تسخیر در قرآن

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Msadeq (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۲۱ ژانویهٔ ۲۰۲۱، ساعت ۱۴:۲۵ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
متن این جستار آزمایشی و غیرنهایی است. برای اطلاع از اهداف و چشم انداز این دانشنامه به صفحه آشنایی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت مراجعه کنید.
اين مدخل از زیرشاخه‌های بحث تسخیر است. "تسخیر" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل تسخیر (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

مقدمه

تسخیر و مسخر: این دو کلمه در قرآن کریم مکرّر آمده است و مفهوم “رام کردن” و “رام شدن‌ها” را دارد. در قرآن از مسخّر کردن ماه، خورشید، شب، روز، دریا، کوه‌ها (برای داود پیغمبر)، باد (برای سلیمان) هر چه در آسمان و هر چه در زمین است، (برای انسان) یاد شده است، بدیهی است که در همه این موارد مقصود این است که این امور طوری آفریده شده‌اند که رام انسان و مورد استفاده و بهره‌برداری انسان هستند در این آیات همه سخن از رام بودن اشیاء برای انسان است نه از رام بودن انسان برای اشیاء. ولی در آیه مورد نظر،سخن از رام بودن و مسخّر بودن انسان برای انسان به صورت طرفینی است. در مفهوم کلمه “تسخیر” معنی اکرام و اجبار نیامده است. مثلاً عاشق مسخر معشوش، مرید مسخّر مراد، متعلّم مسخر معلّم و مردم عادی غالباً مسخر قهرمانان‌اند، ولی مجبور نیستند. لهذا حکمای اسلامی هوشمندانه اصطلاح “فاعلیّت با التّسخیر” را از “فاعلیّت بالجبر” تفکیک کرده‌اند. البته در هر اجباری رام کردن هست. ولی هر رام‌کردنی اجبار نیست. در اینکه اصطلاح قرآن در مفهوم این کلمه این است شکّی نیست. ولی من اکنون نمی‌دانم که این اصطلاح، اصطلاح خاصّ قرآن است و قرآن برای تفهیم یک حقیقت –فوق‌العاده بدیع در جریان خلقت- که فعّالیّت قوای طبیعی از نوع فاعلیّت تسخیری است، نه جبری و نه به خود واگذاشته - به مفهوم اصلی کلمه تبلور بخشیده است و یا قبل از قرآن هم این اصطلاح رایج بوده است. از اینجا معلوم می‌شود که تعبیر برخی کتب لغت مانند المنجد که تسخیر را به معنی “تفکیک غیر بدون اجرت” گرفته‌اند چقدر نارساست! این لغوییّن اولاً این لغت را تنها در مورد رابطه اجتماعی و اختیاری انسان‌ها به کار برده‌اند و ثانیاً اجبار و اکراه را در مفهوم آن الزاماً وارد کرده‌اند و حال آنکه قرآن در مورد رابطه تکوینی به کار برده بدون آنکه الزاماً اجبار و اکراه را در مفهوم آن وارد کرده باشد[۱][۲]

لغت‌شناسی

تسخیر مصدر باب تفعیل از ریشه "س ـ خ ـ ر" به معنای رام کردن، فرمانبردار کردن [۳]. و مقهور گردانیدن کسی یا چیزی [۴] و نیز تکلیف بر انجام دادن کاری بدون اجرت [۵] است.

برخی گفته‌اند: تسخیر، یعنی مقهور ساختن فاعل به فعلش؛ به طوری که فاعل مطابق خواسته تسخیر کننده کار کند. فاعلِ تسخیر شده ممکن است بی‌قصد و اراده باشد؛ مانند قلمی که در دست نویسنده تسخیر می‌شود تا به اراده او بنویسد؛ یا دارای قصد و اراده، چنان که مولا، بنده خود را در انجام دادن عملی تسخیر کند تا مطابق دستور او آن را انجام دهد. [۶]

در تسخیر، فاعل برتر، هر موجودی را در مسیر کمالش هدایت و امداد می‌کند تا راه مناسب را برای نیل به هدف لایق و درخور، بپیماید.[۷]

تسخیر در قرآن

در قرآن ‌کریم‌ افزون بر مشتقات ‌ریشه "س ـ خ ـ ر" که بیش از ۲۰ بار به کار رفته‌اند و بر تسخیر موجودات دلالت می‌کنند، از آیات دیگری نیز همین معنا به دست می‌آید؛ نظیر آیاتی که آفرینش موجودات را برای انسان دانسته‌اند. ﴿هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ[۸] البته واژگان دیگری نیز در قرآن، از مشتقات ریشه یاد شده بر استهزا و تمسخر دلالت دارند که از موضوع بحث خارج‌اند. گفتنی است برخی مفسران، واژه‌هایی چون ﴿ذُلُلًا، ﴿ذَلُولٌ، ﴿عِبَادًا را به شکلی به مسخر بودن بازگردانده و از آنها تسخیر را فهمیده‌اند، بنابراین می‌توان مسخر بودن بتها: ﴿إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ عِبَادٌ أَمْثَالُكُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْيَسْتَجِيبُوا لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ[۹].[۱۰]، زنبور عسل: ﴿ثُمَّ كُلِي مِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلًا يَخْرُجُ مِنْ بُطُونِهَا شَرَابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِيهِ شِفَاءٌ لِلنَّاسِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ[۱۱] [۱۲] و همچنین خصوص زمین: ﴿هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا فَامْشُوا فِي مَنَاكِبِهَا وَكُلُوا مِنْ رِزْقِهِ وَإِلَيْهِ النُّشُورُ[۱۳].[۱۴] را به موارد یاد شده افزود.

