱.
  9. دویست پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان، ج۲، ص۴۵-۴۹.
  10. بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۱۹۳.
  11. طبسی، نجم‌الدین، تا ظهور، ج۱، ص: ۳۶۰.
  12. داستان دجال، در کتاب مقدس مسیحیان بارها بکار رفته است (رساله یوحنا، باب ۲، آیه ۱۸و ۲۲)؛ و از کسانی که منکر حضرت مسیح و یا "پدر و پسر" را انکار کنند، به عنوان دجال یاد شده است. به همین جهت، در ترجمه انگلیسی کتاب مقدس، واژۀ آنتی کریست (ANTI CHRIST) یعنی ضد مسیح، به کار رفته است.
  13. پیش از خروج دجال، بیش از هفتاد دجال، خروج خواهد کرد؛ کنزالعمال، ج ۱۴، ص ۲۰۰.
  14. بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۱۹۷.
  15. ر.ک: چشم به راه مهدی، ص ۲۸۹؛ و دادگستر جهان، ص ۲۲۳.
  16. معارف و عقاید ۵ ج۲، ص۲۶۹، ۲۷۰.
  17. اثبات الهداة، شیخ حرّ عاملی، ج ۷، ص ۴۰۵
  18. مهدی موعود، ترجمه و نگارش علی دوانی، ص ۹۷۲.
  19. صحیح بخاری، ج ۹، باب ۱۰۹۴، ح ۱۹۴۷
  20. مهدی موعود، ترجمه و نگارش علی دوانی، ص ۹۶۵.
  21. صحیح مسلم، با شرح نووی، ج ۱۸، ص ۶۵
  22. اثبات الهداة، شیخ حرّ عاملی، ج ۷، ص ۲۳۹.
  23. کمال الدّین و تمام النّعمة، شیخ صدوق، ص ۵۲۹
  24. منتهی الآمال، شیخ عبّاس قمی، ج ۲، ص ۳۳۶.
  25. صحیح ترمذی، باب ما جاء فی الدّجال، ص ۴۲.
  26. یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان، ص ۱۸۴ تا ۱۸۶.
  27. اکمال الدین، ج ۲، ص ۵۲۹؛ نوادر الاخبار، ص ۲۹۶.
  28. حدیقة الشیعه، ج ۳، ص ۱۰۰۰ و ۱۰۰۱.
  29. اکمال الدین، ج ۴، ص ۵۲۵؛ الخرائج، ج ۳، صص ۱۱۳۵ - ۱۱۳۷؛ نوادر الاخبار، صص ۲۹۸ و ۲۹۹.
  30. در حدیث دیگری از رسول خدا نقل شده که دجال از سجستان (سیستان) خروج خواهد کرد، ر.ک: اکمال الدین، ج ۱، صص ۲۵۱ و ۲۵۲؛ منتخب الانوار المضیئه، ص ۴۸؛ بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۶۸ و ج ۵۲، ص ۲۷۶.
  31. حدیقة الشیعه، ص ۹۹۷ - ۹۹۹.
  32. نشانه‌های یار و چکامه‌ انتظار، ص۴۱، ۴۲.
  33. بحارالانوار، ج ۵۳، ص ۱۹۷.
  34. بحارالانوار، ج ۵۲ ص۲۰۹؛ کنزالعمال، ج ۱۴، ص ۱۹۸.
  35. الزام الناصب، ص ۷۴.
  36. رمضانیان، علی رضا، شرایط و علائم حتمی ظهور، ص: ۶۲-۶۳.
  37. موعودشناسی و پاسخ به شبهات: ص۵۲۳.
  38. Antichrist
  39. با در نظر گرفتن نکاتی که مطرح شد، اظهار نظر قطعی درباره این که خروج دجال نشانه ظهور است، ممکن نیست و احادیث مربوط به این موضوع باید در مباحث مربوط به قیامت، بررسی دقیق گردند. گفتنی است که نمادین دانستن برخی نشانه‌های ظهور به سبب قابل درک و فهم نبودن آنها، به راحتی ممکن نیست؛ زیرا در این صورت، نقش و کارکرد این نشانه‌ها لغو می‌شود. مثلاً اگر قرار بود مرا از سفیانی، طرز تفکر اُمَوی و ابوسفیان و به معنای مقابله با اسلام باشد، می‌توانست از آن، تعبیرات دیگری هم بشود یا دست کم در حدیثی، ردپایی از رمزی بودن و نمادین بودن آن باشد و حال آن که چنین نیست. این دیدگاه، با اشکالات دیگری (مانند: حمل نشانه‌ها بر معنای رمزی خلاف ظاهر احادیث و ذهنیت عرفی مخاطبان، نبودن قرینه) نیز رو به روست.
  40. ر.ک: محمدی ری‌شهری، محمد، دانشنامهٔ امام مهدی، ج ۷، ص ۴۵۶–۴۶۰.
  41. باقری‌زاده اشعری، محمد، از امام مهدی بیشتر بدانیم، ص۸۷-۸۹.
  42. رساله یوحنا، باب ۲، آیه ۱۸ و ۲۲.
  43. سنن ترمذی، ج۴، ص۵۰۷ _۵۱۹؛ سنن ابوداوود، ج۴، ص۱۱۵؛ صحیح مسلم، ج۱۸، ص ۴۶ _ ۸۱.
  44. کمال الدین، ترجمه کمره ای، ج۲، باب۴۷.
  45. کنز العمال، ج ۱۴، ص۲۰۰.
  46. " مَا بَعَثَ‏ اللَّهُ‏ نَبِيّاً إِلَّا وَ قَدْ أَنْذَرَ قَوْمَهُ‏ الدَّجَّالَ‏"؛ هیچ پیامبری مبعوث نشد، مگر آن که قومش را از فتنه دجال بر حذر داشت؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ص۱۹۷
  47. برای آگاهی بیشتر ر.ک: چشم به راه مهدی، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی‌قم، جمعی از نویسندگان، ص ۲۸۹ و دادگستر جهان، ابراهیم امینی.
  48. آفتاب مهر، ج۱، ص ۲۱۴-۲۱۷.
  49. مهدویت پرسش‌ها و پاسخ‌ها، ص ۱۸۵.
  50. سنن ترمذی، ج ۴، ۵۰۷، ۵۱۹؛ سنن ابی داود، ج ۴، ۱۱۵؛ صحیح مسلم، ج ۱۸، ۴۶- ۸۱.
  51. بحار الأنوار، ج ۵۲، ۱۹۳؛ کمال الدین، ۵۲۵، ۵۲۶؛ کشف الغمة، ج ۳، ۲۸۱؛ المسائل العشر، چاپ‌شده در مجموعه مصنفات شیخ مفید، ۳، ۱۲۲.
  52. " لَا تَقُومُ السَّاعَةُ حَتَّى يَخْرُجَ الْمَهْدِيُّ مِنْ وُلْدِي وَ لَا يَخْرُجُ الْمَهْدِيُّ حَتَّى يَخْرُجَ سِتُّونَ كَذَّاباً كُلُّهُمْ يَقُولُ أَنَا نَبِيٌّ "ارشاد، ج ۲، ۳۷۱؛ سنن ابی داود، ج ۴، ۱۲۱.
  53. بحار الأنوار، ج ۵۲، ۲۰۹؛ کنز العمال، ج ۱۴، ۱۹۸- ۲۰۰.
  54. کتاب الغیبة، شیخ طوسی، ۴۶۳.
  55. بحار الأنوار، ج ۵۲، ۲۰۵.
  56. چشم به راه مهدی، ص ۲۸۹-۲۹۶.