تسخیر جهان آفرینش برای انسان

از مجموع آیات تسخیر به خوبی فهمیده می‌شود که انسان، تکامل یافته‌ترین موجود این جهان است و خداوند همه موجودات دیگر را مسخر او ساخته است: ﴿وَسَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا مِنْهُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ[۱۵].[۱۶]؛ ﴿أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ وَالْفُلْكَ تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَيُمْسِكُ السَّمَاءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ[۱۷] تا شکرگزار وی بوده، عبادت او را به جا آورند و در آنچه به آن امر یا از آن نهی کرده است، از وی اطاعت کنند: ﴿لِتَسْتَوُوا عَلَى ظُهُورِهِ ثُمَّ تَذْكُرُوا نِعْمَةَ رَبِّكُمْ إِذَا اسْتَوَيْتُمْ عَلَيْهِ وَتَقُولُوا سُبْحَانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَمَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ[۱۸].[۱۹].

تسخیر موجودات برای انسان هم شامل اموری می‌شود که در اختیار اوست و با میل و اراده‌اش آنها را در مسیر منافع خود به کار می‌گیرد؛ مانند بسیاری از موجودات زمینی، هم اموری را در برمی‌گیرد که در اختیار انسان نیست؛ اما به دستور خداوند در خدمت انسان‌اند و به او امکان بهره‌گیری می‌دهند؛[۲۰]. مانند شب و روز: ﴿وَسَخَّرَ لَكُمُ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ دَائِبَيْنِ وَسَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ[۲۱]، ماه، خورشید و ستارگان: ﴿إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ[۲۲] و نیز ﴿وَسَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومُ مُسَخَّرَاتٌ بِأَمْرِهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ[۲۳] و موجودات آسمانها و زمین: ﴿أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يُجَادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَلَا هُدًى وَلَا كِتَابٍ مُنِيرٍ[۲۴] که هریک به گونه‌ای در زندگی انسان اثر دارند و از آنها بهره‌برداری می‌شود [۲۵]. مراد از تسخیر آسمانها و زمین برای افراد انسان ـ آن هم به صورتی که برای آنها مشهود باشد ـ همان پیوندی است که میان اجزای جهان در نظام عامی که عالم را عموماً‌ تدبیر و اداره می‌کند مشاهده می‌شود و از آنجا که خصوص انسان به جهت شعور و اراده‌اش اشرف اجزای این عالم محسوس است، خداوند جهان را به تسخیر وی درآورده است. اسباب مؤثر در عالم، هرچه باشد، با سببیت خاصّی که هریک دارد آن کاری را انجام می‌دهد که خدا می‌خواهد و خداوند از مجموع آنها نظامی را می‌خواهد که با آن عالم انسانی را تدبیر کند و نیازهای او را برآورده سازد،[۲۶]. بنابراین تسخیر جهان برای انسان بدین معنا نیست که انسان آن را به فرمان خود درآورده، بر نظام آفرینش طوری حکومت کند که بتواند اصول حاکم بر آن را تغییر دهد، بلکه او تنها می‌تواند در محدوده نظام موجود، آسمان و زمین را برای هدف صحیح خویش وسیله قرار دهد و در خدمت خود درآورد. در نظامی که ناظم آن خداوند است بی‌نظمی راه ندارد و این نظام با حفظ این شرایط در طول اراده الهی در اختیار انسان است،[۲۷] بر این اساس، لام در ﴿سَخَّرَ لَكُمْ لام تعلیل غایی است و تسخیر کننده هم خداست که آسمانها و زمین را مسخر انسان ساخته است؛ نه اینکه انسان تسخیر کننده باشد. برخی احتمال داده‌اند لام یاد شده لام ملکیّت باشد و تسخیر کننده هم خود انسان که به مشیت خدا موجودات عالم را در مسیر اهداف خویش به خدمت می‌گیرد؛ ولی این احتمال با جمله ﴿أَلَمْ تَرَوْا در صدر آیه نمی‌سازد، چون اگر تسخیر کننده انسان می‌بود خود، تسخیر و تسخیر شده‌اش را می‌دید و جهت توجّه به آنها به گفتن ﴿أَلَمْ تَرَوْا نیاز نبود [۲۸]. برخی تسخیر آسمانها و زمین را به سبب حکومت اسم مذلّ دانسته‌اند که بر اساس آن خداوند بعضی موجودات را مسخَّر بعضی دیگر ساخته است [۲۹].

تسخیر عام و خاص

تسخیر دو دسته است:

تسخیر عام

بیشتر آیاتی که در آنها واژه سخّر و مشتقات آن آمده است، تسخیری را می‌رسانند که برای عموم انسان‌هاست؛ نظیر تسخیر کشتی‌ها و رودها: ﴿اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَأَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَكُمْ وَسَخَّرَ لَكُمُ الْفُلْكَ لِتَجْرِيَ فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَسَخَّرَ لَكُمُ الْأَنْهَارَ[۳۰]، ماه و خورشید و روز و شب: ﴿وَسَخَّرَ لَكُمُ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ دَائِبَيْنِ وَسَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ[۳۱]؛ همچنین آیاتی که می‌رسانند نظام کیهانی برای انسان آفریده شده است، مانند آیه ﴿هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ[۳۲] با توجّه به برخی از مبادی مطویّ (مقدمات پنهان) بر تسخیر آن برای انسان دلالت دارند، زیرا معنای "آفرینش جهان برای انسان" جز این نیست که از آن بهره‌برداری کند و بهره‌برداری از نظام کیهانی بدون تسخیر موجودات برای انسان شدنی نیست،[۳۳] چنان‌که برخی مفسران در معنای آیه یاد شده تسخیر را اشراب کرده و گفته‌اند: همه آنچه را که در زمین است برای شما آفرید و مسخّر کرد. [۳۴]

تسخیر خاص

(معجزه) این نوع از تسخیر ویژه انبیا و اولیاست، چنان‌که در داستان حضرت موسی(ع) و قارون زمینی که به تسخیر موسی درآمده بود، قارون و اموالش را فرو برد: ﴿فَخَسَفْنَا بِهِ وَبِدَارِهِ الْأَرْضَ فَمَا كَانَ لَهُ مِنْ فِئَةٍ يَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَمَا كَانَ مِنَ الْمُنْتَصِرِينَ[۳۵] که این در حقیقت "شقّ‌الارض" است؛ یا مانند شکافته شدن دریا برای موسی و همراهانش با ضربه عصای حضرت موسی:﴿فَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنِ اضْرِبْ بِعَصَاكَ الْبَحْرَ فَانْفَلَقَ فَكَانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ[۳۶] که "شقّ البحر" است و نیز بازشدن سنگ برای دسترسی اسباط به آب که "شقّ‌الحجر" است: ﴿وَإِذِ اسْتَسْقَى مُوسَى لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصَاكَ الْحَجَرَ فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَيْنًا قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُنَاسٍ مَشْرَبَهُمْ كُلُوا وَاشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللَّهِ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ[۳۷] و دو نیم شدن ماه برای پیامبر‌ اسلام(ص) که "شقّ القمر" است: ﴿اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانْشَقَّ الْقَمَرُ[۳۸].[۳۹] و همچنین تسخیر کوه‌ها و پرندگان برای همراهی با داود در تسبیح: ﴿فَفَهَّمْنَاهَا سُلَيْمَانَ وَكُلًّا آتَيْنَا حُكْمًا وَعِلْمًا وَسَخَّرْنَا مَعَ دَاوُودَ الْجِبَالَ يُسَبِّحْنَ وَالطَّيْرَ وَكُنَّا فَاعِلِينَ[۴۰] و تسخیر باد با نرمی برای سلیمان: ﴿فَسَخَّرْنَا لَهُ الرِّيحَ تَجْرِي بِأَمْرِهِ رُخَاءً حَيْثُ أَصَابَ[۴۱] و نیز ﴿وَلِسُلَيْمَانَ الرِّيحَ عَاصِفَةً تَجْرِي بِأَمْرِهِ إِلَى الْأَرْضِ الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا وَكُنَّا بِكُلِّ شَيْءٍ عَالِمِينَ[۴۲] که همگی بیانگر موارد تسخیر خاص تکوینی و جزو نظام آفرینش عالم‌اند [۴۳]

موارد تسخیر

قرآن‌کریم افزون بر آنکه به صورت کلی از تسخیر کائنات برای انسان سخن گفته: ﴿وَسَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا مِنْهُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ[۴۴]؛ ﴿وَلِلَّهِ يَسْجُدُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ طَوْعًا وَكَرْهًا وَظِلَالُهُمْ بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ[۴۵][۴۶] ـ با توجه به تفسیر ﴿كَرْهًا به تسخیر و مقهور بودن ـ به موارد خاصی از تسخیر اشاره کرده است که برخی ازآنها عبارت‌اند از:

  1. خورشید و ماه: ﴿أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى وَأَنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ[۴۷] تسخیر خورشید، نزول آن در برج‌ها و اوقات مخصوص است که از آن فصل‌ها پدید می‌آیند و هر فصلی دارای منفعت خاصی است؛ ولی تغییری در حال خورشید رخ نمی‌دهد؛[۴۸] همچنین خورشید با نور خود زمین را روشن و گرم می‌کند و با جاذبه خود حرکت زمین را در مدارش نظم می‌دهد. [۴۹] در تسخیر ماه نیز افزون بر آنکه از نور آن بهره‌برداری می‌شود،[۵۰] جریان و حرکت آن در یک مدار است که بر اثر آن سالها و ماهها پدید می‌آیند؛[۵۱] همچنین ماه جزر و مدّ در دریاها را که خود سرچشمه برکات و منافع فراوانی است، ایجاد می‌کند[۵۲].
  2. ستارگان: ﴿إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ[۵۳] و نیز ﴿وَسَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومُ مُسَخَّرَاتٌ بِأَمْرِهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ[۵۴] آنها در تاریکی‌های خشکی‌ها و دریاها راه را می‌نمایانند [۵۵]
  3. شب و روز: ﴿وَسَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومُ مُسَخَّرَاتٌ بِأَمْرِهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ[۵۶] خداوند شب و روز را به تسخیر انسان درآورد تا از شب برای آرامش و سکونت و استراحت بدن بهره گیرد و از روز برای امرار معاش و گذران زندگی[۵۷]
  4. آسمان و زمین: ﴿أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يُجَادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَلَا هُدًى وَلَا كِتَابٍ مُنِيرٍ[۵۸] پروردگار از روی تفضل بر بندگانش آسمان را سقفی مزیّن و زمین را جایگاهی برای استقرار در آن قرار داد و راه بهره‌گیری از آن را برای انسان آسان ساخت تا وی روزی خود را مانند گیاهان، میوه‌ها و بسیاری از نعمت‌های شمارش‌ناپذیر دیگر از آن به دست آورد[۵۹]
  5. دریاها: ﴿اللَّهُ الَّذِي سَخَّرَ لَكُمُ الْبَحْرَ لِتَجْرِيَ الْفُلْكُ فِيهِ بِأَمْرِهِ وَلِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ[۶۰] خداوند دریا را برای انسان‌ها رام ساخت و راه سوار شدن بر آنها یعنی استخراج منافع آن را بر آنها آسان و هموار کرد تا بتوانند از آن ماهی تازه صید کنند و لؤلؤ و مرجان بیرون آورند تا همسرانشان آن‌را پوشیده، زینتی برایشان باشد [۶۱]
  6. رودها: ﴿اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَأَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَكُمْ وَسَخَّرَ لَكُمُ الْفُلْكَ لِتَجْرِيَ فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَسَخَّرَ لَكُمُ الْأَنْهَارَ[۶۲] انسان از آب حیات‌بخش آنها زراعت‌ها را آبیاری و خود و دامها را از آن سیراب می‌کند و در مواردی از آنها همانند راهی هموار بهره می‌برد و کشتیها را از آن عبور می‌دهد [۶۳]
  7. ابرها: ﴿إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَالْفُلْكِ الَّتِي تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِمَا يَنْفَعُ النَّاسَ وَمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ مَاءٍ فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَبَثَّ فِيهَا مِنْ كُلِّ دَابَّةٍ وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ وَالسَّحَابِ الْمُسَخَّرِ بَيْنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ[۶۴]؛ ﴿وَظَلَّلْنَا عَلَيْكُمُ الْغَمَامَ وَأَنْزَلْنَا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَى كُلُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَمَا ظَلَمُونَا وَلَكِنْ كَانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ[۶۵] سحاب بخار متراکم و فشرده‌ای است که باران از آن پدید می‌آید. [۶۶] ابرها حامل بارانهایی هستند که به فرمان خدا جاری شده، هرجا او اراده کند فرود می‌آیند. [۶۷]. برخی نیز گفته‌اند: مراد از ﴿السَّحَابِ الْمُسَخَّرِ آن است که ابر در حرکت و بارش، مقهور باد و سرما و غیر این دو از عواملی است که خداوند آنها را بر آن چیره کرده است[۶۸]
  8. کشتی‌ها و چارپایان: خداوند کشتی‌ها و چارپایان را برای جابه جایی بار به تسخیر انسان درآورده است: ﴿اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَأَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَكُمْ وَسَخَّرَ لَكُمُ الْفُلْكَ لِتَجْرِيَ فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَسَخَّرَ لَكُمُ الْأَنْهَارَ[۶۹]؛ ﴿وَالْأَنْعَامَ خَلَقَهَا لَكُمْ فِيهَا دِفْءٌ وَمَنَافِعُ وَمِنْهَا تَأْكُلُونَ[۷۰]، ﴿وَتَحْمِلُ أَثْقَالَكُمْ إِلَى بَلَدٍ لَمْ تَكُونُوا بَالِغِيهِ إِلَّا بِشِقِّ الْأَنْفُسِ إِنَّ رَبَّكُمْ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ[۷۱].[۷۲]

تسخیر متقابل انسان‌ها

برخی از انسان‌ها در تسخیر بعضی دیگرند: ﴿أَهُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنَا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضًا سُخْرِيًّا وَرَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ[۷۳] بی‌شک مراد از این تسخیر، بهره‌کشی ظالمانه (استثمار مذموم) نیست، بلکه مراد آن است که خداوند والا انسان‌ها را با استعدادها و اشتیاقهای گوناگون آفریده است تا با تسخیر متقابل آنان [۷۴] براساس برتری‌ای که بعضی بر بعضی دارند، [۷۵] نظام احسن شکل گیرد. [۷۶] پیداست اگر همه انسان‌ها هوش و استعداد روحی و جسمی یکسان داشته باشند، هرگز نظامهای اجتماعی سامان نمی‌یابد،[۷۷] همان‌گونه که اگر سلول‌‌های بدن از نظر ساختمان، ظرافت و مقاومت همه شبیه هم می‌بودند، نظام جسم انسان برهم می‌خورد. [۷۸] افراد جامعه همه اجزای یک کل هستند و هیچ انسانی بر دیگری برتری ندارد، جز به تقوا که آن نیز مجوّز تسخیر یک جانبه انسان نیست. [۷۹] تفاوت انسان‌ها معیار ارزشهای انسانی نیست، بلکه رحمت پروردگار از تمام آنچه گرد می‌آورند برتر است: ﴿أَهُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنَا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضًا سُخْرِيًّا وَرَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ[۸۰].[۸۱]

برخی مفسران احتمال داده است که در این آیه جمله ﴿وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ عطف تفسیری برای جمله ﴿نَحْنُ قَسَمْنَا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ باشد، در نتیجه جمله مذکور بیانی برای تقسیم معیشت بوده و به بیان علل آن در مجتمع انسانی می‌پردازد. به گفته وی احتیاجات بی‌شمار انسان در زندگی دنیا او را از برآوردن تمامی آنها به دست خود و به گونه‌ای فردی ناتوان کرده است و ناگزیر به زندگی اجتماعی است. در چنین وضعی انسان‌ها اساس زندگی را بر همکاری نهاده، طبعاً بعضی از آنها برخی دیگر را به خدمت می‌گیرند و از آنان بهره می‌برند؛[۸۲] بدین معنا که هر گروهی امکانات و استعدادها و آمادگیهای خاصی دارند که در عرصه‌ای از زندگی می‌توانند فعالیت کرده، محصول آن را در اختیار دیگران بگذارند، همان‌گونه که نتیجه خدمات دیگران در رشته‌های دیگر در اختیار وی قرار می‌گیرد. [۸۳]

بدین شکل، هریک از افراد اجتماع فراورده‌های زاید خود را به دیگران داده، در برابر آن، محصول مورد نیازش را می‌گیرد و از همین رهگذر، نوعی اختصاص پدید می‌آید. [۸۴] برخی مفسران در تفسیر آیه ﴿وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جَعَلَ فِيكُمْ أَنْبِيَاءَ وَجَعَلَكُمْ مُلُوكًا وَآتَاكُمْ مَا لَمْ يُؤْتِ أَحَدًا مِنَ الْعَالَمِينَ[۸۵] از تسخیر برخی انسان‌ها به دست بعضی دیگر برای خدمت به آنان سخن گفته‌اند [۸۶]

جستارهای وابسته

منابع

  1. زکریایی، محمد علی، فرهنگ مطهر

پانویس

  1. مجموعه آثار، ج۲، ص۱۱۵.
  2. زکریایی، محمد علی، فرهنگ مطهر، ص ۲۴۴.
  3. لغت نامه، ج‌۴، ص‌۵۸۸۲، "تسخیر"
  4. الصحاح، ج‌۲، ص‌۶۸۰؛ لسان العرب، ج‌۶، ص‌۲۰۳، "سخر".
  5. لسان‌العرب، ج۶، ص‌۲۰۳؛ النهایه، ج۲، ص۳۵۰، "سخر".
  6. المیزان، ج‌۱۶، ص‌۲۲۹؛ شرح منظومه، ص‌۱۱۹
  7. تفسیر موضوعی، ج‌۱۲، ص‌۱۵۵.
  8. «اوست که همه آنچه را در زمین است برای شما آفرید آنگاه به (آفرینش) آسمان (ها) رو آورد و آنها را (در) هفت آسمان، سامان داد و او به هر چیزی داناست» سوره بقره، آیه ۲۹.
  9. «بی‌گمان کسانی که شما به جای خداوند (به پرستش) می‌خوانید بندگانی چون خود شمایند؛ بخوانیدشان! پس اگر راست می‌گویید باید به شما پاسخ دهند» سوره اعراف، آیه ۱۹۴.
  10. مجمع البیان، ج‌۴، ص‌۴۱۲.
  11. «سپس از (گل) همه میوه‌ها بخور و راه‌های هموار پروردگارت را بپوی! (آنگاه) از شکمش شهدی با رنگ‌های گوناگون برمی‌آید که در آن برای مردم درمانی است، بی‌گمان در این، نشانه‌ای است برای گروهی که می‌اندیشند» سوره نحل، آیه ۶۹.
  12. جوامع الجامع، ج‌۲، ص‌۳۳۶.
  13. «اوست که زمین را برای شما رام کرد، بر شانه‌های آن گام نهید و از روزی او بخورید و رستاخیز به سوی اوست» سوره ملک، آیه ۱۵.
  14. مجمع البیان، ج‌۱۰، ص‌۷۶.
  15. «و آنچه را در آسمان‌ها و در زمین است که همه از اوست برای شما رام کرد؛ بی‌گمان در این نشانه‌هایی است برای گروهی که می‌اندیشند» سوره جاثیه، آیه ۱۳.
  16. نمونه، ج‌۱۰، ص‌۱۲۱.
  17. «آیا ندیده‌ای که خداوند آنچه را در زمین است و (نیز) کشتی‌ها را که در دریا به فرمان وی روانند، برای شما رام کرده است و آسمان را از فرو افتادن روی زمین- جز به اذن وی- باز می‌دارد؟ بی‌گمان خداوند با مردم، مهربانی است بخشاینده» سوره حج، آیه ۶۵.
  18. «تا بر پشت آن قرار گیرید سپس نعمت پروردگارتان را هنگامی که بر آن قرار گرفتید یاد کنید و بگویید: پاکا آن (خداوند) که این را برای ما رام کرد و ما را توان آن نبود» سوره زخرف، آیه ۱۳.
  19. جامع البیان، ج‌۲۵، ص‌۱۸۶؛ التبیان، ج‌۹، ص‌۲۵۲
  20. تسنیم، ج‌۲، ص‌۶۱۲ ـ ۶۱۵
  21. «و خورشید و ماه را که همواره روانند و نیز شب و روز را رام شما کرد» سوره ابراهیم، آیه ۳۳.
  22. «به راستی پروردگارتان همان خداوند است که آسمان‌ها و زمین را در شش روز آفرید سپس بر اورنگ (فرمانفرمایی جهان) استیلا یافت، شب را بر روز می‌پوشاند- که آن را شتابان می‌جوید- و خورشید و ماه و ستارگان را رام فرمان خویش آفرید؛ آگاه باشید که آفرینش و فرمان او راست؛ بزرگوار است خداوند پروردگار جهانیان» سوره اعراف، آیه ۵۴.
  23. «و شب و روز و خورشید و ماه را رام شما گردانید و ستارگان رام‌شدگانی به فرمان اویند، به راستی در آن برای گروهی که خرد می‌ورزند نشانه‌هایی است» سوره نحل، آیه ۱۲.
  24. «آیا ندیده‌اید که خداوند آنچه را در آسمان‌ها و در زمین است برای شما رام کرد و نعمت‌های آشکار و پنهان خود را بر شما تمام کرد؟ و برخی از مردم بی‌هیچ دانش و رهنمود و کتاب روشنی درباره خدا چالش می‌ورزند» سوره لقمان، آیه ۲۰.
  25. نمونه، ج‌۱۱، ص‌۱۷۱
  26. المیزان، ج‌۱۶، ص‌۲۲۸ ـ ۲۲۹
  27. المیزان، ج‌۱۶، ص‌۲۲۸ ـ ۲۲۹؛ تسنیم، ج‌۲، ص‌۶۱۴ ـ ۶۱۵.
  28. المیزان، ج‌۱۶، ص‌۲۲۹
  29. الفتوحات المکیه، ج‌۲، ص‌۴۶۵.
  30. «خداوند است که آسمان‌ها و زمین را آفرید و از آسمان آبی فرو فرستاد که با آن از میوه‌ها برای شما روزی بر آورد و کشتی را برای شما رام کرد تا به فرمان او در دریا روان گردد و رودها را برای شما رام گردانید» سوره ابراهیم، آیه ۳۲.
  31. «و خورشید و ماه را که همواره روانند و نیز شب و روز را رام شما کرد» سوره ابراهیم، آیه ۳۳.
  32. «اوست که همه آنچه را در زمین است برای شما آفرید آنگاه به (آفرینش) آسمان (ها) رو آورد و آنها را (در) هفت آسمان، سامان داد و او به هر چیزی داناست» سوره بقره، آیه ۲۹.
  33. تسنیم، ج‌۲، ص‌۶۱۲.
  34. ر. ک: همان؛ جامع‌البیان، ج‌۱، ص‌۲۳۲.
  35. «پس او و خانه او را به زمین فرو بردیم آنگاه هیچ گروهی نداشت که در برابر خداوند یاریش کنند و از کسانی نبود که داد خویش می‌ستانند» سوره قصص، آیه ۸۱.
  36. «آنگاه به موسی وحی کردیم که با چوبدست خود به دریا بزن! و دریا شکافت و هر پاره‌ای چون کوه سترگ بود» سوره شعراء، آیه ۶۳.
  37. «و (یاد کنید) آنگاه را که موسی برای مردم خود در پی آب بود و گفتیم: با چوبدست خود به سنگ فرو کوب آنگاه دوازده چشمه از آن فرا جوشید؛ (چنان‌که) هر دسته‌ای از مردم آبشخور خویش را باز می‌شناخت؛ از روزی خداوند بخورید و بنوشید و در زمین تبهکارانه آشوب نورزید» سوره بقره، آیه ۶۰.
  38. «رستخیز بسی نزدیک شد و ماه از میان شکافت» سوره قمر، آیه ۱.
  39. مجمع البیان، ج‌۹، ص‌۳۱۰؛ المیزان، ج‌۱۹، ص‌۵۵.
  40. «و آن (داوری) را به سلیمان فهماندیم و به هر یک داوری و دانشی دادیم و کوه‌ها و پرنده‌ها را رام کردیم که همراه با داود نیایش می‌کردند و کننده (ی این کار) بودیم» سوره انبیاء، آیه ۷۹.
  41. «پس ما باد را رام او کردیم که به فرمان او هر جا می‌خواست به نرمی روان می‌شد» سوره ص، آیه ۳۶.
  42. «و برای سلیمان، باد تیزپا را (رام کردیم) که به فرمان وی به سرزمینی که ما در آن خجستگی نهاده بودیم می‌وزید و ما به هر چیزی داناییم» سوره انبیاء، آیه ۸۱.
  43. تسنیم، ج‌۲، ص‌۶۱۳ ـ ۶۱۴.
  44. «و آنچه را در آسمان‌ها و در زمین است که همه از اوست برای شما رام کرد؛ بی‌گمان در این نشانه‌هایی است برای گروهی که می‌اندیشند» سوره جاثیه، آیه ۱۳.
  45. «و هر که در آسمان‌ها و زمین است و سایه‌هایشان خواه و ناخواه سپیده‌دمان و دیرگاه عصرها خدای را سجده می‌برند» سوره رعد، آیه ۱۵.
  46. المیزان، ج‌۱۸، ص‌۱۶۲.
  47. «آیا ندیده‌ای که خداوند از شب می‌کاهد و بر روز می‌افزاید و از روز می‌کاهد و بر شب می‌افزاید و خورشید و ماه را رام گردانید؛ هر کدام تا زمانی معیّن روانه‌اند و خداوند از آنچه انجام می‌دهید آگاه است» سوره لقمان، آیه ۲۹.
  48. التبیان، ج‌۸، ص‌۴۲۰؛ مادل علیه القرآن، ج‌۱، ص‌۱۱۴.
  49. زادالمسیر، ج‌۴، ص‌۲۶۷؛ نمونه، ج‌۱۰، ص‌۱۲۱.
  50. زادالمسیر، ج‌۴، ص‌۲۶۷؛ اسرار الفاطمیه، ص‌۲۳۳.
  51. التبیان، ج‌۸، ص‌۴۲۰؛ مادل علیه القرآن، ج‌۱، ص‌۱۱۴
  52. نمونه، ج‌۱۰، ص‌۱۲۲.
  53. «به راستی پروردگارتان همان خداوند است که آسمان‌ها و زمین را در شش روز آفرید سپس بر اورنگ (فرمانفرمایی جهان) استیلا یافت، شب را بر روز می‌پوشاند- که آن را شتابان می‌جوید- و خورشید و ماه و ستارگان را رام فرمان خویش آفرید؛ آگاه باشید که آفرینش و فرمان او راست؛ بزرگوار است خداوند پروردگار جهانیان» سوره اعراف، آیه ۵۴.
  54. «و شب و روز و خورشید و ماه را رام شما گردانید و ستارگان رام‌شدگانی به فرمان اویند، به راستی در آن برای گروهی که خرد می‌ورزند نشانه‌هایی است» سوره نحل، آیه ۱۲.
  55. جامع‌البیان، ج۱۴، ص۱۱۷؛ تفسیرابن‌کثیر، ج‌۲، ص‌۵۸۵.
  56. «و شب و روز و خورشید و ماه را رام شما گردانید و ستارگان رام‌شدگانی به فرمان اویند، به راستی در آن برای گروهی که خرد می‌ورزند نشانه‌هایی است» سوره نحل، آیه ۱۲.
  57. زادالمسیر، ج‌۴، ص‌۲۶۷.
  58. «آیا ندیده‌اید که خداوند آنچه را در آسمان‌ها و در زمین است برای شما رام کرد و نعمت‌های آشکار و پنهان خود را بر شما تمام کرد؟ و برخی از مردم بی‌هیچ دانش و رهنمود و کتاب روشنی درباره خدا چالش می‌ورزند» سوره لقمان، آیه ۲۰.
  59. التبیان، ج‌۹، ص‌۲۵۲.
  60. «خداوند، همان است که دریا را برای شما رام کرد تا کشتی‌ها در آن به فرمان وی روان گردند و تا شما از بخشش وی (روزی) به دست آورید و باشد که سپاس گزارید» سوره جاثیه، آیه ۱۲.
  61. جوامع الجامع، ج‌۲، ص‌۳۱۹.
  62. «خداوند است که آسمان‌ها و زمین را آفرید و از آسمان آبی فرو فرستاد که با آن از میوه‌ها برای شما روزی بر آورد و کشتی را برای شما رام کرد تا به فرمان او در دریا روان گردد و رودها را برای شما رام گردانید» سوره ابراهیم، آیه ۳۲.
  63. نمونه، ج‌۱۰، ص‌۳۴۹ ـ ۳۵۱.
  64. «بی‌گمان در آفرینش آسمان‌ها و زمین و در پیاپی آمدن شب و روز و در آن کشتی که برای سود رساندن به مردم در دریا روان است و در آبی که خداوند از آسمان فرو می‌بارد و زمین را پس از مردن، بدان زنده می‌دارد و بر آن هرگونه جنبنده‌ای را می‌پراکند و در گرداندن بادها و ابر فرمانبردار میان آسمان و زمین، برای گروهی که خرد می‌ورزند نشانه‌هاست» سوره بقره، آیه ۱۶۴.
  65. «و ابر را سایه‌بان شما کردیم و ترانگبین و بلدرچین برایتان فرو فرستادیم (و گفتیم) از چیزهای پاکیزه‌ای که روزیتان کرده‌ایم، بخورید. و آنان بر ما ستم نکردند بلکه بر خویشتن ستم روا می‌داشتند» سوره بقره، آیه ۵۷.
  66. المیزان، ج‌۱، ص‌۴۰۵.
  67. الصافی، ج‌۱، ص‌۲۰۸؛ الاصفی، ج‌۱، ص‌۷۷
  68. المیزان، ج‌۱، ص‌۴۰۵.
  69. «خداوند است که آسمان‌ها و زمین را آفرید و از آسمان آبی فرو فرستاد که با آن از میوه‌ها برای شما روزی بر آورد و کشتی را برای شما رام کرد تا به فرمان او در دریا روان گردد و رودها را برای شما رام گردانید» سوره ابراهیم، آیه ۳۲.
  70. «و چارپایان را آفرید که در (پوست) آنان برای شما گرما و سودهایی (دیگر) است و از آنها می‌خورید» سوره نحل، آیه ۵.
  71. «و بارهایتان را تا شهری می‌برند که جز با دشواری جانکاه بدان نمی‌رسیدید؛ بی‌گمان پروردگارتان مهربانی بخشاینده است» سوره نحل، آیه ۷.
  72. المیزان، ج‌۱۸، ص‌۸۷ ـ ۸۸.
  73. «آیا آنان بخشایش پروردگارت را تقسیم می‌کنند؟ ماییم که توشه زندگی آنان را در زندگانی این جهان میانشان تقسیم کرده‌ایم و برخی از آنان را بر دیگری به پایه‌هایی برتری داده‌ایم تا برخی، برخی دیگر را به کار گیرند و بخشایش پروردگارت از آنچه آنان فراهم می‌آورند» سوره زخرف، آیه ۳۲.
  74. تسنیم، ج‌۲، ص‌۶۲۲ ـ ۶۲۳.
  75. الفتوحات المکیه، ج‌۲، ص‌۴۶۵.
  76. الفتوحات المکیه، ج‌۲، ص‌۴۶۵.
  77. نمونه، ج۲۱، ص۵۰؛ نیز ر‌ ک: مقتنیات الدرر، ج‌۱۰، ص‌۵۰.
  78. نمونه، ج‌۲۱، ص‌۵۲.
  79. تسنیم، ج‌۲، ص‌۶۲۲ ـ ۶۲۳.
  80. «آیا آنان بخشایش پروردگارت را تقسیم می‌کنند؟ ماییم که توشه زندگی آنان را در زندگانی این جهان میانشان تقسیم کرده‌ایم و برخی از آنان را بر دیگری به پایه‌هایی برتری داده‌ایم تا برخی، برخی دیگر را به کار گیرند و بخشایش پروردگارت از آنچه آنان فراهم می‌آورند» سوره زخرف، آیه ۳۲.
  81. نمونه، ج‌۲۱، ص‌۵۰ ـ ۵۱.
  82. المیزان، ج‌۱۸، ص‌۱۰۱.
  83. مجمع‌البیان، ج‌۹، ص‌۷۹؛ نمونه، ج‌۲۱، ص‌۵۲.
  84. المیزان، ج‌۱۸، ص‌۱۰۱.
  85. «و یاد کن که موسی به قوم خود گفت: ای قوم من! نعمت خداوند را بر خویش فرا یاد آورید که در میان شما پیامبرانی برگمارد و شما را پادشاه کرد و چیزهایی به شما داد که به هیچ کس از جهانیان نداده است» سوره مائده، آیه ۲۰.
  86. التبیان، ج‌۳، ص‌۴۸۱.